دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٥٤
توقتَمِش ، خان قدرتمند دشت قپچاق در اواخر سدة هشتم . منابع تیموری ، بجز منتخب التواریخ معین الدین نطنزی ، به اخلاف توقتمش یا وابستگی او به خاندان چنگیز اشاره ای نکرده اند و منابع دیگر در بارة نسب توقتمش بر یک عقیده نیستند. به نوشتة رمزی (ج ١، ص ٥٦٨)، نسبنامة توقتمش ساختگی است . معین الدین نطنزی (ص ٩٦) پدر او را توی خواجه و مادر او را کُوتَن کونْچَک از نسل قُنِقرات معرفی کرده است . به نوشتة ابن خلدون ، معاصر توقتمش ، پدر او بَردی بیک از اعقاب باتو * ، از خانان گوگ اُوردا (اردوی کبود) است (ج ٥، ص ٦٠٧، ٦١١؛
نیز رجوع کنید بهرمزی ، ج ١، ص ٥٦٩؛
قس دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «آلتین اردو»). ابوالغازی بهادرخان ، در شجرة ترک ، پدر توقتمش را توی خواجه و او را از تبار توقای تیمور (تغاتیمور * )، برادر باتو، دانسته است (ص ١٧٨؛
نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). منجم باشی ، پدر توقتمش را بول خواجه (توی خواجه ) اُغلان (شاهزاده ) نامیده و توقتمش را عموزادة اوروس (اُرس ) از خاندان اورده (اوردا/ هوردا)، پسر بزرگ جوجی ، معرفی کرده است (گ ١٥٠ رـ١٥١ ر، نیز رجوع کنید بهادامة مقاله ). نام او به صورت تُقتمش (تیمورگورکان ، ص ١٢٠؛
ابن تغری بردی ، ج ١، ص ٢١٩)، توق تمیش یا توقتامیش (معین الدین نطنزی ، ص ٨٧؛
ابن عربشاه ، ص ١٨) و توختامیش ( د. ازبکستان شوروی ، ج ١١، ص ٤٦١) نیز ضبط گردیده است . وی ملقب به ناصرالدین غازی بود.
از زندگی توقتمش تا پیش از درگیریهایش با اوروس (حک : ٧٦٢ـ٧٧٧)، خان نیرومند آق اردو (اردوی سفید)، در دشت قپچاق شرقی ، اطلاعی در دست نیست . توی خواجه ، پدر توقتمش ، حاکم منغشلاق (مانکقشلاق ، در ساحل شرقی دریای خزر)، به دلیل مخالفت با اوروس خان در تسلط بر اولوس گوگ اوردا (در دشت قپچاق غربی ) به یاسا رسید و کشته شد. از آن پس ، توقتمش از اوروس خان روی گرداند اما چون هنوز به سن رشد نرسیده بود بخشیده شد. هنگامی که اوروس خان ، سرزمین ازبکان را گرفت ، توقتمش به امیرتیمور * (حک : ٧٧١ـ٨٠٧) پناه برد (معین الدین نطنزی ، ص ٩٢ـ٩٣؛
ابوالغازی بهادرخان ، ص ١٧١). ابن خلدون در بارة این ماجرا، روایتی منحصر به فرد و تا حدی مبهم دارد. به گفتة او (ج ٥، ص ٦٠٨)، پیش از ٧٧٦، توقتمش به سبب وصلت با مادرِ محمود نامی ــ محمود اسماً بر دشت قپچاق (روسیة جنوبی ) سلطنت داشت ــ به سبب خردسالی محمود، زمام امور را به دست گرفت اما با تسلط ممای / مامای / مماق ، از خانهای مغولِ حاکم در کریمه ، بر سرای * (صرای ، پایتخت اردوی زرّین ، در کنار ولگا)، توقتمش
و اوروس خان و استیلای اوروس خان بر سرای ، توقتمش در حدود ٧٧٦ به ماوراءالنهر، نزد تیمور، گریخت . تیمور از او استقبال کرد و حکومت اُترار و صبران (ساوران ) را به او داد (نظام الدین شامی ، ص ٧٤ـ ٧٥).
