دایره‌المعارف‌ استانبول‌ < ، ذیل‌ " , At Evliyas "At Mezar ). از دیدگاهی‌ كلی‌تر، در خرافات‌ عامیانه‌ به‌ برخی‌ حیوانات‌ نیروهای‌ جادویی‌ نسبت‌ می‌دهند زیرا تصور می‌كنند آنها قادرند به‌ ارواح‌ شیطانی‌ تجسّد بخشند ( رجوع كنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Djinn" ). استحاله‌ انسانها به‌ حیوانات‌ و ندرتاً تبدیل‌ حیوانات‌ به‌ انسان‌، صرف‌نظر از اینكه‌ جزئی‌ از مجموعه‌ داستانهای‌ تخیلی‌ است‌، به‌ حوزه‌ معجزات‌ اولیای‌ صاحب‌ كرامت‌ تعلق‌ دارد. برخی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، اولیای‌ حامی‌ خود را دارند كه‌ معمولاً به‌ شكل‌ حیواناتِ تحتِ حمایتشان‌ در می‌آیند. عمده‌ خرافات‌، افسانه‌ها و آیینهای‌ مرتبط‌ با این‌ موجوداتِ ماوراءطبیعی‌ را می‌توان‌ به‌ آیینهای‌ شكار و باورهای‌ مربوط‌ به‌ آنها مرتبط‌ دانست‌. در اصل‌، روحِ محافظ‌ عیناً شبیه‌ خودِ حیوان‌ بود. این‌ امر، وجه‌ تسمیه‌ حیوانات‌ را (مثلاً در میان‌ قرقیزها) به‌ نام‌ پیر حامی‌ آنها توضیح‌ می‌دهد، مانندِ اویسول‌ آتا (اُویس‌ قَرَنی‌) قدیس‌ حامی‌ شتران‌، قنبر آتا قدیس‌ حامی‌ اسبها و غیره‌. در تركیه‌، گوزن‌ نر را هنوز مقدّس‌ می‌شمارند و این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ پیرِ حامی گوزنهای‌ نر (كه‌ گاه‌ یك‌ زن‌ است‌) به‌ كسانی‌ كه‌ گوزنها را تعقیب‌ كنند، حمله‌ می‌كند ( رجوع كنید بهدمیرچی‌اوغلو، ص‌ 115 و بعد، 120 و بعد). همچنین‌ افسانه‌هایی‌ وجود دارد كه‌ در آنها اولیا به‌ گوزنهای‌ نر بدل‌ شده‌ یا بر آنها سوار بوده‌اند (قس‌ افسانه‌ «اَبدال‌ موسی‌» در ارگون‌ ، ج‌ 1، ص‌ 166ـ169، و افسانه‌ «گِییكْلی‌ بابا» در گولپینارلی‌ ، ص‌ 10ـ13). اولیا همچنین‌ مالك‌ قدرت‌ حیوانات‌ زیبا (از جمله‌ حیوانات‌ وحشی‌) و جانوران‌ افسانه‌ای‌ نظیر اژدها هستند. انبوهی‌ داستان‌ و افسانه‌ وجود دارد كه‌ نمونه‌های‌ آموزنده‌ای‌ از رفتار دوستانه‌ اولیا را با حیوانات‌ اهلی‌ و وحشی‌ حكایت‌ می‌كند. گاو نر كه‌ از آن‌ برای‌ شخم‌زدن‌ زمین‌ استفاده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در روستاهای‌ بَكتاشیهای‌ عَلَوی‌، از حرمت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. چندین‌ بخش‌ از زندگینامه‌ افسانه‌ای‌ حاجی‌ بكتاش‌ را داستانهایی‌ ملهم‌ از این‌ حرمت‌ تشكیل‌ می‌دهد (صوفلی‌ درویش‌، ص‌ 53 به‌ بعد، 83، ترجمه‌ گراس‌ ، ص‌ 90، 93؛ حاجم‌ سلطان‌، ص‌ 28، 32). این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ چوپانان‌ نوعی‌ قدرت‌ ماوراءطبیعی‌ دارند كه‌ عموماً دلیل‌ قداست‌ آنها تلقی‌ می‌شود. بسیاری‌ از داستانهای‌ عامیانه‌ بر وجود درك‌ و تفاهم‌ عمیق‌ میان‌ آنها و حیواناتشان‌ تأكید می‌كنند و بخشی‌ از قدرت‌ جادویی‌ چوپانان‌ را آشكارا ناشی‌ از این‌ حیوانات‌ می‌دانند. هنر تركی‌، حتی‌ در دوره‌ اسلامی‌، از لحاظ‌ مضامینِ مرتبط‌ با حیوانات‌ نسبتاً غنی‌ بوده‌ است‌. شماری‌ از تصاویر كلیشه‌ای‌ روی‌ پارچه‌ها، گلدوزیها و بافته‌ها، نقش‌ونگار حیوانات‌اند. تنها عنصر تزئینی‌ روی‌ نوعی‌ سجاده‌ ــ كه‌ از قدیم‌ترین‌ انواع‌ این‌ شی‌ء آیینی‌ است‌ ــ شبیه‌سازی‌ نقش‌ونگار پوست‌ حیوانات‌ (گوسفند، گوزن‌، بز، خرس‌) است‌. ظاهراً این‌ نوع‌ تزئین‌ نمایانگر مرحله‌ای‌ انتقالی‌ میان‌ استفاده‌ از پوست‌ واقعی‌ حیوان‌ ( به‌عنوان‌ سجاده‌ ) و مرحله‌ استفاده‌ از سجاده‌های‌ منقش‌ به‌ تصاویری‌ از این‌ دنیا بوده‌ است‌ ( رجوع كنید به دورول‌ ، ص‌ 65ـ66، تصویر 40 و 41). در تصویرگری‌ آثار پرطرفدار ولی‌ گمنام‌ و در آثار هنرمندان‌ مشهور (طرحها، نقاشیها و نگاره‌ها)، حیوانات‌ غالباً به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ با مضامین‌ تصنعی‌ و حتی‌ انتزاعی‌ ترسیم‌ شده‌اند، با تصاویر كاملاً واقع‌گرایانه‌ در متن‌ زندگی‌ روزمره‌ نیز نشسته‌اند، مانند صحنه‌های‌ شكار، پرورش‌ دام‌، رام‌ كردن‌ حیوانات‌ و غیره‌ ( رجوع كنید به ایوب‌ اوغلو و ایپشیر اوغلو ، > در باره‌ آلبوم‌ فاتح‌ < ؛ آكسل‌ ، 1960). منابع‌: (1) ابوبكربن‌ عبداللّه‌ دواداری‌، كنزالدرر ، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ طوپقاپی‌سرای‌ استانبول‌، مجموعه‌ احمد ثالث‌، ش‌ 2932؛ (2) Malik Aksel, Anadolu halk resimleri , Istanbul 1960; (3) Ali R za, "Anadolu , da Bozkurt", in Halk bilgisi haberleri ) = HBH ), vol.1-2, 1930; (4) Oktay Aslanapa, Turkish arts , Istanbul [n.d.(; (5) Ahat O. Bikkul, "Topkap Saray nda has ah r", Gدzel sanatlar , v (1949), 118-131; (6) P. N. Boratav, "Les histoires d , ours en Anatolie", Folklore fellows , communication , no. 152 (1955); (7) Y. Z. Demirciog §lu, Yدrدkler ve kخylدlerde hika yeler, masallar , Istanbul 1934; (8) Yusuf Durul, "Tدrkmen, Yدrدk, Af ar hal ve kilim motifleri دzerinde bir ara t rma", Tدrk etnografya dergisi , II (1957); (9) EI 2 , s.v v. "Ergenekon" (by P. N. Boratov), "Djinn"; (10) S. N. Ergun, Tدrk airleri , Istanbul )n.d.(; (11) S. Eyubog §lu and M.S.I ¬p irog §lu, Sur l , Album du Conquإrant , Istanbul )n.d.]; (12) Abdدlba ki Gخlp narl , Yunus Emre vetasavvuf , Istanbul 1961; (13) H ¤a ¦djim Sult ¤a ¦n, Vila ¦yetn ¦ame , ed. R.Tschudi and G.Jacob, Berlin1914; (14) I ¬stanbul Ansiklopedisi , Istanbul 1958- ; (15) Kita ¦b-i Dede K ¤ork ¤ut , ed. and tr. E. Rossi, Vatican 1952; (16) H. Z. Ko ay, "Hayvanc l k", Tدrk etnografya dergisi , III (1958); (17) J.P. Roux, "La faune et la flore dans les sociإtإs altaفques", doctoral thesis (in the press); (18) ـ Ali B . Mu ¦sa ¦Sدfl Derv , Manak  b-  Hac  Bekta -Vel   ) Vila yet-na me ), ed. Abdدlba ki Gخlp narl , Istanbul 1958, tr. E. Gross, Leipzig 1927; برای‌ افسانه‌ها، باورها، و رسوم‌ مربوط‌ به‌ دنیای‌ حیوانات‌ رجوع كنید بهP. N. Boratav, "Tدrk folklor ara t rmalar ", Oriens , x (1957 ff), و كتاب‌شناسیهای‌ تدوین‌ شده‌ از همو در پایان‌ فصلهای‌ L , إpopإe et la "h ¤ika ¦ye", Le conte et la legende , در (19) Philologiae Turcicae fundementa , II , 38-44 and 62-67. / پرتو نایلی‌ بوراتاو ( د. اسلام‌ )/ 2) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) اشارات‌ قرآنی‌ ب‌) در آثار دانشمندان‌ الف‌) اشارات‌ قرآنی‌. غیر از مثلهایی‌ كه‌ ذكر شد ( رجوع كنید بهبخش‌ 1، ه ) ، در ادبیات‌ عامیانه‌ عربستان‌ باستان‌، به‌ شكلی‌ كه‌ به‌ ما رسیده‌، به‌ ندرت‌ اثری‌ از داستانهای‌ جانوران‌ می‌توان‌ یافت‌ ( رجوع كنید بهادامه‌ مقاله‌). حداكثر افسانه‌هایی‌ در باره‌ آفرینش‌ یا تغییر ماهیت‌ و استحاله‌ برخی‌ حیوانات‌ می‌یابیم‌، از جمله‌ اینكه‌ موش‌ (فَأرَه‌) همسر یك‌ آسیابان‌ یا زنی‌ یهودی‌ بوده‌ كه‌ به‌ موش‌ بدل‌ شده‌ است‌ و برخی‌ سوسمارها نیز سابقاً مأمور وصول‌ مالیات‌ بوده‌اند (جاحظ‌، 1955، ص‌ 104ـ 105، ش‌ 206). موضوع‌ استحاله‌ حیوانات‌ (مسخ‌ * ) حتی‌ در دین‌ اسلام‌ نیز اهمیت‌ خاصی‌ دارد و این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ ظاهراً مسئله‌ را حل‌ كرده‌ است‌، زیرا مكرراً اعلام‌ می‌دارد كه‌ خداوند جانوران‌ را آفرید (بقره‌: 164؛ لقمان‌: 10؛ شوری‌': 29؛ زُخرُف‌: 12؛ جاثیه‌: 3) كه‌ ( در آغاز ) از آب‌ خلق‌ شدند (نور: 45) و از هر چیز یك‌ جفت‌ آفرید (ذاریات‌: 49). نقطه‌ مقابل‌ واژه‌ «دابَّه‌» (جمع‌ آن‌: دوابّ) ــ كه‌ در اینجا به‌ جای‌ حَیوان‌ به‌كار رفته‌ و مشخصاً بر حیوانات‌ باركش‌ و حیوانات‌ اهلی‌ دلالت‌ دارد ــ در آیه‌هایی‌ كه‌ به‌ منظور تأكید بر عنایت‌ و انعام‌ الاهی‌ نازل‌ شده‌، اصطلاح‌ «انعام‌» است‌ به‌ مفهوم‌ چهارپایان‌ اهلی‌ كه‌ خداوند هشت‌ جفت‌ از آنها را فرو فرستاد (زمر: 6؛ فرقان‌: 48ـ49؛ یس‌: 71؛ ( انعام‌: 142ـ144 ) ) ( و آنها را برای‌ انسان‌ و به‌ منفعت‌ او آفرید (نحل‌: 5 ـ 8) ) . اما برخی‌ آیات‌، باورهای‌ قدیم‌ در باره‌ استحاله‌ موقت‌ یا دائمی‌ برخی‌ انسانها به‌ حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، از جمله‌: «كسانی‌ كه‌ خداوند آنها را لعنت‌ كرده‌ و بر آنها خشم‌ گرفته‌ و آنها را به‌ میمون‌ و خوك‌ تبدیل‌ كرده‌ است‌» (مائده‌:60)، یا «ما خطاب‌ به‌ آنها (كسانی‌ كه‌ پیمان‌ روز سبت‌ را شكستند) گفتیم‌: بوزینگانی‌ طرد شده‌ باشید» (بقره‌: 65؛ نیز رجوع كنید به اعراف‌: 166). مفسران‌ قرآن‌ دو مسئله‌ را باید حل‌ می‌كردند: نخست‌ اینكه‌ مشخص‌ كنند آیه‌های‌ مذكور به‌ كدام‌ رویدادها اشاره‌ می‌كنند و دوم‌ سرنوشت‌ مقدَّرِ این‌ موجودات‌ مسخ‌ شده‌ را بررسی‌ كنند. بدیهی‌ است‌ كه‌ پاسخهای‌ بسیاری‌ برای‌ مسئله‌ نخست‌ یافت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ به‌ عقیده‌ كسائی‌ (ص‌ 274 و بعد)، میمونها افرادی‌ از بنی‌اسرائیل‌ بودند كه‌ در عهد داوود علیه‌السلام‌ بر اثر شكار و پختن‌ ماهی‌ در روز شنبه‌ به‌ میمون‌ بدل‌ شدند و خوكها (همان‌، ص‌ 307) معاصران‌ مسیح‌اند كه‌ به‌ او اعتقاد نداشتند. كسائی‌، پیرو دیگر مؤلفان‌، معتقد است‌ حیواناتی‌ كه‌ از این‌ استحاله‌ها پدید آمدند زاد و ولد كردند و تكثیر شدند اما برخی‌ دیگر، برعكس‌ بر این‌ باورند كه‌ آنها بدون‌ عقبه‌ و اولاد از بین‌ رفتند. بدین‌ معنا كه‌ خداوند انواع‌ مورد بحث‌ را به‌طور مستقل‌ خلق‌ كرده‌ بود ( رجوع كنید به جاحظ‌، 1388، ج‌ 4، ص‌ 68؛ ( نیز رجوع كنید بهبوزینه‌ * ) ). اعتقاد به‌ آفرینش‌ انواع‌ از طریق‌ مسخ‌ یا تبدیل‌ برخی‌ حیوانات‌ به‌ انواع‌ دیگر هنوز وجود دارد (مثلاً ماسه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 185 به‌ بعد). موضوع‌ مسخ‌ با اعتقاد به‌ تناسخ‌ روح‌ پیوند نزدیكی‌ دارد یا دست‌كم‌ برخی‌ فرقه‌ها و متكلمانی‌ كه‌ حلول‌ روح‌ به‌ پیكر حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ را باور دارند ( رجوع كنید به حلول‌ و اتحاد * ؛ تناسخ‌ * ). در عین‌ حال‌ باید گفت‌ كه‌ دابّه‌الارض‌ * در معادشناسی‌ اسلام‌ با روز قیامت‌ مرتبط‌ است‌ و مفسران‌ از این‌ آیه‌ قرآن‌: «هیچ‌ جنبده‌ای‌ در زمین‌ نیست‌ و نه‌ پرنده‌ای‌ كه‌ به‌ دو بالش‌ بپرد مگر آنكه‌ امتهایی‌ همانند شما هستند... سپس‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ بر انگیخته‌ می‌شوند» (انعام‌: 38)، این‌گونه‌ برداشت‌ می‌كنند كه‌ حیوانات‌ نیز حشر و قیامت‌ را تجربه‌ می‌كنند ( رجوع كنید به قیامت‌ * ). علاوه‌ بر این‌، قرآن‌ كه‌ از چندین‌ گونه‌ جانور نام‌ می‌برد، حاوی‌ پنج‌ سوره‌ با نام‌ جانوران‌ است‌: بقره‌ (گاو)، نحل‌ (زنبور)، نمل‌ (مورچه‌)، عنكبوت‌ و فیل‌ و بدین‌ طریق‌، كوچك‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ جانوران‌ را شامل‌ می‌شود. منابع‌: (20) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (21) ( عمربن‌ بحر جاحظ‌، التربیع‌ و التدویر ، چاپ‌ شارل‌ پلا، دمشق‌ 1955 ) ؛ (22) همو، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (23) محمدبن‌ عبداللّه‌ كسائی‌، قصص‌ الانبیاء ؛ (24) H. Massإ, Croyances et coutumes persanes , Paris 1938. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / ب‌) در آثار دانشمندان‌. در سطحی‌ علمی‌ ممكن‌ است‌ این‌ اندیشه‌ به‌ ذهن‌ خطور كند كه‌ آن‌ دسته‌ از آثار ارسطو، بنیانگذار جانورشناسی‌ عقلانی‌، كه‌ به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ داشته‌، به‌ آن‌ گروه‌ از محققان‌ مسلمان‌ كه‌ مایل‌ بودند از علوم‌ یونانی‌ بهره‌ گیرند، امكان‌ داد تا به‌ پیشرفت‌ عظیمی‌ در اطلاع‌ از قلمرو حیوانات‌ دست‌ یابند و جانورشناسی‌ را همگام‌ با علومی‌ همچون‌ جغرافیا، ریاضیات‌ یا پزشكی‌ توسعه‌ دهند. با اینكه‌ یحیی‌بن‌ بطریق‌ كتاب‌ > تاریخ‌ جانوران‌ < ارسطو را ( با عنوان‌ الحیوان‌ ( طباع‌ الحیوان‌ ) ) ترجمه‌ كرد (سده‌ دوم‌ ـ سوم‌/ هشتم‌ ـ نهم‌)، جانورشناسی‌ هرگز رشته‌ای‌ پرطرفدار نبود؛ و این‌ نكته‌ شایان‌ توجه‌ است‌ كه‌ جای‌ پیوسته‌ محدودتری‌ را در طبقه‌بندیهای‌ نظری‌ گوناگون‌ علوم‌ اشغال‌ می‌كرد. جانورشناسی‌ در طبقه‌بندی‌ ارسطو بخشی‌ از طبیعیات‌ است‌ كه‌ به‌ روان‌شناسی‌ مربوط‌ می‌شود و در احصاءالعلوم‌ فارابی‌ (ص‌ 99) آن‌ را همچنان‌ در میان‌ علوم‌ جسمانی‌ و طبیعی‌ ( العلم‌ الطبیعی‌ ) می‌یابیم‌ ( رجوع كنید به گارده‌ و قنواتی‌ ، ص‌ 106؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 192). جانورشناسی‌ در رسائل‌ اخوان‌الصفا (ج‌ 2، ص‌ 178ـ 305) در هیئت‌ علمی‌ مستقل‌ ظاهر می‌شود و در مفاتیح‌ العلوم‌ خوارزمی‌ در زمره‌ علوم‌ «عجمی‌» طبقه‌بندی‌ می‌شود (گارده‌ و قنواتی‌، ص‌ 111؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 199ـ200) اما در احیاء علوم‌الدین‌ غزالی‌ (همان‌، ص‌ 117؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 208) یا در مقدمه‌ ابن‌خلدون‌ دیگر وجود ندارد (همان‌، ص‌ 123ـ124؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 216ـ217). همچنین‌ ظاهراً قَلقَشَندی‌ نیز به‌ آن‌ توجهی‌ نداشته‌ است‌ زیرا به‌طور اخص‌ هیچ‌ اثر جانورشناسی‌ در میان‌ > «آثار كلاسیك‌ نویسندگان‌ مصری‌» < ذكر نشده‌ است‌ (ویت‌ ، ص‌ 50 ـ53). توضیح‌ علت‌ این‌ بی‌اعتنایی‌ فزاینده‌ به‌ جانورشناسی‌ در میان‌ متفكران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌، به‌ ویژه‌ با در نظر گرفتن‌ توجهی‌ كه‌ در فقه‌ به‌ حیوانات‌ شده‌، بسیار دشوار است‌ اما این‌ وضع‌ احتمالاً تا حد زیادی‌ ناشی‌ از فقدان‌ پژوهش‌ مدون‌ و آثار تخصصی‌ واقعاً علمی‌ است‌، هرچند وجود باغهای‌ جانوران‌ (حَیرالوَحش‌) ــ كه‌ در آنها نادرترین‌ و درنده‌ترین‌ گونه‌های‌ حیوانات‌ را با صرف‌ هزینه‌ گزاف‌ گردآوری‌ كرده‌ بودند ( رجوع كنید بهمتز ، ص‌ 383، ترجمه‌ انگلیسی‌، ص‌ 404ـ 405، كه‌ در آن‌ ایجاد درگیری‌ و نزاع‌ عمدی‌ ( میان‌ حیوانات‌ ) نیز ذكر شده‌ است‌) ــ می‌بایست‌ كنجكاوی‌ محققان‌ را برمی‌انگیخت‌ و آنان‌ را به‌ مطالعات‌ جامع‌ ترغیب‌ می‌كرد. اما جانورشناسی‌ میان‌ مسلمانان‌ در سطح‌ ادبی‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ در مرحله‌ مذهبی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ جانورشناسی‌ موجود در آثار مؤلفانی‌ را كه‌ كوشیدند به‌ حقایقی‌ كه‌ پیش‌تر كشف‌ شده‌ بود نظم‌ دهند و آنها را به‌صورت‌ الفبایی‌ فهرست‌ كنند، نمی‌توان‌ توصیفی‌ نامید. باعثِ ساده‌اندیش‌ این‌ نقص‌ به‌ احتمال‌ بسیار، جاحظ‌، مؤلف‌ اثر عظیم‌ كتاب‌ الحیوان‌ است‌ كه‌ آن‌گونه‌ كه‌ خود اظهار كرده‌ هدف‌ از تألیف‌ آن‌ نه‌ مطالعه‌ علمی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، بلكه‌ اثبات‌ وجود خالق‌ از طریق‌ مشاهده‌ مخلوق‌ (ج‌ 2، ص‌ 109 به‌ بعد، ج‌ 3، ص‌ 209 به‌ بعد) و تجلیل‌ از حكمت‌ الاهی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ چیز را بی‌فایده‌ یا زیانمند خلق‌ نكرده‌ است‌، از جمله‌ فایده‌ حیوانات‌ خطرناك‌ یا موذی‌ كه‌ كشتن‌ آنها مجاز است‌ (ج‌ 1، ص‌ 307ـ 308)، در واقع‌ امتحان‌ انسانهاست‌ (ج‌ 3، ص‌300). جاحظ‌ كاملاً با ارسطو آشنا بوده‌ و گاه‌ از او انتقاد (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 17) و گاه‌ مفصلاً از او نقل‌قول‌ كرده‌ ( رجوع كنید به حاجری‌، 1953 و سالهای‌ بعد) اما بر این‌ باور است‌ كه‌ هر چه‌ در آثار جانورشناسی «فلاسفه‌» وجود دارد، برای‌ اعراب‌ چادرنشین‌ (بدویها) عملاً شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌ (جاحظ‌، ج‌ 3، ص‌ 268) و بنابراین‌، وی‌ هیچ‌ نیازی‌ به‌ توسل‌ به‌ اندیشه‌های‌ یونانیان‌ ندارد. از این‌روست‌ كه‌ هرچند صاحب‌ المنطق‌ را ستوده‌، به‌ شیوه‌ای‌ نسبتاً منفی‌ و غیرقابل‌ درك‌ اصول‌ طبقه‌بندی‌ ارسطو را آگاهانه‌ نادیده‌ گرفته‌ است‌ ( رجوع كنید به > در باره‌ اجزاء جانوران‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 66؛ ( عنوان‌ عربی‌: اجزاءالحیوان‌ ) ) تا به‌ یك‌ تجربه‌گرایی‌ بدوی‌ وفادار بماند. جاحظ‌ پس‌ از تقسیم‌ مخلوقات‌ به‌ سه‌ دسته‌ متّفق‌، مختلف‌ و متضاد، و پس‌ از ابراز تردیدهایی‌ در مورد جایگاه‌ ستارگان‌ و عناصر اربعه‌ و غیره‌، مواد غیرآلی‌ (جماد) و مواد آلی‌ (نامی‌) را مشخص‌ كرده‌ است‌. سپس‌ بخش‌ آلی‌ را به‌ دو «قلمرو»، حیوان‌ (حَیوان‌) و گیاه‌ (نبات‌)، تقسیم‌ نموده‌ است‌. قلمرو حیوانی‌ را نیز بنا بر نوع‌ حركت‌ حیوان‌ به‌ چهار شاخه‌ تقسیم‌ كرده‌ است‌: حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند (ما یمشی‌)، پرواز می‌كنند (ما یطیر)، شنا می‌كنند (ما یسبَح‌) و می‌خزند (ما ینساح‌؛ ج‌ 1، ص‌ 26ـ 27). این‌ طبقه‌بندی‌ كه‌ صرفاً بر مبنای‌ مشاهده‌ ظاهری‌ صورت‌ گرفته‌، همان‌ تقسیم‌بندی‌ تورات‌ است‌ (كتاب‌ اول‌ پادشاهان‌، 4:33: «سلیمان‌ از بهائم‌، مرغان‌، حشرات‌ و ماهیان‌ نیز سخن‌ گفت‌») و با یكی‌ از معیارهای‌ طبقه‌بندی‌ افلاطونی‌ مطابقت‌ دارد. جاحظ‌ پس‌ از این‌ طبقه‌بندی‌، با برخی‌ اشكالات‌ و آشفتگیها روبه‌رو می‌شد، زیرا نه‌ تنها پذیرفت‌ كه‌ تقسیم‌بندی‌ او عقلایی‌ نیست‌ (زیرا مجبور شده‌ شترمرغ‌ را از «دسته‌» پرندگان‌ خارج‌ سازد و در عین‌ حال‌ خفاش‌ را در آن‌ دسته‌ قرار دهد)، بلكه‌ چون‌ نتوانست‌ در تعریف‌ صفات‌ اصلی‌ گونه‌ها و جنسها از جزء به‌ كل‌ برسد، می‌بایست‌ از تلاش‌ برای‌ تقسیم‌بندیهای‌ كاملاً دقیق‌ دست‌ می‌كشید. او سرانجام‌ معیارهای‌ كاربردی‌ و عادات‌ زندگی‌ را به‌ هم‌ آمیخت‌ تا گونه‌ها را معین‌ سازد و هرچند تصور مبهمی‌ از «رسته‌ها» و «خانواده‌ها» و «جنسها»، در طبقه‌بندی‌ روشمند امروزی‌، داشت‌، به‌طور كلی‌ به‌ گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ چهار دسته‌ مذكور تقسیم‌ كرده‌ بود، وفادار ماند: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند: انسانها (ناس‌)، بهائم‌ (چهارپایان‌ غیر گوشتخوار، چه‌ اهلی‌ چه‌ وحشی‌)، سِباع‌ (حیوانات‌ درنده‌، یعنی‌ گوشتخوار، اهلی‌ یا وحشی‌)، حشرات‌ بدون‌ بال‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ پرواز می‌كنند. اینها سه‌ «رسته‌»اند: 1) پرندگان‌ گوشتخوار (سباع‌) كه‌ خود تقسیم‌ می‌شوند به‌ باشكوه‌ (احرار، یعنی‌ پرندگان‌ شكاری‌ بزرگ‌، نظیر عقاب‌، كركس‌ و غیره‌)، معمولی‌ (بُغاث‌ كه‌ امكانات‌ دفاعی‌ كمتری‌ دارند) و پرندگان‌ كوچكی‌ كه‌ از حشرات‌ تغذیه‌ می‌كنند؛ 2) پرندگانی‌ كه‌ بهیمه‌اند، یعنی‌ به‌طوركلی‌ دانه‌خوارند و برای‌ حفاظت‌ خود می‌گریزند؛ 3) هَمَج‌، حشرات‌ بالدار. وی‌ در اثنای‌ كار به‌گونه‌های‌ مختلف‌ خزندگان‌ برخورد كرده‌، اما آنها را در هیچیك‌ از طبقات‌ جانوران‌ قرار نداده‌ است‌. به‌ همین‌ ترتیب‌، ماهیان‌ را ــ كه‌ پستاندارانی‌ نظیر وال‌ (نهنگ‌) را نیز آگاهانه‌ از جمله‌ آنها شمرده‌ ــ طبقه‌بندی‌ نكرده‌ و در هر مورد گفته‌ كه‌ شواهد معتبر كافی‌ در اشعار قدیم‌ نیافته‌ و گزارش‌ دریانوردان‌ را قابل‌ اعتماد ندانسته‌ است‌ (ج‌ 6، ص‌ 16). ویژگی‌ كتاب‌ الحیوان‌ ، كه‌ اثری‌ ادبی‌ و نه‌ اثری‌ در باره‌ علوم‌ طبیعی‌ است‌، به‌ هم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌ عظیم‌ آن‌ است‌. منابع‌ این‌ كتاب‌ بسیار متنوع‌اند اما مهم‌ترین‌ آنها را اطلاعات‌ ادبی‌ تشكیل‌ می‌دهد كه‌ محققان‌ سده‌های‌ دوم‌ و سوم‌/ هشتم‌ و نهم‌ آنها را گردآورده‌اند و با روایات‌ شفاهی‌ و اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از گفتگوها و مشاهدات‌ روزمره‌ و نیز آزمایشهای‌ كوچكی‌ كه‌ خود مؤلف‌ یا دوستان‌ معتزلی‌ او انجام‌ داده‌اند، غنی‌ كرده‌اند. از جمله‌ آزمایشها، بررسی‌ تأثیر مشروبات‌ الكلی‌ بر حیوانات‌ (ج‌ 2، ص‌ 228ـ229) یا تحقیقات‌ او در مورد پدید آمدن‌ موجوداتی‌ چون‌ مگسها از مواد طبیعت‌ است‌ (ج‌ 3، ص‌ 348)؛ وی‌ از مدافعان‌ سرسخت‌ آن‌ بود (مثلاً ج‌ 3، ص‌ 372، ج‌ 5، ص‌ 371) و در مقابل‌ ادعای‌ كسانی‌ قرار داشت‌ كه‌ منكر آن‌ و بر این‌ اعتقاد بودند كه‌ حیوان‌ تنها از حیوانی‌ دیگر به‌ وجود می‌آید (ج‌ 5، ص‌ 349). جاحظ‌ علاقه‌ خاصی‌ به‌ حیوانات‌ دو رگه‌ داشت‌ و رساله‌ای‌ را به‌ قاطر اختصاص‌ داده‌ كه‌ در پی‌ كتاب‌ الحیوان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. او به‌ پیروی‌ از روش‌ ارسطو ــ كه‌ جانورشناسی‌ را با مطالعه‌ روح‌ مرتبط‌ كرده‌ ــ در اثرش‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ روان‌شناسی‌ حیوانات‌ آورده‌ (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 69ـ70 در باره‌ كِبر) و با قائل‌ شدن‌ اهمیت‌ ویژه‌ برای‌ تأثیر محیط‌، به‌شرح‌ عقایدی‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ خالی‌ از اهمیت‌ نیست‌. در مجموع‌ تقریباً 350 حیوان‌ را به‌ شیوه‌ای‌ كمابیش‌ عمیق‌، اما همواره‌ بی‌نظم‌ و غیرروشمند، بررسی‌ كرده‌ است‌. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ موضوع‌ موردنظر در این‌ انبوه‌ اطلاعات‌، باید از نمایه‌ فوق‌العاده‌ای‌ كه‌ در ویراست‌ عبدالسلام‌ هارون‌ عرضه‌ شده‌، استفاده‌ كرد. بدین‌ترتیب‌، سنجش‌ میزان‌ دانش‌ جانورشناسی‌ عربهای‌ قدیم‌ امكان‌پذیر می‌شود و می‌توان‌ از عقاید آنها در باره‌ برخی‌ گونه‌های‌ حیوانی‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد. جاحظ‌، به‌ عنوان‌ یك‌ معتزلی معتقد، همه‌ چیز را با معیار خِرَد محك‌ زده‌ و ضمناً كوشیده‌ است‌ بطلان‌ برخی‌ افسانه‌ها را نشان‌ دهد (مثلاً، ج‌ 2، ص‌ 14) و اندیشه‌های‌ شخصی‌ خود را با روایاتی‌ كه‌ نقل‌ كرده‌ درهم‌ آمیزد. اگر سبك‌ نگارش‌ او این‌گونه‌ آشفته‌ و بی‌نظم‌ نبود، می‌شد جاحظ‌ را در جایگاه‌ افتخارآمیزی‌ میان‌ ارسطو و بوفون‌ ( طبیعیدان‌ فرانسوی‌، 1707ـ 1788 ) قرار داد. هر چند عسكری‌ به‌ بیان‌ جاحظ‌، تا حدی‌، نظم‌ و قاعده‌ بخشیده‌ و مطالب‌ را به‌ شكلی‌ مرتب‌تر در كتاب‌ الصناعتین‌ آورده‌ است‌، اما كتاب‌ الحیوان‌ و جانورشناسی‌ به‌طوركلی‌ برای‌ نویسندگان‌ پس‌ از وی‌ چندان‌ منبع‌ الهام‌ نشد. در زمان‌ شكوفایی‌ ادب‌ ، ابن‌قُتیبه‌ در كتاب‌ عیون‌ الاخبار (ج‌ 1، جزء 2، ص‌ 153ـ 163) و كمی‌ بعد ابوحیان‌ توحیدی‌ در كتاب‌ الامتاع‌ (ج‌ 1، ص‌ 159ـ 195) بخشهایی‌ را به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ دادند اما آنها را طبقه‌بندی‌ علمی‌ نكردند. دایره‌المعارفهای‌ معروف‌، از جمله‌ المُسْتَطْرف‌ اِبْشیهی‌ (ج‌ 2، ص‌ 211ـ274)، نیز به‌ روشی‌ مشابه‌ عمل‌ كردند. از سوی‌ دیگر، اِخوان‌الصفا در انتهای‌ بخش‌ دوم‌ رسائل‌ ( رجوع كنید به ج‌ 2، ص‌ 24ـ395) خود، سلسله‌ مراتب‌ مخلوقات‌ را به‌ وضوح‌ ذكر كرده‌اند كه‌ به‌ ترتیب‌ صعودی‌ عبارت‌اند از: مواد معدنی‌، نباتات‌، حیوانات‌، انسان‌، موجودات‌ آسمانی‌، در هریك‌ از این‌ طبقات‌، بالاترین‌ مرتبه‌ به‌ پایین‌ترین‌ مرتبه‌ طبقه‌ بعد نزدیك‌ است‌؛ از این‌رو نخل‌ كه‌ به‌ بالاترین‌ مرتبه‌ نباتات‌ تعلق‌ دارد، در فاصله‌ بسیار كمی‌ از حلزون‌ كه‌ تنها دارای‌ حس‌ لامسه‌ است‌، قرار دارد زیرا حكمت‌ الاهی‌ به‌ یك‌ حیوان‌ اندامهایی‌ را كه‌ بدانها نیاز ندارد، عطا نمی‌كند. بالاترین‌ مكان‌ در میان‌ حیوانات‌ از آنِ میمون‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ وحشی‌ كه‌ در پایین‌ترین‌ مرتبه‌ زیرگروه‌ بعدی‌ قرار گرفته‌، نزدیك‌ است‌. انسان‌ طبقه‌ مجزایی‌ را تشكیل‌ می‌دهد زیرا به‌ تنهایی‌ مالك‌ همه‌ امتیازاتی‌ است‌ كه‌ به‌طور جداگانه‌ به‌ حیوانات‌ عطا شده‌ است‌. سرانجام‌ در قرن‌ هفتم‌، قزوینی‌ (متوفی‌ 682) به‌ استفاده‌ روشمند از اندیشه‌های‌ پیشینیان‌ مبادرت‌ كرد و رساله‌ای‌ در باب‌ جانورشناسی‌ در عجائب‌ المخلوقات‌ ِ خود گنجاند. او موجودات‌ زنده‌ را به‌ سه‌ قلمرو تقسیم‌ كرد، حیوانات‌ را در بالاترین‌ مرتبه‌ قرار داد و برای‌ روشهای‌ دفاعی‌ آنها كه‌ به‌ عنوان‌ معیار طبقه‌بندی‌ به‌ كار برد، اهمیت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ قائل‌ شد: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ قدرت‌ خود دشمنان‌ را می‌رانند، مانند شیر یا فیل‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ با گریز از دشمن‌ از خود دفاع‌ می‌كنند، نظیر آهو، خرگوش‌، پرندگان‌. ج‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ وسایل‌ دفاعی‌ ویژه‌ای‌ مجهزند، نظیر خارپشت‌. د) حیواناتی‌ كه‌ در محیطی‌ محفوظ‌ (حصن‌) زندگی‌ می‌كنند، نظیر موش‌ یا مار. اما پس‌ از آن‌ حیوانات‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ كرد: انسان‌؛ جنّیان‌؛ دَوابّ (اسب‌، قاطر، خر)؛ حیوانات‌ اهلی‌ (نَعَم‌)؛ حیوانات‌ وحشی‌؛ پرندگان‌؛ حشرات‌، خزندگان‌ و غیره‌. او سه‌ بخش‌ آخر رساله‌ خود را به‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ حیوانات‌ به‌ترتیب‌ الفبایی‌ اختصاص‌ داد. در آنها برخی‌ اظهارات‌ كلی‌ و كاملاً غیرعلمی‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خواص‌ جادویی‌ یا دارویی‌ اندامهای‌ مختلف‌ حیوان‌ ذكر شده‌ است‌. این‌ اثر در قیاس‌ با اثر جاحظ‌، حاكی‌ از تنزلی‌ آشكار است‌. همین‌ مطلب‌ را، در سطحی‌ واقعاً علمی‌، در باره‌ حیات‌ الحَیوان‌ الكُبری‌' تألیف‌ دَمیری‌ (متوفی‌ 808) نیز می‌توان‌ گفت‌ كه‌ طبقه‌بندی‌ جدیدی‌ نكرده‌ بلكه‌ به‌ بازآفرینی‌ اثر جاحظ‌ ( كتاب‌ الحیوان‌ ) بسنده‌ نموده‌ است‌، اما به‌ صورتی‌ مفید در یادداشتهایی‌ كه‌ برحسب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ شده‌اند، این‌ موارد را ذكر كرده‌ است‌: نكاتی‌ در باره‌ واژه‌شناسی‌ تاریخی‌، روایتهای‌ گوناگون‌، جایگاه‌ فقهی‌ حیوان‌ موردبحث‌ (با ذكر نظریات‌ فقهای‌ مذاهب‌ مختلف‌)، مَثَلهایی‌ كه‌ با الهام‌ از هر حیوان‌ به‌ وجود آمده‌، خواص‌ جادویی‌ یا درمانی‌ اندامهای‌ آن‌، و تعبیر خوابهایی‌ كه‌ این‌ حیوان‌ در آنها ظاهر می‌شود. گاه‌ پزشكان‌ یا طبیعی‌دانهایی‌ چون‌ ابن‌بختیشوع‌ ( كتاب‌ منافع‌ الحیوان‌ )، ابن‌بیطار و انطاكی‌ به‌ حیوانات‌ نیز توجه‌ نشان‌ داده‌اند اما تنها شاخه‌های‌ جانورشناسی‌ كه‌ واقعاً موضوع‌ مطالعات‌ عمیق‌ و منظم‌ قرار گرفته‌، اسب‌شناسی‌ ( رجوع كنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Faras" )، نعلبندی‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Khayl" ؛ نیز رجوع كنید به اسب‌ * ) و نیز كاربرد پرنده‌شناسی‌ در حوزه‌ مربوط‌ به‌ پرندگان‌ شكاری‌ بوده‌است‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Bayzara" ؛ نیز رجوع كنید بهبازداری‌ * ). تا آنجا كه‌ مؤلف‌ می‌داند، در خارج‌ از حوزه‌ زبان‌ عربی محض‌ هیچ‌ اثر اصیلی‌ یافت‌ نشده‌ است‌. عدنان‌ آدیوار (ص‌ 15، 76، 91) فقط‌ از یك‌ ترجمه‌ تركی‌ از حیات‌ الحیوان‌ كار یكی‌ از معاصران‌ دمیری‌ به‌ نام‌ محمدبن‌ سلیمان‌ با افزودن‌ مطالبی‌ به‌ آن‌ و از كتاب‌ تحفه‌الزمان‌ و خَریده‌الاَوان‌ نوشته‌ مصطفی‌بن‌ علی‌ الموقِّت‌، دایره‌المعارف‌نویس‌ ترك‌، كه‌ حاوی‌ یك‌ نظام‌ جانورشناسی‌ بر اساس‌ نظریات‌ دمیری‌ و قزوینی‌ است‌، و از ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از حیات‌الحیوان‌ یاد كرده‌ كه‌ حكیم‌شاه‌ قزوینی‌ برای‌ سلیم‌ اول‌ انجام‌ داده‌ است‌. سرانجام‌ حزین‌ لاهیجی‌، نویسنده‌ ایرانی‌، یك‌ كتاب‌ جانورشناسی‌ به‌ نام‌ خواص‌الحیوان‌ در قرن‌ دوازدهم‌ تألیف‌ كرده‌ است‌ ( با عنوان‌ رساله‌ خواصّالحیوانات‌ در رسائل‌ حزین‌ لاهیجی‌ (ص‌ 265ـ 326)، تهران‌ 1377 ش‌، چاپ‌ شده‌ است‌ ) . منابع‌: (25) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدّس‌. عهد عتیق‌؛ (26) ( محمدبن‌ احمد ابشیهی‌، المستطرف‌ فی‌ كلّ فنّ مستطرف‌ ، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ 1406/1986، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1368 ش‌؛ (27) ابن‌قتیبه‌، كتاب‌ عیون‌الاخبار ، بیروت‌: دارالكتاب‌العربی‌، بی‌تا.؛ (28) ابوحیان‌ توحیدی‌، كتاب‌الامتاع‌ و المؤانسه‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، بیروت‌، بی‌تا.؛ (29) اخوان‌ الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلاّ ن‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا. ) ؛ (30) عمربن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ 1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (31) ط‌ . حاجری‌، «تخریج‌ نصوص‌ ارسطاطالیه‌ من‌ كتاب‌الحیوان‌ للجاحظ‌»، مجله‌ كلیه‌ الاداب‌ ، (1953 به‌ بعد)؛ (32) محمدبن‌ محمد فارابی‌، احصاءالعلوم‌ ، چاپ‌ عثمان‌ امین‌، قاهره‌ 1949؛ (33) ( لوئی‌ گارده‌ و جورج‌ شحاته‌ قنواتی‌، فلسفه‌ الفكرالدینی‌ بین‌ الاسلام‌ و المسیحیه‌ ، نقله‌ الی‌ العربیه‌ صبحی‌ صالح‌ و فرید جبر، بیروت‌ 1978ـ1983 ) ؛ (34) A. Adnan Advar, Osmanl, Tدrklerinde ilim , Istanbul 1943; (35) A. J. Arberry, "An unknown work on zoology", JRAS , (1937), 481-483; (36) Aristoteles, Parties des animaux , tr. J. M. Le Blond, Paris 1945; (37) EI 2 s.vv. "Bayzara", "Faras", "Khayl" (by F. Virإ); (38) Louis Gardet and Georges C. Anawati, Introduction ب la thإologie musulmane: essai de thإologie comparإe , Paris 1981; (39) A. Hanoteau and A. Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles , Paris 1893, vol.1, 208 ff (جانوران‌ قبایل‌) ; (40) A. Malouf, Arabic zooldict., Cairo 1932 ( راهنمای‌ مفیدی‌ برای‌ شناسایی‌ اسامی‌ جانوران‌) ; (41) Maswani, "Islam , s contribution to zoology and natural history", IC , XII (1938), 328-333; (42) A. Mez, Die Renaissance des Islams , Heidelberg 1922, 429-431, Eng. tr.: The renaissance of Islam , translated by Salahuddin Khuda Bukhsh and D. S. Margoliouth, London 1937, 455-458 and passim; (43) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (44) J. B. Panouse, Les mammifهres du Maroc , Tanglers 1957, 191 ff.; (45) J. J. Rivlin, Gesetz im Koran, Kultus und Ritus , Jerusalem 1934; (46) D.Santillana, Istituzioni , Rome [n.d.], index, II , 665; (47) G. Wiet, "Les classiques du scribe إgyptien au XVe siإcle", SI , XVIII (1963). / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / 3) جانوران‌ ایران‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ب‌) مناسبات‌ جانوران‌ ج‌) ماهیها د) دوزیستان‌ ه ) خزندگان‌ و) پرندگان‌ و پستانداران‌ ز) بندپایان‌ ح‌) حشرات‌ ط‌) مناطق‌ جانوری‌ ی‌) جانوران‌ انقراض‌ یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌ جانوران‌ ایران‌ را به‌ طور موردی‌ از بررسیهای‌ صورت‌ گرفته‌ در باره‌ دسته‌های‌ گوناگون‌ جانوران‌ می‌شناسیم‌، اما تلاش‌ منظمی‌ برای‌ ثبت‌ سامانمند تمام‌ آنها، آنگونه‌ كه‌ در مورد گیاهان‌ ایران‌ (برای‌ مثال‌ از سوی‌ رشینگر ) انجام‌ شده‌، صورت‌ نگرفته‌ است‌. در ایران‌ برخی‌ دسته‌های‌ بی‌مهرگان‌ به‌طور سامانمند مطالعه‌ شده‌اند؛ همچنین‌ است‌ تمام‌ دسته‌های‌ مهره‌داران‌. اما آثار علمی‌ فراوان‌ و پراكنده‌ است‌؛ بورگس‌ و همكارانش‌ در 1345 ش‌/ 1966 آثار مهم‌ را در یك‌ كتاب‌شناسی‌ مشروح‌ به‌صورت‌ مقدماتی‌ گردآوری‌ كردند؛ كتاب‌شناسی‌ هنری‌فیلد از این‌ اثر نیز مبسوط‌تر است‌. كتاب‌شناسی‌ بشیر آلوس‌ در مورد مهره‌داران‌ عراق‌ و كشورهای‌ همسایه‌ نیز بسیار مفید است‌، كتاب‌شناسیهای‌ آثار مربوط‌ به‌ ماهیان‌، دوزیستان‌ و خزندگان‌ تركیه‌، اثر ابراهیم‌ باران‌ و همكارانش‌ و كتاب‌شناسی‌ پستانداران‌ اثر هانس‌ كومرلوف‌ نیز آثاری‌ جامع‌اند. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ایران‌. اولین‌ طبیعیدان‌ اروپایی‌ كه‌ به‌ ایران‌ سفر كرد ساموئل‌ گُتلیب‌ گملین‌ بود كه‌ در 1184ـ1186/1770ـ1772 دولت‌ روسیه‌ او را برای‌ سفر اكتشافی‌ به‌ گیلان‌ و مازندران‌ استخدام‌ كرده‌ بود (1774؛ 1784؛ پالاس‌ ، 1811ـ1842). مكتشفان‌ سپسین‌ كه‌ مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كردند از این‌ قرارند: گیوم‌ آ. اُلیویه‌ كه در 1796 راهی‌ اصفهان‌ و تهران‌ شد؛ ادوارد منتریه‌ كه‌ در كوههای‌ طالش‌ كار كرد؛ كارل‌ ادوارد فن‌ اشیوالد (1249ـ 1253؛ 1257/ 1834ـ 1837؛ 1841) كه‌ در طی‌ اكتشافش‌ در كرانه‌های‌ دریای‌ خزر در 1240ـ1242/ 1825ـ1826، در دو ـ سه‌ نقطه‌ در ساحل‌ ایران‌ توقف‌ كرد؛ اشر ـ الوی‌ ، گیاه‌شناس‌ فرانسوی‌ كه‌ از سفرهایش‌ به‌ شیراز، بوشهر، بندرعباس‌، كوههای‌ بختیاری‌، همدان‌، تهران‌، و تبریز مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كرد ولی‌ از عهده‌ توضیح‌ محل‌ دقیق‌ هر نمونه‌ بر نیامد؛ ویلیام‌ ك‌. لفتوس‌ كه‌ در 1265ـ1269/ 1849ـ1852 برخی‌ گونه‌های‌ جانوری‌ را در منطقه‌ مرزی‌ ایران‌ و تركیه‌ جمع‌آوری‌ كرد؛ الكساندر كیسرلینگ‌ كه‌ در 1274ـ1276/ 1858ـ1859 برخی‌ خزندگان‌ و ماهیان‌ خراسان‌ را جمع‌آوری‌ كرد؛ و تئودور كوچی‌ ، مجموعه‌دار گیاهان‌، كه‌ برخی‌ خزندگان‌ را بدون‌ توضیح‌ كافی‌ در مورد مكان‌ آنها، برای‌ موزه‌ تاریخ‌ طبیعی وین‌ برد. ظاهراً فیلیپو دِ فیلیپی‌ نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ مبادرت‌ به‌ گردآوری‌ فهرست‌ تمام‌ مهره‌داران‌ شناخته‌ شده‌ ایران‌ كرد، كه‌ شامل‌ 30 پستاندار، 167 پرنده‌، 39 خزنده‌، 3 دوزیست‌، و 22 ماهی‌ بود. وی‌ همچنین‌ فهرستی‌ از نرم‌تنان‌ خاكی‌ و آب‌ شیرین‌ تهیه‌ كرد. هیئت‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و افغانستان‌ تحت‌ هدایت‌ گلدسمید * چكیده‌ سامان‌مندتر و كامل‌تری‌ را از مهره‌داران‌، به‌ غیر از ماهیان‌، فراهم‌ كرد. ویلیام‌ توماس‌ بلنفورد 89 پستاندار، 383 پرنده‌، 92 خزنده‌ و 9 دوزیست‌ را فهرست‌، و تاریخ‌ طبیعی‌ در ایران‌ را تا 1876 به‌طور علمی‌ بررسی‌ كرد. وی‌ تحلیل‌ توصیفی‌ كوتاهی‌ از جانوران‌ در آن‌ گنجاند و مناسبات‌ میان‌ جانوران‌ نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ و نواحی‌ همسایه‌ را بررسی‌ كرد. پس‌ از مطالعه‌ بلنفورد، آهنگ‌ بررسی‌ جانوران‌ ایران‌ سرعت‌ گرفت‌. زارودنی‌ پرنده‌شناس‌ روس‌، در اواخر سده‌ دوازدهم‌ و اوایل‌ سده‌ سیزدهم‌/ هجدهم‌ و اوایل‌ سده‌ نوزدهم‌ طی‌ سفرهای‌ بسیاری‌ كه‌ به‌ ایران‌ كرد پرنده‌ها و سایر مهره‌داران‌ را جمع‌آوری‌ كرد (زارودنی‌، 1911؛ نیكُلسكی‌ ، 1903؛ همو، 1907)؛ كه‌ بخش‌ اعظم‌ مجموعه‌های‌ او در موزه‌ جانورشناسی‌ سن‌پترزبورگ‌ است‌. پرندگان‌ ایران‌، به‌ نسبت‌ دیگر گروههای‌ جانوران‌، شاید به‌طور گسترده‌تر و از سوی‌ عده‌ بیشتری‌ بررسی‌ شده‌اند (برای‌ كتاب‌شناسی‌ رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ). مهم‌ترین‌ فهرستهای‌ چكیده‌، راهنماها، و رساله‌ها شامل‌ آثار جرویس‌ رید (1337 ش‌؛ همو، 1968)؛ وری‌ ؛ هوئه‌ و اچكوپار ؛ هینزل‌ و همكارانش‌؛ اسكات‌ و همكارانش‌؛ كرمپ‌ و سایمونز ؛ هریسن‌ ؛ و دومینیك‌ هالم‌ و همكارانش‌ است‌. به‌ گفته‌ اسكات‌ در ایران‌ باید 491 گونه‌ وجود داشته‌ باشد. پستانداران‌، خصوصاً گونه‌های‌ شكاری‌، نیز بررسی‌ شده‌اند، كه‌ مهم‌ترین‌ آنها گزارشهای‌ سازمان‌ شكاربانی‌ و نظارت‌ بر صید است‌ كه‌ بعدها در سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ ادغام‌ شد. جامع‌ترین‌ چكیده‌ در باره‌ پستانداران‌ ایران‌، از آنِ داگلاس‌لی‌ است‌ كه‌ در 1341ـ1342 ش‌/ 1962ـ1963 هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ را همراهی‌ كرد. او زیستگاهها را توصیف‌، نمونه‌های‌ جمع‌آوری‌ شده‌ توسط‌ هیئت‌ را ذكر، و فهرست‌ چكیده‌ای‌ از 125 گونه‌ پستاندار را كه‌ در 1967 در ایران‌ شناخته‌ شده‌ بود، به‌ همراه‌ پراكندگی‌شان‌ به‌طور مختصر، ذكر كرد. میزون‌ تحلیلی‌ توصیفی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ پستانداران‌ با شروح‌ و مشخصات‌ مختصر آنها را چاپ‌ كرد (1959؛ همو، 1968). هرینگتن‌ > راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌ < را به‌ كمك‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ تهیه‌ كرد كه‌ به‌ جای‌ نظام‌ رده‌بندی‌، بر اساس‌ نوع‌ زیستگاه‌ مرتب‌ شده‌، و شامل‌ 148 گونه‌ است‌ كه‌ از آن‌ بین‌ 112 گونه‌ تصویر دارد. مشروح‌ترین‌ بررسی‌ سامانمند از دسته‌ای‌ از پستانداران‌ ایران‌ احتمالاً مربوط‌ به‌ خفاشهاست‌ كه‌ دبلاس‌ ، از همراهان‌ هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ در 1968، عهده‌دار آن‌ بود؛ كه‌ 38 گونه‌ را تشخیص‌ داد و گزارش‌ مشروحی‌ از هریك‌ به‌ همراه‌ تحلیل‌ مختصر جغرافیای‌ جانوری‌ در مورد خفاشان‌ ایران‌ تهیه‌ كرد. برخی‌ از مقاله‌های‌ تخصصی‌ در مورد خزندگان‌ ایران‌ كه‌ بعد از اثر بلنفورد چاپ‌ شد عبارت‌اند از: مقاله‌های‌ نیكُلسكی‌ (1903؛ 1907)، بر مبنای‌ مجموعه‌های‌ زارودنی‌؛ ورنر ، كه‌ فهرستی‌ را از گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ توصیفی‌ چاپ‌ كرد و كار اندرسون‌ (1963) كه‌ شامل‌ مقاله‌ای‌ در باره‌ مجموعه‌ای‌ از جنوب‌ ایران‌، شامل‌ فهرستی‌ از خزندگان‌، بحثی‌ در زمینه‌ جغرافیای‌ جانوری‌، و یك‌ كتاب‌شناسی‌ است‌. اندرسون‌ (1968) تحلیلی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ سوسمارها، و فهرستی‌ روزآمد (1974) و چكیده‌ای‌ (1979) از لاك‌پشتها، تمساحها و دوزیستان‌ تهیه‌ كرد. محمود لطیفی‌ از مؤسسه‌ رازی‌، كتاب‌ مارهای‌ ایران‌ ، شامل‌ راهنماهایی‌ برای‌ شناسایی‌، توضیحات‌، تصاویر، پراكنش‌، و اطلاعات‌ در مورد مارگزیدگی‌ گرد آورد؛ لویتن‌ و زوگ‌ فهرست‌ اصلاح‌ شده‌ای‌ از مارهای‌ ایران‌، بالغ‌ بر 75 آرایه‌ را تهیه‌ كرده‌اند. به‌طور سنّتی‌ دوزیستان‌ را همراه‌ با خزندگان‌ مطالعه‌ كرده‌اند. علاوه‌ بر مقالات‌ تخصصی ورنر و اندرسون‌ (1963)، اندرسون‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Amphibians" ) شش‌ گونه‌ سمندر (هفتمین‌ گونه‌ «سمندر آتشین‌» ، پس‌ از آن‌ ثبت‌ شد) و هفده‌ گونه‌ قورباغه‌ را در ایران‌ فهرست‌ كرده‌ است‌. تاكنون‌، مفصّل‌ترین‌ تحقیق‌ در باره‌ دوزیستان‌ از ایسلت‌ و اشمیتلر در مورد قورباغه‌های‌ ایران‌ است‌. جدا از بررسیهایی‌ كه‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ در مورد گونه‌های‌ از لحاظ‌ تجاری‌ مهم‌ انجام‌ داده‌ است‌، ماهیها مورد توجه‌ شماری‌ از جانورشناسان‌ بوده‌اند. اناندال‌ و هرا (1920) در باره‌ ماهیان‌ سیستان‌ گزارش‌ داده‌اند؛ برگ‌ نخستین‌ فهرست‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ را بعد از فهرست‌ دِ فیلیپی‌ تهیه‌ كرد؛ و سعادتی‌ به‌ تهیه‌ فهرستی‌ سامانمند مبادرت‌ كرد. ارمنتروت‌ (1969؛ 1980) فهرست‌ كاملی‌ از ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ گرد آورد، بریان‌ كد (1979؛ 1980؛ 1987) در آثارش‌ این‌ فهرست‌ را بسط‌ داد و روزآمد كرد. او 155 گونه‌ بومی‌ ماهیان آب‌ شیرین‌ را ثبت‌، و تنها تحلیل‌ جغرافیای‌ جانوری‌ چاپ‌ شده‌ را، تهیه‌ كرده‌ است‌. حشرات‌ بزرگ‌ترین‌ بخش‌ جانوران‌ ایران‌اند. اگر چه‌ اثر جامعی‌ در مورد همه‌ آنها تهیه‌ نشده‌، ولی‌ آثار فراوانی‌ در باره‌ گونه‌های‌ منفرد وجود دارد. مجموعه‌ مهم‌ > مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ ایران‌ < در > سالنامه‌ جامعه‌ حشره‌شناسی‌ فرانسه‌ < چاپ‌ شده‌ است‌. در مجموعه‌ مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ خاورمیانه‌، ویراسته‌ كروپ‌ ، اشنیدر ، كینزلباخ‌ ، تعدادی‌ از مقالات‌ تخصصی‌ مهم‌، الگوهای‌ پراكنش‌ و مناسبات‌ میان‌ حشرات‌ ایران‌ و كشورهای‌ مجاور را مشخص‌ كرده‌اند، شامل‌ سنجاقكان‌ (اشنیدر)، سوزن‌ بالان‌ (اسپوك‌) ، بال‌موداران‌ (مالیكی‌) ، و جنسی‌ از بیدهای‌ روز پرواز با نام‌ Zygaena (نومان‌) . بندپایانی‌ كه‌ در ایران‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند شامل‌ شماری‌ از عنكبوتیان‌ است‌ از قبیل‌ كنه‌ها، شپشها، عنكبوتها، عقربها (برای‌ رده‌بندی‌ و پراكنش‌ در خاورمیانه‌ رجوع كنید به واكن‌ و كینزلباخ‌)، كژدمهای‌ دروغین‌ (Pseudoscorpions) ، و رُتیلیان‌؛ صدپاییان‌؛ هزارپاییان‌؛ و انواعی‌ از سخت‌پوستان‌ از قبیل‌ خرچنگان‌ آب‌ شیرین‌ و جورپاییان‌ خاكی‌. ب‌) مناسبات‌ جانوران‌. گستره‌ وسیع‌، خشك‌، و از لحاظ‌ جغرافیای‌ طبیعی پیچیده‌ای‌ كه‌ در سراسر شمال‌ افریقا، آسیای‌ جنوب‌غربی‌، و شمال‌غربی‌ هند امتداد یافته‌، منزلگاه‌ گونه‌های‌ پیچیده‌ای‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از آنان‌ از گونه‌های‌ افریقایی‌، آسیای‌ گرمسیری‌، و اوراسیای‌ معتدل‌ شمالی‌ متمایزند. ولی‌ مناسبات‌ آنها در سطوح‌ جنسی‌ و تیره‌ای‌ به‌طور عمده‌ با جنسها و تیره‌های‌ اوراسیاست‌، و بخشی‌ از جانورانی‌اند كه‌ به‌طور سنّتی‌ دیرین‌ شمالگانی‌ نامیده‌ شده‌اند. ایران‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ پیچیده‌ترین‌ ناحیه‌ این‌ منطقه‌ است‌ و در نتیجه‌ بزرگ‌ترین‌ تنوع‌ زیستی‌ را، نسبت‌ به‌ اندازه‌ خود، در جنوب‌غربی‌ آسیا دارد. در این‌ مقاله‌، صرفاً خطوط‌ كلی‌ توصیفی پراكنش‌ جانوران‌ ایران‌ را با توجه‌ به‌ خصوصیات‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌، صرف‌نظر از عوامل‌ تاریخی‌ كه‌ گونه‌های‌ كنونی‌ را ایجاد كرده‌ است‌، می‌توان‌ ارائه‌ كرد. به‌ استثنای‌ عوامل‌ جانوری‌ مشترك‌ با دیگر مناطق‌، گونه‌های‌ جنوب‌غربی‌ آسیا میان‌ دو نوع‌ چشم‌انداز پراكنده‌ شده‌اند: یكی‌ منطقه‌ای‌ است‌ كه‌ عموماً به‌ عنوان‌ فلات‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود كه‌ از ارتفاعات‌ آناطولی‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ تا رشته‌كوه‌ سلیمان‌ در جنوب‌شرقی‌ امتداد یافته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را بیشترِ جغرافیدانان‌ جانوری‌، ایرانی‌ ـ تورانی‌ نامیده‌اند. اندرسون‌ (1968) آنها را به‌ عناصر ایرانی‌ كه‌ منحصر به‌ مناطق‌ مرتفع‌اند، و عناصر آرالی‌ ـ خزری‌، كه‌ عمدتاً در دشتها و حوضه‌های‌ تركمنستان‌ و جمهوریهای‌ همجوارِ آسیای‌ میانه‌ است‌، تقسیم‌ كرده‌ است‌ ( رجوع كنید به بخش‌ 3 در ادامه‌ مقاله‌). دومین‌ گونه‌ عمده‌ چشم‌انداز، مناطق‌ بیابانی‌ پست‌ در حاشیه‌ جنوبی‌ دیرین‌ شمالگان‌ از شمال‌ افریقا تا شمال‌غربی‌ هند، منزلگاه‌ گونه‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ جانوران‌ است‌. در این‌ مناطق‌ گونه‌ها و كانونهای‌ گونه‌ها با پراكنش‌ محدودتر وجود دارد، نویسندگان‌ گوناگون‌ كه‌ جانوران‌ غرب‌ آسیا را یك‌ كل‌ می‌دانند، در تلاش‌ برای‌ روشمند كردن‌ الگوهای‌ پراكنش‌ تمام‌ جانوران‌ آسیای‌ غربی‌، مجموعه‌ای‌ آشفته‌ از اصطلاحات‌ را وارد كرده‌اند. علاوه‌ بر نامهایی‌ كه‌ ذكر شد، شمالگان‌ برای‌ نواحی‌ معتدل‌ و شمالی‌ نیمكره‌ شمالی‌، شامل‌ امریكای‌ شمالی‌؛ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌ و شرقی‌؛ اورو ـ سیبریایی‌ برای‌ نواحی‌ شمالِ دیرین‌ شمالگان‌؛ بیابانی‌ برای‌ نواحی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ به‌ علاوه‌ قسمت‌ خشك‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌؛ اتیوپیایی‌ یا افریقای‌ گرمسیری‌ برای‌ ماورای‌ صحرای‌ افریقا ؛ شرقی‌ برای‌ آسیای‌ جنوبی‌ و جنوب‌شرقی‌، دیرین‌ گرمسیری‌ برای‌ ناحیه‌ اتیوپیایی‌ و شرقی‌؛ مدیترانه‌ای‌ برای‌ اروپای‌ جنوبی‌ و ساحل‌ شمال‌ افریقا به‌ علاوه‌ شرق‌ مدیترانه‌؛ و تقسیم‌بندیهای‌ فرعی‌ گوناگون‌ همگی‌ كمابیش‌ خودْ تبیین‌اند. گرچه‌ برخی‌ نویسندگان‌این‌ اصطلاحات‌ را توصیفی‌ به‌كار برده‌اند؛ ولی‌ برای‌ دیگران‌ آنها دلالت‌ بر خاستگاهها دارند. در اینجا صرفاً به‌صورت‌ توصیفی‌ به‌كار رفته‌اند. ج‌) ماهیها. ماهیان‌ بومی‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ مشتمل‌اند بر 155 گونه‌ در 24 تیره‌. كد در تحلیل‌ فشرده‌ خود از جغرافیای‌ ماهیان‌ ایران‌ (1366 ش‌/ 1987) نوزده‌ حوضه‌ آبریز اصلی‌ را مشخص‌ كرده‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها به‌ جز چهار حوضه‌ درون‌ریزند. ماهیان‌ عمدتاً دیرین‌ شمالگانی‌اند اما به‌ خصوص‌ در آن‌ حوضه‌های‌ اندكی‌ كه‌ به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزند، عناصر شرقی‌ و اتیوپیایی‌ هم‌ دارند. حوضه‌ سیستان‌ نیز شامل‌ گونه‌های‌ شرقی‌ و گونه‌هایی‌ است‌ از هندوكش‌ سرچشمه‌ گرفته‌اند. سه‌ تیره‌ كپورماهیان‌ (Cyprinidae) ، سگ‌ماهیان‌ (Cobitidae) ، و ماهیان‌ استخوانی‌ (Gobiidae) روی‌ هم‌ 6ر73% از گونه‌های ایران‌ را تشكیل‌ می‌دهند. دریای‌ خزر با پانزده‌ تیره‌ متنوع‌ترین‌ حوضه‌ آبریز است‌، در حالی‌ كه‌ حوضه‌ دجله‌ دارای‌ یازده تیره‌ است‌. حوضه‌های‌ آبریز خلیج‌فارس‌ هریك‌ پنج‌ تا هفت‌ تیره‌ دارند، و حوضه‌های‌ باقی‌مانده‌ داخلی‌ چهار یا كمتر. به‌ گفته‌ كد، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای‌ مشخص‌ كردن‌ پراكندگی كنونی‌ در سطح‌ گونه‌ها عبارت‌اند از: تفكیك‌ برترِ دریای‌ خزر كه‌ با جانوران‌ دریای‌ سیاه‌/ مدیترانه‌ عناصر مشترك دارد؛ زهكشی‌ ناشی‌ از كوهزایی‌ و فرسایش‌، كه‌ حركت‌ ماهی‌ را میان‌ حوضه‌های‌ مجاور امكان‌پذیر می‌سازد؛ شاهراه‌های‌ رودخانه‌ای‌ كه‌ در طول‌ زمان‌ زیستگاهها را در ارتفاعات مختلف‌ به‌ هم‌ متصل‌ كرده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رودخانه‌ هلمند میانِ حوضه‌ هندوكش‌ و سیستان‌)؛ نفوذ دریا از یك‌ حوضه‌ به‌ حوضه‌ دیگر در جنوب‌ ایران‌، كه‌ سبب‌ شده‌ است‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ توانایی‌ زندگی‌ در آب‌ شور را بیابند؛ و احتمالاً دخالت‌ انسان‌. كد عقیده‌ دارد كه‌ به‌ دلیل‌ زمین‌ ناهموار و اقلیم‌ استثنایی‌، از لحاظ‌ تاریخی‌ بخش‌ اعظم‌ جابه‌جایی‌ ماهیان‌ بومی‌ به‌ دست‌ انسان‌، بیش‌ از آن‌ كه‌ میانْحوضه‌ای‌ باشد، درونْحوضه‌ای‌ بوده‌ است‌. تغییرات‌ اقلیمی‌ و گیاه‌زدایی‌ بر تمام‌ جانداران‌، اعم‌ از گیاهی‌ و جانوری‌، تأثیر می‌گذارد. كد تأثیر چنین‌ تغییرات‌ زیست‌ محیطی‌ را بر ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌ (1980). شتاب‌ و تأثیر گیاه‌زدایی‌ با توسعه‌ جمعیت‌ و صنعتی‌ شدن‌ در ایران‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چراندن‌ بیش‌ از حد گله‌های‌ هرچه‌ بزرگ‌تر چهارپایان‌ اهلی‌ و قطع‌ درختان‌ برای‌ سوخت‌ و پاكسازی‌ زمین‌ برای‌ كشاورزی‌، اقلیم‌ بومی‌ را تغییر داده‌، بارش‌ باران‌ و نگهداری‌ آبها را كاهش‌، و نرخ‌ فرسایش‌ و مسدود شدن‌ رودها، دریاچه‌ها و ماندابها را افزایش‌ داده‌ است‌. برنامه‌های‌ آبیاری‌ پردامنه‌، آب‌ را از آبراه‌های‌ طبیعی‌ منحرف‌ كرده‌، در عین‌ حال‌ زیستگاههای‌ آبی‌ جدیدی‌ چون‌ قناتها ایجاد كرده‌ است‌. در حالی‌ كه‌ سدسازی‌ می‌تواند سلسله‌ تأثیرات‌ زیانباری‌ بر حیات‌ آبزیان‌ داشته‌ باشد، چاه‌ها نیز ممكن‌ است‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ را پایین‌ برده‌، و بدون‌ ایجاد زیستگاههای‌ تازه‌ برای‌ ماهیان‌، منجر به‌ از بین‌ رفتن‌ چشمه‌ها و مردابها شوند. پسابهای‌ كشاورزی‌ و صنعتی‌، لای‌ و لجن‌ و موادشیمیایی‌ سمّی‌ را تبدیل‌ به‌ زیستگاههای‌ آبی‌ می‌كند. شماری‌ از گونه‌های‌ كم‌نظیر ماهیان‌ را به‌ منظور پیشگیری‌ از ازدیاد پشه‌ها و نیز جهت‌ صید تجاری‌ و تفریحی‌ ماهیان‌، به‌ آبراه‌های‌ ایران‌ هدایت‌ كرده‌اند؛ چنین‌ انتقالهایی‌ مناسبات‌ زیست‌ محیطی‌ را برهم‌ می‌زند و ممكن‌ است‌ پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ برای‌ گونه‌های‌ بومی‌ داشته‌ باشد. صید بی‌قاعده‌ سبب‌ كاهش‌ نسل‌ ماهیان‌ خوراكی‌ از قبیل‌ استورژن‌ خزر ، ماهی‌ سفید خزری‌ ، كُلمه‌/ تاجی‌ خزری‌ ، كپورماهی‌ ، و گونه‌ شاه‌ماهی‌ شده‌ است‌. د) دوزیستان‌. دوزیستان‌ ایران‌ بسیار كم‌شمارتر از دیگر گروههای‌ مهره‌داران‌اند، زیرا حیات‌ آنها محدود به‌ زیستگاههایی‌ است‌ كه‌ دست‌كم‌ از نظر آبِ فصلی‌ برای‌ تخم‌ریزی‌ تضمین‌ شده‌ باشد و بنابراین‌ بیشتر در حوضه‌های‌ آبریز كوهستانی‌ شمال‌ و غرب‌ موجودند. دو تیره‌ سمندر در ایران‌ وجود دارد: Hynobiidae كه‌ پراكنش‌اش‌ آسیایی‌ معتدل‌ است‌، و دو نوع‌ از آن‌ از جنس‌ Batrachuperus در شمال‌ ایران‌ وجود دارد، و تیره‌ Salamandridae كه‌ پراكنش‌اش‌ شمالگان‌ است‌، و دو جنس‌ Salamandra و Triturus از یك‌ نوع‌ اروپایی‌ یا اورو ـ سیبریایی‌ و سه‌ نوع‌ از جنس‌ آناطولی‌ ـ ایرانی Neurergus از آن‌ وجود دارد. اینها جملگی‌ به‌ چشمه‌ها، غارها، و رودهای‌ دائمی‌ در دامنه‌های‌ بادگیر رشته‌كوههای‌ زاگرس‌، البرز و كپت‌داغ‌ محدودند. قورباغه‌ها و وزغها در شرایط‌ خشكی‌ مقاوم‌ترند و بنابراین‌ پراكنش‌ آنها گسترده‌تر است‌. آنها چهار یا پنج‌ جنس‌ در چهار تیره‌ با پراكنشِ گسترده‌اند. قورباغه‌ درختی‌ نمونه‌ خاورمیانه‌ای‌ نوع‌ اورو ـ سیبریایی جنسی‌ است‌ كه‌ پراكنش‌اش‌ اساساً مناطق‌ نوگرمسیری‌ است‌، همچنین‌ شماری‌ اندك‌ از این‌ قورباغه‌ از انواع‌ شمالگان‌اند؛ پراكنش‌ آنها در ایران‌ تقریباً مطابق‌ با پراكنش‌ سمندرهاست‌. وزغ‌ بیلپای‌ سوری‌ كه‌ زیستگاه‌ آن‌ كرانه‌ جنوبی‌ خزر است‌، نماینده‌ دسته‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی وزغهای‌ بیلپاست‌. جنس‌ وزغ‌ ) Bufo ) تقریباً پراكنش‌ جهانی‌ دارد؛ دو نوع‌ یا دسته‌ موجود در ایران‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌اند: وزغ‌ معمولی‌ اروپایی‌ دارای‌ زیرگونه‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ تازگی‌ وارد شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌ و وزغ‌ سبز با جمعیتهای‌ متعدد، و انواع‌ مجزای‌ هم‌ خانواده‌ در تمام‌ استانها و وزغ‌ بلوچی‌ و وزغ‌ هندی‌/ مرمری‌ در بلوچستان‌ در شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند. قورباغه‌ها در ایران‌ چهار جنس‌ دارند: قورباغه‌ معمولی‌ و قورباغه‌ جنگلی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند؛ قورباغه‌ قفقازی‌/ راه‌راه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ است‌؛ و قورباغه‌ (به‌ گفته‌ برخی‌ مؤلفان‌ Euphlyctis ) مردابی‌ بلوچی‌ نوعی‌ شرقی‌ كه‌ تا سیستان‌ و بلوچستان‌ گسترش‌ یافته‌ است‌. ه ) خزندگان‌. برای‌ مسافر تیزبین‌، خزندگان‌ به‌ویژه‌ سوسمارها، از جمله‌ آشناترین‌ حیوانات‌اند، زیرا بسیاری‌ از آنها روزگردند و در كم‌ دماترین‌ ساعتها بسیار فعال‌اند. برخی‌ گونه‌های‌ فراگیر بوم‌شناختی‌ در بیشتر نواحی‌ جغرافیایی‌ ایران‌، كه‌ در آن‌ 113 نوع‌ سوسمار تاكنون‌ شناخته‌ شده‌ است‌، یافت‌ می‌شوند. سوسمارهای‌ بزرگ‌ صخره‌ ـ زی‌ آگاما از جنس‌ ) Stellio ( Laudakia در مناطق‌ كوهستانی‌ و تپه‌ها، كه‌ شكافهای‌ عمیق‌، پناهگاه‌ به‌ وجود می‌آورد، فراوان‌اند. انواع‌ كوچك‌تر جنس‌ Trapelus از روی‌ زمین‌ به‌ توده‌های‌ سنگی‌ كوچك‌ یا شاخه‌های‌ درختچه‌ها می‌روند، تا از آنجا در كمین‌ حشراتِ در حال‌ گذار باشند. در زمینهای‌ هموار فلات‌ مركزی‌ سوسمارهای‌ كله‌قورباغه‌ای‌ phrynocephalus می‌نشینند و منتظر مورچه‌ها، موریانه‌ها، و دیگر طعمه‌های‌ كوچك‌ زمینی‌ می‌شوند؛ انواع‌ مختلف‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند: شن‌روان‌، ماسه‌، گل‌ و لای‌ و غیره‌. در جنوب‌غربی‌ ایران‌ و فلات‌ كه‌ خاكهای‌ آبرفتی‌ امكان‌ نقب‌زدن‌ می‌دهد سوسمارهای‌ بزرگ‌ گیاهخوارِ خارْدُم‌ گاهی‌ دیده‌ می‌شوند. بزرگ‌ترین‌ سوسمارهای‌ ایران‌، بزمجه‌های‌ جنسِ Varanus اند كه‌ در بیشتر استانها وجود دارند؛ آنها شكارگران‌ چیره‌دستی‌ هستند كه‌ دیگر سوسمارها و جوندگان‌، و جانوران‌ اندازه‌ خودشان‌ را صید می‌كنند. دو سوسمار بدون‌ پای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ از تیره‌ انگوئید ها به‌طور گسترده‌ پراكنده‌، و تا شمال‌ ایران‌ گسترش‌ یافته‌اند. كَلْمَره‌ ، شكارگر برلیسك‌ ها و حلزونهای‌ كف‌ جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیركانیا )، و لوس‌ مار سوسمار شكارگر فعال‌تری‌ كه‌ تحمل‌ شرایط‌ خشك‌تر را دارد، در شمال‌ ایران‌ و كوهپایه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. جویندگان‌ فعال‌ حشرات‌، تقریباً در تمام‌ محیط‌ زیست‌ ایران‌، سوسمارهای‌ كوچك‌ و تندروی‌ خانواده‌ لاسرتا (Lacertidae) هستند كه‌ غالباً «دوندگان‌ مسابقه‌» نامیده‌ می‌شوند. جنسهای‌ متعددی‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند، و این‌ سوسمارها در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند. پراكنشِ جنسِ Lacerta معمولاً اورو ـ سیبریایی‌ است‌ و انواعی‌ از آن‌ در مناطق‌ شمالی‌ و كوهستانی‌ ایران‌ وجود دارد؛ Eremias جنسی‌ است‌ با انواع‌ فراوان‌ در سراسر منطقه‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ و در دشتها، استپها، و كوهپایه‌های‌ داخلی‌ فلات‌ ایران‌ به‌وفور یافت‌ می‌شود، حال‌ آنكه‌ تنها یك‌ جنس‌ از Ophisops در فلات‌ ایران‌ وجود دارد. مسالینا و سوسمار پاشرابه‌ جنسهای‌ صحرایی‌ ـ سندی‌اند؛ ویژگی‌ بیشتر انواعِ جنس‌ اخیر دویدن‌ بر شن‌ روان‌ است‌. اسكینك‌ های‌ براق‌ كم‌شمارترند، ولی‌ در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند؛ برخی‌ گونه‌ها با زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ سازگار شده‌اند، برخی‌ دیگر با نقب‌ زدن‌ در شن‌ روان‌. متنوع‌ترین‌ تیره‌ سوسمارها در سطح‌ جنس‌، گكوها هستند كه‌ انواع‌ بسیاری‌ از آنها با شرایط‌ زیستْمحیطی‌ و جولانگاههای‌ اختصاصی‌ شده‌ سازگار شده‌اند. بیشتر اینها شب‌گردند، اما برخی‌ پگاه‌گرد و اندكی‌ حتی‌ روزگردند. آشناترین‌ انواع‌ برای‌ مسافران‌، انواعی‌اند كه‌ پیرامون‌ و درون‌ خانه‌ها به‌ سر می‌برند و هر غروب‌ آنها را می‌توان‌ دید كه‌ به‌ دیوارهای‌ گچ‌ اندود چسبیده‌، و در كمین‌ حشراتی‌اند كه‌ به‌سوی‌ نور كشیده‌ می‌شوند. اندرسون‌ در پژوهش‌اش‌ در باره‌ سوسمارها (1968) دریافت‌ كه‌ فقط‌ انواع‌ محدودی‌ كه‌ قابلیت‌ سازگاری‌ بوم‌شناختی‌ فراوان‌ دارند در سراسر بخش‌ اعظم‌ مناطق‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ یا ایرانی‌ ـ تورانی‌ گسترش‌ یافته‌اند. گرچه‌ در هر دو ناحیه‌ انواع‌ خاص‌ ناحیه‌ دیگر نفوذ كرده‌ است‌، انواع‌ نسبتاً كمی‌ به‌طور وسیع‌ در هر دو منطقه‌ پراكنده‌اند. عناصر مرتبط‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ و اساساً گونه‌هایی‌ با پراكنش‌ مدیترانه‌ای‌ از شمال‌غرب‌ وارد جنوب‌غرب‌ آسیا و ایران‌ شده‌اند. انواع‌ بیابان‌ آرالی‌ ـ خزری‌ در شمال‌ ایران‌ در مناطقی‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ امتداد جغرافیای‌ طبیعی‌ دشت‌ آسیای‌ میانه‌ است‌. تعداد بسیار كمی‌ عناصر جانوری‌ شرقی‌ در جنوب‌شرقی‌ ایران‌، بیشتر در بلوچستان‌، یافت‌ می‌شوند. 75 گونه‌ و زیرگونه‌ مار در زیای‌ ایران‌ وجود دارد (لطیفی‌، 1364 ش‌). اگرچه‌ هر استانی‌ از نظر تنوع‌ گونه‌ها غنی‌ است‌، ولی‌ مارها كمتر از سوسمارها به‌ چشم‌ می‌خورند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ خود را به‌ خوبی‌ پنهان‌ می‌كنند و در حضور جانوران‌ بزرگ‌ غالباً بی‌حركت‌ می‌مانند. مارها چون‌ در زنجیره‌ غذایی‌ بیشتر تغذیه‌ می‌كنند نسبت‌ به‌ سوسمارها بسیار كم‌ تعدادترند. همه‌ آنها شكارگرند، گونه‌های‌ بزرگ‌تر به‌طور عمده‌ از جوندگان‌ ارتزاق‌ می‌كنند، در حالی‌كه‌ انواعِ دارای‌ اندازه‌های‌ متوسط‌ و كوچك‌ از سوسمارها و گه‌ گاه‌ از پرندگان‌، و كوچك‌ترین‌ آنها از بندپاییان‌ تغذیه‌ می‌كنند. تعداد بسیار كمی‌، مثل‌ مار علفی‌ ( غیرسمّی‌ ) ، ماهی‌، دوزیستان‌، یا هر دو را می‌خورند. گرچه‌ بسیاری‌ از انواع‌ آنها را می‌توان‌ سودمند دانست‌ چون‌ از آفتهای‌ جونده‌ای‌ ارتزاق‌ می‌كنند كه‌ به‌ محصولات‌ و موادغذایی‌ انبارشده‌ انسانها آسیب‌ می‌رسانند، شماری‌ اندك‌ برای‌ بشر، خصوصاً اگر پای‌ برهنه‌ یا نیمه‌برهنه‌ باشند، خطرناك‌اند. چندین‌ جنس‌ و گونه‌هایی‌ از افعی‌ و برخی‌، از قبیل‌ افعیان‌ كوچك‌ جعفری‌ از جنس‌ مار جعفری‌ ( Echis ) كاملاً مهاجم‌اند، در حالی‌كه‌ برخی‌ دیگر از قبیل‌ افعیان‌ شاخدار Pseudocerastes و افعی Vipera lebetina بزرگ‌اند و توانایی‌ واردكردن‌ مقادیری‌ زهر را دارند. افعیان‌ خود را به‌ خوبی‌ استتار می‌كنند، و بنابراین‌ انسانهای‌ بی‌احتیاط‌ و چهارپایان‌ ممكن‌ است‌ آنها را لگد كنند. كُبرا، كفچه‌مار ، نوعی‌ شرقی‌ كه‌ در شمال‌ شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود، شكارگر ماهری‌ است‌ كه‌ به‌ دلیل‌ وجود جوندگان‌ به‌ روستاها كشیده‌ می‌شود. بیشترین‌ انواع‌ مار به‌ تیره‌ Colubridae تعلق‌ دارند؛ بسیاری‌ روزگرد و فعالانه‌ در جستجوی‌ شكارند؛ شاید به‌ همان‌ تعداد نیز از جمله‌ افعیها، دست‌كم‌ در گرم‌ترین‌ فصول‌ بیشتر شب‌گردند. آبهای‌ خلیج‌فارس‌ از لحاظ‌ انواع‌ مارهای‌ دریایی‌ غنی‌ است‌، آنها شكارشان‌ اساساً ماهی‌ است‌؛ همگی‌ به‌نحو خطرناكی‌ سمّی‌اند و ماهیگیرانی‌ كه‌ با تور ماهیگیری‌ می‌كنند در معرض‌ خطر اینگونه‌ مارها هستند. خویشاوندی‌ مارهای‌ ایرانی‌، خصوصاً در سطح‌ جنس‌، دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ است‌، تعداد بسیار كمی‌ از جنسها در پراكنش‌ شمالگانی‌اند، برای‌ مثال‌ Coluber ، Elaphe و Agkistrodon . اما هیچ‌ نوعی‌ شمالگانی‌ نیست‌. بوا (Eryx) ، مارعلفی‌ (Natrix) ، Malpolon ، سوسن‌مار (Telescopus) ، افعی‌، و مار جعفری‌، از جنسهای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند، مار كوتوله‌ ) Eirenis ) و مار شاخدار پراكنش‌ اصلیشان‌ ایران‌ است‌. Spalerosophis ، Lytorhynchus ، كبری‌' (Walterinnesia) و افعی‌ شاخدار (Cerastes) صحرایی‌ ـ سندی‌اند، در حالی‌كه‌ مارگرگی‌ Lycodon ، Oligodon ، Boiga ، و Naja شرقی‌اند. جنسهای‌ مارهای‌ آبی‌ در طول‌ سواحل‌ اقیانوس‌ هند به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند. در سطح‌ انواع‌، مناسبات‌ بسیار پیچیده‌تر است‌. در ایران‌ تعداد اندكی‌ لاك‌پشت‌ وجود دارد كه‌ شامل‌ دو نوع‌ آبزی‌ هستند: لاك‌پشت‌ بركه‌ای‌ اروپایی‌ ) Emys orbicularis ) در شمال‌غرب‌ ایران‌، در طول‌ ساحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر، و لاك‌پشت‌ مدیترانه‌ای‌ با گردن‌ مخطط‌ ) Mauremys caspica ) در نهرهای‌ دائمی‌، آبگیرها و دریاچه‌های‌ غرب‌ و شمال‌ ایران‌ پراكنده‌اند. یك‌ نوع‌ آبزی‌ سوم‌، یعنی‌ لاك‌پشت‌ فراتی‌ است‌ كه‌ در آبریزهای‌ دجله‌ و فرات‌ در رود كارون‌ و احتمالاً برخی‌ دیگر از آبریزهای‌ غرب‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. سنگ‌پشتهای‌ زمینی‌ علف‌خوارِ مهمیزدار (نژاد غرب‌ ایران‌) Testudo graeca ibera و مهمیزدار (نژاد شرق‌ ایران‌) (Testudo graeca zarudnyi) كه‌ با مناطق‌ كم‌باران‌ سازگاری‌ یافته‌اند در سراسر فلات‌ غربی‌ و مركزی‌ ایران‌ پراكنده‌اند. گونه‌های‌ ایران‌ ـ تورانی‌ لاك‌پشت‌ آسیایی‌ ) horsfieldii Agrionemys ( Testudo نیز در فلات‌ مركزی‌ در خراسان‌ پراكنده‌اند. لاك‌پشتهای‌ دریایی‌ شایع‌ مناطق‌ گرمسیری‌، لاك‌پشت‌ سرخ‌ ، لاك‌پشت‌ سبز ، لاك‌پشت‌ عقابی‌ ، لاك‌پشت‌ زیتونی‌ ریدلی‌ ، و لاك‌پشت‌ چرمی‌ در خلیج‌فارس‌ گزارش‌ شده‌اند یا احتمال‌ می‌رود در آنجا یافت‌ شوند (اندرسون‌، 1979). نوع‌ خاصی‌ تمساح‌، تمساح‌ تالابی‌ یا تمساح‌ راهزن‌ ، نوعی‌ هندی‌ است‌ كه‌ در رودخانه‌ سرباز در جنوب‌شرق‌ بلوچستان‌ ایران‌ در انزوا زندگی‌ می‌كند (همانجا). و) پرندگان‌ و پستانداران‌. گونه‌ها و حتی‌ زیرگونه‌های‌ بسیار كمی‌ از پرندگان‌ و پستانداران‌ وجود دارند كه‌ به‌ لحاظ‌ پراكندگی‌، محدودیتِ مثلاً سوسمارها را داشته‌ باشند. پراكنش‌ تعدادی‌ از جانوران‌ شناخته‌ شده‌، شمالگان‌ است‌. گرگ‌، روباه‌ قرمز، سیاهگوش‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، عقاب‌ طلایی‌، عقاب‌ ماهیگیر و مرغان‌ دریایی‌ مهاجر گوناگون‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ ذكر كرد. بسیاری‌ از گونه‌های‌ دیگر نشانه‌ جنسهای‌ شمالگانی‌اند. اسكات‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) دریافت‌ كه‌ از میان‌ 324 گونه‌ از پرندگانی‌ كه‌ در ایران‌ تولید مثل‌ می‌كنند تنها 24 پرنده‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند، كه‌ زیستگاههای‌ محدودی‌ در خاورمیانه‌ دارند. وی‌ پی‌ برد كه‌ 131 گونه‌ ایرانی‌ به‌طور گسترده‌ در منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ یافت‌ می‌شوند؛ به‌علاوه‌ تعداد 81 گونه‌ به‌ غربِ دیرین‌ شمالگان‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ شرقی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. در حالی‌كه‌ نوزده‌ گونه‌ به‌طور خاص‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ شرقی‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ غربی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. وی‌ 25 گونه‌ را خاص‌ كمربند بیابانی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ بازشناخت‌. وی‌ پرندگان‌ جنوب‌ بلوچستان‌ ایران‌ و ساحل‌ جنوبی‌ خلیج‌فارس‌ را عمدتاً شرقی‌ دانسته‌، كه‌ 29 گونه‌ زادگیری‌ پراكنش‌ اولیه‌ منطقه‌ شرق‌، در ایران‌ به‌ مرزهای‌ شمال‌غربی‌ گستره‌شان‌ می‌رسند، در حالی‌كه‌ جنوب‌ غرب‌ ایران‌ كمی‌ تحت‌ تأثیر افریقای‌ گرمسیری‌، شامل‌ شش‌گونه‌ زادگیری‌ در اصل‌ افریقایی‌، در پراكنش‌ است‌. نُه‌ گونه‌ پرنده‌ دریا و ساحل‌ كه‌ در سراسر اقیانوس‌ هند یافت‌ می‌شوند در جزایر خلیج‌فارس‌ و تنگه‌ هرمز زادگیری‌ می‌كنند. جانوران‌ ایران‌ به‌ دلیل‌ قرار داشتن‌ در مسیرهای‌ اصلی‌ مهاجرت‌ سالانه‌ پرندگان‌، بسیار غنی‌ شده‌ است‌. 86 گونه‌ از مهاجران‌ زمستانی‌ (گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ طور مستمر به‌ یك‌ جامعه‌ جانوری‌ تعلق‌ ندارند و به‌ صورت‌ موقت‌ به‌ دنبال‌ غذا یا محلی‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ در آنجا هستند) در شمال‌ و مركز آسیا زادگیری‌ می‌كنند؛ بسیاری‌ از آنان‌ پرندگان‌ آبزی‌ (از جمله‌ گونه‌های‌ شكاری‌ مهم‌) و پرندگان‌ شكاری‌اند. در بهار و پاییز 24 گونه‌ بین‌ محلهای‌ زادگیری‌ شمالی‌ و محلهای‌ زمستانی‌ جنوب‌غربی‌ یا جنوب‌شرقی‌ مهاجرت‌ می‌كنند. 57 گونه‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پرندگان‌ آواره‌ و جامانده‌ كمیاب‌ ثبت‌ كرده‌اند (برای‌ جزئیات‌ و نمونه‌ها رجوع كنید بههمانجا). هلم‌ و همكارانش‌ (1988) نقشه‌های‌ پراكنش‌ زادگیری‌ گونه‌های‌ خاورمیانه‌ را منتشر كرده‌اند، و هریسن‌ در نقشه‌هایش‌ از پرندگان‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌، گستره‌های‌ تابستانی‌ و زمستانی‌ و اسكان‌ آنها را درج‌ كرده‌ است‌. وی‌ الگوهای‌ پراكنش‌ گونه‌های‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را باتوجه‌ به‌ مناطق‌ آب‌ و هوایی‌ و پوشش‌ گیاهی‌ بررسی‌ و، تلاش‌ كرده‌ است‌ كه‌ آنها را در متن‌ رویدادهای‌ پلئیستوسن‌ تفسیر كند. وی‌ همچنین‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را به‌ مناطق‌ جانوری‌ تقسیم‌ كرده‌ كه‌ دو قسمت‌ آن‌ شامل‌ بخشهایی‌ از ایران‌ است‌: منطقه‌ خزر و مدیترانه‌، كه‌ پناهگاه‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ شماری‌ از گونه‌ها طی‌ تغییرات‌ اقلیمی‌ پلئیستوسن‌ بوده‌، و خاورمیانه‌، كه‌ به‌ عقیده‌ او با داشتن‌ پناهگاههای‌ احتمالی‌ در طول‌ دره‌های‌ دجله‌ و فرات‌ و اطراف‌ خلیج‌ فارس‌، مركز گونه‌زایی‌ برخی‌ پرندگان‌ بوده‌ است‌. میزون‌ در مطالعه‌ پستانداران‌ (1968)، جانوران‌ ایران‌ را مركّب‌ توصیف‌ كرده‌ است‌ كه‌ در آن‌ افراد بومی‌ با افرادی‌ دارای‌ ویژگی‌ دیرین‌ شمالگانی عام‌تر و با افراد افریقایی و هندی‌الاصل‌، درهم‌ آمیخته‌اند. وی‌ دریافت‌ كه‌ گونه‌های‌ بومی‌ در خراسان‌ متمركز شده‌، به‌ بلوچستان‌ و غرب‌ افغانستان‌ (كه‌ منطقه‌ای‌ مرتفع‌ با سازگاریهای‌ نیمه ‌بیابانی‌ است‌)، و كردستان‌، منطقه‌ای‌ محصور با زمستانهای‌ سخت‌تر، راه‌ یافته‌اند. هرینگتن‌ 152 گونه‌ پستانداران‌ ایران‌ را در راسته‌های‌ زیر فهرست‌ كرده‌ است‌: حشره‌خواران‌، 14؛ خفاشیان‌، 38؛ گوشتخواران‌، 28؛ خوك‌ آبیان‌، 1؛ فرد سُمان‌، 1؛ زوج‌ سُمان‌، 13؛ خرگوشیان‌، 2؛ جوندگان‌، 47؛ و آب‌بازان‌، 8. پستانداران‌ بزرگ‌ بیشترین‌ توجه‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، زیرا گونه‌های‌ شكاری‌ و نیز شكارگران‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و جانوران‌ اهلی‌ را در بر می‌گیرند. آنها همچنین‌ در برابر تغییر بهره‌گیری‌ انسان‌ از زمین‌ و شكارِ بیش‌ ازحد، آسیب‌پذیرتر از دیگر جانوران‌اند. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ برای‌ حفظ‌ زیستگاههای‌ آنها و حفاظت‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و غیره‌، با ایجاد پاركهای‌ ملی‌ و حفاظت‌ شده‌ تلاشهای‌ گسترده‌ای‌ صورت‌ داده‌ است‌. گله‌های‌ قوچ‌ كوهی‌ و بز كوهی‌ ایرانی‌ ، نیای‌ بز اهلی‌؛ در زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ به‌ سر می‌برند. از جنس‌ آهو سه‌گونه‌ موجود است‌ كه‌ در استانهای‌ جنوبی‌ و استپهای‌ فلات‌ مركزی‌، شكار مطلوبی‌اند ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ .I" ¦hu ¦"A و "Chinkara" ). گوزن‌ زرد كوچك‌ ایرانی‌، كه‌ روزگاری‌ در سراسر جنوب‌غرب‌ پراكنده‌ بود، به‌تدریج‌ به‌ جمعیت‌ كوچكی‌ در طول‌ رود كرخه‌ كاهش‌ یافت‌، اما به‌ لطف‌ تلاشهای‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ حفظ‌ و تولید مثل‌ آنها، تا حدودی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. گله‌های‌ مرال‌ (مارال‌) در علفزارهای‌ جنگلی‌ منطقه‌ خزر زندگی‌ می‌كنند، درحالی‌كه‌ شوكا كه‌ كوچك‌تر و منحصر به‌ فردتر است‌، در مناطق‌ جنگلی‌ آذربایجان‌، كردستان‌، گیلان‌ و مازندران‌ یافت‌ می‌شود؛ كه‌ هردو گونه‌های‌ اروپایی‌ ـ سیبریایی‌ هستند كه به‌طور گسترده‌ پراكنده‌ شده‌اند. گراز (خوكِوحشی‌ )، گونه‌ای‌ كه‌ در سراسر مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و خاوری‌ پراكنده‌ است‌، در انواع‌ زیستگاهها در ایران‌، هر كجا كه‌ ذخایر دائمی‌ آب‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. گورخر ایرانی‌ كه‌ زمانی‌ در بسیاری‌ از استپها و مناطق‌ بیابانی‌ یافت‌ می‌شد، اكنون‌ به‌طور عمده‌ در پاركهای‌ ملی‌ و پناهگاههای‌ حیات‌ وحش‌ در خراسان‌، كرمان‌، و فارس‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛ این‌ گورخر، گونه‌ای‌ دیرین‌ شمالگانی‌ است‌ كه‌ در دوره‌های‌ تاریخی‌ از مدیترانه‌ به‌ مغولستان‌ راه‌ یافته‌ است‌. گوشت‌خواران‌ بزرگ‌ ومتوسط‌، گرگ‌، شغال‌، روباه‌ (سه‌گونه‌)، خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ بلوچستان‌، كفتار، گربه‌ كوچك‌ (چهارگونه‌)، سیاهگوش‌ و كاراكال‌ را شامل‌ می‌شود. پلنگ‌ در سراسر ایران‌، هر كجا كه‌ گونه‌های‌ بزرگ‌ جانوران‌ شكاری‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. یوزپلنگ‌، زمانی‌ در سراسر مناطق‌ استپی‌ خشك‌تر جنوب‌غرب‌ آسیا فراوان‌ بود اما با كاهش‌ زیستگاهها و جمعیت‌ صیدش‌، به‌ خصوص‌ آهو، در آستانه‌ انقراض‌ قرار گرفته‌ است‌. در ایران‌ پس‌ از تعیین‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و افزایش‌ آهو، فقدان‌ این‌ جانور در شمال‌شرق‌ كشور تا حدود زیادی‌ جبران‌ شده‌ است‌. شیر ایرانی‌ در جنگلهای‌ بلوط‌، بنا به‌ تاریخ‌ مكتوب‌، تا سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ وجود داشته‌، اما اكنون‌ در تمام‌ زیستگاه‌ اورو ـ آسیایی‌اش‌ منقرض‌ شده‌ است‌، جز تعداد اندكی‌ در جنگل‌ جیر در غرب‌ هند. ببر خزر نیز در منطقه‌ خزر مشهور بود اما از 1337 ش‌/ 1958 تقریباً به‌طور قطع‌ منقرض‌ شده‌ است‌. دوگونه‌ خدنگ‌ در جنوب‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ در پراكنش‌ اصلاً شرقی‌اند اما به‌ شبه‌جزیره‌ عربستان‌ نیز راه‌ یافته‌اند. از میانِ هفت‌ نوع‌ در خانواده‌ سمور و راسو (Mustelidae) ، شش‌گونه‌ آرایه‌های‌ رایج‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند؛ گونه‌ هفتم‌، رودك‌ عسل‌خوار افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ است‌ كه‌ به‌ تعداد زیاد به‌ آسیا راه‌ یافته‌ است‌. دبلاس‌ (1980) پراكنش‌ 38 گونه‌ خفاش‌ ایرانی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌: 27 گونه‌ تقریباً یا به‌ طور كامل‌ به‌ منطقه‌ جانوری‌ دیرین‌ شمالگان‌ منحصر شده‌ است‌، یك‌ گونه‌ در تمام‌ چهار منطقه‌ جانوری‌ اصلی‌ نیمكره‌ شرقی‌ پراكنده‌ است‌، دوگونه‌ نیز در مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند، و گونه‌ سوم‌ بیش‌ از دیرین‌ شمالگان‌ در افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ پراكنده‌ است‌، و شش‌ گونه‌ كه‌ در اصل‌ دیرین‌ گرمسیری‌اند، فقط‌ در منطقه‌ جنوب‌غربی‌ آسیا كه‌ با مناطق‌ خاوری‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ مرتبط‌ می‌شود، به‌ منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ گسترش‌ یافته‌اند. خفاش‌ میوه‌خوار تنها عضو بزرگ‌ خفاشیان‌ Megachiroptera) در ایران‌ است‌ كه‌ در جنوب‌شرقی‌ كشور یافت‌ می‌شود، گرچه‌ تعداد آن‌ زیاد نیست‌. پستانداران‌ كوچك‌ ایران‌ روی‌ هم‌ رفته‌ كمتر توجه‌ سیاحان‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ بیشتر آنها خوی‌ پنهانكاری‌ دارند و بسیاری‌ از آنان‌ شب‌گردند. در میان‌ حشره‌خواران‌، چهار گونه‌ خارپشت‌، هشت‌ گونه‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ حفّار وجود دارند. در ایران‌ تنها دو گونه‌ خرگوش‌ وجود دارد؛ خرگوش‌ موش‌ ، گونه‌ای‌ متعلق‌ به‌ شرق‌ فلات‌ ایران‌، و خرگوش‌ صحرایی‌ (خرگوش‌ خاكی‌ )، كه‌ در افریقا، نیز اوراسیا و تمام‌ استانهای‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود. بزرگ‌ترین‌ گروه‌ پستانداران‌ ایران‌ جوندگان‌اند كه‌ 47 گونه‌ از نُه‌خانواده‌ را دربرمی‌گیرند: سنجابها (Sciuridae) ، جوجه‌تیغیها ، نوتریاها ، دوپاها (Dipodidae) ، سنجابكها (Myoxidae) ، موشها (Muriane) ، هامسترها (Cricetinae) ، جربیلها و جردها (Gerbillina) و ولها (Arvicolinae) . یوخن‌ نیتهامر (1987) فهرستی‌ از تمام‌ جوندگان‌ خاورمیانه‌ كه‌ اخیراً مشاهده‌ شده‌ به‌دست‌ داده‌ و آنها را كه‌ به‌ دلیل‌ بزرگ‌تر بودن‌ جثه‌شان‌ پراكنش‌ وسیع‌تری‌ دارند، گونه‌هایی‌ با اصلهای‌ متفاوت‌ و گونه‌های‌ بومی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌. تنها خوك‌ آبی‌ بومی‌ آبهای‌ ایران‌، فُك‌ خزر است‌. از راسته‌ نهنگها (cetaceans) چند گونه‌ در خلیج‌فارس‌ به‌ سر می‌برند، از جمله‌ چهارگونه‌ وال‌ و سه‌ گونه‌ دلفین‌. همه‌ آنها در پراكنش‌ یا جهانی‌اند یا از گونه‌های‌ اقیانوس‌ هند. "> دایره‌المعارف‌ استانبول‌ < ، ذیل‌ " , At Evliyas "At Mezar ). از دیدگاهی‌ كلی‌تر، در خرافات‌ عامیانه‌ به‌ برخی‌ حیوانات‌ نیروهای‌ جادویی‌ نسبت‌ می‌دهند زیرا تصور می‌كنند آنها قادرند به‌ ارواح‌ شیطانی‌ تجسّد بخشند ( رجوع كنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Djinn" ). استحاله‌ انسانها به‌ حیوانات‌ و ندرتاً تبدیل‌ حیوانات‌ به‌ انسان‌، صرف‌نظر از اینكه‌ جزئی‌ از مجموعه‌ داستانهای‌ تخیلی‌ است‌، به‌ حوزه‌ معجزات‌ اولیای‌ صاحب‌ كرامت‌ تعلق‌ دارد. برخی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، اولیای‌ حامی‌ خود را دارند كه‌ معمولاً به‌ شكل‌ حیواناتِ تحتِ حمایتشان‌ در می‌آیند. عمده‌ خرافات‌، افسانه‌ها و آیینهای‌ مرتبط‌ با این‌ موجوداتِ ماوراءطبیعی‌ را می‌توان‌ به‌ آیینهای‌ شكار و باورهای‌ مربوط‌ به‌ آنها مرتبط‌ دانست‌. در اصل‌، روحِ محافظ‌ عیناً شبیه‌ خودِ حیوان‌ بود. این‌ امر، وجه‌ تسمیه‌ حیوانات‌ را (مثلاً در میان‌ قرقیزها) به‌ نام‌ پیر حامی‌ آنها توضیح‌ می‌دهد، مانندِ اویسول‌ آتا (اُویس‌ قَرَنی‌) قدیس‌ حامی‌ شتران‌، قنبر آتا قدیس‌ حامی‌ اسبها و غیره‌. در تركیه‌، گوزن‌ نر را هنوز مقدّس‌ می‌شمارند و این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ پیرِ حامی گوزنهای‌ نر (كه‌ گاه‌ یك‌ زن‌ است‌) به‌ كسانی‌ كه‌ گوزنها را تعقیب‌ كنند، حمله‌ می‌كند ( رجوع كنید بهدمیرچی‌اوغلو، ص‌ 115 و بعد، 120 و بعد). همچنین‌ افسانه‌هایی‌ وجود دارد كه‌ در آنها اولیا به‌ گوزنهای‌ نر بدل‌ شده‌ یا بر آنها سوار بوده‌اند (قس‌ افسانه‌ «اَبدال‌ موسی‌» در ارگون‌ ، ج‌ 1، ص‌ 166ـ169، و افسانه‌ «گِییكْلی‌ بابا» در گولپینارلی‌ ، ص‌ 10ـ13). اولیا همچنین‌ مالك‌ قدرت‌ حیوانات‌ زیبا (از جمله‌ حیوانات‌ وحشی‌) و جانوران‌ افسانه‌ای‌ نظیر اژدها هستند. انبوهی‌ داستان‌ و افسانه‌ وجود دارد كه‌ نمونه‌های‌ آموزنده‌ای‌ از رفتار دوستانه‌ اولیا را با حیوانات‌ اهلی‌ و وحشی‌ حكایت‌ می‌كند. گاو نر كه‌ از آن‌ برای‌ شخم‌زدن‌ زمین‌ استفاده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در روستاهای‌ بَكتاشیهای‌ عَلَوی‌، از حرمت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. چندین‌ بخش‌ از زندگینامه‌ افسانه‌ای‌ حاجی‌ بكتاش‌ را داستانهایی‌ ملهم‌ از این‌ حرمت‌ تشكیل‌ می‌دهد (صوفلی‌ درویش‌، ص‌ 53 به‌ بعد، 83، ترجمه‌ گراس‌ ، ص‌ 90، 93؛ حاجم‌ سلطان‌، ص‌ 28، 32). این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ چوپانان‌ نوعی‌ قدرت‌ ماوراءطبیعی‌ دارند كه‌ عموماً دلیل‌ قداست‌ آنها تلقی‌ می‌شود. بسیاری‌ از داستانهای‌ عامیانه‌ بر وجود درك‌ و تفاهم‌ عمیق‌ میان‌ آنها و حیواناتشان‌ تأكید می‌كنند و بخشی‌ از قدرت‌ جادویی‌ چوپانان‌ را آشكارا ناشی‌ از این‌ حیوانات‌ می‌دانند. هنر تركی‌، حتی‌ در دوره‌ اسلامی‌، از لحاظ‌ مضامینِ مرتبط‌ با حیوانات‌ نسبتاً غنی‌ بوده‌ است‌. شماری‌ از تصاویر كلیشه‌ای‌ روی‌ پارچه‌ها، گلدوزیها و بافته‌ها، نقش‌ونگار حیوانات‌اند. تنها عنصر تزئینی‌ روی‌ نوعی‌ سجاده‌ ــ كه‌ از قدیم‌ترین‌ انواع‌ این‌ شی‌ء آیینی‌ است‌ ــ شبیه‌سازی‌ نقش‌ونگار پوست‌ حیوانات‌ (گوسفند، گوزن‌، بز، خرس‌) است‌. ظاهراً این‌ نوع‌ تزئین‌ نمایانگر مرحله‌ای‌ انتقالی‌ میان‌ استفاده‌ از پوست‌ واقعی‌ حیوان‌ ( به‌عنوان‌ سجاده‌ ) و مرحله‌ استفاده‌ از سجاده‌های‌ منقش‌ به‌ تصاویری‌ از این‌ دنیا بوده‌ است‌ ( رجوع كنید به دورول‌ ، ص‌ 65ـ66، تصویر 40 و 41). در تصویرگری‌ آثار پرطرفدار ولی‌ گمنام‌ و در آثار هنرمندان‌ مشهور (طرحها، نقاشیها و نگاره‌ها)، حیوانات‌ غالباً به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ با مضامین‌ تصنعی‌ و حتی‌ انتزاعی‌ ترسیم‌ شده‌اند، با تصاویر كاملاً واقع‌گرایانه‌ در متن‌ زندگی‌ روزمره‌ نیز نشسته‌اند، مانند صحنه‌های‌ شكار، پرورش‌ دام‌، رام‌ كردن‌ حیوانات‌ و غیره‌ ( رجوع كنید به ایوب‌ اوغلو و ایپشیر اوغلو ، > در باره‌ آلبوم‌ فاتح‌ < ؛ آكسل‌ ، 1960). منابع‌: (1) ابوبكربن‌ عبداللّه‌ دواداری‌، كنزالدرر ، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ طوپقاپی‌سرای‌ استانبول‌، مجموعه‌ احمد ثالث‌، ش‌ 2932؛ (2) Malik Aksel, Anadolu halk resimleri , Istanbul 1960; (3) Ali R za, "Anadolu , da Bozkurt", in Halk bilgisi haberleri ) = HBH ), vol.1-2, 1930; (4) Oktay Aslanapa, Turkish arts , Istanbul [n.d.