دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٦٠
حسینیه ارشاد ، مؤسسهاى خیریه با اهداف علمى، آموزشى، تبلیغى و پژوهشى در عرصه اندیشه دینى، با رویكرد نوگرایانه كه در اوایل دهه ١٣٤٠ش تأسیس شد.
پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، گروهى از روشنفكران دینى (با پیروى از پیشگامان جنبش نوگرایى اسلامى و الگو گرفتن از نهادهایى چون انجمنهاى اسلامى، كانون اسلام، كانون نشر حقایق اسلامى مشهد و انجمن ماهانه مباحثه و شناخت راه صحیح دیندارى)، مؤسسهاى دینى بهنام حسینیه ارشاد را با این اهداف بنیان گذاشتند: احداث مسجد و رواق خطابههاى مذهبى براى برگزارى سخنرانیهاى دینى و علمى و اخلاقى و همچنین ترویج و نشر تعالیم و تشریح اهداف دین اسلام؛ تأسیس مراكز تحقیقاتى و تربیتى اسلامى؛ تأمین مراكز تحقیقاتى علمى اسلامى؛ پرداختن به كارهاى خیریه و كمكهاى لازم به دیگر مؤسسات تعلیماتى اسلامى و انجامدادن خدمات بهداشتى؛ اجراى عملیات اقتصادى براى گسترش منظور و موضوع مؤسسه؛ و نشر مطبوعات دینى (حسینیه ارشاد، اساسنامه، ص ١؛ شریعتى مزینانى، ص١١٠؛ رهنما، ص ٢٢٦؛ میناچى مقدّم، ١٣٨٤ش، ص ٣١ـ٣٢).
بنیانگذاران حسینیه ارشاد محمد همایون، ناصر میناچیمقدّم و عبدالحسین علیآبادى بودند و در اولین اقدام، زمینى به مساحت چهار هزار مترمربع، در تهران، در خیابان معروف به جاده قدیم شمیران (نام كنونى آن: شریعتى) خریدند (حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، ص ٦، ١٣، ٣٨ـ٣٩؛ حسینیه ارشاد، اساسنامه، همانجا؛ رهنما، ص ٢٢٧). از ١٣٤٣ش، بهكوشش مؤسسان و با همراهى مرتضى مطهرى*، نویسنده و صاحبنظر نامور در علوم اسلامى، فعالیت مؤسسه آغاز شد، اما بناى ساختمان حسینیه در زمستان ١٣٤٥ش پایان یافت. این ساختمان با جدیدترین تأسیسات تجهیز گردید و به عنوان یكى از بزرگترین و مجهزترین مراكز اسلامى شهرت یافت. در اواخر ١٣٤٥ش، اعضاى هیئت مدیره تعیین گردیدند : همایون رئیس، مطهرى نایب رئیس، میناچى خزانهدار، و سیدعلى شاهچراغى و محمدتقى جعفرى*، هر دو از روحانیون فعال و محل مراجعه جوانان علاقهمند به مسائل اسلامى، اعضاى جانشین هیئت مدیره شدند (روزنامه رسمى كشور، ش ٦٦٨٦، ١١ بهمن ١٣٤٦، ص ٣). شاهچراغى امام جماعت حسینیه نیز بود (شریعتى مزینانى، ص ١١٠).
پس از صدور مجوز رسمى، در آذر ١٣٤٦ ساختمان حسینیه ارشاد رسماً گشایش یافت و سخنرانیهاى دینى در آن آغاز شد. بسیارى از روحانیان سرشناس و برخى افراد مشهور غیرروحانى از سخنرانان آن بودند، از جمله: فخرالدین حجازى، محمدتقى شریعتى، محمد مفتح، حسین نورى همدانى، علیاكبر هاشمى رفسنجانى، سیدمحمد محیططباطبائى، على گلزاده غفورى، محمدجواد باهنر، سیدعبدالكریم هاشمینژاد، محمدمهدى موحدى كرمانى، ابوالقاسم خزعلى، سیدصدرالدین بلاغى، على دوانى، ناصر مكارم شیرازى، سیدمرتضى شبسترى، سیدعلى خامنهاى و از همه بلندآوازهتر على شریعتى. عباس زریاب خویى و محمداسماعیل رضوانى نیز در آنجا سخنرانى میكردند و افزون بر آن، مدرّس سیره نبوى و تاریخ اسلام بودند. رضا اصفهانى نیز مدرّس فلسفه اسلامى بود (شریفپور، ص ٢٥٦؛ حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، جاهاى متعدد؛ میناچیمقدّم، مصاحبه مورخ ١٢ آبان ١٣٨٧).
