دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٥٧٣
بَک رجوع کنید به بیگ و بیگم
NNNبÙکاء ، (گریه) ØØ§Ù„تی نشان دهندة ØØ²Ù† ØŒ خو٠، خضوع Ùˆ ندامت انسان Ú©Ù‡ در قرآن ØŒ روایات Ùˆ سلوک Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ بر آن تأکید شده است. در قرآن (برای مثال اسراء:١٠٩Ø› مریم :٥٨) Ùˆ بخصوص در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ گریستن به هنگام عبادات توصیه شده است . گویند Ú©Ù‡ ØØ¶Ø±Øª Ù…ØÙ…د صلی الله علیه وآله وسلم برخی اوقات در نماز به آوای بلند Ù…ÛŒ گریست . چنین سیره ای از Ø®Ù„ÙØ§ÛŒ نخستین ØŒ ابوبکر Ùˆ عمر، نیز روایت شده است .
انگیزة اصلی گریه ØŒ ترس از خدا («خَشیَة اللّه ») Ùˆ از روزجزا Ùˆ عدم یقین از ØÚ©Ù… الهی Ùˆ عذاب جهنم ذکر شده
است . گریه اغلب بر گناهان است Ùˆ بر برخی ناتوانیهای خصی Ùˆ بر سالهای تباه شدة گذشته ØŒ یا بر ایام گذشتة بازگشت ناپذیر زندگی این جهان ØŒ Ú©Ù‡ دار Ø§Ù…ØªØØ§Ù† است . انگیزة گریه ممکن است ترØÙ… بر دیگران باشد؛ بر گمراهان در دین ا بر مردگان Ú©Ù‡ از Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø³Ø±Ù†ÙˆØ´Øª خود ناتوان اند. گاه اشتیاق جنّت یا لقای ØÙ‚ Ùˆ مانند آن موجب گریه است . بَکّائان غلب در گریه به عÙÙˆ Ùˆ رØÙ…ت الهی امیدوار بودند Ùˆ ØÙ…ایت خداوند در روز رستخیز Ùˆ نجات از آتش دوزخ Ùˆ بخشایش گناهان خود Ùˆ دیگران Ùˆ نیز ورود به بهشت Ùˆ کسب ثواب
را از او Ù…ÛŒ طلبیدند (در این باره به برخی Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« نیز Ù…ÛŒ توان استناد کرد). به سان گدایان Ú©Ù‡ با گریستن امکان موÙقیت بیشتری Ù…ÛŒ یابند (هادنک ØŒ ص ١٠٩)ØŒ این سائلان معنوی نیز با گریه امید برانگیختن٠رØÙ…ت ØÙ‚ را داشتند تا شاید بدین وسیله پاره ای از عذاب اخروی خود را در این جهان متØÙ…Ù„ شوند. به نوشتة ابونعیم اصÙهانی در ØÙ„یة الاولیاء (ج ٧ØŒ ص ١٤٩) «در میانة بهشت Ùˆ دوزخ بیابانی است گسترده Ú©Ù‡ آن را جز بکّائان در ننوردند».
ابوالدرداء، سه دلیل برای گریة خود Ù…ÛŒ آورد: ترس از سرنوشتی Ú©Ù‡ پس از مرگ در انتظار ماست Ø› Ù…ØØ§Ù„ بودن هر گونه کوشش از آن پس برای رستگاری خود؛ ناآگاهی از ÙØ±Ù…ان الهی در روز ØØ³Ø§Ø¨ (Ø¬Ø§ØØ¸ ØŒ البیان ØŒ ج ٣ØŒ ص ١٥١Ø› Ùˆ به روایتی دیگر از ابن Ù‚ÙØªÛŒØ¨Ù‡ در عیون الاخبار ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٥٩). یزیدبن مَیسَره برای گریه عموماً Ù‡ÙØª دلیل Ù…ÛŒ شمرد: «ÙÙŽØ±ÙŽØ ØŒ ØØ²Ù† ØŒ Ùَزَع ØŒ وَجَع ØŒ ریاء، شکر از خدا Ùˆ خشیت ازو» (ابونعیم ØŒ ج ٥ØŒ ص ٢٣٥). ابوسعید خَرّاز هجده دلیل ذکر Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ همة آنها ÙØ±Ø¹ سه نوع از گریه است : «من الله »، «الی الله » Ùˆ «علی الله » (سَرّاج طوسی ØŒ ص ٢٢٩).
