دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٨١
تیمورتاش ، عبدالحسین ، ملقب به معززالملک و سردار معظم خراسانی ، دولتمرد دورة قاجار و پهلوی . در ١٢٩٧/ ١٢٥٨ ش یا ١٢٦٠ ش در خراسان ، احتمالاً در بجنورد، متولد شد. پدرش ، کریم دادخان نردینی بجنوردی ، ملقب به معززالملک و امیر منظم ، در دورة مظفرالدین شاه حاکم سبزوار و جُوَیْن بود. کریم دادخان لقب خود، «معززالملک »، را با اجازة شاه به پسرش داد و خود به «امیر منظم » ملقب شد (غنی ، ج ١، ص ١٥٩، ١٦٣؛ عاقلی ، ١٣٧١ ش ، ص ١١؛ مرسلوند، ج ٢، ص ٣١٩).
عبدالحسین معززالملک پس از گذراندن دورة تحصیلات مقدماتی ، در سیزده سالگی برای ادامة تحصیل به عشق آباد، و پس از فراگیری زبان روسی به سن پترزبورگ رفت و در مدرسة سواره نظام نیکلای مشغول تحصیل شد. وی از محصلان ممتاز و باهوش مدرسه به حساب می آمد. به سبب مرسوم بودن نام خانوادگی در روسیه و مفهوم نداشتن لقب ، وی نام خانوادگی «خان نَردینْسکی » را برای خود برگزید که مشابه خان نخجوانسکی یا خان ایروانسکی (از القاب شاهزادگان ) بود. در بازگشت از این سفر، زبان روسی و فرانسه و آداب و رسوم اروپایی را بخوبی فرا گرفته بود (ارفع ، ص ١٤٠ـ١٤١؛ مستوفی ، ج ٢، ص ٨٥ ـ٨٧؛ بلوشر، ص ١٩٦؛ غنی ، ج ١، ص ١٥٩). او با توصیة میرزاحسن مشیرالملک ، وزیرمختار ایران در روسیه ، در ٢٤ سالگی مترجم زبان روسی در ادارة دارالترجمة وزارت امور خارجه شد (عاقلی ، ١٣٧١ش ، ص ٢١).
وی در جریان انقلاب مشروطه (١٤ جمادی الا´خره ١٣٢٤) به صف مشروطه خواهان پیوست . شجاعت او در واقعة میدان توپخانه ، که سبب عقیم ماندن نقشة محمدعلی شاه در برهم زدن اساس مشروطه شد، موجب شهرت او گردید (ملکزاده ، ج ٣، ص ٥٦٤؛ صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٢٧). وی پس از انقلاب مشروطه ، وزارت خارجه را ترک کرد و به سبزوار رفت و از طرف پدر، که حاکم آن منطقه بود، نایب الحکومة بلوک جوین (از نواحی مهم سبزوار، و مرکز حکومت جغتای با حدود هشتاد پارچه آبادی ) گردید. او در آنجا، با شاهزاده میرزامحمدهاشم افسر، که ادیب و شاعر و از رجال سیاسی دورة قاجار بود، آشنا گشت و نزد او به فرا گیری ادبیات فارسی پرداخت (غنی ، ج ١، ص ١٥٩، ١٦١ـ١٦٣) و از آن پس عمیقاً دل بستة زبان و ادبیات فارسی شد. علاوه بر آن وی مترجم و نویسندة توانایی بود و احاطه اش بر ادبیات اروپایی موجب شهرتش گردید. گفته اند که او صاحب یکی از بهترین کتابخانه های تهران بود ( رجوع کنید بهمکی ، ج ٥، ص ٢٠٤؛ نفیسی ، ص ٣٨٩).
