دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٥٧
بُرْنُس (یا بورنُس / بُرنوس ) ، بالاپوش بلند دارای کلاه منگوله دار ( رجوع کنید به تصویر). بنا بر استنباط دزی (ص ٧١) از شرح دیوان متنبّی ، بُرنس از قدیم معرّف نوعی شبکلاه یا عرقچین بوده است . در حدیثی که بخاری از پیامبر صلّی اللّه علیه وآله و سلّم نقل کرده (ج ٧، ص ٣٨)، «برانس » ـ به صیغة جمع ـ در شمار پوششهای ممنوع برای مُحرِم ذکر شده است . بر پایة برخی قراین می توان حدس زد که مقصود از برنس در این حدیث نیز، کلاه یا شبکلاه بوده است ، گو اینکه بعدها فقط کلاه دوخته شده به جامه و سپس ، روپوش بلند کلاه دار را بُرنس نامیده اند (دزی ، ص ٧١ـ٧٢).
برنس پوشاک بیرونی (روپوش ) مردان در ایران ، مراکش ، الجزایر، تونس و مصر بوده است . از وجود این کلمه در بیتی از دیوان خاقانی (ص ٢٦) می توان دانست که دست کم در سدة ششم ، برنس نیز مانند زنّار از جامه های خاص مسیحیان به شمار می آمده ، و فرهنگهای برهان قاطع و آنندراج (ذیل واژه ) این مطلب را تأیید می کند.
برنس در عربستان صدر اسلام به معنی کلاه به کار می رفته است و بربرهای مراکش نیز هنگام فتح سرزمینشان به دست مسلمانان . پوششهای کلاه دار بر تن داشتند (استلمن ، د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «لباس »، ج ٥، ص ٧٤٣). در سدة هشتم ، ابن خلدون را در مصر به سبب پوشیدنِ برنس «مغربی » می خواندند. در مراکش به برنس «زُلحَم » می گویند. زلحم که از پشم دولا بافته می شود، سنگین و جلو سینة آن بسته و قسمت پایین آن باز است ( رجوع کنید به تصویر)، ازینرو برای اسب سواری مناسب است . احتمال دارد که این لباس در اصل رومی بوده و سپس به بربرها رسیده باشد ( > لباس و زیورآلات در جهان عرب < ، ص ٢٨). امروزه روی لباس عربی نیز برنس می پوشند. در ١٢٩٢/١٨٧٥ برنس از صادرات مراکش به الجزایر بوده است (را ، ص ١٧٠). در تمسِّم نوعی برنس موّاج از پشم شتر و موی بز می بافتند که آستر آن شبیه پوست برّه های قراگل (مجعد) بود. در زمستان رویة پشمی را به سوی داخل و در تابستان یا هنگام بارش آن را به طرف بیرون می انداختند، زیرا باران از روی آن می گذشت و در آن نفوذ نمی کرد (دزی ، ص ٧٣). ترکها در الجزایر «بورنس باشلق دار» بر شانه های خود داشتند (همان ، ص ٧٢(.
در منابع از رنگهای مختلف برنس چون سیاه ، سفید، آبی و سبز سخن رفته است . معمولاً مردان به جهت متانت و سادگی ، برنسهای سیاه را بر می گزیدند؛
افراد متشخّص روستاها و نیز کودکان الجزایر به رنگ قرمز و اهل علم به سفید تمایل نشان می داده اند. همچنین یهودیان مراکش و فاس ، برنس سیاه و سایر مردم ، سفید یا قرمز می پوشیده اند. بعلاوه یهودیان و مسلمانان هریک به نحوی خاص برنس را بر بدن می انداختند (همان ، ص ٧٣ـ٧٤). در دمشق به رختکن حمام برنس می گویند (کور ، ص ١٣٦).
منابع :
(١) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، الصحیح البخاری ، استانبول ١٩٨١؛
(٢) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٣) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤) راینهارت پیتران دزی ، فرهنگ البسة مسلمانان ، ترجمة حسینعلی هروی ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٥) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦) Costume et parure dans le monde arabe , Paris ١٩٨٧;
(٧) EI ٢ , s.v. "Liba ¦ s, : the Muslim West" (by Y. K. Stillman);
(٨) Wided Kamel Kawar, Costumes dyed by the sun: Palestinien Arab national costumes , Tokyo ١٩٨٢;
(٩) Edward Rae, The country of the moors: a journey from Tripoli in Barbary to the city of Kairwa n , London ١٩٨٥.
/ سهیلا شهشهانی /