دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٧٣٦
پروینِ گُنابادی ، محمد ، نویسنده ، محقق و مترجم معاصر. به سال ١٢٨٢ش در قصبة کاخک گناباد به دنیا آمد. خاندان وی از روحانیان منطقة گناباد و فردوس بودند. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین فرزند ملاّ امیر بود. از روزگار صفویان تا دوران این ملاّ امیر، دو تن به نام ملاّ امیر از نیاکان پدری وی بودند که نخستین آنان در دورة صفویان برادر فاضل خان ، مؤسس مدرسة فاضل خان * مشهد، بود (پروین گنابادی ، ١٣٥٣ ش الف ، ص ٧٧٠).
پروین در هفت سالگی به مکتبخانه رفت . پس از آنکه تحصیلات مکتبخانه را در کاخک به پایان رسانید، نزد پدرش قسمتی از مقدمات علوم قدیم را فرا گرفت و حدود دو سال در مدرسة حبیبیة فردوس و مدرسة قدیم قاین تحصیل کرد. در پانزده سالگی به مشهد رفت . در مدرسة فاضل خان و سپس مدرسة نواب ادبیات عرب آموخت (همان ، ص ٧٧١؛ «محمد پروین گنابادی : معلم و دانشمندی نمونه »، ص ٢٦٣) و در زمرة شاگردان خصوصی ادیب نیشابوری * درآمد ( جشن نامة محمد پروین گنابادی ، ص هشت ). ادیب نیشابوری در درس خصوصی خود شاگردانی را می پذیرفت که ذوق شاعری داشتند. پروین اشعارش را برای ادیب خواند، ادیب او را پذیرفت ، اما از تخلّص وی ، فانی ، خوشش نیامد و به او پیشنهاد کرد که نام ستاره ای را انتخاب کند. او هم «پروین » را برگزید که بعداً نام خانوادگی او شد و کلمة گنابادی را به سبب علاقه به زادگاه خود بر آن افزود (پروین گنابادی ، ١٣٥٢ ش ، ص ٢ـ٣؛ همو، ١٣٥٣ش الف ، ص ٧٧٠). پروین در درس خصوصی ادیب مهمترین آثار
ادبیات عربی و فارسی ، و همچنین عروض را فرا گرفت . در همین زمان با ایرج میرزا ملاقات کرد (پروین گنابادی ،١٣٥٣ش ب ، ص ١٦٥ـ١٦٦؛ همو، ١٣٥٢ ش ، ص ١٥). او در درس منظومه اغلب به محضر حاج فاضل و آقابزرگ حکیم که از استادانِ بنام در فلسفه و حکمت قدیم بودند، می رفت (پروین گنابادی ، ١٣٥٣ ش الف ، ص ٧٧١). در بیست سالگی تنگی معیشت او را به تدریس در دبستان دولتی احمدی مشهد کشاند و پس از چهار سال در دبیرستان شاهرضا به سمت دبیری ادبیات برگزیده شد (همانجا). در ٢٦سالگی ازدواج کرد (پروین گنابادی ، ١٣٥٢ ش ، ص ١٤) و از ١٣١٧ش به بعد علاوه بر تدریس در دبیرستانها در ادارة تحقیق اوقاف و بازرسی فنی مدارس مشهد نیز خدمت می کرد. در ١٣٢٢ش ریاست دانشسرای دختران مشهد را بر عهده گرفت و در اواخر همان سال به نمایندگی مجلس شورای ملی از سبزوار انتخاب شد. پس از پایان دورة مجلس از سیاست کناره گرفت و در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد.
در اوایل ١٣٢٨ش که به علت فعالیتهای سیاسی گذشته بیکار شده بود، به پایمردی استاد مدرس رضوی ، با علی اکبر دهخدا آشنایی یافت و پس از چندی ، از همکاران نزدیک دهخدا در تدوین لغتنامه شد (پروین گنابادی ،١٣٥٣ ش الف ، ص ٧٧١ـ ٧٧٣). او در دو سال ، نزدیک به یک میلیون یادداشت از متنهای مهم استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشتهای خود بر آن افزود (پروین گنابادی ، ١٣٥٢ ش ، ص ٨). علاوه بر تنظیم حرف «ذ» با همکاری دهخدا و حرف «غ » با همکاری شهاب فردوس حرف «ط » و بخشی از حرف «الف » (الف س ـ الف ص ) را به عهده داشت و برای حرف «ی » که قرار بود آن را تنظیم کند، مآخذ و برگه های بسیاری فراهم آورد و در ضمن ترجمة مقدمة ابن خلدون ، برخی از اعلام آن را برای لغتنامه یادداشت برداری کرد. وی از ١٣٤٥ش تا واپسین دم عمر عضو هیئت مقابلة لغتنامه بود (پروین گنابادی ، ١٣٥٣ ش الف ، ص ٧٧٤ـ ٧٧٥).
