دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٨١
تدبیر منزل ، از اقسام حکمت عملی در فلسفة مشاء. موضوع آن نحوة ادارة منزل و مشارکت مرد با زن ، فرزند، بندگان و خدمتکاران برای تنظیم امور منزل است (ابن سینا، ١٣٦٠ ش ، ص ٦٨ـ٦٩).
تدبیر از ریشة دَبَرَ در لغت به معنای نظر کردن در عاقبت و انجام امور است (ابن فارس ، ج ٢، ص ٣٢٤؛ فراهیدی ، ج ٨، ص ٣٣، ذیل «دبر») و توسعاً به معنای تنظیم و اداره کردن و مدیریت به کار می رود که در اصطلاح «تدبیر منزل » نیز، همین معنی موردنظر است .
سابقة بحث تدبیر منزل به یونان بازمی گردد. این تعبیر و تعابیر مترادف آن نظیر «سیاست منزل » و «حکمت منزلی » معادلی برای اُیکونومیا (از اُیکوس به معنای خانه و نوموس به معنای قانون ) در زبان یونانی است ( > فرهنگ قرن بیستم چمبرز < ، ذیل "economy" ). این اصطلاح موضوع مباحث بسیاری به زبان یونانی خصوصاً در دورة یونانی مآبی بوده و سپس از طریق ترجمة آثار یونانی به صورتهای دیگری مطرح شده است . نظیر مباحث تدبیر منزل در احادیث منقول از پیامبر اکرم و ائمة شیعه علیهم السلام و نیز وصایای دینی که در مباحث فقهی به طور منظم از آنها بحث شده یافت می شود (برای نمونه رجوع کنید به مجلسی ، ج ٧١، ص ٢٢ـ٢٢٠). با اینهمه ، «تدبیر منزل » برخاسته از تفکر یونانی است و با اینگونه مباحث دینی تفاوت اساسی دارد.
اهمیت یافتن بحث تدبیر منزل در یونان حاصل توجه ارسطو بدان است . ارسطو در فلسفة سیاست با تأکید بر این نکته که «هر شهری از خانواده ها فراهم می آید» (١٣٥٨ ش ، ص ٧)، جایگاه خاصی برای خانواده قایل شده است . او بخش اول کتاب سیاست را به بحث تدبیر منزل اختصاص داده و آن را مشتمل بر بحث در بارة نسبت شوی و زن یا رابطة همسری ، نسبت خواجه و بنده ، نسبت پدر و فرزند، و فن به دست آوردن مال دانسته (همانجا)، اما خود در این اثر فقط به نسبت میان خواجه و بنده و فن به دست آوردن مال پرداخته است (همان ، ص ٣٩). ارسطو در اخلاق نیکوماخوس (کتاب ششم ، فصل ٨ ـ ٩، ١١٤١ ب ، س ٣١ـ٣٢، ١١٤٢ الف ، س ٩ـ١٠) نیز تدبیر منزل را یکی از اقسام حکمت عملی دانسته است . حکمای متأخر یونان ، تدبیر منزل را دومین قسم از اقسام سه گانة حکمت عملی ، به همراه تهذیب اخلاق (قسم اول ) و سیاست مدن * (قسم سوم )، برشمرده اند. این تقسیم بندی ، که در اساس ارسطویی است ، در بحث تقسیم بندی علوم در بسیاری از متون فلسفی متأخر یونانی و سریانی آمده و به متون اسلامی وارد شده است ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «تدبیر»). در متون متقدم اسلامی نظیر المنطق ابن مقفع (ص ٣)، حدودالمنطق ابن بهریز (ص ١١١)، و جوامع العلوم ابن فریغون (خدیوجم ، ص ١٥٩) و رسائل اخوان الصفا (ج ١، ص ٢٧٤) در تقسیم بندی علوم تعبیر «سیاسة الخاصّة » یا «السیاسة الخاصّیة » به جای تدبیر منزل به کار می رفته است (به همراه «سیاسة العامة » به جای سیاست مدن و «سیاسة خاصة الخاصة » به جای تهذیب اخلاق ) و حدوداً از نیمة دوم قرن چهارم تعبیر «تدبیرالمنزل » در آثار فلسفی متداول شده است ( رجوع کنید به اخوان الصفا، همانجا؛ مسکویه ، ١٣١٤، ص ٤٥٨؛ خوارزمی ، ص ١٢٨؛ ابن سینا، ١٣٧٠ ش ، رسالة ٥، ص ٢٤٢).