توقتمش توانست با سپاهیانی که تیمور در اختیار او قرار داده بود، به سرای بر گردد اما حریف اوروس خان نشد و نزد تیمور بازگشت . بار دیگر، با کمک لشکریان تیمور به قلمرو اوروس خان حمله برد و بر خوارزم و سرای و کریمه چیره شد (ابن خلدون ، همانجا). سپس با قُتلغ بوغا، پسر اوروس خان ، جنگید و پس از کشته شدن قتلغ بوغا، باز به تیمور پناه برد و با لشکری مجهزتر به جنگ توقتاقیا، پسر دیگر اوروس خان ، رفت . در این جنگ توقتمش شکست سختی خورد و ناگزیر به جنگلی پناه برد. ایدکوبرلاس (ایدیگو/ ایدی گو)، از امیران تیمور، توقتمش نیمه جان را پیدا کرد و به بخارا نزد تیمور برد. پس از چندی ، فرستادة اوروس خان نزد تیمور آمد و خواستار تسلیم توقتمش شد. چون تیمور این پیشنهاد را نپذیرفت ، در سَغناق * (سقناق )، جنگی سخت بین آن دو درگرفت و گویا جنگ به سود اوروس خان خاتمه یافت .
توقتمش ، فقط پس از درگذشت اوروس خان و توقتاقیا در ٧٧٨، توانست به کمک تیمور بر دشت قپچاق حکومت کند (نظام الدین شامی ، ص ٧٤ـ٧٦) اما دیری نپایید که تیمورملک ، پسر دیگر اوروس خان ، توقتمش را از دشت قپچاق راند. توقتمش یک بار دیگر نزد تیمور رفت و با کمک لشکریان او در سغناق بر تخت نشست ، سپس تیمورملک را در قراتال / قراطال شکست داد و توانست در ٧٧٨ حاکم مطلق دشت قپچاق شود (خوافی ، ص ١١١؛
نظام الدین شامی ، ص ٧٧ـ ٧٨؛
میرخواند، ج ٦، ص ١٠٨). پس از آن سرای را پایتخت قرار داد و با تسخیر ممای (در مجاورت آزوف ) و حاجی طرخان (آستاراخان * )، قدرتش فزونی گرفت (ابن خلدون ، همانجا؛
شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٢١٣ـ٢١٤).
نخستین اقدام توقتمش پس از رسیدن به قدرت ، فرستادن نمایندگانی به روسیه برای اعلام حکومتش بود. امیران روس که از مدتها پیش خراجگزار خانهای آلتین اردو (اردوی زرین ) بودند، اطاعتشان را نسبت به توقتمش نیز اظهار کردند؛
با اینهمه در ٧٨٣، توقتمش به روسیه لشکر کشید. دمیتری ، کِنیاز (لقبی اشرافی در روسیه ) روس ، بناچار مسکو را ترک کرد اما سایر کنیازها از توقتمش استقبال و به طرف مسکو حرکت کردند. توقتمش با حیله مسکو را فتح کرد (اول جمادی الا´خره ٧٨٥) و پس از غارت و ویران کردن آنجا به سرزمینش بازگشت (رمزی ، ج ١، ص ٥٧٦ ـ٥٨٠). سپس به برقراری مناسبات با دشمنان تیمور پرداخت و در ٧٨٧ با سلطان برقوق * (متوفی ٨٠١) در مصر مکاتبه کرد (ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٣٠١). پس از آن نمایندگانی نزد سلطان احمد جلایر (متوفی ٨١٣)، که در بغداد و آذربایجان حکومت داشت ، فرستاد. آخرین این فرستادگان ، قاضیِ سرای (غازان )، از بزرگان دشت قپچاق بود که سفرش به سبب بی حرمتی سلطان احمد به یکی از همراهان او، نه فقط نتیجه ای نداشت ، بلکه بهانه ای برای حملة توقتمش به تبریز شد. توقتمش در ذیقعدة ٧٨٧، از راه دربند شروان به تبریز حمله کرد و پس از ده روز غارت و ویران کردن مساجد و ساختمانها و آزار اهالی ، آنجا را ترک نمود (نظام الدین شامی ، ص ٩٧ـ ٩٨؛
