دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٠٨
پِلْوِنِه (امروزه پلون ) شهری در شمال بلغارستان . این شهر در ارتفاع ١٠٥ متری ، در فرورفتگی فلات پله ون که رود توچه نیکا (توچنیچه ) آن را تشکیل داده است قرار دارد. این رود از انشعابات رود ویت است و در شش کیلومتری مغرب شهر جریان دارد. جاده و راه آهن مهمی که از صوفیه به بخارست و وارنا (بندر دریای سیاه ) کشیده شده است از شهر می گذرد.
پلونه جانشین غیرمستقیم شهررومی استورگوسیاکه در ٤٤١ـ ٤٤٨ پیش از میلاد، هونها آن را نابودکردند اما، بر اساس یافته های باستان شناسی از قرن ششم ، بعدها بازسازی شد. این سکونتگاه در منطقة قیالق در بالای شهر فعلی واقع بود و در حدود ٦٠٠ میلادی در پی هجوم اسلاوها و آوارها از بین رفته است .
در منابع مکتوب قرون وسطا تنها در گزارش لشکرکشی استفان کبیر، شاه مجارستان ، به بلغارستان در ٦٦٥/١٢٦٦ از پلونه یاد شده است . در دورة تسلط بلغار ـ روم شرقی در سده های میانه ، احتمالاً یک قلعه و حومة آن پا برجا بوده ، اما اطلاع اندکی از آن در دست است .
شهر در دورة عثمانی (٧٩٥ـ ١٢٩٥) یکی از مراکز اسلامی با مساجد بسیار چند مدرسة مهم و مرکز «قضا»یی متشکل از ٤٦ روستا بود و در بیشترین مدت این دوره به سنجق نیکبولی * (نیگبولو/ نیکوپول ) تعلق داشت و پس از تجدید سازمان دستگاه اداری ایالتی در ١٢٨١/١٨٦٤، شهر جزوی از سنجق روسجوق در ولایت طونه شد.
در منابع محلی یا منابع اولیة عثمانی تصرف قلعة پلونه توسط عثمانیها ثبت نشده است . تصرف آن باید در لشکرکشی وزیر اعظم ، جاندارلی (چندرلی )زاده علی پاشا، صورت گرفته باشد که طی آن ارتش عثمانی در ٧٩٠ـ٧٩١ پس از تصرف نیکبولی ، در راه بازگشت به ادرنه از طریق پلونه و لوفچه (لووچ )، می توانست آن را تصرف کند. تنها منبعی که این لشکرکشی را وصف کرده نِشری است ، اما وی در ذکر قلاع و شهرهای مهم بلغارستان به پلونه و لوفچه اشاره نکرده است . احتمال دارد پلونة قرون وسطا در همین واقعه نابوده شده باشد. همچنین ممکن است در نبرد وارنا در ٨٤٨/١٤٤٤ مانند اغلب شهرهای شمال بلغارستان در آتش سوخته باشد.
نخستین بار در قدیمترین تحریر (دفتر آمار) عثمانی از سنجق نیکبولی ، که آمارِ اجمالی از ٨٨٤/١٤٧٩ـ١٤٨٠ است ، از «پلونة بالا» نام برده شده که ده خانوار مسیحی و نُه خانوار مسلمان در آن زندگی می کردند (تودوروف و ندکوف ، ص ٢٤٤ـ ٢٤٥). پلونة بالا با وجود کوچکی ، مرکز اداری ناحیه بود و در پایین آن سکونتگاهی به نام «پلونة زیر» وجود داشت .
در فاصلة سالهای ٨٨٤ ـ٨٩٤/١٤٨٠ـ ١٤٩٠ پلونة بالا و پلونة زیر و بیست مزرعة غیرمسکونی به تصرف میخال اوغلو غازی علی بیگ درآمد و او صدها تن از مهاجران مسیحی بلغاری و ترک مسلمان را در آنجا سکونت داد و شهر پلونه و بیست دهکده را در فرورفتگی واقع در پایین دست قلعة مخروبه
در محل پلونة زیر بنا کرد. شهر جدید بر گرداگرد بناهای اجتماعی ـ مذهبی (مجموعه ای شامل مسجد، مدرسة بزرگ ، عمارت ، زاویه ، مدرسة ابتدایی و حمام که به وسیلة میخال اوغلوغازی علی بیگ احداث شده بود)، گسترش یافت . در ٩٠١، همة این اماکن وقف شد ( رجوع کنید به لوند، ص ٣٥٩ـ٣٦٠). علی بیگ یهودیان اسپانیایی را نیز به شهر جدید خود دعوت کرد (در ٩٢٢: ٦٩ خانواده ). از جاذبه های شهر برای سکونت در آنجا معافیت از عوارض و مالیاتهای «تکالیف » بود و مسیحیان آنجا فقط نیمی از جزیه را پرداخت می کردند. پس از مرگ علی بیگ (در ٩١٣) پسران و نوه های او همچنان به توسعة شهر ادامه دادند. فواره های متعدد ساخته و خیابانها سنگفرش شد. در ٩٨١ سلیمان بیگ مسجد «قورشونلو» را با بهترین سبک عثمانی ساخت و خضربیگ مدرسه ای به آن اضافه کرد که به همراه مدرسة بزرگ علی بیگ ، پلونه را به مرکز مهم آموزش اسلامی مبدل ساخت . علاوه براین بناها، از پنج مسجد کوچکتر در تحریر سال ٩٥٧ و مسجد خدیجه سلطان ، نوة علی بیگ و مسجد جمعة جدید سلیمان بیگ و شماری مسجد دیگر در تحریر سال ٩٨٧ یاد شده است .