یکی از آثار یونانی در بارة تدبیر منزل که به عالم اسلام راه یافته ، رسالة تدبیر منزل منسوب به ارسطوست ، که گزیدة آن را ابوالفرج طیّب * (متوفی ٤٣٥) در ضمن کتاب الثمار الطبیّة والفلسفیة نقل کرده است (محمدتقی دانش پژوه آن را در نشریة دانشکدة الهیات و معارف اسلامی مشهد ، سال ١٣٥٥ ش ، ش ٢١ به چاپ رسانیده است ). اصل رساله درسه کتاب تنظیم شده است . مطالب کتاب نخستین با برخی مباحث سیاست ارسطو ، تدبیر منزل گزنفون و نوامیس (یا قوانین ) افلاطون قرابت دارد (دانش پژوه ، ١٣٥٥ش ، ص ١٢٠). گزارش ابن طیّب گزیدة همین کتاب (همانجا) و صرفاً دربیان مباحث مقدماتی است و شاید به همین جهت این اثرمورد توجه نویسندگان رسالات تدبیر منزل در عالم اسلام قرار نگرفته است .
منبع مهم برای مسلمانان ، رسالة تدبیر منزل متعلق به بروسُن بوده است که نام او در متون اسلامی به صورتهای دیگری چون «اَبروسن » (نصیرالدین طوسی ، ص ٢٠٨) و «برسیس » (بروسن ، مقدمة شیخو، ص ١٦١) نیز ضبط شده است . وی متفکری نوفیثاغوری ، و احتمالاً متعلق به قرن دوم میلادی است ( د.اسلام ، همانجا) به گزارش ابن ندیم (ج ٢،ص ٧٣٩)، از او جز این اثر، اثر دیگری در اخلاق نیز به عربی ترجمه شده است . رسالة تدبیر منزل بروسن ، مطابق تقسیم ارسطویی ، چهار باب دارد: مال ، خَدَم ، زن ، فرزند. در تدبیر مال ، مقدمتاً در بارة لزوم زندگی جمعی انسان برای رفع حوایج خود و نیز احتیاج انسان به پول (طلا و نقره و مس ) در معاملات بحث شده ، آنگاه وی به بیان مطالبی در بارة اکتساب و حفظ و انفاق مال پرداخته است (ص ١٦٣ـ ١٦٨). در باب خَدَم و ممالیک از نیاز بدانها در کار منزل و چگونگی سلوک با آنها بحث شده است (ص ١٦٨ـ١٧٠). در تدبیر زن (المرأة )، که از او هم با عنوان قیّم و مدبّر خانه تعبیر شده ، از اغراض ازدواج ، وظایف زن نسبت به شوهر و فرزند، فضایلی که سعادت زن و دیگر افراد منزل منوط بدان است ، و مطالبی از این دست سخن به میان آمده است (ص ١٧١ـ١٧٤). در باب فرزند نیز در بارة فاضلترین فرزندان و نیز در بیان تعلیم و تأدیب فرزندان ، از جمله در نحوة فراگیری علم ، سخن گفتن ، غذاخوردن ، خوابیدن و لباس پوشیدن مطالبی بیان گردیده است (ص ١٧٤ـ١٨١). مطالب رساله همگی در جهت رسیدن به سعادت ارسطویی ، که کاملاً دنیوی است ، تنظیم یافته است . هرچند بیشتر مباحث تدبیر منزل در عالم اسلام متأثر از این رساله بوده است ، حکمای مسلمان کوشیده اند که به این مباحث به نوعی صورت دینی ببخشند. ترجمة عربی رسالة بروسن از آن جهت که اصل یونانی آن از میان رفته است اهمیت خاص دارد. این رساله از روی همین متن عربی به عبری و لاتین ترجمه شده است . نسخة منحصر به فردی از برگردان عربی آن متعلق به قرن چهارم به نام کتاب البرسیس فی تدبیرالرجل لمنزله در دارالکتب قاهره موجود است . لوئیس شیخو آن را در مجلة المشرق در ١٩٢١ میلادی و مارتین پلسنر * در ١٩٢٥ میلادی به همراه ترجمه های عبری و لاتین آن و نیز گزارشی در بارة تأثیر آن در آثار اسلامی و ترجمة آلمانی آن چاپ کرده است ( د.اسلام ، چاپ اول ، ذیل «تدبیر»؛ همان ، چاپ دوم ، همانجا). علاوه بر این آثار، که بیشتر جنبة فلسفی دارند، احتمالاً بخشی از مباحث تدبیر منزل نیز از طریق متون طبی وارد عالم اسلام شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
