دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٣٦
حسینقلیخان نوّاب ، از دولتمردان اواخر عصر ناصرى قاجار تا دوره پهلوى اول. وى فرزند جعفر قلیخان نواب بود كه اجدادش به دستور شاهطهماسب اول به هند رفته بودند (تقیزاده، ١٣٧٩ش، ص ٧٥) و به همین دلیل روسها اصل او را هندى دانستهاند (رجوع کنید به كتاب نارنجى، ج ١، ص ١١٨). مادرش نوه محمدعلیخان ایلخانى قشقایى بود (صولت قشقایى، ص ٣١، پانویس ١). حسینقلیخان در ١٢٨٥ در شیراز بهدنیا آمد (چرچیل، ص ٦٤). ابتدا در شیراز تحصیل كرد و انگلیسى آموخت، سپس به مدرسه دارالفنون تهران رفت. ظاهراً در ١٢٩٨ به بمبئى و پس از پانزده ماه، براى ادامه تحصیل، به لندن عزیمت كرد. او به هنگام تحصیل در لندن، در مجلس سیدجمالالدین اسدآبادى حاضر میشد (رجوع کنید به تقیزاده، ١٣٤٩ـ ١٣٥٨ش، ج ٤، ص ٣٠٧ـ٣٠٨).
حسینقلیخان نواب در ١٣٠٧ مدیر بانك نیواورینتال، و در ١٣٠٩ مترجم شركت انحصارى دخانیات رژى شد (چرچیل، ص ٦٤ـ٦٥). در واقعه تنباكو، میرزاعلیاصغرخان امینالسلطان از حسینقلیخان نواب، كه نایب شرقى سفارت انگلیس بود، خواست تا وزیرمختار انگلیس را راضى به ابطال قرارداد رژى كند و خسارت آن را دولت ایران بدهد (نظامالسلطنه مافى، ج ١، ص ٢٢٦).
در ١٣١٠ در شورش اهالى قشم بر ضد انگلیسیها، حسینقلیخان نواب به همراه نظامالسلطنه مافى* مأمور بررسى موضوع شد (همان، ج ٢، ص ٤٦٥). از او تا ١٣١٤ اطلاعى در دست نداریم. وى در این سال، از سوى سفارت انگلیس مأمور شد تا علیاصغرخان اتابك را، كه از شغلش عزل شده بود، تا قم همراهى كند (همان، ج ١، ص٢٣٠). او در ١٣١٨، به سفارت ایران در لندن رفت و به عنوان نایبمیرزا محمدعلیخان علاءالسلطنه* مشغول بهكار شد (ممتحنالدوله، ص ٥١). در ١٣٢٠، در دومین سفر مظفرالدینشاه به اروپا، حسینقلیخان در انگلستان مترجم مخصوص او در دیدار با ادوارد هفتم بود (رجوع کنید به مظفرالدین قاجار، ص١١٦ـ١١٧؛صفائى، ص ١٨٩). در ١٣٢٣، به ریاست اداره دولتهاى غیر همجوار وزارت خارجه انتخاب شد (میرزاهاشمخان، ص ١٦٢؛ مستوفى، ج ٢، ص ٣٠٧).
ظاهراً حسینقلیخان نواب در ١٣٢٤ از وزارت خارجه بیرون آمده و از اعضاى سفارت انگلیس شده بود؛ ناظمالاسلام كرمانى (بخش ١، ج ٣، ص٥١٠ـ٥١١) به مذاكره او با تاجرانى كه به سفارت انگلیس رفته بودند، اشاره كرده است. وى در اول محرّم ١٣٢٦، بیشتر آرا را براى ورود به مجلس به دست آورد (كتاب نارنجى، ج ١، ص ١٠٥، ١١٨؛ حبلالمتین، سال ١، ش ٢٢٨، ص ٢) و در این مجلس، به عضویت كمیسیون خارجه و سرحدى درآمد (حبلالمتین، سال ١، ش ٢٥٢، ص ٤). او هنگامى كه لیاخوف روسى مجلس را به توپ بست ( ٢٣ جمادیالآخره ١٣٢٦)، از دست نیروهاى مهاجم گریخت و خود را به خانهاش در قلهك رساند (مامانتوف، ص ١٧٦؛ قس اسناد تاریخى وقایع مشروطه ایران، ص ٥٧، كه در آن به رفتن او به سفارت انگلیس اشاره شده است). حسینقلیخان در ایام استبداد صغیر، از سوى محمدعلیشاه به ریاست انجمن آشتى انتخاب شد. این انجمن موظف به تهیه نظامنامه جدیدى براى انتخابات و بازگشایى مجلس بود (رجوع کنید به صادق، مجموعه ١، ص ١٥٣ـ١٥٤؛ عزالدوله، ص ٩٥؛ كتاب آبى، ج ٣، ص ٥٩٧، ٦٧٤؛ كتاب نارنجى، ج ٢، ص ٢٠٦). حسینقلیخان، ضمن حضور در این انجمن، بر حفظ قواعد گذشته اصرار میورزید (سالور، ج ٣، ص ٢٤٨٨). بهنظر سالور (ج ٣، ص ٢٤٩٤)، مخالفت او با تغییر نظامنامه انتخابات بیشتر بهدلیل موضوع اضافه شده به نظامنامه انتخابات بود كه طبق آن «تبعه خارجه، مدعى تبعیت خارجه و رعیت خارجه» نمیتوانستند وكیل مجلس شوند و او مشمول این موارد میشد.
