دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٨٣
تِجانیّه ، طریقتی در تصوف . بنیانگذار این طریقت ابوالعباس احمدبن محمدبن مختار تجانی ، صوفی و فقیه مالکی ، است .
احمد تجانی در ١١٥٠ در عین ماضی در جنوب الجزایر به دنیا آمد. او را به سبب ازدواج یکی از اجدادش با زنی از قبیلة بنی توجین (در مراکش ) تجانی خوانده اند. تجانی خود را از نسل امام حسن علیه السلام و از اولاد محمد ملقب به نَفْس زکیه می دانست ، گرچه برخی در صحت این مطلب تردید کرده اند (دخیل اللّه ، ص ٤٠ـ ٤١؛ ابونصر، ص ١٥ـ١٦؛ ولی ، ص ١٠١).
پدر و مادر تجانی در ١١٦٦ بر اثر طاعون درگذشتند. تجانی قرآن و حدیث و فقه مالکی و علوم ادبی را در زادگاه خود و سپس در فاس فراگرفت ، آنگاه به عرفان علاقه مند شد و برای دیدار مشایخ صوفی به مکه و مدینه و تونس و قاهره سفر کرد و به طریقتهای متعدد، از جمله به ناصریه (شاخه ای از طریقت قادریه ) و سمّانیه (شاخه ای از طریقت خلوتیه )، پیوست . او به مصر نزد شیخ طریقت خلوتیه ، محمود کُردی (متوفی ١٢٠٨)، رفت و از او اجازة ارشاد گرفت (ابونصر، ص ١٧ـ ١٨؛ دخیل اللّه ، ص ٤١، ٤٤ـ٤٦).
گفته شده است که تجانی در تونس کتاب الحِکَم العطائیة ابن عطاءاللّه اسکندرانی ، از متون مهم عرفانی ، را تدریس کرد و در این کار چنان موفقیتی یافت که علی بای (حک : ١١٧٠ـ١١٩٦) از او خواست تا همانجا بماند و به تدریس ادامه دهد و در عوض ، خانه و مقرری ماهانه بگیرد، ولی او امتناع کرد و از تونس به قصد مکه خارج شد (ابونصر، ص ١٨). احمد تجانی مدتی نیز در تلمسان بود ولی محمدبن عثمان ، فرماندار ترک الجزایر، او را به اتهام ضرب سکة تقلبی و فریب دادن مردم ، زندانی و پس از مدتی از تلمسان اخراج کرد. تجانی به ابی سمغون (در صحرا) رفت و در آنجا اعلام کرد پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم برای ارشاد مردم به او مأموریت داده است . وی پس از مدتی از طریقت خلوتیه و سایر طرق بُرید و در ١١٩٦ طریقت مستقل خود را به وجود آورد (ابونصر، ص ١٨ـ١٩؛ سعداللّه قماری ، ج ٤، ص ١٩٣). برخی ، تجانیه را شاخه ای از خلوتیه شمرده اند (عطیة اللّه ؛ حفنی ، ذیل مادّه )، اما به نظر می رسد که او طریقت خود را مستقل می دانسته است . تجانی شجرة طریقت خود را ذکر نکرده و مدعی بوده که پیامبر اکرم همواره نزد اوست و او مستقیماً از پیامبر تعلیم می گیرد. بنابراین ، به نظر تجانیه تقدیس و قدرت معنوی این طریقت از طریق مشایخ قبلی به دست نیامده بلکه محدود و منحصر به پیامبر اسلام و احمد تجانی است ، ازینرو تجانیه خود را طریقة احمدیه یا محمدیه نیز می نامند ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل مادّه ؛ ابونصر، ص ٣٧ـ ٣٨؛ ترمینگام ، ص ١٠٨).
مهاجرت تجانی از ابی سمغون به فاس نقطة عطفی در تاریخ طریقت تجانیه بود. وی قبل از رفتن به فاس ، به مولای سلیمان (حک : ١٢٠٦ـ١٢٣٧)، امیر مغرب ، پیام داد که به سبب آزار و بی عدالتی ترکهای عثمانی می خواهد به او پناه ببرد و سلیمان برای او خانه و مقرری ماهانه در نظر گرفت (ابونصر، ص ١٨ـ١٩، ٢٠، ٢٢؛ دخیل اللّه ، ص ٤٧). وی تا پایان حیاتش در فاس بود و از آنجا مریدانش را برای تبلیغ طریقت به نقاط دیگر می فرستاد. او در ١٢٣٠ در هشتاد سالگی درگذشت و در زاویه اش که در ١٢١٥ ساخته شد و به آن «البَلیده » می گویند، دفن گردید (دخیل اللّه ، ص ٤٨؛ ابونصر، ص ٢٠، ٢٢).