در عالم اسلام ، فارابی نخستین حکیمی است که اشاراتی به مباحث تدبیر منزل کرده است . وی در فصول منتزعه ( فصول المدنی ) از مدبّر منزل با عنوان «رب المنزل » یاد و او را در منزل به مدبّر مدینه ، و مدینه و منزل را به بدن انسان مانند می کند (ص ٤٠ـ٤٢). فارابی ضمن توضیحات کلی در بارة تدبیر منزل ، در عبارتی موجز به نسبتهای موجود در منزل یعنی نسبت زوج و زوجه ، پدر و فرزند، خواجه و بنده و صاحبِ مال و مال اشاره کرده است که بیشتر با کتاب سیاست ارسطو منطبق است تا رسالة بروسن . از آنجا که کتاب سیاست به عربی ترجمه
نشده بوده ، احتمالاً منبع فارابی در این خصوص گزارشهای ناقصی از این کتاب یا آثار اقتباسی از آن بوده است . از عبارات فارابی چنین برمی آید که او، به تبع ارسطو، مباحث منزل را مقدمة مباحث سیاست تلقی می کرده ؛ نکته ای که پس ازاو در عالم اسلام چندان بدان توجه نشده است . با این حال ، در آثار او این مباحث بتفصیل بیان نشده و احتمالاً این نقصان ناشی از عدم دسترسی او به منابع یونانی ، حتی رسالة بروسن ، بوده است .
پس از فارابی ، مسکویه رازی در آثار خود به تدبیر منزل توجه کرده است . فصلی از کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق * با عنوان « تأدیب الاحداث والصبیان خاصة » (ص ٦٨ـ ٧٥)، به تصریح مؤلف ، بر اساس مطالب رسالة بروسن در این باب استوار گردیده است . بعلاوه ، در کتاب الهوامل والشوامل (ص ٣٤٦ـ٣٤٩) در پاسخ یکی از پرسشهای ابوحیّان توحیدی (ش ١٦١) در این باره که چرا مردم از طلا و نقره در مبادلات استفاده می کنند، توضیحاتی در بارة مال به پیروی از بروسن داده است (نیز رجوع کنید به اسید ، ص ١٩٧ـ٢٠٣). در ترتیب السعادات نیز در تقسیم بندی علوم از تدبیر منزل یاد کرده است (١٣١٤، همانجا). با این وصف ، در آثار باقیمانده از او بحث مستقلی با عنوان تدبیر منزل گشوده نشده است .
نخستین رسالة مستقلی که در عالم اسلام به موضوع تدبیر منزل اختصاص دارد رسالة السیاسة ابن سیناست که در آن برخلاف آثار دیگر خود ( رجوع کنید به ١٣٧٠ ش ؛
١٣٦٠ ش ، همانجاها؛
١٤٠٥؛
ج ١، ص ١٤) از تعبیر سیاست ( منزل ) به جای تدبیر منزل استفاده کرده است . او در اقسام العلوم العقلیة (١٣٧٠ش ، همانجا) به اثر بروسن در این باره اشاره می کند، اما در رسالة السیاسة مطالبی که بتوان گفت یقیناً از بروسن گرفته شده بسیار ناچیز است . پلسنر احتمال می دهد که صورت مبسوطتری از این رساله وجود داشته است (به نقل مادلونگ ، ص ٨٦، پانویس ٥). مطالب رساله پس از مقدمه ای در بیان اختلاف رتبه و منزلت مردم و تفاوت احوالشان که موجب بقای آنهاست و وجوب سیاست ملوک ، والیان ، ارباب نعم ، و ارباب منازل و نیز احتیاج به منزل ، شامل پنج باب است : ١) در سیاست نفس ، در کشف عیوب نفس و علاج آنها و پرداختن به فضایل که روی سخن در اینجا بیشتر با رؤسا و حاکمان است ؛
٢) در دخل و خرج ، در بارة اصناف مردم در معیشت ، انواع صناعات اهل مروّت (ذوی المروءة ) و در بارة زکات ، صدقات و نفقات ؛