حسینقلیخان بههنگام فتح تهران، از افرادمؤثر مشروطهخواه بود (ملكزاده، ج ٦، ص ١٢٢١). در ٢٦جمادیالآخره١٣٢٧، كه محمدعلیشاه به سفارت روس پناه برد، حسینقلیخان به عضویت مجلس عالى درآمد و براى كار در كمیسیونى كه مشغول مطالعه و تهیه طرح و لایحه خواست ملت ایران بود، انتخاب شد (همان، ج ٦، ص ١٢٣٧؛ سالور، ج ٤، ص٢٦٦٢). پس از منحل شدن مجلس عالى، حسینقلیخان در رجب ١٣٢٧ به عضویت هیئت مدیره درآمد. از جمله كارهاى هیئتمدیره، تشكیل كمیسیونى براى پیگیرى سفر محمدعلیشاه به خارج بود (تفرشى حسینى، ص ٢٣٢؛ ملكزاده، ج ٦، ص ١٢٥٦، ١٢٨٠).
در اواخر رجب ١٣٢٧، سیدحسن تقیزاده* حزب دموكرات* را تشكیل داد. حسینقلیخان رهبرى كمیته مركزى آن را برعهده گرفت و پس از تقیزاده رئیس حزب شد (ملكزاده، ج ٦، ص ١٣٣٠، ١٣٧٤؛ اتحادیه، ص ٣٠٩، ٣٢٩). همچنین وى از طرف این حزب نامزد انتخابات مجلس دوم شد و در شعبان ١٣٢٧ براى وكالت مجلس، و نیز نایب رئیسى هیئت رئیسه و عضویت كمیسیون امور خارجه مجلس برگزیده شد (كتاب آبى، ج ٤، ص ٨٤٥؛ كتاب نارنجى، ج ٤، ص ٣؛ ملكزاده، ج ٦، ص ١٢٩٧). با دستهبندى نمایندگان مجلس دوم، او جزو دموكراتها قرار گرفت (كتاب آبى، ج ٣، ص ٧٢٧ـ٧٢٨، ج ٤، ص ٧٧٨، ٨٤٥، ج ٥، ص ١٠٣٥)، ولى به نوشته آدمیت (ص ١٣٧)، حسینقلیخان اساسآ به دموكراسى اجتماعى گرایشى نداشت و از میانهروهاى لیبرال بود.
حسینقلیخان در ٢٦ شعبان ١٣٢٧، مأمور پیگیرى مطالبات بانك استقراضى روس از محمدعلیشاه شد. همچنین براى بررسى و تعیین بدهى وامهاى كوتاهمدت دولت ایران و دیگر تعهدات دولت، كه جمعاً هجده میلیون روبل میشد، از مجلس درخواست كرد كمیسیونى ویژه تشكیل دهد (كتاب نارنجى، ج٤، ص٤٢؛ معاصر، ج٢، ص١٢٧١؛ صادق، مجموعه ١، ص ١٧٣). او در ١٨ رجب ١٣٢٨ از سوى مستوفیالممالك به وزارت امور خارجه انتخاب شد (میرزاهاشمخان، ص ١٦٢؛ دولتآبادى، ج ٣، ص ١٣٧). این انتخاب مخالفتهایى در پیداشت، از جمله اینكه دولت روسیه حضور او را در وزارت خارجه نمیپذیرفت و دشمنان شخصیاش او را طرفدار انگلیس معرفى میكردند (اتحادیه، ص ٣٩٦؛ شریف كاشانى، ج ٢، ص ٥٤٥ـ٥٤٨؛ قس مستوفى، ج ٢، ص ٣٠٧، كه حسینقلى را از اتهام طرفدارى از انگلیس برى دانسته است). در شعبان ١٣٢٨ نیز عدهاى براى قتل او، شبانه به خانهاش ریختند، اما او در منزل نبود و جان به در برد (كتاب آبى، ج ٤، ص ٩١٤). از سوى دیگر، انگلیسیها هم حسینقلیخان را روسى میدانستند (كاظمزاده، ص ٥٥٢).