نماز (از جمله نمازهای ÙØ±ÛŒØ¶Ù‡ )ØŒ تÙکر دربارة خداوند، تلاوت قرآن ØŒ Ùˆ روایت ØØ¯ÛŒØ« ØŒ خطبه Ùˆ داستانهای اخلاقی ØŒ سخنان پارسایانه Ùˆ مراقبات ØŒ همه ÙØ±ØµØªÛŒ است برای گریستن . در منابع Ù…ÛŒ خوانیم Ú©Ù‡ مسلمانان متقی شب را تا بامداد، در خلوت به گریه Ùˆ تأمل در آیه یا آیاتی از قرآن ØŒ Ú©Ù‡ دربارة عذاب گناهکاران است ØŒ Ù…ÛŒ گذرانند. Ùˆ کسانی به هنگام دعا Ùˆ توسل ØŒ غالباً در خانة کعبه ØŒ در آویخته به کسوة کعبه ØŒ یا در برابر ØØ¬Ø±Ø§Ù„اسود، Ùˆ نیز در قبرستانها Ùˆ مشاهد Ù…ÛŒ گریند. قاریان قرآن Ùˆ راویان ØØ¯ÛŒØ« Ùˆ واعظان Ùˆ گویندگان قصه های دینی در ØÛŒÙ† کار خود Ù…ÛŒ گریند، Ùˆ غالباً شنوندگان را نیز به گریه وامی دارند. گویند یکی از Ù‚ÙØµÙ‘اص پیش از سخنش به مستمعان Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª : «اَعیرونی دÙموعَکم » (اشکتان را به من عاریت دهید؛ ابونعیم ØŒ ج ٥ØŒ ص ١١٢). ØØªÛŒ مجلس (Â«Ù…ÙŽØØ¶ÙŽØ±Â»)های خاصی بر پا Ù…ÛŒ شد Ú©Ù‡ در آن ØØ§Ø¶Ø±Ø§Ù† Ù…ÛŒ گریستند Ùˆ پس از آن غذا Ù…ÛŒ خوردند (همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٤٧).
گاه دو تن مسلمان پارسا به Ú¯ÙØªÚ¯Ùˆ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« دینی Ù…ÛŒ پرداختند Ùˆ در آن اشکها Ù…ÛŒ ریختند. گویند Ù…ØÙ…دبن سÙوقه Ùˆ Ø¶ÙØ±Ø§Ø±Ø¨Ù† Ù…ÙØ±Ù‘ÙŽÙ‡ یکدیگر را هر جمعه Ù…ÛŒ دیدند Ùˆ با هم به گریه Ù…ÛŒ نشستند (همان ØŒ ج ٥ØŒ ص ٤ØŒ ٩١). بَدیل Ùˆ شَمیت Ùˆ کَهمَس ØŒ به مناسبتی گرد آمدند Ùˆ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: «بیایید امروز بر آب خنک بگرییم (Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯Ø§ÛŒ قیامت بدان دسترس نیست )» (همان ØŒ ج ٦ØŒ ص ٢١٣). ذکر زاری طولانی بَکّائی ( به نام عون بن عبدالله ) (Ú©Ù‡ با عبارت «ویØÛŒ ! بایّ Ø´ÛŒ ء٠لم اعص ربّی » آغاز Ù…ÛŒ شود) در ØÙ„یة الاولیاء (ج ٤ØŒ ص ٢٥٥Ù€٢٦٠) آمده است . Ø´Ø±Ø Ø²Ø§Ø±ÛŒÙ Ú©ÙˆØªØ§Ù‡ØªØ± مردی را Ú©Ù‡ از بنی اسرائیل پنداشته اند در عیون الاخبار (ج ٢ØŒ ص ٢٨٤) Ùˆ Ø¨ØØ« سه تن از بکّائان را در ØÙ„یة الاولیاء (ج ١٠ØŒ ص ١٦٣) Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª .
توانایی بر گریستن ÙØ¶ÛŒÙ„تی خاص شمرده Ù…ÛŒ شد Ùˆ نشانه ای از شوق دینی Ùˆ ØªÙØ¶Ù‘Ù„ الهی بود: «نه هر طالب تواند اشک ریزی » انصاری ØŒ ص ٥١). ابوبکر وقتی چند یمنی را دید Ú©Ù‡ هنگام تلاوت قرآن Ù…ÛŒ گریستند، Ú¯ÙØª : «ما نیز این چنین بودیم ØŒ Ù„ÛŒ اینک دلهایمان سخت شده است » (Ø¬Ø§ØØ¸ ØŒ البیان ØŒ ج ٣ØŒ ص ١٥١). عامربن عبدقیس مأیوسانه دست بر چشم برد Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زد «دریغا چشمانی خشک Ùˆ از کار Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ هرگز نم اشکی نمی یابد» (همو، البخلاء ØŒ ص ٦). Ùˆ ابوسلیمان دارانی معتقد ود Ú©Ù‡ ناتوانی بر گریستن نشانة رها کردن خداست بنده ا (سÙلمی ØŒ ص ٨١). یوس٠بن ØØ³ÛŒÙ† رازی ØŒ از آنجا Ú©Ù‡ دیگر Ù‡ هنگام تلاوت قرآن نمی گریست ØŒ به مردم ری ØÙ‚ Ù…ÛŒ داد Ú©Ù‡ Ùˆ را زندیق بخوانند (ابونعیم ØŒ ج ١٠ØŒ ص ٢٤٠). Ùˆ نیز ازثابت بÙنانی نقل شده است : در چشمی Ú©Ù‡ نگرید خیری نیست (همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٢٣). در روایت است Ú©Ù‡ ØØ¶Ø±Øª رسول صلی الله علیه Ùˆ آله وسلم در دعا از خداوند Ù…ÛŒ خواست Ú©Ù‡ Ùˆ را چشمانی گریان عطا کند تا با ریزش اشک قلب صاÙÛŒ گردد («اللهم ارزقنی عینین هطّالتَین٠تشÙیان٠القلب بذر٠الدمع من خشیتک »، ابونعیم ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٩٦Ù€١٩٧Ø› ونسینک ØŒ ١٩١٧ØŒ ص ٨٩). Ùˆ به همین مناسبت ØŒ ØØ¯ÛŒØ« «تَباکی » نزد همگان ØØ¯ÛŒØ« صØÛŒØÛŒ به شمار آمده است : «بگریید، وگرنه به گریستن تظاهر کنید» (ابکوا ÙØ§Ù† لم تبکوا Ùَتباکوا). سابقة ØØ¯ÛŒØ« تباکی Ø§ØØªÙ…الاً به قول Ø§Ø³ØØ§Ù‚ نینوایی (ص ٢٣٥) باز Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ Ú¯ÙØª : «اگر در دلت اندوهی نیست لااقل چهره ات را با غبار غم بپوشان .»
ابونعیم اصÙهانی نام بسیاری از زهّاد٠گریان Ùˆ یا کسانی را Ú©Ù‡ مردم را به گریه توصیه کرده اند آورده است . با اینهمه کسانی Ú©Ù‡ لقب «بَکّاء» داشته اند یا Ùقط بدان ØµÙØª شهرت داشته اند اندک بوده اند؛ از جمله : ÛŒØÛŒÛŒ البَکّاء (از بصره Ø› ابونعیم ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٤٧)Ø› ابوسعید اØÙ…دبن Ù…ØÙ…د البکّاء (همان ØŒ ج ٧ØŒ ص ٣٨٥)Ø› Ù‡ÙØ´Ø§Ù… بن ØÙŽØ³Ù‘ان (ونسینک ØŒ ١٩١٧ØŒ ص ٨٥ به بعد) Ùˆ ابراهیم البَکّاء (سلمی ØŒ ص ٨٧). کسانی چون ØµØ§Ù„Ø Ù…ÙØ±Ù‘ÛŒ ØŒ غالب جَهضَمی ØŒ کَهمَس Ùˆ Ù…ØÙ…دبن واسع نیز به گریه شهرت داشته اند.
