دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٣٩
تلگراف (در ایران ) ، نخستین دستگاه مخابراتی در ایران . واژة تلگراف ، مرکّب از دو کلمة یونانی تله (دور) و گرافاین (نوشتن )، به معنای مجموعه وسایلی است که برای بیان و دریافت مطالب از راه دور به کار می رود (لیدل و اسکات ، ذیل " § " ؛ اسکیت ، ذیل «تلگراف »؛ پژمان بختیاری ، ص ٣٢٦).
نخستین تلاشها برای اختراع چنین دستگاهی ، در قرن دهم / شانزدهم در اروپا صورت گرفت و توسعه و تداوم تدریجی این فعالیتها، به اختراع وسایلی ، از جمله تلگراف شیمیایی در ١٨١٥/ ١٢٣٠، انجامید. در ١٨١٩/ ١٢٣٤، آمپر، دانشمند فرانسوی ، تلگراف مغناطیسی (برقی ) را ساخت و سپس اشتاینهال آلمانی آن را تکمیل کرد. از دهة ١٨٤٠/ ١٢٥٥ تا ١٢٦٥، سیم کشی نخستین خطوط تلگراف برقی در اروپا آغاز شد. پس از آنکه ساموئل مورس امریکایی دستگاه مورس را اختراع کرد، استفاده از این دستگاه گسترش جهانی یافت (پژمان بختیاری ، ص ٣٣٩ـ٣٥٤).
نخستین ارتباط تلگرافی در ایران در ١٢٧١ میان مدرسة دارالفنون و کاخ گلستان برقرار شد که مخابره ای آزمایشی بود (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ١٩٤؛ افشار، ص ١٧). با این حال تلگراف از ١٢٧٢، و در پی انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به آن در روزنامة وقایع اتفاقیّه ، در ایران شناخته شد و اخبار گسترش تلگراف در جهان و کاربردهای متنوع و تسهیل کنندة آن ، مکرراً گزارش گردید. در تمامی این گزارشها برای سیم و دستگاه تلگراف از تعابیری چون چرخ الماس ، چرخ آتشی ، سیم آهن ، راه سیم آهن ، چرخ صاعقه و سیم صاعقه استفاده شده است ( روزنامة وقایع اتفاقیه ، ش ٢٧٣، ص ٥ ـ٦، ش ٢٧٥، ص ٧، ش ٢٧٩، ص ٥). شکل فرنگی این واژه ظاهراً در ١٢٧٣ به صورت «تلغراف » به زبان فارسی راه یافت ( رجوع کنید به همان ، ش ٢٩٣، ص ٦). یک سال بعد، کرشش اتریشی (معلم کل توپخانه در دارالفنون )، با نظارت و اهتمام علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (رئیس کل دارالفنون )، از عمارت سلطنتی (کاخ گلستان ) به باغ لاله زار سیم تلگراف کشید که اجرای موفقیت آمیز آن ، منجر به گسترش خطوط تلگراف تا سلطانیه و زنجان
در ١٢٧٥ شد ( رجوع کنید به همان ، ش ٣٧٢، ص ١؛ ش ٣٧٩، ص ٢، ش ٣٨٥، ص ١ـ٢، ش ٤٢٠، ص ١، ش ٤٢٧، ص ٤، ش ٤٣٩، ص ١ـ٢؛ ص ١ـ٢؛ اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٨١٢؛ محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ١٩٦ـ١٩٨). هم زمان ، نخستین اقدامات برای قانونمند کردن امور تلگرافی صورت گرفت و کتابچة تکالیف و دستورالعمل برای تلگراف تدوین و منتشر شد و برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز، به اهتمام اعتضادالسلطنه ، عده ای از جوانان ایرانی به پاریس اعزام شدند. همچنین نخستین گروه از کارمندان ایرانی تلگرافخانه استخدام و گروهی از آنان برای آشنایی عملی با تلگراف به تفلیس فرستاده شدند (رضوانی ، ص ٨٠، ٨٩؛ افشار، ص ١٨). در ١٢٧٧، اولین محمولة سیم تلگراف و دیگر وسایل مرتبط با آن ــ که حسنعلی خان گروسی (امیرنظام گروسی )، وزیر مختار ایران در پاریس و لندن ، خریده بود ــ وارد ایران شد (ولایتی ، ص ٦٩ـ٧٠، به نقل از اسناد وزارت امورخارجه ). در همین سال خطوط تلگراف تا شمیران و تبریز امتداد یافت و در ١٢٧٩، خط تلگراف تهران ـ گیلان نیز به کار افتاد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٨٣٣، ١٨٤٩).