عقاید. در طریقت تجانیه که پیروانش را احباب می گویند (حفنی ، همانجا)، هیچگونه زهد و ریاضت و قوانین دشوار وجود ندارد، بلکه بیش از همه چیز بر نیاز به واسطة معنوی میان خدا و انسان تأکید می شود. به عقیدة آنان احمد تجانی خود را «غوث » یا «قطب الاقطاب » و «خاتم الاولیاء المحمدیه » خوانده و ازینرو از همة اولیا برتر است و فقط او و جانشینانش ، واسطه هستند. بعلاوه ، آنان اعتقاد دارند که احمد تجانی به پیروانش اطمینان داده که ثروت در دنیا و نجات و رستگاری در آخرت را نصیبشان خواهد کرد، ازینرو آنان به اظهار ارادت یا توسل به شیوخ دیگر نیازی ندارند و نباید به زیارت قبور اولیای دیگر بروند. هرکس چنین کاری بکند، طریقت تجانیه را ترک گفته است و دچار «سوء عاقبت » نیز خواهد شد (ترمینگام ، همانجا؛ دخیل اللّه ، ص ١٦٧، ١٩٨ـ ١٩٩، ٢١١؛ ابونصر، ص ٣٩، ٤٧). پیروان تجانیه در بارة احمد تجانی عقاید مبالغه آمیزی دارند، از جمله اعتقاد دارند که هرکس او را ببیند، بخصوص در روزهای جمعه و دوشنبه ، حتی اگر بی دین و کافر باشد، بخشیده می شود (دخیل اللّه ، ص ٢٣٨ـ٢٣٩؛ ابونصر، ص ٤٤). تجانیه به زیارت قبور مشایخ خود اهمیت زیادی می دهند (ترمینگام ، همانجا).
آداب مخصوص طریقت تجانیه سه چیز است : ١) ذکر اورادی شامل صد مرتبه استغفار، صد مرتبه تهلیل و صد مرتبه درود فرستادن بر رسول اکرم ، ترجیحاً به شکل دعایی به نام «صلاة الفاتح ». این دعا که پنج جملة کوتاه دارد، سه جمله اش تقریباً بخشی از دعای منسوب به امام علی علیه السلام است . به عقیدة تجانیه ، خدا مستقیماً این دعا را به احمد تجانی الهام کرده و پیامبر اکرم نیز به او خبر داده که با این دعا گناهان افراد بخشیده می شود و یک بار خواندن آن مساوی با شش بار خواندن قرآن است ، ازینرو تجانیه در تکرار آن می کوشند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ؛ دخیل اللّه ، ص ١١٦؛ قاضی عیاض ، ج ٢، ص ١٦٣ـ١٦٤). ٢) ادای اعمالی به نام «وظیفه » که روزانه حداقل یک بار، صبح یا عصر، باید انجام شود و مشتمل است بر سی مرتبه استغفار، پنجاه مرتبه صلاة الفاتح ، صد مرتبه تهلیل ، و دعای مهم دیگری به نام «جوهرة الکمال » که دوازده مرتبه خوانده می شود. تجانیه معتقدند که هنگام خواندن دعای اخیر پیامبر اکرم و خلفای راشدین حاضر می شوند، ازینرو خواندن آن بدون طهارت جایز نیست (دخیل اللّه ، ص ٢٦٦؛ د. اسلام ، همانجا). ٣) گفتن ذکری در روز جمعه بعد از نماز عصر، شامل ١٠٠٠ تا ١٦٠٠ مرتبه تهلیل یا گفتن «اللّه اللّه » ( د. اسلام ، همانجا؛ دخیل اللّه ، ص ٢٦١).
