دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٥٨
شُرَحْبيل بن حَسَنه ، (يا شرحبيل بن عبداللّه)، از نخستين صحابۀ پيامبر و از فرماندهان اسلام در شام. شرحبيل بن حسنه كنيهاش ابوعبداللّه، یا ابوعبدالرحمان، يا ابووائله بود (رجوع کنید به بلاذرى؛ ١٩١٧ـ٢٠٠، ج ١، ص ٢٤٥؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ٣٢٨). پدر وى، عبداللّه بن مُطاع، از قبيلۀ بنيغَوث بن مُرّ يا از قبيلۀ كِنده يا بنيجُمَح يا تَميم بود و مادرش، حَسَنه، از قبيلۀ بنيعَدى و به قولى، اهل شهر عَدَولى در بحرين بود و به طريق وِلاء، به مَعْمَربن حبيببن وَهْب بن حُذافه جُمَحى منتسب بود (ابنسعد، ج ٤، ص ١٢٧؛ خليفة بن خياط، ص ٥٣٩؛ ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٦٩٨؛ ابناثير، اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٢). ازاينرو، شرحبيل با انتساب به مادرش، به شرحبيلبن حسنه شهرت يافته است (ابنعبدالبرّ، همانجا).
به نقل از ابناسحاق، حسنه نخست زن عبداللّه بن مُطاع بود. چون عبداللّه درگذشت، سُفيان (فرزندخواندۀ معمربن حبيب و مردى از انصار از طايفۀ بنيزُرَيق بن عامر) حسنه را به زنى گرفت و از او صاحب دو پسر به نامهاى خالد (يا جابر) و جُناده شد (ابنسعد، همانجا؛ ابنعبدربّه، ج ٢، ص ٦٩٨ـ٦٩٩؛ ابناثير، اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٢ـ٥١٣؛ ابنحجر عسقلانى، همانجا). پس از آن، سفيان، شرحبيل را به فرزندخواندگى پذيرفت (ابنحبيب، ١٣٨٤، ص ٢٥٤)، بنابراين از شرحبيل نيز همچون سفيان بن معمر جمحى، در زمرۀ بنيجُمَح ياد ميشد (ابنسعد، ج ٤، ص ١٢٧ـ١٢٨؛ نيز رجوع کنید به ابنكلبى، ص ٣٠٢)، اما به نقل از محمد بن عمر واقدى، سفيان بن معمر برادر مادرى شرحبيلبن حسنه بوده و حسنه مادر سفيان و شرحبيل بوده است، نه زن سفيان (ابنسعد، همانجا).
ابنحبيب بغدادى (همانجا) حسنه را از قبيلۀ اشعريّين دانسته و مسعودى (ص ٢٨٣) نيز شرحبيل بن حسنه را نسبت طابِخى ياد كرده و از قوم خِنْدِف (همپيمان قريش) دانسته است. بلاذرى، به نقل از هَيثم بن عَدىّ، شرحبيل را از قوم حِمْيَر دانسته است (بلاذرى، ١٩٩٧ـ٢٠٠٠، ج ١، ص ٢٤٥). بعد از مرگ سفيان بن معمر و پسران او در زمان خلافت عمربن خطاب، شرحبيل بن حسنه با قبيلۀ بنيزهره همپيمان شد (ابناثير، اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٣).
شرحبيل و دو برادرش (خالد و جناده) از نخستين كسانى بودند كه مسلمان شدند (ابناثير، اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٣). در دومين هجرت مسلمانان به حبشه، شرحبيلبن حسنه به همراه سفيان بن معمر و مادر و برادرانش به آنجا مهاجرت كرد (ابناسحاق، ص ٢٠٧؛ ابنهشام، ج ١، ص٣٥٠؛ ابنحبيب، ١٣٦١، ص٤١٠؛ همو، ١٣٨٤، ص ٣٠٨)، اما موسيبن عقبه (ص ٧٩) شرحبيل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه ذكر نكرده است (نيز رجوع کنید به ابنسعد، ج ٤، ص ١٢٧). به روايتى، در سال هفتم هجرت، نجاشى (پادشاه حبشه) امّحبيبه را كه به همسرى پيامبر درآمده بود، همراه شرحبيل به مدينه فرستاد (ابنسعد، ج ٨، ص ٩٩). شرحبيل پس از مهاجرت به مدينه، نزد خويشان خود، بنيزُرَيق، اقامت كرد (ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٦٩٩؛ ابنحجر عسقلانى، همانجا). در زمان پيامبر اكرم، شرحبيل در غزوات شركت كرد (ابنسعد، ج ٤، ص ١٢٨). از وى در شمار كاتبان پيامبر ياد شده است (رجوع کنید به يعقوبى، ج ٢، ص٨٠؛ مسعودى، همانجا) و او كاتب نامه پيامبر به مردم سرزمين ايله بود (واقدى، ج ٣، ص١٠٣١؛ ابنسعد، ج ١، ص ٢٨٩؛ يعقوبى، همانجا).
