دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٩٩
برهان الدّین ، حیدر بن محمّدبن ابراهیم شیرازی رومی مشهور به صدرِ هروی ، متکلّم ، مفسّر، ادیب و فقیه حنفی قرن هشتم و نهم . احتمالاً در شیراز زاده شد اما تاریخ ولادتش معلوم نیست . در جوانی به بلاد شرق از جمله هرات و خواف سفر کرد و ازینرو برخی منابع لقب هروی و خوافی را برای او ذکر کرده اند (ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ٢٠٢؛
سخاوی ، ج ٣، ص ١٦٨). وی از شاگردان ارشد ملاّ سعدالدین تفتازانی بود و پس از تحصیل علوم به تدریس و تألیف پرداخت . سخاوی (ج ٣، ص ١٦٩) او را مدرّس مدرسة قزاریة شیراز خوانده است . برهان الدین ، پس از مدتی راهی روم شرقی شد و در آنجا اقامت گزید. سبب و زمان این مهاجرت بدرستی معلوم نیست ولی با توجّه به شرایط و اوضاع ایران در آن دوران شاید این مهاجرت پس از سقوط شیراز و شهرهای دیگر به دست تیمور و به دنبال کشتارهای بی امان او در سراسر ایران صورت گرفته باشد. برهان الدّین هروی در روم نیز به تدریس و تألیف ادامه داد و شاگردانی مانند محمّدبن سلیمان کافیجی (کافیه جی )، مِنْلاخسرو (مُلاّ خسرو رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه )، و ابن عربشاه تربیت کرد (ثریا، ج ٢، ص ١٥؛
سیوطی ، ج ١، ص ٥٤٩؛
ابن تغری بردی ، ج ٢، ص ١٤٣ مجدی افندی ، ص ٨٣). به نوشتة طاش کبری زاده ، ( الشّقائق النّعمانیة ، ص ٣٧) برهان الدّین در زمان حکومت محمّدبن بایزید، سلطان عثمانی (ح ٨٠٥ـ٨٢٤)، از علمای بانفوذ عثمانی بود تا آنجا که به گفتة محمّد ثریّا (همانجا) به قتل بدرالدین بن قاضی سماونه ، فتوا داد.
برهان الدین هروی آثار متعددی داشته است از جمله : شرح کتاب الایضاح قزوینی در معانی و بیان ؛
حاشیه ای بر حاشیة تفتازانی بر تفسیرِ کشّاف زمخشری (که در آن اشکالات میرسید شریف جرجانی را بر حاشیة تفتازانی پاسخ گفته است )؛
شرح المواقف ایجی در کلام ؛
و شرح فرائض سجاوندی (یا الفرائض السّراجیة ) در فقه (سیوطی ، همانجا؛
حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٢١١، ج ٢، ستون ١٢٤٧، ١٤٧٩، ١٨٩٤؛
کحاله ، همانجا؛
طاش کبری زاده ، الشّقائق النّعمانیة ، همانجا؛
همو، مفتاح السّعادة ، ج ١، ص ١٩٥؛
مجدی افندی ، همانجا).
برهان الدین در ٨٣٠ یا بین ٨٢٠ و ٨٣٠ درگذشت ( رجوع کنید به همان منابع ؛
مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٥٦). ابن حجر (ج ٢، ص ٢٠٢)، وفاتِ او را در ٧٩٣ دانسته که احتمالاً صحیح نیست .
تشابه اسمیِ برهان الدّین با حیدربن احمدبن ابراهیم رفاعی شیرازی ، و قرب زمانی آنان موجب شده که برخی نویسندگان (لکنوی ، ص ١٦٩؛
بغدادی ، ج ١، ستون ٣٤١) به اشتباه آن دو را یکی بدانند و برخی دیگر مانند سخاوی (ج ٣، ص ١٦٨) و تمیمی (ج ٣، ص ١٩٢) بخشهایی از زندگینامة آن دو را با هم درآمیزند.
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، المنهل الصافی ، ج ٢، چاپ محمد محمدامین ، قاهره ١٩٨٤؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، الدرالکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، ج ٢، حیدرآباد دکن ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٣) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٥، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤) تقی الدین بن عبدالقادر تمیمی ، الطبقات السنیّة فی تراجم الحنفیّة ، ج ٣، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥؛
(٦) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٧) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیر نظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٨) محمدبن عبدالرحمن سخاوی ، الضوءاللامع لاهل القرن التاسع ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٩) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی ، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٤؛
(١٠) احمدبن مصطفی طاش کبری زاده ، الشقائق النعمانیّة ، چاپ احمد صبحی فرات ، استانبول ١٤٠٥؛
(١١) همو، مفتاح السعادة و مصباح السیادة ، بیروت ١٤٠٥؛
(١٢) عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ؛
(١٣) عبدالحی بن عبدالحلیم لکنوی ، الفوائدالبهیّة فی تراجم الحنفیّة ، کراچی ١٣٩٣؛
(١٤) محمد مجدی افندی ، حدائق الشقائق (ترجمة شقائق )، استانبول ١٩٨٩؛
(١٥) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش .
/ بمانعلی دهقان /