معززالملک در دورة دوم مجلس شورای ملی (آغاز: ٢ ذیقعدة ١٣٢٧) به نمایندگی مردم مشهد انتخاب شد (ایران . وزارت کشور، ص ٢٠٥). سخنرانی وی در دفاع از لایحة دولت مستوفی الممالک ، مبنی بر لزوم خلع سلاح مجاهدان تبریزی مقیم در تهران ، به تصویب آن در مجلس انجامید ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٣٠؛ غنی ، ج ١، ص ١٦٤ـ١٦٥). با انحلال مجلس دوم در ٣ محرّم ١٣٣٠، او به خراسان بازگشت و به واسطة نیّرالدوله ، والی و فرمانروای کل خراسان ، به فرماندهی قشون خراسان منصوب گردید و با تقاضای نیرّالدوله از شاه ، لقب سردار معظم برای معززالملک به تصویب رسید (عاقلی ، ١٣٧١ش ، ص ٦٤ـ ٦٥).
معززالملک در دورة سوم مجلس شورای ملی (آغاز: ١٧ محرّم ١٣٣٣) به نمایندگی مردم قوچان انتخاب شد. نخست ، به سبب ندادن استعفانامه از فرماندهی قشون خراسان ، با اعتبارنامه اش مخالفت شد و به کمیسیون رفت ولی با عرضة استعفانامه ، که نیّرالدوله آن را تأیید کرده بود، در ٢٢ جمادی الاولی ١٣٣٣ به مجلس راه یافت و عضو فراکسیون اعتدالیون مجلس شد (تقی زاده ، ج ٥، ص ٦٥؛ اعظام قدسی ، ج ٢، ص ١٩٥؛ عاقلی ، ١٣٧١ ش ، ص ٦٩ـ٧٠).
در دوران فترت میان مجلس سوم و چهارم ، سردار معظم از سوی میرزاحسن خان وثوق الدوله ، در ٢٠ جمادی الا´خرة ١٣٣٧ حاکم گیلان گردید ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٣٢). در این زمان ، در گیلان عده ای آزادی خواه ، به رهبری میرزاکوچک خان ، فعالیت می کردند. اندکی بعد از ورود سردار معظم به گیلان ، عده ای از آزادی خواهان نهضت جنگل ، از جمله دکتر حشمت ، را به دار آویختند. سردار معظم ، چندی بعد، به علت بدرفتاری با مردم و صدور حکم اعدام بدون محاکمه ، بر کنار شد و به تهران آمد (صدر، ص ٢٤٠ـ
٢٤١؛ فرخ ، ص ٣٥؛ در بارة بد رفتاری سردار معظم با مردم گیلان رجوع کنید بهمیرفخرایی ، ص ١٨٣). وی در اول فروردین ١٣٠٠، به دلیل تماس با نورمن ، وزیر مختار انگلیس ، و انتقاد از اعمال سیدضیاءالدینِ طباطبائی ، رئیس الوزرای وقت ، بازداشت و سپس به قم تبعید شد و تا روی کار آمدن دولت قوام در
تبعید بود (اعزاز نیک پی ، ص ٢٩ـ٣٣؛ فرخ ، ص ٦٢).
در دورة چهارم مجلس شورای ملی (آغاز: اول تیر ١٣٠٠) وی به نمایندگی مردم قاینات (بیرجند) انتخاب شد. در این دوره وی و آیت اللّه مدرس و سیدمحمد تدین و عده ای دیگر، حزب «اصلاح طلبان » را به وجود آوردند که اکثریت مجلس را تشکیل می داد. در این دورة مجلس ، سردار معظم و ٤١ تن دیگر از نمایندگان ، اعلامیة مخالفت با قرارداد ٩ اوت ١٩١٩ وثوق الدوله را امضا کردند (بهار، ج ١، ص ٥٧، ١٣٤؛ فرخ ، ص ٥٠؛ فرهنگ قهرمانی ، ص ٤١). سردار معظم پس از استعفا از نمایندگی مجلس ، در دولت مشیرالدوله ، وزیر عدلیه شد (٣ بهمن ١٣٠٠ـ ١٨ دی ١٣٠١). وی در این سمت ، طرح اعطای اختیارات به کمیسیون عدلیة مجلس و اجرای قوانین عدلیه را به طور موقت به مجلس شورای ملی برد و تقاضای اختیارات کرد، که به تصویب رسید (ایران . وزارت کشور، ص ٢٠٨ـ٢٠٩؛ ضرغام بروجنی ، ص ١٤٠؛ ایران . مجلس شورای ملی ، ص ٤٨٣).