(; (5) Ahat O. Bikkul, "Topkap Saray nda has ah r", Gدzel sanatlar , v (1949), 118-131; (6) P. N. Boratav, "Les histoires d , ours en Anatolie", Folklore fellows , communication , no. 152 (1955); (7) Y. Z. Demirciog §lu, Yدrدkler ve kخylدlerde hika yeler, masallar , Istanbul 1934; (8) Yusuf Durul, "Tدrkmen, Yدrدk, Af ar hal ve kilim motifleri دzerinde bir ara t rma", Tدrk etnografya dergisi , II (1957); (9) EI 2 , s.v v. "Ergenekon" (by P. N. Boratov), "Djinn"; (10) S. N. Ergun, Tدrk airleri , Istanbul )n.d.(; (11) S. Eyubog §lu and M.S.I ¬p irog §lu, Sur l , Album du Conquإrant , Istanbul )n.d.]; (12) Abdدlba ki Gخlp narl , Yunus Emre vetasavvuf , Istanbul 1961; (13) H ¤a ¦djim Sult ¤a ¦n, Vila ¦yetn ¦ame , ed. R.Tschudi and G.Jacob, Berlin1914; (14) I ¬stanbul Ansiklopedisi , Istanbul 1958- ; (15) Kita ¦b-i Dede K ¤ork ¤ut , ed. and tr. E. Rossi, Vatican 1952; (16) H. Z. Ko ay, "Hayvanc l k", Tدrk etnografya dergisi , III (1958); (17) J.P. Roux, "La faune et la flore dans les sociإtإs altaفques", doctoral thesis (in the press); (18) ـ Ali B . Mu ¦sa ¦Sدfl Derv , Manak  b-  Hac  Bekta -Vel   ) Vila yet-na me ), ed. Abdدlba ki Gخlp narl , Istanbul 1958, tr. E. Gross, Leipzig 1927; برای‌ افسانه‌ها، باورها، و رسوم‌ مربوط‌ به‌ دنیای‌ حیوانات‌ رجوع كنید بهP. N. Boratav, "Tدrk folklor ara t rmalar ", Oriens , x (1957 ff), و كتاب‌شناسیهای‌ تدوین‌ شده‌ از همو در پایان‌ فصلهای‌ L , إpopإe et la "h ¤ika ¦ye", Le conte et la legende , در (19) Philologiae Turcicae fundementa , II , 38-44 and 62-67. / پرتو نایلی‌ بوراتاو ( د. اسلام‌ )/ 2) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) اشارات‌ قرآنی‌ ب‌) در آثار دانشمندان‌ الف‌) اشارات‌ قرآنی‌. غیر از مثلهایی‌ كه‌ ذكر شد ( رجوع كنید بهبخش‌ 1، ه ) ، در ادبیات‌ عامیانه‌ عربستان‌ باستان‌، به‌ شكلی‌ كه‌ به‌ ما رسیده‌، به‌ ندرت‌ اثری‌ از داستانهای‌ جانوران‌ می‌توان‌ یافت‌ ( رجوع كنید بهادامه‌ مقاله‌). حداكثر افسانه‌هایی‌ در باره‌ آفرینش‌ یا تغییر ماهیت‌ و استحاله‌ برخی‌ حیوانات‌ می‌یابیم‌، از جمله‌ اینكه‌ موش‌ (فَأرَه‌) همسر یك‌ آسیابان‌ یا زنی‌ یهودی‌ بوده‌ كه‌ به‌ موش‌ بدل‌ شده‌ است‌ و برخی‌ سوسمارها نیز سابقاً مأمور وصول‌ مالیات‌ بوده‌اند (جاحظ‌، 1955، ص‌ 104ـ 105، ش‌ 206). موضوع‌ استحاله‌ حیوانات‌ (مسخ‌ * ) حتی‌ در دین‌ اسلام‌ نیز اهمیت‌ خاصی‌ دارد و این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ ظاهراً مسئله‌ را حل‌ كرده‌ است‌، زیرا مكرراً اعلام‌ می‌دارد كه‌ خداوند جانوران‌ را آفرید (بقره‌: 164؛ لقمان‌: 10؛ شوری‌': 29؛ زُخرُف‌: 12؛ جاثیه‌: 3) كه‌ ( در آغاز ) از آب‌ خلق‌ شدند (نور: 45) و از هر چیز یك‌ جفت‌ آفرید (ذاریات‌: 49). نقطه‌ مقابل‌ واژه‌ «دابَّه‌» (جمع‌ آن‌: دوابّ) ــ كه‌ در اینجا به‌ جای‌ حَیوان‌ به‌كار رفته‌ و مشخصاً بر حیوانات‌ باركش‌ و حیوانات‌ اهلی‌ دلالت‌ دارد ــ در آیه‌هایی‌ كه‌ به‌ منظور تأكید بر عنایت‌ و انعام‌ الاهی‌ نازل‌ شده‌، اصطلاح‌ «انعام‌» است‌ به‌ مفهوم‌ چهارپایان‌ اهلی‌ كه‌ خداوند هشت‌ جفت‌ از آنها را فرو فرستاد (زمر: 6؛ فرقان‌: 48ـ49؛ یس‌: 71؛ ( انعام‌: 142ـ144 ) ) ( و آنها را برای‌ انسان‌ و به‌ منفعت‌ او آفرید (نحل‌: 5 ـ 8) ) . اما برخی‌ آیات‌، باورهای‌ قدیم‌ در باره‌ استحاله‌ موقت‌ یا دائمی‌ برخی‌ انسانها به‌ حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، از جمله‌: «كسانی‌ كه‌ خداوند آنها را لعنت‌ كرده‌ و بر آنها خشم‌ گرفته‌ و آنها را به‌ میمون‌ و خوك‌ تبدیل‌ كرده‌ است‌» (مائده‌:60)، یا «ما خطاب‌ به‌ آنها (كسانی‌ كه‌ پیمان‌ روز سبت‌ را شكستند) گفتیم‌: بوزینگانی‌ طرد شده‌ باشید» (بقره‌: 65؛ نیز رجوع كنید به اعراف‌: 166). مفسران‌ قرآن‌ دو مسئله‌ را باید حل‌ می‌كردند: نخست‌ اینكه‌ مشخص‌ كنند آیه‌های‌ مذكور به‌ كدام‌ رویدادها اشاره‌ می‌كنند و دوم‌ سرنوشت‌ مقدَّرِ این‌ موجودات‌ مسخ‌ شده‌ را بررسی‌ كنند. بدیهی‌ است‌ كه‌ پاسخهای‌ بسیاری‌ برای‌ مسئله‌ نخست‌ یافت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ به‌ عقیده‌ كسائی‌ (ص‌ 274 و بعد)، میمونها افرادی‌ از بنی‌اسرائیل‌ بودند كه‌ در عهد داوود علیه‌السلام‌ بر اثر شكار و پختن‌ ماهی‌ در روز شنبه‌ به‌ میمون‌ بدل‌ شدند و خوكها (همان‌، ص‌ 307) معاصران‌ مسیح‌اند كه‌ به‌ او اعتقاد نداشتند. كسائی‌، پیرو دیگر مؤلفان‌، معتقد است‌ حیواناتی‌ كه‌ از این‌ استحاله‌ها پدید آمدند زاد و ولد كردند و تكثیر شدند اما برخی‌ دیگر، برعكس‌ بر این‌ باورند كه‌ آنها بدون‌ عقبه‌ و اولاد از بین‌ رفتند. بدین‌ معنا كه‌ خداوند انواع‌ مورد بحث‌ را به‌طور مستقل‌ خلق‌ كرده‌ بود ( رجوع كنید به جاحظ‌، 1388، ج‌ 4، ص‌ 68؛ ( نیز رجوع كنید بهبوزینه‌ * ) ). اعتقاد به‌ آفرینش‌ انواع‌ از طریق‌ مسخ‌ یا تبدیل‌ برخی‌ حیوانات‌ به‌ انواع‌ دیگر هنوز وجود دارد (مثلاً ماسه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 185 به‌ بعد). موضوع‌ مسخ‌ با اعتقاد به‌ تناسخ‌ روح‌ پیوند نزدیكی‌ دارد یا دست‌كم‌ برخی‌ فرقه‌ها و متكلمانی‌ كه‌ حلول‌ روح‌ به‌ پیكر حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ را باور دارند ( رجوع كنید به حلول‌ و اتحاد * ؛ تناسخ‌ * ). در عین‌ حال‌ باید گفت‌ كه‌ دابّه‌الارض‌ * در معادشناسی‌ اسلام‌ با روز قیامت‌ مرتبط‌ است‌ و مفسران‌ از این‌ آیه‌ قرآن‌: «هیچ‌ جنبده‌ای‌ در زمین‌ نیست‌ و نه‌ پرنده‌ای‌ كه‌ به‌ دو بالش‌ بپرد مگر آنكه‌ امتهایی‌ همانند شما هستند... سپس‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ بر انگیخته‌ می‌شوند» (انعام‌: 38)، این‌گونه‌ برداشت‌ می‌كنند كه‌ حیوانات‌ نیز حشر و قیامت‌ را تجربه‌ می‌كنند ( رجوع كنید به قیامت‌ * ). علاوه‌ بر این‌، قرآن‌ كه‌ از چندین‌ گونه‌ جانور نام‌ می‌برد، حاوی‌ پنج‌ سوره‌ با نام‌ جانوران‌ است‌: بقره‌ (گاو)، نحل‌ (زنبور)، نمل‌ (مورچه‌)، عنكبوت‌ و فیل‌ و بدین‌ طریق‌، كوچك‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ جانوران‌ را شامل‌ می‌شود. منابع‌: (20) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (21) ( عمربن‌ بحر جاحظ‌، التربیع‌ و التدویر ، چاپ‌ شارل‌ پلا، دمشق‌ 1955 ) ؛ (22) همو، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (23) محمدبن‌ عبداللّه‌ كسائی‌، قصص‌ الانبیاء ؛ (24) H. Massإ, Croyances et coutumes persanes , Paris 1938. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / ب‌) در آثار دانشمندان‌. در سطحی‌ علمی‌ ممكن‌ است‌ این‌ اندیشه‌ به‌ ذهن‌ خطور كند كه‌ آن‌ دسته‌ از آثار ارسطو، بنیانگذار جانورشناسی‌ عقلانی‌، كه‌ به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ داشته‌، به‌ آن‌ گروه‌ از محققان‌ مسلمان‌ كه‌ مایل‌ بودند از علوم‌ یونانی‌ بهره‌ گیرند، امكان‌ داد تا به‌ پیشرفت‌ عظیمی‌ در اطلاع‌ از قلمرو حیوانات‌ دست‌ یابند و جانورشناسی‌ را همگام‌ با علومی‌ همچون‌ جغرافیا، ریاضیات‌ یا پزشكی‌ توسعه‌ دهند. با اینكه‌ یحیی‌بن‌ بطریق‌ كتاب‌ > تاریخ‌ جانوران‌ < ارسطو را ( با عنوان‌ الحیوان‌ ( طباع‌ الحیوان‌ ) ) ترجمه‌ كرد (سده‌ دوم‌ ـ سوم‌/ هشتم‌ ـ نهم‌)، جانورشناسی‌ هرگز رشته‌ای‌ پرطرفدار نبود؛ و این‌ نكته‌ شایان‌ توجه‌ است‌ كه‌ جای‌ پیوسته‌ محدودتری‌ را در طبقه‌بندیهای‌ نظری‌ گوناگون‌ علوم‌ اشغال‌ می‌كرد. جانورشناسی‌ در طبقه‌بندی‌ ارسطو بخشی‌ از طبیعیات‌ است‌ كه‌ به‌ روان‌شناسی‌ مربوط‌ می‌شود و در احصاءالعلوم‌ فارابی‌ (ص‌ 99) آن‌ را همچنان‌ در میان‌ علوم‌ جسمانی‌ و طبیعی‌ ( العلم‌ الطبیعی‌ ) می‌یابیم‌ ( رجوع كنید به گارده‌ و قنواتی‌ ، ص‌ 106؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 192). جانورشناسی‌ در رسائل‌ اخوان‌الصفا (ج‌ 2، ص‌ 178ـ 305) در هیئت‌ علمی‌ مستقل‌ ظاهر می‌شود و در مفاتیح‌ العلوم‌ خوارزمی‌ در زمره‌ علوم‌ «عجمی‌» طبقه‌بندی‌ می‌شود (گارده‌ و قنواتی‌، ص‌ 111؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 199ـ200) اما در احیاء علوم‌الدین‌ غزالی‌ (همان‌، ص‌ 117؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 208) یا در مقدمه‌ ابن‌خلدون‌ دیگر وجود ندارد (همان‌، ص‌ 123ـ124؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 216ـ217). همچنین‌ ظاهراً قَلقَشَندی‌ نیز به‌ آن‌ توجهی‌ نداشته‌ است‌ زیرا به‌طور اخص‌ هیچ‌ اثر جانورشناسی‌ در میان‌ > «آثار كلاسیك‌ نویسندگان‌ مصری‌» < ذكر نشده‌ است‌ (ویت‌ ، ص‌ 50 ـ53). توضیح‌ علت‌ این‌ بی‌اعتنایی‌ فزاینده‌ به‌ جانورشناسی‌ در میان‌ متفكران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌، به‌ ویژه‌ با در نظر گرفتن‌ توجهی‌ كه‌ در فقه‌ به‌ حیوانات‌ شده‌، بسیار دشوار است‌ اما این‌ وضع‌ احتمالاً تا حد زیادی‌ ناشی‌ از فقدان‌ پژوهش‌ مدون‌ و آثار تخصصی‌ واقعاً علمی‌ است‌، هرچند وجود باغهای‌ جانوران‌ (حَیرالوَحش‌) ــ كه‌ در آنها نادرترین‌ و درنده‌ترین‌ گونه‌های‌ حیوانات‌ را با صرف‌ هزینه‌ گزاف‌ گردآوری‌ كرده‌ بودند ( رجوع كنید بهمتز ، ص‌ 383، ترجمه‌ انگلیسی‌، ص‌ 404ـ 405، كه‌ در آن‌ ایجاد درگیری‌ و نزاع‌ عمدی‌ ( میان‌ حیوانات‌ ) نیز ذكر شده‌ است‌) ــ می‌بایست‌ كنجكاوی‌ محققان‌ را برمی‌انگیخت‌ و آنان‌ را به‌ مطالعات‌ جامع‌ ترغیب‌ می‌كرد. اما جانورشناسی‌ میان‌ مسلمانان‌ در سطح‌ ادبی‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ در مرحله‌ مذهبی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ جانورشناسی‌ موجود در آثار مؤلفانی‌ را كه‌ كوشیدند به‌ حقایقی‌ كه‌ پیش‌تر كشف‌ شده‌ بود نظم‌ دهند و آنها را به‌صورت‌ الفبایی‌ فهرست‌ كنند، نمی‌توان‌ توصیفی‌ نامید. باعثِ ساده‌اندیش‌ این‌ نقص‌ به‌ احتمال‌ بسیار، جاحظ‌، مؤلف‌ اثر عظیم‌ كتاب‌ الحیوان‌ است‌ كه‌ آن‌گونه‌ كه‌ خود اظهار كرده‌ هدف‌ از تألیف‌ آن‌ نه‌ مطالعه‌ علمی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، بلكه‌ اثبات‌ وجود خالق‌ از طریق‌ مشاهده‌ مخلوق‌ (ج‌ 2، ص‌ 109 به‌ بعد، ج‌ 3، ص‌ 209 به‌ بعد) و تجلیل‌ از حكمت‌ الاهی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ چیز را بی‌فایده‌ یا زیانمند خلق‌ نكرده‌ است‌، از جمله‌ فایده‌ حیوانات‌ خطرناك‌ یا موذی‌ كه‌ كشتن‌ آنها مجاز است‌ (ج‌ 1، ص‌ 307ـ 308)، در واقع‌ امتحان‌ انسانهاست‌ (ج‌ 3، ص‌300). جاحظ‌ كاملاً با ارسطو آشنا بوده‌ و گاه‌ از او انتقاد (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 17) و گاه‌ مفصلاً از او نقل‌قول‌ كرده‌ ( رجوع كنید به حاجری‌، 1953 و سالهای‌ بعد) اما بر این‌ باور است‌ كه‌ هر چه‌ در آثار جانورشناسی «فلاسفه‌» وجود دارد، برای‌ اعراب‌ چادرنشین‌ (بدویها) عملاً شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌ (جاحظ‌، ج‌ 3، ص‌ 268) و بنابراین‌، وی‌ هیچ‌ نیازی‌ به‌ توسل‌ به‌ اندیشه‌های‌ یونانیان‌ ندارد. از این‌روست‌ كه‌ هرچند صاحب‌ المنطق‌ را ستوده‌، به‌ شیوه‌ای‌ نسبتاً منفی‌ و غیرقابل‌ درك‌ اصول‌ طبقه‌بندی‌ ارسطو را آگاهانه‌ نادیده‌ گرفته‌ است‌ ( رجوع كنید به > در باره‌ اجزاء جانوران‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 66؛ ( عنوان‌ عربی‌: اجزاءالحیوان‌ ) ) تا به‌ یك‌ تجربه‌گرایی‌ بدوی‌ وفادار بماند. جاحظ‌ پس‌ از تقسیم‌ مخلوقات‌ به‌ سه‌ دسته‌ متّفق‌، مختلف‌ و متضاد، و پس‌ از ابراز تردیدهایی‌ در مورد جایگاه‌ ستارگان‌ و عناصر اربعه‌ و غیره‌، مواد غیرآلی‌ (جماد) و مواد آلی‌ (نامی‌) را مشخص‌ كرده‌ است‌. سپس‌ بخش‌ آلی‌ را به‌ دو «قلمرو»، حیوان‌ (حَیوان‌) و گیاه‌ (نبات‌)، تقسیم‌ نموده‌ است‌. قلمرو حیوانی‌ را نیز بنا بر نوع‌ حركت‌ حیوان‌ به‌ چهار شاخه‌ تقسیم‌ كرده‌ است‌: حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند (ما یمشی‌)، پرواز می‌كنند (ما یطیر)، شنا می‌كنند (ما یسبَح‌) و می‌خزند (ما ینساح‌؛ ج‌ 1، ص‌ 26ـ 27). این‌ طبقه‌بندی‌ كه‌ صرفاً بر مبنای‌ مشاهده‌ ظاهری‌ صورت‌ گرفته‌، همان‌ تقسیم‌بندی‌ تورات‌ است‌ (كتاب‌ اول‌ پادشاهان‌، 4:33: «سلیمان‌ از بهائم‌، مرغان‌، حشرات‌ و ماهیان‌ نیز سخن‌ گفت‌») و با یكی‌ از معیارهای‌ طبقه‌بندی‌ افلاطونی‌ مطابقت‌ دارد. جاحظ‌ پس‌ از این‌ طبقه‌بندی‌، با برخی‌ اشكالات‌ و آشفتگیها روبه‌رو می‌شد، زیرا نه‌ تنها پذیرفت‌ كه‌ تقسیم‌بندی‌ او عقلایی‌ نیست‌ (زیرا مجبور شده‌ شترمرغ‌ را از «دسته‌» پرندگان‌ خارج‌ سازد و در عین‌ حال‌ خفاش‌ را در آن‌ دسته‌ قرار دهد)، بلكه‌ چون‌ نتوانست‌ در تعریف‌ صفات‌ اصلی‌ گونه‌ها و جنسها از جزء به‌ كل‌ برسد، می‌بایست‌ از تلاش‌ برای‌ تقسیم‌بندیهای‌ كاملاً دقیق‌ دست‌ می‌كشید. او سرانجام‌ معیارهای‌ كاربردی‌ و عادات‌ زندگی‌ را به‌ هم‌ آمیخت‌ تا گونه‌ها را معین‌ سازد و هرچند تصور مبهمی‌ از «رسته‌ها» و «خانواده‌ها» و «جنسها»، در طبقه‌بندی‌ روشمند امروزی‌، داشت‌، به‌طور كلی‌ به‌ گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ چهار دسته‌ مذكور تقسیم‌ كرده‌ بود، وفادار ماند: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند: انسانها (ناس‌)، بهائم‌ (چهارپایان‌ غیر گوشتخوار، چه‌ اهلی‌ چه‌ وحشی‌)، سِباع‌ (حیوانات‌ درنده‌، یعنی‌ گوشتخوار، اهلی‌ یا وحشی‌)، حشرات‌ بدون‌ بال‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ پرواز می‌كنند. اینها سه‌ «رسته‌»اند: 1) پرندگان‌ گوشتخوار (سباع‌) كه‌ خود تقسیم‌ می‌شوند به‌ باشكوه‌ (احرار، یعنی‌ پرندگان‌ شكاری‌ بزرگ‌، نظیر عقاب‌، كركس‌ و غیره‌)، معمولی‌ (بُغاث‌ كه‌ امكانات‌ دفاعی‌ كمتری‌ دارند) و پرندگان‌ كوچكی‌ كه‌ از حشرات‌ تغذیه‌ می‌كنند؛ 2) پرندگانی‌ كه‌ بهیمه‌اند، یعنی‌ به‌طوركلی‌ دانه‌خوارند و برای‌ حفاظت‌ خود می‌گریزند؛ 3) هَمَج‌، حشرات‌ بالدار. وی‌ در اثنای‌ كار به‌گونه‌های‌ مختلف‌ خزندگان‌ برخورد كرده‌، اما آنها را در هیچیك‌ از طبقات‌ جانوران‌ قرار نداده‌ است‌. به‌ همین‌ ترتیب‌، ماهیان‌ را ــ كه‌ پستاندارانی‌ نظیر وال‌ (نهنگ‌) را نیز آگاهانه‌ از جمله‌ آنها شمرده‌ ــ طبقه‌بندی‌ نكرده‌ و در هر مورد گفته‌ كه‌ شواهد معتبر كافی‌ در اشعار قدیم‌ نیافته‌ و گزارش‌ دریانوردان‌ را قابل‌ اعتماد ندانسته‌ است‌ (ج‌ 6، ص‌ 16). ویژگی‌ كتاب‌ الحیوان‌ ، كه‌ اثری‌ ادبی‌ و نه‌ اثری‌ در باره‌ علوم‌ طبیعی‌ است‌، به‌ هم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌ عظیم‌ آن‌ است‌. منابع‌ این‌ كتاب‌ بسیار متنوع‌اند اما مهم‌ترین‌ آنها را اطلاعات‌ ادبی‌ تشكیل‌ می‌دهد كه‌ محققان‌ سده‌های‌ دوم‌ و سوم‌/ هشتم‌ و نهم‌ آنها را گردآورده‌اند و با روایات‌ شفاهی‌ و اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از گفتگوها و مشاهدات‌ روزمره‌ و نیز آزمایشهای‌ كوچكی‌ كه‌ خود مؤلف‌ یا دوستان‌ معتزلی‌ او انجام‌ داده‌اند، غنی‌ كرده‌اند. از جمله‌ آزمایشها، بررسی‌ تأثیر مشروبات‌ الكلی‌ بر حیوانات‌ (ج‌ 2، ص‌ 228ـ229) یا تحقیقات‌ او در مورد پدید آمدن‌ موجوداتی‌ چون‌ مگسها از مواد طبیعت‌ است‌ (ج‌ 3، ص‌ 348)؛ وی‌ از مدافعان‌ سرسخت‌ آن‌ بود (مثلاً ج‌ 3، ص‌ 372، ج‌ 5، ص‌ 371) و در مقابل‌ ادعای‌ كسانی‌ قرار داشت‌ كه‌ منكر آن‌ و بر این‌ اعتقاد بودند كه‌ حیوان‌ تنها از حیوانی‌ دیگر به‌ وجود می‌آید (ج‌ 5، ص‌ 349). جاحظ‌ علاقه‌ خاصی‌ به‌ حیوانات‌ دو رگه‌ داشت‌ و رساله‌ای‌ را به‌ قاطر اختصاص‌ داده‌ كه‌ در پی‌ كتاب‌ الحیوان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. او به‌ پیروی‌ از روش‌ ارسطو ــ كه‌ جانورشناسی‌ را با مطالعه‌ روح‌ مرتبط‌ كرده‌ ــ در اثرش‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ روان‌شناسی‌ حیوانات‌ آورده‌ (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 69ـ70 در باره‌ كِبر) و با قائل‌ شدن‌ اهمیت‌ ویژه‌ برای‌ تأثیر محیط‌، به‌شرح‌ عقایدی‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ خالی‌ از اهمیت‌ نیست‌. در مجموع‌ تقریباً 350 حیوان‌ را به‌ شیوه‌ای‌ كمابیش‌ عمیق‌، اما همواره‌ بی‌نظم‌ و غیرروشمند، بررسی‌ كرده‌ است‌. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ موضوع‌ موردنظر در این‌ انبوه‌ اطلاعات‌، باید از نمایه‌ فوق‌العاده‌ای‌ كه‌ در ویراست‌ عبدالسلام‌ هارون‌ عرضه‌ شده‌، استفاده‌ كرد. بدین‌ترتیب‌، سنجش‌ میزان‌ دانش‌ جانورشناسی‌ عربهای‌ قدیم‌ امكان‌پذیر می‌شود و می‌توان‌ از عقاید آنها در باره‌ برخی‌ گونه‌های‌ حیوانی‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد. جاحظ‌، به‌ عنوان‌ یك‌ معتزلی معتقد، همه‌ چیز را با معیار خِرَد محك‌ زده‌ و ضمناً كوشیده‌ است‌ بطلان‌ برخی‌ افسانه‌ها را نشان‌ دهد (مثلاً، ج‌ 2، ص‌ 14) و اندیشه‌های‌ شخصی‌ خود را با روایاتی‌ كه‌ نقل‌ كرده‌ درهم‌ آمیزد. اگر سبك‌ نگارش‌ او این‌گونه‌ آشفته‌ و بی‌نظم‌ نبود، می‌شد جاحظ‌ را در جایگاه‌ افتخارآمیزی‌ میان‌ ارسطو و بوفون‌ ( طبیعیدان‌ فرانسوی‌، 1707ـ 1788 ) قرار داد. هر چند عسكری‌ به‌ بیان‌ جاحظ‌، تا حدی‌، نظم‌ و قاعده‌ بخشیده‌ و مطالب‌ را به‌ شكلی‌ مرتب‌تر در كتاب‌ الصناعتین‌ آورده‌ است‌، اما كتاب‌ الحیوان‌ و جانورشناسی‌ به‌طوركلی‌ برای‌ نویسندگان‌ پس‌ از وی‌ چندان‌ منبع‌ الهام‌ نشد. در زمان‌ شكوفایی‌ ادب‌ ، ابن‌قُتیبه‌ در كتاب‌ عیون‌ الاخبار (ج‌ 1، جزء 2، ص‌ 153ـ 163) و كمی‌ بعد ابوحیان‌ توحیدی‌ در كتاب‌ الامتاع‌ (ج‌ 1، ص‌ 159ـ 195) بخشهایی‌ را به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ دادند اما آنها را طبقه‌بندی‌ علمی‌ نكردند. دایره‌المعارفهای‌ معروف‌، از جمله‌ المُسْتَطْرف‌ اِبْشیهی‌ (ج‌ 2، ص‌ 211ـ274)، نیز به‌ روشی‌ مشابه‌ عمل‌ كردند. از سوی‌ دیگر، اِخوان‌الصفا در انتهای‌ بخش‌ دوم‌ رسائل‌ ( رجوع كنید به ج‌ 2، ص‌ 24ـ395) خود، سلسله‌ مراتب‌ مخلوقات‌ را به‌ وضوح‌ ذكر كرده‌اند كه‌ به‌ ترتیب‌ صعودی‌ عبارت‌اند از: مواد معدنی‌، نباتات‌، حیوانات‌، انسان‌، موجودات‌ آسمانی‌، در هریك‌ از این‌ طبقات‌، بالاترین‌ مرتبه‌ به‌ پایین‌ترین‌ مرتبه‌ طبقه‌ بعد نزدیك‌ است‌؛ از این‌رو نخل‌ كه‌ به‌ بالاترین‌ مرتبه‌ نباتات‌ تعلق‌ دارد، در فاصله‌ بسیار كمی‌ از حلزون‌ كه‌ تنها دارای‌ حس‌ لامسه‌ است‌، قرار دارد زیرا حكمت‌ الاهی‌ به‌ یك‌ حیوان‌ اندامهایی‌ را كه‌ بدانها نیاز ندارد، عطا نمی‌كند. بالاترین‌ مكان‌ در میان‌ حیوانات‌ از آنِ میمون‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ وحشی‌ كه‌ در پایین‌ترین‌ مرتبه‌ زیرگروه‌ بعدی‌ قرار گرفته‌، نزدیك‌ است‌. انسان‌ طبقه‌ مجزایی‌ را تشكیل‌ می‌دهد زیرا به‌ تنهایی‌ مالك‌ همه‌ امتیازاتی‌ است‌ كه‌ به‌طور جداگانه‌ به‌ حیوانات‌ عطا شده‌ است‌. سرانجام‌ در قرن‌ هفتم‌، قزوینی‌ (متوفی‌ 682) به‌ استفاده‌ روشمند از اندیشه‌های‌ پیشینیان‌ مبادرت‌ كرد و رساله‌ای‌ در باب‌ جانورشناسی‌ در عجائب‌ المخلوقات‌ ِ خود گنجاند. او موجودات‌ زنده‌ را به‌ سه‌ قلمرو تقسیم‌ كرد، حیوانات‌ را در بالاترین‌ مرتبه‌ قرار داد و برای‌ روشهای‌ دفاعی‌ آنها كه‌ به‌ عنوان‌ معیار طبقه‌بندی‌ به‌ كار برد، اهمیت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ قائل‌ شد: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ قدرت‌ خود دشمنان‌ را می‌رانند، مانند شیر یا فیل‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ با گریز از دشمن‌ از خود دفاع‌ می‌كنند، نظیر آهو، خرگوش‌، پرندگان‌. ج‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ وسایل‌ دفاعی‌ ویژه‌ای‌ مجهزند، نظیر خارپشت‌. د) حیواناتی‌ كه‌ در محیطی‌ محفوظ‌ (حصن‌) زندگی‌ می‌كنند، نظیر موش‌ یا مار. اما پس‌ از آن‌ حیوانات‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ كرد: انسان‌؛ جنّیان‌؛ دَوابّ (اسب‌، قاطر، خر)؛ حیوانات‌ اهلی‌ (نَعَم‌)؛ حیوانات‌ وحشی‌؛ پرندگان‌؛ حشرات‌، خزندگان‌ و غیره‌. او سه‌ بخش‌ آخر رساله‌ خود را به‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ حیوانات‌ به‌ترتیب‌ الفبایی‌ اختصاص‌ داد. در آنها برخی‌ اظهارات‌ كلی‌ و كاملاً غیرعلمی‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خواص‌ جادویی‌ یا دارویی‌ اندامهای‌ مختلف‌ حیوان‌ ذكر شده‌ است‌. این‌ اثر در قیاس‌ با اثر جاحظ‌، حاكی‌ از تنزلی‌ آشكار است‌. همین‌ مطلب‌ را، در سطحی‌ واقعاً علمی‌، در باره‌ حیات‌ الحَیوان‌ الكُبری‌' تألیف‌ دَمیری‌ (متوفی‌ 808) نیز می‌توان‌ گفت‌ كه‌ طبقه‌بندی‌ جدیدی‌ نكرده‌ بلكه‌ به‌ بازآفرینی‌ اثر جاحظ‌ ( كتاب‌ الحیوان‌ ) بسنده‌ نموده‌ است‌، اما به‌ صورتی‌ مفید در یادداشتهایی‌ كه‌ برحسب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ شده‌اند، این‌ موارد را ذكر كرده‌ است‌: نكاتی‌ در باره‌ واژه‌شناسی‌ تاریخی‌، روایتهای‌ گوناگون‌، جایگاه‌ فقهی‌ حیوان‌ موردبحث‌ (با ذكر نظریات‌ فقهای‌ مذاهب‌ مختلف‌)، مَثَلهایی‌ كه‌ با الهام‌ از هر حیوان‌ به‌ وجود آمده‌، خواص‌ جادویی‌ یا درمانی‌ اندامهای‌ آن‌، و تعبیر خوابهایی‌ كه‌ این‌ حیوان‌ در آنها ظاهر می‌شود. گاه‌ پزشكان‌ یا طبیعی‌دانهایی‌ چون‌ ابن‌بختیشوع‌ ( كتاب‌ منافع‌ الحیوان‌ )، ابن‌بیطار و انطاكی‌ به‌ حیوانات‌ نیز توجه‌ نشان‌ داده‌اند اما تنها شاخه‌های‌ جانورشناسی‌ كه‌ واقعاً موضوع‌ مطالعات‌ عمیق‌ و منظم‌ قرار گرفته‌، اسب‌شناسی‌ ( رجوع كنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Faras" )، نعلبندی‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Khayl" ؛ نیز رجوع كنید به اسب‌ * ) و نیز كاربرد پرنده‌شناسی‌ در حوزه‌ مربوط‌ به‌ پرندگان‌ شكاری‌ بوده‌است‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Bayzara" ؛ نیز رجوع كنید بهبازداری‌ * ). تا آنجا كه‌ مؤلف‌ می‌داند، در خارج‌ از حوزه‌ زبان‌ عربی محض‌ هیچ‌ اثر اصیلی‌ یافت‌ نشده‌ است‌. عدنان‌ آدیوار (ص‌ 15، 76، 91) فقط‌ از یك‌ ترجمه‌ تركی‌ از حیات‌ الحیوان‌ كار یكی‌ از معاصران‌ دمیری‌ به‌ نام‌ محمدبن‌ سلیمان‌ با افزودن‌ مطالبی‌ به‌ آن‌ و از كتاب‌ تحفه‌الزمان‌ و خَریده‌الاَوان‌ نوشته‌ مصطفی‌بن‌ علی‌ الموقِّت‌، دایره‌المعارف‌نویس‌ ترك‌، كه‌ حاوی‌ یك‌ نظام‌ جانورشناسی‌ بر اساس‌ نظریات‌ دمیری‌ و قزوینی‌ است‌، و از ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از حیات‌الحیوان‌ یاد كرده‌ كه‌ حكیم‌شاه‌ قزوینی‌ برای‌ سلیم‌ اول‌ انجام‌ داده‌ است‌. سرانجام‌ حزین‌ لاهیجی‌، نویسنده‌ ایرانی‌، یك‌ كتاب‌ جانورشناسی‌ به‌ نام‌ خواص‌الحیوان‌ در قرن‌ دوازدهم‌ تألیف‌ كرده‌ است‌ ( با عنوان‌ رساله‌ خواصّالحیوانات‌ در رسائل‌ حزین‌ لاهیجی‌ (ص‌ 265ـ 326)، تهران‌ 1377 ش‌، چاپ‌ شده‌ است‌ ) . منابع‌: (25) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدّس‌. عهد عتیق‌؛ (26) ( محمدبن‌ احمد ابشیهی‌، المستطرف‌ فی‌ كلّ فنّ مستطرف‌ ، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ 1406/1986، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1368 ش‌؛ (27) ابن‌قتیبه‌، كتاب‌ عیون‌الاخبار ، بیروت‌: دارالكتاب‌العربی‌، بی‌تا.؛ (28) ابوحیان‌ توحیدی‌، كتاب‌الامتاع‌ و المؤانسه‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، بیروت‌، بی‌تا.؛ (29) اخوان‌ الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلاّ ن‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا. ) ؛ (30) عمربن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ 1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (31) ط‌ . حاجری‌، «تخریج‌ نصوص‌ ارسطاطالیه‌ من‌ كتاب‌الحیوان‌ للجاحظ‌»، مجله‌ كلیه‌ الاداب‌ ، (1953 به‌ بعد)؛ (32) محمدبن‌ محمد فارابی‌، احصاءالعلوم‌ ، چاپ‌ عثمان‌ امین‌، قاهره‌ 1949؛ (33) ( لوئی‌ گارده‌ و جورج‌ شحاته‌ قنواتی‌، فلسفه‌ الفكرالدینی‌ بین‌ الاسلام‌ و المسیحیه‌ ، نقله‌ الی‌ العربیه‌ صبحی‌ صالح‌ و فرید جبر، بیروت‌ 1978ـ1983 ) ؛ (34) A. Adnan Advar, Osmanl, Tدrklerinde ilim , Istanbul 1943; (35) A. J. Arberry, "An unknown work on zoology", JRAS , (1937), 481-483; (36) Aristoteles, Parties des animaux , tr. J. M. Le Blond, Paris 1945; (37) EI 2 s.vv. "Bayzara", "Faras", "Khayl" (by F. Virإ); (38) Louis Gardet and Georges C. Anawati, Introduction ب la thإologie musulmane: essai de thإologie comparإe , Paris 1981; (39) A. Hanoteau and A. Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles , Paris 1893, vol.1, 208 ff (جانوران‌ قبایل‌) ; (40) A. Malouf, Arabic zooldict., Cairo 1932 ( راهنمای‌ مفیدی‌ برای‌ شناسایی‌ اسامی‌ جانوران‌) ; (41) Maswani, "Islam , s contribution to zoology and natural history", IC , XII (1938), 328-333; (42) A. Mez, Die Renaissance des Islams , Heidelberg 1922, 429-431, Eng. tr.: The renaissance of Islam , translated by Salahuddin Khuda Bukhsh and D. S. Margoliouth, London 1937, 455-458 and passim; (43) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (44) J. B. Panouse, Les mammifهres du Maroc , Tanglers 1957, 191 ff.; (45) J. J. Rivlin, Gesetz im Koran, Kultus und Ritus , Jerusalem 1934; (46) D.Santillana, Istituzioni , Rome [n.d.], index, II , 665; (47) G. Wiet, "Les classiques du scribe إgyptien au XVe siإcle", SI , XVIII (1963). / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / 3) جانوران‌ ایران‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ب‌) مناسبات‌ جانوران‌ ج‌) ماهیها د) دوزیستان‌ ه ) خزندگان‌ و) پرندگان‌ و پستانداران‌ ز) بندپایان‌ ح‌) حشرات‌ ط‌) مناطق‌ جانوری‌ ی‌) جانوران‌ انقراض‌ یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌ جانوران‌ ایران‌ را به‌ طور موردی‌ از بررسیهای‌ صورت‌ گرفته‌ در باره‌ دسته‌های‌ گوناگون‌ جانوران‌ می‌شناسیم‌، اما تلاش‌ منظمی‌ برای‌ ثبت‌ سامانمند تمام‌ آنها، آنگونه‌ كه‌ در مورد گیاهان‌ ایران‌ (برای‌ مثال‌ از سوی‌ رشینگر ) انجام‌ شده‌، صورت‌ نگرفته‌ است‌. در ایران‌ برخی‌ دسته‌های‌ بی‌مهرگان‌ به‌طور سامانمند مطالعه‌ شده‌اند؛ همچنین‌ است‌ تمام‌ دسته‌های‌ مهره‌داران‌. اما آثار علمی‌ فراوان‌ و پراكنده‌ است‌؛ بورگس‌ و همكارانش‌ در 1345 ش‌/ 1966 آثار مهم‌ را در یك‌ كتاب‌شناسی‌ مشروح‌ به‌صورت‌ مقدماتی‌ گردآوری‌ كردند؛ كتاب‌شناسی‌ هنری‌فیلد از این‌ اثر نیز مبسوط‌تر است‌. كتاب‌شناسی‌ بشیر آلوس‌ در مورد مهره‌داران‌ عراق‌ و كشورهای‌ همسایه‌ نیز بسیار مفید است‌، كتاب‌شناسیهای‌ آثار مربوط‌ به‌ ماهیان‌، دوزیستان‌ و خزندگان‌ تركیه‌، اثر ابراهیم‌ باران‌ و همكارانش‌ و كتاب‌شناسی‌ پستانداران‌ اثر هانس‌ كومرلوف‌ نیز آثاری‌ جامع‌اند. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ایران‌. اولین‌ طبیعیدان‌ اروپایی‌ كه‌ به‌ ایران‌ سفر كرد ساموئل‌ گُتلیب‌ گملین‌ بود كه‌ در 1184ـ1186/1770ـ1772 دولت‌ روسیه‌ او را برای‌ سفر اكتشافی‌ به‌ گیلان‌ و مازندران‌ استخدام‌ كرده‌ بود (1774؛ 1784؛ پالاس‌ ، 1811ـ1842). مكتشفان‌ سپسین‌ كه‌ مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كردند از این‌ قرارند: گیوم‌ آ. اُلیویه‌ كه در 1796 راهی‌ اصفهان‌ و تهران‌ شد؛ ادوارد منتریه‌ كه‌ در كوههای‌ طالش‌ كار كرد؛ كارل‌ ادوارد فن‌ اشیوالد (1249ـ 1253؛ 1257/ 1834ـ 1837؛ 1841) كه‌ در طی‌ اكتشافش‌ در كرانه‌های‌ دریای‌ خزر در 1240ـ1242/ 1825ـ1826، در دو ـ سه‌ نقطه‌ در ساحل‌ ایران‌ توقف‌ كرد؛ اشر ـ الوی‌ ، گیاه‌شناس‌ فرانسوی‌ كه‌ از سفرهایش‌ به‌ شیراز، بوشهر، بندرعباس‌، كوههای‌ بختیاری‌، همدان‌، تهران‌، و تبریز مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كرد ولی‌ از عهده‌ توضیح‌ محل‌ دقیق‌ هر نمونه‌ بر نیامد؛ ویلیام‌ ك‌. لفتوس‌ كه‌ در 1265ـ1269/ 1849ـ1852 برخی‌ گونه‌های‌ جانوری‌ را در منطقه‌ مرزی‌ ایران‌ و تركیه‌ جمع‌آوری‌ كرد؛ الكساندر كیسرلینگ‌ كه‌ در 1274ـ1276/ 1858ـ1859 برخی‌ خزندگان‌ و ماهیان‌ خراسان‌ را جمع‌آوری‌ كرد؛ و تئودور كوچی‌ ، مجموعه‌دار گیاهان‌، كه‌ برخی‌ خزندگان‌ را بدون‌ توضیح‌ كافی‌ در مورد مكان‌ آنها، برای‌ موزه‌ تاریخ‌ طبیعی وین‌ برد. ظاهراً فیلیپو دِ فیلیپی‌ نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ مبادرت‌ به‌ گردآوری‌ فهرست‌ تمام‌ مهره‌داران‌ شناخته‌ شده‌ ایران‌ كرد، كه‌ شامل‌ 30 پستاندار، 167 پرنده‌، 39 خزنده‌، 3 دوزیست‌، و 22 ماهی‌ بود. وی‌ همچنین‌ فهرستی‌ از نرم‌تنان‌ خاكی‌ و آب‌ شیرین‌ تهیه‌ كرد. هیئت‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و افغانستان‌ تحت‌ هدایت‌ گلدسمید * چكیده‌ سامان‌مندتر و كامل‌تری‌ را از مهره‌داران‌، به‌ غیر از ماهیان‌، فراهم‌ كرد. ویلیام‌ توماس‌ بلنفورد 89 پستاندار، 383 پرنده‌، 92 خزنده‌ و 9 دوزیست‌ را فهرست‌، و تاریخ‌ طبیعی‌ در ایران‌ را تا 1876 به‌طور علمی‌ بررسی‌ كرد. وی‌ تحلیل‌ توصیفی‌ كوتاهی‌ از جانوران‌ در آن‌ گنجاند و مناسبات‌ میان‌ جانوران‌ نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ و نواحی‌ همسایه‌ را بررسی‌ كرد. پس‌ از مطالعه‌ بلنفورد، آهنگ‌ بررسی‌ جانوران‌ ایران‌ سرعت‌ گرفت‌. زارودنی‌ پرنده‌شناس‌ روس‌، در اواخر سده‌ دوازدهم‌ و اوایل‌ سده‌ سیزدهم‌/ هجدهم‌ و اوایل‌ سده‌ نوزدهم‌ طی‌ سفرهای‌ بسیاری‌ كه‌ به‌ ایران‌ كرد پرنده‌ها و سایر مهره‌داران‌ را جمع‌آوری‌ كرد (زارودنی‌، 1911؛ نیكُلسكی‌ ، 1903؛ همو، 1907)؛ كه‌ بخش‌ اعظم‌ مجموعه‌های‌ او در موزه‌ جانورشناسی‌ سن‌پترزبورگ‌ است‌. پرندگان‌ ایران‌، به‌ نسبت‌ دیگر گروههای‌ جانوران‌، شاید به‌طور گسترده‌تر و از سوی‌ عده‌ بیشتری‌ بررسی‌ شده‌اند (برای‌ كتاب‌شناسی‌ رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ). مهم‌ترین‌ فهرستهای‌ چكیده‌، راهنماها، و رساله‌ها شامل‌ آثار جرویس‌ رید (1337 ش‌؛ همو، 1968)؛ وری‌ ؛ هوئه‌ و اچكوپار ؛ هینزل‌ و همكارانش‌؛ اسكات‌ و همكارانش‌؛ كرمپ‌ و سایمونز ؛ هریسن‌ ؛ و دومینیك‌ هالم‌ و همكارانش‌ است‌. به‌ گفته‌ اسكات‌ در ایران‌ باید 491 گونه‌ وجود داشته‌ باشد. پستانداران‌، خصوصاً گونه‌های‌ شكاری‌، نیز بررسی‌ شده‌اند، كه‌ مهم‌ترین‌ آنها گزارشهای‌ سازمان‌ شكاربانی‌ و نظارت‌ بر صید است‌ كه‌ بعدها در سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ ادغام‌ شد. جامع‌ترین‌ چكیده‌ در باره‌ پستانداران‌ ایران‌، از آنِ داگلاس‌لی‌ است‌ كه‌ در 1341ـ1342 ش‌/ 1962ـ1963 هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ را همراهی‌ كرد. او زیستگاهها را توصیف‌، نمونه‌های‌ جمع‌آوری‌ شده‌ توسط‌ هیئت‌ را ذكر، و فهرست‌ چكیده‌ای‌ از 125 گونه‌ پستاندار را كه‌ در 1967 در ایران‌ شناخته‌ شده‌ بود، به‌ همراه‌ پراكندگی‌شان‌ به‌طور مختصر، ذكر كرد. میزون‌ تحلیلی‌ توصیفی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ پستانداران‌ با شروح‌ و مشخصات‌ مختصر آنها را چاپ‌ كرد (1959؛ همو، 1968). هرینگتن‌ > راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌ < را به‌ كمك‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ تهیه‌ كرد كه‌ به‌ جای‌ نظام‌ رده‌بندی‌، بر اساس‌ نوع‌ زیستگاه‌ مرتب‌ شده‌، و شامل‌ 148 گونه‌ است‌ كه‌ از آن‌ بین‌ 112 گونه‌ تصویر دارد. مشروح‌ترین‌ بررسی‌ سامانمند از دسته‌ای‌ از پستانداران‌ ایران‌ احتمالاً مربوط‌ به‌ خفاشهاست‌ كه‌ دبلاس‌ ، از همراهان‌ هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ در 1968، عهده‌دار آن‌ بود؛ كه‌ 38 گونه‌ را تشخیص‌ داد و گزارش‌ مشروحی‌ از هریك‌ به‌ همراه‌ تحلیل‌ مختصر جغرافیای‌ جانوری‌ در مورد خفاشان‌ ایران‌ تهیه‌ كرد. برخی‌ از مقاله‌های‌ تخصصی‌ در مورد خزندگان‌ ایران‌ كه‌ بعد از اثر بلنفورد چاپ‌ شد عبارت‌اند از: مقاله‌های‌ نیكُلسكی‌ (1903؛ 1907)، بر مبنای‌ مجموعه‌های‌ زارودنی‌؛ ورنر ، كه‌ فهرستی‌ را از گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ توصیفی‌ چاپ‌ كرد و كار اندرسون‌ (1963) كه‌ شامل‌ مقاله‌ای‌ در باره‌ مجموعه‌ای‌ از جنوب‌ ایران‌، شامل‌ فهرستی‌ از خزندگان‌، بحثی‌ در زمینه‌ جغرافیای‌ جانوری‌، و یك‌ كتاب‌شناسی‌ است‌. اندرسون‌ (1968) تحلیلی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ سوسمارها، و فهرستی‌ روزآمد (1974) و چكیده‌ای‌ (1979) از لاك‌پشتها، تمساحها و دوزیستان‌ تهیه‌ كرد. محمود لطیفی‌ از مؤسسه‌ رازی‌، كتاب‌ مارهای‌ ایران‌ ، شامل‌ راهنماهایی‌ برای‌ شناسایی‌، توضیحات‌، تصاویر، پراكنش‌، و اطلاعات‌ در مورد مارگزیدگی‌ گرد آورد؛ لویتن‌ و زوگ‌ فهرست‌ اصلاح‌ شده‌ای‌ از مارهای‌ ایران‌، بالغ‌ بر 75 آرایه‌ را تهیه‌ كرده‌اند. به‌طور سنّتی‌ دوزیستان‌ را همراه‌ با خزندگان‌ مطالعه‌ كرده‌اند. علاوه‌ بر مقالات‌ تخصصی ورنر و اندرسون‌ (1963)، اندرسون‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Amphibians" ) شش‌ گونه‌ سمندر (هفتمین‌ گونه‌ «سمندر آتشین‌» ، پس‌ از آن‌ ثبت‌ شد) و هفده‌ گونه‌ قورباغه‌ را در ایران‌ فهرست‌ كرده‌ است‌. تاكنون‌، مفصّل‌ترین‌ تحقیق‌ در باره‌ دوزیستان‌ از ایسلت‌ و اشمیتلر در مورد قورباغه‌های‌ ایران‌ است‌. جدا از بررسیهایی‌ كه‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ در مورد گونه‌های‌ از لحاظ‌ تجاری‌ مهم‌ انجام‌ داده‌ است‌، ماهیها مورد توجه‌ شماری‌ از جانورشناسان‌ بوده‌اند. اناندال‌ و هرا (1920) در باره‌ ماهیان‌ سیستان‌ گزارش‌ داده‌اند؛ برگ‌ نخستین‌ فهرست‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ را بعد از فهرست‌ دِ فیلیپی‌ تهیه‌ كرد؛ و سعادتی‌ به‌ تهیه‌ فهرستی‌ سامانمند مبادرت‌ كرد. ارمنتروت‌ (1969؛ 1980) فهرست‌ كاملی‌ از ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ گرد آورد، بریان‌ كد (1979؛ 1980؛ 1987) در آثارش‌ این‌ فهرست‌ را بسط‌ داد و روزآمد كرد. او 155 گونه‌ بومی‌ ماهیان آب‌ شیرین‌ را ثبت‌، و تنها تحلیل‌ جغرافیای‌ جانوری‌ چاپ‌ شده‌ را، تهیه‌ كرده‌ است‌. حشرات‌ بزرگ‌ترین‌ بخش‌ جانوران‌ ایران‌اند. اگر چه‌ اثر جامعی‌ در مورد همه‌ آنها تهیه‌ نشده‌، ولی‌ آثار فراوانی‌ در باره‌ گونه‌های‌ منفرد وجود دارد. مجموعه‌ مهم‌ > مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ ایران‌ < در > سالنامه‌ جامعه‌ حشره‌شناسی‌ فرانسه‌ < چاپ‌ شده‌ است‌. در مجموعه‌ مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ خاورمیانه‌، ویراسته‌ كروپ‌ ، اشنیدر ، كینزلباخ‌ ، تعدادی‌ از مقالات‌ تخصصی‌ مهم‌، الگوهای‌ پراكنش‌ و مناسبات‌ میان‌ حشرات‌ ایران‌ و كشورهای‌ مجاور را مشخص‌ كرده‌اند، شامل‌ سنجاقكان‌ (اشنیدر)، سوزن‌ بالان‌ (اسپوك‌) ، بال‌موداران‌ (مالیكی‌) ، و جنسی‌ از بیدهای‌ روز پرواز با نام‌ Zygaena (نومان‌) . بندپایانی‌ كه‌ در ایران‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند شامل‌ شماری‌ از عنكبوتیان‌ است‌ از قبیل‌ كنه‌ها، شپشها، عنكبوتها، عقربها (برای‌ رده‌بندی‌ و پراكنش‌ در خاورمیانه‌ رجوع كنید به واكن‌ و كینزلباخ‌)، كژدمهای‌ دروغین‌ (Pseudoscorpions) ، و رُتیلیان‌؛ صدپاییان‌؛ هزارپاییان‌؛ و انواعی‌ از سخت‌پوستان‌ از قبیل‌ خرچنگان‌ آب‌ شیرین‌ و جورپاییان‌ خاكی‌. ب‌) مناسبات‌ جانوران‌. گستره‌ وسیع‌، خشك‌، و از لحاظ‌ جغرافیای‌ طبیعی پیچیده‌ای‌ كه‌ در سراسر شمال‌ افریقا، آسیای‌ جنوب‌غربی‌، و شمال‌غربی‌ هند امتداد یافته‌، منزلگاه‌ گونه‌های‌ پیچیده‌ای‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از آنان‌ از گونه‌های‌ افریقایی‌، آسیای‌ گرمسیری‌، و اوراسیای‌ معتدل‌ شمالی‌ متمایزند. ولی‌ مناسبات‌ آنها در سطوح‌ جنسی‌ و تیره‌ای‌ به‌طور عمده‌ با جنسها و تیره‌های‌ اوراسیاست‌، و بخشی‌ از جانورانی‌اند كه‌ به‌طور سنّتی‌ دیرین‌ شمالگانی‌ نامیده‌ شده‌اند. ایران‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ پیچیده‌ترین‌ ناحیه‌ این‌ منطقه‌ است‌ و در نتیجه‌ بزرگ‌ترین‌ تنوع‌ زیستی‌ را، نسبت‌ به‌ اندازه‌ خود، در جنوب‌غربی‌ آسیا دارد. در این‌ مقاله‌، صرفاً خطوط‌ كلی‌ توصیفی پراكنش‌ جانوران‌ ایران‌ را با توجه‌ به‌ خصوصیات‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌، صرف‌نظر از عوامل‌ تاریخی‌ كه‌ گونه‌های‌ كنونی‌ را ایجاد كرده‌ است‌، می‌توان‌ ارائه‌ كرد. به‌ استثنای‌ عوامل‌ جانوری‌ مشترك‌ با دیگر مناطق‌، گونه‌های‌ جنوب‌غربی‌ آسیا میان‌ دو نوع‌ چشم‌انداز پراكنده‌ شده‌اند: یكی‌ منطقه‌ای‌ است‌ كه‌ عموماً به‌ عنوان‌ فلات‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود كه‌ از ارتفاعات‌ آناطولی‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ تا رشته‌كوه‌ سلیمان‌ در جنوب‌شرقی‌ امتداد یافته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را بیشترِ جغرافیدانان‌ جانوری‌، ایرانی‌ ـ تورانی‌ نامیده‌اند. اندرسون‌ (1968) آنها را به‌ عناصر ایرانی‌ كه‌ منحصر به‌ مناطق‌ مرتفع‌اند، و عناصر آرالی‌ ـ خزری‌، كه‌ عمدتاً در دشتها و حوضه‌های‌ تركمنستان‌ و جمهوریهای‌ همجوارِ آسیای‌ میانه‌ است‌، تقسیم‌ كرده‌ است‌ ( رجوع كنید به بخش‌ 3 در ادامه‌ مقاله‌). دومین‌ گونه‌ عمده‌ چشم‌انداز، مناطق‌ بیابانی‌ پست‌ در حاشیه‌ جنوبی‌ دیرین‌ شمالگان‌ از شمال‌ افریقا تا شمال‌غربی‌ هند، منزلگاه‌ گونه‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ جانوران‌ است‌. در این‌ مناطق‌ گونه‌ها و كانونهای‌ گونه‌ها با پراكنش‌ محدودتر وجود دارد، نویسندگان‌ گوناگون‌ كه‌ جانوران‌ غرب‌ آسیا را یك‌ كل‌ می‌دانند، در تلاش‌ برای‌ روشمند كردن‌ الگوهای‌ پراكنش‌ تمام‌ جانوران‌ آسیای‌ غربی‌، مجموعه‌ای‌ آشفته‌ از اصطلاحات‌ را وارد كرده‌اند. علاوه‌ بر نامهایی‌ كه‌ ذكر شد، شمالگان‌ برای‌ نواحی‌ معتدل‌ و شمالی‌ نیمكره‌ شمالی‌، شامل‌ امریكای‌ شمالی‌؛ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌ و شرقی‌؛ اورو ـ سیبریایی‌ برای‌ نواحی‌ شمالِ دیرین‌ شمالگان‌؛ بیابانی‌ برای‌ نواحی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ به‌ علاوه‌ قسمت‌ خشك‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌؛ اتیوپیایی‌ یا افریقای‌ گرمسیری‌ برای‌ ماورای‌ صحرای‌ افریقا ؛ شرقی‌ برای‌ آسیای‌ جنوبی‌ و جنوب‌شرقی‌، دیرین‌ گرمسیری‌ برای‌ ناحیه‌ اتیوپیایی‌ و شرقی‌؛ مدیترانه‌ای‌ برای‌ اروپای‌ جنوبی‌ و ساحل‌ شمال‌ افریقا به‌ علاوه‌ شرق‌ مدیترانه‌؛ و تقسیم‌بندیهای‌ فرعی‌ گوناگون‌ همگی‌ كمابیش‌ خودْ تبیین‌اند. گرچه‌ برخی‌ نویسندگان‌این‌ اصطلاحات‌ را توصیفی‌ به‌كار برده‌اند؛ ولی‌ برای‌ دیگران‌ آنها دلالت‌ بر خاستگاهها دارند. در اینجا صرفاً به‌صورت‌ توصیفی‌ به‌كار رفته‌اند. ج‌) ماهیها. ماهیان‌ بومی‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ مشتمل‌اند بر 155 گونه‌ در 24 تیره‌. كد در تحلیل‌ فشرده‌ خود از جغرافیای‌ ماهیان‌ ایران‌ (1366 ش‌/ 1987) نوزده‌ حوضه‌ آبریز اصلی‌ را مشخص‌ كرده‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها به‌ جز چهار حوضه‌ درون‌ریزند. ماهیان‌ عمدتاً دیرین‌ شمالگانی‌اند اما به‌ خصوص‌ در آن‌ حوضه‌های‌ اندكی‌ كه‌ به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزند، عناصر شرقی‌ و اتیوپیایی‌ هم‌ دارند. حوضه‌ سیستان‌ نیز شامل‌ گونه‌های‌ شرقی‌ و گونه‌هایی‌ است‌ از هندوكش‌ سرچشمه‌ گرفته‌اند. سه‌ تیره‌ كپورماهیان‌ (Cyprinidae) ، سگ‌ماهیان‌ (Cobitidae) ، و ماهیان‌ استخوانی‌ (Gobiidae) روی‌ هم‌ 6ر73% از گونه‌های ایران‌ را تشكیل‌ می‌دهند. دریای‌ خزر با پانزده‌ تیره‌ متنوع‌ترین‌ حوضه‌ آبریز است‌، در حالی‌ كه‌ حوضه‌ دجله‌ دارای‌ یازده تیره‌ است‌. حوضه‌های‌ آبریز خلیج‌فارس‌ هریك‌ پنج‌ تا هفت‌ تیره‌ دارند، و حوضه‌های‌ باقی‌مانده‌ داخلی‌ چهار یا كمتر. به‌ گفته‌ كد، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای‌ مشخص‌ كردن‌ پراكندگی كنونی‌ در سطح‌ گونه‌ها عبارت‌اند از: تفكیك‌ برترِ دریای‌ خزر كه‌ با جانوران‌ دریای‌ سیاه‌/ مدیترانه‌ عناصر مشترك دارد؛ زهكشی‌ ناشی‌ از كوهزایی‌ و فرسایش‌، كه‌ حركت‌ ماهی‌ را میان‌ حوضه‌های‌ مجاور امكان‌پذیر می‌سازد؛ شاهراه‌های‌ رودخانه‌ای‌ كه‌ در طول‌ زمان‌ زیستگاهها را در ارتفاعات مختلف‌ به‌ هم‌ متصل‌ كرده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رودخانه‌ هلمند میانِ حوضه‌ هندوكش‌ و سیستان‌)؛ نفوذ دریا از یك‌ حوضه‌ به‌ حوضه‌ دیگر در جنوب‌ ایران‌، كه‌ سبب‌ شده‌ است‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ توانایی‌ زندگی‌ در آب‌ شور را بیابند؛ و احتمالاً دخالت‌ انسان‌. كد عقیده‌ دارد كه‌ به‌ دلیل‌ زمین‌ ناهموار و اقلیم‌ استثنایی‌، از لحاظ‌ تاریخی‌ بخش‌ اعظم‌ جابه‌جایی‌ ماهیان‌ بومی‌ به‌ دست‌ انسان‌، بیش‌ از آن‌ كه‌ میانْحوضه‌ای‌ باشد، درونْحوضه‌ای‌ بوده‌ است‌. تغییرات‌ اقلیمی‌ و گیاه‌زدایی‌ بر تمام‌ جانداران‌، اعم‌ از گیاهی‌ و جانوری‌، تأثیر می‌گذارد. كد تأثیر چنین‌ تغییرات‌ زیست‌ محیطی‌ را بر ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌ (1980). شتاب‌ و تأثیر گیاه‌زدایی‌ با توسعه‌ جمعیت‌ و صنعتی‌ شدن‌ در ایران‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چراندن‌ بیش‌ از حد گله‌های‌ هرچه‌ بزرگ‌تر چهارپایان‌ اهلی‌ و قطع‌ درختان‌ برای‌ سوخت‌ و پاكسازی‌ زمین‌ برای‌ كشاورزی‌، اقلیم‌ بومی‌ را تغییر داده‌، بارش‌ باران‌ و نگهداری‌ آبها را كاهش‌، و نرخ‌ فرسایش‌ و مسدود شدن‌ رودها، دریاچه‌ها و ماندابها را افزایش‌ داده‌ است‌. برنامه‌های‌ آبیاری‌ پردامنه‌، آب‌ را از آبراه‌های‌ طبیعی‌ منحرف‌ كرده‌، در عین‌ حال‌ زیستگاههای‌ آبی‌ جدیدی‌ چون‌ قناتها ایجاد كرده‌ است‌. در حالی‌ كه‌ سدسازی‌ می‌تواند سلسله‌ تأثیرات‌ زیانباری‌ بر حیات‌ آبزیان‌ داشته‌ باشد، چاه‌ها نیز ممكن‌ است‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ را پایین‌ برده‌، و بدون‌ ایجاد زیستگاههای‌ تازه‌ برای‌ ماهیان‌، منجر به‌ از بین‌ رفتن‌ چشمه‌ها و مردابها شوند. پسابهای‌ كشاورزی‌ و صنعتی‌، لای‌ و لجن‌ و موادشیمیایی‌ سمّی‌ را تبدیل‌ به‌ زیستگاههای‌ آبی‌ می‌كند. شماری‌ از گونه‌های‌ كم‌نظیر ماهیان‌ را به‌ منظور پیشگیری‌ از ازدیاد پشه‌ها و نیز جهت‌ صید تجاری‌ و تفریحی‌ ماهیان‌، به‌ آبراه‌های‌ ایران‌ هدایت‌ كرده‌اند؛ چنین‌ انتقالهایی‌ مناسبات‌ زیست‌ محیطی‌ را برهم‌ می‌زند و ممكن‌ است‌ پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ برای‌ گونه‌های‌ بومی‌ داشته‌ باشد. صید بی‌قاعده‌ سبب‌ كاهش‌ نسل‌ ماهیان‌ خوراكی‌ از قبیل‌ استورژن‌ خزر ، ماهی‌ سفید خزری‌ ، كُلمه‌/ تاجی‌ خزری‌ ، كپورماهی‌ ، و گونه‌ شاه‌ماهی‌ شده‌ است‌. د) دوزیستان‌. دوزیستان‌ ایران‌ بسیار كم‌شمارتر از دیگر گروههای‌ مهره‌داران‌اند، زیرا حیات‌ آنها محدود به‌ زیستگاههایی‌ است‌ كه‌ دست‌كم‌ از نظر آبِ فصلی‌ برای‌ تخم‌ریزی‌ تضمین‌ شده‌ باشد و بنابراین‌ بیشتر در حوضه‌های‌ آبریز كوهستانی‌ شمال‌ و غرب‌ موجودند. دو تیره‌ سمندر در ایران‌ وجود دارد: Hynobiidae كه‌ پراكنش‌اش‌ آسیایی‌ معتدل‌ است‌، و دو نوع‌ از آن‌ از جنس‌ Batrachuperus در شمال‌ ایران‌ وجود دارد، و تیره‌ Salamandridae كه‌ پراكنش‌اش‌ شمالگان‌ است‌، و دو جنس‌ Salamandra و Triturus از یك‌ نوع‌ اروپایی‌ یا اورو ـ سیبریایی‌ و سه‌ نوع‌ از جنس‌ آناطولی‌ ـ ایرانی Neurergus از آن‌ وجود دارد. اینها جملگی‌ به‌ چشمه‌ها، غارها، و رودهای‌ دائمی‌ در دامنه‌های‌ بادگیر رشته‌كوههای‌ زاگرس‌، البرز و كپت‌داغ‌ محدودند. قورباغه‌ها و وزغها در شرایط‌ خشكی‌ مقاوم‌ترند و بنابراین‌ پراكنش‌ آنها گسترده‌تر است‌. آنها چهار یا پنج‌ جنس‌ در چهار تیره‌ با پراكنشِ گسترده‌اند. قورباغه‌ درختی‌ نمونه‌ خاورمیانه‌ای‌ نوع‌ اورو ـ سیبریایی جنسی‌ است‌ كه‌ پراكنش‌اش‌ اساساً مناطق‌ نوگرمسیری‌ است‌، همچنین‌ شماری‌ اندك‌ از این‌ قورباغه‌ از انواع‌ شمالگان‌اند؛ پراكنش‌ آنها در ایران‌ تقریباً مطابق‌ با پراكنش‌ سمندرهاست‌. وزغ‌ بیلپای‌ سوری‌ كه‌ زیستگاه‌ آن‌ كرانه‌ جنوبی‌ خزر است‌، نماینده‌ دسته‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی وزغهای‌ بیلپاست‌. جنس‌ وزغ‌ ) Bufo ) تقریباً پراكنش‌ جهانی‌ دارد؛ دو نوع‌ یا دسته‌ موجود در ایران‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌اند: وزغ‌ معمولی‌ اروپایی‌ دارای‌ زیرگونه‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ تازگی‌ وارد شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌ و وزغ‌ سبز با جمعیتهای‌ متعدد، و انواع‌ مجزای‌ هم‌ خانواده‌ در تمام‌ استانها و وزغ‌ بلوچی‌ و وزغ‌ هندی‌/ مرمری‌ در بلوچستان‌ در شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند. قورباغه‌ها در ایران‌ چهار جنس‌ دارند: قورباغه‌ معمولی‌ و قورباغه‌ جنگلی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند؛ قورباغه‌ قفقازی‌/ راه‌راه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ است‌؛ و قورباغه‌ (به‌ گفته‌ برخی‌ مؤلفان‌ Euphlyctis ) مردابی‌ بلوچی‌ نوعی‌ شرقی‌ كه‌ تا سیستان‌ و بلوچستان‌ گسترش‌ یافته‌ است‌. ه ) خزندگان‌. برای‌ مسافر تیزبین‌، خزندگان‌ به‌ویژه‌ سوسمارها، از جمله‌ آشناترین‌ حیوانات‌اند، زیرا بسیاری‌ از آنها روزگردند و در كم‌ دماترین‌ ساعتها بسیار فعال‌اند. برخی‌ گونه‌های‌ فراگیر بوم‌شناختی‌ در بیشتر نواحی‌ جغرافیایی‌ ایران‌، كه‌ در آن‌ 113 نوع‌ سوسمار تاكنون‌ شناخته‌ شده‌ است‌، یافت‌ می‌شوند. سوسمارهای‌ بزرگ‌ صخره‌ ـ زی‌ آگاما از جنس‌ ) Stellio ( Laudakia در مناطق‌ كوهستانی‌ و تپه‌ها، كه‌ شكافهای‌ عمیق‌، پناهگاه‌ به‌ وجود می‌آورد، فراوان‌اند. انواع‌ كوچك‌تر جنس‌ Trapelus از روی‌ زمین‌ به‌ توده‌های‌ سنگی‌ كوچك‌ یا شاخه‌های‌ درختچه‌ها می‌روند، تا از آنجا در كمین‌ حشراتِ در حال‌ گذار باشند. در زمینهای‌ هموار فلات‌ مركزی‌ سوسمارهای‌ كله‌قورباغه‌ای‌ phrynocephalus می‌نشینند و منتظر مورچه‌ها، موریانه‌ها، و دیگر طعمه‌های‌ كوچك‌ زمینی‌ می‌شوند؛ انواع‌ مختلف‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند: شن‌روان‌، ماسه‌، گل‌ و لای‌ و غیره‌. در جنوب‌غربی‌ ایران‌ و فلات‌ كه‌ خاكهای‌ آبرفتی‌ امكان‌ نقب‌زدن‌ می‌دهد سوسمارهای‌ بزرگ‌ گیاهخوارِ خارْدُم‌ گاهی‌ دیده‌ می‌شوند. بزرگ‌ترین‌ سوسمارهای‌ ایران‌، بزمجه‌های‌ جنسِ Varanus اند كه‌ در بیشتر استانها وجود دارند؛ آنها شكارگران‌ چیره‌دستی‌ هستند كه‌ دیگر سوسمارها و جوندگان‌، و جانوران‌ اندازه‌ خودشان‌ را صید می‌كنند. دو سوسمار بدون‌ پای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ از تیره‌ انگوئید ها به‌طور گسترده‌ پراكنده‌، و تا شمال‌ ایران‌ گسترش‌ یافته‌اند. كَلْمَره‌ ، شكارگر برلیسك‌ ها و حلزونهای‌ كف‌ جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیركانیا )، و لوس‌ مار سوسمار شكارگر فعال‌تری‌ كه‌ تحمل‌ شرایط‌ خشك‌تر را دارد، در شمال‌ ایران‌ و كوهپایه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. جویندگان‌ فعال‌ حشرات‌، تقریباً در تمام‌ محیط‌ زیست‌ ایران‌، سوسمارهای‌ كوچك‌ و تندروی‌ خانواده‌ لاسرتا (Lacertidae) هستند كه‌ غالباً «دوندگان‌ مسابقه‌» نامیده‌ می‌شوند. جنسهای‌ متعددی‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند، و این‌ سوسمارها در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند. پراكنشِ جنسِ Lacerta معمولاً اورو ـ سیبریایی‌ است‌ و انواعی‌ از آن‌ در مناطق‌ شمالی‌ و كوهستانی‌ ایران‌ وجود دارد؛ Eremias جنسی‌ است‌ با انواع‌ فراوان‌ در سراسر منطقه‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ و در دشتها، استپها، و كوهپایه‌های‌ داخلی‌ فلات‌ ایران‌ به‌وفور یافت‌ می‌شود، حال‌ آنكه‌ تنها یك‌ جنس‌ از Ophisops در فلات‌ ایران‌ وجود دارد. مسالینا و سوسمار پاشرابه‌ جنسهای‌ صحرایی‌ ـ سندی‌اند؛ ویژگی‌ بیشتر انواعِ جنس‌ اخیر دویدن‌ بر شن‌ روان‌ است‌. اسكینك‌ های‌ براق‌ كم‌شمارترند، ولی‌ در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند؛ برخی‌ گونه‌ها با زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ سازگار شده‌اند، برخی‌ دیگر با نقب‌ زدن‌ در شن‌ روان‌. متنوع‌ترین‌ تیره‌ سوسمارها در سطح‌ جنس‌، گكوها هستند كه‌ انواع‌ بسیاری‌ از آنها با شرایط‌ زیستْمحیطی‌ و جولانگاههای‌ اختصاصی‌ شده‌ سازگار شده‌اند. بیشتر اینها شب‌گردند، اما برخی‌ پگاه‌گرد و اندكی‌ حتی‌ روزگردند. آشناترین‌ انواع‌ برای‌ مسافران‌، انواعی‌اند كه‌ پیرامون‌ و درون‌ خانه‌ها به‌ سر می‌برند و هر غروب‌ آنها را می‌توان‌ دید كه‌ به‌ دیوارهای‌ گچ‌ اندود چسبیده‌، و در كمین‌ حشراتی‌اند كه‌ به‌سوی‌ نور كشیده‌ می‌شوند. اندرسون‌ در پژوهش‌اش‌ در باره‌ سوسمارها (1968) دریافت‌ كه‌ فقط‌ انواع‌ محدودی‌ كه‌ قابلیت‌ سازگاری‌ بوم‌شناختی‌ فراوان‌ دارند در سراسر بخش‌ اعظم‌ مناطق‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ یا ایرانی‌ ـ تورانی‌ گسترش‌ یافته‌اند. گرچه‌ در هر دو ناحیه‌ انواع‌ خاص‌ ناحیه‌ دیگر نفوذ كرده‌ است‌، انواع‌ نسبتاً كمی‌ به‌طور وسیع‌ در هر دو منطقه‌ پراكنده‌اند. عناصر مرتبط‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ و اساساً گونه‌هایی‌ با پراكنش‌ مدیترانه‌ای‌ از شمال‌غرب‌ وارد جنوب‌غرب‌ آسیا و ایران‌ شده‌اند. انواع‌ بیابان‌ آرالی‌ ـ خزری‌ در شمال‌ ایران‌ در مناطقی‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ امتداد جغرافیای‌ طبیعی‌ دشت‌ آسیای‌ میانه‌ است‌. تعداد بسیار كمی‌ عناصر جانوری‌ شرقی‌ در جنوب‌شرقی‌ ایران‌، بیشتر در بلوچستان‌، یافت‌ می‌شوند. 75 گونه‌ و زیرگونه‌ مار در زیای‌ ایران‌ وجود دارد (لطیفی‌، 1364 ش‌). اگرچه‌ هر استانی‌ از نظر تنوع‌ گونه‌ها غنی‌ است‌، ولی‌ مارها كمتر از سوسمارها به‌ چشم‌ می‌خورند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ خود را به‌ خوبی‌ پنهان‌ می‌كنند و در حضور جانوران‌ بزرگ‌ غالباً بی‌حركت‌ می‌مانند. مارها چون‌ در زنجیره‌ غذایی‌ بیشتر تغذیه‌ می‌كنند نسبت‌ به‌ سوسمارها بسیار كم‌ تعدادترند. همه‌ آنها شكارگرند، گونه‌های‌ بزرگ‌تر به‌طور عمده‌ از جوندگان‌ ارتزاق‌ می‌كنند، در حالی‌كه‌ انواعِ دارای‌ اندازه‌های‌ متوسط‌ و كوچك‌ از سوسمارها و گه‌ گاه‌ از پرندگان‌، و كوچك‌ترین‌ آنها از بندپاییان‌ تغذیه‌ می‌كنند. تعداد بسیار كمی‌، مثل‌ مار علفی‌ ( غیرسمّی‌ ) ، ماهی‌، دوزیستان‌، یا هر دو را می‌خورند. گرچه‌ بسیاری‌ از انواع‌ آنها را می‌توان‌ سودمند دانست‌ چون‌ از آفتهای‌ جونده‌ای‌ ارتزاق‌ می‌كنند كه‌ به‌ محصولات‌ و موادغذایی‌ انبارشده‌ انسانها آسیب‌ می‌رسانند، شماری‌ اندك‌ برای‌ بشر، خصوصاً اگر پای‌ برهنه‌ یا نیمه‌برهنه‌ باشند، خطرناك‌اند. چندین‌ جنس‌ و گونه‌هایی‌ از افعی‌ و برخی‌، از قبیل‌ افعیان‌ كوچك‌ جعفری‌ از جنس‌ مار جعفری‌ ( Echis ) كاملاً مهاجم‌اند، در حالی‌كه‌ برخی‌ دیگر از قبیل‌ افعیان‌ شاخدار Pseudocerastes و افعی Vipera lebetina بزرگ‌اند و توانایی‌ واردكردن‌ مقادیری‌ زهر را دارند. افعیان‌ خود را به‌ خوبی‌ استتار می‌كنند، و بنابراین‌ انسانهای‌ بی‌احتیاط‌ و چهارپایان‌ ممكن‌ است‌ آنها را لگد كنند. كُبرا، كفچه‌مار ، نوعی‌ شرقی‌ كه‌ در شمال‌ شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود، شكارگر ماهری‌ است‌ كه‌ به‌ دلیل‌ وجود جوندگان‌ به‌ روستاها كشیده‌ می‌شود. بیشترین‌ انواع‌ مار به‌ تیره‌ Colubridae تعلق‌ دارند؛ بسیاری‌ روزگرد و فعالانه‌ در جستجوی‌ شكارند؛ شاید به‌ همان‌ تعداد نیز از جمله‌ افعیها، دست‌كم‌ در گرم‌ترین‌ فصول‌ بیشتر شب‌گردند. آبهای‌ خلیج‌فارس‌ از لحاظ‌ انواع‌ مارهای‌ دریایی‌ غنی‌ است‌، آنها شكارشان‌ اساساً ماهی‌ است‌؛ همگی‌ به‌نحو خطرناكی‌ سمّی‌اند و ماهیگیرانی‌ كه‌ با تور ماهیگیری‌ می‌كنند در معرض‌ خطر اینگونه‌ مارها هستند. خویشاوندی‌ مارهای‌ ایرانی‌، خصوصاً در سطح‌ جنس‌، دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ است‌، تعداد بسیار كمی‌ از جنسها در پراكنش‌ شمالگانی‌اند، برای‌ مثال‌ Coluber ، Elaphe و Agkistrodon . اما هیچ‌ نوعی‌ شمالگانی‌ نیست‌. بوا (Eryx) ، مارعلفی‌ (Natrix) ، Malpolon ، سوسن‌مار (Telescopus) ، افعی‌، و مار جعفری‌، از جنسهای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند، مار كوتوله‌ ) Eirenis ) و مار شاخدار پراكنش‌ اصلیشان‌ ایران‌ است‌. Spalerosophis ، Lytorhynchus ، كبری‌' (Walterinnesia) و افعی‌ شاخدار (Cerastes) صحرایی‌ ـ سندی‌اند، در حالی‌كه‌ مارگرگی‌ Lycodon ، Oligodon ، Boiga ، و Naja شرقی‌اند. جنسهای‌ مارهای‌ آبی‌ در طول‌ سواحل‌ اقیانوس‌ هند به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند. در سطح‌ انواع‌، مناسبات‌ بسیار پیچیده‌تر است‌. در ایران‌ تعداد اندكی‌ لاك‌پشت‌ وجود دارد كه‌ شامل‌ دو نوع‌ آبزی‌ هستند: لاك‌پشت‌ بركه‌ای‌ اروپایی‌ ) Emys orbicularis ) در شمال‌غرب‌ ایران‌، در طول‌ ساحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر، و لاك‌پشت‌ مدیترانه‌ای‌ با گردن‌ مخطط‌ ) Mauremys caspica ) در نهرهای‌ دائمی‌، آبگیرها و دریاچه‌های‌ غرب‌ و شمال‌ ایران‌ پراكنده‌اند. یك‌ نوع‌ آبزی‌ سوم‌، یعنی‌ لاك‌پشت‌ فراتی‌ است‌ كه‌ در آبریزهای‌ دجله‌ و فرات‌ در رود كارون‌ و احتمالاً برخی‌ دیگر از آبریزهای‌ غرب‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. سنگ‌پشتهای‌ زمینی‌ علف‌خوارِ مهمیزدار (نژاد غرب‌ ایران‌) Testudo graeca ibera و مهمیزدار (نژاد شرق‌ ایران‌) (Testudo graeca zarudnyi) كه‌ با مناطق‌ كم‌باران‌ سازگاری‌ یافته‌اند در سراسر فلات‌ غربی‌ و مركزی‌ ایران‌ پراكنده‌اند. گونه‌های‌ ایران‌ ـ تورانی‌ لاك‌پشت‌ آسیایی‌ ) horsfieldii Agrionemys ( Testudo نیز در فلات‌ مركزی‌ در خراسان‌ پراكنده‌اند. لاك‌پشتهای‌ دریایی‌ شایع‌ مناطق‌ گرمسیری‌، لاك‌پشت‌ سرخ‌ ، لاك‌پشت‌ سبز ، لاك‌پشت‌ عقابی‌ ، لاك‌پشت‌ زیتونی‌ ریدلی‌ ، و لاك‌پشت‌ چرمی‌ در خلیج‌فارس‌ گزارش‌ شده‌اند یا احتمال‌ می‌رود در آنجا یافت‌ شوند (اندرسون‌، 1979). نوع‌ خاصی‌ تمساح‌، تمساح‌ تالابی‌ یا تمساح‌ راهزن‌ ، نوعی‌ هندی‌ است‌ كه‌ در رودخانه‌ سرباز در جنوب‌شرق‌ بلوچستان‌ ایران‌ در انزوا زندگی‌ می‌كند (همانجا). و) پرندگان‌ و پستانداران‌. گونه‌ها و حتی‌ زیرگونه‌های‌ بسیار كمی‌ از پرندگان‌ و پستانداران‌ وجود دارند كه‌ به‌ لحاظ‌ پراكندگی‌، محدودیتِ مثلاً سوسمارها را داشته‌ باشند. پراكنش‌ تعدادی‌ از جانوران‌ شناخته‌ شده‌، شمالگان‌ است‌. گرگ‌، روباه‌ قرمز، سیاهگوش‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، عقاب‌ طلایی‌، عقاب‌ ماهیگیر و مرغان‌ دریایی‌ مهاجر گوناگون‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ ذكر كرد. بسیاری‌ از گونه‌های‌ دیگر نشانه‌ جنسهای‌ شمالگانی‌اند. اسكات‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) دریافت‌ كه‌ از میان‌ 324 گونه‌ از پرندگانی‌ كه‌ در ایران‌ تولید مثل‌ می‌كنند تنها 24 پرنده‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند، كه‌ زیستگاههای‌ محدودی‌ در خاورمیانه‌ دارند. وی‌ پی‌ برد كه‌ 131 گونه‌ ایرانی‌ به‌طور گسترده‌ در منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ یافت‌ می‌شوند؛ به‌علاوه‌ تعداد 81 گونه‌ به‌ غربِ دیرین‌ شمالگان‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ شرقی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. در حالی‌كه‌ نوزده‌ گونه‌ به‌طور خاص‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ شرقی‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ غربی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. وی‌ 25 گونه‌ را خاص‌ كمربند بیابانی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ بازشناخت‌. وی‌ پرندگان‌ جنوب‌ بلوچستان‌ ایران‌ و ساحل‌ جنوبی‌ خلیج‌فارس‌ را عمدتاً شرقی‌ دانسته‌، كه‌ 29 گونه‌ زادگیری‌ پراكنش‌ اولیه‌ منطقه‌ شرق‌، در ایران‌ به‌ مرزهای‌ شمال‌غربی‌ گستره‌شان‌ می‌رسند، در حالی‌كه‌ جنوب‌ غرب‌ ایران‌ كمی‌ تحت‌ تأثیر افریقای‌ گرمسیری‌، شامل‌ شش‌گونه‌ زادگیری‌ در اصل‌ افریقایی‌، در پراكنش‌ است‌. نُه‌ گونه‌ پرنده‌ دریا و ساحل‌ كه‌ در سراسر اقیانوس‌ هند یافت‌ می‌شوند در جزایر خلیج‌فارس‌ و تنگه‌ هرمز زادگیری‌ می‌كنند. جانوران‌ ایران‌ به‌ دلیل‌ قرار داشتن‌ در مسیرهای‌ اصلی‌ مهاجرت‌ سالانه‌ پرندگان‌، بسیار غنی‌ شده‌ است‌. 86 گونه‌ از مهاجران‌ زمستانی‌ (گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ طور مستمر به‌ یك‌ جامعه‌ جانوری‌ تعلق‌ ندارند و به‌ صورت‌ موقت‌ به‌ دنبال‌ غذا یا محلی‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ در آنجا هستند) در شمال‌ و مركز آسیا زادگیری‌ می‌كنند؛ بسیاری‌ از آنان‌ پرندگان‌ آبزی‌ (از جمله‌ گونه‌های‌ شكاری‌ مهم‌) و پرندگان‌ شكاری‌اند. در بهار و پاییز 24 گونه‌ بین‌ محلهای‌ زادگیری‌ شمالی‌ و محلهای‌ زمستانی‌ جنوب‌غربی‌ یا جنوب‌شرقی‌ مهاجرت‌ می‌كنند. 57 گونه‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پرندگان‌ آواره‌ و جامانده‌ كمیاب‌ ثبت‌ كرده‌اند (برای‌ جزئیات‌ و نمونه‌ها رجوع كنید بههمانجا). هلم‌ و همكارانش‌ (1988) نقشه‌های‌ پراكنش‌ زادگیری‌ گونه‌های‌ خاورمیانه‌ را منتشر كرده‌اند، و هریسن‌ در نقشه‌هایش‌ از پرندگان‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌، گستره‌های‌ تابستانی‌ و زمستانی‌ و اسكان‌ آنها را درج‌ كرده‌ است‌. وی‌ الگوهای‌ پراكنش‌ گونه‌های‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را باتوجه‌ به‌ مناطق‌ آب‌ و هوایی‌ و پوشش‌ گیاهی‌ بررسی‌ و، تلاش‌ كرده‌ است‌ كه‌ آنها را در متن‌ رویدادهای‌ پلئیستوسن‌ تفسیر كند. وی‌ همچنین‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را به‌ مناطق‌ جانوری‌ تقسیم‌ كرده‌ كه‌ دو قسمت‌ آن‌ شامل‌ بخشهایی‌ از ایران‌ است‌: منطقه‌ خزر و مدیترانه‌، كه‌ پناهگاه‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ شماری‌ از گونه‌ها طی‌ تغییرات‌ اقلیمی‌ پلئیستوسن‌ بوده‌، و خاورمیانه‌، كه‌ به‌ عقیده‌ او با داشتن‌ پناهگاههای‌ احتمالی‌ در طول‌ دره‌های‌ دجله‌ و فرات‌ و اطراف‌ خلیج‌ فارس‌، مركز گونه‌زایی‌ برخی‌ پرندگان‌ بوده‌ است‌. میزون‌ در مطالعه‌ پستانداران‌ (1968)، جانوران‌ ایران‌ را مركّب‌ توصیف‌ كرده‌ است‌ كه‌ در آن‌ افراد بومی‌ با افرادی‌ دارای‌ ویژگی‌ دیرین‌ شمالگانی عام‌تر و با افراد افریقایی و هندی‌الاصل‌، درهم‌ آمیخته‌اند. وی‌ دریافت‌ كه‌ گونه‌های‌ بومی‌ در خراسان‌ متمركز شده‌، به‌ بلوچستان‌ و غرب‌ افغانستان‌ (كه‌ منطقه‌ای‌ مرتفع‌ با سازگاریهای‌ نیمه ‌بیابانی‌ است‌)، و كردستان‌، منطقه‌ای‌ محصور با زمستانهای‌ سخت‌تر، راه‌ یافته‌اند. هرینگتن‌ 152 گونه‌ پستانداران‌ ایران‌ را در راسته‌های‌ زیر فهرست‌ كرده‌ است‌: حشره‌خواران‌، 14؛ خفاشیان‌، 38؛ گوشتخواران‌، 28؛ خوك‌ آبیان‌، 1؛ فرد سُمان‌، 1؛ زوج‌ سُمان‌، 13؛ خرگوشیان‌، 2؛ جوندگان‌، 47؛ و آب‌بازان‌، 8. پستانداران‌ بزرگ‌ بیشترین‌ توجه‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، زیرا گونه‌های‌ شكاری‌ و نیز شكارگران‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و جانوران‌ اهلی‌ را در بر می‌گیرند. آنها همچنین‌ در برابر تغییر بهره‌گیری‌ انسان‌ از زمین‌ و شكارِ بیش‌ ازحد، آسیب‌پذیرتر از دیگر جانوران‌اند. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ برای‌ حفظ‌ زیستگاههای‌ آنها و حفاظت‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و غیره‌، با ایجاد پاركهای‌ ملی‌ و حفاظت‌ شده‌ تلاشهای‌ گسترده‌ای‌ صورت‌ داده‌ است‌. گله‌های‌ قوچ‌ كوهی‌ و بز كوهی‌ ایرانی‌ ، نیای‌ بز اهلی‌؛ در زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ به‌ سر می‌برند. از جنس‌ آهو سه‌گونه‌ موجود است‌ كه‌ در استانهای‌ جنوبی‌ و استپهای‌ فلات‌ مركزی‌، شكار مطلوبی‌اند ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ .I" ¦hu ¦"A و "Chinkara" ). گوزن‌ زرد كوچك‌ ایرانی‌، كه‌ روزگاری‌ در سراسر جنوب‌غرب‌ پراكنده‌ بود، به‌تدریج‌ به‌ جمعیت‌ كوچكی‌ در طول‌ رود كرخه‌ كاهش‌ یافت‌، اما به‌ لطف‌ تلاشهای‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ حفظ‌ و تولید مثل‌ آنها، تا حدودی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. گله‌های‌ مرال‌ (مارال‌) در علفزارهای‌ جنگلی‌ منطقه‌ خزر زندگی‌ می‌كنند، درحالی‌كه‌ شوكا كه‌ كوچك‌تر و منحصر به‌ فردتر است‌، در مناطق‌ جنگلی‌ آذربایجان‌، كردستان‌، گیلان‌ و مازندران‌ یافت‌ می‌شود؛ كه‌ هردو گونه‌های‌ اروپایی‌ ـ سیبریایی‌ هستند كه به‌طور گسترده‌ پراكنده‌ شده‌اند. گراز (خوكِوحشی‌ )، گونه‌ای‌ كه‌ در سراسر مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و خاوری‌ پراكنده‌ است‌، در انواع‌ زیستگاهها در ایران‌، هر كجا كه‌ ذخایر دائمی‌ آب‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. گورخر ایرانی‌ كه‌ زمانی‌ در بسیاری‌ از استپها و مناطق‌ بیابانی‌ یافت‌ می‌شد، اكنون‌ به‌طور عمده‌ در پاركهای‌ ملی‌ و پناهگاههای‌ حیات‌ وحش‌ در خراسان‌، كرمان‌، و فارس‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛ این‌ گورخر، گونه‌ای‌ دیرین‌ شمالگانی‌ است‌ كه‌ در دوره‌های‌ تاریخی‌ از مدیترانه‌ به‌ مغولستان‌ راه‌ یافته‌ است‌. گوشت‌خواران‌ بزرگ‌ ومتوسط‌، گرگ‌، شغال‌، روباه‌ (سه‌گونه‌)، خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ بلوچستان‌، كفتار، گربه‌ كوچك‌ (چهارگونه‌)، سیاهگوش‌ و كاراكال‌ را شامل‌ می‌شود. پلنگ‌ در سراسر ایران‌، هر كجا كه‌ گونه‌های‌ بزرگ‌ جانوران‌ شكاری‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. یوزپلنگ‌، زمانی‌ در سراسر مناطق‌ استپی‌ خشك‌تر جنوب‌غرب‌ آسیا فراوان‌ بود اما با كاهش‌ زیستگاهها و جمعیت‌ صیدش‌، به‌ خصوص‌ آهو، در آستانه‌ انقراض‌ قرار گرفته‌ است‌. در ایران‌ پس‌ از تعیین‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و افزایش‌ آهو، فقدان‌ این‌ جانور در شمال‌شرق‌ كشور تا حدود زیادی‌ جبران‌ شده‌ است‌. شیر ایرانی‌ در جنگلهای‌ بلوط‌، بنا به‌ تاریخ‌ مكتوب‌، تا سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ وجود داشته‌، اما اكنون‌ در تمام‌ زیستگاه‌ اورو ـ آسیایی‌اش‌ منقرض‌ شده‌ است‌، جز تعداد اندكی‌ در جنگل‌ جیر در غرب‌ هند. ببر خزر نیز در منطقه‌ خزر مشهور بود اما از 1337 ش‌/ 1958 تقریباً به‌طور قطع‌ منقرض‌ شده‌ است‌. دوگونه‌ خدنگ‌ در جنوب‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ در پراكنش‌ اصلاً شرقی‌اند اما به‌ شبه‌جزیره‌ عربستان‌ نیز راه‌ یافته‌اند. از میانِ هفت‌ نوع‌ در خانواده‌ سمور و راسو (Mustelidae) ، شش‌گونه‌ آرایه‌های‌ رایج‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند؛ گونه‌ هفتم‌، رودك‌ عسل‌خوار افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ است‌ كه‌ به‌ تعداد زیاد به‌ آسیا راه‌ یافته‌ است‌. دبلاس‌ (1980) پراكنش‌ 38 گونه‌ خفاش‌ ایرانی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌: 27 گونه‌ تقریباً یا به‌ طور كامل‌ به‌ منطقه‌ جانوری‌ دیرین‌ شمالگان‌ منحصر شده‌ است‌، یك‌ گونه‌ در تمام‌ چهار منطقه‌ جانوری‌ اصلی‌ نیمكره‌ شرقی‌ پراكنده‌ است‌، دوگونه‌ نیز در مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند، و گونه‌ سوم‌ بیش‌ از دیرین‌ شمالگان‌ در افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ پراكنده‌ است‌، و شش‌ گونه‌ كه‌ در اصل‌ دیرین‌ گرمسیری‌اند، فقط‌ در منطقه‌ جنوب‌غربی‌ آسیا كه‌ با مناطق‌ خاوری‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ مرتبط‌ می‌شود، به‌ منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ گسترش‌ یافته‌اند. خفاش‌ میوه‌خوار تنها عضو بزرگ‌ خفاشیان‌ Megachiroptera) در ایران‌ است‌ كه‌ در جنوب‌شرقی‌ كشور یافت‌ می‌شود، گرچه‌ تعداد آن‌ زیاد نیست‌. پستانداران‌ كوچك‌ ایران‌ روی‌ هم‌ رفته‌ كمتر توجه‌ سیاحان‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ بیشتر آنها خوی‌ پنهانكاری‌ دارند و بسیاری‌ از آنان‌ شب‌گردند. در میان‌ حشره‌خواران‌، چهار گونه‌ خارپشت‌، هشت‌ گونه‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ حفّار وجود دارند. در ایران‌ تنها دو گونه‌ خرگوش‌ وجود دارد؛ خرگوش‌ موش‌ ، گونه‌ای‌ متعلق‌ به‌ شرق‌ فلات‌ ایران‌، و خرگوش‌ صحرایی‌ (خرگوش‌ خاكی‌ )، كه‌ در افریقا، نیز اوراسیا و تمام‌ استانهای‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود. بزرگ‌ترین‌ گروه‌ پستانداران‌ ایران‌ جوندگان‌اند كه‌ 47 گونه‌ از نُه‌خانواده‌ را دربرمی‌گیرند: سنجابها (Sciuridae) ، جوجه‌تیغیها ، نوتریاها ، دوپاها (Dipodidae) ، سنجابكها (Myoxidae) ، موشها (Muriane) ، هامسترها (Cricetinae) ، جربیلها و جردها (Gerbillina) و ولها (Arvicolinae) . یوخن‌ نیتهامر (1987) فهرستی‌ از تمام‌ جوندگان‌ خاورمیانه‌ كه‌ اخیراً مشاهده‌ شده‌ به‌دست‌ داده‌ و آنها را كه‌ به‌ دلیل‌ بزرگ‌تر بودن‌ جثه‌شان‌ پراكنش‌ وسیع‌تری‌ دارند، گونه‌هایی‌ با اصلهای‌ متفاوت‌ و گونه‌های‌ بومی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌. تنها خوك‌ آبی‌ بومی‌ آبهای‌ ایران‌، فُك‌ خزر است‌. از راسته‌ نهنگها (cetaceans) چند گونه‌ در خلیج‌فارس‌ به‌ سر می‌برند، از جمله‌ چهارگونه‌ وال‌ و سه‌ گونه‌ دلفین‌. همه‌ آنها در پراكنش‌ یا جهانی‌اند یا از گونه‌های‌ اقیانوس‌ هند. "> دایره‌المعارف‌ استانبول‌ < ، ذیل‌ " , At Evliyas "At Mezar ). از دیدگاهی‌ كلی‌تر، در خرافات‌ عامیانه‌ به‌ برخی‌ حیوانات‌ نیروهای‌ جادویی‌ نسبت‌ می‌دهند زیرا تصور می‌كنند آنها قادرند به‌ ارواح‌ شیطانی‌ تجسّد بخشند ( رجوع كنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Djinn" ). استحاله‌ انسانها به‌ حیوانات‌ و ندرتاً تبدیل‌ حیوانات‌ به‌ انسان‌، صرف‌نظر از اینكه‌ جزئی‌ از مجموعه‌ داستانهای‌ تخیلی‌ است‌، به‌ حوزه‌ معجزات‌ اولیای‌ صاحب‌ كرامت‌ تعلق‌ دارد. برخی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، اولیای‌ حامی‌ خود را دارند كه‌ معمولاً به‌ شكل‌ حیواناتِ تحتِ حمایتشان‌ در می‌آیند. عمده‌ خرافات‌، افسانه‌ها و آیینهای‌ مرتبط‌ با این‌ موجوداتِ ماوراءطبیعی‌ را می‌توان‌ به‌ آیینهای‌ شكار و باورهای‌ مربوط‌ به‌ آنها مرتبط‌ دانست‌. در اصل‌، روحِ محافظ‌ عیناً شبیه‌ خودِ حیوان‌ بود. این‌ امر، وجه‌ تسمیه‌ حیوانات‌ را (مثلاً در میان‌ قرقیزها) به‌ نام‌ پیر حامی‌ آنها توضیح‌ می‌دهد، مانندِ اویسول‌ آتا (اُویس‌ قَرَنی‌) قدیس‌ حامی‌ شتران‌، قنبر آتا قدیس‌ حامی‌ اسبها و غیره‌. در تركیه‌، گوزن‌ نر را هنوز مقدّس‌ می‌شمارند و این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ پیرِ حامی گوزنهای‌ نر (كه‌ گاه‌ یك‌ زن‌ است‌) به‌ كسانی‌ كه‌ گوزنها را تعقیب‌ كنند، حمله‌ می‌كند ( رجوع كنید بهدمیرچی‌اوغلو، ص‌ 115 و بعد، 120 و بعد). همچنین‌ افسانه‌هایی‌ وجود دارد كه‌ در آنها اولیا به‌ گوزنهای‌ نر بدل‌ شده‌ یا بر آنها سوار بوده‌اند (قس‌ افسانه‌ «اَبدال‌ موسی‌» در ارگون‌ ، ج‌ 1، ص‌ 166ـ169، و افسانه‌ «گِییكْلی‌ بابا» در گولپینارلی‌ ، ص‌ 10ـ13). اولیا همچنین‌ مالك‌ قدرت‌ حیوانات‌ زیبا (از جمله‌ حیوانات‌ وحشی‌) و جانوران‌ افسانه‌ای‌ نظیر اژدها هستند. انبوهی‌ داستان‌ و افسانه‌ وجود دارد كه‌ نمونه‌های‌ آموزنده‌ای‌ از رفتار دوستانه‌ اولیا را با حیوانات‌ اهلی‌ و وحشی‌ حكایت‌ می‌كند. گاو نر كه‌ از آن‌ برای‌ شخم‌زدن‌ زمین‌ استفاده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در روستاهای‌ بَكتاشیهای‌ عَلَوی‌، از حرمت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. چندین‌ بخش‌ از زندگینامه‌ افسانه‌ای‌ حاجی‌ بكتاش‌ را داستانهایی‌ ملهم‌ از این‌ حرمت‌ تشكیل‌ می‌دهد (صوفلی‌ درویش‌، ص‌ 53 به‌ بعد، 83، ترجمه‌ گراس‌ ، ص‌ 90، 93؛ حاجم‌ سلطان‌، ص‌ 28، 32). این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ چوپانان‌ نوعی‌ قدرت‌ ماوراءطبیعی‌ دارند كه‌ عموماً دلیل‌ قداست‌ آنها تلقی‌ می‌شود. بسیاری‌ از داستانهای‌ عامیانه‌ بر وجود درك‌ و تفاهم‌ عمیق‌ میان‌ آنها و حیواناتشان‌ تأكید می‌كنند و بخشی‌ از قدرت‌ جادویی‌ چوپانان‌ را آشكارا ناشی‌ از این‌ حیوانات‌ می‌دانند. هنر تركی‌، حتی‌ در دوره‌ اسلامی‌، از لحاظ‌ مضامینِ مرتبط‌ با حیوانات‌ نسبتاً غنی‌ بوده‌ است‌. شماری‌ از تصاویر كلیشه‌ای‌ روی‌ پارچه‌ها، گلدوزیها و بافته‌ها، نقش‌ونگار حیوانات‌اند. تنها عنصر تزئینی‌ روی‌ نوعی‌ سجاده‌ ــ كه‌ از قدیم‌ترین‌ انواع‌ این‌ شی‌ء آیینی‌ است‌ ــ شبیه‌سازی‌ نقش‌ونگار پوست‌ حیوانات‌ (گوسفند، گوزن‌، بز، خرس‌) است‌. ظاهراً این‌ نوع‌ تزئین‌ نمایانگر مرحله‌ای‌ انتقالی‌ میان‌ استفاده‌ از پوست‌ واقعی‌ حیوان‌ ( به‌عنوان‌ سجاده‌ ) و مرحله‌ استفاده‌ از سجاده‌های‌ منقش‌ به‌ تصاویری‌ از این‌ دنیا بوده‌ است‌ ( رجوع كنید به دورول‌ ، ص‌ 65ـ66، تصویر 40 و 41). در تصویرگری‌ آثار پرطرفدار ولی‌ گمنام‌ و در آثار هنرمندان‌ مشهور (طرحها، نقاشیها و نگاره‌ها)، حیوانات‌ غالباً به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ با مضامین‌ تصنعی‌ و حتی‌ انتزاعی‌ ترسیم‌ شده‌اند، با تصاویر كاملاً واقع‌گرایانه‌ در متن‌ زندگی‌ روزمره‌ نیز نشسته‌اند، مانند صحنه‌های‌ شكار، پرورش‌ دام‌، رام‌ كردن‌ حیوانات‌ و غیره‌ ( رجوع كنید به ایوب‌ اوغلو و ایپشیر اوغلو ، > در باره‌ آلبوم‌ فاتح‌ < ؛ آكسل‌ ، 1960). منابع‌: (1) ابوبكربن‌ عبداللّه‌ دواداری‌، كنزالدرر ، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ طوپقاپی‌سرای‌ استانبول‌، مجموعه‌ احمد ثالث‌، ش‌ 2932؛ (2) Malik Aksel, Anadolu halk resimleri , Istanbul 1960; (3) Ali R za, "Anadolu , da Bozkurt", in Halk bilgisi haberleri ) = HBH ), vol.1-2, 1930; (4) Oktay Aslanapa, Turkish arts , Istanbul [n.d.