٣) درسیاست «اهل »، صفات زن و چگونگی سیاست زن (با نگاهی روان شناسانه ) از طریق رفتار توأم با هیبت و کرامت و لزوم اشتغال خاطر ایشان به امور اولاد و خدم ؛
٤) در سیاست فرزند، چگونگی تربیت کودک و ترتیب آموختنیها از دورة پس از شیرخوارگی تا رشد کامل ؛
٥) در سیاست خدم ، در حاجت به خدم ، طریق اخذ و چگونگی سیاست ایشان . برخی مباحث این رساله آشکارا بر اساس تعالیم اسلام است ؛
بحث زکات و صدقات در باب دوم (ص ٩٥) از نمونه های این مباحث است . شرایطی که در بارة نیکوکاری ذکر شده است ، یعنی تعجیل در آن ، تصغیر (کوچک شمردن ) آن ، کتمان آن ، مواصلت (استمرارِ) آن و اختیار موضع (ص ٩٥ـ٩٦)، با تعالیم اهل فتوت که ابن سینا با آنها آشنا بوده است ( رجوع کنید به ١٤٠٠، ص ٣٨٣) تشابه دارد. اختصاص باب اول این رساله به سیاست نفس و تقدم آن بر مباحث متعارف چهارگانة تدبیر منزل ، بر این نکته دلالت دارد که ابن سینا سیاست نفس را بر سیاست منزل مقدّم می دارد. برخی حتی در اینکه تدبیر منزل نزد ابن سینا از اعتبار مستقلی برخوردار بوده باشد، تردید کرده اند؛
تدبیر منزل در نظر ابن سینا، چنانکه خود در اقسام العلوم العقلیة (١٣٧٠ش ، همانجا) می گوید، «مؤدّی به توانایی و تمکّنی است برای کسب سعادت ». به نظر محسن مهدی ( ایرانیکا ، ذیل «ابن سینا: حکمت عملی ») این عبارت ، باتوجه به متن ، دلالت برآن دارد که تدبیر منزل فی نفسه مؤدّی به سعادت نیست ، بلکه زمینه را برای فضایل اخلاقی که مؤدّی به سعادت دنیوی و اخروی است ، فراهم می کند. بر این اساس ، احتمالاً تدبیر منزل در نظر ابن سینا فرع براخلاق بوده است .
همانطور که اشاره شد، منبع ابن سینا در رسالة السیاسة رسالة بروسن نبوده است . احتمال دارد که او در این باره به آثار طبّی نظر داشته باشد. نمونه ای از آثار طبی که به این موضوع می پردازد، المعالجات البقراطیة ابوالحسن احمد طبری متعلق به قرن چهارم هجری است . فصل پنجاهم این کتاب به بحث «سیاست » اختصاص دارد و مؤلف در آن از جمله به مباحثی از «سیاسة الخاصّه » (تدبیرمنزل ) در سیاست اهل ، فرزند و نزدیکان نیز اهتمام کرده است ( رجوع کنید به سلماسی ، ص ٢٢ـ٢٤). این فصل کتاب در قرن هفتم به فارسی ترجمه شده است ( رجوع کنید به همان ، ص ٢ـ١٦؛
فوشه کور، ص ٦٠٩ـ٦١٠).
پس از ابن سینا، در عالم اسلام تا مدتها بحث مستقلی در بارة تدبیر منزل مطرح نشد، با اینحال ، برخی از این مباحث را به صورتی مبدّل در خلال مباحث دیگر می توان یافت .
در احیاء علوم الدین (ج ٣، ص ٢٠٠ـ٢٠٤)، غزالی در بحثی در بارة تربیت (به تعبیر او: ریاضتِ) کودکان ، مطالبی نظیر آنچه بروسن در بارة تربیت اولاد آورده ، بیان داشته و به نحو شایسته ای با تعالیم دین اسلام درآمیخته است . البته دقیقاً معلوم نیست که غزالی در این خصوص مستقیماً از رسالة بروسن استفاده کرده یا آنکه متأثر از تهذیب الاخلاق مسکویه بوده است (نیز رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، همانجا).
الاشارة الی محاسن التجارة تألیف ابوالفضل جعفربن علی دمشقی در نیمة دوم قرن پنجم نیز در برخی از فصول مربوط به مال ، از جمله «موضع الحاجة إلی المال الصامت » (ص ٢٨ـ٣١) و «حفظ المال » (ص ١١٣ـ ١١٥) و «ما یجب أن یُحْذَر فی انفاق المال » (ص ١١٦ـ ١١٩)، متأثر از رسالة بروسن است .