او، به پیشنهاد قوام السلطنه ، در ١٠ تیر ١٣٠١ والی کرمان و بلوچستان گردید (عاقلی ، ١٣٦٩ـ١٣٧٠ش ، ج ١، ص ١٢٠).
در انتخابات پنجمین دورة مجلس شورای ملی ، سردار معظم به نمایندگی مردم نیشابور انتخاب شد (بهمن ١٣٠٢). ناصرالاسلام ، نمایندة رشت ، با اعتبارنامة وی به سبب داشتن سوء سابقه در بد رفتاری با مردم گیلان مخالفت کرد، اما او توانست دیگران را قانع کند. وی در این دورة مجلس رئیس کمیسیون نظام بود و همین امر موجب نزدیکی او با سردارسپه گردید. چند ماه بعد، وی از نمایندگی استعفا کرد و در ٧ شهریور ١٣٠٣ وزیر تجارت و فوائد عامه در دولت سردارسپه گردید. او در این دولت موافقت مدرس را
ــ که از مخالفان طرح واگذاری فرماندهی کل قوا به سردارسپه بود ــ بعد از ایجاد اصلاحاتی در طرح ، به دست آورد (ایران . وزارت کشور، ص ٢١٠ـ٢١٢؛ ضرغام بروجنی ، ص ١٥٧ـ
١٥٨؛ عاقلی ، ١٣٦٩ـ١٣٧٠ ش ، ج ١، ص ١٣٥؛ همو، ١٣٧١ ش ، ص ١١٤).
سردار معظم ، در پی تصویب قانون لغو القاب و درجات نظامی در ١٣٠٤ ش ، نام خانوادگی تیمورتاش را برای خود برگزید ( گاهنامة پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی ، ج ١، ص ٤٤؛ برای اطلاع از علت انتخاب نام تیمورتاش رجوع کنید به صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٣٦). وی به همراه کسانی چون داور، نصرت الدوله ، سردار اسعد و فروغی ، برای تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی فعالیت فراوان می کرد ( رجوع کنید به بهبودی ، ص ٢٤٦؛ مکی ، ج ٥، ص ٢١٠؛ غنی ، ج ١، ص ١٦٥؛ دشتی ، ص ١٣٦). پس از به سلطنت رسیدن رضاخان (٢٥ آذر ١٣٠٤)، تیمورتاش وزیر دربار شد و از آن پس به عنوان راهنما و مشاور، کارگزار اصلی رضاشاه در بسیاری از امور گردید و به سبب داشتن استعداد و قابلیت ، الهامبخش شاه در بسیاری از امور حکومتی بود، تا حدی که شاه همواره می گفت : «قول تیمورتاش قول من است »؛ ازینرو، او را مکمل شاه نیز خوانده اند ( رجوع کنید بههدایت ، ص ٣٧١؛ فرخ ، ص ٢٨٩؛ بلوشر، ص ١٩٨ـ١٩٩). تیمورتاش کوشید تا وزارت دربار از مقامی تشریفاتی به بالاترین مرجع تصمیم گیری ارتقا یابد و سازمان موقت وزارت دربار را نیز سامان داد. همچنین الغای حق نشر اسکناس را که در اختیار مؤسسه ای خارجی بود، الغای کاپیتولاسیون ، و اعزام دانشجو به خارج را از ابتکارات او می دانند ( رجوع کنید به صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٨٦ ـ٩٢، ٩٧؛ هدایت ، ص ٣٧٨؛ ابتهاج ، ج ١، ص ٣٩؛ عاقلی ، ١٣٦٩ـ ١٣٧٠ش ، ج ١، ص ١٤٤).
تیمورتاش در اولین ماههای سلطنت رضاشاه ، پیشنهاد تشکیل حزب «ایران نو» را به وی داد. او ابتدا موافقت نمود، ولی چندی بعد، به دلیل احساس خطر از ناحیة حزب ، دستور انحلال آن را صادر کرد ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٤٣؛ مکی ، ج ٥، ص ٢١١).