(; (5) Ahat O. Bikkul, "Topkap Saray nda has ah r", Gدzel sanatlar , v (1949), 118-131; (6) P. N. Boratav, "Les histoires d , ours en Anatolie", Folklore fellows , communication , no. 152 (1955); (7) Y. Z. Demirciog §lu, Yدrدkler ve kخylدlerde hika yeler, masallar , Istanbul 1934; (8) Yusuf Durul, "Tدrkmen, Yدrدk, Af ar hal ve kilim motifleri دzerinde bir ara t rma", Tدrk etnografya dergisi , II (1957); (9) EI 2 , s.v v. "Ergenekon" (by P. N. Boratov), "Djinn"; (10) S. N. Ergun, Tدrk airleri , Istanbul )n.d.(; (11) S. Eyubog §lu and M.S.I ¬p irog §lu, Sur l , Album du Conquإrant , Istanbul )n.d.]; (12) Abdدlba ki Gخlp narl , Yunus Emre vetasavvuf , Istanbul 1961; (13) H ¤a ¦djim Sult ¤a ¦n, Vila ¦yetn ¦ame , ed. R.Tschudi and G.Jacob, Berlin1914; (14) I ¬stanbul Ansiklopedisi , Istanbul 1958- ; (15) Kita ¦b-i Dede K ¤ork ¤ut , ed. and tr. E. Rossi, Vatican 1952; (16) H. Z. Ko ay, "Hayvanc l k", Tدrk etnografya dergisi , III (1958); (17) J.P. Roux, "La faune et la flore dans les sociإtإs altaفques", doctoral thesis (in the press); (18) ـ Ali B . Mu ¦sa ¦Sدfl Derv , Manak  b-  Hac  Bekta -Vel   ) Vila yet-na me ), ed. Abdدlba ki Gخlp narl , Istanbul 1958, tr. E. Gross, Leipzig 1927; برای‌ افسانه‌ها، باورها، و رسوم‌ مربوط‌ به‌ دنیای‌ حیوانات‌ رجوع كنید بهP. N. Boratav, "Tدrk folklor ara t rmalar ", Oriens , x (1957 ff), و كتاب‌شناسیهای‌ تدوین‌ شده‌ از همو در پایان‌ فصلهای‌ L , إpopإe et la "h ¤ika ¦ye", Le conte et la legende , در (19) Philologiae Turcicae fundementa , II , 38-44 and 62-67. / پرتو نایلی‌ بوراتاو ( د. اسلام‌ )/ 2) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) اشارات‌ قرآنی‌ ب‌) در آثار دانشمندان‌ الف‌) اشارات‌ قرآنی‌. غیر از مثلهایی‌ كه‌ ذكر شد ( رجوع كنید بهبخش‌ 1، ه ) ، در ادبیات‌ عامیانه‌ عربستان‌ باستان‌، به‌ شكلی‌ كه‌ به‌ ما رسیده‌، به‌ ندرت‌ اثری‌ از داستانهای‌ جانوران‌ می‌توان‌ یافت‌ ( رجوع كنید بهادامه‌ مقاله‌). حداكثر افسانه‌هایی‌ در باره‌ آفرینش‌ یا تغییر ماهیت‌ و استحاله‌ برخی‌ حیوانات‌ می‌یابیم‌، از جمله‌ اینكه‌ موش‌ (فَأرَه‌) همسر یك‌ آسیابان‌ یا زنی‌ یهودی‌ بوده‌ كه‌ به‌ موش‌ بدل‌ شده‌ است‌ و برخی‌ سوسمارها نیز سابقاً مأمور وصول‌ مالیات‌ بوده‌اند (جاحظ‌، 1955، ص‌ 104ـ 105، ش‌ 206). موضوع‌ استحاله‌ حیوانات‌ (مسخ‌ * ) حتی‌ در دین‌ اسلام‌ نیز اهمیت‌ خاصی‌ دارد و این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ ظاهراً مسئله‌ را حل‌ كرده‌ است‌، زیرا مكرراً اعلام‌ می‌دارد كه‌ خداوند جانوران‌ را آفرید (بقره‌: 164؛ لقمان‌: 10؛ شوری‌': 29؛ زُخرُف‌: 12؛ جاثیه‌: 3) كه‌ ( در آغاز ) از آب‌ خلق‌ شدند (نور: 45) و از هر چیز یك‌ جفت‌ آفرید (ذاریات‌: 49). نقطه‌ مقابل‌ واژه‌ «دابَّه‌» (جمع‌ آن‌: دوابّ) ــ كه‌ در اینجا به‌ جای‌ حَیوان‌ به‌كار رفته‌ و مشخصاً بر حیوانات‌ باركش‌ و حیوانات‌ اهلی‌ دلالت‌ دارد ــ در آیه‌هایی‌ كه‌ به‌ منظور تأكید بر عنایت‌ و انعام‌ الاهی‌ نازل‌ شده‌، اصطلاح‌ «انعام‌» است‌ به‌ مفهوم‌ چهارپایان‌ اهلی‌ كه‌ خداوند هشت‌ جفت‌ از آنها را فرو فرستاد (زمر: 6؛ فرقان‌: 48ـ49؛ یس‌: 71؛ ( انعام‌: 142ـ144 ) ) ( و آنها را برای‌ انسان‌ و به‌ منفعت‌ او آفرید (نحل‌: 5 ـ 8) ) . اما برخی‌ آیات‌، باورهای‌ قدیم‌ در باره‌ استحاله‌ موقت‌ یا دائمی‌ برخی‌ انسانها به‌ حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، از جمله‌: «كسانی‌ كه‌ خداوند آنها را لعنت‌ كرده‌ و بر آنها خشم‌ گرفته‌ و آنها را به‌ میمون‌ و خوك‌ تبدیل‌ كرده‌ است‌» (مائده‌:60)، یا «ما خطاب‌ به‌ آنها (كسانی‌ كه‌ پیمان‌ روز سبت‌ را شكستند) گفتیم‌: بوزینگانی‌ طرد شده‌ باشید» (بقره‌: 65؛ نیز رجوع كنید به اعراف‌: 166). مفسران‌ قرآن‌ دو مسئله‌ را باید حل‌ می‌كردند: نخست‌ اینكه‌ مشخص‌ كنند آیه‌های‌ مذكور به‌ كدام‌ رویدادها اشاره‌ می‌كنند و دوم‌ سرنوشت‌ مقدَّرِ این‌ موجودات‌ مسخ‌ شده‌ را بررسی‌ كنند. بدیهی‌ است‌ كه‌ پاسخهای‌ بسیاری‌ برای‌ مسئله‌ نخست‌ یافت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ به‌ عقیده‌ كسائی‌ (ص‌ 274 و بعد)، میمونها افرادی‌ از بنی‌اسرائیل‌ بودند كه‌ در عهد داوود علیه‌السلام‌ بر اثر شكار و پختن‌ ماهی‌ در روز شنبه‌ به‌ میمون‌ بدل‌ شدند و خوكها (همان‌، ص‌ 307) معاصران‌ مسیح‌اند كه‌ به‌ او اعتقاد نداشتند. كسائی‌، پیرو دیگر مؤلفان‌، معتقد است‌ حیواناتی‌ كه‌ از این‌ استحاله‌ها پدید آمدند زاد و ولد كردند و تكثیر شدند اما برخی‌ دیگر، برعكس‌ بر این‌ باورند كه‌ آنها بدون‌ عقبه‌ و اولاد از بین‌ رفتند. بدین‌ معنا كه‌ خداوند انواع‌ مورد بحث‌ را به‌طور مستقل‌ خلق‌ كرده‌ بود ( رجوع كنید به جاحظ‌، 1388، ج‌ 4، ص‌ 68؛ ( نیز رجوع كنید بهبوزینه‌ * ) ). اعتقاد به‌ آفرینش‌ انواع‌ از طریق‌ مسخ‌ یا تبدیل‌ برخی‌ حیوانات‌ به‌ انواع‌ دیگر هنوز وجود دارد (مثلاً ماسه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 185 به‌ بعد). موضوع‌ مسخ‌ با اعتقاد به‌ تناسخ‌ روح‌ پیوند نزدیكی‌ دارد یا دست‌كم‌ برخی‌ فرقه‌ها و متكلمانی‌ كه‌ حلول‌ روح‌ به‌ پیكر حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ را باور دارند ( رجوع كنید به حلول‌ و اتحاد * ؛ تناسخ‌ * ). در عین‌ حال‌ باید گفت‌ كه‌ دابّه‌الارض‌ * در معادشناسی‌ اسلام‌ با روز قیامت‌ مرتبط‌ است‌ و مفسران‌ از این‌ آیه‌ قرآن‌: «هیچ‌ جنبده‌ای‌ در زمین‌ نیست‌ و نه‌ پرنده‌ای‌ كه‌ به‌ دو بالش‌ بپرد مگر آنكه‌ امتهایی‌ همانند شما هستند... سپس‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ بر انگیخته‌ می‌شوند» (انعام‌: 38)، این‌گونه‌ برداشت‌ می‌كنند كه‌ حیوانات‌ نیز حشر و قیامت‌ را تجربه‌ می‌كنند ( رجوع كنید به قیامت‌ * ). علاوه‌ بر این‌، قرآن‌ كه‌ از چندین‌ گونه‌ جانور نام‌ می‌برد، حاوی‌ پنج‌ سوره‌ با نام‌ جانوران‌ است‌: بقره‌ (گاو)، نحل‌ (زنبور)، نمل‌ (مورچه‌)، عنكبوت‌ و فیل‌ و بدین‌ طریق‌، كوچك‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ جانوران‌ را شامل‌ می‌شود. منابع‌: (20) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (21) ( عمربن‌ بحر جاحظ‌، التربیع‌ و التدویر ، چاپ‌ شارل‌ پلا، دمشق‌ 1955 ) ؛ (22) همو، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (23) محمدبن‌ عبداللّه‌ كسائی‌، قصص‌ الانبیاء ؛ (24) H. Massإ, Croyances et coutumes persanes , Paris 1938. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / ب‌) در آثار دانشمندان‌. در سطحی‌ علمی‌ ممكن‌ است‌ این‌ اندیشه‌ به‌ ذهن‌ خطور كند كه‌ آن‌ دسته‌ از آثار ارسطو، بنیانگذار جانورشناسی‌ عقلانی‌، كه‌ به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ داشته‌، به‌ آن‌ گروه‌ از محققان‌ مسلمان‌ كه‌ مایل‌ بودند از علوم‌ یونانی‌ بهره‌ گیرند، امكان‌ داد تا به‌ پیشرفت‌ عظیمی‌ در اطلاع‌ از قلمرو حیوانات‌ دست‌ یابند و جانورشناسی‌ را همگام‌ با علومی‌ همچون‌ جغرافیا، ریاضیات‌ یا پزشكی‌ توسعه‌ دهند. با اینكه‌ یحیی‌بن‌ بطریق‌ كتاب‌ > تاریخ‌ جانوران‌ < ارسطو را ( با عنوان‌ الحیوان‌ ( طباع‌ الحیوان‌ ) ) ترجمه‌ كرد (سده‌ دوم‌ ـ سوم‌/ هشتم‌ ـ نهم‌)، جانورشناسی‌ هرگز رشته‌ای‌ پرطرفدار نبود؛ و این‌ نكته‌ شایان‌ توجه‌ است‌ كه‌ جای‌ پیوسته‌ محدودتری‌ را در طبقه‌بندیهای‌ نظری‌ گوناگون‌ علوم‌ اشغال‌ می‌كرد. جانورشناسی‌ در طبقه‌بندی‌ ارسطو بخشی‌ از طبیعیات‌ است‌ كه‌ به‌ روان‌شناسی‌ مربوط‌ می‌شود و در احصاءالعلوم‌ فارابی‌ (ص‌ 99) آن‌ را همچنان‌ در میان‌ علوم‌ جسمانی‌ و طبیعی‌ ( العلم‌ الطبیعی‌ ) می‌یابیم‌ ( رجوع كنید به گارده‌ و قنواتی‌ ، ص‌ 106؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 192). جانورشناسی‌ در رسائل‌ اخوان‌الصفا (ج‌ 2، ص‌ 178ـ 305) در هیئت‌ علمی‌ مستقل‌ ظاهر می‌شود و در مفاتیح‌ العلوم‌ خوارزمی‌ در زمره‌ علوم‌ «عجمی‌» طبقه‌بندی‌ می‌شود (گارده‌ و قنواتی‌، ص‌ 111؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 199ـ200) اما در احیاء علوم‌الدین‌ غزالی‌ (همان‌، ص‌ 117؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 208) یا در مقدمه‌ ابن‌خلدون‌ دیگر وجود ندارد (همان‌، ص‌ 123ـ124؛ ترجمه‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 216ـ217). همچنین‌ ظاهراً قَلقَشَندی‌ نیز به‌ آن‌ توجهی‌ نداشته‌ است‌ زیرا به‌طور اخص‌ هیچ‌ اثر جانورشناسی‌ در میان‌ > «آثار كلاسیك‌ نویسندگان‌ مصری‌» < ذكر نشده‌ است‌ (ویت‌ ، ص‌ 50 ـ53). توضیح‌ علت‌ این‌ بی‌اعتنایی‌ فزاینده‌ به‌ جانورشناسی‌ در میان‌ متفكران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌، به‌ ویژه‌ با در نظر گرفتن‌ توجهی‌ كه‌ در فقه‌ به‌ حیوانات‌ شده‌، بسیار دشوار است‌ اما این‌ وضع‌ احتمالاً تا حد زیادی‌ ناشی‌ از فقدان‌ پژوهش‌ مدون‌ و آثار تخصصی‌ واقعاً علمی‌ است‌، هرچند وجود باغهای‌ جانوران‌ (حَیرالوَحش‌) ــ كه‌ در آنها نادرترین‌ و درنده‌ترین‌ گونه‌های‌ حیوانات‌ را با صرف‌ هزینه‌ گزاف‌ گردآوری‌ كرده‌ بودند ( رجوع كنید بهمتز ، ص‌ 383، ترجمه‌ انگلیسی‌، ص‌ 404ـ 405، كه‌ در آن‌ ایجاد درگیری‌ و نزاع‌ عمدی‌ ( میان‌ حیوانات‌ ) نیز ذكر شده‌ است‌) ــ می‌بایست‌ كنجكاوی‌ محققان‌ را برمی‌انگیخت‌ و آنان‌ را به‌ مطالعات‌ جامع‌ ترغیب‌ می‌كرد. اما جانورشناسی‌ میان‌ مسلمانان‌ در سطح‌ ادبی‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ در مرحله‌ مذهبی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ جانورشناسی‌ موجود در آثار مؤلفانی‌ را كه‌ كوشیدند به‌ حقایقی‌ كه‌ پیش‌تر كشف‌ شده‌ بود نظم‌ دهند و آنها را به‌صورت‌ الفبایی‌ فهرست‌ كنند، نمی‌توان‌ توصیفی‌ نامید. باعثِ ساده‌اندیش‌ این‌ نقص‌ به‌ احتمال‌ بسیار، جاحظ‌، مؤلف‌ اثر عظیم‌ كتاب‌ الحیوان‌ است‌ كه‌ آن‌گونه‌ كه‌ خود اظهار كرده‌ هدف‌ از تألیف‌ آن‌ نه‌ مطالعه‌ علمی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، بلكه‌ اثبات‌ وجود خالق‌ از طریق‌ مشاهده‌ مخلوق‌ (ج‌ 2، ص‌ 109 به‌ بعد، ج‌ 3، ص‌ 209 به‌ بعد) و تجلیل‌ از حكمت‌ الاهی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ چیز را بی‌فایده‌ یا زیانمند خلق‌ نكرده‌ است‌، از جمله‌ فایده‌ حیوانات‌ خطرناك‌ یا موذی‌ كه‌ كشتن‌ آنها مجاز است‌ (ج‌ 1، ص‌ 307ـ 308)، در واقع‌ امتحان‌ انسانهاست‌ (ج‌ 3، ص‌300). جاحظ‌ كاملاً با ارسطو آشنا بوده‌ و گاه‌ از او انتقاد (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 17) و گاه‌ مفصلاً از او نقل‌قول‌ كرده‌ ( رجوع كنید به حاجری‌، 1953 و سالهای‌ بعد) اما بر این‌ باور است‌ كه‌ هر چه‌ در آثار جانورشناسی «فلاسفه‌» وجود دارد، برای‌ اعراب‌ چادرنشین‌ (بدویها) عملاً شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌ (جاحظ‌، ج‌ 3، ص‌ 268) و بنابراین‌، وی‌ هیچ‌ نیازی‌ به‌ توسل‌ به‌ اندیشه‌های‌ یونانیان‌ ندارد. از این‌روست‌ كه‌ هرچند صاحب‌ المنطق‌ را ستوده‌، به‌ شیوه‌ای‌ نسبتاً منفی‌ و غیرقابل‌ درك‌ اصول‌ طبقه‌بندی‌ ارسطو را آگاهانه‌ نادیده‌ گرفته‌ است‌ ( رجوع كنید به > در باره‌ اجزاء جانوران‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 66؛ ( عنوان‌ عربی‌: اجزاءالحیوان‌ ) ) تا به‌ یك‌ تجربه‌گرایی‌ بدوی‌ وفادار بماند. جاحظ‌ پس‌ از تقسیم‌ مخلوقات‌ به‌ سه‌ دسته‌ متّفق‌، مختلف‌ و متضاد، و پس‌ از ابراز تردیدهایی‌ در مورد جایگاه‌ ستارگان‌ و عناصر اربعه‌ و غیره‌، مواد غیرآلی‌ (جماد) و مواد آلی‌ (نامی‌) را مشخص‌ كرده‌ است‌. سپس‌ بخش‌ آلی‌ را به‌ دو «قلمرو»، حیوان‌ (حَیوان‌) و گیاه‌ (نبات‌)، تقسیم‌ نموده‌ است‌. قلمرو حیوانی‌ را نیز بنا بر نوع‌ حركت‌ حیوان‌ به‌ چهار شاخه‌ تقسیم‌ كرده‌ است‌: حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند (ما یمشی‌)، پرواز می‌كنند (ما یطیر)، شنا می‌كنند (ما یسبَح‌) و می‌خزند (ما ینساح‌؛ ج‌ 1، ص‌ 26ـ 27). این‌ طبقه‌بندی‌ كه‌ صرفاً بر مبنای‌ مشاهده‌ ظاهری‌ صورت‌ گرفته‌، همان‌ تقسیم‌بندی‌ تورات‌ است‌ (كتاب‌ اول‌ پادشاهان‌، 4:33: «سلیمان‌ از بهائم‌، مرغان‌، حشرات‌ و ماهیان‌ نیز سخن‌ گفت‌») و با یكی‌ از معیارهای‌ طبقه‌بندی‌ افلاطونی‌ مطابقت‌ دارد. جاحظ‌ پس‌ از این‌ طبقه‌بندی‌، با برخی‌ اشكالات‌ و آشفتگیها روبه‌رو می‌شد، زیرا نه‌ تنها پذیرفت‌ كه‌ تقسیم‌بندی‌ او عقلایی‌ نیست‌ (زیرا مجبور شده‌ شترمرغ‌ را از «دسته‌» پرندگان‌ خارج‌ سازد و در عین‌ حال‌ خفاش‌ را در آن‌ دسته‌ قرار دهد)، بلكه‌ چون‌ نتوانست‌ در تعریف‌ صفات‌ اصلی‌ گونه‌ها و جنسها از جزء به‌ كل‌ برسد، می‌بایست‌ از تلاش‌ برای‌ تقسیم‌بندیهای‌ كاملاً دقیق‌ دست‌ می‌كشید. او سرانجام‌ معیارهای‌ كاربردی‌ و عادات‌ زندگی‌ را به‌ هم‌ آمیخت‌ تا گونه‌ها را معین‌ سازد و هرچند تصور مبهمی‌ از «رسته‌ها» و «خانواده‌ها» و «جنسها»، در طبقه‌بندی‌ روشمند امروزی‌، داشت‌، به‌طور كلی‌ به‌ گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ چهار دسته‌ مذكور تقسیم‌ كرده‌ بود، وفادار ماند: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند: انسانها (ناس‌)، بهائم‌ (چهارپایان‌ غیر گوشتخوار، چه‌ اهلی‌ چه‌ وحشی‌)، سِباع‌ (حیوانات‌ درنده‌، یعنی‌ گوشتخوار، اهلی‌ یا وحشی‌)، حشرات‌ بدون‌ بال‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ پرواز می‌كنند. اینها سه‌ «رسته‌»اند: 1) پرندگان‌ گوشتخوار (سباع‌) كه‌ خود تقسیم‌ می‌شوند به‌ باشكوه‌ (احرار، یعنی‌ پرندگان‌ شكاری‌ بزرگ‌، نظیر عقاب‌، كركس‌ و غیره‌)، معمولی‌ (بُغاث‌ كه‌ امكانات‌ دفاعی‌ كمتری‌ دارند) و پرندگان‌ كوچكی‌ كه‌ از حشرات‌ تغذیه‌ می‌كنند؛ 2) پرندگانی‌ كه‌ بهیمه‌اند، یعنی‌ به‌طوركلی‌ دانه‌خوارند و برای‌ حفاظت‌ خود می‌گریزند؛ 3) هَمَج‌، حشرات‌ بالدار. وی‌ در اثنای‌ كار به‌گونه‌های‌ مختلف‌ خزندگان‌ برخورد كرده‌، اما آنها را در هیچیك‌ از طبقات‌ جانوران‌ قرار نداده‌ است‌. به‌ همین‌ ترتیب‌، ماهیان‌ را ــ كه‌ پستاندارانی‌ نظیر وال‌ (نهنگ‌) را نیز آگاهانه‌ از جمله‌ آنها شمرده‌ ــ طبقه‌بندی‌ نكرده‌ و در هر مورد گفته‌ كه‌ شواهد معتبر كافی‌ در اشعار قدیم‌ نیافته‌ و گزارش‌ دریانوردان‌ را قابل‌ اعتماد ندانسته‌ است‌ (ج‌ 6، ص‌ 16). ویژگی‌ كتاب‌ الحیوان‌ ، كه‌ اثری‌ ادبی‌ و نه‌ اثری‌ در باره‌ علوم‌ طبیعی‌ است‌، به‌ هم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌ عظیم‌ آن‌ است‌. منابع‌ این‌ كتاب‌ بسیار متنوع‌اند اما مهم‌ترین‌ آنها را اطلاعات‌ ادبی‌ تشكیل‌ می‌دهد كه‌ محققان‌ سده‌های‌ دوم‌ و سوم‌/ هشتم‌ و نهم‌ آنها را گردآورده‌اند و با روایات‌ شفاهی‌ و اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از گفتگوها و مشاهدات‌ روزمره‌ و نیز آزمایشهای‌ كوچكی‌ كه‌ خود مؤلف‌ یا دوستان‌ معتزلی‌ او انجام‌ داده‌اند، غنی‌ كرده‌اند. از جمله‌ آزمایشها، بررسی‌ تأثیر مشروبات‌ الكلی‌ بر حیوانات‌ (ج‌ 2، ص‌ 228ـ229) یا تحقیقات‌ او در مورد پدید آمدن‌ موجوداتی‌ چون‌ مگسها از مواد طبیعت‌ است‌ (ج‌ 3، ص‌ 348)؛ وی‌ از مدافعان‌ سرسخت‌ آن‌ بود (مثلاً ج‌ 3، ص‌ 372، ج‌ 5، ص‌ 371) و در مقابل‌ ادعای‌ كسانی‌ قرار داشت‌ كه‌ منكر آن‌ و بر این‌ اعتقاد بودند كه‌ حیوان‌ تنها از حیوانی‌ دیگر به‌ وجود می‌آید (ج‌ 5، ص‌ 349). جاحظ‌ علاقه‌ خاصی‌ به‌ حیوانات‌ دو رگه‌ داشت‌ و رساله‌ای‌ را به‌ قاطر اختصاص‌ داده‌ كه‌ در پی‌ كتاب‌ الحیوان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. او به‌ پیروی‌ از روش‌ ارسطو ــ كه‌ جانورشناسی‌ را با مطالعه‌ روح‌ مرتبط‌ كرده‌ ــ در اثرش‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ روان‌شناسی‌ حیوانات‌ آورده‌ (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 69ـ70 در باره‌ كِبر) و با قائل‌ شدن‌ اهمیت‌ ویژه‌ برای‌ تأثیر محیط‌، به‌شرح‌ عقایدی‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ خالی‌ از اهمیت‌ نیست‌. در مجموع‌ تقریباً 350 حیوان‌ را به‌ شیوه‌ای‌ كمابیش‌ عمیق‌، اما همواره‌ بی‌نظم‌ و غیرروشمند، بررسی‌ كرده‌ است‌. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ موضوع‌ موردنظر در این‌ انبوه‌ اطلاعات‌، باید از نمایه‌ فوق‌العاده‌ای‌ كه‌ در ویراست‌ عبدالسلام‌ هارون‌ عرضه‌ شده‌، استفاده‌ كرد. بدین‌ترتیب‌، سنجش‌ میزان‌ دانش‌ جانورشناسی‌ عربهای‌ قدیم‌ امكان‌پذیر می‌شود و می‌توان‌ از عقاید آنها در باره‌ برخی‌ گونه‌های‌ حیوانی‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد. جاحظ‌، به‌ عنوان‌ یك‌ معتزلی معتقد، همه‌ چیز را با معیار خِرَد محك‌ زده‌ و ضمناً كوشیده‌ است‌ بطلان‌ برخی‌ افسانه‌ها را نشان‌ دهد (مثلاً، ج‌ 2، ص‌ 14) و اندیشه‌های‌ شخصی‌ خود را با روایاتی‌ كه‌ نقل‌ كرده‌ درهم‌ آمیزد. اگر سبك‌ نگارش‌ او این‌گونه‌ آشفته‌ و بی‌نظم‌ نبود، می‌شد جاحظ‌ را در جایگاه‌ افتخارآمیزی‌ میان‌ ارسطو و بوفون‌ ( طبیعیدان‌ فرانسوی‌، 1707ـ 1788 ) قرار داد. هر چند عسكری‌ به‌ بیان‌ جاحظ‌، تا حدی‌، نظم‌ و قاعده‌ بخشیده‌ و مطالب‌ را به‌ شكلی‌ مرتب‌تر در كتاب‌ الصناعتین‌ آورده‌ است‌، اما كتاب‌ الحیوان‌ و جانورشناسی‌ به‌طوركلی‌ برای‌ نویسندگان‌ پس‌ از وی‌ چندان‌ منبع‌ الهام‌ نشد. در زمان‌ شكوفایی‌ ادب‌ ، ابن‌قُتیبه‌ در كتاب‌ عیون‌ الاخبار (ج‌ 1، جزء 2، ص‌ 153ـ 163) و كمی‌ بعد ابوحیان‌ توحیدی‌ در كتاب‌ الامتاع‌ (ج‌ 1، ص‌ 159ـ 195) بخشهایی‌ را به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ دادند اما آنها را طبقه‌بندی‌ علمی‌ نكردند. دایره‌المعارفهای‌ معروف‌، از جمله‌ المُسْتَطْرف‌ اِبْشیهی‌ (ج‌ 2، ص‌ 211ـ274)، نیز به‌ روشی‌ مشابه‌ عمل‌ كردند. از سوی‌ دیگر، اِخوان‌الصفا در انتهای‌ بخش‌ دوم‌ رسائل‌ ( رجوع كنید به ج‌ 2، ص‌ 24ـ395) خود، سلسله‌ مراتب‌ مخلوقات‌ را به‌ وضوح‌ ذكر كرده‌اند كه‌ به‌ ترتیب‌ صعودی‌ عبارت‌اند از: مواد معدنی‌، نباتات‌، حیوانات‌، انسان‌، موجودات‌ آسمانی‌، در هریك‌ از این‌ طبقات‌، بالاترین‌ مرتبه‌ به‌ پایین‌ترین‌ مرتبه‌ طبقه‌ بعد نزدیك‌ است‌؛ از این‌رو نخل‌ كه‌ به‌ بالاترین‌ مرتبه‌ نباتات‌ تعلق‌ دارد، در فاصله‌ بسیار كمی‌ از حلزون‌ كه‌ تنها دارای‌ حس‌ لامسه‌ است‌، قرار دارد زیرا حكمت‌ الاهی‌ به‌ یك‌ حیوان‌ اندامهایی‌ را كه‌ بدانها نیاز ندارد، عطا نمی‌كند. بالاترین‌ مكان‌ در میان‌ حیوانات‌ از آنِ میمون‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ وحشی‌ كه‌ در پایین‌ترین‌ مرتبه‌ زیرگروه‌ بعدی‌ قرار گرفته‌، نزدیك‌ است‌. انسان‌ طبقه‌ مجزایی‌ را تشكیل‌ می‌دهد زیرا به‌ تنهایی‌ مالك‌ همه‌ امتیازاتی‌ است‌ كه‌ به‌طور جداگانه‌ به‌ حیوانات‌ عطا شده‌ است‌. سرانجام‌ در قرن‌ هفتم‌، قزوینی‌ (متوفی‌ 682) به‌ استفاده‌ روشمند از اندیشه‌های‌ پیشینیان‌ مبادرت‌ كرد و رساله‌ای‌ در باب‌ جانورشناسی‌ در عجائب‌ المخلوقات‌ ِ خود گنجاند. او موجودات‌ زنده‌ را به‌ سه‌ قلمرو تقسیم‌ كرد، حیوانات‌ را در بالاترین‌ مرتبه‌ قرار داد و برای‌ روشهای‌ دفاعی‌ آنها كه‌ به‌ عنوان‌ معیار طبقه‌بندی‌ به‌ كار برد، اهمیت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ قائل‌ شد: الف‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ قدرت‌ خود دشمنان‌ را می‌رانند، مانند شیر یا فیل‌. ب‌) حیواناتی‌ كه‌ با گریز از دشمن‌ از خود دفاع‌ می‌كنند، نظیر آهو، خرگوش‌، پرندگان‌. ج‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ وسایل‌ دفاعی‌ ویژه‌ای‌ مجهزند، نظیر خارپشت‌. د) حیواناتی‌ كه‌ در محیطی‌ محفوظ‌ (حصن‌) زندگی‌ می‌كنند، نظیر موش‌ یا مار. اما پس‌ از آن‌ حیوانات‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ كرد: انسان‌؛ جنّیان‌؛ دَوابّ (اسب‌، قاطر، خر)؛ حیوانات‌ اهلی‌ (نَعَم‌)؛ حیوانات‌ وحشی‌؛ پرندگان‌؛ حشرات‌، خزندگان‌ و غیره‌. او سه‌ بخش‌ آخر رساله‌ خود را به‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ حیوانات‌ به‌ترتیب‌ الفبایی‌ اختصاص‌ داد. در آنها برخی‌ اظهارات‌ كلی‌ و كاملاً غیرعلمی‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خواص‌ جادویی‌ یا دارویی‌ اندامهای‌ مختلف‌ حیوان‌ ذكر شده‌ است‌. این‌ اثر در قیاس‌ با اثر جاحظ‌، حاكی‌ از تنزلی‌ آشكار است‌. همین‌ مطلب‌ را، در سطحی‌ واقعاً علمی‌، در باره‌ حیات‌ الحَیوان‌ الكُبری‌' تألیف‌ دَمیری‌ (متوفی‌ 808) نیز می‌توان‌ گفت‌ كه‌ طبقه‌بندی‌ جدیدی‌ نكرده‌ بلكه‌ به‌ بازآفرینی‌ اثر جاحظ‌ ( كتاب‌ الحیوان‌ ) بسنده‌ نموده‌ است‌، اما به‌ صورتی‌ مفید در یادداشتهایی‌ كه‌ برحسب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ شده‌اند، این‌ موارد را ذكر كرده‌ است‌: نكاتی‌ در باره‌ واژه‌شناسی‌ تاریخی‌، روایتهای‌ گوناگون‌، جایگاه‌ فقهی‌ حیوان‌ موردبحث‌ (با ذكر نظریات‌ فقهای‌ مذاهب‌ مختلف‌)، مَثَلهایی‌ كه‌ با الهام‌ از هر حیوان‌ به‌ وجود آمده‌، خواص‌ جادویی‌ یا درمانی‌ اندامهای‌ آن‌، و تعبیر خوابهایی‌ كه‌ این‌ حیوان‌ در آنها ظاهر می‌شود. گاه‌ پزشكان‌ یا طبیعی‌دانهایی‌ چون‌ ابن‌بختیشوع‌ ( كتاب‌ منافع‌ الحیوان‌ )، ابن‌بیطار و انطاكی‌ به‌ حیوانات‌ نیز توجه‌ نشان‌ داده‌اند اما تنها شاخه‌های‌ جانورشناسی‌ كه‌ واقعاً موضوع‌ مطالعات‌ عمیق‌ و منظم‌ قرار گرفته‌، اسب‌شناسی‌ ( رجوع كنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Faras" )، نعلبندی‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Khayl" ؛ نیز رجوع كنید به اسب‌ * ) و نیز كاربرد پرنده‌شناسی‌ در حوزه‌ مربوط‌ به‌ پرندگان‌ شكاری‌ بوده‌است‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Bayzara" ؛ نیز رجوع كنید بهبازداری‌ * ). تا آنجا كه‌ مؤلف‌ می‌داند، در خارج‌ از حوزه‌ زبان‌ عربی محض‌ هیچ‌ اثر اصیلی‌ یافت‌ نشده‌ است‌. عدنان‌ آدیوار (ص‌ 15، 76، 91) فقط‌ از یك‌ ترجمه‌ تركی‌ از حیات‌ الحیوان‌ كار یكی‌ از معاصران‌ دمیری‌ به‌ نام‌ محمدبن‌ سلیمان‌ با افزودن‌ مطالبی‌ به‌ آن‌ و از كتاب‌ تحفه‌الزمان‌ و خَریده‌الاَوان‌ نوشته‌ مصطفی‌بن‌ علی‌ الموقِّت‌، دایره‌المعارف‌نویس‌ ترك‌، كه‌ حاوی‌ یك‌ نظام‌ جانورشناسی‌ بر اساس‌ نظریات‌ دمیری‌ و قزوینی‌ است‌، و از ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از حیات‌الحیوان‌ یاد كرده‌ كه‌ حكیم‌شاه‌ قزوینی‌ برای‌ سلیم‌ اول‌ انجام‌ داده‌ است‌. سرانجام‌ حزین‌ لاهیجی‌، نویسنده‌ ایرانی‌، یك‌ كتاب‌ جانورشناسی‌ به‌ نام‌ خواص‌الحیوان‌ در قرن‌ دوازدهم‌ تألیف‌ كرده‌ است‌ ( با عنوان‌ رساله‌ خواصّالحیوانات‌ در رسائل‌ حزین‌ لاهیجی‌ (ص‌ 265ـ 326)، تهران‌ 1377 ش‌، چاپ‌ شده‌ است‌ ) . منابع‌: (25) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدّس‌. عهد عتیق‌؛ (26) ( محمدبن‌ احمد ابشیهی‌، المستطرف‌ فی‌ كلّ فنّ مستطرف‌ ، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ 1406/1986، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1368 ش‌؛ (27) ابن‌قتیبه‌، كتاب‌ عیون‌الاخبار ، بیروت‌: دارالكتاب‌العربی‌، بی‌تا.؛ (28) ابوحیان‌ توحیدی‌، كتاب‌الامتاع‌ و المؤانسه‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، بیروت‌، بی‌تا.؛ (29) اخوان‌ الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلاّ ن‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا. ) ؛ (30) عمربن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ 1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (31) ط‌ . حاجری‌، «تخریج‌ نصوص‌ ارسطاطالیه‌ من‌ كتاب‌الحیوان‌ للجاحظ‌»، مجله‌ كلیه‌ الاداب‌ ، (1953 به‌ بعد)؛ (32) محمدبن‌ محمد فارابی‌، احصاءالعلوم‌ ، چاپ‌ عثمان‌ امین‌، قاهره‌ 1949؛ (33) ( لوئی‌ گارده‌ و جورج‌ شحاته‌ قنواتی‌، فلسفه‌ الفكرالدینی‌ بین‌ الاسلام‌ و المسیحیه‌ ، نقله‌ الی‌ العربیه‌ صبحی‌ صالح‌ و فرید جبر، بیروت‌ 1978ـ1983 ) ؛ (34) A. Adnan Advar, Osmanl, Tدrklerinde ilim , Istanbul 1943; (35) A. J. Arberry, "An unknown work on zoology", JRAS , (1937), 481-483; (36) Aristoteles, Parties des animaux , tr. J. M. Le Blond, Paris 1945; (37) EI 2 s.vv. "Bayzara", "Faras", "Khayl" (by F. Virإ); (38) Louis Gardet and Georges C. Anawati, Introduction ب la thإologie musulmane: essai de thإologie comparإe , Paris 1981; (39) A. Hanoteau and A. Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles , Paris 1893, vol.1, 208 ff (جانوران‌ قبایل‌) ; (40) A. Malouf, Arabic zooldict., Cairo 1932 ( راهنمای‌ مفیدی‌ برای‌ شناسایی‌ اسامی‌ جانوران‌) ; (41) Maswani, "Islam , s contribution to zoology and natural history", IC , XII (1938), 328-333; (42) A. Mez, Die Renaissance des Islams , Heidelberg 1922, 429-431, Eng. tr.: The renaissance of Islam , translated by Salahuddin Khuda Bukhsh and D. S. Margoliouth, London 1937, 455-458 and passim; (43) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (44) J. B. Panouse, Les mammifهres du Maroc , Tanglers 1957, 191 ff.; (45) J. J. Rivlin, Gesetz im Koran, Kultus und Ritus , Jerusalem 1934; (46) D.Santillana, Istituzioni , Rome [n.d.], index, II , 665; (47) G. Wiet, "Les classiques du scribe إgyptien au XVe siإcle", SI , XVIII (1963). / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) / 3) جانوران‌ ایران‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ب‌) مناسبات‌ جانوران‌ ج‌) ماهیها د) دوزیستان‌ ه ) خزندگان‌ و) پرندگان‌ و پستانداران‌ ز) بندپایان‌ ح‌) حشرات‌ ط‌) مناطق‌ جانوری‌ ی‌) جانوران‌ انقراض‌ یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌ جانوران‌ ایران‌ را به‌ طور موردی‌ از بررسیهای‌ صورت‌ گرفته‌ در باره‌ دسته‌های‌ گوناگون‌ جانوران‌ می‌شناسیم‌، اما تلاش‌ منظمی‌ برای‌ ثبت‌ سامانمند تمام‌ آنها، آنگونه‌ كه‌ در مورد گیاهان‌ ایران‌ (برای‌ مثال‌ از سوی‌ رشینگر ) انجام‌ شده‌، صورت‌ نگرفته‌ است‌. در ایران‌ برخی‌ دسته‌های‌ بی‌مهرگان‌ به‌طور سامانمند مطالعه‌ شده‌اند؛ همچنین‌ است‌ تمام‌ دسته‌های‌ مهره‌داران‌. اما آثار علمی‌ فراوان‌ و پراكنده‌ است‌؛ بورگس‌ و همكارانش‌ در 1345 ش‌/ 1966 آثار مهم‌ را در یك‌ كتاب‌شناسی‌ مشروح‌ به‌صورت‌ مقدماتی‌ گردآوری‌ كردند؛ كتاب‌شناسی‌ هنری‌فیلد از این‌ اثر نیز مبسوط‌تر است‌. كتاب‌شناسی‌ بشیر آلوس‌ در مورد مهره‌داران‌ عراق‌ و كشورهای‌ همسایه‌ نیز بسیار مفید است‌، كتاب‌شناسیهای‌ آثار مربوط‌ به‌ ماهیان‌، دوزیستان‌ و خزندگان‌ تركیه‌، اثر ابراهیم‌ باران‌ و همكارانش‌ و كتاب‌شناسی‌ پستانداران‌ اثر هانس‌ كومرلوف‌ نیز آثاری‌ جامع‌اند. الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ایران‌. اولین‌ طبیعیدان‌ اروپایی‌ كه‌ به‌ ایران‌ سفر كرد ساموئل‌ گُتلیب‌ گملین‌ بود كه‌ در 1184ـ1186/1770ـ1772 دولت‌ روسیه‌ او را برای‌ سفر اكتشافی‌ به‌ گیلان‌ و مازندران‌ استخدام‌ كرده‌ بود (1774؛ 1784؛ پالاس‌ ، 1811ـ1842). مكتشفان‌ سپسین‌ كه‌ مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كردند از این‌ قرارند: گیوم‌ آ. اُلیویه‌ كه در 1796 راهی‌ اصفهان‌ و تهران‌ شد؛ ادوارد منتریه‌ كه‌ در كوههای‌ طالش‌ كار كرد؛ كارل‌ ادوارد فن‌ اشیوالد (1249ـ 1253؛ 1257/ 1834ـ 1837؛ 1841) كه‌ در طی‌ اكتشافش‌ در كرانه‌های‌ دریای‌ خزر در 1240ـ1242/ 1825ـ1826، در دو ـ سه‌ نقطه‌ در ساحل‌ ایران‌ توقف‌ كرد؛ اشر ـ الوی‌ ، گیاه‌شناس‌ فرانسوی‌ كه‌ از سفرهایش‌ به‌ شیراز، بوشهر، بندرعباس‌، كوههای‌ بختیاری‌، همدان‌، تهران‌، و تبریز مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كرد ولی‌ از عهده‌ توضیح‌ محل‌ دقیق‌ هر نمونه‌ بر نیامد؛ ویلیام‌ ك‌. لفتوس‌ كه‌ در 1265ـ1269/ 1849ـ1852 برخی‌ گونه‌های‌ جانوری‌ را در منطقه‌ مرزی‌ ایران‌ و تركیه‌ جمع‌آوری‌ كرد؛ الكساندر كیسرلینگ‌ كه‌ در 1274ـ1276/ 1858ـ1859 برخی‌ خزندگان‌ و ماهیان‌ خراسان‌ را جمع‌آوری‌ كرد؛ و تئودور كوچی‌ ، مجموعه‌دار گیاهان‌، كه‌ برخی‌ خزندگان‌ را بدون‌ توضیح‌ كافی‌ در مورد مكان‌ آنها، برای‌ موزه‌ تاریخ‌ طبیعی وین‌ برد. ظاهراً فیلیپو دِ فیلیپی‌ نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ مبادرت‌ به‌ گردآوری‌ فهرست‌ تمام‌ مهره‌داران‌ شناخته‌ شده‌ ایران‌ كرد، كه‌ شامل‌ 30 پستاندار، 167 پرنده‌، 39 خزنده‌، 3 دوزیست‌، و 22 ماهی‌ بود. وی‌ همچنین‌ فهرستی‌ از نرم‌تنان‌ خاكی‌ و آب‌ شیرین‌ تهیه‌ كرد. هیئت‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و افغانستان‌ تحت‌ هدایت‌ گلدسمید * چكیده‌ سامان‌مندتر و كامل‌تری‌ را از مهره‌داران‌، به‌ غیر از ماهیان‌، فراهم‌ كرد. ویلیام‌ توماس‌ بلنفورد 89 پستاندار، 383 پرنده‌، 92 خزنده‌ و 9 دوزیست‌ را فهرست‌، و تاریخ‌ طبیعی‌ در ایران‌ را تا 1876 به‌طور علمی‌ بررسی‌ كرد. وی‌ تحلیل‌ توصیفی‌ كوتاهی‌ از جانوران‌ در آن‌ گنجاند و مناسبات‌ میان‌ جانوران‌ نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ و نواحی‌ همسایه‌ را بررسی‌ كرد. پس‌ از مطالعه‌ بلنفورد، آهنگ‌ بررسی‌ جانوران‌ ایران‌ سرعت‌ گرفت‌. زارودنی‌ پرنده‌شناس‌ روس‌، در اواخر سده‌ دوازدهم‌ و اوایل‌ سده‌ سیزدهم‌/ هجدهم‌ و اوایل‌ سده‌ نوزدهم‌ طی‌ سفرهای‌ بسیاری‌ كه‌ به‌ ایران‌ كرد پرنده‌ها و سایر مهره‌داران‌ را جمع‌آوری‌ كرد (زارودنی‌، 1911؛ نیكُلسكی‌ ، 1903؛ همو، 1907)؛ كه‌ بخش‌ اعظم‌ مجموعه‌های‌ او در موزه‌ جانورشناسی‌ سن‌پترزبورگ‌ است‌. پرندگان‌ ایران‌، به‌ نسبت‌ دیگر گروههای‌ جانوران‌، شاید به‌طور گسترده‌تر و از سوی‌ عده‌ بیشتری‌ بررسی‌ شده‌اند (برای‌ كتاب‌شناسی‌ رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ). مهم‌ترین‌ فهرستهای‌ چكیده‌، راهنماها، و رساله‌ها شامل‌ آثار جرویس‌ رید (1337 ش‌؛ همو، 1968)؛ وری‌ ؛ هوئه‌ و اچكوپار ؛ هینزل‌ و همكارانش‌؛ اسكات‌ و همكارانش‌؛ كرمپ‌ و سایمونز ؛ هریسن‌ ؛ و دومینیك‌ هالم‌ و همكارانش‌ است‌. به‌ گفته‌ اسكات‌ در ایران‌ باید 491 گونه‌ وجود داشته‌ باشد. پستانداران‌، خصوصاً گونه‌های‌ شكاری‌، نیز بررسی‌ شده‌اند، كه‌ مهم‌ترین‌ آنها گزارشهای‌ سازمان‌ شكاربانی‌ و نظارت‌ بر صید است‌ كه‌ بعدها در سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ ادغام‌ شد. جامع‌ترین‌ چكیده‌ در باره‌ پستانداران‌ ایران‌، از آنِ داگلاس‌لی‌ است‌ كه‌ در 1341ـ1342 ش‌/ 1962ـ1963 هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ را همراهی‌ كرد. او زیستگاهها را توصیف‌، نمونه‌های‌ جمع‌آوری‌ شده‌ توسط‌ هیئت‌ را ذكر، و فهرست‌ چكیده‌ای‌ از 125 گونه‌ پستاندار را كه‌ در 1967 در ایران‌ شناخته‌ شده‌ بود، به‌ همراه‌ پراكندگی‌شان‌ به‌طور مختصر، ذكر كرد. میزون‌ تحلیلی‌ توصیفی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ پستانداران‌ با شروح‌ و مشخصات‌ مختصر آنها را چاپ‌ كرد (1959؛ همو، 1968). هرینگتن‌ > راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌ < را به‌ كمك‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ تهیه‌ كرد كه‌ به‌ جای‌ نظام‌ رده‌بندی‌، بر اساس‌ نوع‌ زیستگاه‌ مرتب‌ شده‌، و شامل‌ 148 گونه‌ است‌ كه‌ از آن‌ بین‌ 112 گونه‌ تصویر دارد. مشروح‌ترین‌ بررسی‌ سامانمند از دسته‌ای‌ از پستانداران‌ ایران‌ احتمالاً مربوط‌ به‌ خفاشهاست‌ كه‌ دبلاس‌ ، از همراهان‌ هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ در 1968، عهده‌دار آن‌ بود؛ كه‌ 38 گونه‌ را تشخیص‌ داد و گزارش‌ مشروحی‌ از هریك‌ به‌ همراه‌ تحلیل‌ مختصر جغرافیای‌ جانوری‌ در مورد خفاشان‌ ایران‌ تهیه‌ كرد. برخی‌ از مقاله‌های‌ تخصصی‌ در مورد خزندگان‌ ایران‌ كه‌ بعد از اثر بلنفورد چاپ‌ شد عبارت‌اند از: مقاله‌های‌ نیكُلسكی‌ (1903؛ 1907)، بر مبنای‌ مجموعه‌های‌ زارودنی‌؛ ورنر ، كه‌ فهرستی‌ را از گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ توصیفی‌ چاپ‌ كرد و كار اندرسون‌ (1963) كه‌ شامل‌ مقاله‌ای‌ در باره‌ مجموعه‌ای‌ از جنوب‌ ایران‌، شامل‌ فهرستی‌ از خزندگان‌، بحثی‌ در زمینه‌ جغرافیای‌ جانوری‌، و یك‌ كتاب‌شناسی‌ است‌. اندرسون‌ (1968) تحلیلی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ سوسمارها، و فهرستی‌ روزآمد (1974) و چكیده‌ای‌ (1979) از لاك‌پشتها، تمساحها و دوزیستان‌ تهیه‌ كرد. محمود لطیفی‌ از مؤسسه‌ رازی‌، كتاب‌ مارهای‌ ایران‌ ، شامل‌ راهنماهایی‌ برای‌ شناسایی‌، توضیحات‌، تصاویر، پراكنش‌، و اطلاعات‌ در مورد مارگزیدگی‌ گرد آورد؛ لویتن‌ و زوگ‌ فهرست‌ اصلاح‌ شده‌ای‌ از مارهای‌ ایران‌، بالغ‌ بر 75 آرایه‌ را تهیه‌ كرده‌اند. به‌طور سنّتی‌ دوزیستان‌ را همراه‌ با خزندگان‌ مطالعه‌ كرده‌اند. علاوه‌ بر مقالات‌ تخصصی ورنر و اندرسون‌ (1963)، اندرسون‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Amphibians" ) شش‌ گونه‌ سمندر (هفتمین‌ گونه‌ «سمندر آتشین‌» ، پس‌ از آن‌ ثبت‌ شد) و هفده‌ گونه‌ قورباغه‌ را در ایران‌ فهرست‌ كرده‌ است‌. تاكنون‌، مفصّل‌ترین‌ تحقیق‌ در باره‌ دوزیستان‌ از ایسلت‌ و اشمیتلر در مورد قورباغه‌های‌ ایران‌ است‌. جدا از بررسیهایی‌ كه‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ در مورد گونه‌های‌ از لحاظ‌ تجاری‌ مهم‌ انجام‌ داده‌ است‌، ماهیها مورد توجه‌ شماری‌ از جانورشناسان‌ بوده‌اند. اناندال‌ و هرا (1920) در باره‌ ماهیان‌ سیستان‌ گزارش‌ داده‌اند؛ برگ‌ نخستین‌ فهرست‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ را بعد از فهرست‌ دِ فیلیپی‌ تهیه‌ كرد؛ و سعادتی‌ به‌ تهیه‌ فهرستی‌ سامانمند مبادرت‌ كرد. ارمنتروت‌ (1969؛ 1980) فهرست‌ كاملی‌ از ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ گرد آورد، بریان‌ كد (1979؛ 1980؛ 1987) در آثارش‌ این‌ فهرست‌ را بسط‌ داد و روزآمد كرد. او 155 گونه‌ بومی‌ ماهیان آب‌ شیرین‌ را ثبت‌، و تنها تحلیل‌ جغرافیای‌ جانوری‌ چاپ‌ شده‌ را، تهیه‌ كرده‌ است‌. حشرات‌ بزرگ‌ترین‌ بخش‌ جانوران‌ ایران‌اند. اگر چه‌ اثر جامعی‌ در مورد همه‌ آنها تهیه‌ نشده‌، ولی‌ آثار فراوانی‌ در باره‌ گونه‌های‌ منفرد وجود دارد. مجموعه‌ مهم‌ > مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ ایران‌ < در > سالنامه‌ جامعه‌ حشره‌شناسی‌ فرانسه‌ < چاپ‌ شده‌ است‌. در مجموعه‌ مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ خاورمیانه‌، ویراسته‌ كروپ‌ ، اشنیدر ، كینزلباخ‌ ، تعدادی‌ از مقالات‌ تخصصی‌ مهم‌، الگوهای‌ پراكنش‌ و مناسبات‌ میان‌ حشرات‌ ایران‌ و كشورهای‌ مجاور را مشخص‌ كرده‌اند، شامل‌ سنجاقكان‌ (اشنیدر)، سوزن‌ بالان‌ (اسپوك‌) ، بال‌موداران‌ (مالیكی‌) ، و جنسی‌ از بیدهای‌ روز پرواز با نام‌ Zygaena (نومان‌) . بندپایانی‌ كه‌ در ایران‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند شامل‌ شماری‌ از عنكبوتیان‌ است‌ از قبیل‌ كنه‌ها، شپشها، عنكبوتها، عقربها (برای‌ رده‌بندی‌ و پراكنش‌ در خاورمیانه‌ رجوع كنید به واكن‌ و كینزلباخ‌)، كژدمهای‌ دروغین‌ (Pseudoscorpions) ، و رُتیلیان‌؛ صدپاییان‌؛ هزارپاییان‌؛ و انواعی‌ از سخت‌پوستان‌ از قبیل‌ خرچنگان‌ آب‌ شیرین‌ و جورپاییان‌ خاكی‌. ب‌) مناسبات‌ جانوران‌. گستره‌ وسیع‌، خشك‌، و از لحاظ‌ جغرافیای‌ طبیعی پیچیده‌ای‌ كه‌ در سراسر شمال‌ افریقا، آسیای‌ جنوب‌غربی‌، و شمال‌غربی‌ هند امتداد یافته‌، منزلگاه‌ گونه‌های‌ پیچیده‌ای‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از آنان‌ از گونه‌های‌ افریقایی‌، آسیای‌ گرمسیری‌، و اوراسیای‌ معتدل‌ شمالی‌ متمایزند. ولی‌ مناسبات‌ آنها در سطوح‌ جنسی‌ و تیره‌ای‌ به‌طور عمده‌ با جنسها و تیره‌های‌ اوراسیاست‌، و بخشی‌ از جانورانی‌اند كه‌ به‌طور سنّتی‌ دیرین‌ شمالگانی‌ نامیده‌ شده‌اند. ایران‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ پیچیده‌ترین‌ ناحیه‌ این‌ منطقه‌ است‌ و در نتیجه‌ بزرگ‌ترین‌ تنوع‌ زیستی‌ را، نسبت‌ به‌ اندازه‌ خود، در جنوب‌غربی‌ آسیا دارد. در این‌ مقاله‌، صرفاً خطوط‌ كلی‌ توصیفی پراكنش‌ جانوران‌ ایران‌ را با توجه‌ به‌ خصوصیات‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌، صرف‌نظر از عوامل‌ تاریخی‌ كه‌ گونه‌های‌ كنونی‌ را ایجاد كرده‌ است‌، می‌توان‌ ارائه‌ كرد. به‌ استثنای‌ عوامل‌ جانوری‌ مشترك‌ با دیگر مناطق‌، گونه‌های‌ جنوب‌غربی‌ آسیا میان‌ دو نوع‌ چشم‌انداز پراكنده‌ شده‌اند: یكی‌ منطقه‌ای‌ است‌ كه‌ عموماً به‌ عنوان‌ فلات‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود كه‌ از ارتفاعات‌ آناطولی‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ تا رشته‌كوه‌ سلیمان‌ در جنوب‌شرقی‌ امتداد یافته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را بیشترِ جغرافیدانان‌ جانوری‌، ایرانی‌ ـ تورانی‌ نامیده‌اند. اندرسون‌ (1968) آنها را به‌ عناصر ایرانی‌ كه‌ منحصر به‌ مناطق‌ مرتفع‌اند، و عناصر آرالی‌ ـ خزری‌، كه‌ عمدتاً در دشتها و حوضه‌های‌ تركمنستان‌ و جمهوریهای‌ همجوارِ آسیای‌ میانه‌ است‌، تقسیم‌ كرده‌ است‌ ( رجوع كنید به بخش‌ 3 در ادامه‌ مقاله‌). دومین‌ گونه‌ عمده‌ چشم‌انداز، مناطق‌ بیابانی‌ پست‌ در حاشیه‌ جنوبی‌ دیرین‌ شمالگان‌ از شمال‌ افریقا تا شمال‌غربی‌ هند، منزلگاه‌ گونه‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ جانوران‌ است‌. در این‌ مناطق‌ گونه‌ها و كانونهای‌ گونه‌ها با پراكنش‌ محدودتر وجود دارد، نویسندگان‌ گوناگون‌ كه‌ جانوران‌ غرب‌ آسیا را یك‌ كل‌ می‌دانند، در تلاش‌ برای‌ روشمند كردن‌ الگوهای‌ پراكنش‌ تمام‌ جانوران‌ آسیای‌ غربی‌، مجموعه‌ای‌ آشفته‌ از اصطلاحات‌ را وارد كرده‌اند. علاوه‌ بر نامهایی‌ كه‌ ذكر شد، شمالگان‌ برای‌ نواحی‌ معتدل‌ و شمالی‌ نیمكره‌ شمالی‌، شامل‌ امریكای‌ شمالی‌؛ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌ و شرقی‌؛ اورو ـ سیبریایی‌ برای‌ نواحی‌ شمالِ دیرین‌ شمالگان‌؛ بیابانی‌ برای‌ نواحی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ به‌ علاوه‌ قسمت‌ خشك‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌؛ اتیوپیایی‌ یا افریقای‌ گرمسیری‌ برای‌ ماورای‌ صحرای‌ افریقا ؛ شرقی‌ برای‌ آسیای‌ جنوبی‌ و جنوب‌شرقی‌، دیرین‌ گرمسیری‌ برای‌ ناحیه‌ اتیوپیایی‌ و شرقی‌؛ مدیترانه‌ای‌ برای‌ اروپای‌ جنوبی‌ و ساحل‌ شمال‌ افریقا به‌ علاوه‌ شرق‌ مدیترانه‌؛ و تقسیم‌بندیهای‌ فرعی‌ گوناگون‌ همگی‌ كمابیش‌ خودْ تبیین‌اند. گرچه‌ برخی‌ نویسندگان‌این‌ اصطلاحات‌ را توصیفی‌ به‌كار برده‌اند؛ ولی‌ برای‌ دیگران‌ آنها دلالت‌ بر خاستگاهها دارند. در اینجا صرفاً به‌صورت‌ توصیفی‌ به‌كار رفته‌اند. ج‌) ماهیها. ماهیان‌ بومی‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ مشتمل‌اند بر 155 گونه‌ در 24 تیره‌. كد در تحلیل‌ فشرده‌ خود از جغرافیای‌ ماهیان‌ ایران‌ (1366 ش‌/ 1987) نوزده‌ حوضه‌ آبریز اصلی‌ را مشخص‌ كرده‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها به‌ جز چهار حوضه‌ درون‌ریزند. ماهیان‌ عمدتاً دیرین‌ شمالگانی‌اند اما به‌ خصوص‌ در آن‌ حوضه‌های‌ اندكی‌ كه‌ به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزند، عناصر شرقی‌ و اتیوپیایی‌ هم‌ دارند. حوضه‌ سیستان‌ نیز شامل‌ گونه‌های‌ شرقی‌ و گونه‌هایی‌ است‌ از هندوكش‌ سرچشمه‌ گرفته‌اند. سه‌ تیره‌ كپورماهیان‌ (Cyprinidae) ، سگ‌ماهیان‌ (Cobitidae) ، و ماهیان‌ استخوانی‌ (Gobiidae) روی‌ هم‌ 6ر73% از گونه‌های ایران‌ را تشكیل‌ می‌دهند. دریای‌ خزر با پانزده‌ تیره‌ متنوع‌ترین‌ حوضه‌ آبریز است‌، در حالی‌ كه‌ حوضه‌ دجله‌ دارای‌ یازده تیره‌ است‌. حوضه‌های‌ آبریز خلیج‌فارس‌ هریك‌ پنج‌ تا هفت‌ تیره‌ دارند، و حوضه‌های‌ باقی‌مانده‌ داخلی‌ چهار یا كمتر. به‌ گفته‌ كد، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای‌ مشخص‌ كردن‌ پراكندگی كنونی‌ در سطح‌ گونه‌ها عبارت‌اند از: تفكیك‌ برترِ دریای‌ خزر كه‌ با جانوران‌ دریای‌ سیاه‌/ مدیترانه‌ عناصر مشترك دارد؛ زهكشی‌ ناشی‌ از كوهزایی‌ و فرسایش‌، كه‌ حركت‌ ماهی‌ را میان‌ حوضه‌های‌ مجاور امكان‌پذیر می‌سازد؛ شاهراه‌های‌ رودخانه‌ای‌ كه‌ در طول‌ زمان‌ زیستگاهها را در ارتفاعات مختلف‌ به‌ هم‌ متصل‌ كرده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رودخانه‌ هلمند میانِ حوضه‌ هندوكش‌ و سیستان‌)؛ نفوذ دریا از یك‌ حوضه‌ به‌ حوضه‌ دیگر در جنوب‌ ایران‌، كه‌ سبب‌ شده‌ است‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ توانایی‌ زندگی‌ در آب‌ شور را بیابند؛ و احتمالاً دخالت‌ انسان‌. كد عقیده‌ دارد كه‌ به‌ دلیل‌ زمین‌ ناهموار و اقلیم‌ استثنایی‌، از لحاظ‌ تاریخی‌ بخش‌ اعظم‌ جابه‌جایی‌ ماهیان‌ بومی‌ به‌ دست‌ انسان‌، بیش‌ از آن‌ كه‌ میانْحوضه‌ای‌ باشد، درونْحوضه‌ای‌ بوده‌ است‌. تغییرات‌ اقلیمی‌ و گیاه‌زدایی‌ بر تمام‌ جانداران‌، اعم‌ از گیاهی‌ و جانوری‌، تأثیر می‌گذارد. كد تأثیر چنین‌ تغییرات‌ زیست‌ محیطی‌ را بر ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌ (1980). شتاب‌ و تأثیر گیاه‌زدایی‌ با توسعه‌ جمعیت‌ و صنعتی‌ شدن‌ در ایران‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چراندن‌ بیش‌ از حد گله‌های‌ هرچه‌ بزرگ‌تر چهارپایان‌ اهلی‌ و قطع‌ درختان‌ برای‌ سوخت‌ و پاكسازی‌ زمین‌ برای‌ كشاورزی‌، اقلیم‌ بومی‌ را تغییر داده‌، بارش‌ باران‌ و نگهداری‌ آبها را كاهش‌، و نرخ‌ فرسایش‌ و مسدود شدن‌ رودها، دریاچه‌ها و ماندابها را افزایش‌ داده‌ است‌. برنامه‌های‌ آبیاری‌ پردامنه‌، آب‌ را از آبراه‌های‌ طبیعی‌ منحرف‌ كرده‌، در عین‌ حال‌ زیستگاههای‌ آبی‌ جدیدی‌ چون‌ قناتها ایجاد كرده‌ است‌. در حالی‌ كه‌ سدسازی‌ می‌تواند سلسله‌ تأثیرات‌ زیانباری‌ بر حیات‌ آبزیان‌ داشته‌ باشد، چاه‌ها نیز ممكن‌ است‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ را پایین‌ برده‌، و بدون‌ ایجاد زیستگاههای‌ تازه‌ برای‌ ماهیان‌، منجر به‌ از بین‌ رفتن‌ چشمه‌ها و مردابها شوند. پسابهای‌ كشاورزی‌ و صنعتی‌، لای‌ و لجن‌ و موادشیمیایی‌ سمّی‌ را تبدیل‌ به‌ زیستگاههای‌ آبی‌ می‌كند. شماری‌ از گونه‌های‌ كم‌نظیر ماهیان‌ را به‌ منظور پیشگیری‌ از ازدیاد پشه‌ها و نیز جهت‌ صید تجاری‌ و تفریحی‌ ماهیان‌، به‌ آبراه‌های‌ ایران‌ هدایت‌ كرده‌اند؛ چنین‌ انتقالهایی‌ مناسبات‌ زیست‌ محیطی‌ را برهم‌ می‌زند و ممكن‌ است‌ پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ برای‌ گونه‌های‌ بومی‌ داشته‌ باشد. صید بی‌قاعده‌ سبب‌ كاهش‌ نسل‌ ماهیان‌ خوراكی‌ از قبیل‌ استورژن‌ خزر ، ماهی‌ سفید خزری‌ ، كُلمه‌/ تاجی‌ خزری‌ ، كپورماهی‌ ، و گونه‌ شاه‌ماهی‌ شده‌ است‌. د) دوزیستان‌. دوزیستان‌ ایران‌ بسیار كم‌شمارتر از دیگر گروههای‌ مهره‌داران‌اند، زیرا حیات‌ آنها محدود به‌ زیستگاههایی‌ است‌ كه‌ دست‌كم‌ از نظر آبِ فصلی‌ برای‌ تخم‌ریزی‌ تضمین‌ شده‌ باشد و بنابراین‌ بیشتر در حوضه‌های‌ آبریز كوهستانی‌ شمال‌ و غرب‌ موجودند. دو تیره‌ سمندر در ایران‌ وجود دارد: Hynobiidae كه‌ پراكنش‌اش‌ آسیایی‌ معتدل‌ است‌، و دو نوع‌ از آن‌ از جنس‌ Batrachuperus در شمال‌ ایران‌ وجود دارد، و تیره‌ Salamandridae كه‌ پراكنش‌اش‌ شمالگان‌ است‌، و دو جنس‌ Salamandra و Triturus از یك‌ نوع‌ اروپایی‌ یا اورو ـ سیبریایی‌ و سه‌ نوع‌ از جنس‌ آناطولی‌ ـ ایرانی Neurergus از آن‌ وجود دارد. اینها جملگی‌ به‌ چشمه‌ها، غارها، و رودهای‌ دائمی‌ در دامنه‌های‌ بادگیر رشته‌كوههای‌ زاگرس‌، البرز و كپت‌داغ‌ محدودند. قورباغه‌ها و وزغها در شرایط‌ خشكی‌ مقاوم‌ترند و بنابراین‌ پراكنش‌ آنها گسترده‌تر است‌. آنها چهار یا پنج‌ جنس‌ در چهار تیره‌ با پراكنشِ گسترده‌اند. قورباغه‌ درختی‌ نمونه‌ خاورمیانه‌ای‌ نوع‌ اورو ـ سیبریایی جنسی‌ است‌ كه‌ پراكنش‌اش‌ اساساً مناطق‌ نوگرمسیری‌ است‌، همچنین‌ شماری‌ اندك‌ از این‌ قورباغه‌ از انواع‌ شمالگان‌اند؛ پراكنش‌ آنها در ایران‌ تقریباً مطابق‌ با پراكنش‌ سمندرهاست‌. وزغ‌ بیلپای‌ سوری‌ كه‌ زیستگاه‌ آن‌ كرانه‌ جنوبی‌ خزر است‌، نماینده‌ دسته‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی وزغهای‌ بیلپاست‌. جنس‌ وزغ‌ ) Bufo ) تقریباً پراكنش‌ جهانی‌ دارد؛ دو نوع‌ یا دسته‌ موجود در ایران‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌اند: وزغ‌ معمولی‌ اروپایی‌ دارای‌ زیرگونه‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ تازگی‌ وارد شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌ و وزغ‌ سبز با جمعیتهای‌ متعدد، و انواع‌ مجزای‌ هم‌ خانواده‌ در تمام‌ استانها و وزغ‌ بلوچی‌ و وزغ‌ هندی‌/ مرمری‌ در بلوچستان‌ در شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند. قورباغه‌ها در ایران‌ چهار جنس‌ دارند: قورباغه‌ معمولی‌ و قورباغه‌ جنگلی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند؛ قورباغه‌ قفقازی‌/ راه‌راه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ است‌؛ و قورباغه‌ (به‌ گفته‌ برخی‌ مؤلفان‌ Euphlyctis ) مردابی‌ بلوچی‌ نوعی‌ شرقی‌ كه‌ تا سیستان‌ و بلوچستان‌ گسترش‌ یافته‌ است‌. ه ) خزندگان‌. برای‌ مسافر تیزبین‌، خزندگان‌ به‌ویژه‌ سوسمارها، از جمله‌ آشناترین‌ حیوانات‌اند، زیرا بسیاری‌ از آنها روزگردند و در كم‌ دماترین‌ ساعتها بسیار فعال‌اند. برخی‌ گونه‌های‌ فراگیر بوم‌شناختی‌ در بیشتر نواحی‌ جغرافیایی‌ ایران‌، كه‌ در آن‌ 113 نوع‌ سوسمار تاكنون‌ شناخته‌ شده‌ است‌، یافت‌ می‌شوند. سوسمارهای‌ بزرگ‌ صخره‌ ـ زی‌ آگاما از جنس‌ ) Stellio ( Laudakia در مناطق‌ كوهستانی‌ و تپه‌ها، كه‌ شكافهای‌ عمیق‌، پناهگاه‌ به‌ وجود می‌آورد، فراوان‌اند. انواع‌ كوچك‌تر جنس‌ Trapelus از روی‌ زمین‌ به‌ توده‌های‌ سنگی‌ كوچك‌ یا شاخه‌های‌ درختچه‌ها می‌روند، تا از آنجا در كمین‌ حشراتِ در حال‌ گذار باشند. در زمینهای‌ هموار فلات‌ مركزی‌ سوسمارهای‌ كله‌قورباغه‌ای‌ phrynocephalus می‌نشینند و منتظر مورچه‌ها، موریانه‌ها، و دیگر طعمه‌های‌ كوچك‌ زمینی‌ می‌شوند؛ انواع‌ مختلف‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند: شن‌روان‌، ماسه‌، گل‌ و لای‌ و غیره‌. در جنوب‌غربی‌ ایران‌ و فلات‌ كه‌ خاكهای‌ آبرفتی‌ امكان‌ نقب‌زدن‌ می‌دهد سوسمارهای‌ بزرگ‌ گیاهخوارِ خارْدُم‌ گاهی‌ دیده‌ می‌شوند. بزرگ‌ترین‌ سوسمارهای‌ ایران‌، بزمجه‌های‌ جنسِ Varanus اند كه‌ در بیشتر استانها وجود دارند؛ آنها شكارگران‌ چیره‌دستی‌ هستند كه‌ دیگر سوسمارها و جوندگان‌، و جانوران‌ اندازه‌ خودشان‌ را صید می‌كنند. دو سوسمار بدون‌ پای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ از تیره‌ انگوئید ها به‌طور گسترده‌ پراكنده‌، و تا شمال‌ ایران‌ گسترش‌ یافته‌اند. كَلْمَره‌ ، شكارگر برلیسك‌ ها و حلزونهای‌ كف‌ جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیركانیا )، و لوس‌ مار سوسمار شكارگر فعال‌تری‌ كه‌ تحمل‌ شرایط‌ خشك‌تر را دارد، در شمال‌ ایران‌ و كوهپایه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. جویندگان‌ فعال‌ حشرات‌، تقریباً در تمام‌ محیط‌ زیست‌ ایران‌، سوسمارهای‌ كوچك‌ و تندروی‌ خانواده‌ لاسرتا (Lacertidae) هستند كه‌ غالباً «دوندگان‌ مسابقه‌» نامیده‌ می‌شوند. جنسهای‌ متعددی‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند، و این‌ سوسمارها در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند. پراكنشِ جنسِ Lacerta معمولاً اورو ـ سیبریایی‌ است‌ و انواعی‌ از آن‌ در مناطق‌ شمالی‌ و كوهستانی‌ ایران‌ وجود دارد؛ Eremias جنسی‌ است‌ با انواع‌ فراوان‌ در سراسر منطقه‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ و در دشتها، استپها، و كوهپایه‌های‌ داخلی‌ فلات‌ ایران‌ به‌وفور یافت‌ می‌شود، حال‌ آنكه‌ تنها یك‌ جنس‌ از Ophisops در فلات‌ ایران‌ وجود دارد. مسالینا و سوسمار پاشرابه‌ جنسهای‌ صحرایی‌ ـ سندی‌اند؛ ویژگی‌ بیشتر انواعِ جنس‌ اخیر دویدن‌ بر شن‌ روان‌ است‌. اسكینك‌ های‌ براق‌ كم‌شمارترند، ولی‌ در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند؛ برخی‌ گونه‌ها با زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ سازگار شده‌اند، برخی‌ دیگر با نقب‌ زدن‌ در شن‌ روان‌. متنوع‌ترین‌ تیره‌ سوسمارها در سطح‌ جنس‌، گكوها هستند كه‌ انواع‌ بسیاری‌ از آنها با شرایط‌ زیستْمحیطی‌ و جولانگاههای‌ اختصاصی‌ شده‌ سازگار شده‌اند. بیشتر اینها شب‌گردند، اما برخی‌ پگاه‌گرد و اندكی‌ حتی‌ روزگردند. آشناترین‌ انواع‌ برای‌ مسافران‌، انواعی‌اند كه‌ پیرامون‌ و درون‌ خانه‌ها به‌ سر می‌برند و هر غروب‌ آنها را می‌توان‌ دید كه‌ به‌ دیوارهای‌ گچ‌ اندود چسبیده‌، و در كمین‌ حشراتی‌اند كه‌ به‌سوی‌ نور كشیده‌ می‌شوند. اندرسون‌ در پژوهش‌اش‌ در باره‌ سوسمارها (1968) دریافت‌ كه‌ فقط‌ انواع‌ محدودی‌ كه‌ قابلیت‌ سازگاری‌ بوم‌شناختی‌ فراوان‌ دارند در سراسر بخش‌ اعظم‌ مناطق‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ یا ایرانی‌ ـ تورانی‌ گسترش‌ یافته‌اند. گرچه‌ در هر دو ناحیه‌ انواع‌ خاص‌ ناحیه‌ دیگر نفوذ كرده‌ است‌، انواع‌ نسبتاً كمی‌ به‌طور وسیع‌ در هر دو منطقه‌ پراكنده‌اند. عناصر مرتبط‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ و اساساً گونه‌هایی‌ با پراكنش‌ مدیترانه‌ای‌ از شمال‌غرب‌ وارد جنوب‌غرب‌ آسیا و ایران‌ شده‌اند. انواع‌ بیابان‌ آرالی‌ ـ خزری‌ در شمال‌ ایران‌ در مناطقی‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ امتداد جغرافیای‌ طبیعی‌ دشت‌ آسیای‌ میانه‌ است‌. تعداد بسیار كمی‌ عناصر جانوری‌ شرقی‌ در جنوب‌شرقی‌ ایران‌، بیشتر در بلوچستان‌، یافت‌ می‌شوند. 75 گونه‌ و زیرگونه‌ مار در زیای‌ ایران‌ وجود دارد (لطیفی‌، 1364 ش‌). اگرچه‌ هر استانی‌ از نظر تنوع‌ گونه‌ها غنی‌ است‌، ولی‌ مارها كمتر از سوسمارها به‌ چشم‌ می‌خورند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ خود را به‌ خوبی‌ پنهان‌ می‌كنند و در حضور جانوران‌ بزرگ‌ غالباً بی‌حركت‌ می‌مانند. مارها چون‌ در زنجیره‌ غذایی‌ بیشتر تغذیه‌ می‌كنند نسبت‌ به‌ سوسمارها بسیار كم‌ تعدادترند. همه‌ آنها شكارگرند، گونه‌های‌ بزرگ‌تر به‌طور عمده‌ از جوندگان‌ ارتزاق‌ می‌كنند، در حالی‌كه‌ انواعِ دارای‌ اندازه‌های‌ متوسط‌ و كوچك‌ از سوسمارها و گه‌ گاه‌ از پرندگان‌، و كوچك‌ترین‌ آنها از بندپاییان‌ تغذیه‌ می‌كنند. تعداد بسیار كمی‌، مثل‌ مار علفی‌ ( غیرسمّی‌ ) ، ماهی‌، دوزیستان‌، یا هر دو را می‌خورند. گرچه‌ بسیاری‌ از انواع‌ آنها را می‌توان‌ سودمند دانست‌ چون‌ از آفتهای‌ جونده‌ای‌ ارتزاق‌ می‌كنند كه‌ به‌ محصولات‌ و موادغذایی‌ انبارشده‌ انسانها آسیب‌ می‌رسانند، شماری‌ اندك‌ برای‌ بشر، خصوصاً اگر پای‌ برهنه‌ یا نیمه‌برهنه‌ باشند، خطرناك‌اند. چندین‌ جنس‌ و گونه‌هایی‌ از افعی‌ و برخی‌، از قبیل‌ افعیان‌ كوچك‌ جعفری‌ از جنس‌ مار جعفری‌ ( Echis ) كاملاً مهاجم‌اند، در حالی‌كه‌ برخی‌ دیگر از قبیل‌ افعیان‌ شاخدار Pseudocerastes و افعی Vipera lebetina بزرگ‌اند و توانایی‌ واردكردن‌ مقادیری‌ زهر را دارند. افعیان‌ خود را به‌ خوبی‌ استتار می‌كنند، و بنابراین‌ انسانهای‌ بی‌احتیاط‌ و چهارپایان‌ ممكن‌ است‌ آنها را لگد كنند. كُبرا، كفچه‌مار ، نوعی‌ شرقی‌ كه‌ در شمال‌ شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود، شكارگر ماهری‌ است‌ كه‌ به‌ دلیل‌ وجود جوندگان‌ به‌ روستاها كشیده‌ می‌شود. بیشترین‌ انواع‌ مار به‌ تیره‌ Colubridae تعلق‌ دارند؛ بسیاری‌ روزگرد و فعالانه‌ در جستجوی‌ شكارند؛ شاید به‌ همان‌ تعداد نیز از جمله‌ افعیها، دست‌كم‌ در گرم‌ترین‌ فصول‌ بیشتر شب‌گردند. آبهای‌ خلیج‌فارس‌ از لحاظ‌ انواع‌ مارهای‌ دریایی‌ غنی‌ است‌، آنها شكارشان‌ اساساً ماهی‌ است‌؛ همگی‌ به‌نحو خطرناكی‌ سمّی‌اند و ماهیگیرانی‌ كه‌ با تور ماهیگیری‌ می‌كنند در معرض‌ خطر اینگونه‌ مارها هستند. خویشاوندی‌ مارهای‌ ایرانی‌، خصوصاً در سطح‌ جنس‌، دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ است‌، تعداد بسیار كمی‌ از جنسها در پراكنش‌ شمالگانی‌اند، برای‌ مثال‌ Coluber ، Elaphe و Agkistrodon . اما هیچ‌ نوعی‌ شمالگانی‌ نیست‌. بوا (Eryx) ، مارعلفی‌ (Natrix) ، Malpolon ، سوسن‌مار (Telescopus) ، افعی‌، و مار جعفری‌، از جنسهای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند، مار كوتوله‌ ) Eirenis ) و مار شاخدار پراكنش‌ اصلیشان‌ ایران‌ است‌. Spalerosophis ، Lytorhynchus ، كبری‌' (Walterinnesia) و افعی‌ شاخدار (Cerastes) صحرایی‌ ـ سندی‌اند، در حالی‌كه‌ مارگرگی‌ Lycodon ، Oligodon ، Boiga ، و Naja شرقی‌اند. جنسهای‌ مارهای‌ آبی‌ در طول‌ سواحل‌ اقیانوس‌ هند به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند. در سطح‌ انواع‌، مناسبات‌ بسیار پیچیده‌تر است‌. در ایران‌ تعداد اندكی‌ لاك‌پشت‌ وجود دارد كه‌ شامل‌ دو نوع‌ آبزی‌ هستند: لاك‌پشت‌ بركه‌ای‌ اروپایی‌ ) Emys orbicularis ) در شمال‌غرب‌ ایران‌، در طول‌ ساحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر، و لاك‌پشت‌ مدیترانه‌ای‌ با گردن‌ مخطط‌ ) Mauremys caspica ) در نهرهای‌ دائمی‌، آبگیرها و دریاچه‌های‌ غرب‌ و شمال‌ ایران‌ پراكنده‌اند. یك‌ نوع‌ آبزی‌ سوم‌، یعنی‌ لاك‌پشت‌ فراتی‌ است‌ كه‌ در آبریزهای‌ دجله‌ و فرات‌ در رود كارون‌ و احتمالاً برخی‌ دیگر از آبریزهای‌ غرب‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. سنگ‌پشتهای‌ زمینی‌ علف‌خوارِ مهمیزدار (نژاد غرب‌ ایران‌) Testudo graeca ibera و مهمیزدار (نژاد شرق‌ ایران‌) (Testudo graeca zarudnyi) كه‌ با مناطق‌ كم‌باران‌ سازگاری‌ یافته‌اند در سراسر فلات‌ غربی‌ و مركزی‌ ایران‌ پراكنده‌اند. گونه‌های‌ ایران‌ ـ تورانی‌ لاك‌پشت‌ آسیایی‌ ) horsfieldii Agrionemys ( Testudo نیز در فلات‌ مركزی‌ در خراسان‌ پراكنده‌اند. لاك‌پشتهای‌ دریایی‌ شایع‌ مناطق‌ گرمسیری‌، لاك‌پشت‌ سرخ‌ ، لاك‌پشت‌ سبز ، لاك‌پشت‌ عقابی‌ ، لاك‌پشت‌ زیتونی‌ ریدلی‌ ، و لاك‌پشت‌ چرمی‌ در خلیج‌فارس‌ گزارش‌ شده‌اند یا احتمال‌ می‌رود در آنجا یافت‌ شوند (اندرسون‌، 1979). نوع‌ خاصی‌ تمساح‌، تمساح‌ تالابی‌ یا تمساح‌ راهزن‌ ، نوعی‌ هندی‌ است‌ كه‌ در رودخانه‌ سرباز در جنوب‌شرق‌ بلوچستان‌ ایران‌ در انزوا زندگی‌ می‌كند (همانجا). و) پرندگان‌ و پستانداران‌. گونه‌ها و حتی‌ زیرگونه‌های‌ بسیار كمی‌ از پرندگان‌ و پستانداران‌ وجود دارند كه‌ به‌ لحاظ‌ پراكندگی‌، محدودیتِ مثلاً سوسمارها را داشته‌ باشند. پراكنش‌ تعدادی‌ از جانوران‌ شناخته‌ شده‌، شمالگان‌ است‌. گرگ‌، روباه‌ قرمز، سیاهگوش‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، عقاب‌ طلایی‌، عقاب‌ ماهیگیر و مرغان‌ دریایی‌ مهاجر گوناگون‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ ذكر كرد. بسیاری‌ از گونه‌های‌ دیگر نشانه‌ جنسهای‌ شمالگانی‌اند. اسكات‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) دریافت‌ كه‌ از میان‌ 324 گونه‌ از پرندگانی‌ كه‌ در ایران‌ تولید مثل‌ می‌كنند تنها 24 پرنده‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند، كه‌ زیستگاههای‌ محدودی‌ در خاورمیانه‌ دارند. وی‌ پی‌ برد كه‌ 131 گونه‌ ایرانی‌ به‌طور گسترده‌ در منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ یافت‌ می‌شوند؛ به‌علاوه‌ تعداد 81 گونه‌ به‌ غربِ دیرین‌ شمالگان‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ شرقی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. در حالی‌كه‌ نوزده‌ گونه‌ به‌طور خاص‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ شرقی‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ غربی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. وی‌ 25 گونه‌ را خاص‌ كمربند بیابانی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ بازشناخت‌. وی‌ پرندگان‌ جنوب‌ بلوچستان‌ ایران‌ و ساحل‌ جنوبی‌ خلیج‌فارس‌ را عمدتاً شرقی‌ دانسته‌، كه‌ 29 گونه‌ زادگیری‌ پراكنش‌ اولیه‌ منطقه‌ شرق‌، در ایران‌ به‌ مرزهای‌ شمال‌غربی‌ گستره‌شان‌ می‌رسند، در حالی‌كه‌ جنوب‌ غرب‌ ایران‌ كمی‌ تحت‌ تأثیر افریقای‌ گرمسیری‌، شامل‌ شش‌گونه‌ زادگیری‌ در اصل‌ افریقایی‌، در پراكنش‌ است‌. نُه‌ گونه‌ پرنده‌ دریا و ساحل‌ كه‌ در سراسر اقیانوس‌ هند یافت‌ می‌شوند در جزایر خلیج‌فارس‌ و تنگه‌ هرمز زادگیری‌ می‌كنند. جانوران‌ ایران‌ به‌ دلیل‌ قرار داشتن‌ در مسیرهای‌ اصلی‌ مهاجرت‌ سالانه‌ پرندگان‌، بسیار غنی‌ شده‌ است‌. 86 گونه‌ از مهاجران‌ زمستانی‌ (گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ طور مستمر به‌ یك‌ جامعه‌ جانوری‌ تعلق‌ ندارند و به‌ صورت‌ موقت‌ به‌ دنبال‌ غذا یا محلی‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ در آنجا هستند) در شمال‌ و مركز آسیا زادگیری‌ می‌كنند؛ بسیاری‌ از آنان‌ پرندگان‌ آبزی‌ (از جمله‌ گونه‌های‌ شكاری‌ مهم‌) و پرندگان‌ شكاری‌اند. در بهار و پاییز 24 گونه‌ بین‌ محلهای‌ زادگیری‌ شمالی‌ و محلهای‌ زمستانی‌ جنوب‌غربی‌ یا جنوب‌شرقی‌ مهاجرت‌ می‌كنند. 57 گونه‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پرندگان‌ آواره‌ و جامانده‌ كمیاب‌ ثبت‌ كرده‌اند (برای‌ جزئیات‌ و نمونه‌ها رجوع كنید بههمانجا). هلم‌ و همكارانش‌ (1988) نقشه‌های‌ پراكنش‌ زادگیری‌ گونه‌های‌ خاورمیانه‌ را منتشر كرده‌اند، و هریسن‌ در نقشه‌هایش‌ از پرندگان‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌، گستره‌های‌ تابستانی‌ و زمستانی‌ و اسكان‌ آنها را درج‌ كرده‌ است‌. وی‌ الگوهای‌ پراكنش‌ گونه‌های‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را باتوجه‌ به‌ مناطق‌ آب‌ و هوایی‌ و پوشش‌ گیاهی‌ بررسی‌ و، تلاش‌ كرده‌ است‌ كه‌ آنها را در متن‌ رویدادهای‌ پلئیستوسن‌ تفسیر كند. وی‌ همچنین‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را به‌ مناطق‌ جانوری‌ تقسیم‌ كرده‌ كه‌ دو قسمت‌ آن‌ شامل‌ بخشهایی‌ از ایران‌ است‌: منطقه‌ خزر و مدیترانه‌، كه‌ پناهگاه‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ شماری‌ از گونه‌ها طی‌ تغییرات‌ اقلیمی‌ پلئیستوسن‌ بوده‌، و خاورمیانه‌، كه‌ به‌ عقیده‌ او با داشتن‌ پناهگاههای‌ احتمالی‌ در طول‌ دره‌های‌ دجله‌ و فرات‌ و اطراف‌ خلیج‌ فارس‌، مركز گونه‌زایی‌ برخی‌ پرندگان‌ بوده‌ است‌. میزون‌ در مطالعه‌ پستانداران‌ (1968)، جانوران‌ ایران‌ را مركّب‌ توصیف‌ كرده‌ است‌ كه‌ در آن‌ افراد بومی‌ با افرادی‌ دارای‌ ویژگی‌ دیرین‌ شمالگانی عام‌تر و با افراد افریقایی و هندی‌الاصل‌، درهم‌ آمیخته‌اند. وی‌ دریافت‌ كه‌ گونه‌های‌ بومی‌ در خراسان‌ متمركز شده‌، به‌ بلوچستان‌ و غرب‌ افغانستان‌ (كه‌ منطقه‌ای‌ مرتفع‌ با سازگاریهای‌ نیمه ‌بیابانی‌ است‌)، و كردستان‌، منطقه‌ای‌ محصور با زمستانهای‌ سخت‌تر، راه‌ یافته‌اند. هرینگتن‌ 152 گونه‌ پستانداران‌ ایران‌ را در راسته‌های‌ زیر فهرست‌ كرده‌ است‌: حشره‌خواران‌، 14؛ خفاشیان‌، 38؛ گوشتخواران‌، 28؛ خوك‌ آبیان‌، 1؛ فرد سُمان‌، 1؛ زوج‌ سُمان‌، 13؛ خرگوشیان‌، 2؛ جوندگان‌، 47؛ و آب‌بازان‌، 8. پستانداران‌ بزرگ‌ بیشترین‌ توجه‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، زیرا گونه‌های‌ شكاری‌ و نیز شكارگران‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و جانوران‌ اهلی‌ را در بر می‌گیرند. آنها همچنین‌ در برابر تغییر بهره‌گیری‌ انسان‌ از زمین‌ و شكارِ بیش‌ ازحد، آسیب‌پذیرتر از دیگر جانوران‌اند. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ برای‌ حفظ‌ زیستگاههای‌ آنها و حفاظت‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و غیره‌، با ایجاد پاركهای‌ ملی‌ و حفاظت‌ شده‌ تلاشهای‌ گسترده‌ای‌ صورت‌ داده‌ است‌. گله‌های‌ قوچ‌ كوهی‌ و بز كوهی‌ ایرانی‌ ، نیای‌ بز اهلی‌؛ در زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ به‌ سر می‌برند. از جنس‌ آهو سه‌گونه‌ موجود است‌ كه‌ در استانهای‌ جنوبی‌ و استپهای‌ فلات‌ مركزی‌، شكار مطلوبی‌اند ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ .I" ¦hu ¦"A و "Chinkara" ). گوزن‌ زرد كوچك‌ ایرانی‌، كه‌ روزگاری‌ در سراسر جنوب‌غرب‌ پراكنده‌ بود، به‌تدریج‌ به‌ جمعیت‌ كوچكی‌ در طول‌ رود كرخه‌ كاهش‌ یافت‌، اما به‌ لطف‌ تلاشهای‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ حفظ‌ و تولید مثل‌ آنها، تا حدودی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. گله‌های‌ مرال‌ (مارال‌) در علفزارهای‌ جنگلی‌ منطقه‌ خزر زندگی‌ می‌كنند، درحالی‌كه‌ شوكا كه‌ كوچك‌تر و منحصر به‌ فردتر است‌، در مناطق‌ جنگلی‌ آذربایجان‌، كردستان‌، گیلان‌ و مازندران‌ یافت‌ می‌شود؛ كه‌ هردو گونه‌های‌ اروپایی‌ ـ سیبریایی‌ هستند كه به‌طور گسترده‌ پراكنده‌ شده‌اند. گراز (خوكِوحشی‌ )، گونه‌ای‌ كه‌ در سراسر مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و خاوری‌ پراكنده‌ است‌، در انواع‌ زیستگاهها در ایران‌، هر كجا كه‌ ذخایر دائمی‌ آب‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. گورخر ایرانی‌ كه‌ زمانی‌ در بسیاری‌ از استپها و مناطق‌ بیابانی‌ یافت‌ می‌شد، اكنون‌ به‌طور عمده‌ در پاركهای‌ ملی‌ و پناهگاههای‌ حیات‌ وحش‌ در خراسان‌، كرمان‌، و فارس‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛ این‌ گورخر، گونه‌ای‌ دیرین‌ شمالگانی‌ است‌ كه‌ در دوره‌های‌ تاریخی‌ از مدیترانه‌ به‌ مغولستان‌ راه‌ یافته‌ است‌. گوشت‌خواران‌ بزرگ‌ ومتوسط‌، گرگ‌، شغال‌، روباه‌ (سه‌گونه‌)، خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ بلوچستان‌، كفتار، گربه‌ كوچك‌ (چهارگونه‌)، سیاهگوش‌ و كاراكال‌ را شامل‌ می‌شود. پلنگ‌ در سراسر ایران‌، هر كجا كه‌ گونه‌های‌ بزرگ‌ جانوران‌ شكاری‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. یوزپلنگ‌، زمانی‌ در سراسر مناطق‌ استپی‌ خشك‌تر جنوب‌غرب‌ آسیا فراوان‌ بود اما با كاهش‌ زیستگاهها و جمعیت‌ صیدش‌، به‌ خصوص‌ آهو، در آستانه‌ انقراض‌ قرار گرفته‌ است‌. در ایران‌ پس‌ از تعیین‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و افزایش‌ آهو، فقدان‌ این‌ جانور در شمال‌شرق‌ كشور تا حدود زیادی‌ جبران‌ شده‌ است‌. شیر ایرانی‌ در جنگلهای‌ بلوط‌، بنا به‌ تاریخ‌ مكتوب‌، تا سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ وجود داشته‌، اما اكنون‌ در تمام‌ زیستگاه‌ اورو ـ آسیایی‌اش‌ منقرض‌ شده‌ است‌، جز تعداد اندكی‌ در جنگل‌ جیر در غرب‌ هند. ببر خزر نیز در منطقه‌ خزر مشهور بود اما از 1337 ش‌/ 1958 تقریباً به‌طور قطع‌ منقرض‌ شده‌ است‌. دوگونه‌ خدنگ‌ در جنوب‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ در پراكنش‌ اصلاً شرقی‌اند اما به‌ شبه‌جزیره‌ عربستان‌ نیز راه‌ یافته‌اند. از میانِ هفت‌ نوع‌ در خانواده‌ سمور و راسو (Mustelidae) ، شش‌گونه‌ آرایه‌های‌ رایج‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند؛ گونه‌ هفتم‌، رودك‌ عسل‌خوار افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ است‌ كه‌ به‌ تعداد زیاد به‌ آسیا راه‌ یافته‌ است‌. دبلاس‌ (1980) پراكنش‌ 38 گونه‌ خفاش‌ ایرانی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌: 27 گونه‌ تقریباً یا به‌ طور كامل‌ به‌ منطقه‌ جانوری‌ دیرین‌ شمالگان‌ منحصر شده‌ است‌، یك‌ گونه‌ در تمام‌ چهار منطقه‌ جانوری‌ اصلی‌ نیمكره‌ شرقی‌ پراكنده‌ است‌، دوگونه‌ نیز در مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند، و گونه‌ سوم‌ بیش‌ از دیرین‌ شمالگان‌ در افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ پراكنده‌ است‌، و شش‌ گونه‌ كه‌ در اصل‌ دیرین‌ گرمسیری‌اند، فقط‌ در منطقه‌ جنوب‌غربی‌ آسیا كه‌ با مناطق‌ خاوری‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ مرتبط‌ می‌شود، به‌ منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ گسترش‌ یافته‌اند. خفاش‌ میوه‌خوار تنها عضو بزرگ‌ خفاشیان‌ Megachiroptera) در ایران‌ است‌ كه‌ در جنوب‌شرقی‌ كشور یافت‌ می‌شود، گرچه‌ تعداد آن‌ زیاد نیست‌. پستانداران‌ كوچك‌ ایران‌ روی‌ هم‌ رفته‌ كمتر توجه‌ سیاحان‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ بیشتر آنها خوی‌ پنهانكاری‌ دارند و بسیاری‌ از آنان‌ شب‌گردند. در میان‌ حشره‌خواران‌، چهار گونه‌ خارپشت‌، هشت‌ گونه‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ حفّار وجود دارند. در ایران‌ تنها دو گونه‌ خرگوش‌ وجود دارد؛ خرگوش‌ موش‌ ، گونه‌ای‌ متعلق‌ به‌ شرق‌ فلات‌ ایران‌، و خرگوش‌ صحرایی‌ (خرگوش‌ خاكی‌ )، كه‌ در افریقا، نیز اوراسیا و تمام‌ استانهای‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود. بزرگ‌ترین‌ گروه‌ پستانداران‌ ایران‌ جوندگان‌اند كه‌ 47 گونه‌ از نُه‌خانواده‌ را دربرمی‌گیرند: سنجابها (Sciuridae) ، جوجه‌تیغیها ، نوتریاها ، دوپاها (Dipodidae) ، سنجابكها (Myoxidae) ، موشها (Muriane) ، هامسترها (Cricetinae) ، جربیلها و جردها (Gerbillina) و ولها (Arvicolinae) . یوخن‌ نیتهامر (1987) فهرستی‌ از تمام‌ جوندگان‌ خاورمیانه‌ كه‌ اخیراً مشاهده‌ شده‌ به‌دست‌ داده‌ و آنها را كه‌ به‌ دلیل‌ بزرگ‌تر بودن‌ جثه‌شان‌ پراكنش‌ وسیع‌تری‌ دارند، گونه‌هایی‌ با اصلهای‌ متفاوت‌ و گونه‌های‌ بومی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌. تنها خوك‌ آبی‌ بومی‌ آبهای‌ ایران‌، فُك‌ خزر است‌. از راسته‌ نهنگها (cetaceans) چند گونه‌ در خلیج‌فارس‌ به‌ سر می‌برند، از جمله‌ چهارگونه‌ وال‌ و سه‌ گونه‌ دلفین‌. همه‌ آنها در پراكنش‌ یا جهانی‌اند یا از گونه‌های‌ اقیانوس‌ هند. ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٧٧