شورش بزرگ هند در ١٢٧٤/١٨٥٧، ضرورت ارتباط تلگرافی مستقیم با هندوستان را برای بریتانیا بیشتر کرد و روند گسترش خطوط تلگراف ایران را، که به امور دارالخلافه و دستگاه سلطنت محدود بود، تغییر داد و در مسیر معادلات سیاسی بین المللی افکند و ایران ، به عنوان بهترین مسیر ارتباطی با هندوستان ، مورد توجه انگلستان قرار گرفت ، بویژه پس از ناکارآمدی بافة (کابل ) زیردریایی میان دریای سرخ و دریای مدیترانه و بروز مشکلات متعدد در مسیر تلگراف اسکوتاری (اسکودار) ـ بغداد به هندوستان (کرزن ، ج ٢، ص ٧٢٤؛ محمود، ج ٣، ص ٦٠٣ـ٦٠٤). در ١٢٧٨/١٨٦١، آلیسون ، وزیرمختار بریتانیا در ایران ، پیشنهاد کرد که میان هندوستان و انگلستان ، از طریق ایران ، خط تلگراف ایجادشود، اما دولت ایران ، که تازه از جنگ با انگلستان (بر سر مسئلة هرات ) رهایی یافته بود، از این پیشنهاد استقبال نکرد. در این امر، علاوه بر بدگمانی ایرانیان نسبت به نیات انگلستان ، موضوعات دیگری نیز مطرح بود، از جمله صرف هزینه ای هنگفت برای کاری غیرمفید (از لحاظ منافع ایران ) و بیم مقامات محلی از به خطر افتادن خودمختاری محلیشان (محمود، ج ٢، ص ٥٨٢؛ رایت ، ص ١٢٩). ولی انگلستان نیز برای پافشاری دلایلی داشت : نزدیک شدن روسیه به سرحدات هند در پی کشورگشاییِ روسیه در نواحی شرقی دریای خزر و ترکستان ، ضرورت حضور مستمر صاحب منصبان انگلیسی در ایران به منظور آگاهی از جریانهای سیاسی دربار ایران و ممانعت از گرایش دولت ایران به روسیه (محمود، ج ٣، ص ٦١٢). تلاشهای مستمر انگلستان ، بویژه از طریق جلب توجه ناصرالدین شاه به عواید مالی تلگراف ، سرانجام در ١٢٧٩ به نتیجه رسید و ایستویک ، کاردار دولت انگلستان ، موفق شد قراردادی شش مادّه ای ، در باب احداث بدون تأخیر خط تلگراف خانقین ـ تهران و تهران ـ بوشهر، با دولت ایران امضا کند (همان ، ج ٢، ص ٥٩٥ ـ٥٩٦، ج ٣، ص ٦٠٥؛ معاهدات و قراردادهای تاریخی در دورة قاجاریه ، ص ٣٤٣). بر اساس این قرارداد، که در واقع تعهدنامه ای برای دولت ایران بود و طرف انگلیسی آن را تنظیم کرده بود، تأمین منابع مالی بر عهدة ایران و عملیات اجرایی بر عهدة انگلستان بود. دولت ایران موظف شد تمامی ادوات موردنیاز را، به واسطة صاحب منصبی انگلیسی و تام الاختیار، منحصراً از دولت انگلستان بخرد ( رجوع کنید به معاهدات و قراردادهای تاریخی در دورة قاجاریه ، ص ٣٤٥ـ٣٤٦). نظارت بر خط مذکور بر عهدة صاحب منصب انگلیسی بود و انگلیسیها مجاز بودند در صورت نیاز (در قبال پرداخت مبلغی معیّن به دولت ایران )، با همان اختیارات تام ، به مخابرة پیامهای تلگرافی خود بپردازند ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٤٥). در عوض ، دولت ایران مجاز بود از اقدامات صاحب منصب مذکور «مستحضر» باشد و به صورت حساب خریدهای وی رسیدگی کند (همان ، ص ٣٤٤ـ ٣٤٦). بدین ترتیب ، احداث این خط ، از سه منطقه (کرمانشاه و اصفهان و بوشهر) آغاز شد و پس از دو سال به بهره برداری رسید (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٤٦٨؛
محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ١٩٩). در فاصلة سالهای ١٢٧٩تا١٣٣٨/١٨٦٢ـ ١٩٢٠، مجموعاً بیست قرارداد تلگرافی میان ایران و انگلستان به امضا رسید و به موجب آنها در سراسر کشور خطوط تلگراف کشیده شد ( رجوع کنید به قائم مقامی ، ص ١٠٣ـ١٠٤). در میان این قراردادها، قرارداد سال ١٢٧٩/ ١٨٦٢، که مفاد آن محور اساسی بسیاری از قراردادهای بعدی دو کشور شد، اهمیت خاصی داشت .
گسترش خطوط تلگراف در ایران ، به سبب آنکه صرفاً بر مبنای منافع درازمدت انگلستان بود و امتیاز تلگراف ایران را در اختیار انگلستان قرار می داد، به جنبة دیگری از رقابتهای روسیه و انگلستان تبدیل شد. نخستین اقدام روسها در این خصوص در ١٢٨٠/ ١٨٦٣ صورت گرفت و طی آن خطوط تلگراف نخجوان و ایروان به خط تلگراف تبریز ـ جلفا متصل و پیامهای تبریک میان طرفین مبادله شد. چند ماه بعد روسها یک خط تلگراف میان تهران و استرآباد (گرگان ) کشیدند که دسترسی آنها را به پایتخت ایران آسان می کرد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٤٥٢؛
همو، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٨٦٦). شرکت تلگراف هند و اروپا در بهره برداری روسیه از امتیاز تلگراف ایران تأثیر بسیار داشت . این شرکت اگرچه یک مؤسسة مشترک انگلیسی و روسی بود، چون مرکز آن در مسکو قرار داشت و تحت حمایت رسمی دولت روسیه بود، به نوعی ، حافظ منافع روسیه به شمار می رفت (جمالزاده ، ص ١٠٦؛
قائم مقامی ، ص ٨٠). در ١٢٨١/ ١٨٦٤، میان ایران و این شرکت قرارداد احداث خط تلگراف جلفا ـ تبریزـ تهران منعقد شد (قائم مقامی ، همانجا).