بر خلا٠آنچه نیکلسون ( > د. دین Ùˆ اخلاق < ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٠٠)ØŒ ونسینک (١٩١٧،ص ٨٦)ØŒ ماسینیون (ص ١٦٧)ØŒ لامنس (ص ١٥٢)ØŒ Ù¾Ùلاّ (ص ٩٤) Ùˆ Ø¯ÙØ²ÛŒ (ذیل واژه ) گمان کرده اند، بکّائان «طبقة » خاصی تشکیل نمی داده اند Ùˆ «بکّاء» بیشتر لقبی عام برای کسانی بوده Ú©Ù‡ به کثرت Ù…ÛŒ گریسته اند، Ùˆ گاهی نیز به عنوان لقب به ÙØ±Ø¯ÛŒ داده Ù…ÛŒ شده است . از این ØÛŒØ« ØŒ Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â«Ø¨Ú©Ù‘Ø§Ø¡Â» تا ØØ¯ÛŒ به Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø ØÙŽÙ…ّاد شبیه است Ú©Ù‡ در ØÙ„یة الاولیاء (ج ٥ØŒ ص ٦٩) برای کسی به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ در شادی Ùˆ غم ØŒ همه وقت ØŒ ØÙ…د خدای Ù…ÛŒ گزارد. ازینروست Ú©Ù‡ ذکر «بکّائون » در میان قدمای بنی اسرائیل هم آمده است (ابن قتیبه ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٨٤Ø› ابونعیم ØŒ ج ٥ØŒ ص ١٦٤). Ù…ØÙ…دبن واسع Ú©Ù‡ خود از کبار بکّائان بود، لقب «بکّاء» را بر خود خوش نمی داشت (ابونعیم ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٤٧).
در میان زاهدان چهار ایراد بر گریستن وارد شده است : نخست آنکه گریه عملی اختیاری نیست Ø› دوم اینکه گریه Ù…ÛŒ تواند بار غم را بکاهد Ùˆ خاطر را آرام بخشد Ùˆ به همین Ù„ØØ§Ø¸ مردود است . دربارة سÙیان بن عÙیَیْنه Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ او با Ø¨Ø§Ù„Ø§Ú¯Ø±ÙØªÙ† سر، اشک را در چشمانش باز Ù…ÛŒ داشت Ùˆ با این عمل ØŒ به Ú¯ÙØªØ© خود، زمانی بیشتر اندوه را در درون نگاه Ù…ÛŒ داشت (همان ØŒ ج ٩ØŒ ص ٣٢٧)Ø› سوم اینکه گریه امری خارجی است ØŒ Ùˆ بنابراین Ù…ÛŒ تواند ناشی از تظاهر Ùˆ تزویر باشد. برای مثال گریة دروغین برادران یوس٠(یوس٠:١٦). Ùˆ همچنین به ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ استشهاد شده است Ú©Ù‡ «مؤمن با قلب Ù…ÛŒ گرید Ùˆ مناÙÙ‚ با سر». چون گریستن تظاهری خارجی است ØŒ در هیچیک از کتب اساسی ØªØµÙˆÙ ÙØµÙ„ÛŒ بدان اختصاص Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است ØŒ ولی در ابواب Â«ØØ²Ù† » Ùˆ «خشوع » Ùˆ مانند آن ذکر گریه استطراداً آمده است . ÙØµÙ„ بیست Ùˆ Ù‡ÙØªÙ… کتاب مختارنامة عطار («در ØµÙØª گریستن ») موردی خاص است Ú©Ù‡ ضرورتاً به Ø¨ØØ« ما مربوط نیست Ø› چهارم اینکه بسیاری از صوÙیان متأخر بر آن بودند Ú©Ù‡ خود را Ù…ØºÙ„ÙˆØ¨Ù Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª کردن تا به ØØ¯ گریستن ØŒ نشانة ضع٠است .
