دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٤٥
ترحیم ، مجلس ، مجلسی که خانواده و خویشانِ شخصِ درگذشته به منظور آمرزش خواهی برای وی ترتیب می دهند. ترحیم در لغت به معنای «مهربانی کردن بر کسی »، «طلب آمرزش کردن »، «درود فرستادن برای میّت » و «رَحِمَهُ اللّه گفتن برای کسی » است . در عربی به مجلس ترحیم ، تَأبین ، حَفْلَة التَّأبین (ابن منظور؛ آذرنوش ، ذیل «ابن »)، فاتحه ، و تعزیه (شاکرصابر ضابط ، ص ٦٧ـ ٦٨) گفته می شود.
در ایران برای متوفی مجالس ترحیم متعددی برگزار می شود که عبارت اند از: مجلس سومین روز درگذشتِ متوفی ، که مجلس ترحیم ، ختم ، فاتحه خوانی ، تذکر (در تهران )، تعزیه (در مشهد) و پُرسه (در میان زردشتیان و اهالی کرمان و یزد و شیراز) خوانده می شود؛ مجلسی در روز هفتم و چهلم (چله ، اربعین رجوع کنید بهچهل * )؛ گاه نیز مجلسی در روز هفتم و سی ام در برخی شهرهای کردستان برگزار می شود (وکیلیان ، مصاحبة مورخ اسفند ١٣٨٠)؛ و مجلس سالروز. تاجیکان در روز بیستم و چهلم و سالروز (مسلمانیان قبادیانی ، مصاحبة مورخ اسفند ١٣٨٠) نیز مجلسی برگزار می کنند و در آن برای آمرزش متوفی خیرات می دهند. در برخی شهرهای کردستان و در میان اهل سنّت ، مراسمی به مدت سه روز از صبح تا عصر در مسجد محل برای شرکت آقایان و مجلس ختمی برای شرکت بانوان در منزل برگزار می شود. اخیراً در این شهرها، این مدت به دو روز تقلیل یافته است و مراسم شب هفتم ، چهلم و سالگرد به هیچ وجه برگزار نمی شود (ضیایی ، مصاحبة مورخ اسفند ١٣٨٠؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ).
از گذشته پذیرایی از شرکت کنندگان در مراسم سوکواری معمول بوده است . در روایات شیعی و سنّی با استناد به حدیثی از پیامبراکرم در شهادت جعفربن ابی طالب ، تصریح شده که مستحب است خویشان و نزدیکان متوفی به مدت سه روز در تهیة غذا و فراهم آوردن برخی امکانات ، به خانوادة او که دچار تألمات روحی شده اند یاری رسانند و از آنان مراقبت و به آنان مهربانی کنند. به گفتة امام صادق علیه السلام از
همان زمان ، این کار به صورت «سنّت » در آمد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج ٣، ص ٤٩٧، ش ٣١٣٢؛ ابن ماجه ، ج ١، ص ٥١١، ش ١٦٠١؛ ترمذی ، ج ٣، ص ٣٢٣، ش ٩٩٨؛ حرّعاملی ، ج ٣، ص ٢٣٥ـ ٢٣٨). از پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام سخن روشنی دالّ بر رد یا پذیرش برگزاری مجالس پرهزینه برای متوفی
در دست نیست ؛ اما بنا بر قراینی ، در سیرة ایشان این کار پذیرفته نبوده است (اربابی ، ص ٧٢ـ٧٣؛ خن و دیگران ، ج ١، ص ٢٦٤). به گفتة ابن بطوطه (ج ٢، ص ٥٨٥ ) در سدة هشتم ، آوردن طعام به منزل صاحب عزا از رسوم معمول در هند دورة اسلامی بوده است .