چندی بعد در ١٢٨٣/١٨٦٦، هنگامی که خطوط تلگرافی انگلستان در مسیر عثمانی تا هند، به سبب اختلاف تقویمی نواحی گوناگون و اختلاف زبانی تلگرافچیان آن نواحی و کندی ارسال تلگرام ، با مشکلات بسیاری مواجه شد، شرکت آلمانی زیمنس هالسکه مسئولیت رفع مشکل مذکور را از طریق احداث خط جدیدی از مسیر آلمان ـ روسیه ـ ایران پذیرفت . مخارج احداث این خط در مسیر روسیه ، به شرکت تلگراف هند و اروپا واگذار شد (پژمان بختیاری ، ص ٤٠٥ـ٤٠٦). از ١٢٨٧/ ١٨٧٠، ایران و روسیه مستقیماً مبادرت به انعقاد قرارداد تلگرافی کردند. در ١٢٩٦/ ١٨٧٩، قراردادی در خصوص احداث خط تلگراف استرآباد ـ چَکُشْلَر و یک سال بعد مقاوله نامه ای در بارة تعرفة مخابراتی ، برای مدتی نامحدود، میان دو دولت منعقد شد (همان ، ص ٤٢١). انعقاد قراردادهای مخابراتی میان ایران و روسیه تا ١٣٢٤/ ١٩٠٦ ادامه یافت و مجموعاً چهارده قرارداد بین طرفین به امضا رسید (قائم مقامی ، ص ١٠٤ـ١٠٥). روسیه چهار سال پس از انقلاب اکتبر، در ١٣٠٠ ش /١٩٢١ این قراردادها را ملغا اعلام کرد و تمامی خطوط تلگرافی و تلفنی روسیه در ایران ، همراه با تمامی ابنیه و متعلقات آنها، به ایران واگذار گردید (پژمان بختیاری ، ص ٤٢٥ـ٤٢٦).
دولت عثمانی ، سومین طرف قراردادهای تلگرافی ایران ، نخستین قرارداد خود را در ١٢٨٠/١٨٦٣ با ایران منعقد نمود. این قرارداد، که مکمل قرارداد ١٢٧٩/١٨٦٢ ایران و انگلستان بود و طرفین را ملزم می ساخت تا خطوط تلگراف خود را در یکی از نقاط مرزی به یکدیگر متصل سازند، با هدف برقراری ارتباط تلگرافی میان اروپا و ایران منعقد گشت . شش ماه بعد، به سبب وجود پاره ای اختلافات مرزی ، میرزاحسین خان (سفیر ایران در عثمانی ) و نامق پاشا (والی بغداد) قرارداد جدیدی امضا کردند. در ١٢٨١، ١٣٠٠، و
١٣٥٦/ ١٣١٦ ش نیز قراردادهای دیگری میان ایران و ثمانی منعقد شد که عمدتاً به رفع اختلافات مرزی و
تعیین حدود جغرافیایی برای فعالیت تلگرافچیان دو طرف مربوط می شد (پژمان بختیاری ، ص ٤٢٦ـ٤٣٠؛
گزیدة اسناد سیاسی ایران و عثمانی ، ج ٣، ص ٤٠٧ـ٤١٦، ٤٥٣ـ ٤٥٨).
مفاد قراردادهای تلگرافی ، برای بیش از نیم قرن ، محور سیاستگذاریهای دولت ایران را در زمینة تلگراف تعیین می کرد. در این میان ، قراردادهای ایران و انگلستان ، به سبب کثرت ، طول مدت ، مفاد و گستردگی مناطق تحت پوشش آنها، اهمیت بسیار داشت . موضوعاتی که با حساسیت خاص در تمامی این قراردادها تکرار شده ، چرایی و چگونگی تسلط انگلستان را بر بیشتر خطوط تلگرافی ایران نشان می دهد. برخی از این موضوعات عبارت بودند از: برای طرف ایرانی ، عایدات مالی بسیار (اگرچه در برخی موارد درآمد چندانی عاید نمی شد و حتی دولت ایران مقروض هم می گردید، برای نمونه رجوع کنید به محمود، ج ٣، ص ٦٢٣ـ٦٢٥، ٦٢٧ـ ٦٢٨، قراردادهای سال ١٣٣١/١٩١٣، ١٣٣٤/١٩١٦، ١٣٣٨/١٩٢٠)، توجه به حفظ استقلال سیاسی ، تقبل مخارج عمدة احداث یا تعمیر خطوط که هزینه های مالی زیادی به ایران تحمیل می کرد، پذیرفتن اختیارات ویژه برای صاحب منصبان انگلیسی ؛
و برای انگلستان ، برخوردهای محتاطانه بویژه در مورد استخدام صاحب منصبان انگلیسی ، تأکید بر استخدام نکردن اتباع غیرایرانی و غیرانگلیسی . اگرچه نگرانی و بدبینی فراوان ایرانیان نسبت به استقرار اتباع انگلیس در ایران و هراس از گرفتار شدن به تجربة هندوستان (رایت ، ص ١٣٤؛
قائم مقامی ، ص ٨٥)، آشکارا تحت الشعاع عایدات مالی وسوسه انگیز خطوط تلگراف ، آن هم برای دولت مقروض ایران ، قرارداشت ، اما گرفتاری بسیاری نیز برای انگلستان به وجود آورد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). بااین حال ، دغدغه های ایران در حد اصرار بر آموزش نیروهای ایرانی و جانشینی آنان به جای صاحب منصبان انگلیسی برای ادارة خطوط داخلی (شرطی که انگلستان
جز در مواقع ناچاری ، عملاً التزامی به اجرای آن نداشت رجوع کنید به رایت ، ص ١٢٩، ١٣١) و نیز برخی ملاحظات در بارة حفظ تمامیت ارضی کشور بود. اختیارات وسیع صاحب منصبان انگلیسی تلگرافخانه ها، که دولت ایران نیز آنها را به رسمیت می شناخت (قائم مقامی ، ص ٨٣ ـ ٨٥؛
نیز برای مفاد قراردادها رجوع کنید به محمود، ج ٣، ص ٦١٣ـ٦٣٠)، تابع سیاستی بود که بر اساس آن تمدید قراردادهای مهم با هدف استیلای همیشگی انگلیس بر خطوط تلگراف ایران ، صورت می گرفت ( رجوع کنید به کرزن ، ج ٢، ص ٧٢٩).
