دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٩٢
جَعدهبنت أشعث ، همسر امامحسنمجتبیعلیهالسلام كه ایشان را مسموم كرد و به شهادت رساند. بنا بر نقل ابوالفرج اصفهانی (ص ٣١) نامهای سكینه، عایشه و شَعْثاء نیز برای او گزارش شده اما وی نام صحیح او را جعده دانسته است.
از تاریخ ولادت و وفات او اطلاعی در منابع نیامده است. پدرش، أشْعَثبن قَیس كِنْدی (متوفی ٤٠ یا ٤١)، از مشاهیر نخستین دهههای صدر اسلام و مادرش، اُمّ فَرْوَه، خواهر ابوبكر بود (ابنسعد، ج ٨، ص ١٨١). هنگام اسیرشدن أشعث در واقعه رِدَّه * در سال یازدهم هجرت، ابوبكر او را آزاد كرد و خواهر خود را به ازدواج او در آورد (واقدی، ص ٣١٩؛
طبری، ج ٣، ص ٣٣٩).
به نوشته بلاذری (ج ٢، ص ٣٦٩)، جعده با نیرنگ پدرش به ازدواج امام حسن مجتبی علیهالسلام در آمد. گزارش ابنعساكر از این ماجرا، میرساند كه او زنی زیبا بوده است (رجوع کنید به ج ٩، ص ١٣٩). در منابع، فرزندی از جعده برای امام حسن گزارش نشده است.
عموم منابع از نقش جعده در به شهادت رساندن امام حسن یاد كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی، همانجا؛
ابنعبدالبرّ، قسم ١، ص ٣٨٩؛
ابنكثیر، ج ٨، ص ٤٧).
در بیشتر منابع شیعی آمده است كه معاویه با وعده مالِ بسیار و ازدواج با یزید، جعده را تطمیع كرد تا شوهرش، امام حسن، را زهر دهد و او نیز چنین كرد و بر اثر آن امام به شهادت رسید (برای نمونه رجوع کنید به مفید، ج ٢، ص ١٦؛
ابنشهر آشوب، ج ٣، ص ٢٠٢؛
اربلی، ج ٢، ص ١٣٨ـ١٣٩). به گزارش طبرِسی (ج ٢، ص ١٣)، معاویه زهر را برای جعده فرستاده بوده است.
پس از كارگر افتادن زهر، معاویه به وعده مالی كه به جعده داده بود وفا كرد، ولی به ازدواج او با یزید رضایت نداد (ابوالفرج اصفهانی، ص ٤٨) و به او گفت كه میترسد فرزندش، یزید، را نیز مانند حسنبن علی به قتل برساند ( رجوع کنید به مسعودی، ج ٣، ص ١٨٢؛
طبرسی، همانجا). بنا به نقل بعضی از منابع، سم دادن جعده به امام حسن علیهالسلام، به تحریك و دستور یزیدبن معاویه بوده است ( رجوع کنید به ابنابیالحدید، ج ١٦، ص ١١، به نقل از مدائنی؛
ابنكثیر، همانجا). جعده پس از زهر دادن به امام حسن علیهالسلام، مورد لعن و نفرین حضرت قرار گرفت (قطب راوندی، ج ١، ص ٢٤٢). شاعر شیعی، قیسبن عمروبن مالك، معروف به نجاشی (متوفی ح ٤٠)، در نكوهش جعده قصیدهای سروده است (برای متن این قصیده رجوع کنید به مسعودی، همانجا؛
مزّی، ج ٦، ص ٢٥٣).
به گزارش سَخاوی (ج ١، ص ٢٨٣) به نقل از ابنعبدالبرّ، جعده به سبب كینهای كه به امام حسن داشت، او را مسموم كرد و این دشمنی با خاندان علی علیهالسلام در میان خانوادهاش نیز وجود داشت، چنانكه در روایتی از امام صادق علیهالسلام به آن اشاره شده است ( رجوع کنید به كلینی، ج ٨، ص ١٦٧).
جعده پس از امام حسن مجتبی علیهالسلام دو بار ازدواج كرد؛
نخست با یعقوببن طلحهبن عبیداللّه (بلاذری، همانجا) كه برای او سه پسر به نامهای اسماعیل، اسحاق و ابوبكر بهدنیا آورد، اسماعیل و اسحاق به هنگام حیات پدر از دنیا رفتند (ابنسعد، ج ٥، ص ١٢٣). دومین بار پس از كشته شدن یعقوببن طلحه (متوفی ٦٣) در واقعه حَرّه (همان، ج ٣، قسم ١، ص ١٥٢)، با عباسبن عبداللّهبن عباس (فرزند ارشد ابنعباس مشهور) ازدواج كرد و برای او پسری به نام محمد و دختری به نام قَریبه به دنیا آورد كه از این دو نیز نسلی باقی نماند (همان، ج ٥، ص ٢٣١). در گزارشها آمده كه قریشیان به هنگام مشاجره با فرزندان جعده، آنان را «بَنی مُسِمَّةِ الازْواج» (فرزندان زنی كه همسرانش را مسموم میكند) خطاب میكردند (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی؛
مفید، همانجاها).
منابع:
(١) ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت [ بیتا. (؛
(٢) ابنسعد (لیدن)؛
(٣) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، نجف ١٩٥٦؛
(٤) ابنعبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ) ١٣٨٠/١٩٦٠ (؛
(٥) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٦) ابنكثیر، البدایة و النهایة، چاپ علی شیری، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٧) ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطّالبیین، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٨) علیبن عیسی اربلی، كشف الغمة فی معرفة الائمة، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٩) احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف ، چاپ محمود فردوسالعظم، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
(١٠) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(١١) احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ) بیتا. (؛
(١٢) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(١٣) سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی، الخرائج و الجرائح ، قم ١٤٠٩؛
(١٤) كلینی؛
(١٥) یوسفبن عبدالرحمان مزّی، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٦) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(١٧) محمد بن محمدمفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علیالعباد، قم ١٤١٣؛
(١٨) محمدبن عمر واقدی، كتاب الرِدَة، چاپ محمود عبداللّه ابوالخیر، عمان ) ? ١٤١١/١٩٩١ ].
/ علیرضا بهاردوست /