همچنین در رسالة سلوک المالک فی تدبیر الممالک (ص ٧٥ـ ٨٢) تألیف فردی ناشناخته به نام شهاب الدین احمدبن محمدبن ابی الربیع به زبان عربی ، بحثی در تدبیر منزل شامل مباحث چهارگانة آن عموماً مأخوذ از رسالة بروسن می توان یافت . این اثر بر اساس اشاره ای که در متن آن شده برای المعتصم باللّه عباسی (حک : ٢١٨ـ٢٢٧) نگاشته شده است (ابن ابی الربیع ، ص ٤١)، اما به نظر نمی آید تا بدین اندازه قدیمی باشد ( رجوع کنید به زیدان ، ج ١، ص ٥٢٤ـ٥٢٥). بحث تدبیر منزل در این رساله عنوان مجزایی ندارد و در قسم دوم از «فی سیرة الانسان » آمده است .
تا جایی که می دانیم ، قدیمترین اثر دایرة المعارف گونه ای که به تدبیر منزل پرداخته کتاب جامع العلوم یا الستینی فخررازی (متوفی ٦٠٦) به زبان فارسی است . تدبیر منزل موضوع رسالة پنجاه وششم (ص ٢٠٨ـ٢١٠) این کتاب است که پس از رسالات اخلاق (رسالة پنجاه و چهارم ، ص ٢٠١ـ٢٠٤) و سیاسات (رسالة پنجاه وپنجم ، ص ٢٠٤ـ٢٠٧) قرار دارد. پس و پیش آمدن رسالة تدبیر منزل و رسالة سیاسات ظاهراً حاکی از بی اعتنایی فخررازی به تأثیر تدبیر منزل در سیاست است (نیز رجوع کنید به فوشه کور، ص ٥٨٧). مباحث رساله غالباً تلخیص رسالة بروسن است و بندرت می توان نکتة بدیعی در آن یافت . رساله نه اصل دارد که البته بر اساس همان فصول چهارگانة ارسطویی است (نیز رجوع کنید به پورجوادی ، ص ٣٨ـ٤٤).
در قرن هفتم ، چند اثر در زمینة حکمت عملی نگاشته شده است ؛
از جمله اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی به زبان فارسی که مقالة دوم آن به تدبیر منزل و بیان جامع مباحث آن اختصاص یافته و خود از مفصّلترین مباحثی است که در این خصوص در عالم اسلام مطرح شده است . این رساله پنج فصل دارد و فصلی در مقدمات بر فصول چهارگانة تدبیر منزل افزوده شده است . در ابتدای مقاله (ص ٢٠٨) نویسنده برتلخیص رسالة ابن سینا تصریح می کند. مع الوصف ، مباحث مقاله شباهتهای بسیاری نیز با مباحث رسالة بروسن دارد. علاوه بر اثرابن سینا، خواجه نصیر (همانجا) «مواعظ و آداب » منقول از متقدمان و متأخران را نیز جزو منابع خود یاد می کند. از جملة مواعظ ، ذکر اقوال حکمای عرب در حذر کردن از پنج گروه از زنان است ( رجوع کنید به ص ٢٢١) و از جملة آداب ، آداب شراب خوردن در انتهای فصل چهارم . آداب سخن گفتن و حرکت و سکون و طعام خوردن نیز به طور مجزا از مبحث تدبیر اولاد مطرح شده است ( رجوع کنید به ص ٢٣٠ـ٢٣٤). مؤلف بعدها به خواهش یکی از امرا فصلی نیز در رعایت حقوق پدران و مادران به خاتمة فصل چهارم افزوده است . نویسندگان پس از او نیز در این خصوص از او تبعیت کرده اند و این بحث را به مباحث چهارگانة تدبیر منزل اضافه کرده اند و در مقابل ، هیچیک آداب شرابخواری را در مباحث خود نیاورده اند.
از دیگر آثار قرن هفتم که به تدبیر منزل پرداخته لطائف الحکمة تألیف سراج الدین ارموی به زبان فارسی است . مؤلف در این کتاب حکمت عملی را به سه بخش حکمت بدنی و منزلی و مدنی تقسیم کرده و به هر یک فصلی اختصاص داده است . فصل حکمت منزلی صرفاً شامل بحث در بارة تربیت فرزند، و مطابق سنّت اسلامی است ( رجوع کنید به ص ٢١٩ـ٢٢٥).
