دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣١٣٣
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، کتابی در بارة وقایع اواخر دورة قاجار، تألیف محمدتقی بهار * . این اثر، اولین کتابی است که در بارة احزاب سیاسی ایران و سهم آنها در جریانات سیاسی آن زمان نوشته شده است . بهار قصد خود را از نگارش این کتاب ، آگاه کردن جوانان از وقایع و حوادث گذشتة کشور ذکر کرده و گفته است که برای تحقق این هدف مقالاتی با عنوان «تاریخ مختصر احزاب سیاسی » در روزنامة مهر ایران انتشار داده است (ج ١، مقدمه ، ص یه ). این مقالات ــ که جلد دوم کتاب وی را تشکیل می دهد ــ از اسفند ١٣٢٠ تا مرداد ١٣٢١ در روزنامة مذکور چاپ می شد و بعدها مهرداد بهار * ، پسرمحمدتقی بهار، آنها را گردآوری و در ١٣٦٣ش منتشر کرد (بهار، ج ٢، یادداشت مهرداد بهار، ص ٥ ـ٦). مطالب این کتاب وقایع سالهای ١٣٠٢ تا ١٣٠٤ش را در بر می گیرد که دارای ضعفها و احتمالاً بعضی اشتباهات است ، از جمله در همین جلد (ص ٣١) نوشته شده است که مجلس پنجم را مشیرالدوله باز کرد، در حالی که در آن وقت سردارسپه ، رئیس الوزرا بود. مهرداد بهار در بارة این جلد نوشته است که پدرش مطالب آن را پس از شهریور ١٣٢٠ هر روز با شتاب می نوشت و برای چاپ به روزنامة مهر ایران می داد و مطالب آن بر اساس خاطراتش بود، حال آنکه حافظه اش ضعیف شده بود (همان ، ج ٢، ص ٥). در ١٣٢١ و ١٣٢٢ش بهار سلسله مقالاتی در روزنامة نوبهار ــ که خود صاحب امتیاز آن بود ــ چاپ کرد. این مقالات در ١٣٢٣ش به صورت کتاب انتشار یافت (همان ، ج ٢، یادداشت مهرداد بهار، ص ٦) که جلد اول تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران به شمار می آید. مطالب این جلد با نظری اجمالی به آغاز مشروطیت و پادشاهی احمدشاه قاجار شروع می شود و تا پایان مجلس چهارم در ١٣٠٢ش ادامه دارد.
هر دو جلد کتاب از نظر وقایع دورة مشروطه اهمیت دارند. چون بهار از دورة سوم تا پنجم وکیل مجلس شورای ملی و نیز عضو حزب دموکرات بوده ، از وقایع داخل مجلس و خارج از آن که در جای دیگری منعکس نشده ، اطلاعات بسیار مفیدی آورده و کوشیده است تا با انصاف و درایت مطالب را بیان کند.
منابع بهار، نسخة خطی تاریخ احمد شهریور و بعضی یادداشتهایی بوده که از روزنامه و مذاکرات مجلس تهیه می کرده است . مشاهدات شخصی اش از حوادث و شنیده هایش را نیز ثبت می نموده است ، که البته این نوع منابع گاه دقیق نیستند (رجوع کنید به ج ١، مقدمه ، ص یو، ٣٨ـ٣٩)؛
ازینرو مطالب دو جلد کتاب یکدست نیست . به هر حال ، مشاهدات بهار و توصیفات وی خواندنی است ؛
از جمله وصف وی از استقبال مردم از ولیعهد (محمدحسن میرزا) در مراسمی که به مناسبت فوت محمدعلی شاه برگزار شده بود، و بی اعتنایی مردم به سردارسپه (رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ٨٨ ـ٨٩).
پس از انتشار مقالات بهار در مهر ایران ، عده ای از او انتقاد کردند و رنجیدند، بااینکه وی ملاحظة اشخاص و معاصران را بسیار می کرده و برخی مطالب را سربسته می گفته است ، مثلاً در بارة قرارداد ١٩١٩ نوشته است که «اسرار تاریخی » در این باره زیاد است و باید ناگفته بماند (همان ، ج ١، ص ٢٩، نیز رجوع کنید به ص ٣٠، ٣٠٠). لحن بهار در جلد دوم به طورکلی تلختر است ولی همچنان پرده پوشی کرده (همان ، ج ٢، ص ٨٨)، شاید هم احتیاط می کرده است .
