دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٩١
خرائطى ، ابوبكرمحمدبن جعفربن محمدبن سهل، محدّث و اديب قرن سوم. تاريخ تولد او مشخص نيست، اما باتوجه به سن وى در هنگام وفات، احتمالا در ٢٣٧ به دنيا آمده است (رجوع کنید به ادامۀ مقاله). اصل او از سامرا است و از اينرو به سامرى و عسكرى نيز مشهور است (رجوع کنید به ابنماكولا، ج ٣، ص ٢٩٧؛ ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٦). وجه نسبت او به خرائطى روشن نيست (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٣٣٩) ولى ظاهرآ اين نسبت به خانوادهاش مربوط است زيرا برادرش احمدبن جعفر نيز خرائطى خوانده شده است (رجوع کنید به خرائطى، ١٤٢١، مقدمه غريد شيخ، ص ٦). از شرححال او اطلاعات اندكى در منابع موجود است و بيشتر شرححالنويسان همان مطالبى را كه خطيب بغدادى (ج ٢، ص ٥١٥ـ٥١٦) و ابنعساكر (ج ٥٢، ص ٢٢٤ـ٢٢٧) در شرححال او ذكر كردهاند، تكرار نمودهاند (براى نمونه رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٣٣٩؛
ياقوت حموى، ج ٦، ص٢٤٧٠ـ٢٤٧١). خرائطى ظاهرآ تحصيلات اوليۀ خود را در سامرا گذراند، چرا كه چند تن از استادان او، از جمله ابراهيمبن عبداللّهبن جنيد و حمادبن حسنبن عَنْسَبه، در سامرا ساكن بودهاند (رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٧، ص ٣٥، ج ٨، ص ٢١). خرائطى مدتى نيز در بغداد سكونت داشت و از برخى محدّثان اين شهر، مانند عبادبن وليد غُبَرى، عمربن شَبّه، عباسبن عبداللّه تَرقُفى و عباسبن محمد دورى، حديث شنيد (براى فهرستى از مشايخ او رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛
خرائطى، ١٤٢١، مقدمه، ص ٨ـ١٤). مدتى نيز شاگرد مُبَرَّد (اديب و لغوى؛
متوفى ٢٨٥) بود كه اين مطلب دلالت بر سكونت وى در بصره دارد (رجوع کنید به ذهبى، ج ١٣، ص ٥٧٦). ابنعساكر (ج ٥٢، ص ٢٢٦) از دو بار سفر خرائطى به دمشق خبر داده است. همچنين خطيب بغدادى (ج ٢، ص ٥١٥) به نقل از ابومحمد عبدالعزيزبن احمدبن على كتانى دمشقى، از ورود خرائطى به دمشق در ٣٢٥ سخن گفته است، كه احتمالا تاريخ سفر دوم وى به دمشق است. حلقۀ درس او در دمشق مورد توجه قرار گرفت و محدّثان شامى براى شنيدن حديث نزد وى ميرفتند (ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٤، ٢٢٦). خرائطى سپس به عسقلان رفت و در آنجا نيز به نقل حديث پرداخت (ذهبى، ج ١٥، ص ٢٦٨). در سال ٣٢٧، در نود سالگى، همانجا وفات يافت (خطيب بغدادى، همانجا؛
قس ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٦، كه وفات وى را در يافا ذكر كرده است). خرائطى شعر نيز ميسروده، و صفدى (ج ٢، ص ٢٩٦ـ٢٩٧) نمونههايى از اشعار او را نقل كرده است. كسانى چون ابوبكربن ابيالحديد، احمدبن عبداللّهبن سليمان واعظ، عبدالوهاب كلابى، شهاببن محمدبن شهاب صورى و ديگران از او حديث نقل كردهاند (براى فهرست كسانى كه از او حديث نقل كردهاند رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٥).