تشکیلات اداری . نخستین و مهمترین جنبة تشکیلات اداری تلگراف در ایران ، دوگانگی آن در قالب خطوط داخلی (خطوط تلگراف دولتی ایران ) و خارجی (انگلیس ، روسیه ) بود که بیش از نیم قرن با سازمانها و تشکیلاتی مجزا، در کنار هم فعالیت می کردند. حیطة اختیار و نظارت دولت ایران ، منحصر به بخش خطوط داخلی بود. خطوط جلفا، تهران ـ خانقین ، شیراز، اصفهان ، کرمان و بندرهای جنوب ، در حوزة اختصاصی مأموران شرکت هند و اروپا یا حکومت هندوستان قرار داشت و خطوط برخی نواحی شرقی ، شمالی
و شمال شرقی ، جزو منطقة فعالیت روسها محسوب می شد. ارتباط دولت ایران با مسئولان این خطوط ، منحصر به نوعی بده بستان بود: تعرفه ای که آنان به صورت سالانه و به عنوان اجاره به دولت ایران می پرداختند و هزینه ای که دولت ایران در قبال خسارات عمدی وارده به این خطوط ، موظف به پرداخت آن بود. در واقع ، حضور این صاحب منصبان ، مکمل نقش نمایندگیهای سیاسی دولت متبوعشان بود زیرا
به واسطة وسعت و کثرت مناطق تحت نفوذ و اقامتهای طولانی در ایران ، اطلاعات دقیقی از اوضاع سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، جغرافیایی و... حوزه های مأموریتشان به دست می آوردند که ارزش بسیاری داشت ؛
چنانکه یکی از آنان به نام گولدسمیت ، تأثیر مهمی در تعیین سرحدات ایران در نواحی شرقی و تقسیم سیستان وبلوچستان به نفع انگلستان داشت ( رجوع کنید به سایکس ، ج ٢، ص ٥٦٣؛
محمود، ج ٣، ص ٦٠٤؛
کرزن ، ج ٢، ص ٧٢٥، ٧٣٤). فعالیت برخی از این افراد حتی به حوزه های دیگر نیز بسط می یافت ؛
چنانکه مرداک اسمیت ، پس از بیست سال اقامت در ایران ، با گردآوری بسیاری از آثار متنوع هنری و باستانی ایران و انتقال آنها به انگلستان ، مجموعة ایرانی موزة سلطنتی اسکاتلند را پایه ریزی کرد
(رایت ، ص ١٣٤ـ ١٣٥).
قدرت و میزان اختیارات کارکنان تلگرافخانه های انگلیسی ، بویژه در اوایل ، به حدی بود که گاهی حتی سفارت انگلستان را نیز به تنگ می آورد. آنها تا مدتها مستقلاً و بدون هماهنگی با سفارت ، با حکام و اشخاص متنفذ ایرانی به حل و فصل مسائل فیمابین می پرداختند (کرزن ، ج ٢، ص ٧٣٥؛
رایت ، ص ١٣٤) و حتی پس از مرتفع شدن اختلافات سفارت با آنها، تجارب و اطلاعات و نفوذ محلی این صاحب منصبان در تعیین سیاستهای منطقه ای انگلستان بسیار مؤثر بود ( رجوع کنید به کرزن ، ج ٢، ص ٧٣٤). حشر و نشر آنان با گروههای مختلف مردم ، کمکهای دوستانة پزشکی و دارویی ، خودداری از پذیرش رشوه و تعهد به ایفای وظیفه حتی در شرایط سخت و نواحی دورافتاده ، بر نفوذ محلی و اعتبار آنان می افزود، چنانکه گاهی برای حل اختلافات دولت ایران و قبایل یاغی ، وساطت می کردند ( رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ٧٣٣ـ ٧٣٤؛
ویشارد، ص ١٥٠؛
رایت ، ص ١٣٠؛
سایکس ، ج ٢، ص ٥٧٧). در نتیجة همین وضع ، بعدها بست نشینی
در تلگرافخانه های انگلیسی ( رجوع کنید به ادامة مقاله )، این اماکن را به صورت حاشیة امنی در آورد که حتی هیئت حاکمه و حکام و والیان ایران نیز جرأت ورود به آن را نداشتند.
متقابلاً، برای دولت انگلستان نیز تأمین امکانات رفاهی و حفاظت از تلگرافخانه ها اهمیت فراوان داشت و حتی در یک مورد ( رجوع کنید به رایت ، ص ١٣٤) با ذکر عبارت «پاسگاههای کوچک امپراطوری » بر این مسأله تأکید شده است ( رجوع کنید به کرزن ، ج ٢، ص ٥١٦؛
سفرنامة تلگرافچی فرنگی ، ص ٢٢٦ـ ٢٢٧؛
اسنادی از روابط ایران و هند در دورة مظفرالدین شاه قاجار، ص ٤٤).