قطب الدین شیرازی در بخش حکمت عملی در درّة التّاج از تقسیم بندی ارموی پیروی کرده و از تدبیر منزل باعنوان حکمت یا سیاست منزلی یاد کرده است . مباحث «سیاست منزلی » (ص ١٢٩ـ١٤٧) به شش باب تقسیم شده است : والدین ، ازواج ، اولاد، إخْوَة ، اقارب و عبید. چنانکه پیداست ، مطالب این فصل فاقد بحث مال است . نویسنده درطرح خود از سنّت یونانی پیروی نکرده بلکه مطالب خود را بر اساس حکایات و روایات دینی بیان نموده است . بحث اولاد در این اثر، از رسالة لطائف الحکمة با اندک تصرفی نقل شده است . قطب الدین ، علاوه بر این ، قسمتی از فصول منتزعه فارابی مشتمل بر بحث تدبیر منزل را نیز ترجمه کرده و در اثر خود گنجانیده است ( رجوع کنید به ص ٩٦ـ٩٧).
شهرزوری نیز در کتاب دایرة المعارف گونة الشجرة الالهیّة به زبان عربی رسالة سوم را به حکمت عملی اختصاص داده است . عنوان این رساله «در اخلاق و تدابیر و سیاسات » است (ضیائی ، ص ٩٤)، و بر اساس عنوان رساله می توان احتمال داد که مؤلف به موضوع تدبیر منزل نیز پرداخته است .
در قرن هشتم ، عضدالدین ایجی در یکی از آثار خود به زبان عربی با عنوان الرسالة الشاهیة فی الاخلاق که در حکمت عملی است ، فصلی را به سیاست منزل اختصاص داده است (نسخة خطی کتابخانة (شمارة ١) مجلس شورای اسلامی ، مجموعة ش ١٨٠٣، ش ٢٧، ص ٣١٤ـ٣٢١). محمدبن محمود شمس الدین آملی نیز در نفائس الفنون تدبیر منزل را یکی از فنون برشمرده و مطالبی غالباً برگرفته از اخلاق ناصری در بارة آن بیان کرده است ، با این تفاوت که او آداب شرابخواری را در مقالة خود نیاورده و در مقابل فصلی نیز «در تدبیر اِخْوان و اقارب » به مباحث تدبیر منزل افزوده که در آن به شیوة کاملاً متمایزی از دیگر فصول به نقل احادیث ائمة معصومین علیهم السلام پرداخته است ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٩٤ـ٤١٢).
در قرن نهم ، در کتاب انیس الناس ــ که در عصر ابراهیم میرزا تألیف شده است ــ مطالبی در این موضوع می توان یافت .طرح کلی این اثر برگرفته از قابوس نامه است ، اما برخی مطالب آن برگرفته از مقالة تدبیر منزل اخلاق ناصری است (برای نمونه رجوع کنید به شجاع ، ص ١٩٨ـ ١٩٩). جلال الدین دوانی نیز در اثر معروف خود، لوامع الاشراق معروف به اخلاق جلالی ، به پیروی از خواجه نصیر، مقالة دوم (یا به تعبیرخود او «لامع » دوم ) را به تدبیر منزل اختصاص داده است ( رجوع کنید به ص ١٨٤ـ٢٢٠). مباحث این مقاله همچون دو مقالة دیگر عموماً برگرفته از اخلاق ناصری است ، گرچه نویسنده کوشیده است که این مباحث را بیش از پیش با موازین اسلامی پیوند دهد و بدین جهت از روایات و احادیث پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم بیشتر استشهاد می کند ( رجوع کنید به ص ٢٠٧، ٢١٧ـ ٢١٨).
در اوایل قرن دهم ، غیاث الدین منصور دشتکی رسالة مستقلی را به تدبیر منزل اختصاص داده است (دانش پژوه ، ١٣٤٨ش ، ج ١، ص ٧٢٣). در رسالة الحکمة العملیّة او به زبان عربی نیز فصلی در تدبیر منزل و شامل مباحث چهارگانة آن می توان یافت (دشتکی ، ص ١١٢ـ١٢١). غیاث الدین در این اثر مطالب اخلاق ناصری را تلخیص کرده و اندک نکاتی بدان افزوده است . وی ، برخلاف خواجه نصیر و آملی و دوانی ، به حقوق پدران ومادران نپرداخته است .