تیمورتاش در دورة ششم مجلس شورای ملی (آغاز: ١٩ تیر ١٣٠٥) مجدداً از نیشابور به نمایندگی مجلس انتخاب شد (ایران . وزارت کشور، ص ٢١٣).
وی در اوایل مرداد ١٣٠٥، به عنوان نمایندة فوق العادة دولت ، در رأس هیئتی به منظور اعلام پادشاهی رضاشاه و مذاکره در مورد عقد قرارداد تجاری و همچنین حل اختلافات بین ایران و شوروی ، به مسکو سفر کرد. از ره آوردهای این سفر ورود کت و شلوار و کلاه جدیدی بود که در ایران به «کلاه پهلوی » مشهور شد. تیمورتاش برای این منظور چند خیاط روسی را به ایران آورد و کارمندان دولت موظف به استفاده از کلاه و کت و شلوار شدند (عاقلی ، ١٣٧١ ش ، ص ٢١٧، ٢٣٦). در این سالها تیمورتاش قدرت مطلق بعد از شاه به حساب می آمد و عملاً کارگردان سیاست خارجی ایران بود و حل مسائل مهمی چون اختلافات ایران و انگلستان را برعهده داشت و نیز نمایندة تام الاختیار شاه در مذاکرات الغای امتیاز نفت ( رجوع کنید بهدارسی ، امتیاز * ) و عقد قرارداد جدید با دولت انگلستان بود. به استثنای وزارت جنگ ، که شاه رأساً به ادارة آن می پرداخت ، تیمورتاش برتمام وزارتخانه ها و دوایر دولتی نظارت داشت و در جلسات هیئت وزیران شرکت می کرد. گفته ها و عقاید تیمورتاش در هیئت دولت و مجلس ، حکم گفتة شاه را داشت و کسی را یارای مخالفت با آن نبود و بدون موافقت او هیچ کاری انجام نمی شد ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٨٥ ـ٨٩؛ دشتی ، ص ١٣٨؛ مکی ، ج ٥، ص ٢١١؛ انتظام ، ص ١٠٤ـ ١٠٥). پس از استعفای مستوفی الممالک (خرداد ١٣٠٦) نمایندگان مجلس تمایل داشتند که تیمورتاش نخست وزیر شود ولی وی نپذیرفت («در حضور شاه »، ص ١).
با اجرا شدن قانون نظام وظیفة اجباری و اعتراض و مهاجرت جمعی از علما به قم به رهبری حاج آقا نوراللّه
نجفی از علمای بزرگ اصفهان ، شاه برای حل مشکل ، هیئتی به قم فرستاد. اعضای این هیئت مهدی قلی خان هدایت رئیس الوزرا، تیمورتاش وزیر دربار، ظهیرالاسلام و شریعتمدار (شیخ کمال نجفی ) و امام جمعة تهران بودند که در ١٨ آذر ١٣٠٦ به قم رفتند و با حاج آقا نوراللّه ، سیدالعراقین و دیگران مذاکره کردند و به توافق رسیدند (نجفی ، ص ٢٥٧ـ ٢٦٣؛ «قضیه قم »، ص ٣؛ هدایت ، ص ٣٧٧). در ٥ مهر ١٣٠٧ عنوان حضرت اشرف به تیمورتاش اعطا شد و وی آن را به تمام وزارتخانه ها ابلاغ کرد ( اسناد و مکاتبات تیمورتاش ، ص ٤٠).