تاریخچه . پس از مرگ احمد تجانی ، حاج علی بن عیسی که در زمان حیات تجانی جانشین وی محسوب می شد، دو فرزند تجانی ، محمدالکبیر و محمدالصغیر، را از فاس به عین ماضی فرستاد و خود به زاویة تماسین (در الجزایر) رفت . بنا بر وصیت احمد تجانی ، مقام جانشینی بایستی در میان خاندان علی بن عیسی و خاندان تجانی به تناوب تعیین می شد. بدین ترتیب ، بتدریج پس از تجانی رهبری این طریقت به دو مرکز در الجزایر (عین ماضی و تماسین ) منتقل شد (ابونصر، ص ٢٣؛ ترمینگام ، ص ١٠٩ـ١١٠). در همان زمان ، اختلاف میان پیروان تجانیه ، که در زمان بنیانگذار آن نیز وجود داشت ، در عین ماضی بالا گرفت . طرفداران محمدالکبیر گروهی را که از این طریقت جدا شدند و «تجاجنه » نامیده می شدند، از عین ماضی بیرون کردند. آنان نیز در ١٢٣٥ حسن بای ، یکی از فرمانداران عثمانی ، را تحریک و ترغیب کردند تا به عین ماضی حمله کند، اما این حمله به شکست انجامید. دو سال بعد، ترکها باز هم به آنجا هجوم آوردند، اما شکست خوردند. در یکی از منازعات بعدی محمدالکبیر به قتل رسید و محمدالصغیر جانشین او در زاویة عین ماضی شد (ابونصر، ص ١٧، ٦١؛ د. اسلام ، همانجا). بعد از این واقعه ، با اینکه قدرت و ثروت جانشینان تجانی رو به ازدیاد نهاد و این طریقت به صحرا و سودان گسترش یافت ، از هرگونه درگیری نظامی اجتناب می کرد. پس از آنکه فرانسویها الجزایر را اشغال کردند (١٢٤٥ـ١٢٤٦/ ١٨٣٠) امیر عبدالقادر الجزایری در ١٢٥١ کوشید تا در جهاد برای بیرون راندن فرانسویها، تجانیه را با خود همراه سازد، اما شیوخ تجانی ، علی بن عیسی و محمدالصغیر، از این کار خودداری کردند. امیر عبدالقادر فشار خود را بر محمدالصغیر، با لشکرکشی تا پشت دیوارهای عین ماضی ، افزایش داد و از او خواست تا تسلیم شود. محمدالصغیر پس از چند ماه مقاومت ، ناگزیر از عین ماضی گریخت و به اَغواط پناه برد. در ١٢٥٦/ ١٨٤٠ محمدالصغیر بر ضد عبدالقادر به فرانسویها کمکهای مادی و معنوی کرد ( د. اسلام ، همانجا)؛ گویا اختلاف و رقابت بین قادریه (طریقت عبدالقادر الجزایری ) و تجانیه ، از دلایل همکاری نکردن تجانیه با عبدالقادر و روآوردن آنان به فرانسویها بود (ابونصر، ص ٦٣). محمد عائد (متوفی ١٢٩٣) نوة علی بن عیسی ، پس از محمدالصغیر سومین شیخ طریقت محسوب می شود، ولی پس از وی شکاف میان زاویة عین ماضی و زاویة تماسین افزایش یافت و عملاً این دو زاویه از هم جدا شدند، اما جز در رهبری هیچ تفاوتی میان تعالیم این دو زاویه وجود نداشت . بعلاوه ، رهبران هر دو زاویه با فرانسه میانة بسیار خوبی داشتند، از جمله احمد، فرزند محمدالصغیر، در سفری به فرانسه با زنی فرانسوی و کاتولیک ازدواج کرد که این زن در حسن روابط میان تجانیه و فرانسه و پیشبرد اغراض استعماری فرانسه مؤثر بود (همان ، ص ٧٥ـ ٧٦؛ دخیل اللّه ، ص ٦١ـ٦٢؛ ترمینگام ، ص ١١٠؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا).
با وجود اختلاف میان دو زاویة مذکور، تجانیه تضعیف نشد بلکه گسترش نیز یافت . از جمله شاگردان تجانی که این طریقت را گسترش دادند، این اشخاص بودند: در تونس سیدابراهیم ریاحی (متوفی ١٢٦٦)، مفتی و شاعر تونسی ؛ در مصر محمدحافظ مختار اهل موریتانی (متوفی ح ١٢٤٦؛ ابونصر، ص ٨٢ ـ٨٣، ١٠٢)؛ در مالی حاجی عمر فُوتی ، رهبر دینی و نظامی جهاد با فرانسویها و مؤسس دولت تجانی در سودان ؛ و در سودان ابراهیم انیاس (متوفی ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥) و عبدالرحمان شَنقیطی (متوفی ١٢٩٩/ ١٨٨٢) (دخیل اللّه ، ص ٧٠؛ د. اسلام ، همانجا).