نشر مطبوعات دینى از اهداف مندرج در اساسنامه حسینیه بود كه با چاپ و نشر آثار و سخنرانیهاى استادان فعال در حسینیه، از جمله مطهرى، محمدتقى شریعتى و على شریعتى، آغاز شد (براى آگاهى از عناوین برخى از این آثار رجوع کنید به شریعتى در نگاه مطبوعات، ج ١، ص ٥٩؛ یادنامه استاد شهید مرتضى مطهرى، كتاب ١، ص ٥٣٧؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشیو، «حسینیه ارشاد»، ش ٣٥٥، ص ٨٥).
فعالیتهاى علمى حسینیه در سه بخش پژوهش، آموزش و تبلیغ پیشبینى شده بود. بخش پژوهش شامل گروههاى اسلامشناسى، تاریخ اسلام، فرهنگ و علوم اسلامى، علوم اجتماعى، كشورهاى اسلامى، ادبیات و هنر اسلامى بود. بخش تبلیغ در حیطه وعظ و خطابه دینى، برگزارى اجلاسهاى تخصصى و همایش و مصاحبههاى علمى، دعوت از شخصیتهاى علمى اسلامى خارج و داخل، پاسخ به پرسشهاى فلسفى و مذهبى، انتشار كتابهاى اعتقادى، مناظرات مذهبى و جز آن فعالیت داشت. بخش آموزش داراى گروههاى قرآنشناسى، اسلامشناسى، آموزش مبلّغ، ادبیات، هنر و نمایش مذهبى، زبان و ادبیات عرب و زبانهاى خارجى، و تعلیمات عمومى مذهبى ویژه بانوان بود. برنامههاى هریك از این بخشها در روزنامه براى آگاهى همگان منتشر میشد (رجوع کنید به اطلاعات، ش ١٣٧٩١، ١٩ اردیبهشت ١٣٥١، ص ١٧).
تأسیس كاروان حج و تشكیل جلسات آموزش مناسك حج، و تشكیل گروههاى هنرى و اجراى نمایش از دیگر برنامههاى جنبى و نوآورانه حسینیه ارشاد بود. دو نمایش ابوذر و نهضت شیعى سربداریه را ساواك بسیار خطرناك تشخیص داد و مانع اجراى مجدد آنها شد (حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، ص ٢٥٦ـ٢٦٠؛ دكتر شریعتى در آیینهى خاطرات، ص ١٠٥ـ ١٠٦).
سالهاى ١٣٤٣ تا ١٣٤٩ش دوره نخست فعالیت حسینیه ارشاد، و به تعبیرى دوره حضور جدّى مطهرى در برنامهریزى و پیشبرد و مدیریت امور آن، بود. مطهرى ــ كه از آغاز كار حسینیه، براى ایراد سخنرانى به جمع بانیان حسینیه پیوسته بودــ با توجه به اشرافش بر علوم و معارف اسلامى، از سوى هیئت مدیره، متصدى امور پژوهش و آموزش علمى و دینى شد (میناچیمقدّم، ١٣٧٩ش، ص ٥). بر این اساس، حتى گفته شده است كه مطهرى بانى حسینیه ارشاد بود (سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد شهید مرتضى مطهرى، ج ١، ص ٩٥، به روایت سیدعلى خامنهاى؛ قس میناچیمقدّم، همان مصاحبه). وى تا ١٣٤٩ش بیشترین تعداد جلسات سخنرانى را داشت و تأثیرگذارترین فرد در جمع گردانندگان حسینیه ارشاد بود (رجوع کنید به میناچیمقدّم، ١٣٨٤ش، ص ٥٣ـ٥٤؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
در ١٣٤٦ش استقبال جوانان از سخنرانیهاى فخرالدین حجازى* و نظر مطهرى بر كنار گذاشتن او از حسینیه ارشاد، موجب بروز بحران در هیئت مدیره شد كه با كنارهگیرى حجازى اندكى فروكش كرد (مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشیو، «حسینیه ارشاد»، ش ٣٥٣، ص ١٧١، ١٧٦؛ رهنما، ص ٢٣٢ـ ٢٣٣؛ نیز رجوع کنید به فلسفى، ص ٣٠٧). على شریعتى*، كه از ١٣٤٥ش با تدریس تاریخ اسلام در دانشگاه مشهد شهرت یافته بود، به دعوت مطهرى، از آبان ١٣٤٧ به جمع سخنرانان حسینیه ارشاد پیوست. وى با قدرت بیان و سبك و رویكرد ویژهاش به مباحث، عملا سایر سخنرانیهاى مؤسسه را تحت تأثیر قرارداد. نخستین سخنرانى وى در سوم آبان ١٣٤٧، مورد توجه مخاطبان و سخنرانان حسینیه، از جمله مطهرى، قرار گرفت (دوانى، ص ٤٤؛ رهنما، ص ٢٣٤).