حوزة فعالیت روسها، به رغم برخورداری از اختیارات مشابه ، ظاهراً چنین تنوعی نداشت . بسیاری از تلگرافچیان روسی ، بدون کسب مجوز از دولت ایران ، در مسیر خط تلگرافی مشهد ـ سیستان فعالیت و در امور تلگرافخانه های ایرانی مداخله می کردند ( رجوع کنید به محمود، ج ٣، ص ٦٣٠؛
ولایتی ، ص ٧٩، به نقل از اسناد وزارت امورخارجه ). گاهی این تلگرافخانه ها محل اسکان قشون روس می شد و روسها نحوة ادای وظیفة تلگرافچیان ایرانی را تعیین می کردند (مقصودلو، ج ١، ص ٣١٢، ٣٧٢). چنین روش خشنی امکان دستیابی به هرگونه نفوذ محلی و کسب وجهة عمومی را از آنان سلب می کرد.
در بخش خطوط داخلی ، بنیان تشکیلات اداری ، عمدتاً ملهم از مفاد قراردادهای ایران و انگلستان بود. بر اساس توافق دو طرف ، کارکنان تلگرافخانه های ایرانی می بایست از اتباع ایرانی باشند و اتباع انگلیسی تنها به منظور انجام دادن عملیات اجرایی و نیز آموزش ایرانیان ، برای مدتی کوتاه ، اجازة حضور در تلگرافخانه ها را داشتند، چنانکه در نخستین قرارداد (١٢٧٩)، فقط بر حضور یک صاحب منصب انگلیسی تأکید شده بود. در مورد اتباع ایرانی نیز (در مناطقی که با تلگرافهای خارجی سر و کار داشتند) استخدام ارامنه ، که برای کار با اروپاییان تمایل بیشتری نشان می دادند، در اولویت بود. با اینهمه ، تدابیر محتاطانة ایران ، بنا به دلایلی چون نیازمندیهای فنی ، مخابرة تلگرافهای خارجی و مهمتر از همه افتتاح خطوط تلگراف خارجی ، عملاً بی نتیجه ماند و نه تنها در اندک زمانی شمار اتباع انگلستان در تلگرافخانه ها، دارالخلافه و سایر مناطق به دهها تن افزایش یافت ، بلکه انعقاد قراردادهای مکرر، صورت قانونی و درازمدت به آن بخشید (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٢٨،٢٣٠؛
محمود، ج ٣، ص ٦١٦ـ٦١٧؛
پژمان بختیاری ، ص ٤٣٦ـ٤٣٧؛
رایت ، ص ١٢٩ـ١٣١). ضمن آنکه «اختیارات تام » منظور شده برای صاحب منصبان انگلیسی نیز حضور انگلستان را بیشتر می کرد (برای نمونه رجوع کنید به قائم مقامی ،
ص ٨٩؛
محمود، ج ٣، ص ٦١٤). با اینهمه ، دغدغة ایرانی کردن تشکیلات تلگراف ، دولتمردان ایرانی را بر آن داشت که به تربیت نیروی متخصص ایرانی و سازماندهی تشکیلات اداری بپردازند.
تربیت متخصصان داخلی ، از همان نخستین سالهای ورود تلگراف به ایران ، از طریق آموزش گرفتن از صاحب منصبان انگلیسی و اعزام محصل به خارج از کشور به اجرا در آمد که مورد اخیر، سالها سیاست ثابت دولت بود (پژمان بختیاری ، ص ٤٣٢ـ٤٣٣؛
محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٣٣ـ٢٣٦).
بخش دیگر، یعنی سازماندهی تشکیلات اداری ، را می توان به دو دوره تقسیم کرد: از ١٢٧٥ تا ١٣٢٧ و از ١٣٢٧ به بعد.
دورة اول . در ابتدای دورة اول ، محدودیت خطوط تلگراف به گونه ای بود که نظارتی کلی را اقتضا می کرد، بی آنکه به سازمان مستقلی نیاز باشد. این نظارت به شاهزاده اعتضادالسلطنه ، وزیر علوم ، واگذار شد که وی نیز آن را در دو بخش اداری (به ریاست علیقلی خان مخبرالدوله ) و محاسباتی (به ریاست میرزاهاشم خان امین الدوله ) ساماندهی کرد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٨٨٤ـ١٨٨٥؛
پژمان بختیاری ، ص ٤٤٠) در دوران وی ، در ١٢٨٥ دولت ایران به اتحادیة تلگرافی پیوست و از آن پس در عقد قراردادهای خویش با ممالک مجاور غالباً از مقررات عمومی اتحادیة مذکور تبعیت می کرد (پژمان بختیاری ، ص ٤٤٢؛
محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٣٦).