 

جانور/ جانورشناسی (٢) و) در ادبیات‌ و فرهنگ‌ تركی‌ زبانها. در زبانهای‌ گوناگون‌ تركی‌ ، صورتهای‌ تركی‌ شده‌ كلمه‌ عربی‌ حَیوان‌ ( حَیوان‌ ، آیوان‌ ، آیبان‌ و غیره‌) بیانگر گونه‌های‌ حیوانی‌ غیر از انسان‌ هستند. واژه‌ قرقیزی‌ جانیبار به‌ همان‌ معنا از جان‌ (روح‌) فارسی‌ و بار تركی‌ (به‌ معنای‌ دارد) تشكیل‌ شده‌ است‌. جاناوار در تركی‌ تركیه‌ (گرفته‌ شده‌ از جانوَر فارسی‌ به‌معنای‌ ذیروح‌) معنای‌ دقیق‌تری‌ دارد؛ به‌ معنای‌ گرگ‌، گراز نر وحشی‌، حیوان‌ درنده‌، جانور وحشی‌، و هیولاست‌. واژه‌های‌ جانلی‌ ، جاندیق‌ و غیره‌ كه‌ از واژه‌ فارسی‌ جان‌ مشتق‌ شده‌اند و تیریق‌ ، دیری‌ ، تینلیق‌ و غیره‌ از ریشه‌های‌ تركی‌، برای‌ همه‌ موجودات‌ جاندار، از جمله‌ انسان‌، به‌كار می‌روند.