شرحبيلبن حسنه در زمان ابوبكر و عمر، به عنوان فرمانده در اكثر جنگها و فتوحات شركت داشت. او در جنگهاى رِدّه، كه بلافاصله پس از رحلت پيامبر رخ داد، از جمله در سركوب مرتدان قُضاعه و عمان و نيز مدعيان پيامبرى، همچون مُسَيلَمه كذّاب در يَمامه، از فرماندهان لشكر ابوبكر بود (يعقوبى، ج ٢، ص١٣٠؛ طبرى، ج ٣، ص ٢٤٩، ٣١٥؛ ابناثير، ١٣٨٦، ج ٢، ص ٣٤٦، ٣٥٥، ٣٦٠). ابوبكر بلافاصله پس از سركوبى اهل ردّه، براى جنگ با روميان آماده شد و شرحبيل بن حسنه يكى از چهار فرمانده تحت امر خالدبن وليد و سپس ابوعبيدةبن جراح بود كه از سوى ابوبكر به شام اعزام شدند (رجوع کنید به موسيبن عقبه، ص ٣٣٧؛ ازدى، ص ٨٥؛ ابنسعد، ج ٧، ص ٥١٤؛ بلاذرى، ١٤١٣، ص ١٠٧، ١١٦؛ ابنعساكر، ج ٢، ص ٧٦، ٨١). شرحبيل با هفتهزار سپاهى روانه شام شد و در اردن، و به قولى در بُصرى، اردو زد (طبرى، ج ٣، ص ٤٠٦).
در زمان خلافت عمر، شرحبيل از سوى ابوعبيده به يارى عمروبن عاص شتافت و تمام اردن را فتح كرد و از آن ميان فقط طَبَريه را بدون جنگ گرفت (بلاذرى، ١٤١٣، ص ١١٥ـ١١٦؛ يعقوبى، ج ٢، ص١٤٠ـ١٤١؛ ابناثير، ج ٢، ص ٤٠٦). وى بَيْسان، سوسيه، اَفيق، جُرَش، بيترأس، قَدَس و جَولان و به روايتى، عكّا، صور و صَفوريّه را نيز گشود (بلاذرى، همانجا). در جنگ مَرْجُالصُّفَّر، شرحبيلبن حسنه شايستگى بسيارى از خود نشان داد. سپس خالدبن وليد وى را نزد ابوبكر فرستاد و ابوبكر او را با لشكرى به جاى وليدبن عُقبه به شام روانه كرد (طبرى، ج ٣، ص ٣٩١؛ ابناثير، ١٣٨٦، ج ٢، ص ٤٠٥ـ٤٠٦). شرحبيلبن حسنه در جنگهاى يَرموك و اَجنادين (هردو در سال ١٣) جزو فرماندهان خالدبن وليد بود (طبرى، ج ٣، ص ٣٩٦، ٤٠٥؛ ابناعثم، ج ١، ص ١١٥). در محاصره و فتح دمشق (به روايت بلاذرى، سال ١٤)، شرحبيل بن حسنه با لشكر خود بر دروازۀ فَراديس فرود آمد (بلاذرى، ١٤١٣، ص ١٢١). پس از آنكه ابوعبيده فِحل را به صلح فتح كرد (رجوع کنید به طبرى، ج ٣، ص ٤٤١ـ٤٤٣؛ ابناثير، ١٣٨٦، ج ٢، ص ٤٢٨) و بنابه روايتى، شرحبيل صلحنامهاى نوشت (بلاذرى، ١٤١٣، ص ١١٥). عمر بعدآ شرحبيلبن حسنه را به امارت اردن گمارد (طبرى، ج ٤، ص ٦٢؛ ابناثير، همانجاها). در سال ١٧ كه عمربن خطّاب به شام رفت، شرحبيل بن حسنه را عزل و معاوية بن ابيسفيان را به جاى وى گذاشت و گفت كه شرحبيل را به علت نارضايتى عزل نكرده بلكه مردى مقتدرتر را بهجاى او گمارده است (طبرى، ج ٤، ص ٥٦ـ٥٧، ٦٤ـ٦٥؛ قس ابناثير، ١٣٨٦، ج ٢، ص ٥٦٢ ضمن حوادث سال ١٨).