در ٩٣٢ که عثمانیها بوداپست را تصرف کردند، گروهی از یهودیان آن شهر به اقامت در پلونه دعوت شدند ( تحریر ٩٥٧/١٥٥٠، تحریر دفتری ، ش ٣٨٢، ص ٦٨٥ـ٦٨٦: ٤١ خانواده ). وجود ٦٢ خانوار یهودی از آلمان و ٨٤ خانوار یهودی از سرزمینهای لاتینی (یهودیان فرنک ) که در دهة ٩٨٠ تعداد آنها به بیش از ٢٠٠ خانوار افزایش یافت پلونه را به یکی از بزرگترین مراکز یهودی نشین بالکان تبدیل کرد. پلونه در سراسر این چند صدسال شهری مسلمان نشین باقی ماند و در طول زمان بخشی از جمعیت بلغاری محلی را جذب و مسلمان کرد (در ٩٥١، ٢٠% از مسلمانان پلونه قبلاً غیر مسلمان بوده اند).
در قرن دهم / شانزدهم دهکده های وقفی مسیحی در اطراف پلونه و صومعه های سنت جورج در نزدیکی شهر و سادووک در خارج آن به نوشتن کتب مقدس کلیسایی برای کلیساهای ارتدوکس بلغاریِ شمال بلغارستان پرداختند (بررسی تریفونف از نسخ به جا مانده ، ص ٥٣ـ٥٦). تألیفات یهودیان پلونه نیز اهمیت بسیاری داشت .
ظاهراً شهر در قرون یازدهم ـ دوازدهم رو به زوال رفت . علت آن ، علاوه بر مسائل داخلی ، غارت و انهدام شهر به دست رومانیاییها به رهبری میخائیل دلیر در ١٠٦٤/١٥٩٦ بود که طی آن هزاران تن از ساکنان دهکده های وقفی را به اجبار در والاکیا ( نام عثمانی :افلاق * ) اسکان دادند. پس از این هجومها ویرانه های قلعة قرون وسطایی را خراب و سنگهای آن را برای احداث یک «خان » (کاروانسرای ) بزرگِ جدید با هفتاد بخاری دیواری در مجاورت «بدستان » (راسته بازار) به کار بردند. در ١٠٧٠/١٦٥٩ فیلیپ استانیسلاوف (اسقف کاتولیک بلغاری ) از شهر که پانصد بلغاری ارتدکس ، دو کلیسا، پنجهزار ترک مسلمان و هفت مسجد داشت دیدار کرده و سه سال بعد اولیاچلبی به آنجا سفر کرده و از حملات اهالی والاکیا در ١٠٦٤/١٥٩٦ خبر داده است ، هر چند که بیشتر مطالب وی افسانه پردازی و غیر واقعی است . وی نیز از هفت مکتب ، شش تکیه و شش خان در شهر یاد می کند و از «عمارت » غازی علی بیگ که طبق سند وقفیش دوبار در روز، برای همگان بدون توجه به دین یا، نژاد، غذا طبخ می کرد، گزارش می دهد (ج ٦، ص ١٦٤ـ ١٦٥). در پایان قرن یازدهم / هفدهم پلونه در جریان عبور ارتش تاتارهای کریمه ، به رهبری خان سلیم گرای ، از میان بلغارستان شمالی صدمة بسیار دید (بر اساس یادداشتی
درحاشیة یک کتاب کلیسابه تاریخ اکتبر١٦٨٩).شهردرسیل ١١٣١/ ١٧١٩ نیز بشدت آسیب دید. بر اساس مفصل عوارض دفتر ، مربوط به ١١٦٤/١٧٥١ (باشباقانلق آرشیوی ، تدوین کپه جی ، موقوفات ، ٢٩١٣) شهر به میزان قابل توجهی کوچکترازاواخرقرن دهم /شانزدهم بودوتقریباً٣٤شهررا مسلمانان تشکیل می دادند.
پس از پایان قرن دوازدهم / هجدهم و در سراسر قرن سیزدهم / نوزدهم شهر مجدداً و با سرعت گسترش پیدا کرد و جمعیت مسیحیان افزایش یافت . به طوری که در پایان دورة عثمانی ، شمار آنان از مسلمانان بیشتر بود. طبق سالنامة ولایت طونه مربوط به ١٢٨٦/١٨٦٩ـ١٨٧٠، شهر دارای ١٨ مسجد، دو کلیسا، یک کنیسه ، ٩٢٥ مغازه ، یک حمام و ٣٠ خان بود. فیلیکس کانیتس ، جغرافیدان ، در آخرین سالهای دوران عثمانی ، ٦٢٧ ، ١ خانه را متعلق به مسلمانان و ٤٧٤ ، ١ خانه را متعلق به مسیحیان آورده و جمعیت شهر را حدود ٠٠٠ ، ١٧ تن ضبط کرده است . با توجه به اینکه مسیحیان خانوارهای بزرگتری داشتند، جمعیت آنان باید کمی بیشتر از مسلمانان بوده باشد.