در ایران ، اولین و مهمترین مجلس در سومین روز پس از خاکسپاری ، در خانة متوفی یا مسجد یا تکیه * برگزار می شود که برگزاری آن سابقه ای دیرینه دارد؛ مقدسی در سدة چهارم (ص ٤٤٠)، ابن اثیر در سدة هفتم (ج ٨، ص ١٣٤) و شبانکاره ای در سدة هشتم (ص ٤٥) در بارة برگزار کردن مراسم سه روزة عزاداری مطالبی نوشته اند. به نوشتة ابن بطوطه (ج ٢، ص ٥٨٤)، هندیان مجلس ترحیم را بر سر مزار برگزار می کردند. در پاکستان نیز در روز سوم مراسمی برگزار می شود که آن را «رسم قُل » می نامند.
در ایران غالباً در قسمتی از محل برگزاری مجلس ترحیم ، شال ترمه پهن می کنند و بر آن قرآن و گلاب پاش و صندوقی حاوی جزوه هایی مشتمل بر یک دورة کامل قرآن به نام سی پاره یا شصت پاره یا صدوبیست پاره و گاه گلدان یا گلدانهایی با گلهای سفید و شمعهای سیاه یا سفید و ظرفهای حلوا و خرما و عکس متوفی می گذارند (بلوکباشی ، ص ٧٩؛ شکورزاده ، ص ٢١٤ـ ٢١٥). در تاجیکستان شمعهایی به نام «نوکچه » درست می کنند که طی سه یا هفت روز عزاداری دائماً روشن است (مسلمانیان قبادیانی ، همانجا). گذاشتن
قرآن و گلاب و حلوا بر این سفره متداولتر و قدیمتر است (مظاهری ، ص ٨٢، به نقل از بسحاق اطعمه ؛ نیز رجوع کنید به ابن بطوطه ، ج ١، ص ١٠٩). در برخی نواحی ایران خوراکیهای دیگری نیز برای پذیرایی از مهمانان بر سفره می گذارند؛ از جمله ، قهوه (کتیرایی ، ص ٢٨٦) و قُوَّتو (یا قاووت ، مخلوطی از قهوه و
تخم چند گیاه و شکر، هر سه آسیاب شده ) در خراسان ؛ قهوه و قوّتو و کاکائو و کُماج و روغن جوشی (هردو از شیرینیهای محلی ) در کرمان ؛ و رَنگینَک در شیراز (ماسه ، ج ١، ص ١٥٧؛ شکورزاده ، ص ٢١٥).
به نوشتة ابن بطوطه (ج ٢، ص ٥٨٤ ـ ٥٨٥)، در هند در مجلس ترحیم از مهمانان با شربت و میوه های خشک و نارگیل پذیرایی می شده است . در کردستان از مهمانان در مسجد و خانه فقط با آب خنک پذیرایی می کنند و دعوت از آنان برای صرف غذا معمول نیست (ضیایی ، همانجا). قبلاً در کردستان مرسوم بود که روز سوم خانوادة میّت به زنانی که بر سر مزار حضور داشتند کلوچه می دادند (همانجا). به نوشتة پورکریم (ص ٣٢)، ترکمنها از مهمانان با آبگوشتی به نام «اللّه یُلی » در روز سوم و پنجم پذیرایی می کردند. در میان کُردها به پیروی از سنّت پیامبر، وابستگان دورتر میّت یا همسایگان او، خانوادة متوفی و اقوام نزدیک او را برای صرف غذا دعوت می کنند یا به خانة متوفی غذا می فرستند (ضیایی ، همانجا). در برخی شهرهای جنوبی ایران ، پیش از مجلس یا پس از آن ، غذاهایی مانند عدس پلو (همایونی ، ص ٥٥٧) و خوراکی از گوشت و برنج به نام «صواب ( ثواب ) میّت » (افشارسیستانی ، ص ٢٧٨) داده می شود. دود کردن اسفند (مسلمانیان قبادیانی ، همانجا) و کُندر و عود نیز از دیگر آداب این مجالس در برخی نواحی تاجیکستان است . معمولاً صاحبان مجلسِ ترحیم ، قاریانی