به گفتۀ اكثر مورخان، شرحبيل بن حسنه در سال ١٨ بر اثر طاعونى كه در عَمَواس در شام شيوع يافت درگذشت، درحاليكه ٦٧ يا ٦٩ سال سن داشت (ابنسعد، ج ٤، ص ١٢٨؛ بلاذرى، ١٤١٣، ص ١٣٩ـ١٤٠؛ همو، ١٩٩٧ـ٢٠٠٠، ج ١، ص ٢٤٥؛ ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٦٩٩؛ ابناثير، ١٣٩٣، ج ٢، ص ٥١٣).
منابع :
(١) ابناثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، چاپ محمدابراهيم بنا، محمداحمد عاشور و محمود عبدالوهاب فايد، قاهره ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٢) ابناثير، الكامل فى التاريخ، بيروت ؛
(٣) محمدبن اسحاقبن يسار، سيره ابنالسحاق، چاپ محمد حميداللّه، قونيه ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤) ابنمحمد احمدبن اعثم كوفى، الفتوح، چاپ على شيرى، بيروت، ١٤١١/١٩٩١؛
(٥) ابيجعفر محمدبن حبيب، المحبّر، چاپ ايلزه ليختن شتيتر؛
(٦) بيروت ١٣٦١؛
(٧) همو، المنمّق، چاپ خورشيد احمد فاروق، حيدرآباد دكن، ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٨) محمدبن عليبن حجرعسقلانى، الاصابه فى تميز الصحابة، چاپ عليمحمد بجاوى، بيروت، ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٩) ابنسعد؛
(١٠) يوسفبن عبداللّه ابنعبدالبر، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ عليمحمد بجاوى، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) عبدالرحمنبن عبدالرّوابن عبدالحكم، كتاب فتوح مصر و اخبارها، چاپ محمد جميرى، بيروت، ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(١٢) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٩٩٥/١٤١٥؛
(١٣) هشامبن محمد ابنكلبى، جمهرة النسب، چاپ ناجى حسن، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٤) ابنهشام، السيرة النبوية، چاپ مصطفى سقا، ابراهيم ابيارى، عبدالحفيظ شلبى، قاهره ١٩٣٦؛
(١٥) محمدبن عبداللّه ازدى، تاريخ فتوحالشام، چاپ عبدالمنعم عبداللّه عامر، ١٩٦٩؛
(١٦) بخارى، التاريخ الكبير، دياربكر، المكتبة الاسلامية؛
(١٧) احمدبن يحييبن جابر بلاذرى، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق، ١٩٩٧ـ٢٠٠٠؛
(١٨) بلاذرى، فتوحالبلدان، چاپ دخويه، فرانكفورت ١٤١٣/١٩٩؛
(١٩) خليفةبن خياط، الطبقات، چاپ سهيل زكّار، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢٠) طبرى، تاريخ؛
(٢١) مسعودى، تنبيه؛
(٢٢) موسيبن عُقبه، المغازى، چاپ محمد باقشيش ابومالك، مغرب ١٩٩٤؛
(٢٣) محمدبن عمر واقدى، المغازى، چاپ مارسون جونس، قاهره، ١٩٦٦؛
(٢٤) يعقوبى، تاريخ.
/ ليلا احسانى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٤/١٠/١٣٨٧