از اواخر قرن دهم ، در حالی که رفته رفته در حوزه های درسی ایران کمتر به موضوعات حکمت عملی و از جمله تدبیر منزل توجه می شد، در دیگر سرزمینهای اسلامی این موضوعات نشر یافت ؛
قنالی زاده علی افندی در ٩٧١ تا ٩٧٣ نخستین اثر در حکمت عملی را به ترکی باعنوان اخلاق علایی نوشت ، که مطالب آن عموماً برگرفته از آثار فارسی ، از جمله اخلاق ناصری و اخلاق جلالی ، است (اوزون چارشیلی ، ج ٢، ص ٧٩٧، یادداشت ش ٦٩). بدین ترتیب ، از طریق برخی آثار تألیفی و نیز ضمن ترجمة آثار اخلاقی به زبان ترکی از جمله ترجمة الرسالة الشاهیة ( ایرانیکا ، ذیل «عضدالدین ایجی »)، این مباحث در میان ترک زبانان مطرح شد. از سوی دیگر، اخلاق جلالی در شبه قارة هند چندین بار به زبان اردو ترجمه شد (نقوی ، ص ١١٩).
در قرن یازدهم نیز محسن فانی کشمیری ، یکی از مسلمانان شبه قاره ، کتابی به زبان فارسی در اخلاق باعنوان اخلاق عالم آرا ( اخلاق محسنی ) با طرحی مشابه اخلاق ناصری و اخلاق جلالی نوشته که مشتمل بر مباحث تدبیر منزل است ( رجوع کنید به ص ١١٣ـ ١٥٥).
در ایران در دوره های اخیر، کمتر به موضوع تدبیرمنزل توجه کرده اند؛
چنانکه ملامهدی نراقی ، به گفتة خودش (ج ١، ص ٣٥)، به تدبیر منزل و سیاست مدن نپرداخته است .
منابع :
(١) ابن ابی الربیع ، سلوک المالک فی تدبیر الممالک ، چاپ عارف احمد عبدالغنی ، دمشق ١٩٩٦؛
(٢) ابن بهریز، حدود المنطق ، در ابن مقفع ، المنطق ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٣) ابن سینا، تسع رسایل فی الحکمة و الطبیعیات ، شارح : مصطفی نورانی ، رساله ٥: فی اقسام العلوم العقلیة ، قم ١٣٧٠ش ؛
(٤) همو، دانش نامة علائی ، چاپ احمد خراسانی ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٥) همو، رسائل ، رسالة ١٩: العشق ، چاپ افست قم ١٤٠٠؛
(٦) همو، السیاسة ، در مجموع فی السیاسة ، چاپ فؤاد عبدالمنعم احمد، اسکندریه ?( ١٤٠٢ ) ؛
(٧) همو، الشفاء، المنطق ، ج ١: المدخل ، چاپ ابراهیم مدکور، قاهره ١٣٧١/١٩٥٢، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٨) ابن فارس ؛
(٩) ابن مقفع ، المنطق ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٠) علی بن محمد ابوحیان توحیدی و احمدبن علی مسکویه ، الهوامل و الشوامل ، چاپ احمدامین و احمدصقر، قاهره ١٣٧٠/ ١٩٥١؛
(١١) اخوان الصفا، رسائل اخوان الصفاء و خلّان الوفاء ، قم ١٤٠٥؛
(١٢) ارسطو، سیاست ، ترجمة حمید عنایت ، تهران ١٣٥٨ش ؛
(١٣) اسماعیل حقی اوزون چارشیلی ، تاریخ عثمانی ، ترجمة وهاب ولی ، ج ٢، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٤) بروسن ، کتاب تدبیرالمنزل ، چاپ لویس شیخو، در المشرق ، سال ١٩، ش ٣ (١٩٢١)؛
(١٥) رضا پورجوادی ، «رسالة تدبیر منزل در جامع العلوم فخررازی »، معارف ، دوره ١٧، ش ١ (فروردین ـ تیر ١٣٧٩)؛
(١٦) حسین خدیوجم ، « ( در بارة ) کتاب جوامع العلوم »، در نامة مینوی ، زیرنظر حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران ١٣٥٠ش ؛
(١٧) محمدبن احمد خوارزمی ، ترجمة مفاتیح العلوم ، از حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) محمدتقی دانش پژوه ، «فن تدبیر منزل یا هنرکت خدایی و خانه داری »، نشریة دانشکدة الهیات و معارف اسلامی مشهد ، ش ٢١ (زمستان ١٣٥٥)؛
(١٩) همو، فهرست میکروفیلمهای کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ١، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٢٠) منصوربن محمد دشتکی ، الحکمة العملیّة ، چاپ عبداللّه نورانی ، در مقالات و بررسیها ، دفتر ٥٧ـ ٥٨ (بهار١٣٧٤)؛
