دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣١٩
جار(١) ، در لغت به معنای همسایه ، در بارة همسایه و حقوق او مطالب و توصیه هایی در قرآن و حدیث و اخلاق آمده است . واژة جار، از ریشة جور ، به معنای میل و عدول است و فعل آن از باب مفاعله (مجاوره ، جِوار) به معنای همسایگی است ( رجوع کنید به خلیل بن احمد؛ جوهری ، ذیل واژه ). وجه اشتقاقِ جار به معنای همسایه ، از جور به معنای میل و عدول ، آن است که همسایه چون خانه اش در مجاورت دیگری است به سمت او میل کرده است (طوسی ، ذیل نساء: ٣٦). جار به معانی دیگری چون شریک و یاری کننده و سوگند نیز آمده است که در اینجا مراد نیست .
در قرآن کریم ، واژة جار دو بار در آیة ٣٦ نساء و یک بار در آیة ٤٨ انفال به کار رفته است . جار در آیة اول ، به معنای همسایه است و در باب معنی و تفسیر دو ترکیب «الْجارِ ذِی الْقُرْبی '» و «الْجَارِ الْجُنُبِ» در این آیه ، اقوال مختلفی نقل شده است ( رجوع کنید بهطبری ؛ طوسی ؛ قرطبی ؛ طباطبائی ، ذیل آیه ) اما به قرینة اینکه این دو ترکیب در مقابل هم قرار گرفته اند، احتمالاً مراد از «الجار ذی القربی » همسایة نزدیک و مراد از «الجار الجنب » همسایة دور است ( رجوع کنید به طباطبائی ، همانجا). جار در آیة دوم ، مشتق از جوار به معنای پناه دهنده است ( رجوع کنید به طوسی ؛ طَبْرِسی ؛ طباطبائی ، ذیل آیه ) که در اینجا موردنظر نیست .
در احادیث پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم و امامان شیعه علیهم السلام مطالب فراوانی در بارة همسایه و رعایت حقوق همسایه آمده است . بنا بر این احادیث ، پیامبر اکرم همسایة آدمی را به مثابة خود او فرض کرده و حرمت او را چون حرمت پدر و مادر دانسته ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٥، ص ٣١) و داشتن همسایة صالح را از موجبات سعادت انسان قلمداد کرده است (ابن بابویه ، ١٣٦٢ ش ، ج ١، ص ١٨٣ـ١٨٤). حمایت از همسایه مصداق شجاعت و قدرت معرفی شده است ( رجوع کنید به ابن شُعْبَه ، ص ٢٢٥). در حدیثی دیگر از پیامبر، حرمت همسایه در حدی دانسته شده است که آزردن او باعث سلب ایمان می گردد ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٢، ص ٦٦٥) و حتی چنین کسی لعن شده است (نوری ، ج ٨، ص ٤٢٢). در احادیث ، همسایه از چنان منزلتی برخوردار است که حتی در هنگام دعا کردن باید وی را بر خود مقدّم داشت ، چنانکه بر اساس حدیثی ، حضرت فاطمه علیهاالسلام تا صبح برای زنان و مردان مؤمن دعا کرد ولی در حق خود دعا نکرد و فرمود «الجار ثمّ الدّار» (اول همسایگان ، پس از آن اهل خانه ؛ ابن بابویه ، ١٣٨٦، ج ١، ص ١٨١).
در روایات ، حدِ همسایگی چهل خانه از چهار سو دانسته شده است ( رجوع کنید به همو، ١٣٦١ ش ، ص ١٦٥). از جمله موضوعاتی که در احادیث فراوانی بدان توجه و تأکید شده ، حقوق همسایگان است . در رسالة الحقوق امام سجاد علیه السلام حق همسایه بر همسایه آن دانسته شده است که در غیابش حرمت او و در حضورش کرامت او را حفظ کند و در هر دو حال به
او یاری رساند، به دنبال کشف عیب و بدی او نباشد و اگر
در این باب چیزی دید آن را بپوشاند و آشکار نسازد (ابن شعبه ، ص ٢٦٦).