در ١٢٩١، که ادارة تلگراف در ردیف «امور مختصة سلطنت » قرار گرفت ، به صورت اداره ای مستقل ، از وزارت علوم جدا گردید و ریاست آن به مخبرالدوله واگذار شد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٧٥٣؛
همو، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٩٥٤). وی دو سال بعد با لقب «جناب » اولین وزیر تلگراف در وزارتخانة تازه تأسیس شدة تلگراف گردید و تا ١٣١٥ در این سِمَت باقی ماند (همو، ١٣٦٣ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٧٨٣؛
هدایت ، ص ٦٨). مخبرالدوله تلگرافخانة بزرگی در جوار مدرسة دارالفنون احداث کرد و تشکیلات اداری تلگراف را با ایجاد واحدهایی چون استخدام ، ملزومات ، سیم کشی ، احصائیه ، محاسبات داخلی ، محاسبات خارجی و مخابرات ، توسعه داد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ٢٠٤٤؛
پژمان بختیاری ، ص ٤٤٠). سیم کشی برخی خطوط مهم ، چون خط تلگراف تهران ـ مشهد (١٢٩٣) و خوزستان (١٢٩٤ـ١٢٩٥)، در دوران وی انجام شد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٩٦٤؛
پژمان بختیاری ، ص ٣٨٧ـ ٣٨٨، ٣٩٢). امور تلگراف ایران تا
اوایل دوران مشروطیت در انحصار وی و خانواده اش بود و به همین مناسبت القابی چون مخبرالدوله ، مخبرالملک ، مخبرالسلطنه و مخبرالسلطان به آنان اعطا شد ( رجوع کنید به هدایت ، همانجا؛
پژمان بختیاری ، ص ٣٩٢؛
محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨).
این دوران ، صرف نظر از بنیانگذاری تشکیلات اداری ، با ویژگیهایی از دوران بعد متمایز می شود، از جمله مقاطعه یا اجارة مخابرات تلگرافی و سلسله مراتب اداری . از همان نخستین سالهای ورود تلگراف به ایران ، در پی افزایش درآمد تلگراف ، طرح مقاطعه مخابرات تلگرافی به اجرا در آمد. بر این اساس ، دولت ادارة امور تلگراف را به سرپرست ادارة مذکور (بعدها به وزیرتلگراف )، محول می کرد و آن شخص در آخر هر سال مبلغی را به طور مقاطعه به دولت می پرداخت . مقاطعه در مراکز دیگری چون پستخانه و ضرابخانه نیز معمول بود و به گفتة کرزن (ج ٢، ص ٥٦٠)، یکی از انواع مالیاتهای ثابت و مستقیم ایران به شمار می آمد. نخستین بار در ١٢٨٦ و در دوران صدراعظمی میرزامحمدخان سپهسالار، اعتضادالسلطنه تمام مخابرات تلگرافی کشور را به مدت پنج سال ، سالانه سه هزار تومان ، اجاره کرد (پژمان بختیاری ، ص ٤٣٣ـ٤٣٤؛
نیز رجوع کنید به افشار، ص ١٩). مخبرالدوله نیز به همین شیوه به تمشیت امور وزارتخانه اش پرداخت . عایدات وی و خانواده اش از ادارة تلگراف به اندازه ای بود که سالانه بیست هزار تومان به دولت می پرداختند (جمالزاده ، ص ١٣٣).
درآمدهای هنگفت حاصل از رسم مقاطعه ، علاوه بر ایجاد رقابتهای زیانبار مالی و گسترش رشوه گیری ( رجوع کنید به مقصودلو، ج ١، ص ٤٩؛
هدایت ، ص ٥٩)، بر انحصارات کلی خارجیان نیز می افزود، چنانکه انگلستان به تبعیت از چنین سنّتی برخی از خطوط تلگرافی مهم را اجاره کرد ( رجوع کنید به پژمان بختیاری ، ص ٣٩٠ـ٣٩١). رسم مقاطعه در ١٣٢٨ ملغا گردید ( رجوع کنید به ایران . وزارت پست و تلگراف ، ص ١).
ویژگی دیگر تشکیلات اداری تلگراف در این دوران ، عناوین و مناصب نظامی کارکنان بود که ظاهراً متأثر از حضور نظامیان خارجی در راه اندازی خطوط تلگراف ایران بود. در میان نخستین گروه انگلیسی اعزامی برای احداث خطوط تلگراف ، هجده مهندس درجه دار ارتش وجود داشت . برخی دیگر چون شامپین و پاتریک استوارت هم دارای مناصب نظامی بودند (محمود، ج ٣، ص ٦٠٣؛
رایت ، ص ١٣٠). بدین لحاظ در سلسله مراتب اداری وزارت تلگراف و مراکز تابعة آن (وزارت معادن ، دارالفنون )، القاب و مناصبی چون سرتیپ ، سرهنگ و یاور، وجود داشت ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ٢١٣١ـ٢١٣٦) و این ترتیب ، به قولی ، تا حدود ١٣١٥ ش رعایت می شد (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٢٥). سرتیپ ، بالاترین منصب اداری ، به رؤسای تلگرافخانه های شهرهای مهم اطلاق می شد و به رؤسای تلگرافخانه های شهرهای کوچکتر، بترتیب سرهنگ و یاور می گفتند. در سایر مناطق نیز حضور یک رئیس یا یک تلگرافچی برای ادارة تلگرافخانه کافی بود ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٤ـ١٣٦٧ ش ، همانجا). بنا به دستور صریح و اکید ناصرالدین شاه وظایف این رؤسا بیش از آنکه اداری باشد، سیاسی و امنیتی بود ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٧٥٣). آنان موظف بودند اخبار ولایات را مرتباً به آگاهی شاه برسانند و تلگرامهای رسیده به تلگرافخانة مخصوص سلطنتی نباید پیش از رؤیت شاه ، به اطلاع فرد دیگری می رسید (صفائی ، ١٣٤٦ ش الف ، ص ٢٢؛
هدایت ، ص ٤٣،٦٠). گاه فرمانها و احکام حکومتی را آنان به حکام ابلاغ می کردند و در ملاعام می خواندند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ١٣٥٧ ش ، ص ٢٦٨) ودر برخی مواقع حتی حفظ نظم و امنیت عمومی به آنان واگذار می شد ( رجوع کنید به مقصودلو، ج ١، ص ٥٥).