جریانهاى فكرى در حسینیه ارشاد، متأثر از جنبش اسلامى صد سال اخیر در ایران و دیگر كشورهاى اسلامى بود. رویكرد این جریان، تمسك به اسلام به عنوان عامل آگاهیبخش و تحولآفرین بود، كه بهویژه بر ابعاد ایدئولوژیك دین تأكید داشت و رسالت خود را هویت بخشى به نسل جوان، خرافهزدایى، مبارزه با تحجر و جمود فكرى، مبارزه فكرى با ماركسیسم و جریانات غیراسلامى در جامعه میدانست (رجوع کنید به یوسفى اشكورى، ص ١٢٥ـ١٢٦، ١٣١ـ١٣٢؛ جعفریان، ص ٢٨٤). البته این رویكرد به مباحث دینى، مخالفت برخى از روحانیان را برانگیخت. از جمله گفتهاند كه از سیدمحمد بهشتى* و محمدجواد باهنر*، بهعلت طرح مواضع اجتماعى و دینیشان در حسینیه ارشاد، انتقادهاى تند شد (رجوع کنید به «پیشطرح تدوین تاریخ تحلیلى انقلاب اسلامى ایران»، ص ٤٣؛ حائرى یزدى، ص ١٠٦؛ یاران امام به روایت اسناد ساواك، كتاب ٢٧، ج ٢، ص ٦٩؛ شریعتى به روایت اسناد ساواك، ج ٢، ص ١٤). حتى مطهرى نیز آماج این انتقادها بود و برخى او را سرمشقى براى حمله به روحانیت تلقى میكردند (رجوع کنید به پاسخى به نامه استاد، ج ٢، ص ٢٥٨). اعتراض بهحضور سخنرانان غیرروحانى، بهخصوص على شریعتى، نیز جدّى بود. انتشار مجموعه دو جلدى محمد (ص) خاتم پیامبران در ١٣٤٧ـ ١٣٤٨ش
بهمناسبت آغاز پانزدهمین قرن بعثت و به پیشنهاد مطهرى، به دلیل درج دو مقاله از شریعتى در آن ــكه برخى مطالب آن محل مناقشه علمى و اعتقادى بودــ بر این انتقادات افزود (رجوع کنید به رهنما، ص ٢٣٩؛ میزگرد پاسخ به سؤالات و انتقادات، ص ١٢ به بعد). تعبیرات شریعتى درباره روحانیت، كه در سخنرانیهاى او مطرح میشد، نیز اعتراضات علما را شدت بخشید و بهویژه به مطهرى، كه سهم جدّى در پیوستن شریعتى به حسینیه داشت، به شدت اعتراض شد (رجوع کنید به دوانى، ص ٤٨ـ٤٩، ٥٣ـ٥٤؛ جعفریان، ص ٢٨٤ـ٢٨٥؛ شریعتى به روایت اسناد ساواك، ج ٢، ص ٢٧٤؛ حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، ص٢٨٠). سرانجام، مطهرى كه خود به اظهارات شریعتى و شیوه او در طرح بسیارى از مسائل اعتراض داشت، خواهان كنار رفتن شریعتى از حسینیه ارشاد شد كه به تعطیل چند ماهه سخنرانیهاى شریعتى (شهریور ١٣٤٩ تا فروردین ١٣٥٠) انجامید. هرچند در پى این كشمكشها، براى سخنرانان مدعو ضوابطى تدوین شد (از قبیل لزوم گذراندن علوم حوزوى)، برخى اختلافات همچنان برجاى ماند (سیرى در زندگانى استاد مطهرى، ص ١٠٨؛ میناچیمقدّم، ١٣٨٤ش، ص ٥٧، ٤٣٧؛ شریعترضوى، ج ٢، ص ٢٢٧ـ٢٣٦؛ نیز براى نمونهاى از انتقادات فكرى مطهرى به شریعتى رجوع کنید به مطهرى، ج ٣، ص ٢١٨ـ٢٢١). با اقدامات مطهرى در سازماندهى فعالیتهاى حسینیه به دو بخشِ تحقیقاتى (زیرنظر مطهرى) و تبلیغاتى ـ تعلیماتى (زیرنظر شریعتى)، این اختلافات تا حدودى كاهش یافت. پایانبخش این منازعات، كنارهگیرى رسمى مطهرى در اسفند ١٣٤٩ از حسینیه ارشاد بود (استاد شهید (مرتضى مطهرى) به روایت اسناد، ص ٥٩؛ میناچیمقدّم، ١٣٨٤ش، ص ٦٣؛ براى دلایل مطهرى در خروج از حسینیه ارشاد رجوع کنید به سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد شهید مرتضى مطهرى، ج ١، ص ٩٦ـ١٠٠، به روایت سیدعلى خامنهاى؛ جعفریان، ص٢٩٠؛ رهنما، ص ٢٥٢ـ٢٥٣).