پروین در اواخر ١٣٢٨ش ضمن همکاری با لغتنامة دهخدا به بررسی کتابها از جهت اصالت محتوی و درستی نگارش در وزارت آموزش و پرورش پرداخت (همان ، ص ٧٧٥) و مدت دوازده سال ویراستاری زبانی کتابهای دانشکده های علمی (پزشکی ، فنی ، علوم ) دانشگاه تهران به عهدة وی بود (همانجا). از اواخر دهة چهل تا پایان عمر با بنیاد فرهنگ ایران در زمینة تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی همکاری داشت . سالها در بخش زبانهای خارجی دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، مدرسة عالی آمار، دانشسرای تربیت معلم و دورة فوق لیسانس پژوهشکده فرهنگ ایران به تدریس مشغول بود (همان ، ص ٧٧٥ـ٧٧٦). در هفتادمین سال تولدش ، دوستان و شاگردان وی به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی استاد مجموعه ای ، با عنوان جشن نامة پروین گنابادی ، به وی اهدا کردند. در تاریخ ششم مهر ١٣٥٥، شورای دانشگاه تهران به پاس خدمات ارزندة او در زمینة شناسایی و شناساندن متفکران ایرانی و اسلامی به وی دکترای افتخاری در رشتة الهیّات و معارف اسلامی اهدا کرد.
فهرست آثار پروین گنابادی بدین قرار است : ترجمة روح تربیت گوستاو لوبون (روزنامة صاعقة شرق مشهد، ١٣٠٦ش )؛ راهنمای مطالعه (١٣١٣ش )؛ اندیشه ها (١٣١٣ش )؛ سخن نامه (١٣١٥ش )؛ فن مناظره (روزنامة آزادی مشهد، ١٣١٥ش )؛ دسته گل سوسن (١٣١٦ش )؛ پرورش اراده (١٣١٧ش )؛ شیوة نگارش (١٣١٧ش )؛ هفت خوان رستم (١٣١٩ش )؛ دستور زبان فارسی و خودآموز املاء و انشاء ، در سه جلد (١٣٣٢ش )؛ ترجمة مقدمة ابن خلدون (١٣٣٦ش )؛ تصحیح مجدد تاریخ بلعمی مصحِّح ملک الشعرا (١٣٤١ش )؛ قواعد کلی عربی با همکاری یدالله شکری (١٣٥٢ ش )؛ بازیهای محلی (١٣٥٥ش )؛ تدوین بعضی کتابهای درسی دانشکدة مکاتبه ای دانشگاه سپاهیان انقلاب و نشر بیش از سیصد مقاله در نشریات تهران و خراسان که تعدادی از آنها با نام گزینة مقاله ها در ١٣٥٦ش به چاپ رسیده است .
از آثار پروین ، ترجمة عالمانة او از مقدمة ابن خلدون شهرتی خاص دارد. وی در نثر شیوه ای خاص خود داشت و با وجود تبحّر در ادب تازی از به کاربردن ترکیبات عربی پرهیز می کرد ( جشن نامة محمد پروین گنابادی ، ص هشت ـ نه ). در بین دست نوشته هایی که از پروین باقی مانده است ، حجم بسیار زیادی به شعر اختصاص دارد، هر چند که خود راضی به اشتهار در شعر نبود. اما در نخستین کنگرة نویسندگان ایران در ١٣٢٥ش از سبک و شیوة شاعری او سخن به میان آمده است (کنگرة نویسندگان ایران ، ص ٣٥،٣٧). پروین در سالهای پایانی عمر خود در بستر بیماری تا آخرین روزها از کار علمی دست نکشید و سرانجام در روز چهارشنبه اول شهریور ١٣٥٧ دیده از جهان فروبست .
منابع :
(١) علاوه بر اطلاعات شخصی مؤلف ؛
محمد پروین گنابادی ، «پروین گنابادی : خادم زبان و ادب فارسی » (مصاحبه )، کتاب امروز (بهار
(٢) ١٣٥٢ ش )؛
(٣) همو، «محمد پروین گنابادی » (زندگی نامة خودنوشت )، راهنمای کتاب ، سال ١٧، ش ١٠ـ١٢ (دی ـ اسفند ١٣٥٣ الف )؛
(٤) همو، «مدارس قدیم مشهد و شیوة تدریس آنها»، سخن ، دورة ٢٤، ش ٢ (بهمن ١٣٥٣ ب )؛
(٥) جشن نامة محمدپروین گنابادی : سی ودوگفتار در ایران شناسی ، به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی ، چاپ محسن ابوالقاسمی و محمد روشن ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٦) کنگرة نویسندگان ایران (نخستین : ١٣٢٥: تهران )، نخستین کنگرة نویسندگان ایران ، تهران ١٣٢٦ ش ؛
(٧) «محمد پروین گنابادی : معلم و دانشمندی نمونه »، آموزش و پرورش ، دوره ٤١، ش ٥ (١٣٥٠ ش ).
/ بهرام پروین /