دورة دوم . دوران جدید تشکیلات تلگرافی ایران (از ١٣٢٧ به بعد) با وقوع انقلاب مشروطیت و شکل گیری نهادهای مدنی چون مجلس شورا آغاز شد. ادغام تشکیلات پست و تلگراف و توسعه و تحول خدمات مخابراتی ، از مهمترین مشخصه های این دوران به شمار می رود.
تشکیل وزارت پست و تلگراف ، در اولین دورة قانونگذاری مجلس شورا (١٣٢٤) به تصویب رسید. بعدها به تناوب و در دوره های نامنظم وزارتخانه های تجارت و فواید عامه نیز به وزارت پست و تلگراف ، الحاق و پس از چندی از آن منفک شد (ضرغام بروجنی ، ص ٢٦، ٢٨ـ٣٦، ٦١، ٦٨، ٨٨، ٩٠). در دورة نهم قانونگذاری (١٣١٢ ش ) رسیدگی به امور تلفن نیز به این وزارتخانه محول شد و اگر چه چندی از آن جدا بود، از دورة دوازدهم (١٣١٩ ش ) تا به امروز، به شکل وزارتخانه ای واحد فعال است (همان ، ص ١٩١، ٢١٦؛
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به تلفن * ؛
وزارت پست و تلگراف و تلفن * ).
با پیوستن ایران به اتحادیة رادیوتلگرافی (به عنوان ششمین عضو اتحادیه ) در ١٣٣٠/١٩١٢ (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٣٦) و راه اندازی تلگراف بی سیم در این دوران ، خدمات مخابراتی توسعه و تحول یافت . نخستین بار در ١٣٣٣/١٩١٥ آلمانیها برای رفع احتیاجات نظامیِ ایران ، تلگراف بی سیم را در ایران راه اندازی کردند. باتوجه به نظامی بودن کاربرد تلگراف بی سیم ، مسئولیت آن به وزارت جنگ محول شد و یک شرکت روسی عهده دار فروش دستگاههای آن به ایران گردید. هم زمان ، آموزشگاهی نیز برای تعلیم متصدیان این دستگاهها دایر گشت که معلمان آن روسی و ایرانی بودند و در ١٣٠٥ ش تلگراف بی سیم ایران ، به نام بی سیم پهلوی ، رسماً افتتاح شد ( اسناد پست و تلگراف و تلفن در دورة رضاشاه ، مقدمة یزدانی ، ص بیست وسه ؛
محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٣٠ـ٢٣١). در اواخر همین سال ، دستگاههای بی سیم به وزارت پست و تلگراف واگذار گردید و به جای کاربرد نظامی ، به برقراری ارتباط عمومی با کشورهای خارجی اختصاص یافت . بعدها دستگاههای فرستندة با موج کوتاه جانشین فرستنده های با موج بلند شدند (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٣١ـ٢٣٢). در١٣١٣ش ، آژانس پارس تأسیس شد که نخستین خبرگزاری ایرانی بود که دریافت و ارسال اخبار و اطلاعات در آن از طریق تلگراف صورت می گرفت ( اطلاعات ، ص ١).
پس از جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥) روند تحول دستگاههای مخابراتی در ایران ، سیر صعودی یافت . برخی از عوامل مؤثر در این امر عبارت بودند از: راه اندازی دستگاه تله تایپ (دستگاه نویسندة تلگرافی )، تأسیس مراکز فرستنده و گیرنده با تجهیزات مدرن ارتباطات تلفنی و تلگرافی ، استفاده از بافه (کابل )های مرکّب محتوی زوجهای فرکانس بالا و زوجهای صوتی ، و بالاخره بهره برداری از ارتباط تلگرافی تلکس (محبوبی اردکانی ، ج ٢، ص ٢٤٠ـ٢٤١).
توسعة دستگاههای مخابراتی ، در عین حال سبب تأسیس و گسترش مراکز آموزش فنی گردید. نخستین مدرسة فنی تلگراف در ١٣٠٧ ش و در زمان وزارت قاسم صوراسرافیل تأسیس شد و تا ١٣١٥ش فعال بود. در ١٣١٧ش ، نیز کلاس ویژه ای برای آموزش نیروی متخصص برای پستهای جدید بی سیم دایر گردید. یک سال بعد، قانون تأسیس آموزشگاه پست و تلگراف برای تربیت نیروی متخصص در امور فنی تلگراف با سیم و تلگراف بی سیم و رادیو به تصویب رسید که تأسیس کلاسهای آموزشی برای تربیت کارمندان بومی در شهرستانها نیز در آن پیش بینی شده بود، اما اجرای آن تا ١٣٢٦ ش به تعویق افتاد. از آنجا که این فعالیتها، در مقایسه با سرعت پیشرفت فنی امور مخابراتی در جهان و عقب ماندگی فنی و صنعتی کشور، همیشه کارساز نبود، اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی ، مجدداً در دستور کار قرار گرفت ، چنانکه از ١٣٣٥ تا ١٣٣٨ ش ، ٢٥٠ کارآموز پست و تلگراف فقط به آلمان غربی اعزام شد (همان ، ج ٢، ص ٢٣٤ـ٢٣٦؛
برای تحولات سالهای بعد رجوع کنید به وزارت پست و تلگراف و تلفن * ).