از فروردین ١٣٥٠، در پى خروج مطهرى و به تبع آن شمارى از روحانیان همفكر وى (سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد شهید مرتضى مطهرى، ج ١، ص ٩٩، به روایت سیدعلى خامنهاى؛ جعفریان، ص ٢٨٤ـ٢٨٥)، حسینیه ارشاد عملاً پایگاه فعالیت بیوقفه شریعتى شد و او، كه با ممنوعیت تدریس در دانشگاه مشهد نیز مواجه شده بود، همه فرصت و توان خود را مصروف تدریس و ایراد سخنرانى در این مركز كرد (ابوالحسنى، ص٤١٠؛ در مورد چگونگى ممنوعیت اعمال شده رجوع کنید به متینى، ص ٨٦٥؛ نیز رجوع کنید به شریعترضوى، ج ١، ص ١٥٩). گردانندگان حسینیه ارشاد نیز ــكه آرمان خود را «بازگرداندن نسل جوان و روشنفكر از غربزدگى به اسلام و نجات توده مذهبى» میدانستندــ در فراهم آوردن محیط مطلوب براى فعالیتهاى شریعتى تلاش میكردند (رجوع کنید به شریعتى، ١٣٨٤ش، ص ١٤٧؛ نیز در مورد تحلیل خود شریعتى از اهمیت حسینیه ارشاد رجوع کنید به همو، ١٣٧٧ش، ص ١٢٦). جلسات درس شریعتى، با عنوان تاریخ ادیان و اسلامشناسى، و سخنرانیهاى او در مناسبتهاى مذهبى مورد توجه بسیارى از جوانان بهویژه دانشجویان قرار گرفت، اما محتواى مباحث و نیز كثرت مخاطبان آن، حساسیتها و مخالفتهاى فراوانى را برانگیخت. از نظر شمارى از مخالفان و معارضان حكومت، حسینیه ارشاد نقش «سوپاپ اطمینان» را براى حكومت داشت. كه در منطقهاى از شمال شهر تهران براى بورژواها ساخته شده بود (رجوع کنید به نجاتحسینى، ص ٤١٦؛ رهنما، ص ٢٧٨؛ بهشتى، ص ١٠٨؛ جعفرى، ص ٣١). مبارزان چپگرا حتى سخنرانان حسینیه را به همكارى با ساواك متهم میكردند (دكتر شریعتى در آیینهى خاطرات، ص ٢٢٨). این در حالى بود كه تفسیرهاى انقلابى شریعتى از تشیع، در نظر برخى تحلیلگران، الهامبخش گروههاى معارض بود (رجوع کنید به آبراهامیان، ص ٤٩٠؛ نجاتى، ج ١، ص٤٠٠؛ براى اطلاعات بیشتر رجوع کنید به جعفرى، همانجا).