(٢١) جعفربن علی دمشقی ، الاشارة الی محاسن التجارة ، چاپ فهیمی سعد، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٢٢) محمدبن اسعد دوانی ، لوامع الاشراق ، معروف به اخلاق جلالی ، لکهنو ١٣٧٧/١٩٥٧؛
(٢٣) جرجی زیدان ، تاریخ آداب اللغة العربیّة ، بیروت ١٩٨٣؛
(٢٤) محمودبن ابی بکر سراج الدین ارموی ، لطائف الحکمة ، چاپ غلامحسین یوسفی ، تهران ١٣٥١ش ؛
(٢٥) حسن بن ابراهیم سلماسی ، الرسالة السیاسیة ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٥ (دی ١٣٦١)؛
(٢٦) شجاع ، انیس الناس ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٦ش ؛
(٢٧) محمدبن محمودشمس الدین آملی ، نفائس الفنون فی عرایس العیون ، ج ٢، چاپ ابراهیم میانجی ، تهران ١٣٧٩؛
(٢٨) حسین ضیائی ، «معرفی و بررسی نسخة خطی شجرة الهیّه اثر فلسفی شمس الدین محمد شهرزوری »، مجلة ایران شناسی ، سال ٢، ش ١ (بهار ١٣٦٩)؛
(٢٩) محمدبن محمدغزالی ، احیاءعلوم الدین ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣٠) محمدبن محمد فارابی ، فصول منتزعة ، چاپ فوزی متری نجّار، بیروت ١٤٠٥؛
(٣١) محسن بن حسن فانی کشمیری ، اخلاق عالم آرا، یا، اخلاق محسنی ، چاپ خ . جاویدی ، اسلام آباد١٣٦١ش ؛
(٣٢) محمدبن عمر فخررازی ، جامع العلوم ، یا، حدایق الانوار فی حقایق الاسرار ، معروف به کتاب ستینی ، چاپ محمدحسین تسبیحی ، تهران ١٣٤٦ش ؛
(٣٣) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم ١٤٠٩؛
(٣٤) شارل ـ هانری دوفوشه کور، اخلاقیات : مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدة سوم تا سدة هفتم هجری ، ترجمة محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح بخشان ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٣٥) محمودبن مسعود قطب الدین شیرازی ، درّة التّاج : بخش حکمت عملی و سیر و سلوک ، چاپ ماهدخت بانوهمایی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٣٦) مجلسی ؛
(٣٧) احمدبن محمد مسکویه ، تهذیب الاخلاق وتطهیرالاعراق ، چاپ حسن تمیم ، بیروت ?( ١٣٩٨ ) ، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٣٨) همو، کتاب ترتیب السعادات ، در محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، المبدأ و المعاد ، چاپ سنگی قم ١٣١٤؛
(٣٩) مهدی بن ابی ذر نراقی ، جامع السّعادات ، چاپ محمد کلانتر، نجف ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤٠) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، اخلاق ناصری ، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٤١) شهریار نقوی ، «جلوه هائی از فرهنگ اسلامی ایران در شبه قارة هند و پاکستان »، در مقالات و بررسیها ، دفتر٢ (تابستان ١٣٤٩)؛
(٤٢) Aristoteles, The basic works of Aristotle , ed. Richard McKeon: Ethica Nicomachen , tr. by W. D. Ross, New York ١٩٤١;
(٤٣) Chambers twentieth century dictionary , ed. A. M. Macdonald, Edinburgh ١٩٧٥;
(٤٤) Encyclopaedia Iranica, s.vv. " ـ Avicenna: practical science" (by M. Mahdi), " ـ Az od-A l-D ¦ â n I ¦ j ¦ â § " (by J. van Ess);
(٤٥) EI ١ , s.v. "Tadb ¦ â r" (by W. He f f ening);
(٤٦) EI. ٢ , s.v. "Tadb ¦ â r" (by W. Heffening and G. Edres Yassine Essid, A critique of the origins of Islamic economic thought , Leiden ١٩٩٥;
(٤٧) Ibn Nad ¦ â m, The Fihrist of al-Nad i ¦ m , ed. Bayad Dodge, New York ١٩٧٠;
(٤٨) Wilferd Madelung, "Nas ¦ â ¤ r A d-D ¦ â n T ¤ u ¦ s ¦ â 's ethics between Philosophy, Shi`ism, andSufism", in Ethics in Islam , ed. Richard G. Hovannisian, Malibu, Calif. ١٩٨٥.
/ رضا پورجوادی /