به رغم فرمایشی بودن انتخابات مجلس ششم ، تیمورتاش با دخالت در انتخابات دورة هفتم مجلس ، کوشید نمایندگان مطیع دولت را راهی مجلس کند و حتی افرادی چون حائری زاده ، میرزا شهاب کرمانی ، محمدعلی بامداد و محمدرضا تجدد نیز نتوانستند به مجلس بروند، وی در بارة آنها به داور، وزیر عدلیة وقت ، توصیه کرد و او نیز آنان را با سمت عالی قضایی در عدلیه استخدام کرد. بعضی دیگر، چون مدرس و ملک الشعرای بهار و محمد مصدق ، نیز کنار گذاشته شدند. وقتی مجلس هفتم در ١٤ مهر ١٣٠٧ تشکیل شد، جز خود تیمورتاش ، که باز هم به نمایندگی مردم نیشابور انتخاب شده بود، محمد فرخی یزدی (مدیر روزنامة طوفان ) به نمایندگی مردم یزد و محمود طلوع (مدیر روزنامة طلوع ) به نمایندگی مردم لاهیجان به مجلس راه یافتند، ولی این دو تن ، به سبب طبع انتقادی ، در مجلس از وی انتقاد کردند (دولت آبادی ، ج ٤، ص ٤٠٣ـ٤٠٥؛ عاقلی ، ١٣٧١ ش ، ص ٢٣٨ـ٢٤٠؛ ایران . وزارت کشور، ص ١٠٤، ١١٤، ٢١٦ـ ٢١٨؛ برای اطلاع از اعمال نظر تیمورتاش در انتخابات رجوع کنید بهاسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دورة پهلوی اول ، ص ٤٤ـ ٤٥، ٥٩ ـ٦٠، ٨٣، و جاهای دیگر).
تیمورتاش و پسرش مهرپور، در سفر تحصیلی محمدرضا پهلوی (ولیعهد) به سویس در ١٥ شهریور ١٣١٠، جزو همراهان وی بودند. تیمورتاش ضمناً مأموریت داشت که از سویس به آلمان ، فرانسه ، ایتالیا و سپس به انگلیس برود و با مقامات کشورها در بارة مسائل فی مابین مذاکره کند. وی در لندن با سرجان کدمن ، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت نفت ایران و انگلیس ، در خصوص افزایش سهم ایران از درآمدهای نفت ، مذاکره کرد و پس از یک ماه اقامت بی نتیجه ، به سوئیس بازگشت . تیمورتاش در راه بازگشت به ایران ، در مسکو با مارشال وروشیلوف ، وزیر جنگ ، ملاقات خصوصی کرد. خبر این ملاقات را فتح اللّه پاکروان ، سفیر ایران در مسکو، به اطلاع رضاشاه رساند و مأموران اطلاعاتی انگلیس نیز به سرتیپ آیرم ، رئیس شهربانی ، گزارش دادند. بعداً شایع شد که در این سفر کیف محتوی نامه های تیمورتاش به سرقت رفته است . تیمورتاش پس از بازگشت ، با بی میلی و سرزنش شاه مواجه شد؛ ازینرو، از شاه تقاضای مرخصی کرد و برای استراحت و رفع کسالت عازم بندر چمخاله در لنگرود شد. رفتار شاه پس از آن نیز تغییری نکرد ( اطلاعات در یکربع قرن ، ص ٨٠؛ هدایت ، ص ٣٩٥؛ غنی ، ج ١، ص ١٧١؛ عاقلی ، ١٣٧١ش ، ص ٢٥٨ـ ٢٧٠، ٢٨٢). تیمورتاش به رغم نفوذ و قدرت فراوان ، به طور ناگهانی در ٣ دی ١٣١١ بازداشت و از وزارت دربار عزل گردید ( اطلاعات ، سال ٧، ش ١٧٨٩، ٣ دی ١٣١١، ص ٢).
تیمورتاش نزدیک به دو ماه (از ٣ دی تا ٢٩ بهمن ١٣١١) در خانة خود زیر نظر شهربانی بود و تحت بازجویی مستمر قرار داشت . در این مدت وی ، امین التجار را موظف کرد تا به امور رسیدگی و اسناد مالی را از طرف وی امضا کند ( اسناد و مکاتبات تیمورتاش ، ص ٢٠٠). در ٢٩ بهمن همان سال با قرار مدعی العموم دیوان عالی جزای دولت ، در محبس نظمیه زندانی شد و دو محاکمه برای او ترتیب دادند که هر دو محکومیت جزایی و مالی داشت . در محکمة نخست ، به جرم ارتشا، به سه سال حبس انفرادی محکوم شد که مستلزم محرومیت از تمام حقوق اجتماعی و استرداد مال حاصل از ارتشا و پرداخت مبالغی لیرة انگلیسی بود، و در دومین محکمه به جرم ارتشا به پنج سال حبس انفرادی و پرداخت مبالغی ارزی و ریالی به خزانة دولت محکوم گردید.