از خرائطى آثار متعددى برجا مانده است (صفدى، ج ٢، ص ٢٩٧؛
بروكلمان، تكمله، ج ١، ص ٢٥٠). وى در اين آثار با بهرهگيرى از احاديث، حكايات اخلاقى و اشعار به بيان مضامين اخلاقى پرداخته است. عناوين، محتوا و شيوۀ نگارش آثار خرائطى شباهت فراوانى با آثار ابنابيالدنيا (متوفى ٢٨١) دارد. خرائطى در كتاب اعتلال القلوب فى احاديث المحبة و المحبين به موضوع عشق در حدود اسلامى آن پرداخته است. پيش از خرائطى برخى ديگر دربارۀ اين موضوع بحث كرده بودند، از جمله عمروبن بحر، مشهور به جاحظ (متوفى ٢٥٥)، در رسالههاى مختلف خود چون كتاب النساء، كتاب القيان و رساله مفاخرة الجوارى و الغيان؛
ابوبكر محمدبن داود اصفهانى (متوفى ٢٦٩) در كتاب الزهره؛
و محمدبن احمد وشاء (متوفى ٣٢٥) در كتاب الموشّى. خرائطى نيز در تداوم اين سنّت، با طرح مباحثى چون لزوم پناه بردن به خداوند از شر وسوسههاى نفس و عدم پيروى از هواى نفسانى به بررسى اين موضوع پرداخته است. خرائطى ضمن نقل احاديث نبوى و حكايات اخلاقى، اشعار فراوانى دربارۀ مباحث ذكر شده گردآورى كرده است. وى در اين كتاب، مطالب فراوانى از ابواسحاق ابراهيمبن عبداللّهبن جنيد خُتُّلى (متوفى ٢٦٠) نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به خرائطى، ١٤٢١، ص ٤٠ـ٤١، ٤٨، ٥٨ـ٥٩؛
نيز رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٧، ص ٣٥). همچنين خرائطى در كتاب مساوى الاخلاق و مذمومها ضمن اشاره به صفات ناپسند اخلاقى و لزوم شناخت آنها و دورى از آنها، با بهرهگيرى از احاديث نبوى، تصويرى از انسان اخلاقى در فرهنگ اسلامى را به تصوير كشيده است. از اين كتاب چند نسخۀ خطى باقى مانده (خرائطى، ١٤٠٢، مقدمه حافظ و يافى، ص٢٠) و مجدى سيدابراهيم (قاهره ١٤٠٩) و مصطفى ابينصر شبلى (جده ١٩٩٢) متن آن را چاپ كردهاند. خرائطى به همين شيوه در كتاب مكارم الاخلاق و معاليها و محمود طرائقها و مراضيها به بحث دربارۀ اخلاق پسنديدۀ انسانى پرداخته است. چند نسخه از كتاب مكارم الاخلاق باقى مانده و بخشى از آن نيز منتشر شده است (همان، ص٢٠). حافظ ابوطاهر سلفى گزيدهاى از اين كتاب را با عنوان المنتقى من مكارم الاخلاق گردآورده كه به كوشش محمد مطيع حافظ و غزوه بدير منتشر شده است (دمشق ١٩٨٦). كتاب ديگر خرائطى فضيلة الشكرللّه على نعمته و ما يجب من الشكر للمنعم اليه (دمشق ١٤٠٢) است كه شباهت فراوانى به كتاب الشكر ابنابيالدنيا دارد (همان، ص ٢٣). او كتابى بهنام هواتف الجنان و عجيب ما يحكى عن الكهان نيز تأليف كرده است كه در حقيقت اثرى در دلائلالنبوه است و در آن اشعار نقل شده از قول جنيان در تأييد نبوت پيامبر را، گرد آورده است. اين كتاب به كوشش ابراهيم صالح در ضمن نوادرالرسائل (بيروت ١٩٨٢) بهچاپ رسيده است. بروكلمان (همانجا) نسخهاى با نام تعاليق لابنعيسيالدمشقى به خرائطى نسبت داده است. از دو اثر وى به نامهاى قَمْع الحِرص بالقناعة و كتاب القبور، نسخهاى در دست نيست (ياقوت حموى، ج ٦، ص ٢٤٧١؛
صفدى، ج ٢، ص ٢٩٧).
منابع :
(١) عليبن حسن مشهور به ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٢) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتباب عن المؤتلف و المختلف فى الاسماء و الكنى و الانساب، چاپ عبدالرحمنبن يحيى معلمى يمانى، حيدرآباد دكن ١٣٨٤/١٩٦٥؛
(٣) محمدبن جعفر خرائطى، كتاب فضيلةالشكرللّه على نعمته و ماجيب من الشكر للمنعم عليه، چاپ محمد مطيع حافظ و عبدالكريم يافى، دمشق ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٤) همو، اعتلال القلوب فى اخبار العشاق و المجين، چاپ غريد شيخ، بيروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٥) احمدبن عليبن ثابت مشهور به خطيب بغدادى، تاريخ مدينة الاسلام، چاپ بشارد عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٦) شمسالدين محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٧) سمعانى، الانساب؛
(٨) صلاحالدين خليلبن ايبك صفدى، كتاب الوافى بالوفيات، چاپ س. ديدرينغ، ويسبادن ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٩) ياقوت حموى رومى، معجمالادباء ارشاد الاريب الى معرفة الأديب، چاپ احسان عباسى، بيروت ١٩٩٣.
/ هادى بِزْدى ثانى /
تاریخ انتشار اینترنتی:
١٧/٠٨/١٣٨٨