دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٤٢
تبریزی خویی ، ملامهرعلی ، متخلص به فدوی ، شاعر و غدیریّه سرای قرن سیزدهم . سال تولد او بدرستی معلوم نیست ولی از تصریح فرهادمیرزا (ص ٧٠) به اینکه در ١٢٦٢ به سن هشتادسالگی از دنیا رفته ، پیداست که سال تولد او حدود ١١٨٢ بوده است . در زادگاه او نیز به سبب اشتهارش به زنوزی و خویی اختلاف هست (ریاحی ، ص ٢٢٥؛ صدرایی خویی ، ص ٩، ١٤، که او را متولد زنوز و پرورش یافته در خوی دانسته است ). ملامهرعلی تحصیلات ابتدایی را در خوی به انجام رسانید، سپس برای ادامة تحصیل به عراق و خراسان و اصفهان سفر کرد و بسیاری از علوم را فراگرفت . او به نجوم علاقه ای وافر داشت و خطاطی هم می کرد. در اواخر عمر به تبریز رفت و بدین سبب به ادیب تبریزی نیز شهرت یافت (مدرس تبریزی ، ج ٤، ص ٣١١، به نقل از بحرالعلوم ِ میرزاحسن زنوزی تذکره نگار معاصر ملامهرعلی خویی ؛ قاضی طباطبائی ، ص ٢٧؛ ریاحی ؛ فرهادمیرزا قاجار، همانجاها). وی مدتی نیز در مرند ساکن بود و تأسیس مدرسه ای را در آن شهر به او نسبت می دهند (صدرایی خویی ، ص ١٥). نادرمیرزا قاجار (متوفی ١٣٠٣) در گزارش تحصیل خود در صرف و نحو و لغت نزد ملامهرعلی از او با عنوان «دبیری کهنه ادیب ... با قدی خمیده » یاد کرده است (ص ٣٨٢ـ ٣٨٣). زنوزی نیز او را با اوصافی چون حکیم ، منجم ، عالم و عارف وصف کرده است (مدرس تبریزی ، همانجا).
معیشت ملامهرعلی با پریشانی و عسرت توأم بود (رجوع کنید به فرهادمیرزا قاجار، همانجا). چون از وی رفتار خلاف عرف سر می زد، بعضی او را به ملامتیگری منسوب داشته اند. جمعی دیگر نیز از او کشف و کرامت نقل کرده اند (قاضی طباطبائی ، ص ٢٨ـ ٢٩). ملامهرعلی ــ که به علت فقر و مسکنت ، به رغم میل خود، بیشتر عمرش را در تجرد گذراند ــ در اواخر عمر ازدواج کرد و پسری به نام فضلعلی از خود بجا گذاشت که خاندان فضلی در تبریز از اعقاب او هستند (ریاحی ، ص ٢٢٦؛ فرهادمیرزا قاجار، ص ٨٢؛ قاضی طباطبائی ، ص ٣٠). وی در ١٢٦٢ در تبریز از دنیا رفت (فرهادمیرزا قاجار، ص ٧٠؛
ریاحی ، ص ٢٥٥).
عمدة شهرت ملامهرعلی فدوی خویی به سبب قصیدة مدحیّه یا غدیریّة اوست ، با مطلع : ه'ا علیٌّ بشرٌ کیف بشر؟/ ربُّهُ فیه تجلّی ' و ظهر (فرهادمیرزا قاجار، همانجا؛ برای روایت رؤیای ملامهرعلی پس از انشای این قصیده و به خواب دیدن پیامبر و علی علیهماالسلام رجوع کنید به تبریزی خیابانی ، ص ١٢٨). مقبولیت و رواج عام بیت بدیع و زیبای فوق که بسی مشهورتر از شاعر آن است باعث شده تا بعضی تذکره نویسان گمان برند که ملامهرعلی این بیت معروف را تضمین کرده و مطلع قصیدة خود قرار داده است . قصیدة مزبور بین سالهای ١٢١٦ـ١٢٤٠ سرود شده و ابیات آن نیز به اختلاف بین بیست تا چهل بیت با تقدم و تأخر بسیار گزارش شده است (صدرایی خویی ، ص ٢٨ـ ٢٩). فرهادمیرزا در زنبیل ، ضمن نقل اشعار و شرح حال جامعی از فدوی (ص ٧٠ـ ٨٨) که معاصر او بوده ، قصیدة مزبور را در بیست ونه بیت نقل کرده است (ص ٧٠ ـ٧٢). ترجمة فارسی منظومی نیز از این قصیده ، با همان وزن و قافیه ، از میرزامحمدرضا بصیرت شیرازی در دست است که در آن چهل بیت نقل و ترجمه شده است (صدرایی خویی ، ص ٣١ـ ٣٦). قصیدة غدیریّه از زمان سروده شدن موردتوجه و اقبال فضلا و شعرا و مخصوصاً اهل منبر واقع شد، به طوری که گذشته از ترجمة منظوم یاد شده ، چهار تخمیس و یک تضمین از آن سروده شد (برای تفصیل در این باره رجوع کنید به همان ، ص ٣٨ـ٦١).