سران حكومت پهلوى نیز حسینیه ارشاد را از همان آغاز زیرنظر داشتند. ابتدا برفعالیتهاى گردانندگان حسینیه صرفاً نظارت میكردند، اما بهتدریج و در پى توسعه و تعمیق فعالیتها و حضور اشخاص معارض و سیاسى در این مركز، حساسیت مقامات امنیتى برانگیخته شد؛ با وجود این، باتوجه به امكان نفوذ و سیطره جریان چپ در كشور، كه خطرى بالقوه براى آن حكومت بود، آن را به نفع خود ارزیابى كرد. در این میان، سخنرانیهاى ستیزهجویانه شریعتى كه بهتدریج رنگ و بوى انقلابى مییافت و نیز تأثیر بیان و قلم او در جذب جوانان به سوى فعالیتهاى سیاسى و مبارزه، به منزله هشدارى براى حكومت بود (در مورد ابعاد سیاسى سخنرانیهاى حسینیه ارشاد و نقش سخنرانان آن در ایجاد انگیزههاى مبارزاتى رجوع کنید به غفارى، ص ٩٧؛ نراقى، ص ١٣٢ـ١٣٣؛ عمید زنجانى، ص ٢٢٩؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشیو، «حسینیه ارشاد»، ش ٣٥٥، ص ٤٢ـ٤٥، ش ٥٠٤، ص ٣٣٨ـ٣٣٩؛ فوكو، ص٤٠ـ٤١).
مخالفت علما و روحانیان با حسینیه ارشاد نیز، پس از گسترش فعالیتهاى شریعتى، افزایش یافت. این مخالفت، كه عمدتاً ناظر بر جهتگیریها و محتواى دینى مطالب شریعتى بود، در سطوح گوناگون، از مجتهدان و مراجع تقلید، مدرّسان و نویسندگان حوزه علمیه قم و وعاظ، و از شكل تحریم تا نقد محتوایى و علمى بروز و ظهور داشت (محمدمهدى جعفرى، فعال سیاسى و از همراهان على شریعتى، مصاحبه مورخ ٢٥ مهر ١٣٨٧؛ براى نمونهاى از نقدها رجوع کنید به نشریه درسهایى از مكتب اسلام، سال ١٣، بهمن ١٣٥٠، ش ١، ص ٧٦ـ٧٨؛ براى آگاهى از برخى دلایل مخالفت با شریعتى و به تبع آن حسینیه ارشاد رجوع کنید به انصارى، ص صد؛ رهنما، ص ٢٦٦ـ٢٧٦؛ شریعتى، ١٣٤٧ش، ص ٢٣٥؛ اسلامى، ص ٦١ـ٦٥،٧٠ـ٧٤). شدت یافتن لحن شریعتى در نقد مجموعه روحانیت و نیز انتشار گسترده نوشتههایش در اینباره، موجب شد شمارى از علما درباره حسینیه ارشاد و بهویژه مطالب سخنرانیهاى شریعتى، به متدینان هشدار دهند (رجوع کنید به اسناد انقلاب اسلامى، ج ١، ص ٣٥٢، ج ٥، ص ١٤٤ـ١٤٥؛ حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، ص ٢٩٩، ٣١٥، ٣٢٠؛ شریعتى به روایت اسناد ساواك، ج ٢، ص ١٢٠ـ١٢١). گویا حكومت پهلوى از مقابله روحانیت با جریان فكرى حسینیه ارشاد خرسند بود و از آن بهرهبردارى كرد (رجوع کنید به مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشیو، «حسینیه ارشاد»، ش ٣٥٥، ص ٨٣، ١٢١، ش ٥٠٥، ص ١٥٧). گفتنى است كه مصدقیها و روشنفكران غیرمذهبى نیز از منتقدان حسینیه ارشاد و شخص شریعتى بودند (رجوع کنید به شریعت رضوى، ج ٢، ص ٣٤٧ـ٣٥٢؛ سامى، ص١٠؛ اكبرى، ص ٩ـ١٠).