بیانی ، ص ٧٨). کلاویخو نیز به این خرابیها اشاره کرده است (ص ٢٩٣). مؤلفی که خود شاهد این ماجرا بوده ، شرح این رویداد را در رساله ای به نام رسالة فی الواقعة الکبری فی تبریز ، یا نفثة المصدور تبریز ضبط کرده است ( رجوع کنید به ابن کربلائی ، تکملة سلطان القرائی ، ج ٢، ص ٦٤٠ـ٦٥٩؛
مشکور، ص ٦٠٦ـ٦٠٧). کمال خجندی ــ که پس از این حادثه ، به دستور توقتمش مجبور به اقامت چهار ساله در سرای شد ــ نیز قطعه شعری در بارة حادثة تبریز سروده است ( رجوع کنید به دولتشاه سمرقندی ، ص ٣٢٦ـ٣٢٧).
از این زمان به بعد بین توقتمش و تیمور جنگهای بسیاری در گرفت . دلیل سرپیچی توقتمش بدرستی مشخص نیست . ابن عربشاه (ص ١٧ـ ١٨)، کشته شدن امیرحسین قرااوناس ، نبیرة امیرقزغن از بستگان توقتمش را، به دست تیمور علت اصلی دانسته و منجم باشی (گ ١٥١ ر) به نقش اطرافیان تیمور و توقتمش ، در ایجاد تفرقه و کدورت بین آن دو، اشاره کرده است . تیمور پس از فتح شیراز در ٧٨٩، خبر حملة توقتمش به ماوراءالنهر و محاصرة بخارا را شنید. در این حمله ، قمرالدین دوغلات (از خانهای مغول ) و سلیمان صوفی (حاکم خوارزم ) به توقتمش کمک کرده بودند. تیمور ناگزیر با آل مظفر صلح کرد و به سمرقند بازگشت . با رسیدن تیمور، لشکریان توقتمش فرار کردند (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٣١٩ـ٣٢١؛
معین الدین نطنزی ، ص ٣٣٦).
سال بعد، تیمور دست به حمله ای انتقام جویانه زد؛
نخست به خوارزم حمله برد و آنجا را ویران کرد (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٣٢٢ـ٣٢٣)، سپس در ٧٩١ با حمله به سپاهیان توقتمش ، آنان را به دشت قپچاق عقب نشاند و حملة نهایی را در سارق کرد که به فرار توقتمش منجر گردید (میرخواند، ج ٦، ص ١٦٧ـ١٦٩). مدت دو سال میان تیمور و توقتمش درگیری نبود تا اینکه در ٧٩٣، تیمور برای گوشمالی توقتمش ، از تاشکند به طرف دشت قپچاق لشکر کشید. در قراسمان ، توقتمش برای طلب عفو و عذرخواهی سفیرانی نزد تیمور فرستاد اما این سفارت نتیجه ای نداشت . با اینکه لشکریان تیمور دچار قحطی شده بودند و در وضع بدی به سر می بردند، در جنگی که در قُندزچه (در صحرای اورتپه ) روی داد، توقتمش را شکست دادند اما او توانست از مهلکه بگریزد (تیمورگورکان ، ص ١٢٠ـ١٢٤؛
میرخواند، ج ٦، ص ١٩٦ـ٢٠٠؛
منجم باشی ، گ ١٥١ ر). تیمور تا ولگا پیش رفت اما بدون مطیع کردن اردوی زرّین به سرزمینش بازگشت . او با وجود همة شکستها و ناکامیهایش در برابر تیمور، در ٧٩٤ یک بار دیگر مسکو را غارت کرد و پس از آن ، واسیلی ، پسر دمیتری ، را که برای اظهار اطاعت نزد او آمده بود پذیرا شد و خواستهای او را قبول کرد و واسیلی نیز به او قول داد تا برضد تیمور، با وی همکاری کند (رمزی ، ج ١، ص ٥٨١ ـ٥٨٢).