ملامهرعلی به سه زبان ترکی ، فارسی و عربی شعر می سرود و تخلص او در فارسی و ترکی «فدوی » بود (فرهادمیرزا قاجار، ص ٧٠؛ قس هدایت ، ج ٢، بخش ٢، ص ٩٥١، که تخلص او را با نامش خلط کرده و «مهری » ضبط کرده است ). همچنین وی قصیدة لطیف و کوتاهی در هجده بیت به فارسی و درمنقبت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم با این مطلع دارد: «لا» استعاره ای زجلال محمد است / «الاّ» کنایه ای ز جمال محمد است (فرهادمیرزا قاجار، ص ٧٣ـ٧٤). گذشته از این دو قصیده ، اشعار فارسی و عربی وی از استحکام و بلاغت چندانی برخوردار نیست . بویژه اشعار عربی او دارای سکته های ناخوش و اغلاط ادبی است (در بارة شعر فارسی و عربی خویی رجوع کنید به قاضی طباطبائی ، ص ٣٠ـ٣١). در عوض اشعار ترکی او را به سبب احتوای بر معانی لطیف عاشقانه و نیز بیان موضوعات حکْمی و فلسفی عالی شمرده اند (همان ، ص ٣١). وی قصاید و مراسلاتی به عربی در مدح میرزا عیسی و پسرش میرزاابوالقاسم قائم مقام فراهانی دارد که در آنها مداحی را شعار خود کرده و برای طلب وظیفه و وجه معاش شرحی از وضع نابسامان و فقر و تجرد خود آورده است . زبان وی در این قطعات تند، هجوآمیز و رکیک است (فرهادمیرزا قاجار، ص ٧٥ـ ٧٨، ٨٥ ـ ٨٧). ملامهرعلی زمانی نیز به سبب شعری دوپهلو و طنزآمیز که برای میرزاابوالقاسم شیخ الاسلام تبریزی (متوفی ١٢٧٩) گفته بود، مورد بی مهری او واقع شد (قاضی طباطبائی ، ص ٢٨). وی قصیده ای تاریخی نیز در مدح حسینقلی خان دُنبلی ، حاکم وقت خوی ، در ٩٢ بیت سروده که در آن از بی وفایی دنیا شکایت کرده است (برای قصیدة مزبور رجوع کنید به ریاحی ، ص ٥٧٢ ـ ٥٧٥). از ملامهرعلی دیوانی بجا نمانده و تنها اشعاری پراکنده به فارسی و عربی و ترکی و مادّه تاریخهایی به عربی در تذکره ها از او نقل شده است (برای اشعار رجوع کنید به فرهادمیرزا قاجار، ص ٧٠ـ ٨٨؛ ریاحی ، ص ٢٢٥ـ٢٢٧؛ صدرایی خویی ، ص ١٩ـ ٢٥؛ قس آقابزرگ طهرانی ، ج ٩، قسم ٣، ص ٨١٦ ، ١١٣٦، که با اشتباه و تکرار از دیوان فدوی زنوزی خویی و دیوان مهر خویی نام برده است ؛ برای مادّه تاریخهای خویی رجوع کنید به نخجوانی ، ص ٣٠، ٣١٣).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) علی تبریزی خیابانی ، کتاب علماء معاصرین ، چاپ سنگی تهران ١٣٦٦؛
(٣) محمدامین ریاحی ، تاریخ خوی ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٤) علی صدرایی خویی ، ولایت نامه «غدیریّه » ، قم ١٣٧٦ش ؛
(٥) فرهادمیرزا قاجار، زنبیل ، چاپ محمد رمضانی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٦) حسن قاضی طباطبائی ، «ملامهرعلی تبریزی »، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز ، سال ١، ش ٥ (مرداد ١٣٢٧)؛
(٧) مدرس تبریزی ؛
(٨) نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنة تبریز ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(٩) حسین نخجوانی ، مواد التواریخ ، تهران ١٣٤٣ش ؛
(١٠) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، مجمع الفصحا ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ ١٣٤٠ ش .
/ محمدهانی ملاّ زاده /