به گریة صوÙیان در سماع Ùˆ در زیارت مشاهد اولیا Ùˆ گریستن ØØ§Ø¬ÛŒØ§Ù† در مشاهدة Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ وقو٠در عرÙÙ‡ Ùˆ روضة نبوی ØŒ Ùˆ به گریة شیعیان بر امامانشان Ùˆ در مشاهد آنان ØŒ Ùˆ گریة توّابین Ùˆ خوارج Ùˆ دیگران نیز باید اشاره کرد. گریة بکّائان یکی از آشکارترین پیوندهای زهد اسلامی Ùˆ مسیØÛŒ است . «گریه دوستی » مسیØÛŒØª اولیه از طریق راهبان قبطی Ùˆ سریانی (شنوده ØŒ Ø§ÙØ±Ø§ÛŒÙ… ØŒ یوØÙ†Ø§ÛŒÙ اÙÙØ³ÙˆØ³ÛŒ ØŒ Ø§Ø³ØØ§Ù‚ نینوایی Ùˆ دیگران ) مستقیماً به بکّائان مسلمان Ù…ÛŒ پیوندد؛ Ùˆ این مثالی از تطور دو شاخة معرو٠است Ú©Ù‡ از تنة مسیØÛŒØª اولیه جدا Ù…ÛŒ شود: شاخه ای در جهان مسیØÛŒØª غربی (اگوستین ØŒ کاسین Ùˆ دیگران )ØŒ Ùˆ شاخه ای در شرق . جریان شرقی خود به سه شاخه منقسم Ù…ÛŒ شود: یکی نمایندة استمرار مسیØÛŒØª شرقی است از طریق توما مَرجاوی تا ابن عبری Ùˆ دیگران Ø› دیگری شعبة یهودی است (ونسینک ØŒ ١٩٢٧)Ø› سومین ØŒ سنت گریه است در میان زهّاد مسلمان . در خاتمه باید یادآور شد: «بکّائون »ی Ú©Ù‡ ابن Ù‡ÙØ´Ø§Ù… (ج ٢ØŒ ص ٨٩٥ به بعد) ذکر کرده است ØŒ غیر از بکّائان این مقاله است .
منابع : علاوه بر قرآن Ø› ابن جوزی ØŒ ØµÙØ© الصÙوة Ø› ابن قتیبه ØŒ عیون الاخبار ØŒ قاهره ١٩٢٨ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٦١ به بعد؛ ابن هشام ØŒ سیرة رسول الله ØŒ چاپ ÙØ±Ø¯ÛŒÙ†Ø§Ù†Ø¯ ووستنÙلد، گوتینگن ١٨٥٩Ù€١٨٦٠Ø› اØÙ…دبن عبدالله ابونعیم ØŒ ØÙ„یة الاولیاء ØŒ قاهره ١٩٣٢Ø› عبدالله بن Ù…ØÙ…د انصاری ØŒ رسائل ØŒ تهران ١٣١٩ Ø´ Ø› عمروبن Ø¨ØØ± Ø¬Ø§ØØ¸ ØŒ البخلاء ØŒ چاپ ØØ§Ø¬Ø±ÛŒ ØŒ قاهره ١٩٧١Ø› همو، البیان والتبیین ØŒ چاپ عبدالسلام هارون ØŒ ج ٣ØŒ ص ١٤٩ به بعد؛ عبدالله بن علی سراج طوسی ØŒ اللمع ÙÛŒ التصو٠، چاپ نیکلسون Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³ÛŒÙ† سلمی ØŒ طبقات الصوÙیة ØŒ قاهره ١٩٥٣Ø› خلیل بن ایبک ØµÙØ¯ÛŒ ØŒ تشنی٠السمع ÙÛŒ انسکاب الدمع ØŒ قاهره ١٣٢١/١٩٠٣ØŒ ص ٣٤Ø›
J. Balogh "Dasz ØŒ Gebetweinen'", Archiv fدr Religionswissenschaft, ٢٧ (١٩٢٩), ٣٦٥ ff., ٢٩ (١٩٣١), ٢٠١ ff.; idem, "Unbeachtetes in Augustins Konfessionen", Didaskaleion, IV (١٩٢٦), ١٠ ff.) Imber lacrimarum); R. Dozy, SupplØ¥ment aux dictionaires arabes, Leiden ١٨٨١, svv. "Bakka  ïƒ ", "Rik ¤ k ¤ a"; Encyclopaedia of religion and ethics, ed. James Hastings, Edinburgh ١٩٨٠-١٩٨١, s.v. "Asceticism (Muslim)"(by R. A. Nicholson); Karl Hadank, Die Mundarten von Khunsa  r , etc., CIX; W. Heffening, "Die griechische Ephraem-Paraenesis gegen das Lachen in arabischer Uebersetzung", Oriens Christianus, XI (١٩٣٦), ٥٤ ff.; Isaac