در جمادیالاولى ١٣٢٨ و پس از ترور سیدعبداللّه بهبهانى*، فقیه و مرجع تقلید بزرگ آن زمان، ملامحمدكاظم خراسانى* در تلگرامى به ناصرالملك قراگوزلو، نایبالسلطنه احمدشاه، حسینقلیخان و برخى دیگر را ملحد نامید و خواستار تبعید آنان از كشور شد (كتاب نارنجى، ج ٤، ص ١٥٦ـ١٥٧؛ ملیجك، ج ٣، ص ١٨٠٨، ١٨١٣). روزنامههاى مخالف حسینقلیخان نیز، حتى بعد از استعفاى وى، دخالت او را در كار مملكت و وزیر شدن او را نادرست میدانستند (سالور، ج ٥، ص ٣٢٦٢؛ نیز رجوع کنید به استقلال ایران، ش ١٧١، ص ١).
برخلاف متهم شدن حسینقلیخان بهطرفدارى از انگلیس، وى در مقام وزارت امور خارجه، در مقابل درخواستهاى دولت انگلیس براى واگذارى برخى امتیازات و دخالت در امور ایران مقاومت نشانداد (رجوع کنید به كتاب آبى، ج٤، ص٨٦٠، ٩٢٦ـ٩٢٧، ٩٥٠ـ ٩٥٣؛ كشف تلبیس، ص٤٧). از جمله كارهاى بهنگام او در تصدى این شغل، پیگیرى استخدام شوستر* بود. شوستر نیز، با مشورت او، رؤسا و كارمندانادارات تابعه خود را كه بیشتر از دموكراتهاى معروف بودند ــ انتخاب كرد (ملكزاده، ج٦، ص١٣٧٠، ١٣٧٤).
از دیگر رخدادهاى دوران وزارت خارجه حسینقلیخان، تلاش محمدعلیشاه براى بازگشت به ایران و تحریك طوایف تركمن در سرحدات شمالشرقى ایران بود (براون، ص ٥١). حسینقلیخان نیز، براساس قرارداد ٨ شعبان ١٣٢٧/ ٢٥ اوت ١٩٠٩ میان ایران و دولتهاى روس و انگلیس، دستور قطع حقوق شاه را صادر كرد (همانجا). دولتهاى روس و انگلیس به دولت ایران فشار آوردند تا حقوق شاه مخلوع مجدداً برقرار شود، اما دولت ایران نپذیرفت. لذا سفیران روسیه و انگلستان عدهاى را مأمور كردند تا خانه حسینقلیخان را محاصره و او را در خانهاش حبسكنند و به او اخطار دادند تا حواله حقوقشاهرا ندهد، خلاص نخواهد شد (ملكزاده، ج ٦، ص ١٣٧٣؛ كاظمزاده، ص ٥٧٥ـ ٥٧٦؛ براون، ص ٣٥). سرانجام وزارت مالیه پول را پرداخت (مستوفى، ج ٢، ص ٣١٣). در ذیقعده ١٣٢٨، دولت روسیه از حسینقلیخان خواست تا بابت توهینى كه به یكى از گماشتگان آنان در كاشان شده بود، عذرخواهى كند. همین موضوع باعث شد حسینقلیخان در ٢٠ ذیحجه ١٣٢٨، به ناچار، استعفا كند، البته وى به سفارت روسیه رفت و عذرخواهى نیز كرد (براون، ص٥١، ١٠٤؛ ملیجك، ج٣، ص١٩١٠؛ كتاب آبى، ج٤، ص٩٧٢، ج ٥، ص ٩٧٩). گفتهاند كه سبب استعفاى حسینقلیخان از كابینه مستوفیالممالك، نومیدى او از حفظ استقلال ایران باتوجه به اعمال مستبدانه روسها و نیز نگرانیهایش از اصرار دولت انگلیس براى اجراى طرح حفاظت راههاى بازرگانى جنوب بود (رجوع کنید به كاظمزاده، ص٥٥٧). حسینقلیخان پس از آن منتظر خدمت شد (میرزاهاشمخان، ص ١٦٢).