دعوت می کنند تا در طول مجلس ، قرآن تلاوت کنند (بلوکباشی ، همانجا). در بعضی شهرهای ایران این قاریان را «مُعرِّف » می گویند (احمد پناهی ، ص ٢٧١). به گفتة ابن بطوطه (ج ١، ص ١٠٨ـ١٠٩)، در دمشق هنگام ورود بزرگان به مجلس «تعزیه » (ترحیم )، معرّف موظف بود که با صدای بلند نام و لقب آنان و جای مناسب برای نشستن هریک را اعلام کند. صاحبان عزا همچنین یک روحانی و یک روضه خوان به مجلس دعوت می کنند. روحانی در بارة سجایای اخلاقی متوفی و گذرا بودن زندگی و ناگزیر بودن مرگ و لزوم توجه به آخرت سخن می گوید و بازماندگان را به صبر دعوت می کند. روضه خوان نیز با اشاره به واقعة کربلا و سوکواری برای اهل بیت ، فضای سوکوارانة مجلس را تشدید می کند. در بعضی نواحی ، مانند خراسان (شکورزاده ، ص ٢١٦)، روضه خوانِ مجلسِ زنانه ، زن است که او را «آتو» یا «آتون » (وکیلیان ؛ مسلمانیان قبادیانی ، همانجاها) می نامند. پیشتر، روضه خوانان مجلس سه یا پنج تن بودند؛ شمار آنها می بایست فرد می بود (کتیرایی ، ص ٢٨٦).
صاحبان عزا از مهمانان که برای «عرض تسلیت » و «سرسلامتی » می آیند استقبال می کنند، اما خودشان از آنان پذیرایی نمی کنند، بلکه کسی که گاه او را «میاندار» می گویند (بلوکباشی ، همانجا)، به مهمانان گلاب و جزوه ای از قرآن تعارف می کند و چند تنِ دیگر نیز از مهمانان با خوراکیها پذیرایی می کنند.
حاضران در مجلس ، معمولاً سکوت می کنند یا زیرلب قرآن می خوانند. بازماندگان معمولاً در جلو یا بالای مجلس ، به ترتیب درجة قرابتشان با متوفی یا اهمیت جایگاه اجتماعی و شیخوختشان ، قرار می گیرند. هر تازه وارد، پس از تسلیت گفتن به بازماندگان ، در جایی که می یابد یا به او نشان می دهند می نشیند و حمدوسوره می خواند و برای متوفی آمرزش می طلبد. در برخی شهرهای کردستان در روز آخر مراسم در مسجد، بعد از اقامة نماز عصر، حاضران حدود نیم ساعت قرآن می خوانند به این نیت که ثواب آن به متوفی برسد. سپس ، روحانی مسجد با خواندن فاتحه ، ختم مجلس را اعلام می کند (ضیایی ، همانجا).
در پایان مجلس حاضران نزد صاحبان عزا می روند و با عباراتی کوتاه آنان را دلداری می دهند (شکورزاده ، ص ٢١٤؛ شاکرصابرضابط ، ص ٦٧ـ ٦٨؛ نیز رجوع کنید به بلوکباشی ، ص ٨٠).
در مصر و برخی کشورهای عربی زنانی که در عزاداری کردن مهارت دارند («باکیه »ها) برای تأثرانگیزتر کردن مجلس ، دعوت می شوند ( رجوع کنید به فاخوری ، ص ١٤٦). شدت عزاداری زنان در مصر چنان بود که گاه برای حفظ نظم مجلس ، از شرکت کردن آنان در مراسم سوکواری جلوگیری می کردند (برای نمونه رجوع کنید بهمظاهری ، ص ٧٦). شیون ، خودزنی ، کندن موی سر، دریدن جامه و سنگ بر سینه کوفتن ، از جمله کارهای برخی زنان در مجلس ترحیم است . آنان در مجالسی که در منزل برگزار می شود معمولاً دیرتر از مردان مجلس را ترک می کنند (کتیرایی ، ص ٢٨٣ـ٢٨٤).