بسیاری‌ از قبایل‌ ترك‌ نام‌ جانوران‌ را بر خود می‌گذاشتند. قبایل‌ دیگر، مثلاً ٢٤ طایفه‌ای‌ كه‌ از تبار اوغوز قاغان‌ بودند، هر كدام‌ نشان‌ یك‌ پرنده‌ داشتند. بسیاری‌ از اسامی‌ تركی‌ اشخاص‌ از نام‌ حیوانات‌ مشتق‌ شده‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، بسیاری‌ از باورها و رسومی‌ كه‌ امروزه‌ با اصول‌ اسلامی‌ آمیخته‌، بقایای‌ سنّت‌ جانورپرستی‌ است‌ كه‌ یكی‌ از عناصر مهم‌ مذاهب‌ تركها، پیش‌ از گرویدن‌ به‌ اسلام‌، بود. در این‌ میان‌، گرگ‌ جایگاه‌ خاصی‌ دارد: طبق‌ گزارش‌ منبعی‌ چینی‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ اول‌/ هفتم‌، تو ـ كئو حاصل‌ ازدواج‌ گرگی‌ ماده‌ با انسان‌ بوده‌ است‌ ( رجوع كنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Ergenekon" ؛ ( نیز رجوع كنید به مقاله‌ ترك‌/تركها * ) ). آثاری‌ از سنّت‌ باستانی‌ گرگ‌پرستی‌ در فرهنگ‌ عامیانه‌ مردم‌ آناطولی‌، مؤید این‌ مطلب‌ است‌ ( رجوع كنید به علی‌ رضا، ج‌ ١، ص‌٢٠٠ و بعد، ج‌ ٢، ص‌ ٣٢ و بعد). خرس‌ نیز شخصیت‌ اصلی‌ بسیاری‌ از داستانهاست‌ كه‌ امروزه‌ (دست‌كم‌ در تركیه‌) به‌ مثابه‌ ماجراهای‌ واقعی‌ نقل‌ می‌شوند؛ با وجود این‌، بقایای‌ اسطوره‌های‌ باستان‌ به‌ شمار می‌روند كه‌ به‌ زحمت‌ می‌توان‌ قدمت‌ آنها را تشخیص‌ داد ( رجوع كنید به بوراتاو ، ١٩٥٥). داستانهای‌ قهرمانان‌ افسانه‌ای‌ را، كه‌ ماده‌ شیری‌ آنها را بزرگ‌ كرده‌، می‌توان‌ در مقوله‌ بقایای‌ كیش‌ حیوانی‌ قرار داد ( رجوع كنید به كتاب‌ دده‌ قورقوت‌ ، ص‌ ١٩٣؛ دواداری‌، ج‌ ٧، ص‌ ١٧٣ و بعد).