در ١٣٥٠ و ١٣٥١ش، همزمان با اوجگرفتن مبارزات سیاسى در جامعه و نقش فعال حسینیه ارشاد در جذب جوانان دانشگاهى و گرایش فعالان سیاسى به حسینیه ارشاد و پایگاه شدن آن محل براى مبارزان با حكومت، دستگاه امنیتى حكومت ادامه كار حسینیه ارشاد را در قالب جلسات سخنرانى صلاح ندانست (رجوع کنید به جعفرى، ص ٣٣؛ رزمجو، ص ٢١١؛ شریعتى به روایت اسناد ساواك، ج ٢، ص ١١١، ١١٨). درخصوص تعطیل حسینیه ارشاد در آبان ١٣٥١ ــ كه به دستور مستقیم محمدرضا پهلوى صورت گرفت ــ چند نظر ابراز شده كه از آن جمله است: فشار محافل مذهبى و روحانیان بر شاه و حكومت براى تعطیل كردن حسینیه ارشاد (رجوع کنید به جعفریان، ص ٢٨٦؛ جعفرى، ص ٣٣ـ٣٤)؛ ناكامى ساواك در بهرهبردارى از حسینیه ارشاد به عنوان مركزى در برابر «جنبش مسلّحانه» (علیجانى، ص ٢٦٣)؛ و رفع نیاز حكومت به سخنرانیهاى حسینیه بهعنوان جریان مخالف با روحانیت (روحانى، ج ٣، ص ٣٥٩). به نظر میرسد عمدهترین دلیل براى بستهشدن حسینیه ارشاد، آگاهى یافتن حكومت از عمق و تأثیر فعالیتهایى بود كه، به دلیل صبغه مذهبى داشتن، به آنها چندان توجه نشده بود. پس از تعطیل حسینیه ارشاد و بازتاب آن در مجامع و محافل سیاسى و مذهبى و دانشجویى، مقامات امنیتى كشور به بازگشایى و از سرگیرى فعالیتهاى آن نظر دادند و رئیس سازمان امنیت و اطلاعات كشور، به رئیس سازمان اوقاف نوشت كه چون به تعویق افتادن برنامههاى مذهبى در حسینیه ارشاد از نظر افكار عمومى به صلاح نیست، سازمان اوقاف رأساً متولى اداره این مؤسسه گردد. اما پیگیریها به نتیجه نرسید و محمدرضا پهلوى با بازگشایى مجدد حسینیه مخالفت كرد (مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشیو، «حسینیه ارشاد»، ش ٣٥٣، ص ٦٩، ش ٥٠٥، ص ٢٣٨ـ٢٤٠؛ حسینیان، ص ٧٥٨ـ٧٥٩). به رغم تعطیل برنامههاى رسمى حسینیه، توسعه و تكمیل بناى آن ادامه یافت و با استفاده از امكانات و فضاى آن، اقدامات محدودى صورت گرفت از جمله: تهیه سرودهاى انقلابى توسط حمید شاهنگیان و حسین صبحدل، و چاپ و تكثیر مخفیانه جزوات و كتابهاى على شریعتى (میناچیمقدّم، همان مصاحبه).
حسینیه ارشاد پس از پیروزى انقلاب اسلامى، بازگشایى و فعالیتهاى اجتماعى و علمى و مذهبى آن از سر گرفته شد (رجوع کنید به آیندگان، سال ١٢، ش ٣٣٢٦، شنبه ١٨ فروردین ١٣٥٨، ص ١). تشكیل انجمن شعر و ادب و برگزارى كلاسهاى آموزش قرآن، تفسیر نهجالبلاغه، ادبیات عرب، حافظشناسى و تفسیر مثنوى و جز آن، از جمله فعالیتهاى علمىِ پس از انقلابِ حسینیه ارشاد است. همچنین حسینیه ارشاد به مناسبت اعیاد یا سوكواریهاى مذهبى و نیز در سالروز درگذشت على شریعتى، طالقانى، سحابى و بازرگان، همهساله، مراسم ویژهاى برگزار میكند. در آخرین انتخابات مجمع عمومى مؤسسان، ناصر میناچیمقدّم به ریاست دائم هیئت مؤسس و امنا برگزیده شد (میناچیمقدّم، همان مصاحبه؛ روزنامه رسمى كشور، ش ١٨٣٨٦، ٢٨ فروردین ١٣٨٧، ص ١٤). این مؤسسه بیش از دهها عنوان كتاب تاریخى، ادبى و دینى منتشر كرده است (افسانه عطائى، مدیر انتشارات حسینیه ارشاد، مصاحبه مورخ ١٤ آبان ١٣٨٧). نشریه داخلى آن با عنوان ارشاد، كه اولین شماره آن در بهمن ١٣٧٦ انتشار یافت، تا شماره ٢٢ (زمستان ١٣٨٥ش) منتشر شده است. حسینیه چندین مركز درمانى خیریه، مانند درمانگاه و بیمارستان و زایشگاه، در مناطق محروم تأسیس كرده است. كتابخانه عمومى حسینیه ارشاد در تیر ١٣٥٩، بنابه وصیت دكتر على شریعتى، افتتاح شد. این كتابخانه داراى بخشهاى ویژه (مانند بخش كودكان، ناشنوایان، نابینایان و نشریات) بوده و تا ١٣٨٧ش، بیش از ٠٠٠، ١٣٠ جلد كتاب داشته است (شهمیرنورى، ص ٨؛ عطائى، همان مصاحبه). بناى حسینیه ارشاد، شامل دو بخش حسینیه و شبستان (مسجد)، به عنوان یكى از نخستین بناهاى مذهبى مدرن در ایران كه داراى عناصر توأمان معمارى سنّتى و مدرن ایرانى است، در فهرست آثار ملى با شماره ١٠٨٥٧ به ثبت رسیده است (ایران، ش ٢٧٢٧، چهارشنبه ٢٩ بهمن ١٣٨٢، ص٢٠).