توقتمش در رجب ٧٩٥/ ١٣٩٣، در مکتوبی به یاگیلو ، پادشاه لهستان ، درگیریهایش را با امیرتیمور شرح داد و از او خواست تا دوباره با دشت قپچاق مناسبات تجاری برقرار سازد ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ). در اواخر ٧٩٦، هنگامی که تیمور در شام بود، توقتمش بار دیگر به قفقاز حمله کرد و در نامه ای به همین تاریخ ، از سلطان برقوق خواست تا علیه تیمور با او متحد شود (ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٤٧١، ٤٧٣). در ٧٩٧، تیمور آمادة حمله به دشت قپچاق شد، ولی چون تمایلی به جنگ با توقتمش نداشت ، نامه ای به او فرستاد و پس از نصیحت ، او را به اطاعت خواند. توقتمش خود مایل به صلح وسازش بود، اما به سبب مخالفت امیرانش با پذیرش صلح ، جواب تندی به نامة تیمور داد؛
ازینرو، تیمور پس از گذشتن از دربند و از بین بردن ایل قیتاغ / قیطاق ، که از هواداران توقتمش بودند، در کنار تِرِک * ضربة نهایی را به توقتمش وارد کرد (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٥٢٢، ٥٢٦، ٥٢٨، ٥٣٠). سپس در تعقیب توقتمش تا رود آتِل (ولگا) پیش رفت و پس از ویران کردن آبادیهای دشت قپچاق و حمله به مسکو به سمرقند بازگشت (ابوالغازی بهادرخان ، ص ١٧١ـ١٧٢؛
هامر ـ پورگشتال ، ج ١، ص ٢٥٨).
توقتمش پس از شکست از تیمور، ناگزیر از حکومت صرف نظر کرد و با چند تن از همراهانش به بولر (احتمالاً همان بلغار) رفت (نظام الدین شامی ، ص ١٥٨ـ١٦١؛
شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٥٣٨ ـ٥٣٩). وی ظاهراً ده سال دیگر در قید حیات بود و برای به دست آوردن حکومتش تلاش می کرد. ابن حجر عسقلانی به جنگ او با فرنگیها در ٧٩٩ اشاره کرده است (ج ١، ص ٥٢٦). در ٨٠٧ ، هنگامی که تیمور آمادة حمله به چین بود، توقتمش ، یکی از نزدیکانش به نام قراخواجه را برای طلب عفو و اعادة حکومتش نزد او فرستاد. تیمور، اجابت خواستة وی را به پس از حمله به چین واگذار کرد (میرخواند، ج ٦، ص ٤٨٣ـ٤٨٤).
در بارة سرنوشت توقتمش اختلاف نظر هست : به نوشتة معین الدین نطنزی (ص ٩٧) او در ٨٠٧ در تولین / تولس ، کشته شد، ابن خلدون (ج ٥، ص ٦٠٩) بر آن است که توقتمش در جنگی با تیمور از بین رفت . منجم باشی (گ ١٥١ پ ) از به ذلت افتادن توقتمش و مرگ او در ٨٠٧ در نواحی تولین خبر داده است . منابع روسی ، درگذشت توقتمش را در ٨٠٧، در سیبری به دست شادی بیک ، خان سیبری ، ضبط کرده اند که درست به نظر می آید ( رجوع کنید به> دایرة المعارف بزرگ شوروی < ، ج ٢٦، ص ٢٠٤).