در تعدادی‌ از حكایتهای‌ شفاهی‌ مربوط‌ به‌ جانوران‌، كه‌ از حیث‌ منشأ داستان‌ در فهرست‌ جهانی‌ داستانهای‌ جانوران‌ یافت‌ می‌شوند، داستانهایی‌ هست‌ كه‌ جزئی‌ از ماجرای‌ طوفان‌ نوح‌اند یا به‌ هدهدسلیمان‌ مرتبط‌ می‌شوند. منبع‌ این‌ داستانها باید حكایتهای‌ قرآن‌ و كتاب‌ مقدّس‌ (تفسیرها و ملحقات‌) باشد. اما بسیاری‌از افسانه‌های‌ مربوط‌به‌ منشأ جانوران‌، یا داستانهای‌ اصیل‌ عامیانه‌ ترك‌اند یا بازنویسی‌ موضوعاتی‌اند مأخوذ از سنّتهای‌ مربوط‌ به‌ سنن‌ كشورهایی‌ كه‌ تركها اشغال‌ كردند. اسب‌، به‌ سبب‌ اهمیتش‌، در ادبیات‌ داستانی‌ جای‌ نخست‌ را اشغال‌ كرده‌ است‌، چنانكه‌ در افسانه‌های‌ بسیاری‌ به‌ شرح‌ منشأ ماوراء طبیعی‌ اسب‌ پرداخته‌ شده‌ است‌، مثلاً می‌گویند نژادی‌ از اسبها از نسل‌ اسب‌ نری‌ هستند كه‌ در اعماق‌ آبها می‌زیسته‌ (اسبی‌ سركش‌ و بال‌دار) یا نژادی‌ از اسبها كه‌ نیای‌ آنها را قهرمانی‌ افسانه‌ای‌ رام‌ كرده‌ بود و آن‌ نیا «اسب‌ آتش‌» نامیده‌ می‌شد (در مورد این‌ نژاد رجوع كنید بهدواداری‌، ج‌ ٧، ص‌١٨٠ و بعد). در رزمنامه‌ها و دیگر داستانهای‌ حماسی‌، اسب‌ همراه‌ فداكار قهرمان‌ داستان‌ است‌. در این‌ داستانها اسب‌ از قدرت‌ تكلم‌ برخوردار است‌ و می‌تواند برای‌ اندرز دادن‌ به‌ اربابش‌ و برحذر داشتن‌ وی‌ از خطر با او سخن‌ بگوید. در برخی‌ موارد به‌ نظر می‌رسد كه‌ ستایش‌ اسب‌، وی‌ را در هاله‌ای‌ از تقدس‌ قرار داده‌ است‌. مقبره‌ اسب‌ سلطان‌عثمان‌ دوم‌ ( حك : ١٠٢٧ـ١٠٣١ ) در اُسكُدار به‌ زیارتگاه‌ تبدیل‌ شد. این‌ اسب‌ به‌ آت‌ ـ اولیاسی‌ («قدیس‌ اسبها») مشهور بود و اسبهای‌ مریض‌ را ( برای‌ گرفتن‌ شفا ) به‌ این‌ زیارتگاه‌ می‌آوردند ( رجوع كنید به> دایره‌المعارف‌ استانبول‌ < ، ذیل‌ " , At Evliyas "At Mezar ).