پس از اولتیماتوم روسیه و پذیرش ایران و سختگیریهایى كه در مورد دموكراتها پیش آمد، حسینقلیخان در اوایل رجب ١٣٣٠ از ایران خارج، یا به اروپا تبعید شد (رجوع کنید به ملكزاده، ج ٧، ص ١٤٧٨ـ١٤٧٩؛ كتاب آبى، ج ٨، ص ١٧٦٧، ١٧٧٣، ١٨١٤؛ تقیزاده، ١٣٦٨ش، ص ١٧١). او ابتدا به وین و سپس به لندن و اسپانیا و سرانجام به ایرلند رفت (تقیزاده، ١٣٦٨ش، ص ١٧١، ٣٥٥؛ براون، ص ١٨٧). وى در ١٣٣١ با زنى ایرلندى ازدواج كرد و صاحب دو فرزند شد (شیبانى، ص ١٣٨، ٢٢٩؛ قزوینى، ج ٨، ص ٢٥٤ـ٢٥٥). او در ١٣٣٣ از طرف فرقه دموكرات براى نمایندگى مجلس معرفى شد (صادق، مجموعه ٣، ص ٢٩، ٤٢) و به جاى یكى از هفت نماینده مستعفى مجلس انتخاب گردید، گرچه به ایران نیامد (رجوع کنید به «اعتبارنامه نماینده طهران و توابع: (حسینقلیخان نواب)»، ١٣٣٣، موجود در مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى).
حسینقلیخان نواب در همان سال به سفارت ایران در آلمان منصوب شد (تقیزاده، ١٣٦٨ش، ص ٣٧٥). انتخاب او ظاهراً به سبب سفارش تقیزاده به آلمانها و تقاضاى سفارت آلمان از مستوفیالممالك، وزیر امورخارجه، بوده است (رجوع کنید به سپهر، ص ٥٦). وى، همزمان با سفارتش در آلمان، براى سومین بار از حوزه انتخابیه تهران به نمایندگى مجلس سوم انتخاب شد (رجوع کنید به «اعتبارنامه (نماینده طهران و توابع: حسینقلیخان نواب)»، ١٣٣٥، موجود در مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى)، ولى وى از نمایندگى مجلس استعفا كرد (شیبانى، ص ٤٤٥ـ٤٤٦).
اشتغال او به سفارت در برلین، همزمان با مهاجرت برخى ملّیون به آلمان بود. وى كه به لحاظ فكرى به آنان نزدیك بود، به آنان كمكهایى كرد (رجوع کنید به همان، ص١٤٣، ١٥٠، ١٦٠، ٥٧٧، ٥٨٣، ٦٢٧)؛ هرچند وحیدالملك (عبدالحسین) شیبانى (ص ١٨٢، ٢١٢) همراهى و اقدامات حسینقلیخان را ظاهرى و غیر مؤثر دانسته است. از جمله فعالیتهاى مؤثر دیپلماتیك حسینقلیخان، به همراه تقیزاده و وحیدالملك شیبانى و محمدعلیخان نظامالسلطنه، گنجاندن مادّهاى در معاهده برست لیتوسك میان دولتهاى آلمان و روسیه بود (١٣٣٦/١٩١٧) كه نیروهاى روسى را موظف به ترك خاك ایران میكرد (سپهر، ص ٤٧٣ـ٤٧٤).
درباره پایان دوره مأموریت حسینقلیخان و بازگشتش به ایران اطلاعى نداریم. همچنین مطالب دیگر درباره او تا هنگام فوتش پراكنده و مختصر است.
هنگام تأسیس بانك ملى ایران، حسینقلیخان به ریاست هیئت نظارت بانك ملى انتخاب شد و در ١٣١٠ش توانست سوءاستفادههاى رئیس آلمانى بانك و معاونش را در این بانك كشف كند (هدایت، ص٣٩٠؛ متین دفترى، ص ١١٥؛ بلوشر، ص ٢٦١). او همچنین براى پیگیرى بدهیهاى مردم به بانك استقراضى روس ــ كه طى قرارداد ١٣٠٠ش/ ١٩٢١ ایران و شوروى، به دولت و بانك ملى ایران واگذار شده بودــ فعالیت چشمگیرى داشت و توانست بسیارى از مطالبات بانك را از مقروضان و ورثه آنان وصول كند، به نحوى كه فعالیتهاى او باعث شد رضاشاه پهلوى در روز تأسیس بانك كشاورزى، كه سرمایه آن با همین مطالبات شكل گرفته بود، از حسینقلیخان در حضور همه تقدیر كند (متیندفترى، ص ١١٥ـ١١٦).