تیمورتاش در ٩ مهر ١٣١٢، در زندان قصر به قتل رسید ( جستارهایی از تاریخ معاصر ایران ، ص ٢٦؛ گلشائیان ، ص ٤٨٧ـ ٤٨٨؛ باژانوف ، ص ٤٢٨ـ٤٣١؛ مکی ، ج ٥، ص ١٨٩). خانوادة او ابتدا به حوالی تربت جام و سپس به کاشمر در استان خراسان تبعید و بعد از استعفای رضاشاه به تهران منتقل شدند.
در بارة علت برکناری و سرنوشت بعدی تیمورتاش دیدگاههای متفاوتی بیان شده است ؛ ظاهراً مجموعه عواملی سبب قتل تیمورتاش شده است . از جملة این عوامل ، دخالت بیش از حد او در امور سیاسی کشور و فزونی قدرتش بود که وی از حد مستخدم شاه خارج کرده و مایة بدبینی و سوءظن شاه شده بود. تیمورتاش خود دسیسة افرادی چون محمدحسین آیرم ، رئیس شهربانی وقت ، تقی زاده و نواب را زمینه ساز سقوطش ذکر کرده است ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٤٢ـ ٤٣). نگرانی رضاشاه از آیندة فرزندش ، که ولیعهد و جانشین او محسوب می شد، از دیگر دلایل دور کردن تیمورتاش از صحنة قدرت به شمار می رود، زیرا رضاشاه می پنداشت تیمورتاشِ قدرتمند مجال حضور به ولیعهد سیزده ساله را نخواهد داد و خود جانشین پهلوی می شود (دشتی ، ص ١٤٤، ١٥١؛ بلوشر، ص ٢٥٣؛ مکی ، ج ٥، ص ١١٦ـ١١٧؛ صدر، ص ٣٨٤؛ فرخ ، ص ٢٩٩ـ ٣٠٠؛ متین دفتری ، ص ٧٤).
مهمترین فرضیة مطرح شده در بارة علت برکناری تیمورتاش ، دسیسه و دخالت دولت انگلیس است . طی مذاکرات طولانی تیمورتاش و سرجان کدمن ــ که در آن تیمورتاش به افزایش سهم ایران از درآمدهای نفت پافشاری می کرد ــ انگلیسیها به این نتیجه رسیدند که وجود او مانع از حل مسئلة نفت است ، لذا اسباب سقوطش را فراهم کردند (برای اطلاع از مذاکرات کدمن و تیمورتاش رجوع کنید به نفت در دورة رضاشاه ، ص ٥٣، ٦٠، و جاهای دیگر). چاپ مقاله ای در روزنامة تایمز با عنوان «شاه و مستشارانش » در ٩ ژانویه ١٩٣٣، دو هفته پس از عزل تیمورتاش ، که احتمالاً به دستور وزارت خارجه انگلیس صورت گرفت (برای آگاهی از متن مقاله رجوع کنید بهصعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٢٩٢ـ٢٩٧)، به منظور جلوگیری از بازگشت تیمورتاش به صحنة قدرت بود تا مذاکرات نفت به نتیجه برسد ( صعود و سقوط تیمورتاش ، ص ٢٠٨، ٣٨٧ـ ٣٨٨؛ فاتح ، ص ٢٨٥). همچنین بر پایة سندی ، به نظر می رسد که انگلیس دو سال قبل از عزل تیمورتاش ، کنار گذاشتن وی را از صحنة سیاست پیش بینی کرده بود ( رجوع کنید به موحد، ص ٧١). سازمان جاسوسی انگلیس نیز برای بی اعتبار کردن تیمورتاش ، اطلاعات مربوط به وی را در اختیار رضاشاه قرار می داد (غنی ، ج ١، ص ١٧١). شایعاتی نیز در خصوص ارتباط تیمورتاش با روسها وجود داشت . به گفتة باژانوف (دستیار استالین و منشی حزب کمونیست شوروی که در ١٩٢٨ به غرب پناهنده شد؛ ص ٤٢٨ـ ٤٣١) تیمورتاش جاسوس روسها بود و اطلاعات مهم را در اختیار روسها قرار می داد. آقابیگ اوف ، دیگر مأمور شوروی ، نیز از تیمورتاش به عنوان خدمتگزاری صدیق نام برده است که کلیه اهداف سیاسی و اقتصادی شوروی را تأمین می کرد (به نقل مرسلوند، ص ٣٢٤).