of Nineveh, Mystic treatises, tr. A. J. Wensinck, (Verhandelingen der Koninklijke Akademie van Wetenschappen te Amsterdam, Letterkunde, N. R. ٢٣, no. I, ١٩٢٣); H. Lammens, L'Islam, Croyances et Institutions, ٢nd ed., Beirut ١٩٤١, ١٥٢-١٥٥; L. Massignon, Essai sur les origines du lexique technique de la mystique musulmane, ٢nd ed., ١٩٥٤, ١٦٦-١٦٧; F. Meier, in Oriens, IX (١٩٥٦), ٣٢٣; K. Meuli, Das Weinen als Sitte; J. H. Palache, "Ueber das Weinen in der jدdischen Religion", ZDMG, ٧٠ (١٩١٦), ٢٥١ ff.; Ch. Pellat, Le milieu basrien et al formation de G § a  h ¤ iz ; H. Ritter, "Studien zur islamischen FrØ®mmigkeit I", Der Islam , ٢١ (١٩٣٣); Eduard Sachau, Der erste Chalife Abu Bekr , initzungsberichte der preussischen Akademic der Wissenschaften zu Berlin, ١٩١٣, I, ٢١ ff.; A. J. Wensinck, Concordance et Indices de la tradition musulmane, s.v. "Baka  "; idem, Handbook of the early Muhammadan tradition, Leiden ١٩٢٧, s. v. "weeping"; idem, Some Semitics rites of mourning and religion, (Verhandelingen der Koninklijke Akademie van
Wetenschappen te Amsterdam, Letterkunde, N. R. ١٨, no. I, ١٩١٧); G. Zappert,"Ueber den Ausdruck des geistigen Schmerzes im Mittelalter", Denkschr. d. Ak. Wien, v (١٨٥٤), ٧٣ ff.
/ Ù . مایر، Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ از ( د. اسلام ) /
تکمله . واژة بÙکاء در قرآن نیامده است ØŒ اما کلمات همریشه با آن Ù‡ÙØª بار به کار Ø±ÙØªÙ‡ اند (Ø¯ÙØ®Ø§Ù† : ٢٩Ø› نجم : ٤٣ØŒ ٦٠Ø› یوس٠: ١٦Ø› اسراء،: ١٠٩Ø› توبه : ٨٢Ø› مریم : ٥٨)Ø› از این میان دو آیة (اسراء: ١٠٩Ø› مریم : ٥٨) در وص٠هدایت ÛŒØ§ÙØªÚ¯Ø§Ù†ÛŒ است Ú©Ù‡ به هنگام تلاوت آیات الهی برآنان ØŒ خاشعانه Ù…ÛŒ گریند. در قرآن دوبار (توبه : ٩٢Ø› مائده : ٨٣) نیز لبریز شدن چشم از اشک (تَÙیض Ù…ÙÙ† الدَّمْع ) به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ یک مورد آن (مائده : ٨٣) در وص٠و تمجید برخی کشیشان Ùˆ راهبان مسیØÛŒ ØŒ به هنگام شنیدن آیات قرآنی ØŒ است . همچنین واژه های تضرع ØŒ ØØ²Ù† Ùˆ کلمات همریشه با آنها مکرر در قرآن به کار Ø±ÙØªÙ‡ است . از نظر قرآن ØŒ گریستن از خو٠خداوند Ùˆ با تضرع به درگاه او روی آوردن امری پسندیده است . گریستن در موقع تلاوت قرآن نیز Ù…Ø³ØªØØ¨ دانسته شده Ùˆ در روایات توصیه شده است . از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است Ú©Ù‡ قرآن را با گریه تلاوت کنید، Ùˆ اگر به گریه نمی Ø§ÙØªÛŒØ¯ ØØ§Ù„ گریه به خود بگیرید (غزالی ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٦٨Ø› Ùیض کاشانی ØŒ ص ٢٢٥).