حسینقلیخان، به همراه تقیزاده، در پروندهسازى و اتهاماتى كه به تیمورتاش* درباره سوءاستفادههایش وارد كرده بودند، نقش داشت (ابتهاج، ج ١، ص ٣٥ـ٣٦). تیمورتاش نیز او را یكى از كسانى دانسته است كه زمینه سقوطش را فراهم كردند (صعود و سقوط تیمورتاش، ص ٤٢ـ٤٣).
حسینقلیخان در اواخر بهمن ١٣٢٥ در تهران درگذشت (رجوع کنید به قزوینى، ج ٨، ص ٢٥٥). مستوفى (ج ٢، ص ٣٠٨) نوشته است كه او به تشریفات علاقه نداشت و براى روى كار آوردن همحزبانش تلاش نمیكرد و بیشتر به شایستگى افراد توجه داشت. سالور (ج ٤، ص٢٧٢٠) او را وابسته به سفارت انگلیس دانسته، ولى اشاره كرده است كه وى حس ملیگرایى و ایراندوستى دارد. كسروى (ص ٨٠٧) حسینقلیخان را خوشهچین حوادث نامیده كه همواره بیهیچ كوششى، از فعالیتها و مجاهدتهاى مشروطهخواهان بهرهبردارى كرده است. حسینقلیخان ظاهرآ عضو لژ فراماسونرى بیدارى نیز بوده است (رجوع کنید به رائین، ج ٢، ص ٧٨).
منابع :
(١) علاوه بر اسناد موجود در مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى مذكور در متن؛
(٢) فریدون آدمیت، فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطیت ایران، تهران ١٣٥٤ش؛
٣- ابوالحسن ابتهاج، خاطرات ابوالحسن ابتهاج، بهكوشش علیرضا عروضى، تهران ١٣٧١ش؛
(٤) منصوره اتحادیه، پیدایش و تحول احزاب سیاسى مشروطیت: دورههاى یكم و دوم مجلس شوراى ملى، تهران ١٣٨١ش؛
(٥) استقلال ایران، ش ١٧١، غره محرّم ١٣٢٨؛
(٦) اسناد تاریخى وقایع مشروطه ایران: نامههاى ظهیرالدوله، چاپ جهانگیر قائممقامى، تهران: طهورى، ١٣٤٨ش؛
(٧) ادوارد گرانویل براون، نامههائى از تبریز، ترجمه حسن جوادى، تهران ١٣٥١ش؛
(٨) احمد تفرشى حسینى، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥١ش؛
(٩) سیدحسن تقیزاده، تاریخ مجلس شوراى ملى ایران: وزیران ٣٧ كابینه سالهاى ٢٦ـ١٣٢٥ه .ش، چاپ عزیزاللّه علیزاده، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٠) همو، زندگى طوفانى: خاطرات سیدحسن تقیزاده، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ش؛
(١١) همو، مقالات تقیزاده، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٩ـ١٣٥٨ش؛
(١٢) جورج پرسى چرچیل، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح، تهران ١٣٦٩ش؛
(١٣) حبلالمتین، سال ١، ش ٢٢٨، ١٣ محرّم ١٣٢٦، ش ٢٥٢، ١٢ صفر ١٣٢٦؛
(١٤) یحیى دولتآبادى، حیات یحیى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٥) اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونرى در ایران، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٦) قهرمانمیرزا سالور، روزنامه خاطرات عینالسلطنه، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران ١٣٧٤ـ١٣٧٧ش؛
(١٧) احمدعلى سپهر، ایران در جنگ بزرگ: ١٩١٨ـ ١٩١٤، تهران ١٣٣٦ش؛
(١٨) محمدمهدى شریف كاشانى، واقعات اتفاقیه در روزگار، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافى) و سیروس سعدوندیان، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٩) عبدالحسین شیبانى، خاطرات مهاجرت: از دولت موقت كرمانشاه تا كمیته ملّیون برلن، چاپ ایرج افشار و كاوه بیات، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٠) صادق صادق، خاطرات و اسناد مستشارالدوله صادق، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦١ـ١٣٧٤ش؛