به نظر می رسد نزدیک شدن تیمورتاش به روسها و از آن جمله سفر به مسکو و ملاقات خصوصی او با وروشیلوف ، وزیر جنگ ، سبب بدگمانی رضاشاه شده بود و انگلیسیها نیز با دادن اطلاعات محرمانه سوءظن او را بیشتر می کردند (غنی ، ج ١، ص ١٧١ـ١٧٢). با اینهمه ، هیچ یک از فرضیات مذکور رسماً اعلام نشد و تیمورتاش تنها به جرم ارتشا محکوم گردید. شاید بهترین روش برای کشف سبب برکناری و مرگ تیمورتاش مقایسة آن با سرنوشت سایر رجال دورة سلطنت رضاشاه باشد. رضاشاه در مدت کوتاهی افراد لایق و نافذ اطراف خود را ــ که موجب تحکیم سلطنت او شده بودند و ممکن بود به نحوی تهدیدی برای او و یا فرزندش باشند ــ از بین برد که تیمورتاش نیز یکی از آنان بود (همان ، ج ١، ص ١٧٧).
تیمورتاش دو بار ازدواج کرد؛ همسر اول وی سرورالسلطنه ، دختر حاج خازن الملک (داماد نیّرالدوله و نوة دختری علی رضاخان عضدالملک نایب السلطنه ) بود که از وی صاحب چهار فرزند شد: سه پسر به نامهای منوچهر، امیر هوشنگ ، مهرپور، و یک دختر به نام ایراندخت . ایراندخت از روزنامه نگاران دهة ١٣٢٠ ش و مدیر روزنامة رستاخیر ایران بود. همسر دوم تیمورتاش (تاتیانا)، از ارامنة قفقاز بود که از وی نیز صاحب دو دختر به نامهای پریچهر و نوش آفرین شد. وی پس از جدایی از تیمورتاش به اتفاق دو دخترش در امریکا اقامت کرد (همان ، ج ١، ص ١٦٣، ١٦٧).
منابع :
(١) ابوالحسن ابتهاج ، خاطرات ابوالحسن ابتهاج ، چاپ علیرضا عروضی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢) رضا ارفع ، ایران دیروز: خاطرات پرنس ارفع ( ارفع الدوله )، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٣) اسناد و مکاتبات تیمورتاش ، چاپ عیسی عبدی ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات (زیرچاپ )؛
(٤) اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دورة پهلوی اول ، تهیه و تنظیم ادارة کل آرشیو، اسناد و موزة دفتر رئیس جمهور، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات ، ١٣٧٨ ش ؛
(٥) اطلاعات در یکربع قرن ، تهران : روزنامة اطلاعات ، ١٣٢٩ ش ؛
(٦) عزیزاللّه اعزاز نیک پی ، تقدیر یا تدبیر: خاطرات اعزاز نیک پی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٧) حسن اعظام قدسی ، خاطرات من ، یا، روشن شدن تاریخ صدساله ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٨) نصراللّه انتظام ، خاطرات نصراللّه انتظام : شهریور ١٣٢٠ از دیدگاه دربار ، چاپ محمدرضا عباسی و بهروز طیرانی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٩) ایران . مجلس شورای ملی ، مذاکرات مجلس شورای ملی : دوره چهارم ، تهران ١٣٣٠ ش ؛
(١٠) ایران . وزارت کشور. دفتر انتخابات ، فهرست اسامی و مشخصات نمایندگان ٢٤ دورة مجلس شورای ملّی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(١١) بوریس باژانوف ، خاطرات بوریس باژانوف : رئیس دبیرخانة دفتر سیاسی و دستیار استالین ، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ١٣٦٤ش ؛
(١٢) ویپرت فون بلوشر، سفرنامة بلوشر ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران
(١٣) ١٣٢٣ـ١٣٦٣ ش ؛
(١٤) سلیمان بهبودی ، «خاطرات سلیمان بهبودی : بیست سال با رضاشاه »، در رضاشاه : خاطرات سلیمان بهبودی ، شمس پهلوی ، علی ایزدی ، چاپ غلامحسین میرزاصالح ، تهران : طرح نو، ١٣٧٢ ش ؛
(١٥) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، چاپ ایرج افشار: «یک مشت تصورات بی ادعا»، تهران ١٣٤٩ـ ١٣٥٨ ش ؛