به گزارش مقدسی (ص ٤٤٠) در سدة چهارم ، در شیراز نواختن طبل و نی در مجلس ترحیم معمول بود. از گذشته های دور در مصر، بویژه در روستاها، موسیقی خاصی با دف نواخته می شد و زنانی که به آنان «ندّابه » می گفتند با رنگ کردن چهره هایشان با نیل ، حرکاتی موزون انجام می دادند (احمد امین ، ذیل «جنازه »، «عزا»؛ لین ، ص ٥١٧). در میان یزیدیة عراق نیز نواختن نغمات حزن آور با طبل و زَمّاره
(نوعی نی لبک ) معمول بوده است ( رجوع کنید به حسنی ، ص ٨٠٧؛ تونجی ، ص ١٦٥).
در روز هفتم و چهلم و سالروز درگذشتِ متوفی نیز مجالسی برگزار می شود که کمابیش مشابه مجلس ترحیم ، اما بیشتر به قصد تذکر، است . حضور اشخاص در مجالس چهلم و سالروز به دعوت بازماندگان بستگی دارد. مدعوین پس از حضور یافتن بر سر مزار متوفی ، به خانه یا مسجدی که محل برگزاری مجلس است ، می روند. در آذربایجان مراسم شب هفتم برگزار نمی شود، بلکه بعد از مجلس ترحیم در هر شب جمعه تا چهلم ، بازماندگان و آشنایان در خانة متوفی عزاداری می کنند. در کرمان شرکت کنندگان در مجلس هفتم ، برای صاحبان عزا به رسم احترام و برای کمک در تأمین مخارج مراسم ، کله قند و چای می بردند. به نوشتة پورکریم (ص ٣١)، ترکمنهای اینجه برون یک روز پس از خاکسپاری هدایایی چون کله قند و پارچه و برّه برای صاحبان عزا می بردند.
٣٩ روز پس از خاکسپاری ، سنگ قبر روی مدفن قرار می دهند که این رسم را در تهران «پاگرفتن » می نامند (بلوکباشی ، ص ٨٢ ـ٨٣؛ نیز رجوع کنید به چهل * ) و به همین سبب مجلس چهلم را «شب پا گرفتن » نیز می خوانند. در برخی شهرهای ایران برای تعیین تاریخ چهلمین روز، تعداد کل فرزندان یا تعداد فرزندان ذکور متوفی را از عدد چهل کم می کنند و تاریخ به دست آمده را چهلم اعلام می کنند. در تاجیکستان در مراسم چهلم حلوای مخصوصی می پزند و بنا به عقیدة عامه ، این حلوا نشان دهندة تجزیة جسد میّت در چهلمین روز است (مسلمانیان قبادیانی ، همانجا). در تاجیکستان تا سالروز مرگ ، جمعه ها مجلس کوچکی برای قرآن خوانی به نام «جمعگی » برگزار می شود.
در نخستین عیدنوروز پس از مرگ متوفی نیز «مجلس نوروزی » برگزار می شود که در آن از مهمانان با برگة زردآلو پذیرایی می کنند (همانجا). در ایران نیز حضور در منزل متوفی و دیداراز بازماندگان در اولین عید مذهبی یا ملی پس از فوت وی ، مرسوم است .
امروزه خویشان و آشنایان متوفی را برای شرکت در مراسم خاکسپاری و اطلاع از ساعت و روز برگزاری مجلس ترحیم از طریق درج آگهی در روزنامه و اطلاعیة چاپی آگاه می کنند.
گاه بازماندگان از تعداد مجالس ترحیم و سایر تشریفات سوکواری می کاهند و مخارج آن را صرف امور خیر می کنند. در برخی نواحی ایران اگر صاحبان عزا برای برگزاری مراسم توانایی مالی نداشته باشند، اهالی محل در پرداخت هزینه ها یاری می کنند (احمدپناهی ، ص ٢٧١).