از دیدگاهی‌ كلی‌تر، در خرافات‌ عامیانه‌ به‌ برخی‌ حیوانات‌ نیروهای‌ جادویی‌ نسبت‌ می‌دهند زیرا تصور می‌كنند آنها قادرند به‌ ارواح‌ شیطانی‌ تجسّد بخشند ( رجوع كنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Djinn" ). استحاله‌ انسانها به‌ حیوانات‌ و ندرتاً تبدیل‌ حیوانات‌ به‌ انسان‌، صرف‌نظر از اینكه‌ جزئی‌ از مجموعه‌ داستانهای‌ تخیلی‌ است‌، به‌ حوزه‌ معجزات‌ اولیای‌ صاحب‌ كرامت‌ تعلق‌ دارد.

برخی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، اولیای‌ حامی‌ خود را دارند كه‌ معمولاً به‌ شكل‌ حیواناتِ تحتِ حمایتشان‌ در می‌آیند. عمده‌ خرافات‌، افسانه‌ها و آیینهای‌ مرتبط‌ با این‌ موجوداتِ ماوراءطبیعی‌ را می‌توان‌ به‌ آیینهای‌ شكار و باورهای‌ مربوط‌ به‌ آنها مرتبط‌ دانست‌. در اصل‌، روحِ محافظ‌ عیناً شبیه‌ خودِ حیوان‌ بود. این‌ امر، وجه‌ تسمیه‌ حیوانات‌ را (مثلاً در میان‌ قرقیزها) به‌ نام‌ پیر حامی‌ آنها توضیح‌ می‌دهد، مانندِ اویسول‌ آتا (اُویس‌ قَرَنی‌) قدیس‌ حامی‌ شتران‌، قنبر آتا قدیس‌ حامی‌ اسبها و غیره‌. در تركیه‌، گوزن‌ نر را هنوز مقدّس‌ می‌شمارند و این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ پیرِ حامی گوزنهای‌ نر (كه‌ گاه‌ یك‌ زن‌ است‌) به‌ كسانی‌ كه‌ گوزنها را تعقیب‌ كنند، حمله‌ می‌كند ( رجوع كنید بهدمیرچی‌اوغلو، ص‌ ١١٥ و بعد، ١٢٠ و بعد). همچنین‌ افسانه‌هایی‌ وجود دارد كه‌ در آنها اولیا به‌ گوزنهای‌ نر بدل‌ شده‌ یا بر آنها سوار بوده‌اند (قس‌ افسانه‌ «اَبدال‌ موسی‌» در ارگون‌ ، ج‌ ١، ص‌ ١٦٦ـ١٦٩، و افسانه‌ «گِییكْلی‌ بابا» در گولپینارلی‌ ، ص‌ ١٠ـ١٣).

اولیا همچنین‌ مالك‌ قدرت‌ حیوانات‌ زیبا (از جمله‌ حیوانات‌ وحشی‌) و جانوران‌ افسانه‌ای‌ نظیر اژدها هستند. انبوهی‌ داستان‌ و افسانه‌ وجود دارد كه‌ نمونه‌های‌ آموزنده‌ای‌ از رفتار دوستانه‌ اولیا را با حیوانات‌ اهلی‌ و وحشی‌ حكایت‌ می‌كند. گاو نر كه‌ از آن‌ برای‌ شخم‌زدن‌ زمین‌ استفاده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در روستاهای‌ بَكتاشیهای‌ عَلَوی‌، از حرمت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. چندین‌ بخش‌ از زندگینامه‌ افسانه‌ای‌ حاجی‌ بكتاش‌ را داستانهایی‌ ملهم‌ از این‌ حرمت‌ تشكیل‌ می‌دهد (صوفلی‌ درویش‌، ص‌ ٥٣ به‌ بعد، ٨٣، ترجمه‌ گراس‌ ، ص‌ ٩٠، ٩٣؛ حاجم‌ سلطان‌، ص‌ ٢٨، ٣٢). این‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ چوپانان‌ نوعی‌ قدرت‌ ماوراءطبیعی‌ دارند كه‌ عموماً دلیل‌ قداست‌ آنها تلقی‌ می‌شود. بسیاری‌ از داستانهای‌ عامیانه‌ بر وجود درك‌ و تفاهم‌ عمیق‌ میان‌ آنها و حیواناتشان‌ تأكید می‌كنند و بخشی‌ از قدرت‌ جادویی‌ چوپانان‌ را آشكارا ناشی‌ از این‌ حیوانات‌ می‌دانند.

هنر تركی‌، حتی‌ در دوره‌ اسلامی‌، از لحاظ‌ مضامینِ مرتبط‌ با حیوانات‌ نسبتاً غنی‌ بوده‌ است‌. شماری‌ از تصاویر كلیشه‌ای‌ روی‌ پارچه‌ها، گلدوزیها و بافته‌ها، نقش‌ونگار حیوانات‌اند.

تنها عنصر تزئینی‌ روی‌ نوعی‌ سجاده‌ ــ كه‌ از قدیم‌ترین‌ انواع‌

این‌ شی‌ء آیینی‌ است‌ ــ شبیه‌سازی‌ نقش‌ونگار پوست‌ حیوانات‌ (گوسفند، گوزن‌، بز، خرس‌) است‌. ظاهراً این‌ نوع‌ تزئین‌

نمایانگر مرحله‌ای‌ انتقالی‌ میان‌ استفاده‌ از پوست‌ واقعی‌ حیوان‌ ( به‌عنوان‌ سجاده‌ ) و مرحله‌ استفاده‌ از سجاده‌های‌ منقش‌ به‌ تصاویری‌ از این‌ دنیا بوده‌ است‌ ( رجوع كنید به دورول‌ ، ص‌ ٦٥ـ٦٦، تصویر ٤٠ و ٤١).

در تصویرگری‌ آثار پرطرفدار ولی‌ گمنام‌ و در آثار هنرمندان‌ مشهور (طرحها، نقاشیها و نگاره‌ها)، حیوانات‌ غالباً به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ با مضامین‌ تصنعی‌ و حتی‌ انتزاعی‌ ترسیم‌ شده‌اند، با تصاویر كاملاً واقع‌گرایانه‌ در متن‌ زندگی‌ روزمره‌ نیز نشسته‌اند، مانند صحنه‌های‌ شكار، پرورش‌ دام‌، رام‌ كردن‌ حیوانات‌ و غیره‌ ( رجوع كنید به ایوب‌ اوغلو و ایپشیر اوغلو ، > در باره‌ آلبوم‌ فاتح‌ < ؛ آكسل‌ ، ١٩٦٠).


منابع‌:
(١) ابوبكربن‌ عبداللّه‌ دواداری‌، كنزالدرر ، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ طوپقاپی‌سرای‌ استانبول‌، مجموعه‌ احمد ثالث‌، ش‌ ٢٩٣٢؛


(٢) Malik Aksel, Anadolu halk resimleri , Istanbul ١٩٦٠;
(٣) Ali R za, "Anadolu , da Bozkurt", in Halk bilgisi haberleri ) = HBH ), vol.١-٢, ١٩٣٠;
(٤) Oktay Aslanapa, Turkish arts , Istanbul [n.d.(;
(٥) Ahat O. Bikkul, "Topkap Saray nda has ah r", Gدzel sanatlar , v (١٩٤٩), ١١٨-١٣١;
(٦) P. N. Boratav, "Les histoires d , ours en Anatolie", Folklore fellows , communication , no. ١٥٢ (١٩٥٥);
(٧) Y. Z. Demirciog §lu, Yدrدkler ve kخylدlerde hika yeler, masallar , Istanbul ١٩٣٤;
(٨) Yusuf Durul, "Tدrkmen, Yدrدk, Af ar hal ve kilim motifleri دzerinde bir ara t rma", Tدrk etnografya dergisi , II (١٩٥٧);
(٩) EI ٢ , s.v v. "Ergenekon" (by P. N. Boratov), "Djinn";
(١٠) S. N. Ergun, Tدrk airleri , Istanbul )n.d.(;
(١١) S. Eyubog §lu and M.S.I ¬p irog §lu, Sur l , Album du Conquإrant , Istanbul )n.d.];
(١٢) Abdدlba ki Gخlp narl , Yunus Emre vetasavvuf , Istanbul ١٩٦١;
(١٣) H ¤a ¦djim Sult ¤a ¦n, Vila ¦yetn ¦ame , ed. R.Tschudi and G.Jacob, Berlin١٩١٤;
(١٤) I ¬stanbul Ansiklopedisi , Istanbul ١٩٥٨- ;
(١٥) Kita ¦b-i Dede K ¤ork ¤ut , ed. and tr. E. Rossi, Vatican ١٩٥٢;
(١٦) H. Z. Ko ay, "Hayvanc l k", Tدrk etnografya dergisi , III (١٩٥٨);
(١٧) J.P. Roux, "La faune et la flore dans les sociإtإs altaفques", doctoral thesis (in the press);
(١٨) ـ Ali B . Mu ¦sa ¦Sدfl Derv , Manak  b-  Hac  Bekta -Vel   ) Vila yet-na me ), ed. Abdدlba ki Gخlp narl , Istanbul ١٩٥٨, tr. E. Gross, Leipzig ١٩٢٧;


برای‌ افسانه‌ها، باورها، و رسوم‌ مربوط‌ به‌ دنیای‌ حیوانات‌ رجوع كنید بهP. N. Boratav, "Tدrk folklor ara t rmalar ", Oriens , x (١٩٥٧ ff),

و كتاب‌شناسیهای‌ تدوین‌ شده‌ از همو در پایان‌ فصلهای‌

L , إpopإe et la "h ¤ika ¦ye", Le conte et la legende ,

در

(١٩) Philologiae Turcicae fundementa , II , ٣٨-٤٤ and ٦٢-٦٧.

/ پرتو نایلی‌ بوراتاو ( د. اسلام‌ )/

٢) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌.

الف‌) اشارات‌ قرآنی‌

ب‌) در آثار دانشمندان‌

الف‌) اشارات‌ قرآنی‌. غیر از مثلهایی‌ كه‌ ذكر شد ( رجوع كنید بهبخش‌ ١، ه ) ، در ادبیات‌ عامیانه‌ عربستان‌ باستان‌، به‌ شكلی‌ كه‌ به‌ ما رسیده‌، به‌ ندرت‌ اثری‌ از داستانهای‌ جانوران‌ می‌توان‌ یافت‌ ( رجوع كنید بهادامه‌ مقاله‌). حداكثر افسانه‌هایی‌ در باره‌ آفرینش‌ یا تغییر ماهیت‌ و استحاله‌ برخی‌ حیوانات‌ می‌یابیم‌، از جمله‌ اینكه‌ موش‌ (فَأرَه‌) همسر یك‌ آسیابان‌ یا زنی‌ یهودی‌ بوده‌ كه‌ به‌ موش‌ بدل‌ شده‌ است‌ و برخی‌ سوسمارها نیز سابقاً مأمور وصول‌ مالیات‌ بوده‌اند (جاحظ‌، ١٩٥٥، ص‌ ١٠٤ـ ١٠٥، ش‌ ٢٠٦). موضوع‌ استحاله‌ حیوانات‌ (مسخ‌ * ) حتی‌ در دین‌ اسلام‌ نیز اهمیت‌ خاصی‌ دارد و این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ ظاهراً مسئله‌ را حل‌ كرده‌ است‌، زیرا مكرراً اعلام‌ می‌دارد كه‌ خداوند جانوران‌ را آفرید (بقره‌: ١٦٤؛
لقمان‌: ١٠؛
شوری‌': ٢٩؛
زُخرُف‌: ١٢؛
جاثیه‌: ٣) كه‌ ( در آغاز ) از آب‌ خلق‌ شدند (نور: ٤٥) و از هر چیز یك‌ جفت‌ آفرید (ذاریات‌: ٤٩). نقطه‌ مقابل‌ واژه‌ «دابَّه‌» (جمع‌ آن‌: دوابّ) ــ كه‌ در اینجا به‌ جای‌ حَیوان‌ به‌كار رفته‌ و مشخصاً بر حیوانات‌ باركش‌ و حیوانات‌ اهلی‌ دلالت‌ دارد ــ در آیه‌هایی‌ كه‌ به‌ منظور تأكید بر عنایت‌ و انعام‌ الاهی‌ نازل‌ شده‌، اصطلاح‌ «انعام‌» است‌ به‌ مفهوم‌ چهارپایان‌ اهلی‌ كه‌ خداوند هشت‌ جفت‌ از آنها را فرو فرستاد (زمر: ٦؛
فرقان‌: ٤٨ـ٤٩؛
یس‌: ٧١؛
( انعام‌: ١٤٢ـ١٤٤ ) ) ( و آنها را برای‌ انسان‌ و به‌ منفعت‌ او آفرید (نحل‌: ٥ ـ ٨) ) .

اما برخی‌ آیات‌، باورهای‌ قدیم‌ در باره‌ استحاله‌ موقت‌ یا دائمی‌ برخی‌ انسانها به‌ حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، از جمله‌: «كسانی‌ كه‌ خداوند آنها را لعنت‌ كرده‌ و بر آنها خشم‌ گرفته‌ و آنها را به‌ میمون‌ و خوك‌ تبدیل‌ كرده‌ است‌» (مائده‌:٦٠)، یا «ما خطاب‌ به‌ آنها (كسانی‌ كه‌ پیمان‌ روز سبت‌ را شكستند) گفتیم‌: بوزینگانی‌ طرد شده‌ باشید» (بقره‌: ٦٥؛
نیز رجوع كنید به اعراف‌: ١٦٦). مفسران‌ قرآن‌ دو مسئله‌ را باید حل‌ می‌كردند: نخست‌ اینكه‌ مشخص‌ كنند آیه‌های‌ مذكور به‌ كدام‌ رویدادها اشاره‌ می‌كنند و دوم‌ سرنوشت‌ مقدَّرِ این‌ موجودات‌ مسخ‌ شده‌ را بررسی‌ كنند. بدیهی‌ است‌ كه‌ پاسخهای‌ بسیاری‌ برای‌ مسئله‌ نخست‌ یافت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ به‌ عقیده‌ كسائی‌ (ص‌ ٢٧٤ و بعد)، میمونها افرادی‌ از بنی‌اسرائیل‌ بودند كه‌ در عهد داوود علیه‌السلام‌ بر اثر شكار و پختن‌ ماهی‌ در روز شنبه‌ به‌ میمون‌ بدل‌ شدند و خوكها (همان‌، ص‌ ٣٠٧) معاصران‌ مسیح‌اند كه‌ به‌ او اعتقاد نداشتند. كسائی‌، پیرو دیگر مؤلفان‌، معتقد است‌ حیواناتی‌ كه‌ از این‌ استحاله‌ها پدید آمدند زاد و ولد كردند و تكثیر شدند اما برخی‌ دیگر، برعكس‌ بر این‌ باورند كه‌ آنها بدون‌ عقبه‌ و اولاد از بین‌ رفتند. بدین‌ معنا كه‌ خداوند انواع‌ مورد بحث‌ را به‌طور مستقل‌ خلق‌ كرده‌ بود ( رجوع كنید به جاحظ‌، ١٣٨٨، ج‌ ٤، ص‌ ٦٨؛
( نیز رجوع كنید بهبوزینه‌ * ) ). اعتقاد به‌ آفرینش‌ انواع‌ از طریق‌ مسخ‌ یا تبدیل‌ برخی‌ حیوانات‌ به‌ انواع‌ دیگر هنوز وجود دارد (مثلاً ماسه‌ ، ج‌ ١،

ص‌ ١٨٥ به‌ بعد). موضوع‌ مسخ‌ با اعتقاد به‌ تناسخ‌ روح‌ پیوند نزدیكی‌ دارد یا دست‌كم‌ برخی‌ فرقه‌ها و متكلمانی‌ كه‌ حلول‌ روح‌ به‌ پیكر حیوانات‌ را تأیید می‌كنند، وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ را باور دارند ( رجوع كنید به حلول‌ و اتحاد * ؛
تناسخ‌ * ). در عین‌ حال‌ باید گفت‌ كه‌ دابّه‌الارض‌ * در معادشناسی‌ اسلام‌ با روز قیامت‌ مرتبط‌ است‌ و مفسران‌ از این‌ آیه‌ قرآن‌: «هیچ‌ جنبده‌ای‌ در زمین‌ نیست‌ و نه‌ پرنده‌ای‌ كه‌ به‌ دو بالش‌ بپرد مگر آنكه‌ امتهایی‌ همانند

شما هستند... سپس‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ بر انگیخته‌ می‌شوند» (انعام‌: ٣٨)، این‌گونه‌ برداشت‌ می‌كنند كه‌ حیوانات‌ نیز حشر و قیامت‌ را تجربه‌ می‌كنند ( رجوع كنید به قیامت‌ * ). علاوه‌ بر این‌، قرآن‌

كه‌ از چندین‌ گونه‌ جانور نام‌ می‌برد، حاوی‌ پنج‌ سوره‌ با نام‌ جانوران‌ است‌: بقره‌ (گاو)، نحل‌ (زنبور)، نمل‌ (مورچه‌)، عنكبوت‌ و فیل‌ و بدین‌ طریق‌، كوچك‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ جانوران‌ را شامل‌ می‌شود.


منابع‌:
(٢٠) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(٢١) ( عمربن‌ بحر جاحظ‌، التربیع‌ و التدویر ، چاپ‌ شارل‌ پلا، دمشق‌ ١٩٥٥ ) ؛
(٢٢) همو، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩ ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٢٣) محمدبن‌ عبداللّه‌ كسائی‌، قصص‌ الانبیاء ؛


(٢٤) H. Massإ, Croyances et coutumes persanes , Paris ١٩٣٨.

/ ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) /

ب‌) در آثار دانشمندان‌. در سطحی‌ علمی‌ ممكن‌ است‌ این‌ اندیشه‌ به‌ ذهن‌ خطور كند كه‌ آن‌ دسته‌ از آثار ارسطو، بنیانگذار جانورشناسی‌ عقلانی‌، كه‌ به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ داشته‌، به‌ آن‌ گروه‌ از محققان‌ مسلمان‌ كه‌ مایل‌ بودند از علوم‌ یونانی‌ بهره‌ گیرند، امكان‌ داد تا به‌ پیشرفت‌ عظیمی‌ در اطلاع‌ از قلمرو حیوانات‌ دست‌ یابند و جانورشناسی‌ را همگام‌ با علومی‌ همچون‌ جغرافیا، ریاضیات‌ یا پزشكی‌ توسعه‌ دهند. با اینكه‌ یحیی‌بن‌ بطریق‌ كتاب‌ > تاریخ‌ جانوران‌ < ارسطو را ( با عنوان‌ الحیوان‌ ( طباع‌ الحیوان‌ ) ) ترجمه‌ كرد (سده‌ دوم‌ ـ سوم‌/ هشتم‌ ـ نهم‌)، جانورشناسی‌ هرگز رشته‌ای‌ پرطرفدار نبود؛
و این‌ نكته‌ شایان‌ توجه‌ است‌ كه‌ جای‌ پیوسته‌ محدودتری‌ را در طبقه‌بندیهای‌ نظری‌ گوناگون‌ علوم‌ اشغال‌ می‌كرد. جانورشناسی‌ در طبقه‌بندی‌ ارسطو بخشی‌ از طبیعیات‌ است‌ كه‌ به‌ روان‌شناسی‌ مربوط‌ می‌شود و در احصاءالعلوم‌ فارابی‌ (ص‌ ٩٩) آن‌ را همچنان‌ در میان‌ علوم‌ جسمانی‌ و طبیعی‌ ( العلم‌ الطبیعی‌ ) می‌یابیم‌ ( رجوع كنید به گارده‌ و قنواتی‌ ، ص‌ ١٠٦؛
ترجمه‌ عربی‌، ج‌ ١، ص‌ ١٩٢). جانورشناسی‌ در رسائل‌ اخوان‌الصفا (ج‌ ٢، ص‌ ١٧٨ـ ٣٠٥) در هیئت‌ علمی‌ مستقل‌ ظاهر می‌شود و در مفاتیح‌ العلوم‌ خوارزمی‌ در زمره‌ علوم‌ «عجمی‌» طبقه‌بندی‌ می‌شود (گارده‌ و قنواتی‌، ص‌ ١١١؛
ترجمه‌ عربی‌، ج‌ ١، ص‌ ١٩٩ـ٢٠٠) اما در احیاء علوم‌الدین‌ غزالی‌ (همان‌، ص‌ ١١٧؛
ترجمه‌ عربی‌، ج‌ ١، ص‌ ٢٠٨) یا در مقدمه‌ ابن‌خلدون‌ دیگر وجود ندارد (همان‌، ص‌ ١٢٣ـ١٢٤؛
ترجمه‌ عربی‌، ج‌ ١، ص‌ ٢١٦ـ٢١٧). همچنین‌ ظاهراً قَلقَشَندی‌ نیز به‌ آن‌ توجهی‌ نداشته‌ است‌ زیرا به‌طور اخص‌ هیچ‌ اثر جانورشناسی‌ در میان‌ > «آثار كلاسیك‌ نویسندگان‌ مصری‌» < ذكر نشده‌ است‌ (ویت‌ ، ص‌ ٥٠ ـ٥٣).

توضیح‌ علت‌ این‌ بی‌اعتنایی‌ فزاینده‌ به‌ جانورشناسی‌ در میان‌ متفكران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌، به‌ ویژه‌ با در نظر گرفتن‌ توجهی‌ كه‌ در فقه‌ به‌ حیوانات‌ شده‌، بسیار دشوار است‌ اما این‌ وضع‌ احتمالاً تا حد زیادی‌ ناشی‌ از فقدان‌ پژوهش‌ مدون‌ و آثار تخصصی‌ واقعاً علمی‌ است‌، هرچند وجود باغهای‌ جانوران‌ (حَیرالوَحش‌) ــ كه‌ در آنها نادرترین‌ و درنده‌ترین‌ گونه‌های‌ حیوانات‌ را با صرف‌ هزینه‌ گزاف‌ گردآوری‌ كرده‌ بودند ( رجوع كنید بهمتز ، ص‌ ٣٨٣، ترجمه‌ انگلیسی‌، ص‌ ٤٠٤ـ ٤٠٥، كه‌ در آن‌ ایجاد درگیری‌ و نزاع‌ عمدی‌ ( میان‌ حیوانات‌ ) نیز ذكر شده‌ است‌) ــ می‌بایست‌ كنجكاوی‌ محققان‌ را برمی‌انگیخت‌ و آنان‌ را به‌ مطالعات‌ جامع‌ ترغیب‌ می‌كرد. اما جانورشناسی‌ میان‌ مسلمانان‌ در سطح‌ ادبی‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ در مرحله‌ مذهبی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ جانورشناسی‌ موجود در آثار مؤلفانی‌ را كه‌ كوشیدند به‌ حقایقی‌ كه‌ پیش‌تر كشف‌ شده‌ بود نظم‌ دهند و آنها را به‌صورت‌ الفبایی‌ فهرست‌ كنند، نمی‌توان‌ توصیفی‌ نامید. باعثِ ساده‌اندیش‌ این‌ نقص‌ به‌ احتمال‌ بسیار، جاحظ‌، مؤلف‌ اثر عظیم‌ كتاب‌ الحیوان‌ است‌ كه‌ آن‌گونه‌ كه‌ خود اظهار كرده‌ هدف‌ از تألیف‌ آن‌ نه‌ مطالعه‌ علمی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، بلكه‌ اثبات‌ وجود خالق‌ از طریق‌ مشاهده‌ مخلوق‌ (ج‌ ٢، ص‌ ١٠٩ به‌ بعد، ج‌ ٣، ص‌ ٢٠٩ به‌ بعد) و تجلیل‌ از حكمت‌ الاهی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ چیز را بی‌فایده‌ یا زیانمند خلق‌ نكرده‌ است‌، از جمله‌ فایده‌ حیوانات‌ خطرناك‌ یا موذی‌ كه‌ كشتن‌ آنها مجاز است‌ (ج‌ ١، ص‌ ٣٠٧ـ ٣٠٨)، در واقع‌ امتحان‌ انسانهاست‌ (ج‌ ٣، ص‌٣٠٠). جاحظ‌ كاملاً با ارسطو آشنا بوده‌ و گاه‌ از او انتقاد (مثلاً ج‌ ٦، ص‌ ١٧) و گاه‌ مفصلاً از او نقل‌قول‌ كرده‌ ( رجوع كنید به حاجری‌، ١٩٥٣ و سالهای‌ بعد) اما بر این‌ باور است‌ كه‌ هر چه‌ در آثار جانورشناسی «فلاسفه‌» وجود دارد، برای‌ اعراب‌ چادرنشین‌ (بدویها) عملاً شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌ (جاحظ‌، ج‌ ٣، ص‌ ٢٦٨) و بنابراین‌، وی‌ هیچ‌ نیازی‌ به‌ توسل‌ به‌ اندیشه‌های‌ یونانیان‌ ندارد. از این‌روست‌ كه‌ هرچند صاحب‌ المنطق‌ را ستوده‌، به‌ شیوه‌ای‌ نسبتاً منفی‌ و غیرقابل‌ درك‌ اصول‌ طبقه‌بندی‌ ارسطو را آگاهانه‌ نادیده‌ گرفته‌ است‌ ( رجوع كنید به > در باره‌ اجزاء جانوران‌ < ، ج‌ ١، ص‌ ٦٦؛
( عنوان‌ عربی‌: اجزاءالحیوان‌ ) ) تا به‌ یك‌ تجربه‌گرایی‌ بدوی‌ وفادار بماند.

جاحظ‌ پس‌ از تقسیم‌ مخلوقات‌ به‌ سه‌ دسته‌ متّفق‌، مختلف‌ و متضاد، و پس‌ از ابراز تردیدهایی‌ در مورد جایگاه‌ ستارگان‌ و عناصر اربعه‌ و غیره‌، مواد غیرآلی‌ (جماد) و مواد آلی‌ (نامی‌) را مشخص‌ كرده‌ است‌. سپس‌ بخش‌ آلی‌ را به‌ دو «قلمرو»، حیوان‌ (حَیوان‌) و گیاه‌ (نبات‌)، تقسیم‌ نموده‌ است‌. قلمرو حیوانی‌ را نیز بنا بر نوع‌ حركت‌ حیوان‌ به‌ چهار شاخه‌ تقسیم‌ كرده‌ است‌: حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند (ما یمشی‌)، پرواز می‌كنند (ما یطیر)، شنا می‌كنند (ما یسبَح‌) و می‌خزند (ما ینساح‌؛
ج‌ ١، ص‌ ٢٦ـ ٢٧). این‌ طبقه‌بندی‌ كه‌ صرفاً بر مبنای‌ مشاهده‌ ظاهری‌ صورت‌ گرفته‌، همان‌ تقسیم‌بندی‌ تورات‌ است‌ (كتاب‌ اول‌ پادشاهان‌، ٤:٣٣: «سلیمان‌ از بهائم‌، مرغان‌، حشرات‌ و ماهیان‌ نیز سخن‌ گفت‌») و با یكی‌ از معیارهای‌ طبقه‌بندی‌ افلاطونی‌ مطابقت‌ دارد. جاحظ‌ پس‌ از این‌ طبقه‌بندی‌، با برخی‌ اشكالات‌ و آشفتگیها روبه‌رو می‌شد، زیرا نه‌ تنها پذیرفت‌ كه‌ تقسیم‌بندی‌ او عقلایی‌ نیست‌ (زیرا مجبور شده‌ شترمرغ‌ را از «دسته‌» پرندگان‌ خارج‌ سازد و در عین‌ حال‌ خفاش‌ را در آن‌ دسته‌ قرار دهد)، بلكه‌ چون‌ نتوانست‌ در تعریف‌ صفات‌ اصلی‌ گونه‌ها و جنسها از جزء به‌ كل‌ برسد، می‌بایست‌ از تلاش‌ برای‌ تقسیم‌بندیهای‌ كاملاً دقیق‌ دست‌ می‌كشید. او سرانجام‌ معیارهای‌ كاربردی‌ و عادات‌ زندگی‌ را به‌ هم‌ آمیخت‌ تا گونه‌ها را معین‌ سازد و هرچند تصور مبهمی‌ از «رسته‌ها» و «خانواده‌ها» و «جنسها»، در طبقه‌بندی‌ روشمند امروزی‌، داشت‌، به‌طور كلی‌ به‌ گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ چهار دسته‌ مذكور تقسیم‌ كرده‌ بود، وفادار ماند:

الف‌) حیواناتی‌ كه‌ راه‌ می‌روند: انسانها (ناس‌)، بهائم‌ (چهارپایان‌ غیر گوشتخوار، چه‌ اهلی‌ چه‌ وحشی‌)، سِباع‌ (حیوانات‌ درنده‌، یعنی‌ گوشتخوار، اهلی‌ یا وحشی‌)، حشرات‌ بدون‌ بال‌.

ب‌) حیواناتی‌ كه‌ پرواز می‌كنند. اینها سه‌ «رسته‌»اند: ١) پرندگان‌ گوشتخوار (سباع‌) كه‌ خود تقسیم‌ می‌شوند به‌ باشكوه‌ (احرار، یعنی‌ پرندگان‌ شكاری‌ بزرگ‌، نظیر عقاب‌، كركس‌ و غیره‌)، معمولی‌ (بُغاث‌ كه‌ امكانات‌ دفاعی‌ كمتری‌ دارند) و پرندگان‌ كوچكی‌ كه‌ از حشرات‌ تغذیه‌ می‌كنند؛
٢) پرندگانی‌ كه‌ بهیمه‌اند، یعنی‌ به‌طوركلی‌ دانه‌خوارند و برای‌ حفاظت‌ خود می‌گریزند؛
٣) هَمَج‌، حشرات‌ بالدار.

وی‌ در اثنای‌ كار به‌گونه‌های‌ مختلف‌ خزندگان‌ برخورد كرده‌، اما آنها را در هیچیك‌ از طبقات‌ جانوران‌ قرار نداده‌ است‌. به‌ همین‌ ترتیب‌، ماهیان‌ را ــ كه‌ پستاندارانی‌ نظیر وال‌ (نهنگ‌) را نیز آگاهانه‌ از جمله‌ آنها شمرده‌ ــ طبقه‌بندی‌ نكرده‌ و در هر مورد گفته‌ كه‌ شواهد معتبر كافی‌ در اشعار قدیم‌ نیافته‌ و گزارش‌ دریانوردان‌ را قابل‌ اعتماد ندانسته‌ است‌ (ج‌ ٦، ص‌ ١٦).

ویژگی‌ كتاب‌ الحیوان‌ ، كه‌ اثری‌ ادبی‌ و نه‌ اثری‌ در باره‌ علوم‌ طبیعی‌ است‌، به‌ هم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌ عظیم‌ آن‌ است‌. منابع‌ این‌ كتاب‌ بسیار متنوع‌اند اما مهم‌ترین‌ آنها را اطلاعات‌ ادبی‌ تشكیل‌ می‌دهد كه‌ محققان‌ سده‌های‌ دوم‌ و سوم‌/ هشتم‌ و نهم‌ آنها را گردآورده‌اند و با روایات‌ شفاهی‌ و اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از گفتگوها و مشاهدات‌ روزمره‌ و نیز آزمایشهای‌ كوچكی‌ كه‌ خود مؤلف‌ یا دوستان‌ معتزلی‌ او انجام‌ داده‌اند، غنی‌ كرده‌اند. از جمله‌ آزمایشها، بررسی‌ تأثیر مشروبات‌ الكلی‌ بر حیوانات‌ (ج‌ ٢، ص‌ ٢٢٨ـ٢٢٩) یا تحقیقات‌ او در مورد پدید آمدن‌ موجوداتی‌ چون‌ مگسها از مواد طبیعت‌ است‌ (ج‌ ٣، ص‌ ٣٤٨)؛
وی‌ از مدافعان‌ سرسخت‌ آن‌ بود (مثلاً ج‌ ٣، ص‌ ٣٧٢، ج‌ ٥، ص‌ ٣٧١) و در مقابل‌ ادعای‌ كسانی‌ قرار داشت‌ كه‌ منكر آن‌ و بر این‌ اعتقاد بودند كه‌ حیوان‌ تنها از حیوانی‌ دیگر به‌ وجود می‌آید (ج‌ ٥، ص‌ ٣٤٩). جاحظ‌ علاقه‌ خاصی‌ به‌ حیوانات‌ دو رگه‌ داشت‌ و رساله‌ای‌ را به‌ قاطر اختصاص‌ داده‌ كه‌ در پی‌ كتاب‌ الحیوان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. او به‌ پیروی‌ از روش‌ ارسطو ــ كه‌ جانورشناسی‌ را با مطالعه‌ روح‌ مرتبط‌ كرده‌ ــ در اثرش‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ روان‌شناسی‌ حیوانات‌ آورده‌ (مثلاً ج‌ ٦، ص‌ ٦٩ـ٧٠ در باره‌ كِبر) و با قائل‌ شدن‌ اهمیت‌ ویژه‌ برای‌ تأثیر محیط‌، به‌شرح‌ عقایدی‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ خالی‌ از اهمیت‌ نیست‌. در مجموع‌ تقریباً ٣٥٠ حیوان‌ را به‌ شیوه‌ای‌ كمابیش‌ عمیق‌، اما همواره‌ بی‌نظم‌ و غیرروشمند، بررسی‌ كرده‌ است‌. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ موضوع‌ موردنظر در این‌ انبوه‌ اطلاعات‌، باید از نمایه‌ فوق‌العاده‌ای‌ كه‌ در ویراست‌ عبدالسلام‌ هارون‌ عرضه‌ شده‌، استفاده‌ كرد. بدین‌ترتیب‌، سنجش‌ میزان‌ دانش‌ جانورشناسی‌ عربهای‌ قدیم‌ امكان‌پذیر می‌شود و می‌توان‌ از عقاید آنها در باره‌ برخی‌ گونه‌های‌ حیوانی‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد. جاحظ‌، به‌ عنوان‌ یك‌ معتزلی معتقد، همه‌ چیز را با معیار خِرَد محك‌ زده‌ و ضمناً كوشیده‌ است‌ بطلان‌ برخی‌ افسانه‌ها را نشان‌ دهد (مثلاً، ج‌ ٢، ص‌ ١٤) و اندیشه‌های‌ شخصی‌ خود را با روایاتی‌ كه‌ نقل‌ كرده‌ درهم‌ آمیزد. اگر سبك‌ نگارش‌ او این‌گونه‌ آشفته‌ و بی‌نظم‌ نبود، می‌شد جاحظ‌ را در جایگاه‌ افتخارآمیزی‌ میان‌ ارسطو و بوفون‌ ( طبیعیدان‌ فرانسوی‌، ١٧٠٧ـ ١٧٨٨ ) قرار داد.

هر چند عسكری‌ به‌ بیان‌ جاحظ‌، تا حدی‌، نظم‌ و قاعده‌ بخشیده‌ و مطالب‌ را به‌ شكلی‌ مرتب‌تر در كتاب‌ الصناعتین‌ آورده‌ است‌، اما كتاب‌ الحیوان‌ و جانورشناسی‌ به‌طوركلی‌ برای‌ نویسندگان‌ پس‌ از وی‌ چندان‌ منبع‌ الهام‌ نشد. در زمان‌ شكوفایی‌ ادب‌ ، ابن‌قُتیبه‌ در كتاب‌ عیون‌ الاخبار (ج‌ ١، جزء ٢، ص‌ ١٥٣ـ ١٦٣) و كمی‌ بعد ابوحیان‌ توحیدی‌ در كتاب‌ الامتاع‌ (ج‌ ١، ص‌ ١٥٩ـ ١٩٥) بخشهایی‌ را به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ دادند اما آنها را طبقه‌بندی‌ علمی‌ نكردند. دایره‌المعارفهای‌ معروف‌، از جمله‌ المُسْتَطْرف‌ اِبْشیهی‌ (ج‌ ٢، ص‌ ٢١١ـ٢٧٤)، نیز به‌ روشی‌ مشابه‌ عمل‌ كردند. از سوی‌ دیگر، اِخوان‌الصفا در انتهای‌ بخش‌ دوم‌ رسائل‌ ( رجوع كنید به ج‌ ٢، ص‌ ٢٤ـ٣٩٥) خود، سلسله‌ مراتب‌ مخلوقات‌ را به‌ وضوح‌ ذكر كرده‌اند كه‌ به‌ ترتیب‌ صعودی‌ عبارت‌اند از: مواد معدنی‌، نباتات‌، حیوانات‌، انسان‌، موجودات‌ آسمانی‌، در هریك‌ از این‌ طبقات‌، بالاترین‌ مرتبه‌ به‌ پایین‌ترین‌ مرتبه‌ طبقه‌ بعد نزدیك‌ است‌؛
از این‌رو نخل‌ كه‌ به‌ بالاترین‌ مرتبه‌ نباتات‌ تعلق‌ دارد، در فاصله‌ بسیار كمی‌ از حلزون‌ كه‌ تنها دارای‌ حس‌ لامسه‌ است‌، قرار دارد زیرا حكمت‌ الاهی‌ به‌ یك‌ حیوان‌ اندامهایی‌ را كه‌ بدانها نیاز ندارد، عطا نمی‌كند. بالاترین‌ مكان‌ در میان‌ حیوانات‌ از آنِ میمون‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ وحشی‌ كه‌ در پایین‌ترین‌ مرتبه‌ زیرگروه‌ بعدی‌ قرار گرفته‌، نزدیك‌ است‌. انسان‌ طبقه‌ مجزایی‌ را تشكیل‌ می‌دهد زیرا به‌ تنهایی‌ مالك‌ همه‌ امتیازاتی‌ است‌ كه‌ به‌طور جداگانه‌ به‌ حیوانات‌ عطا شده‌ است‌.

سرانجام‌ در قرن‌ هفتم‌، قزوینی‌ (متوفی‌ ٦٨٢) به‌ استفاده‌ روشمند از اندیشه‌های‌ پیشینیان‌ مبادرت‌ كرد و رساله‌ای‌ در باب‌ جانورشناسی‌ در عجائب‌ المخلوقات‌ ِ خود گنجاند. او موجودات‌ زنده‌ را به‌ سه‌ قلمرو تقسیم‌ كرد، حیوانات‌ را در بالاترین‌ مرتبه‌ قرار داد و برای‌ روشهای‌ دفاعی‌ آنها كه‌ به‌ عنوان‌ معیار طبقه‌بندی‌ به‌ كار برد، اهمیت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ قائل‌ شد:

الف‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ قدرت‌ خود دشمنان‌ را می‌رانند، مانند شیر یا فیل‌.

ب‌) حیواناتی‌ كه‌ با گریز از دشمن‌ از خود دفاع‌ می‌كنند، نظیر آهو، خرگوش‌، پرندگان‌.

ج‌) حیواناتی‌ كه‌ به‌ وسایل‌ دفاعی‌ ویژه‌ای‌ مجهزند، نظیر خارپشت‌.

د) حیواناتی‌ كه‌ در محیطی‌ محفوظ‌ (حصن‌) زندگی‌ می‌كنند، نظیر موش‌ یا مار.

اما پس‌ از آن‌ حیوانات‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ كرد: انسان‌؛
جنّیان‌؛
دَوابّ (اسب‌، قاطر، خر)؛
حیوانات‌ اهلی‌ (نَعَم‌)؛
حیوانات‌ وحشی‌؛
پرندگان‌؛
حشرات‌، خزندگان‌ و غیره‌. او سه‌ بخش‌ آخر رساله‌ خود را به‌ یادداشتهایی‌ در باره‌ حیوانات‌ به‌ترتیب‌ الفبایی‌ اختصاص‌ داد. در آنها برخی‌ اظهارات‌ كلی‌ و كاملاً غیرعلمی‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خواص‌ جادویی‌ یا دارویی‌ اندامهای‌ مختلف‌ حیوان‌ ذكر شده‌ است‌. این‌ اثر در قیاس‌ با اثر جاحظ‌، حاكی‌ از تنزلی‌ آشكار است‌. همین‌ مطلب‌ را، در سطحی‌ واقعاً علمی‌، در باره‌ حیات‌ الحَیوان‌ الكُبری‌' تألیف‌ دَمیری‌ (متوفی‌ ٨٠٨) نیز می‌توان‌ گفت‌ كه‌ طبقه‌بندی‌ جدیدی‌ نكرده‌ بلكه‌ به‌ بازآفرینی‌ اثر جاحظ‌ ( كتاب‌ الحیوان‌ ) بسنده‌ نموده‌ است‌، اما به‌ صورتی‌ مفید در یادداشتهایی‌ كه‌ برحسب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ شده‌اند، این‌ موارد را ذكر كرده‌ است‌: نكاتی‌ در باره‌ واژه‌شناسی‌ تاریخی‌، روایتهای‌ گوناگون‌، جایگاه‌ فقهی‌ حیوان‌ موردبحث‌ (با ذكر نظریات‌ فقهای‌ مذاهب‌ مختلف‌)، مَثَلهایی‌ كه‌ با الهام‌ از هر حیوان‌ به‌ وجود آمده‌، خواص‌ جادویی‌ یا درمانی‌ اندامهای‌ آن‌، و تعبیر خوابهایی‌ كه‌ این‌ حیوان‌ در آنها ظاهر می‌شود.

گاه‌ پزشكان‌ یا طبیعی‌دانهایی‌ چون‌ ابن‌بختیشوع‌ ( كتاب‌ منافع‌ الحیوان‌ )، ابن‌بیطار و انطاكی‌ به‌ حیوانات‌ نیز توجه‌ نشان‌ داده‌اند اما تنها شاخه‌های‌ جانورشناسی‌ كه‌ واقعاً موضوع‌ مطالعات‌ عمیق‌ و منظم‌ قرار گرفته‌، اسب‌شناسی‌ ( رجوع كنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Faras" )، نعلبندی‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Khayl" ؛
نیز رجوع كنید به اسب‌ * ) و نیز كاربرد پرنده‌شناسی‌ در حوزه‌ مربوط‌ به‌ پرندگان‌ شكاری‌ بوده‌است‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ "Bayzara" ؛
نیز رجوع كنید بهبازداری‌ * ).

تا آنجا كه‌ مؤلف‌ می‌داند، در خارج‌ از حوزه‌ زبان‌ عربی محض‌ هیچ‌ اثر اصیلی‌ یافت‌ نشده‌ است‌. عدنان‌ آدیوار (ص‌ ١٥، ٧٦، ٩١) فقط‌ از یك‌ ترجمه‌ تركی‌ از حیات‌ الحیوان‌ كار یكی‌ از معاصران‌ دمیری‌ به‌ نام‌ محمدبن‌ سلیمان‌ با افزودن‌ مطالبی‌ به‌ آن‌ و از كتاب‌ تحفه‌الزمان‌ و خَریده‌الاَوان‌ نوشته‌ مصطفی‌بن‌ علی‌ الموقِّت‌، دایره‌المعارف‌نویس‌ ترك‌، كه‌ حاوی‌ یك‌ نظام‌ جانورشناسی‌ بر اساس‌ نظریات‌ دمیری‌ و قزوینی‌ است‌، و از ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از حیات‌الحیوان‌ یاد كرده‌ كه‌ حكیم‌شاه‌ قزوینی‌ برای‌ سلیم‌ اول‌ انجام‌ داده‌ است‌. سرانجام‌ حزین‌ لاهیجی‌، نویسنده‌ ایرانی‌، یك‌ كتاب‌ جانورشناسی‌ به‌ نام‌ خواص‌الحیوان‌ در قرن‌ دوازدهم‌ تألیف‌ كرده‌ است‌ ( با عنوان‌ رساله‌ خواصّالحیوانات‌ در رسائل‌ حزین‌ لاهیجی‌ (ص‌ ٢٦٥ـ ٣٢٦)، تهران‌ ١٣٧٧ ش‌، چاپ‌ شده‌ است‌ ) .


منابع‌:
(٢٥) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدّس‌. عهد عتیق‌؛
(٢٦) ( محمدبن‌ احمد ابشیهی‌، المستطرف‌ فی‌ كلّ فنّ مستطرف‌ ، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ١٤٠٦/١٩٨٦، چاپ‌ افست‌ قم‌ ١٣٦٨ ش‌؛
(٢٧) ابن‌قتیبه‌، كتاب‌ عیون‌الاخبار ، بیروت‌: دارالكتاب‌العربی‌، بی‌تا.؛
(٢٨) ابوحیان‌ توحیدی‌، كتاب‌الامتاع‌ و المؤانسه‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، بیروت‌، بی‌تا.؛
(٢٩) اخوان‌ الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلاّ ن‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا. ) ؛
(٣٠) عمربن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( ١٣٨٥ـ ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩ ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٣١) ط‌ . حاجری‌، «تخریج‌ نصوص‌ ارسطاطالیه‌ من‌ كتاب‌الحیوان‌ للجاحظ‌»، مجله‌ كلیه‌ الاداب‌ ، (١٩٥٣ به‌ بعد)؛
(٣٢) محمدبن‌ محمد فارابی‌، احصاءالعلوم‌ ، چاپ‌ عثمان‌ امین‌، قاهره‌ ١٩٤٩؛
(٣٣) ( لوئی‌ گارده‌ و جورج‌ شحاته‌ قنواتی‌، فلسفه‌ الفكرالدینی‌ بین‌ الاسلام‌ و المسیحیه‌ ، نقله‌ الی‌ العربیه‌ صبحی‌ صالح‌ و فرید جبر، بیروت‌ ١٩٧٨ـ١٩٨٣ ) ؛


(٣٤) A. Adnan Advar, Osmanl, Tدrklerinde ilim , Istanbul ١٩٤٣;
(٣٥) A. J. Arberry, "An unknown work on zoology", JRAS , (١٩٣٧), ٤٨١-٤٨٣;
(٣٦) Aristoteles, Parties des animaux , tr. J. M. Le Blond, Paris ١٩٤٥;
(٣٧) EI ٢ s.vv. "Bayzara", "Faras", "Khayl" (by F. Virإ);
(٣٨) Louis Gardet and Georges C. Anawati, Introduction ب la thإologie musulmane: essai de thإologie comparإe , Paris ١٩٨١;
(٣٩) A. Hanoteau and A. Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles , Paris ١٨٩٣, vol.١, ٢٠٨ ff (جانوران‌ قبایل‌) ;
(٤٠) A. Malouf, Arabic zooldict., Cairo ١٩٣٢ ( راهنمای‌ مفیدی‌ برای‌ شناسایی‌ اسامی‌ جانوران‌) ;
(٤١) Maswani, "Islam , s contribution to zoology and natural history", IC , XII (١٩٣٨), ٣٢٨-٣٣٣;
(٤٢) A. Mez, Die Renaissance des Islams , Heidelberg ١٩٢٢, ٤٢٩-٤٣١, Eng. tr.: The renaissance of Islam , translated by Salahuddin Khuda Bukhsh and D. S. Margoliouth, London ١٩٣٧, ٤٥٥-٤٥٨ and passim;
(٤٣) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris ١٩٥١;
(٤٤) J. B. Panouse, Les mammifهres du Maroc , Tanglers ١٩٥٧, ١٩١ ff.;
(٤٥) J. J. Rivlin, Gesetz im Koran, Kultus und Ritus , Jerusalem ١٩٣٤;
(٤٦) D.Santillana, Istituzioni , Rome [n.d.], index, II , ٦٦٥;
(٤٧) G. Wiet, "Les classiques du scribe إgyptien au XVe siإcle", SI , XVIII (١٩٦٣).

/ ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ ) /

٣) جانوران‌ ایران‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌.

الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌

ب‌) مناسبات‌ جانوران‌

ج‌) ماهیها

د) دوزیستان‌

ه ) خزندگان‌

و) پرندگان‌ و پستانداران‌

ز) بندپایان‌

ح‌) حشرات‌

ط‌) مناطق‌ جانوری‌

ی‌) جانوران‌ انقراض‌ یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌ جانوران‌ ایران‌ را به‌ طور موردی‌ از بررسیهای‌ صورت‌ گرفته‌ در باره‌ دسته‌های‌ گوناگون‌ جانوران‌ می‌شناسیم‌، اما تلاش‌ منظمی‌ برای‌ ثبت‌ سامانمند تمام‌ آنها، آنگونه‌ كه‌ در مورد گیاهان‌ ایران‌ (برای‌ مثال‌ از سوی‌ رشینگر ) انجام‌ شده‌، صورت‌ نگرفته‌ است‌. در ایران‌ برخی‌ دسته‌های‌ بی‌مهرگان‌ به‌طور سامانمند مطالعه‌ شده‌اند؛
همچنین‌ است‌ تمام‌ دسته‌های‌ مهره‌داران‌. اما آثار علمی‌ فراوان‌ و پراكنده‌ است‌؛
بورگس‌ و همكارانش‌ در ١٣٤٥ ش‌/ ١٩٦٦ آثار مهم‌ را در یك‌ كتاب‌شناسی‌ مشروح‌ به‌صورت‌ مقدماتی‌ گردآوری‌ كردند؛
كتاب‌شناسی‌ هنری‌فیلد از این‌ اثر نیز مبسوط‌تر است‌. كتاب‌شناسی‌ بشیر آلوس‌ در مورد مهره‌داران‌ عراق‌ و كشورهای‌ همسایه‌ نیز بسیار مفید است‌، كتاب‌شناسیهای‌ آثار مربوط‌ به‌ ماهیان‌، دوزیستان‌ و خزندگان‌ تركیه‌، اثر ابراهیم‌ باران‌ و همكارانش‌ و كتاب‌شناسی‌ پستانداران‌ اثر هانس‌ كومرلوف‌ نیز آثاری‌ جامع‌اند.

الف‌) بررسی‌ آثار در باره‌ جانوران‌ ایران‌. اولین‌ طبیعیدان‌ اروپایی‌ كه‌ به‌ ایران‌ سفر كرد ساموئل‌ گُتلیب‌ گملین‌ بود

كه‌ در ١١٨٤ـ١١٨٦/١٧٧٠ـ١٧٧٢ دولت‌ روسیه‌ او را برای‌ سفر اكتشافی‌ به‌ گیلان‌ و مازندران‌ استخدام‌ كرده‌ بود (١٧٧٤؛
١٧٨٤؛
پالاس‌ ، ١٨١١ـ١٨٤٢). مكتشفان‌ سپسین‌ كه‌ مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كردند از این‌ قرارند: گیوم‌ آ. اُلیویه‌ كه در ١٧٩٦ راهی‌ اصفهان‌ و تهران‌ شد؛
ادوارد منتریه‌ كه‌ در كوههای‌ طالش‌ كار كرد؛
كارل‌ ادوارد فن‌ اشیوالد (١٢٤٩ـ ١٢٥٣؛
١٢٥٧/ ١٨٣٤ـ ١٨٣٧؛
١٨٤١) كه‌ در طی‌ اكتشافش‌ در كرانه‌های‌ دریای‌ خزر در ١٢٤٠ـ١٢٤٢/ ١٨٢٥ـ١٨٢٦، در دو ـ سه‌ نقطه‌ در ساحل‌ ایران‌ توقف‌ كرد؛
اشر ـ الوی‌ ، گیاه‌شناس‌ فرانسوی‌ كه‌ از سفرهایش‌ به‌ شیراز، بوشهر، بندرعباس‌، كوههای‌ بختیاری‌، همدان‌، تهران‌، و تبریز مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ كرد ولی‌ از عهده‌ توضیح‌ محل‌ دقیق‌ هر نمونه‌ بر نیامد؛
ویلیام‌ ك‌. لفتوس‌ كه‌ در ١٢٦٥ـ١٢٦٩/ ١٨٤٩ـ١٨٥٢ برخی‌ گونه‌های‌ جانوری‌ را در منطقه‌ مرزی‌ ایران‌ و تركیه‌ جمع‌آوری‌ كرد؛
الكساندر كیسرلینگ‌ كه‌ در ١٢٧٤ـ١٢٧٦/ ١٨٥٨ـ١٨٥٩ برخی‌ خزندگان‌ و ماهیان‌ خراسان‌ را جمع‌آوری‌ كرد؛
و تئودور كوچی‌ ، مجموعه‌دار گیاهان‌، كه‌ برخی‌ خزندگان‌ را بدون‌ توضیح‌ كافی‌ در مورد مكان‌ آنها، برای‌ موزه‌ تاریخ‌ طبیعی وین‌ برد.

ظاهراً فیلیپو دِ فیلیپی‌ نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ مبادرت‌ به‌ گردآوری‌ فهرست‌ تمام‌ مهره‌داران‌ شناخته‌ شده‌ ایران‌ كرد، كه‌ شامل‌ ٣٠ پستاندار، ١٦٧ پرنده‌، ٣٩ خزنده‌، ٣ دوزیست‌، و ٢٢ ماهی‌ بود. وی‌ همچنین‌ فهرستی‌ از نرم‌تنان‌ خاكی‌ و آب‌ شیرین‌ تهیه‌ كرد. هیئت‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و افغانستان‌ تحت‌ هدایت‌ گلدسمید * چكیده‌ سامان‌مندتر و كامل‌تری‌ را از مهره‌داران‌، به‌ غیر از ماهیان‌، فراهم‌ كرد. ویلیام‌ توماس‌ بلنفورد ٨٩ پستاندار، ٣٨٣ پرنده‌، ٩٢ خزنده‌ و ٩ دوزیست‌ را فهرست‌، و تاریخ‌ طبیعی‌ در ایران‌ را تا ١٨٧٦ به‌طور علمی‌ بررسی‌ كرد. وی‌ تحلیل‌ توصیفی‌ كوتاهی‌ از جانوران‌ در آن‌ گنجاند و مناسبات‌ میان‌ جانوران‌ نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ و نواحی‌ همسایه‌ را بررسی‌ كرد. پس‌ از مطالعه‌ بلنفورد، آهنگ‌ بررسی‌ جانوران‌ ایران‌ سرعت‌ گرفت‌. زارودنی‌ پرنده‌شناس‌ روس‌، در اواخر سده‌ دوازدهم‌ و اوایل‌ سده‌ سیزدهم‌/ هجدهم‌ و اوایل‌ سده‌ نوزدهم‌ طی‌ سفرهای‌ بسیاری‌ كه‌ به‌ ایران‌ كرد پرنده‌ها و سایر مهره‌داران‌ را جمع‌آوری‌ كرد (زارودنی‌، ١٩١١؛
نیكُلسكی‌ ، ١٩٠٣؛
همو، ١٩٠٧)؛
كه‌ بخش‌ اعظم‌ مجموعه‌های‌ او در موزه‌ جانورشناسی‌ سن‌پترزبورگ‌ است‌. پرندگان‌ ایران‌، به‌ نسبت‌ دیگر گروههای‌ جانوران‌، شاید به‌طور گسترده‌تر و از سوی‌ عده‌ بیشتری‌ بررسی‌ شده‌اند (برای‌ كتاب‌شناسی‌ رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ). مهم‌ترین‌ فهرستهای‌ چكیده‌، راهنماها، و رساله‌ها شامل‌ آثار جرویس‌ رید (١٣٣٧ ش‌؛
همو، ١٩٦٨)؛
وری‌ ؛
هوئه‌ و اچكوپار ؛
هینزل‌ و همكارانش‌؛
اسكات‌ و همكارانش‌؛
كرمپ‌ و سایمونز ؛
هریسن‌ ؛
و دومینیك‌ هالم‌ و همكارانش‌ است‌. به‌ گفته‌ اسكات‌ در ایران‌ باید ٤٩١ گونه‌ وجود داشته‌ باشد.