(١٦) جُستارهایی از تاریخ معاصر ایران ، در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، ج ٢، تهران : اطلاعات ، ١٣٧٠ش ؛
(١٧) «در حضور شاه »، اطلاعات ، سال ١، ش ٢٢٧، ٨ خرداد ١٣٠٦؛
(١٨) علی دشتی ، پنجاه وپنج ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٩) یحیی دولت آبادی ، حیات یحیی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٠) محسن صدر، خاطرات صدرالاشراف ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢١) صعود و سقوط تیمورتاش : به روایت اسناد محرمانه وزارت خارجة انگلیس ، با مقدمه ، تعلیقات ، توضیحات ، و حواشی از جواد شیخ الاسلامی ، تهران : توس ، ١٣٧٩ ش ؛
(٢٢) جمشید ضرغام بروجنی ، دولتهای عصر مشروطیت ، تهران ?( ١٣٥٠ش ) ؛
(٢٣) باقر عاقلی ، تیمورتاش در صحنة سیاست ایران ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٢٤) همو، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٠ش ؛
(٢٥) قاسم غنی ، یادداشتهای دکتر قاسم غنی ، به کوشش سیروس غنی ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(٢٦) مصطفی فاتح ، پنجاه سال نفت ایران ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٢٧) ابراهیم فخرائی ، سردار جنگل : میرزاکوچک خان ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٨) مهدی فرخ ، خاطرات سیاسی فرخ ، تهران ( ١٣٤٥ش ) ؛
(٢٩) عطاءاللّه فرهنگ قهرمانی ، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دورة ٢٤ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دورة تقنینیه از ٢٥٠٨ تا ٢٥٣٦ شاهنشاهی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٣٠) «قضیة قم »، اطلاعات ، سال ٢، ش ٣٨٣، ٢٦ آذر ١٣٠٦؛
(٣١) گاهنامة پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی : فهرست روزبروز وقایع سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و اجتماعی ایران از ١٣ اسفند ٢٤٧٩ تا ٣٠ اسفند ٢٥٣٥ ، ( تهران ١٣٥٥ ش ) ؛
(٣٢) عباسقلی گلشائیان ، «یادداشت های عباسقلی گلشائیان »، در قاسم غنی ، همان منبع ، ج ٤؛
(٣٣) احمد متین دفتری ، خاطرات یک نخست وزیر ، چاپ باقر عاقلی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٤) حسن مرسلوند، زندگینامة رجال و مشاهیر ایران ، ج ٢، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٣٥) عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٣٦) حسین مکی ، تاریخ بیست سالة ایران ، ج ٥، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣٧) مهدی ملکزاده ، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٨) محمدعلی موحد، مبالغة مستعار: بررسی مدارک مورد استناد شیوخ در ادعا بر جزایر تنب کوچک ، تنب بزرگ ، ابوموسی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
موسی نجفی ، اندیشة
(٣٩) سیاسی و تاریخ نهضت حاج آقا نوراللّه اصفهانی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٤٠) نفت در دورة رضاشاه : تجدیدنظر در امتیازنامه دارسی ( قرارداد ١٩٣٣ )، تهیه و تنظیم ادارة کل آرشیو، اسناد و موزة دفتر رئیس جمهور، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات ، ١٣٧٨ ش ؛
(٤١) سعید نفیسی ، «تیمورتاش در خیمه شب بازی »، در باقر عاقلی ، تیمورتاش در صحنة سیاست ایران ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤٢) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ش .
/ افسانه دولّو /