در این میان ، ابن حجر عسقلانی (ج ١، ص ٥١٨) سال مرگ او را ٧٩٨ به دست تیمور قتلغ دانسته که به یقین اشتباه است .
توقتمش هفده سال حکومت کرد و توانست در چند سال نخست حکومتش ، بر اردوی سفید و زرّین تسلط یابد. معین الدین نطنزی از حسن خلق و جمال و عدالت او یاد کرده است (ص ٩٦). ابن عربشاه تنها کسی است که به اسلام آوردن توقتمش اشاره کرده است (ص ٧٧). سکه هایی به نام توقتمش در ٧٨٥ در خوارزم (رومر، ص ٥٨) و در ٧٩٠ـ٧٩٢ در دربند و شروان ضرب شده است ( د. اسلام ، چاپ اول ، همانجا).
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، الدلیل الشافی علی المنهل الصافی ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، قاهره ١٩٩٨؛
ابن حجر عسقلانی ، انباء الغمر بانباء
(٢) العمر ، چاپ حسن حبشی ، قاهره ١٣٨٩ـ١٣٩٢/ ١٩٦٩ـ١٩٧٢؛
(٣) ابن خلدون ؛
(٤) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) ابن کربلائی ، روضات الجنان و جنات الجنان ، چاپ جعفر سلطان القرائی ، تهران ١٣٤٤ـ١٣٤٩ ش ؛
(٦) ابوالغازی بهادرخان ، شجرة ترک ، چاپ پیتردِمزون ، سن پطرزبورگ ١٢٨٧/١٨٧١، چاپ افست آمستردام ١٩٧٠؛
(٧) شیرین بیانی ، تاریخ آل جلایر ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٨) تیمورگورکان ، تزوکات تیموری ، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی ، آکسفورد ١٧٧٣، چاپ افست تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٩) احمدبن محمد خوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرخ ، مشهد ١٣٣٩ـ١٣٤١ ش ؛
(١٠) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ١٣٦٧ ش ـ ، ذیل «آلتین اردو» (از عباس زریاب )؛
(١١) دولتشاه سمرقندی ، کتاب تذکرة الشعراء ، چاپ ادوارد براون ، لیدن ١٣١٨/١٩٠١؛
(١٢) م .م . رمزی ، تلفیق الاخبار و تلقیح الاثار فی وقائع قزان و بلغار و ملوک التتار ، اورنبورگ ١٩٠٨، چاپ افست تهران ١٩٧٦؛
(١٣) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٤) روی گونثالث دکلاویخو، سفرنامة کلاویخو ، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(١٥) محمدجواد مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٦) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٧) احمدبن لطف اللّه منجم باشی ، جامع الدول ، نسخة خطی کتابخانة عمومی بایزید استانبول ، ش ٥٠١٩، نسخة عکسی موجود در کتابخانه بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛
(١٨) میرخواند؛
(١٩) نظام الدین شامی ، ظفرنامه ، چاپ پناهی سمنانی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٠) یوزف فون هامر ـ پورگشتال ، تاریخ امپراطوری عثمانی ، ترجمة میرزا زکی علی آبادی ، چاپ جمشید کیان فر، تهران ١٣٦٧ـ١٣٦٩ ش ؛
(٢١) EI ١ , s.v. "Tok ¤tam °âsh" (by W. Barthold);
(٢٢) EI ٢ , s.v. Tok ¤tam °âsh (by D. De Weese);
(٢٣) Great Soviet encyclopedia , New York ١٩٧٣-١٩٨٣;
(٢٤) H. R. Roemer, "T ¦âmu ¦r in Iran", in The Cambridge history of Iran , vol. ٦, ed. Peter Jackson, Cambridge ١٩٨٦;
(٢٥) Uzbek Sa ¦vet Ensiklopediyasi , Tashkent ١٩٧١-١٩٨٠.
/ شهناز رازپوش /