بهار چون اهل سیاست و روزنامه نگاری ، و در تحلیل سیاسی قدرتمند بوده ، تنها به ذکر وقایع نپرداخته و تفسیرهای ارزنده ای نیز به دست داده است و اکنون که دسترسی به اسناد آن دوره مقدورتر شده ، صحت بسیاری از گفته های او را می توان اثبات کرد. وی با شخصیتهای سیاسی معاصر خود آشنا بوده و در کتابش به خلقیات و نقش برخی از آنان پرداخته است و تاریخ او از این لحاظ بسیار غنی و قابل اعتماد است . وی سیدضیاءالدین طباطبائی را از نزدیک می شناخته است و شاید تحلیل بهار از شخصیت و علل شکست او بعد از کودتا، بهترین تحلیل باشد (همان ، ج ١، ص ٩٤).
اهمیت اصلی تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، بخصوص جلد اول آن ، تحلیل و تفسیر دقیق بهار از عملکرد احزاب سیاسی در مجلس است ؛
وی بتفصیل موضع و مرام هرکدام و تغییر جهت یا از بین رفتن آنها را تا جایی که مقدور بوده نگاشته است (همان ، ج ١، ص ٢١، ١٣٠، ١٦١). بدون توضیحات بهار و بخصوص توجه او به سهم احزاب ، بسیاری از وقایع آن زمان مفهوم نبود؛
اما وی با اینکه از اعضای فعال حزب دموکرات بوده ، گزارشهایش از مجلس سوم و مهاجرت اندک است و برای پژوهش در این خصوص منبع مهمی به شمار نمی رود (اتحادیه ، ص ٨).
اهمیت دیگر این کتاب ، شناختی است که از عقاید سیاسی بهار و نظریات او در بارة وقایع به دست می دهد (مثلاً برای عقیدة او در بارة لنین و گشوده شدن باب مراوده با روسها رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٢٩، ٤١، ٤٥؛
در بارة نظر او راجع به حکومت ایران رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٣٦). بهار به سوسیالیسم عقیده داشت و عضو حزب دموکرات بود و روزنامة نوبهار را منتشر می کرد که ناشر افکار حزب بود. به طورکلی لحن بهار در روزنامه تندتر از کتاب اوست .
دیگر ویژگی ارزشمند این کتاب ، توجه بهار به نقش روزنامه ها و روزنامه نگاران در رهبری افکار، ارتباط با احزاب و اهمیت آنها در صحنة سیاسی آن زمان است ، چنانکه قتل بعضی از روزنامه نگاران ، مانند میرزادة عشقی و فرخی یزدی ، را بسیار پراحساس نقل کرده و در عین حال از ذکر ضعفهای روزنامه نگاران غافل نمانده است (همان ، ج ١، ص ٢٢٤). او همچنین از توطئه ترور خودش توسط اکثریت مجلس پنجم ، به هنگام تقدیم مادّة واحدة «انقراض سلطنت قاجاریه » و واگذاری حکومت موقت به رضاخان پهلوی رئیس الوزرا، گزارش مبسوطی داده است . در این حادثه ، که بهار در مجلس به نمایندگی از اقلیت در مخالفت با این اقدام مجلس سخنرانی کرده بود، مأموران ، روزنامه نگاری به نام حاج واعظ قزوینی را که شباهتی با بهار داشت و برای تماشای «جلسة تاریخی » به مجلس رفته بود، به اشتباه به جای او کشتند (همان ، ج ٢، ص ٢٨٣ـ٣٠٤).
بهار از آنجا که ادیب و شاعر بوده سبک نگارشش در مطالب سیاسی جالب توجه و ویژه است . نثر وی در این کتاب بسیار استوار و رساست ، اگرچه گاه از واژه های بیگانة رایج در آن زمان ، مانند «مانور» و «راپورت » و «فرونت »، نیز استفاده کرده است .
منابع :
(١) منصوره اتحادیه ، احزاب سیاسی در مجلس سوم ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٢) محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران ١٣٢٣ـ١٣٦٣ش .
/ منصوره اتحادیه /