در کتب اخلاقی Ùˆ Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ ØŒ با استناد به قرآن Ùˆ روایات ØŒ ØØ§Ù„ات ØØ²Ù† ØŒ تضرع Ùˆ بکاء نیکو شمرده شده اند. ابن Ùهد ØÙ„ÛŒ (ص ١٦٧) گریه را نشانة رقت قلب دانسته Ú©Ù‡ خود نشانة اخلاصی است Ú©Ù‡ در پرتو آن اجابت ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود. ÙˆÛŒ (ص ١٦٨) ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ در آن خداوند دوستار قلب ØØ²ÛŒÙ† دانسته شده است . همچنین در روایتی از پیامبر Ùˆ امام صادق علیهماالسلام چشمی Ú©Ù‡ از خشیت خداوند بگرید، در زمرة چشمانی شمرده شده است Ú©Ù‡ در قیامت گریان نخواهند بود (همان ØŒ ص ١٦٩Ù€١٧٠Ø› ÙØªÙ‘ال نیشابوری ØŒ ص ٤٩٣). در ØØ¯ÛŒØ« دیگری پیامبر اکرم گریه بر گناه را باعث ایمنی از دوزخ دانسته است (ÙØªØ§Ù„ نیشابوری ØŒ ص ٤٩٥). با اینهمه ØŒ گریستن برای امور دنیوی نه تنها توصیه نشده بلکه در مواردی منع شده Ùˆ در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ú©Ù‡ ابن ØÙ†Ø¨Ù„ (ج ٥ØŒ ص ٢٣٥) از پیامبر نقل کرده ØŒ شیطانی دانسته شده است . غزالی (ج ٦ØŒ ص ١٨٣) در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ØŒ از گریة اهل دوزخ در قیامت خبر Ù…ÛŒ دهد.
گریستن برمصائب اهل بیت پیامبر Ùˆ ائمه علیهم السلام ØŒ بویژه امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØŒ در میان شیعیان از اهمیت بسیار برخوردار است Ùˆ با تاریخ تشیّع Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ شیعی پیوندی ناگسستنی دارد. طبرسی (ص ٣٦٣ØŒ به نقل از عیون الاخبار ) از امام رضا علیه السلام آورده است Ú©Ù‡ آنکه مصائب ما را ذکر کند Ùˆ بگرید یا بگریاند، چشم او در روزی Ú©Ù‡ چشمها گریان اند نخواهد گریست . Ø¬Ø¹ÙØ±Ø¨Ù† Ù…ØÙ…د قولویه در کتاب معتبر کامل الزیارات ØŒ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بسیاری دربارة گریه بر امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام Ùˆ ÙØ¶ÛŒÙ„ت آن نقل کرده است Ø› از جمله در روایتی از امام صادق علیه السلام ØŒ چشمی Ú©Ù‡ Ø¨Ø±ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام بگرید، Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ خداوند دانسته شده Ø› Ùˆ در روایتی دیگر از امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØŒ گریستن به یاد آن ØØ¶Ø±Øª باعث ایمنی از آتش دوزخ شمرده شده است (ص ١٦٨ØŒ ٢٠٧).