پستانداران‌، خصوصاً گونه‌های‌ شكاری‌، نیز بررسی‌ شده‌اند، كه‌ مهم‌ترین‌ آنها گزارشهای‌ سازمان‌ شكاربانی‌ و نظارت‌ بر صید است‌ كه‌ بعدها در سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ ادغام‌ شد. جامع‌ترین‌ چكیده‌ در باره‌ پستانداران‌ ایران‌، از آنِ داگلاس‌لی‌ است‌ كه‌ در ١٣٤١ـ١٣٤٢ ش‌/ ١٩٦٢ـ١٩٦٣ هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ را همراهی‌ كرد. او زیستگاهها را توصیف‌، نمونه‌های‌ جمع‌آوری‌ شده‌ توسط‌ هیئت‌ را ذكر، و فهرست‌ چكیده‌ای‌ از ١٢٥ گونه‌ پستاندار را كه‌ در ١٩٦٧ در ایران‌ شناخته‌ شده‌ بود، به‌ همراه‌ پراكندگی‌شان‌ به‌طور مختصر، ذكر كرد. میزون‌ تحلیلی‌ توصیفی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ پستانداران‌ با شروح‌ و مشخصات‌ مختصر آنها را چاپ‌ كرد (١٩٥٩؛
همو، ١٩٦٨). هرینگتن‌ > راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌ < را به‌ كمك‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ تهیه‌ كرد كه‌ به‌ جای‌ نظام‌ رده‌بندی‌، بر اساس‌ نوع‌ زیستگاه‌ مرتب‌ شده‌، و شامل‌ ١٤٨ گونه‌ است‌ كه‌ از آن‌ بین‌ ١١٢ گونه‌ تصویر دارد. مشروح‌ترین‌ بررسی‌ سامانمند از دسته‌ای‌ از پستانداران‌ ایران‌ احتمالاً مربوط‌ به‌ خفاشهاست‌ كه‌ دبلاس‌ ، از همراهان‌ هیئت‌ اكتشافی‌ استریت‌ در ١٩٦٨، عهده‌دار آن‌ بود؛
كه‌ ٣٨ گونه‌ را تشخیص‌ داد و گزارش‌ مشروحی‌ از هریك‌ به‌ همراه‌ تحلیل‌ مختصر جغرافیای‌ جانوری‌ در مورد خفاشان‌ ایران‌ تهیه‌ كرد.

برخی‌ از مقاله‌های‌ تخصصی‌ در مورد خزندگان‌ ایران‌ كه‌ بعد از اثر بلنفورد چاپ‌ شد عبارت‌اند از: مقاله‌های‌ نیكُلسكی‌ (١٩٠٣؛
١٩٠٧)، بر مبنای‌ مجموعه‌های‌ زارودنی‌؛
ورنر ، كه‌ فهرستی‌ را از گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ توصیفی‌ چاپ‌ كرد و كار اندرسون‌ (١٩٦٣) كه‌ شامل‌ مقاله‌ای‌ در باره‌ مجموعه‌ای‌ از جنوب‌ ایران‌، شامل‌ فهرستی‌ از خزندگان‌، بحثی‌ در زمینه‌ جغرافیای‌ جانوری‌، و یك‌ كتاب‌شناسی‌ است‌. اندرسون‌ (١٩٦٨) تحلیلی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ سوسمارها، و فهرستی‌ روزآمد (١٩٧٤) و چكیده‌ای‌ (١٩٧٩) از لاك‌پشتها، تمساحها و دوزیستان‌ تهیه‌ كرد. محمود لطیفی‌ از مؤسسه‌ رازی‌، كتاب‌ مارهای‌ ایران‌ ، شامل‌ راهنماهایی‌ برای‌ شناسایی‌، توضیحات‌، تصاویر، پراكنش‌، و اطلاعات‌ در مورد مارگزیدگی‌ گرد آورد؛
لویتن‌ و زوگ‌ فهرست‌ اصلاح‌ شده‌ای‌ از مارهای‌ ایران‌، بالغ‌ بر ٧٥ آرایه‌ را تهیه‌ كرده‌اند.

به‌طور سنّتی‌ دوزیستان‌ را همراه‌ با خزندگان‌ مطالعه‌ كرده‌اند. علاوه‌ بر مقالات‌ تخصصی ورنر و اندرسون‌ (١٩٦٣)، اندرسون‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Amphibians" ) شش‌ گونه‌ سمندر (هفتمین‌ گونه‌ «سمندر آتشین‌» ، پس‌ از آن‌ ثبت‌ شد) و هفده‌ گونه‌ قورباغه‌ را در ایران‌ فهرست‌ كرده‌ است‌. تاكنون‌، مفصّل‌ترین‌ تحقیق‌ در باره‌ دوزیستان‌ از ایسلت‌ و اشمیتلر در مورد قورباغه‌های‌ ایران‌ است‌.

جدا از بررسیهایی‌ كه‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ در مورد گونه‌های‌ از لحاظ‌ تجاری‌ مهم‌ انجام‌ داده‌ است‌، ماهیها مورد توجه‌ شماری‌ از جانورشناسان‌ بوده‌اند. اناندال‌ و هرا (١٩٢٠) در باره‌ ماهیان‌ سیستان‌ گزارش‌ داده‌اند؛
برگ‌ نخستین‌ فهرست‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ را بعد از فهرست‌ دِ فیلیپی‌ تهیه‌ كرد؛
و سعادتی‌ به‌ تهیه‌ فهرستی‌ سامانمند مبادرت‌ كرد. ارمنتروت‌ (١٩٦٩؛
١٩٨٠) فهرست‌ كاملی‌ از ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ گرد آورد، بریان‌ كد (١٩٧٩؛
١٩٨٠؛
١٩٨٧) در آثارش‌ این‌ فهرست‌ را بسط‌ داد و روزآمد كرد. او ١٥٥ گونه‌ بومی‌ ماهیان آب‌ شیرین‌ را ثبت‌، و تنها تحلیل‌ جغرافیای‌ جانوری‌ چاپ‌ شده‌ را، تهیه‌ كرده‌ است‌.

حشرات‌ بزرگ‌ترین‌ بخش‌ جانوران‌ ایران‌اند. اگر چه‌ اثر جامعی‌ در مورد همه‌ آنها تهیه‌ نشده‌، ولی‌ آثار فراوانی‌ در باره‌ گونه‌های‌ منفرد وجود دارد. مجموعه‌ مهم‌ > مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ ایران‌ < در > سالنامه‌ جامعه‌ حشره‌شناسی‌ فرانسه‌ < چاپ‌ شده‌ است‌. در مجموعه‌ مقالاتی‌ در باره‌ جانوران‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ خاورمیانه‌، ویراسته‌ كروپ‌ ، اشنیدر ، كینزلباخ‌ ، تعدادی‌ از مقالات‌ تخصصی‌ مهم‌، الگوهای‌ پراكنش‌ و مناسبات‌ میان‌ حشرات‌ ایران‌ و كشورهای‌ مجاور را مشخص‌ كرده‌اند، شامل‌ سنجاقكان‌ (اشنیدر)، سوزن‌ بالان‌ (اسپوك‌) ، بال‌موداران‌ (مالیكی‌) ، و جنسی‌ از بیدهای‌ روز پرواز با نام‌ Zygaena (نومان‌) .

بندپایانی‌ كه‌ در ایران‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند شامل‌ شماری‌ از عنكبوتیان‌ است‌ از قبیل‌ كنه‌ها، شپشها، عنكبوتها، عقربها (برای‌ رده‌بندی‌ و پراكنش‌ در خاورمیانه‌ رجوع كنید به واكن‌ و كینزلباخ‌)، كژدمهای‌ دروغین‌ (Pseudoscorpions) ، و رُتیلیان‌؛
صدپاییان‌؛
هزارپاییان‌؛
و انواعی‌ از سخت‌پوستان‌ از قبیل‌ خرچنگان‌ آب‌ شیرین‌ و جورپاییان‌ خاكی‌.

ب‌) مناسبات‌ جانوران‌. گستره‌ وسیع‌، خشك‌، و از لحاظ‌ جغرافیای‌ طبیعی پیچیده‌ای‌ كه‌ در سراسر شمال‌ افریقا،

آسیای‌ جنوب‌غربی‌، و شمال‌غربی‌ هند امتداد یافته‌، منزلگاه‌ گونه‌های‌ پیچیده‌ای‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از آنان‌ از گونه‌های‌ افریقایی‌، آسیای‌ گرمسیری‌، و اوراسیای‌ معتدل‌ شمالی‌ متمایزند. ولی‌ مناسبات‌ آنها در سطوح‌ جنسی‌ و تیره‌ای‌ به‌طور عمده‌ با جنسها و تیره‌های‌ اوراسیاست‌، و بخشی‌ از جانورانی‌اند كه‌ به‌طور سنّتی‌ دیرین‌ شمالگانی‌ نامیده‌ شده‌اند. ایران‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ پیچیده‌ترین‌ ناحیه‌ این‌ منطقه‌ است‌ و در نتیجه‌ بزرگ‌ترین‌ تنوع‌ زیستی‌ را، نسبت‌ به‌ اندازه‌ خود، در جنوب‌غربی‌ آسیا دارد.

در این‌ مقاله‌، صرفاً خطوط‌ كلی‌ توصیفی پراكنش‌ جانوران‌ ایران‌ را با توجه‌ به‌ خصوصیات‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌، صرف‌نظر از عوامل‌ تاریخی‌ كه‌ گونه‌های‌ كنونی‌ را ایجاد كرده‌ است‌، می‌توان‌ ارائه‌ كرد. به‌ استثنای‌ عوامل‌ جانوری‌ مشترك‌ با دیگر مناطق‌، گونه‌های‌ جنوب‌غربی‌ آسیا میان‌ دو نوع‌ چشم‌انداز پراكنده‌ شده‌اند: یكی‌ منطقه‌ای‌ است‌ كه‌ عموماً به‌ عنوان‌ فلات‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود كه‌ از ارتفاعات‌ آناطولی‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ تا رشته‌كوه‌ سلیمان‌ در جنوب‌شرقی‌ امتداد یافته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را بیشترِ جغرافیدانان‌ جانوری‌، ایرانی‌ ـ تورانی‌ نامیده‌اند. اندرسون‌ (١٩٦٨) آنها را به‌ عناصر ایرانی‌ كه‌ منحصر به‌ مناطق‌ مرتفع‌اند، و عناصر آرالی‌ ـ خزری‌، كه‌ عمدتاً در دشتها و حوضه‌های‌ تركمنستان‌ و جمهوریهای‌ همجوارِ آسیای‌ میانه‌ است‌، تقسیم‌ كرده‌ است‌ ( رجوع كنید به بخش‌ ٣ در ادامه‌ مقاله‌). دومین‌ گونه‌ عمده‌ چشم‌انداز، مناطق‌ بیابانی‌ پست‌ در حاشیه‌ جنوبی‌ دیرین‌ شمالگان‌ از شمال‌ افریقا تا شمال‌غربی‌ هند، منزلگاه‌ گونه‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ جانوران‌ است‌. در این‌ مناطق‌ گونه‌ها و كانونهای‌ گونه‌ها با پراكنش‌ محدودتر وجود دارد، نویسندگان‌ گوناگون‌ كه‌ جانوران‌ غرب‌ آسیا را یك‌ كل‌ می‌دانند، در تلاش‌ برای‌ روشمند كردن‌ الگوهای‌ پراكنش‌ تمام‌ جانوران‌ آسیای‌ غربی‌، مجموعه‌ای‌ آشفته‌ از اصطلاحات‌ را وارد كرده‌اند. علاوه‌ بر نامهایی‌ كه‌ ذكر شد، شمالگان‌ برای‌ نواحی‌ معتدل‌ و شمالی‌ نیمكره‌ شمالی‌، شامل‌ امریكای‌ شمالی‌؛
دیرین‌ شمالگانِ غربی‌ و شرقی‌؛
اورو ـ سیبریایی‌ برای‌ نواحی‌ شمالِ دیرین‌ شمالگان‌؛
بیابانی‌ برای‌ نواحی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ به‌ علاوه‌ قسمت‌ خشك‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌؛
اتیوپیایی‌ یا افریقای‌ گرمسیری‌ برای‌ ماورای‌ صحرای‌ افریقا ؛
شرقی‌ برای‌ آسیای‌ جنوبی‌ و جنوب‌شرقی‌، دیرین‌ گرمسیری‌ برای‌ ناحیه‌ اتیوپیایی‌ و شرقی‌؛
مدیترانه‌ای‌ برای‌ اروپای‌ جنوبی‌ و ساحل‌ شمال‌ افریقا به‌ علاوه‌ شرق‌ مدیترانه‌؛
و تقسیم‌بندیهای‌ فرعی‌ گوناگون‌ همگی‌ كمابیش‌ خودْ تبیین‌اند. گرچه‌ برخی‌ نویسندگان‌این‌ اصطلاحات‌ را توصیفی‌ به‌كار برده‌اند؛
ولی‌ برای‌ دیگران‌ آنها دلالت‌ بر خاستگاهها دارند. در اینجا صرفاً به‌صورت‌ توصیفی‌ به‌كار رفته‌اند.

ج‌) ماهیها. ماهیان‌ بومی‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ مشتمل‌اند بر ١٥٥ گونه‌ در ٢٤ تیره‌. كد در تحلیل‌ فشرده‌ خود از جغرافیای‌ ماهیان‌ ایران‌ (١٣٦٦ ش‌/ ١٩٨٧) نوزده‌ حوضه‌ آبریز اصلی‌ را مشخص‌ كرده‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها به‌ جز چهار حوضه‌ درون‌ریزند. ماهیان‌ عمدتاً دیرین‌ شمالگانی‌اند اما به‌ خصوص‌ در آن‌ حوضه‌های‌ اندكی‌ كه‌ به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزند، عناصر شرقی‌ و اتیوپیایی‌ هم‌ دارند. حوضه‌ سیستان‌ نیز شامل‌ گونه‌های‌

شرقی‌ و گونه‌هایی‌ است‌ از هندوكش‌ سرچشمه‌ گرفته‌اند. سه‌ تیره‌ كپورماهیان‌ (Cyprinidae) ، سگ‌ماهیان‌ (Cobitidae) ، و ماهیان‌ استخوانی‌ (Gobiidae) روی‌ هم‌ ٦ر٧٣% از گونه‌های ایران‌ را تشكیل‌ می‌دهند. دریای‌ خزر با پانزده‌ تیره‌ متنوع‌ترین‌ حوضه‌ آبریز است‌، در حالی‌ كه‌ حوضه‌ دجله‌ دارای‌ یازده تیره‌ است‌. حوضه‌های‌ آبریز خلیج‌فارس‌ هریك‌ پنج‌ تا هفت‌ تیره‌ دارند، و حوضه‌های‌ باقی‌مانده‌ داخلی‌ چهار یا كمتر.

به‌ گفته‌ كد، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای‌ مشخص‌ كردن‌ پراكندگی كنونی‌ در سطح‌ گونه‌ها عبارت‌اند از: تفكیك‌ برترِ دریای‌ خزر كه‌ با جانوران‌ دریای‌ سیاه‌/ مدیترانه‌ عناصر مشترك دارد؛
زهكشی‌ ناشی‌ از كوهزایی‌ و فرسایش‌، كه‌ حركت‌ ماهی‌ را میان‌ حوضه‌های‌ مجاور امكان‌پذیر می‌سازد؛
شاهراه‌های‌ رودخانه‌ای‌ كه‌ در طول‌ زمان‌ زیستگاهها را در ارتفاعات مختلف‌ به‌ هم‌ متصل‌ كرده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رودخانه‌ هلمند میانِ حوضه‌ هندوكش‌ و سیستان‌)؛
نفوذ دریا از یك‌ حوضه‌ به‌ حوضه‌ دیگر در جنوب‌ ایران‌، كه‌ سبب‌ شده‌ است‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ توانایی‌ زندگی‌ در آب‌ شور را بیابند؛
و احتمالاً دخالت‌ انسان‌. كد عقیده‌ دارد كه‌ به‌ دلیل‌ زمین‌ ناهموار و اقلیم‌ استثنایی‌، از لحاظ‌ تاریخی‌ بخش‌ اعظم‌ جابه‌جایی‌ ماهیان‌ بومی‌ به‌ دست‌ انسان‌، بیش‌ از آن‌ كه‌ میانْحوضه‌ای‌ باشد، درونْحوضه‌ای‌ بوده‌ است‌.

تغییرات‌ اقلیمی‌ و گیاه‌زدایی‌ بر تمام‌ جانداران‌، اعم‌ از گیاهی‌ و جانوری‌، تأثیر می‌گذارد. كد تأثیر چنین‌ تغییرات‌ زیست‌ محیطی‌ را بر ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌ (١٩٨٠). شتاب‌ و تأثیر گیاه‌زدایی‌ با توسعه‌ جمعیت‌ و صنعتی‌ شدن‌ در ایران‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چراندن‌ بیش‌ از حد گله‌های‌ هرچه‌ بزرگ‌تر چهارپایان‌ اهلی‌ و قطع‌ درختان‌ برای‌ سوخت‌ و پاكسازی‌ زمین‌ برای‌ كشاورزی‌، اقلیم‌ بومی‌ را تغییر داده‌، بارش‌ باران‌ و نگهداری‌ آبها را كاهش‌، و نرخ‌ فرسایش‌ و مسدود شدن‌ رودها، دریاچه‌ها و ماندابها را افزایش‌ داده‌ است‌. برنامه‌های‌ آبیاری‌ پردامنه‌، آب‌ را از آبراه‌های‌ طبیعی‌ منحرف‌ كرده‌، در عین‌ حال‌ زیستگاههای‌ آبی‌ جدیدی‌ چون‌ قناتها ایجاد كرده‌ است‌. در حالی‌ كه‌ سدسازی‌ می‌تواند سلسله‌ تأثیرات‌ زیانباری‌ بر حیات‌ آبزیان‌ داشته‌ باشد، چاه‌ها نیز ممكن‌ است‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ را پایین‌ برده‌، و بدون‌ ایجاد زیستگاههای‌ تازه‌ برای‌ ماهیان‌، منجر به‌ از بین‌ رفتن‌ چشمه‌ها و مردابها شوند. پسابهای‌ كشاورزی‌ و صنعتی‌، لای‌ و لجن‌ و موادشیمیایی‌ سمّی‌ را تبدیل‌ به‌ زیستگاههای‌ آبی‌ می‌كند. شماری‌ از گونه‌های‌ كم‌نظیر ماهیان‌ را به‌ منظور پیشگیری‌ از ازدیاد پشه‌ها و نیز جهت‌ صید تجاری‌ و تفریحی‌ ماهیان‌، به‌ آبراه‌های‌ ایران‌ هدایت‌ كرده‌اند؛
چنین‌ انتقالهایی‌ مناسبات‌ زیست‌ محیطی‌ را برهم‌ می‌زند و ممكن‌ است‌ پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ برای‌ گونه‌های‌ بومی‌ داشته‌ باشد. صید بی‌قاعده‌ سبب‌ كاهش‌ نسل‌ ماهیان‌ خوراكی‌ از قبیل‌ استورژن‌ خزر ، ماهی‌ سفید خزری‌ ، كُلمه‌/ تاجی‌ خزری‌ ، كپورماهی‌ ، و گونه‌ شاه‌ماهی‌ شده‌ است‌.

د) دوزیستان‌. دوزیستان‌ ایران‌ بسیار كم‌شمارتر از دیگر گروههای‌ مهره‌داران‌اند، زیرا حیات‌ آنها محدود به‌ زیستگاههایی‌ است‌ كه‌ دست‌كم‌ از نظر آبِ فصلی‌ برای‌ تخم‌ریزی‌ تضمین‌ شده‌ باشد و بنابراین‌ بیشتر در حوضه‌های‌ آبریز كوهستانی‌ شمال‌ و غرب‌ موجودند. دو تیره‌ سمندر در ایران‌ وجود دارد: Hynobiidae كه‌ پراكنش‌اش‌ آسیایی‌ معتدل‌ است‌، و دو نوع‌ از آن‌ از جنس‌ Batrachuperus در شمال‌ ایران‌ وجود دارد، و تیره‌ Salamandridae كه‌ پراكنش‌اش‌ شمالگان‌ است‌، و دو جنس‌ Salamandra و Triturus از یك‌ نوع‌ اروپایی‌ یا اورو ـ سیبریایی‌ و سه‌ نوع‌ از جنس‌ آناطولی‌ ـ ایرانی Neurergus از آن‌ وجود دارد. اینها جملگی‌ به‌ چشمه‌ها، غارها، و رودهای‌ دائمی‌ در دامنه‌های‌ بادگیر رشته‌كوههای‌ زاگرس‌، البرز و كپت‌داغ‌ محدودند. قورباغه‌ها و وزغها در شرایط‌ خشكی‌ مقاوم‌ترند و بنابراین‌ پراكنش‌ آنها گسترده‌تر است‌. آنها چهار یا پنج‌ جنس‌ در چهار تیره‌ با پراكنشِ گسترده‌اند. قورباغه‌ درختی‌ نمونه‌ خاورمیانه‌ای‌ نوع‌ اورو ـ سیبریایی جنسی‌ است‌ كه‌ پراكنش‌اش‌ اساساً مناطق‌ نوگرمسیری‌ است‌، همچنین‌ شماری‌ اندك‌ از این‌ قورباغه‌ از انواع‌ شمالگان‌اند؛
پراكنش‌ آنها در ایران‌ تقریباً مطابق‌ با پراكنش‌ سمندرهاست‌. وزغ‌ بیلپای‌ سوری‌ كه‌ زیستگاه‌ آن‌ كرانه‌ جنوبی‌ خزر است‌، نماینده‌ دسته‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی وزغهای‌ بیلپاست‌. جنس‌ وزغ‌ ) Bufo ) تقریباً پراكنش‌ جهانی‌ دارد؛
دو نوع‌ یا دسته‌ موجود در ایران‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌اند: وزغ‌ معمولی‌ اروپایی‌ دارای‌ زیرگونه‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ تازگی‌ وارد شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌ و وزغ‌ سبز با جمعیتهای‌ متعدد، و انواع‌ مجزای‌ هم‌ خانواده‌ در تمام‌ استانها و وزغ‌ بلوچی‌ و وزغ‌ هندی‌/ مرمری‌ در بلوچستان‌ در شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند. قورباغه‌ها در ایران‌ چهار جنس‌ دارند: قورباغه‌ معمولی‌ و قورباغه‌ جنگلی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند؛
قورباغه‌ قفقازی‌/ راه‌راه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ است‌؛
و قورباغه‌ (به‌ گفته‌ برخی‌ مؤلفان‌ Euphlyctis ) مردابی‌ بلوچی‌ نوعی‌ شرقی‌ كه‌ تا سیستان‌ و بلوچستان‌ گسترش‌ یافته‌ است‌.

ه ) خزندگان‌. برای‌ مسافر تیزبین‌، خزندگان‌ به‌ویژه‌ سوسمارها، از جمله‌ آشناترین‌ حیوانات‌اند، زیرا بسیاری‌ از آنها روزگردند و در كم‌ دماترین‌ ساعتها بسیار فعال‌اند. برخی‌ گونه‌های‌ فراگیر بوم‌شناختی‌ در بیشتر نواحی‌ جغرافیایی‌ ایران‌، كه‌ در آن‌ ١١٣ نوع‌ سوسمار تاكنون‌ شناخته‌ شده‌ است‌، یافت‌ می‌شوند. سوسمارهای‌ بزرگ‌ صخره‌ ـ زی‌ آگاما از جنس‌ ) Stellio ( Laudakia در مناطق‌ كوهستانی‌ و تپه‌ها، كه‌ شكافهای‌ عمیق‌، پناهگاه‌ به‌ وجود می‌آورد، فراوان‌اند. انواع‌ كوچك‌تر جنس‌ Trapelus از روی‌ زمین‌ به‌ توده‌های‌ سنگی‌ كوچك‌ یا شاخه‌های‌ درختچه‌ها می‌روند، تا از آنجا در كمین‌ حشراتِ در حال‌ گذار باشند. در زمینهای‌ هموار فلات‌ مركزی‌ سوسمارهای‌ كله‌قورباغه‌ای‌ phrynocephalus می‌نشینند و منتظر مورچه‌ها، موریانه‌ها، و دیگر طعمه‌های‌ كوچك‌ زمینی‌ می‌شوند؛
انواع‌ مختلف‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند: شن‌روان‌، ماسه‌، گل‌ و لای‌ و غیره‌. در جنوب‌غربی‌ ایران‌ و فلات‌ كه‌ خاكهای‌ آبرفتی‌ امكان‌ نقب‌زدن‌ می‌دهد سوسمارهای‌ بزرگ‌ گیاهخوارِ خارْدُم‌ گاهی‌ دیده‌ می‌شوند. بزرگ‌ترین‌ سوسمارهای‌ ایران‌، بزمجه‌های‌ جنسِ Varanus اند كه‌ در بیشتر استانها وجود دارند؛
آنها شكارگران‌ چیره‌دستی‌ هستند كه‌ دیگر سوسمارها و جوندگان‌، و جانوران‌ اندازه‌ خودشان‌ را صید می‌كنند. دو سوسمار بدون‌ پای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ از تیره‌ انگوئید ها به‌طور گسترده‌ پراكنده‌، و تا شمال‌ ایران‌ گسترش‌ یافته‌اند. كَلْمَره‌ ، شكارگر برلیسك‌ ها و حلزونهای‌ كف‌ جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیركانیا )، و لوس‌ مار سوسمار شكارگر فعال‌تری‌ كه‌ تحمل‌ شرایط‌ خشك‌تر را دارد، در شمال‌ ایران‌ و كوهپایه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. جویندگان‌ فعال‌ حشرات‌، تقریباً در تمام‌ محیط‌ زیست‌ ایران‌، سوسمارهای‌ كوچك‌ و تندروی‌ خانواده‌ لاسرتا (Lacertidae) هستند كه‌ غالباً «دوندگان‌ مسابقه‌» نامیده‌ می‌شوند. جنسهای‌ متعددی‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند، و این‌ سوسمارها در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند. پراكنشِ جنسِ Lacerta معمولاً اورو ـ سیبریایی‌ است‌ و انواعی‌ از آن‌ در مناطق‌ شمالی‌ و كوهستانی‌ ایران‌ وجود دارد؛
Eremias جنسی‌ است‌ با انواع‌ فراوان‌ در سراسر منطقه‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ و در دشتها، استپها، و كوهپایه‌های‌ داخلی‌ فلات‌ ایران‌ به‌وفور یافت‌ می‌شود، حال‌ آنكه‌ تنها یك‌ جنس‌ از Ophisops در فلات‌ ایران‌ وجود دارد. مسالینا و سوسمار پاشرابه‌ جنسهای‌ صحرایی‌ ـ سندی‌اند؛
ویژگی‌ بیشتر انواعِ جنس‌ اخیر دویدن‌ بر شن‌ روان‌ است‌. اسكینك‌ های‌ براق‌ كم‌شمارترند، ولی‌ در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند؛
برخی‌ گونه‌ها با زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ سازگار شده‌اند، برخی‌ دیگر با نقب‌ زدن‌ در شن‌ روان‌. متنوع‌ترین‌ تیره‌ سوسمارها در سطح‌ جنس‌، گكوها هستند كه‌ انواع‌ بسیاری‌ از آنها با شرایط‌ زیستْمحیطی‌ و جولانگاههای‌ اختصاصی‌ شده‌ سازگار شده‌اند. بیشتر اینها شب‌گردند، اما برخی‌ پگاه‌گرد و اندكی‌ حتی‌ روزگردند. آشناترین‌ انواع‌ برای‌ مسافران‌، انواعی‌اند كه‌ پیرامون‌ و درون‌ خانه‌ها به‌ سر می‌برند و هر غروب‌ آنها را می‌توان‌ دید كه‌ به‌ دیوارهای‌ گچ‌ اندود چسبیده‌، و در كمین‌ حشراتی‌اند كه‌ به‌سوی‌ نور كشیده‌ می‌شوند.

اندرسون‌ در پژوهش‌اش‌ در باره‌ سوسمارها (١٩٦٨) دریافت‌ كه‌ فقط‌ انواع‌ محدودی‌ كه‌ قابلیت‌ سازگاری‌ بوم‌شناختی‌ فراوان‌ دارند در سراسر بخش‌ اعظم‌ مناطق‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ یا ایرانی‌ ـ تورانی‌ گسترش‌ یافته‌اند. گرچه‌ در هر دو ناحیه‌ انواع‌ خاص‌ ناحیه‌ دیگر نفوذ كرده‌ است‌، انواع‌ نسبتاً كمی‌ به‌طور وسیع‌ در هر دو منطقه‌ پراكنده‌اند. عناصر مرتبط‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ و اساساً گونه‌هایی‌ با پراكنش‌ مدیترانه‌ای‌ از شمال‌غرب‌ وارد جنوب‌غرب‌ آسیا و ایران‌ شده‌اند. انواع‌ بیابان‌ آرالی‌ ـ خزری‌ در شمال‌ ایران‌ در مناطقی‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ امتداد جغرافیای‌ طبیعی‌ دشت‌ آسیای‌ میانه‌ است‌. تعداد بسیار كمی‌ عناصر جانوری‌ شرقی‌ در جنوب‌شرقی‌ ایران‌، بیشتر در بلوچستان‌، یافت‌ می‌شوند.

٧٥ گونه‌ و زیرگونه‌ مار در زیای‌ ایران‌ وجود دارد (لطیفی‌، ١٣٦٤ ش‌). اگرچه‌ هر استانی‌ از نظر تنوع‌ گونه‌ها غنی‌ است‌، ولی‌ مارها كمتر از سوسمارها به‌ چشم‌ می‌خورند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ خود را به‌ خوبی‌ پنهان‌ می‌كنند و در حضور جانوران‌ بزرگ‌ غالباً بی‌حركت‌ می‌مانند. مارها چون‌ در زنجیره‌ غذایی‌ بیشتر تغذیه‌ می‌كنند نسبت‌ به‌ سوسمارها بسیار كم‌ تعدادترند. همه‌ آنها شكارگرند، گونه‌های‌ بزرگ‌تر به‌طور عمده‌ از جوندگان‌ ارتزاق‌ می‌كنند، در حالی‌كه‌ انواعِ دارای‌ اندازه‌های‌ متوسط‌ و كوچك‌ از سوسمارها و گه‌ گاه‌ از پرندگان‌، و كوچك‌ترین‌ آنها از بندپاییان‌ تغذیه‌ می‌كنند. تعداد بسیار كمی‌، مثل‌ مار علفی‌ ( غیرسمّی‌ ) ، ماهی‌، دوزیستان‌، یا هر دو را می‌خورند. گرچه‌ بسیاری‌ از انواع‌ آنها را می‌توان‌ سودمند دانست‌ چون‌ از آفتهای‌ جونده‌ای‌ ارتزاق‌ می‌كنند كه‌ به‌ محصولات‌ و موادغذایی‌ انبارشده‌ انسانها آسیب‌ می‌رسانند، شماری‌ اندك‌ برای‌ بشر، خصوصاً اگر پای‌ برهنه‌ یا نیمه‌برهنه‌ باشند، خطرناك‌اند. چندین‌ جنس‌ و گونه‌هایی‌ از افعی‌ و برخی‌، از قبیل‌ افعیان‌ كوچك‌ جعفری‌ از جنس‌ مار جعفری‌ ( Echis ) كاملاً مهاجم‌اند، در حالی‌كه‌ برخی‌ دیگر از قبیل‌ افعیان‌ شاخدار Pseudocerastes و افعی Vipera lebetina بزرگ‌اند و توانایی‌ واردكردن‌ مقادیری‌ زهر را دارند. افعیان‌ خود را به‌ خوبی‌ استتار می‌كنند، و بنابراین‌ انسانهای‌ بی‌احتیاط‌ و چهارپایان‌ ممكن‌ است‌ آنها را لگد كنند. كُبرا، كفچه‌مار ، نوعی‌ شرقی‌ كه‌ در شمال‌ شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود، شكارگر ماهری‌ است‌ كه‌ به‌ دلیل‌ وجود جوندگان‌ به‌ روستاها كشیده‌ می‌شود. بیشترین‌ انواع‌ مار به‌ تیره‌ Colubridae تعلق‌ دارند؛
بسیاری‌ روزگرد و فعالانه‌ در جستجوی‌ شكارند؛
شاید به‌ همان‌ تعداد نیز از جمله‌ افعیها، دست‌كم‌ در گرم‌ترین‌ فصول‌ بیشتر شب‌گردند.

آبهای‌ خلیج‌فارس‌ از لحاظ‌ انواع‌ مارهای‌ دریایی‌ غنی‌ است‌، آنها شكارشان‌ اساساً ماهی‌ است‌؛
همگی‌ به‌نحو خطرناكی‌ سمّی‌اند و ماهیگیرانی‌ كه‌ با تور ماهیگیری‌ می‌كنند در معرض‌ خطر اینگونه‌ مارها هستند. خویشاوندی‌ مارهای‌ ایرانی‌، خصوصاً در سطح‌ جنس‌، دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ است‌، تعداد بسیار كمی‌ از جنسها در پراكنش‌ شمالگانی‌اند، برای‌ مثال‌ Coluber ، Elaphe و Agkistrodon . اما هیچ‌ نوعی‌ شمالگانی‌ نیست‌. بوا (Eryx) ، مارعلفی‌ (Natrix) ، Malpolon ، سوسن‌مار (Telescopus) ، افعی‌، و مار جعفری‌، از جنسهای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند، مار كوتوله‌ ) Eirenis ) و مار شاخدار پراكنش‌ اصلیشان‌ ایران‌ است‌. Spalerosophis ، Lytorhynchus ، كبری‌' (Walterinnesia) و افعی‌ شاخدار (Cerastes) صحرایی‌ ـ سندی‌اند، در حالی‌كه‌ مارگرگی‌ Lycodon ، Oligodon ، Boiga ، و Naja شرقی‌اند. جنسهای‌ مارهای‌ آبی‌ در طول‌ سواحل‌ اقیانوس‌ هند به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند. در سطح‌ انواع‌، مناسبات‌ بسیار پیچیده‌تر است‌.

در ایران‌ تعداد اندكی‌ لاك‌پشت‌ وجود دارد كه‌ شامل‌ دو نوع‌ آبزی‌ هستند: لاك‌پشت‌ بركه‌ای‌ اروپایی‌ ) Emys orbicularis ) در شمال‌غرب‌ ایران‌، در طول‌ ساحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر، و لاك‌پشت‌ مدیترانه‌ای‌ با گردن‌ مخطط‌ ) Mauremys caspica ) در نهرهای‌ دائمی‌، آبگیرها و دریاچه‌های‌ غرب‌ و شمال‌ ایران‌ پراكنده‌اند. یك‌ نوع‌ آبزی‌ سوم‌، یعنی‌ لاك‌پشت‌ فراتی‌ است‌ كه‌ در آبریزهای‌ دجله‌ و فرات‌ در رود كارون‌ و احتمالاً برخی‌ دیگر از آبریزهای‌ غرب‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. سنگ‌پشتهای‌ زمینی‌ علف‌خوارِ مهمیزدار (نژاد غرب‌ ایران‌) Testudo graeca ibera و مهمیزدار (نژاد شرق‌ ایران‌) (Testudo graeca zarudnyi) كه‌ با مناطق‌ كم‌باران‌ سازگاری‌ یافته‌اند در سراسر فلات‌ غربی‌ و مركزی‌ ایران‌ پراكنده‌اند. گونه‌های‌ ایران‌ ـ تورانی‌ لاك‌پشت‌ آسیایی‌ ) horsfieldii Agrionemys ( Testudo نیز در فلات‌ مركزی‌ در خراسان‌ پراكنده‌اند. لاك‌پشتهای‌ دریایی‌ شایع‌ مناطق‌ گرمسیری‌، لاك‌پشت‌ سرخ‌ ، لاك‌پشت‌ سبز ، لاك‌پشت‌ عقابی‌ ، لاك‌پشت‌ زیتونی‌ ریدلی‌ ، و لاك‌پشت‌ چرمی‌ در خلیج‌فارس‌ گزارش‌ شده‌اند یا احتمال‌ می‌رود در آنجا یافت‌ شوند (اندرسون‌، ١٩٧٩).

نوع‌ خاصی‌ تمساح‌، تمساح‌ تالابی‌ یا تمساح‌ راهزن‌ ، نوعی‌ هندی‌ است‌ كه‌ در رودخانه‌ سرباز در جنوب‌شرق‌ بلوچستان‌ ایران‌ در انزوا زندگی‌ می‌كند (همانجا).

و) پرندگان‌ و پستانداران‌. گونه‌ها و حتی‌ زیرگونه‌های‌ بسیار كمی‌ از پرندگان‌ و پستانداران‌ وجود دارند كه‌ به‌ لحاظ‌ پراكندگی‌، محدودیتِ مثلاً سوسمارها را داشته‌ باشند. پراكنش‌ تعدادی‌ از جانوران‌ شناخته‌ شده‌، شمالگان‌ است‌. گرگ‌، روباه‌ قرمز، سیاهگوش‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، عقاب‌ طلایی‌، عقاب‌ ماهیگیر و مرغان‌ دریایی‌ مهاجر گوناگون‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ ذكر كرد. بسیاری‌ از گونه‌های‌ دیگر نشانه‌ جنسهای‌ شمالگانی‌اند.

اسكات‌ ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) دریافت‌ كه‌ از میان‌ ٣٢٤ گونه‌ از پرندگانی‌ كه‌ در ایران‌ تولید مثل‌ می‌كنند تنها ٢٤ پرنده‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند، كه‌ زیستگاههای‌ محدودی‌ در خاورمیانه‌ دارند. وی‌ پی‌ برد كه‌ ١٣١ گونه‌ ایرانی‌ به‌طور گسترده‌ در منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ یافت‌ می‌شوند؛
به‌علاوه‌ تعداد ٨١ گونه‌ به‌ غربِ دیرین‌ شمالگان‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ شرقی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. در حالی‌كه‌ نوزده‌ گونه‌ به‌طور خاص‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ شرقی‌ تعلق‌ دارند كه‌ در ایران‌ به‌ غربی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. وی‌ ٢٥ گونه‌ را خاص‌ كمربند بیابانی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ بازشناخت‌. وی‌ پرندگان‌ جنوب‌ بلوچستان‌ ایران‌ و ساحل‌ جنوبی‌ خلیج‌فارس‌ را عمدتاً شرقی‌ دانسته‌، كه‌ ٢٩ گونه‌ زادگیری‌ پراكنش‌ اولیه‌ منطقه‌ شرق‌، در ایران‌ به‌ مرزهای‌ شمال‌غربی‌ گستره‌شان‌ می‌رسند، در حالی‌كه‌ جنوب‌ غرب‌ ایران‌ كمی‌ تحت‌ تأثیر افریقای‌ گرمسیری‌، شامل‌ شش‌گونه‌ زادگیری‌ در اصل‌ افریقایی‌، در پراكنش‌ است‌. نُه‌ گونه‌ پرنده‌ دریا و ساحل‌ كه‌ در سراسر اقیانوس‌ هند یافت‌ می‌شوند در جزایر خلیج‌فارس‌ و تنگه‌ هرمز زادگیری‌ می‌كنند. جانوران‌ ایران‌ به‌ دلیل‌ قرار داشتن‌ در مسیرهای‌ اصلی‌ مهاجرت‌ سالانه‌ پرندگان‌، بسیار غنی‌ شده‌ است‌. ٨٦ گونه‌ از مهاجران‌ زمستانی‌ (گونه‌هایی‌ كه‌ به‌ طور مستمر به‌ یك‌ جامعه‌ جانوری‌ تعلق‌ ندارند و به‌ صورت‌ موقت‌ به‌ دنبال‌ غذا یا محلی‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ در آنجا هستند) در شمال‌ و مركز آسیا زادگیری‌ می‌كنند؛
بسیاری‌ از آنان‌ پرندگان‌ آبزی‌ (از جمله‌ گونه‌های‌ شكاری‌ مهم‌) و پرندگان‌ شكاری‌اند. در بهار و پاییز ٢٤ گونه‌ بین‌ محلهای‌ زادگیری‌ شمالی‌ و محلهای‌ زمستانی‌ جنوب‌غربی‌ یا جنوب‌شرقی‌ مهاجرت‌ می‌كنند. ٥٧ گونه‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پرندگان‌ آواره‌ و جامانده‌ كمیاب‌ ثبت‌ كرده‌اند (برای‌ جزئیات‌ و نمونه‌ها رجوع كنید بههمانجا). هلم‌ و همكارانش‌ (١٩٨٨) نقشه‌های‌ پراكنش‌ زادگیری‌ گونه‌های‌ خاورمیانه‌ را منتشر كرده‌اند، و هریسن‌ در نقشه‌هایش‌ از پرندگان‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌، گستره‌های‌ تابستانی‌ و زمستانی‌ و اسكان‌ آنها را درج‌ كرده‌ است‌. وی‌ الگوهای‌ پراكنش‌ گونه‌های‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را باتوجه‌ به‌ مناطق‌ آب‌ و هوایی‌ و پوشش‌ گیاهی‌ بررسی‌ و، تلاش‌ كرده‌ است‌ كه‌ آنها را در متن‌ رویدادهای‌ پلئیستوسن‌ تفسیر كند. وی‌ همچنین‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را به‌ مناطق‌ جانوری‌ تقسیم‌ كرده‌ كه‌ دو قسمت‌ آن‌ شامل‌ بخشهایی‌ از ایران‌ است‌: منطقه‌ خزر و مدیترانه‌، كه‌ پناهگاه‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ شماری‌ از گونه‌ها طی‌ تغییرات‌ اقلیمی‌ پلئیستوسن‌ بوده‌، و خاورمیانه‌، كه‌ به‌ عقیده‌ او با داشتن‌ پناهگاههای‌ احتمالی‌ در طول‌ دره‌های‌ دجله‌ و فرات‌ و اطراف‌ خلیج‌ فارس‌، مركز گونه‌زایی‌ برخی‌ پرندگان‌ بوده‌ است‌.

میزون‌ در مطالعه‌ پستانداران‌ (١٩٦٨)، جانوران‌ ایران‌ را مركّب‌ توصیف‌ كرده‌ است‌ كه‌ در آن‌ افراد بومی‌ با افرادی‌ دارای‌ ویژگی‌ دیرین‌ شمالگانی عام‌تر و با افراد افریقایی و هندی‌الاصل‌، درهم‌ آمیخته‌اند. وی‌ دریافت‌ كه‌ گونه‌های‌ بومی‌ در خراسان‌ متمركز شده‌، به‌ بلوچستان‌ و غرب‌ افغانستان‌ (كه‌ منطقه‌ای‌ مرتفع‌ با سازگاریهای‌ نیمه ‌بیابانی‌ است‌)،

و كردستان‌، منطقه‌ای‌ محصور با زمستانهای‌ سخت‌تر، راه‌ یافته‌اند.

هرینگتن‌ ١٥٢ گونه‌ پستانداران‌ ایران‌ را در راسته‌های‌ زیر فهرست‌ كرده‌ است‌: حشره‌خواران‌، ١٤؛
خفاشیان‌، ٣٨؛
گوشتخواران‌، ٢٨؛
خوك‌ آبیان‌، ١؛
فرد سُمان‌، ١؛
زوج‌ سُمان‌، ١٣؛
خرگوشیان‌، ٢؛
جوندگان‌، ٤٧؛
و آب‌بازان‌، ٨. پستانداران‌ بزرگ‌ بیشترین‌ توجه‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، زیرا گونه‌های‌ شكاری‌ و نیز شكارگران‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و جانوران‌ اهلی‌ را در بر می‌گیرند. آنها همچنین‌ در برابر تغییر بهره‌گیری‌ انسان‌ از زمین‌ و شكارِ بیش‌ ازحد، آسیب‌پذیرتر از دیگر جانوران‌اند. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ برای‌ حفظ‌ زیستگاههای‌ آنها و حفاظت‌ گونه‌های‌ شكاری‌ و غیره‌، با ایجاد پاركهای‌ ملی‌ و حفاظت‌ شده‌ تلاشهای‌ گسترده‌ای‌ صورت‌ داده‌ است‌. گله‌های‌ قوچ‌ كوهی‌ و بز كوهی‌ ایرانی‌ ، نیای‌ بز اهلی‌؛
در زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ به‌ سر می‌برند. از جنس‌ آهو سه‌گونه‌ موجود است‌ كه‌ در استانهای‌ جنوبی‌ و استپهای‌ فلات‌ مركزی‌، شكار مطلوبی‌اند ( رجوع كنید به د. ایرانیكا ، ذیل‌ .I" ¦hu ¦"A و "Chinkara" ). گوزن‌ زرد كوچك‌ ایرانی‌، كه‌ روزگاری‌ در سراسر جنوب‌غرب‌ پراكنده‌ بود، به‌تدریج‌ به‌ جمعیت‌ كوچكی‌ در طول‌ رود كرخه‌ كاهش‌ یافت‌، اما به‌ لطف‌ تلاشهای‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ حفظ‌ و تولید مثل‌ آنها، تا حدودی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. گله‌های‌ مرال‌ (مارال‌) در علفزارهای‌ جنگلی‌ منطقه‌ خزر زندگی‌ می‌كنند، درحالی‌كه‌ شوكا كه‌ كوچك‌تر و منحصر به‌ فردتر است‌، در مناطق‌ جنگلی‌ آذربایجان‌، كردستان‌، گیلان‌ و مازندران‌ یافت‌ می‌شود؛
كه‌ هردو گونه‌های‌ اروپایی‌ ـ سیبریایی‌ هستند كه به‌طور گسترده‌ پراكنده‌ شده‌اند. گراز (خوكِوحشی‌ )، گونه‌ای‌ كه‌ در سراسر مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و خاوری‌ پراكنده‌ است‌، در انواع‌ زیستگاهها در ایران‌، هر كجا كه‌ ذخایر دائمی‌ آب‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. گورخر ایرانی‌ كه‌ زمانی‌ در بسیاری‌ از استپها و مناطق‌ بیابانی‌ یافت‌ می‌شد، اكنون‌ به‌طور عمده‌ در پاركهای‌ ملی‌ و پناهگاههای‌ حیات‌ وحش‌ در خراسان‌، كرمان‌، و فارس‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛
این‌ گورخر، گونه‌ای‌ دیرین‌ شمالگانی‌ است‌ كه‌ در دوره‌های‌ تاریخی‌ از مدیترانه‌ به‌ مغولستان‌ راه‌ یافته‌ است‌.

گوشت‌خواران‌ بزرگ‌ ومتوسط‌، گرگ‌، شغال‌، روباه‌ (سه‌گونه‌)، خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ بلوچستان‌، كفتار، گربه‌ كوچك‌ (چهارگونه‌)، سیاهگوش‌ و كاراكال‌ را شامل‌ می‌شود. پلنگ‌ در سراسر ایران‌، هر كجا كه‌ گونه‌های‌ بزرگ‌ جانوران‌ شكاری‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. یوزپلنگ‌، زمانی‌ در سراسر مناطق‌ استپی‌ خشك‌تر جنوب‌غرب‌ آسیا فراوان‌ بود اما با كاهش‌ زیستگاهها و جمعیت‌ صیدش‌، به‌ خصوص‌ آهو، در آستانه‌ انقراض‌ قرار گرفته‌ است‌. در ایران‌ پس‌ از تعیین‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و افزایش‌ آهو، فقدان‌ این‌ جانور در شمال‌شرق‌ كشور تا حدود زیادی‌ جبران‌ شده‌ است‌. شیر ایرانی‌ در جنگلهای‌ بلوط‌، بنا به‌ تاریخ‌ مكتوب‌، تا سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ وجود داشته‌، اما اكنون‌ در تمام‌ زیستگاه‌ اورو ـ آسیایی‌اش‌ منقرض‌ شده‌ است‌، جز تعداد اندكی‌ در جنگل‌ جیر در غرب‌ هند. ببر خزر نیز در منطقه‌ خزر مشهور بود اما از ١٣٣٧ ش‌/ ١٩٥٨ تقریباً به‌طور قطع‌ منقرض‌ شده‌ است‌. دوگونه‌ خدنگ‌ در جنوب‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ در پراكنش‌ اصلاً شرقی‌اند اما به‌ شبه‌جزیره‌ عربستان‌ نیز راه‌ یافته‌اند. از میانِ هفت‌ نوع‌ در خانواده‌ سمور و راسو (Mustelidae) ، شش‌گونه‌ آرایه‌های‌ رایج‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند؛
گونه‌ هفتم‌، رودك‌ عسل‌خوار افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ است‌ كه‌ به‌ تعداد زیاد به‌ آسیا راه‌ یافته‌ است‌.

دبلاس‌ (١٩٨٠) پراكنش‌ ٣٨ گونه‌ خفاش‌ ایرانی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌: ٢٧ گونه‌ تقریباً یا به‌ طور كامل‌ به‌ منطقه‌ جانوری‌ دیرین‌ شمالگان‌ منحصر شده‌ است‌، یك‌ گونه‌ در تمام‌ چهار منطقه‌ جانوری‌ اصلی‌ نیمكره‌ شرقی‌ پراكنده‌ است‌، دوگونه‌ نیز در مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ به‌طور گسترده‌ پراكنده‌اند، و گونه‌ سوم‌ بیش‌ از دیرین‌ شمالگان‌ در افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ پراكنده‌ است‌، و شش‌ گونه‌ كه‌ در اصل‌ دیرین‌ گرمسیری‌اند، فقط‌ در منطقه‌ جنوب‌غربی‌ آسیا كه‌ با مناطق‌ خاوری‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ مرتبط‌ می‌شود، به‌ منطقه‌ دیرین‌ شمالگان‌ گسترش‌ یافته‌اند. خفاش‌ میوه‌خوار تنها عضو بزرگ‌ خفاشیان‌ Megachiroptera) در ایران‌ است‌ كه‌ در جنوب‌شرقی‌ كشور یافت‌ می‌شود، گرچه‌ تعداد آن‌ زیاد نیست‌.

پستانداران‌ كوچك‌ ایران‌ روی‌ هم‌ رفته‌ كمتر توجه‌ سیاحان‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌اند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ بیشتر آنها خوی‌ پنهانكاری‌ دارند و بسیاری‌ از آنان‌ شب‌گردند. در میان‌ حشره‌خواران‌، چهار گونه‌ خارپشت‌، هشت‌ گونه‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ حفّار وجود دارند. در ایران‌ تنها دو گونه‌ خرگوش‌ وجود دارد؛
خرگوش‌ موش‌ ، گونه‌ای‌ متعلق‌ به‌ شرق‌ فلات‌ ایران‌، و خرگوش‌ صحرایی‌ (خرگوش‌ خاكی‌ )، كه‌ در افریقا، نیز اوراسیا و تمام‌ استانهای‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود.

بزرگ‌ترین‌ گروه‌ پستانداران‌ ایران‌ جوندگان‌اند كه‌ ٤٧ گونه‌ از نُه‌خانواده‌ را دربرمی‌گیرند: سنجابها (Sciuridae) ، جوجه‌تیغیها ، نوتریاها ، دوپاها (Dipodidae) ، سنجابكها (Myoxidae) ، موشها (Muriane) ، هامسترها (Cricetinae) ، جربیلها و جردها (Gerbillina) و ولها (Arvicolinae) . یوخن‌ نیتهامر (١٩٨٧) فهرستی‌ از تمام‌ جوندگان‌ خاورمیانه‌ كه‌ اخیراً مشاهده‌ شده‌ به‌دست‌ داده‌ و آنها را كه‌ به‌ دلیل‌ بزرگ‌تر بودن‌ جثه‌شان‌ پراكنش‌ وسیع‌تری‌ دارند، گونه‌هایی‌ با اصلهای‌ متفاوت‌ و گونه‌های‌ بومی‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌.

تنها خوك‌ آبی‌ بومی‌ آبهای‌ ایران‌، فُك‌ خزر است‌. از راسته‌ نهنگها (cetaceans) چند گونه‌ در خلیج‌فارس‌ به‌ سر می‌برند، از جمله‌ چهارگونه‌ وال‌ و سه‌ گونه‌ دلفین‌. همه‌ آنها در پراكنش‌ یا جهانی‌اند یا از گونه‌های‌ اقیانوس‌ هند.