دو شاخه از این طریقت در افریقا شهرت دارند: «مُتَطَوره » منسوب به ابراهیم انیاس و «حامیه » منسوب به شیخ حام اللّه . این دو شاخه در موریتانی ، مالی ، نیجریه ، ساحل عاج گسترش یافته اند. حامیه به مقاومت در برابر استعمار فرانسه شهرت دارند، آنان متهم به کفر هم هستند، زیرا در شهادتین نام شیخ حام اللّه را در کنار نام پیامبر اکرم افزوده اند (علم الدین ، ص ٦٠٨ـ٦٠٩).
تا اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم ، تجانیه یکی از مهمترین طرق در شمال و غرب افریقا، بخصوص در نیجریه و موریتانی و سنگال و مغرب ، گردید. بیشترین جمعیت تجانیه در سنگال جای دارند. نیمی از ٩٤% مسلمانان سنگالی پیرو تجانیه اند. این سلسله زاویه هایی نیز در سرزمینهای عربی دارد (ولی ، ص ١٠٢؛ دخیل اللّه ، ص ٥٨؛ ترمینگام ؛ د. اسلام ، همانجاها).
از ١٣٣٨/١٩٢٠ در مراکش و مصر تبلیغات وسیعی برضد تجانیه آغاز شد. معمولاً از این طریقت ، به علت همکاری با استعمارگران فرانسه ، انتقاد کرده و عقاید آنان را بدعت خوانده اند (دخیل اللّه ، ص ٨٠؛ ابونصر، ص ١٧٦ـ١٨١)، ازینرو برخی از شیوخ تجانیه ، مانند شیخ ابراهیم صالح بن یونس حسینی ، از شخصیتهای مهم طریقت تجانیه در نیجریه ، و همچنین محمدحافظ مختار کتابهایی در رد سخنان مخالفان نوشته اند. ابراهیم صالح در کتاب المُغیر برخی از مطالبی را که مخالفان بدعت دانسته اند، از جمله برتریِ خواندن صلاة الفاتح بر خواندن قرآن ، را تحریفهایی در آثار تجانیه می داند که در دستنوشته های اولیة آنان موجود نیست ( د.اسلام ، همانجا). محمدحافظ مختار نیز برتری خواندن صلاة الفاتح را برای کسانی دانسته است که نمی توانند قرآن را صحیح بخوانند. او همچنین برتری احمد تجانی را بر سایر شیوخ صوفیه رد کرده و او را همردیف آنان شمرده است (کرسنی ، ص ١٨٥ـ١٨٧).
کتابهای مهم . ١) جواهر المعانی و بلوغ الامانی فی فیض سیدی ابی العباس التجانی ، تألیف علی حرازم (متوفی ١٢١٧)، خلیفة تجانی در تلمسان ، در بارة زندگی و سیرت و کرامات تجانی . وی این کتاب را در ١٢١٤ و در زمان حیات تجانی در شش باب نوشته و احمد تجانی آن را تأیید کرده است (دخیل اللّه ، ص ٥٠ـ٥٢، ٦٧ـ ٦٨). در مقدمة کتاب در بارة اهمیت تصوف و حذر کردن از منکران تصوف ، از جمله ابن تیمیّه * ، سخن رفته است (همان ، ص ٥٢). این کتاب در ١٢١٢ـ١٢١٥/ ١٧٩٨ـ١٨٠٠ در فاس چاپ شد (ترمینگام ، ص ١٠٧، پانویس ١). برخی ، مانند عبدالحی کتانی شیخ طریقة کتانیه ، گفته اند که قسمتهای زیادی از این کتاب از المقصدالاحمد (نوشته شده در ١٠٩٤) اثر محمدبن عبدالسلام قادری گرفته شده است . به منظور افشای این امر و بی اعتبار ساختن تجانیه ، در ١٣١٢ش / ١٩٣٣ المقصد الاحمد را با دستنوشته ای از احمد تجانی که جواهرالمعانی را «کتاب ما» نامیده ، چاپ و منتشر کردند. پیروان تجانی در بارة این اتهام از خود دفاع چندانی نکردند، فقط اعلام نمودند که سخنان و زندگینامة تجانی در این کتاب موثق است (ابونصر، ص ٢٤، ٢٥؛ دخیل اللّه ، ص ٥٢، ٥٤).