در روایات شیعی ØŒ براساس ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام ØŒ از پنج Ù†ÙØ± با عنوان بکّائون (گریه کنندگان ØŒ بسیار گریه کنندگان ) سخن Ø±ÙØªÙ‡ است : ØØ¶Ø±Øª آدم علیه السلام Ú©Ù‡ در اندوه دوری از بهشت بسیار Ù…ÛŒ گریست Ø› یعقوب علیه السلام Ú©Ù‡ در ÙØ±Ø§Ù‚ یوس٠آنچنان گریست تا چشمانش سÙید شد Ùˆ بینایی خود را از دست داد ( رجوع کنید به یوس٠: ٨٤)Ø› یوس٠علیه السلام Ú©Ù‡ گریه اش در ÙØ±Ø§Ù‚ یعقوب به ØÙ‘دی بود Ú©Ù‡ زندانیان هم بند او به تنگ آمدند؛ ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ سلام الله علیها، Ú©Ù‡ پس از رØÙ„ت پیامبر بسیار Ù…ÛŒ گریست Ùˆ برای پرهیز از آزردن دیگران به مقابر شهدا در خارج شهر Ù…ÛŒ Ø±ÙØª Ùˆ Ù…ÛŒ گریست تا اندوه ÙˆÛŒ ÙØ±ÙˆØ¨Ù†Ø´ÛŒÙ†Ø¯Ø› علی بن ØØ³ÛŒÙ† علیهماالسلام ØŒ Ú©Ù‡ سالها در ماتم پدر
Ùˆ مصائب کربلا Ù…ÛŒ گریست Ùˆ این آیه را Ú©Ù‡ در قرآن از زبان یعقوب علیه السلام است ØŒ تلاوت Ù…ÛŒ کرد: اÙنّما اَشْکÙوا بَثّی Ùˆ ØÙزْنی الی الله Ùˆ أعْلم٠من اللّه٠مالا' تعلمونَ (ÙØªØ§Ù„ نیشابوری ØŒ ص ٤٩٣Ù€٤٩٤Ø› مجلسی ØŒ ج ١١ØŒ ص ٢٠٤ØŒ ج ١٢ØŒ ص ٢٦٤ØŒ ج ٤٣ØŒ ص ١٥٥).
منابع : علاوه برقرآن Ø› ابن ØÙ†Ø¨Ù„ ØŒ مسند اØÙ…دبن ØÙ†Ø¨Ù„ ØŒ استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢Ø› ابن Ùهد ØÙ„ÛŒ ØŒ عدّة الدّاعی Ùˆ Ù†Ø¬Ø§Ø Ø§Ù„Ø³Ù‘Ø§Ø¹ÛŒ ØŒ چاپ اØÙ…د Ù…ÙˆØØ¯ÛŒ قمی ØŒ بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧Ø› ØØ³Ù† بن ÙØ¶Ù„ طبرسی ØŒ مکارم الاخلاق ØŒ چاپ علاءالدین علوی طالقانی ØŒ کربلا ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ اØÛŒØ§Ø¡ علوم الدین ØŒ بیروت ١٤١٢/١٩٩٢Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³Ù† ÙØªØ§Ù„ نیشابوری ØŒ روضة الواعظین ØŒ بیروت ١٩٨٦Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ Ø§Ù„Ù…ØØ¬Ø© البیضاء ÙÛŒ تهذیب الاØÛŒØ§Ø¡ ØŒ چاپ علی اکبر ØºÙØ§Ø±ÛŒ ØŒ بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣Ø› Ø¬Ø¹ÙØ±Ø¨Ù† Ù…ØÙ…د قولویه ØŒ کامل الزّیارات ØŒ چاپ جواد قیّومی ØŒ قم ١٤١٧Ø› Ù…ØÙ…دباقربن تقی مجلسی ØŒ Ø¨ØØ§Ø±Ø§Ù„انوار ØŒ بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣.
/ مالک ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ /