دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٤١
تهران ، لهجه تهرانی، (یا فارسی تهرانی)
صورت گفتاری فارسی نوشتاری معیار كه در مكالمات روزمره مردم تهران، و به تقلید از آن در سایر مناطق ایران، بویژه در شهرهای بزرگ، به كار میرود. واژه تهرانی نباید این تصور را پیش آورد كه فارسی تهرانی با گویش قدیم تهران، قبل از انتقال پایتخت به آنجا، یكسان است. گویش قدیم تهران با گویش روستاهای شمیران یكسان بوده، اما با گویش رازی قدیم آنگونه كه در اشعار بُندار رازی آمده، تفاوتهایی داشته است. گویش تهرانی از خانواده گویشهای مركزی ایران و به فارسی تهرانی نزدیكتر بوده است. نمونههای این گویش را در اشعار سِحْری تهرانی، منقول در تذكره نصرآبادی (ص٤٠٩ـ٤١٠) و مجمعالفصحا (ج٢، بخش ١، ص ٣٨)، میتوان یافت. فارسی تهرانی امروزی نیز در معدودی از نوشتههای معاصر، كه عمداً به گویش تهرانی تقلیدی نوشته شدهاند دیده میشود. فارسی تهرانی از نظر قواعد آوایی و صرفی و نحوی و واژگان با فارسی نوشتاری معیار دارای تفاوتهایی است كه پارهای از آنها در فارسی سایر مناطق نیز وجود دارد. بعضی از تفاوتهای مهم آوایی فارسی تهرانی با فارسی نوشتاری بدین قرار است:
ــ مصوتa قبل از صامتهای غُنه m و n به u بدل میشود، مانند نان nan> نون nun ، بادام badam> بادوم badum.
ــ مصوت a قبل از a ، در صورتی كه بین آنها صامت h قرار گرفته باشد به a بدل میشود، مانند بهار bahar> باهار bahar، بهانه ne ¦baha < باهانه bahane .
ــ مصوت a در تكواژ «ن َ ـ » ( na- ) قبل از تكواژ «می» ( mi- ) به e بدل میشود، مانند ن َ ـ می ـ گوید na-mi-guyad > ن ِ ـ می ـ گوید ne-mi-guyad .
ــ مصوت a درهجای مقدّم تحتتأثیر مصوت i در هجای بعد، گاه e تلفظ میشود، مانند رَسیدن rasidan > رِسیدن residan ، زَمین zamin > زِمین zemin .
ــ مصوتهای e و o در هجاهای باز و پیش از هجاهایی كه دارای مصوتهای i و u هستند، در برخی از موارد به i و u بدل میشوند، مانند بِگیر begir > بیگیر bigir ، هُلو holu > هولو hulu .
ــ مصوت e در مجاورت صامتهایی همچون c ، s و g گاه به i بدل میشود، مثل چه e c > چی i c ، شِش es s < شیشsis ، نِگاه h ¦nega > نیگا ¦niga ، مكانیك nik ¦
ــ مصوت مركّب ow در پایان كلمات غالباً به شكل o تلفظ میشود، مانند نو now > no ، برو borow > boro .
ــ صامت r در صورتی كه در پایان كلمه و پس از مصوت قرار گرفته باشد، در واژههای پربسامد حذف میشود، مانند چطور cetor > چطو ceto . اگر پیش از r ، a بیاید ، گاه a به e بدل میشود: اگر agar > اگه age ، مگر magar > مگه mage .
ــ صامت z نیز گاه در پایان كلمه و بعد از مصوت حذف میشود، مثل هنوز hanuz > هنو hanu ، امروز emruz > امرو emru ، چه چیز ce ciz> چیچی cici.
ــ صامت میانجی h ، در الحاق حروف اضافه «به» و «با» به ضمایر متصل غیرفاعلی، افزوده میشود، مانند ( به او = ) بِش be-s > بهش be-h-es ، (با شما =) باتون -tun ¦ba > باهاتون ba-h-atun. چنانكه مشاهده میشود، مصوتی كه ضمیر را به «با» متصل میكند، معمولاً ¦a تلفظ میشود.
ــ از خوشههای صامت سایشی + انسدادی و غُنه دندانی + انسدادی (مانند st و nd و xt و k s ) آخر واژه، غالباً صامت دوم حذف میشود؛ مثلاً، دست dast > دس das ، چند and c > چن an c ، خشك k xos > خُش xos ، وقت vaxt > وَخ vax .
ــ گروه صامتهای st و zd ، بویژه در میان كلمه، به ss و zz بدل میشوند: دسته daste > دَسّه dasse ، دزدی dozdi > دُزّی dozzi .
ــ از گروههای ava و uya در افعال پربسامد، av و uy حذف میشود و a پایانی به e بدل میشود، مانند میرود miravad > میره mire ، میگوید miguyad > میگه mige .
در صرف و نحو نیز تفاوتهایی وجود دارد، از جمله:
ــ به كار بردن پسوند صفتساز u ـ كه مبالغه در صفت را بیان میكند، مانند ریشو ، اخمو ، سبیلو .
ــ استعمال پسوند e ـ كه دلالت بر خودمانی بودن و گاهی تحقیر و معرفهبودن پایه كلمه میكند، مانند این پسره، مَرده، زنبیله، حَسنه.
ــ استعمال پسوندهای القایی ulu - ، ule - ، lu a - ، eli - ، كه گاه به صورت تغییر یافته واژه و گاه به شكل تغییر نیافته آن ملحق میشوند، مانند كوچولو -ulu kuc ، كوتوله kut-ule ، چاقالو cay-alu، گِردِلی gerd-eli .
ــ به كار بردن پسوند قیدساز و گاه صفتساز «ـَ كی» ( aki -) مانند راستكی rast-aki ، یواشكی -yavas-aki .
ــ استفاده از ضمیر سوم شخص مفرد «اون» ( un ) به جای «او» ( u ).
ــ به كار بردن شناسه سوم شخص مفرد «ـِ ش» (es -) با فعلهای ماضی و مضارع: رفتش raft-es ، گفتش goft-es ، هستش hast-es .
ــ استعمال شناسه دوم شخص جمع «ـ ین» ( in -) به جای «ـ ید» ( id -) مثل رفتید raftid > رفتین raftin .
ــ الحاق ضمایر متصل غیرفاعلی به حروفِ اضافه، مانند ازش، باهات (باتو)، بهشون.
ــ استعمال حروف اضافه تو ( داخل ) tu ، دَم ( نزدیك ) dam ، واسه ( به علت ، بهخاطِرِ) se ¦va ؛ مانند تو اتاق ، دمِ در ، واسه چی .
ــ حذف حرف اضافه «به» با فعلهایی كه جهت و حركت را نشان میدهند، مانند به قم رفتم > رفتم قم ، به تهران آمد > اومد تهرون .
ــ حذف حرف اضافه «در» در معنای مكانی، مانند من در خانه بودم > من خونه بودم ، شما در اداره بودید > شما اداره بودین .
ــ حرف اضافه «از» نیز گاهی حذف میشود، مانند از كمر به بالا > كمر به بالا .
ــ استعمال فعلهای بیشخص تشنهامه (تشنه هستم)، گُشنهامه یا گُرسنهامه (گرسنه هستم).
ــ استفاده از قیدتكرار «هِی»، مانند هِی نگو .
ــ استفاده از صوت «دِ»/ de برای تأكید و نشان دادن خواهشِ بیصبرانه، مثل دِ برو .
ــ به كار بردن فعلهای در جریان كه با صورتهای صرف شده فعل داشتن و صورتهای صرفشده فعل موردنظر ساخته میشوند. فعل داشتن قبل از فعل موردنظر بهكار میرود. این ساختها دارای زمان مضارع، ماضی استمراری و ماضی استمراری نقلی است، مانند دارم میرَم ، داشت میرفت ، داشته میرفته .
در ساختمان جمله نیز ترتیب كلمات برحسب «انتقال تكیه» تغییر میكند: من دیروز رفتم ، دیروز من رفتم ، رفتم من دیروز ... .
منابع:
(١) محمدطاهر نصرآبادی، تذكره نصرآبادی ، چاپ وحید دستگردی، تهران ١٣٦١ ش؛
(٢) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، مجمعالفصحا ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش؛
(٣) برای اطلاع بیشتررجوع كنید به لازار سامویلوویچ پیسیكوف: لهجه تهرانی ، ترجمه محسن شجاعی، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٤) تقی وحیدیان كامیار، دستورزبان عامیانه فارسی و بررسیهای تازه دردستورزبان فارسی ، [مشهد ? ١٣٤٢ ش ] ؛
(٥) Gilbert Lazard, Grammaire du persan contemporain , Paris ١٩٥٧.
/ علیاشرف صادقی /