٢) الجامع للعلوم الفائضة من بحار القطب المکتوم ، نوشتة محمدبن مُشری (متوفی ١٢٢٤)، خلیفة تجانی در صحرا، مشتمل بر سخنان و زندگینامة تجانی . از این کتاب ، چند نسخة خطی در زاویة باب المناره تونس موجود است (ابونصر، ص ٢٥، ٢٦، پانویس ٥٢؛ دخیل اللّه ، ص ٦٨ـ٦٩،٧٦).
٣) الافادة الاحمدیة لمرید السعادة الابدیة . تدوین محمد الطیب سفیانی (متوفی ١٢٥٩)، از مریدان نزدیک تجانی در فاس ، شامل سخنان احمد تجانی که وی پس از شنیدن ، بی درنگ ، می نوشته و آنها را بر اساس حروف الفبا مرتب می کرده است . این کتاب در میان تجانیه مقبولیت بسیار یافته است (ابونصر، ص ٢٦). الافادة با مقدمة محمد حافظ تجانی ، شیخ طریقت تجانی در مصر (متوفی ١٣٩٨)، در قاهره به چاپ رسیده است (دخیل اللّه ، ص ٧٦، مقدمه ص ن ).
٤) رماح حزب الرحیم علی نحور حزب الرجیم ، نوشتة حاج عمر فوتی در ١٢٦١. این کتاب دارای ٥٥ فصل است و در آن در بارة آنچه ایمان را زیاد می کند، فضیلت ذکر در میان طاعات و معنای زهد در این طریقت ، و فضیلت این طریقت بر سایر طرق صوفیه سخن رفته است . رماح در حاشیة جواهرالمعانی در دو جلد در ١٣٨٠/ ١٩٦١ در مصر چاپ شد. این مجموعه را اصطلاحاً کُنّاش (= قوانین مدون ) می گویند (دخیل اللّه ، ص ٧١، ٧٥؛ ترمینگام ، ص ١٠٧، پانویس ١).
٥) کشف الحجاب عمّن تلاقی ' مع سیدی احمد التجانی من الاصحاب ، تألیف احمد سِکیرج عیاشی (متوفی ١٣٦٣). او که بیشترین تألیفات را در بارة طریقت تجانیه دارد، در این کتاب شرح حال بیش از دویست تن از پیروان طریقت تجانیه را آورده است (دخیل اللّه ، ص ٧٢ـ٧٣).
٦) میزاب الرحمة الربانیة فی التربیة بالطریقة التجانیة ، تألیف عبیده بن محمد الصغیر الشَنْقیطی ، در بارة زندگی و اوراد و کیفیت تربیت در طریقت تجانی (همان ، ص ٧٧).
٧) مُنیة المرید ، منظومه ای در تصوف از احمدبن بابابن عثمان شنقیطی علوی (متوفی ١٣٦٠). محمد عربی سائح شرقی این کتاب را با نام بُغْیَةُ المُستفید شرح کرده است . این کتاب در ١٣٨٠/١٩٦١ در مصر چاپ شد (همان ، ص ٧٦ـ٧٧).
منابع :
(١) عبدالمنعم حفنی ، الموسوعة الصّوفیّة : اعلام التّصوّف والمنکرین علیه والطرق الصوفیّة ، قاهره ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) علی بن محمد دخیل اللّه ، التجّانیّة ، ریاض ?( ١٤٠١ ) ؛
(٣) ابوالقاسم سعداللّه قماری ، تاریخ الجزائر الثّقافی ، بیروت ١٩٩٨؛
(٤) احمد عطیة اللّه ، القاموس الاسلامی ، قاهره ١٣٨٣ـ١٣٩٦/١٩٦٣ـ١٩٧٦؛
(٥) سلیمان سلیم علم الدین ، التصوف الاسلامی : تاریخ ، عقائد، طرق ، اعلام ، بیروت ١٩٩٩؛
(٦) عیاض بن موسی قاضی عیاض ، الشّفابتعریف حقوق المصطفی ، عمان ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٧) محمد طه ولی ، المسجد فی الاسلام ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٨) Jamil M. Abun-Nas ¤r, The Tijaniyya , London ١٩٦٥;
(٩) EI ٢ , s.v. "Tid ¢j ¢a ¦niyya" (by Jamil M.Abun-Nasr);
(١٠) Awad A l-Sid Karsani, "Religion and society: the Tijaniyya religious doctrine", Dira ¦sa ¦t Ifrigiyya , ١١ (١٩٩٤);
(١١) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Tija ¦n ¦âyah" (by John Ralph Willis);
(١٢) J. Spencer Trimingham, The sufi orders in Islam , London ١٩٧٣.
/ پروانه عروج نیا /