برگزاری مجالس ترحیم در برخی جوامع مسلمان از مراسم خانوادگی و شخصی فراتر می رفت و نوعی پافشاری بر معتقدات دینی و هویت قومی به شمار می آمد، چنانکه در جمهوریهای مسلمان نشین در دورة شوروی سابق این مجالس برای درگذشت برخی مقامات حزبی برگزار می شد ( رجوع کنید به رحمانف ، ص ١٢).نیز رجوع کنید به سوکواری * ؛ خاکسپاری *
منابع :
(١) آذرتاش آذرنوش ، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٢) ابن اثیر؛
(٣) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤) ابن ماجه ، سنن ابن ماجة ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٥) ابن منظور؛
(٦) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٧) احمد امین ، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریة ، قاهره ١٩٥٣؛
(٨) محمد احمدپناهی ، آداب و رسوم مردم سمنان ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٩) حمیدرضا اربابی ، «پژوهشی در سیرة اهل بیت در عزاداری و استمرار آن تا عهد آل بویه »، پایان نامة کارشناسی ارشد فرهنگ و تمدن ، دانشکدة الهیات ، دانشگاه تهران ، ١٣٧٦ ش ؛
ایرج
(١٠) افشار سیستانی ، جزیرة کیش و دریای پارس ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
علی بلوکباشی ، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن »، پیام
(١١) نوین ، دوره ٧، ش ٩ (آبان و آذر ١٣٤٤)؛
(١٢) هوشنگ پورکریم ، «ترکمنهای ایران (٢)»، هنرومردم ، ش ٥٠ (آذر ١٣٤٥)؛
(١٣) محمدبن عیسی ترمذی ، سنن الترمذی ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٤) محمد تونجی ، یزیدیان ، یا، شیطان پرستان ، ترجمة احسان مقدس ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(١٥) حرّعاملی ؛
(١٦) عبدالرزاق حسنی ، «یزیدیه یا شیطان پرستان »، ارمغان ، سال ١٤، ش ١١ (بهمن ١٣١٢)؛
(١٧) مصطفی خن ، مصطفی بغا و علی شربجی ، الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی ، دمشق ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(١٨) امام علی رحمانف ، تاجیکان در آئینة تاریخ ، ج ١: از آریان تا سامانیان ، گرنزی : لاندن ریور ادیشنز، ( بی تا. ) ؛
(١٩) شاکر صابر ضابط ، «التقالید بین بغداد و کرکوک »، التراث الشعبی ، سال ١، ش ٣ (تشرین الثانی ١٩٦٣)؛
(٢٠) محمدبن علی شبانکاره ای ، مجمع الانساب ، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢١) ابراهیم شکورزاده ، عقاید و رسوم مردم خراسان ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٢٢) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغة العرب ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست ١٣٧٧؛
(٢٣) محمدعادل ضیایی ، دانشگاه تهران ، دانشکدة الهیات ، مصاحبه ، اسفند ١٣٨٠؛
(٢٤) حنافاخوری ، الجامع فی تاریخ الادب العربی : الادب القدیم ، بیروت ١٩٨٦؛
(٢٥) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ احمد زاوی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢٦) محمود کتیرایی ، از خشت تا خشت ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٢٧) هانری ماسه ، معتقدات و آداب ایرانی ، ترجمة مهدی روشن ضمیر، تبریز ١٣٥٥ـ١٣٥٧ ش ؛
(٢٨) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٩) رحیم مسلمانیان قبادیانی ، بنیاد دائرة المعارف اسلامی ، تهران ، مصاحبه ، اسفند ١٣٨٠؛
(٣٠) علی مظاهری ، زندگی مسلمانان در قرون وسطا ، ترجمة مرتضی راوندی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣١) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٣٢) مقدسی ؛
(٣٣) احمد وکیلیان ، بنیاد دایرة المعارف اسلامی ، تهران ، مصاحبه ، اسفند ١٣٨٠؛
(٣٤) صادق همایونی ، فرهنگ مردم سروستان ، مشهد ١٣٧١ ش ؛
/ افسانه منفرد و سوسن فرهنگی /