منابع :
(١) علاوه بر اسناد مذكور در متن، موجود در آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامى؛
(٢) على ابوالحسنى، شهید مطهرى افشاگر توطئه تأویل «ظاهر» دیانت، به «باطن» الحاد و مادیت، (قم) ١٣٦٢ش؛
(٣) استاد شهید (مرتضى مطهرى) به روایت اسناد، تدوین مركز اسناد انقلاب اسلامى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٤) قاسم اسلامى، خرد داورى كند، (بیجا، بیتا.)؛
(٥) اسناد انقلاب اسلامى، ج ١، ٥، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٤ش؛
(٦) علیاكبر اكبرى، بررسى چند مسأله اجتماعى، تهران ١٣٥٦ش؛
(٧) محمدعلى انصارى، دفاع از اباذر...، قم (١٣٥٤ش)؛
(٨) محمد بهشتى، دكتر شریعتى: جستجوگرى در مسیر شدن، تهران ١٣٧٨ش؛
(٩) پاسخى به نامه استاد، (بیجا، بیتا.)؛
(١٠) «پیشطرح تدوین تاریخ تحلیلى انقلاب اسلامى ایران»، یاد: فصلنامه بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ایران، ش ٣١ و ٣٢ (تابستان و پاییز ١٣٧٢)؛
(١١) محمدمهدى جعفرى، بار دیگر شریعتى: خاطرات ناگفتهى دكتر محمدمهدى جعفرى به همراه متن وصیتنامهى دكتر على شریعتى، به كوشش قاسم یاحسینى، تهران ١٣٨١ش؛
(١٢) رسول جعفریان، جریانها و جنبشهاى مذهبى ـ سیاسى ایران: از روى كار آمدن محمدرضاشاه تا پیروزى انقلاب اسلامى، سالهاى ١٣٢٠ـ ١٣٥٧، تهران ١٣٨١ش؛
(١٣) مهدى حائرییزدى، خاطرات دكتر مهدى حائرى یزدى، بهكوشش حبیب لاجوردى، تهران ١٣٨١ش؛
(١٤) روحاللّه حسینیان، چهارده سال رقابت ایدئولوژیك شیعه در ایران (١٣٥٦ـ ١٣٤٣)، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٥) حسینیه ارشاد، اساسنامه، موجود در آرشیو حسینیه ارشاد؛
(١٦) حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواك، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاریخى، ١٣٨٣ش؛
(١٧) دكتر شریعتى در آیینهى خاطرات: خاطرات و نظریات یكصد شخصیت، گردآورى و نگارش شعبانعلى لامعى، تهران: رامند، ١٣٧٩ش؛
(١٨) على دوانى، خاطرات من از استاد شهید مطهرى، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٩) حسین رزمجو، پوستین وارونه: نقدى بر بحث دكتر شریعتى و تز اسلام منهاى روحانیت در كتاب «نهضت امام خمینى» (ره)، تهران ١٣٧٣ش؛
(٢٠) حمید روحانى، نهضت امام خمینى، ج ٣، تهران ١٣٧٤ش؛
(٢١) كاظم سامى، «حسینیه بسته شد، اما شریعتى از حركت بازنایستاد »، كیهان، ش ١١١٤٢، ٢٤ آبان ١٣٥٩؛
(٢٢) سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد شهید مرتضى مطهرى قدس سرّه، به روایت جمعى از فضلاء و یاران، ج ١، (تهران): مؤسسه نشر و تحقیقات ذكر، ١٣٦٦ش؛
(٢٣) سیرى در زندگانى استاد مطهرى، تهران: صدرا، ١٣٧٠ش؛
(٢٤) پوران شریعترضوى، طرحى از یك زندگى، تهران، ج ١، ١٣٧٦ش، ج ٢، ١٣٨٣ش؛
(٢٥) على شریعتى، «از هجرت تا وفات»، در محمد (ص) خاتم پیامبران، ج ١، تهران: حسینیه ارشاد، (١٣٤٧ش)؛
(٢٦) همو، با مخاطبهاى آشنا، تهران ١٣٧٧ش؛
(٢٧) همو، نامهها، تهران ١٣٨٤ش؛
(٢٨) شریعتى به روایت اسناد ساواك، تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٨ش؛
(٢٩) شریعتى در نگاه مطبوعات، ج ١، گردآورندگان: حیدر شجاعى و قاسم میرآخورى، تهران: قلم، ١٣٧٥ش؛
(٣٠) محمدتقى شریعتى مزینانى ، «استاد شریعتى: مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت»، مصاحبه با كیهان فرهنگى، در یادنامه استاد محمدتقى شریعتى مزینانى (ره)، بهكوشش جعفر پژوم، قم: نشر خرّم، ١٣٧٠ش؛
(٣١) رضا شریفپور، مسجد و انقلاب اسلامى، تهران ١٣٨٠ش؛
(٣٢) آزاده شهمیرنورى، «كتابخانه حسینیه ارشاد در سراشیب حرمان»، كتاب هفته، ش ١٢٦ (خرداد ١٣٨٠)؛
(٣٣) رضا علیجانى، شریعتى و ساواك: مرورى تحلیلى بر سه جلد اسناد ساواك درباره دكتر شریعتى، تهران ١٣٨٢ش؛
(٣٤) عباسعلى عمید زنجانى، روایتى از انقلاب اسلامى ایران: خاطرات حجتالاسلام والمسلمین عباسعلى عمید زنجانى، تدوین محمدعلى حاجیبیگى كندرى، تهران ١٣٧٩ش؛
(٣٥) هادى غفارى، خاطرات حجة الاسلام و المسلمین هادى غفارى، تهران ١٣٧٤ش؛
(٣٦) محمدتقى فلسفى، خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٣٧) میشل فوكو، ایرانیها چه رؤیایى در سر دارند؟، ترجمه حسین معصومى همدانى، تهران ١٣٧٧ش؛
(٣٨) جلال متینى، «دكتر على شریعتى در دانشگاه مشهد (فردوسى)»، مجله ایرانشناسى، سال ٥، ش ٤ (زمستان ١٣٧٢)؛
(٣٩) مرتضى مطهرى، یادداشتهاى استاد مطهرى، تهران ١٣٧٨ـ١٣٨٢ش؛
(٤٠) میزگرد پاسخ به سؤالات و انتقادات، با شركت محمدتقى شریعتى و دیگران، تهران: حسینیه ارشاد، [? ١٣٥٤ش[؛
(٤١) ناصر میناچیمقدّم، تاریخچه حسینیه ارشاد: مجموعه مصاحبهها، دفاعیات و خاطرات ناصر میناچى، تهران ١٣٨٤ش؛
(٤٢) همو، «متن سخنرانى آقاى ناصر میناچى به مناسبت بیستودومین سالگرد شهادت زندهیاد دكتر على شریعتى در تالار بزرگ حسینیه ارشاد»، ارشاد، ش١٠ (اردیبهشت ١٣٧٩)؛
(٤٣) محسن نجاتحسینى، بر فراز خلیجفارس: خاطرات محسن نجات حسینى عضو (سابق) سازمان مجاهدین خلق ایران (١٣٤٥ـ ١٣٥٥ه .ش)، تهران ١٣٨٠ش؛
(٤٤) غلامرضا نجاتى، تاریخ سیاسى بیستوپنج ساله ایران: از كودتا تا انقلاب، تهران ١٣٧١ش؛
(٤٥) احسان نراقى، در خشتخام: گفتگو با احسان نراقى، (گفتگوكننده): ابراهیم نبوى، تهران ١٣٧٩ش؛
(٤٦) یادنامه استاد شهید مرتضى مطهرى، كتاب ١، زیرنظر عبدالكریم سروش، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، ١٣٦٠ش؛
(٤٧) یاران امام به روایت اسناد ساواك، كتاب :٢٧ شهید حجةالاسلام فضلاللّه مهدیزاده محلاتى، تهران : وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاریخى، ١٣٨٢ش؛
(٤٨) حسن یوسفیاشكورى، شریعتى، ایدئولوژى، استراتژى، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤٩) Ervand Abrahamian, Iran between two revolutions, Princeton, N.J. ١٩٨٣;
(٥٠) Ali Rahnema, An Islamic utopian: a political biography of Ali Shariati, London ٢٠٠٠.
/ محبوبه جودكى /
تصاویر این مدخل:
حسینه ارشاد عکس از شیزین گل محمدپور ،١٣٨٠ش منبع :www.ketabeav val.ir ٢٤. apr.٢٠٠٩