در جنگ روس و عثمانی (١٢٩٤ـ ١٢٩٥/١٨٧٧ـ ١٨٧٨) که روسیه به مناطق بالکان عثمانی حمله کرد، شهر پلونه به فرماندهی غازی عثمان پاشا پنج ماه در برابر این هجوم مقاومت دلیرانه کرد و به این سبب شهرت جهانی یافت . این مقاومت بر نتیجة جنگ تأثیر بسیار داشت . شهر فاقد استحکامات بود و عثمان پاشا از موقعیت عالی تپه های پیرامون آن استفاده کرد. روسها نیز با محاصرة شهر ارتباط پلونه را با جهان خارج قطع کردند. سرانجام آخرین تلاش عثمان پاشا برای درهم شکستن محاصره نیز ناموفق بود؛
وی که به «شیرپلونه » ملقب بود زخمی و مجبور به تسلیم شد و پلونه سقوط کرد. محاصرة پنج ماهة شهر به بهای از دست دادن بیش از ٠٠٠ ، ٤٠ تن برای روسها و متحدانشان بود. سقوط پلونه راه پیشروی روسها به ادرنه
وسان استفانوراهموارکرد.درسان استفانومعاهدة صلحی بر اساس آتش بس توافق شدة یک ماه قبل در ادرنه ، به
امضارسید.شهرپس ازاین هجوم نیمه ویران شد وساکنان ترک آن از ترس گروههای نامنظم بلغاری گریختند و پس
ازبرقراری نظم درحکومت جدید بلغاری ،تنها یک سوم ازآنها به شهر بازگشتند. جای خالی ترکها را تازه واردان بلغاری (از دهکده های اطراف ) پر کردند و ازینرو جمعیت مسلمانان کاهش یافت . در دهه های پیش از جنگ جهانی اول بیشتر ساختمانهای عثمانی شهر تخریب شد و یک آرامگاه بزرگ روسی به سبک نوبیزانسی جایگزین مدرسه ، مسجد و عمارت غازی علی بیگ شد. مسجد سلیمان بیگ تا ١٣١٠ ش /١٩٣١ پابرجا بود و پس از آن جای خودرابه باشگاه نظامی داد.
بخشی از خاکریزها و استحکامات خاکی عثمان پاشا (که امروزه نیز دیده می شود) به عنوان یادبود حفظ شد. این تجهیزات دفاعی تأثیر عمیقی بر استحکامات بعدی غرب گذارد. در دهة
١٣٥٠ ش /١٩٧٠ یک بنای یادبود بزرگ و منظرة باشکوهی از میدان جنگ ساخته شد.
شهر پلونه که پیش از جنگ جهانی دوم ، از جمله ، دارای منسوجات و صنایع فلزی بود، پس از جنگ بسرعت رشدکردوبه یکی از بزرگترین مراکز صنعتی شمال بلغارستان تبدیل شد.
( جمعیت شهر در سرشماری ١٣٧١ ش /١٩٩٢ برابر با ٨١٢ ، ١٣٠ تن بوده است ( > اطلس بریتانیکا < ، ١٩٩٦) ) . تا اوایل دهة ١٣٥٠ ش /١٩٧٠ تنها یک مسجد چوبی در شهر وجود داشت که جامعة کوچک مسلمانان شهر از آن استفاده نمی کردند. امروزه در پلونه ، بجز خاکریزها و استحکامات ١٢٩٤/١٨٧٧، حتی یک ساختمان عثمانی دیده نمی شود که گواه پیشینة طولانی اسلامی آن باشد.
منابع :
(١) محمد ظلی بن درویش اولیاچلبی ، اولیاچلبی سیاحتنامه سی ، ج ٦، چاپ احمد جودت ، استانبول ١٣١٤؛
(٢) [ Britannica atlas , Chicago: Encyclopaedia Britannica, ١٩٩٦];
(٣) F. Kanitz, Donau- Bulgarien und der Balkan ٢ , Leipzig ١٨٨٢, II, esp. ٧٦ ff.;
(٤) Agہh S â rr â Levend, Gazava ¦ t- na ¦ meler ve Mihalog § lu Ali Bey'in Gazava ¦ t - names ¦ i , Ankara ١٩٥٦;
(٥) N. Todorov and B. Nedkov, eds., Turski izvori za Ba § lg. istorija , II, Sofia ١٩٦٦, ٢٤٤-٢٤٥;
(٦) J. Trifonov, Istorija na grada Pleven do osvoboditelnata voina , Sofia ١٩٣٣.
(٧) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه .
/ م . کیل ، تلخیص از ( د. اسلام ) /