(٢١) صعود و سقوط تیمورتاش: به روایت اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلیس، با مقدمه، تعلیقات، توضیحات، و حواشى از جواد شیخالاسلامى، تهران: توس، ١٣٧٩ش؛
(٢٢) ابراهیم صفائى، تاریخ مشروطیت به روایت اسناد، تهران ١٣٨١ش؛
(٢٣) محمدحسین صولت قشقایى، یادماندهها: خاطراتى از محمدحسین قشقایى، تهران ١٣٨٥ش؛
(٢٤) عبدالصمد عزالدوله، عبدالصمد میرزا سالور عزالدوله و دو سفرنامه او به اروپا در سالهاى ١٢٩٠ و ١٣٠٠، چاپ مسعود سالور، تهران ١٣٧٤ش؛
(٢٥) محمد قزوینى، یادداشتهاى قزوینى، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ش؛
(٢٦) فیروز كاظمزاده، روس و انگلیس در ایران ١٨٦٤ـ:١٩١٤ پژوهشى درباره امپریالیسم، ترجمه منوچهر امیرى، تهران ١٣٥٤ش؛
(٢٧) كتاب آبى: گزارشهاى محرمانه وزارت امورخارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، بهكوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشرنو، ١٣٦٢ـ١٣٦٩ش؛
(٢٨) كتاب نارنجى: گزارشهاى سیاسى وزارت امورخارجه روسیه تزارى درباره انقلاب مشروطه ایران، ج ١، ترجمه حسین قاسمیان، بهكوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشر نور، ١٣٦٧ش، ج ٢، ترجمه فتحاللّه دیدهبان و دیگران، بهكوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران : نشر نور، ١٣٦٦ش، ج ٤، ترجمه پروین منزوى، تهران: نشر پرواز، ١٣٦٨ش؛
(٢٩) احمد كسروى، تاریخ مشروطه ایران، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣٠) كشف تلبیس، یا، دوروئى و نیرنگ انگلیس، از روى اسناد محرمانه انگلیس در باب ایران، چاپ عیناللّه كیانفر و پروین استخرى، تهران: زرین، ١٣٦٣ش؛
(٣١) ن.پ. مامانتوف، بمباران مجلس شوراى ملى در سال ١٣٢٦ هجرى قمرى، حكومت تزار و محمدعلیشاه، ترجمه شرفالدین قهرمانى، چاپ همایون شهیدى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣٢) احمد متین دفترى، خاطرات یك نخستوزیر، چاپ باقر عاقلى، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣٣) عبداللّه مستوفى، شرح زندگانى من، یا، تاریخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاریه، تهران ١٣٧١ش؛
(٣٤) مظفرالدین قاجار، شاه ایران، دومین سفرنامه مظفرالدینشاه به فرنگ، به تحریر فخرالملك، تهران ١٣٦٢ش؛
(٣٥) حسن معاصر، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، تهران ١٣٥٢ـ١٣٥٣ش؛
(٣٦) مهدى ملكزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣٧) غلامعلى ملیجك، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان، چاپ محسن میرزائى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٣٨) مهدیبن رضاقلى ممتحنالدوله، رجال وزارت خارجه در عصر ناصرى و مظفرى، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٥ش؛
(٣٩) میرزاهاشمخان، تعرفه احوال و اعضاء وزارت امورخارجه دولت علیه ایران، در همان؛
(٤٠) محمدبن على ناظمالاسلام كرمانى، تاریخ بیدارى ایرانیان، چاپ علیاكبر سعیدى سیرجانى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٤١) حسینقلى نظامالسلطنه مافى، خاطرات و اسناد حسینقلیخان نظامالسلطنه مافى، چاپ معصومه مافى و دیگران، تهران ١٣٦٢ش؛
(٤٢) مهدیقلى هدایت، خاطرات و خطرات، تهران ١٣٧٥ش؛
(٤٣) Wipert von. Blucher, Zeitenwende in Iran, Biberach an der Riss ١٩٤٩.
/ سیدسعید میرمحمدصادق /
تصاویر این مدخل:
حسینقلی خان نواب منبع :مهدی بامداد ،شرح رجال ایران در قرن ١٢ و١٣ و١٤ هجری ، تهران ١٣٥٧ ش ، ص ٤٥٧