در حدیثی دیگر حق همسایه آن دانسته شده است که اگر وام خواست به او بدهد و اگر خیری به او رسید به وی تبریک بگوید و اگر دچار مصیبتی شد، به او تسلیت گوید و دیوارخانة خود را بدون اجازة همسایه ، بالاتر از دیوارخانة او نبرد ( رجوع کنید به فتّال نیشابوری ، ج ٢، ص ٣٨٨ـ٣٨٩). در این حدیث همسایگان به سه قسم تقسیم شده اند: برخی از آنها سه حق دارند، حق مسلمانی و حق همسایگی و حق قرابت ؛ برخی دیگر دو حق دارند، حق مسلمانی و حق همسایگی ؛ و برخی یک حق دارند و آن حق همسایگی است ، پس غیرمسلمانی که همسایه است یک حق دارد (همان ، ج ٢، ص ٣٨٩). همچنین در روایات ، آزردن همسایه و تضییع حقوق وی تحریم شده است و گفته اند کسی که همسایه اش را بیازارد از بهشت محروم خواهد شد ( رجوع کنید بهحرّ عاملی ، ج ٥، ص ٣٤٠)، حتی بر اساس روایتی ، پیامبر اکرم در جنگ تبوک از آمدن کسانی که همسایگانشان را آزار داده بودند ممانعت کرد ( رجوع کنید به نوری ، ج ٨، ص ٤٢٣). بنا بر روایات ، صبر بر آزار همسایه مستحب است ( رجوع کنید به حرّعاملی ، ج ١٢، ص ١٢١) و گفته شده که حسنِ جوار فقط آن نیست که به همسایه آزار نرسانند بلکه آن است که بر آزار او صبر کنند ( رجوع کنید بههمان ، ج ١٢، ص ١٢٢). همچنین پیامبر فرمود جبرئیل به اندازه ای در باب همسایه سفارش کرد که گمان کردم همسایه از همسایه ارث می برد ( رجوع کنید به همان ، ج ٩، ص ٥٢).
علمای اخلاق نیز به همسایه و همسایه داری توجه کرده اند. ابوحامد غزالی در احیاءعلوم الدین در بارة حقوق همسایه به تفصیل سخن گفته است . وی (ج ٢، ص ٢٣١) حق همسایگی را مقتضی چیزی فراتر از اخوت اسلامی دانسته است . بر اساس نوشتة او (ج ٢، ص ٢٣٢) پاره ای از حقوق همسایه به طور عام بدین قرار است : پیش از سلام کردنش به او سلام کنند، با او به درازی سخن نگویند، از احوالِ او بسیار سؤال نکنند، چون بیمار شد به عیادتش روند و چون به مصیبتی دچار گشت به او تسلیت بگویند و همراهیش کنند و اگر شادمان بود به او تبریک بگویند و با او در این باب مشارکت کنند، و از لغزشهایش در گذرند. پاره ای از حقوق خاص همسایه نیز آن است که در غیابش مواظب خانه اش باشند، با فرزندانش به لطف سخن بگویند و غیبتش را نشنوند.
در برخی ابواب فقه نیز بحث همسایه و همسایه داری مطرح شده است ، از جمله در بحث صلح (محقق حلّی ، ج ٢، ص ٣٧١ـ٣٧٢)، بحث ضَمان (علامه حلّی ، ١٤١٣ـ١٤١٩، ج ٣، ص ٦٥٤)، تزاحم حقوق (همو، ١٤١٤، ج ٢، ص ١٨٨ـ١٨٩)، اقسام خانه های اهل ذمّه (همان ، ج ٩، ص ٣٤٥) و بحث وصیت (شهیدثانی ، ج ٥، ص ٢٩).
منابع :
(١) ابن بابویه ، علل الشرایع ، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢) همو، کتاب الخصال ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(٣) همو، معانی الاخبار ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦١ ش ؛
(٤) ابن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٥) اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٦) حرّعاملی ؛
(٧) خلیل بن احمد، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم ١٤٠٩؛
(٨) زین الدین بن علی شهید ثانی ، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة ، چاپ محمد کلانتر، نجف ١٣٩٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٩) طباطبائی ؛
(١٠) طبرسی ؛
(١١) طبری ، جامع ؛
(١٢) طوسی ؛
(١٣) حسن بن یوسف علامه حلّی ، تذکرة الفقهاء ، قم ١٤١٤ـ ؛
(١٤) همو، قواعدالاحکام ، قم ١٤١٣ـ١٤١٩؛
(١٥) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٦؛
(١٦) محمدبن حسن فتّال نیشابوری ، روضة الواعظین ، نجف ١٣٨٦/ ١٩٦٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش ؛
(١٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(١٨) کلینی ؛
جعفربن حسن محقق حلّی ، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، چاپ صادق
(١٩) شیرازی ، ( تهران ) ١٤٠٩؛
(٢٠) حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨.
/ حسین ناصری مقدّم /