عرضة دستورالعملها و انتشار اطلاعات آماری ، بخش دیگری از فعالیتهای ادارة تلگراف ایران ، از بدو تأسیس تاکنون بوده است . قدیمترین اثر موجود در این زمینه کتابچة تکالیف و دستورالعمل برای تلگراف متعلق به ١٢٧٦ و پس از آن جزوة تعرفة ادارة جلیلة پستخانه های ایران متعلق به ١٣٠٣ است که تعداد خطوط ، دوایر تلگرافی و نیز تعرفة مخابراتی ، در آن به ثبت رسیده است (رضوانی ، ص ٨٠، ٨٩؛
پژمان بختیاری ، ص ٤٤١). بعدها با معمول شدن انتشار سالنامه های پستی ، ادارة تلگراف اقدام به انتشار جزوه ای ١٠٤ صفحه ای همراه با نقشه ای دقیق از خطوط تلگراف و چگونگی تقسیمات آن نمود (١٣٣٨ـ ١٣٣٩). در ١٣٠٢ ش ، دو جزوه به زبان فارسی و فرانسه حاوی آمار عمومی عایدات ادارة تلگراف ، و در ١٣٠٤ ش ، ماهنامه ای به نام پست و تلگراف منتشر گردید. انتشار این نشریه پس از سه شماره ، متوقف و دورة دوم آن در ١٣١١ ش با عنوان پست و تلگراف و تلفن مجدداً آغاز شد و چند سال ادامه یافت (پژمان بختیاری ، ص ٤٤١ـ٤٤٢؛
افشار، ص ٢٠). نخستین سالنامة پست و تلگراف نیز در ١٣٠٨ ش به چاپ رسید و در سالهای بعد به طور منظم منتشر شد (پژمان بختیاری ، ص ٤٤٢).
نقش تلگراف در حیات اجتماعی ایران . تلگراف ، بیش از هر چیز، برای دستگاه حکومتی ایران مفید واقع شد. ناصرالدین شاه به اهمیت تلگراف در امور جاری مملکت ، اعتقاد بسیار داشت و آن را جزء امور خاص سلطنتی قرار داد. چه بسا ساخت نخستین تلگرافخانه های دولتی ایران در ارگ حکومتی ناشی از چنین نگرشی بوده است ( رجوع کنید به هدایت ، ص ٤٣؛
سفرنامة تلگرافچی فرنگی ، ص ٢٠٦، ٢٢٨، ٢٣٩؛
ویلز ، ص ٢٣٨). در واقع تلگراف در گسترش نظارت دولتی بر سراسر کشور (ابلاغ سریع فرمانها، آگاهی بموقع از تحولات ولایات دور دست و کاهش خطر بروز شورش ) بسیار مؤثر بود ( رجوع کنید به قائم مقامی ، ص ٨٩؛
سایکس ، ج ٢، ص ٥٧٦؛
کرزن ، ج ٢، ص ٧٣٣)، ضمن آنکه عواید مالی فراوانی نیز نصیب دولت می کرد ( رجوع کنید به جمالزاده ، ص ١٣٣، ١٦٣). اما برای عامة مردم مسئله به گونه ای دیگر بود. در واقع ، برای بسیاری از مردم ایران در آن زمان ، پدیدة جدیدی چون تلگراف ، به خودی خود منفی نمی نمود ( رجوع کنید به سفرنامة تلگرافچی فرنگی ، ص ٢٣٨)، بلکه انگلیسی یا روسی شدن آن موجب بدبینی آنان نسبت به این پدیده شده بود. این نگرش که اتباع خارجی نیز کاملاً بر آن وقوف داشتند ( رجوع کنید به رایت ، ص ١٣٠، ١٣٤)، نه تنها در جریان انعقاد قراردادها بلکه هنگام عملیات اجرایی نیز دردسرساز بود؛
چنانکه ، بزودی قطع تیرها و بریدن سیمهای تلگراف ، به معضِل بزرگ انگلیسها و روسها و همچنین دولت ایران که مسئول جبران خسارات عمدی بود، تبدیل شد که سالها ادامه داشت . تعویض تیرهای تلگراف و تعمیر آنها، در ناحیه ای واقع در مسیر بوشهر ـ کازرون بقدری تکرار شد که متصدیان انگلیسی ناچار به نصب تیرهای آهنی شدند (ویلز، ص ٣٤٠). در قلمرو روسها نیز، ترکمنهای استرآباد، بارها و بارها با قطع خطوط تلگراف ، سیمها را به تاراج بردند ( رجوع کنید به مقصودلو، ج ٢، ص ٥٦١، ٥٨٩، ٧٦٦، ٨٠٤). گاه انگیزه های سودجویانه نیز به این تحرکات دامن می زد. به نوشتة ویلز، کسبة همدان پس از آگاهی از اهمیت فراوان تلگراف برای انگلستان ، نرخ تیرهای چوبی را چند برابر کردند (ص ١٢١). در یک راهزنی ، کار به قتل تلگرافچی انگلیسی و خانواده اش انجامید که مجازات سنگینی برای قاتلان در پی داشت (کرزن ، ج ٢، ص ٢٤٦؛
ویلز، ص ٣٣٥ـ ٣٣٦ و برای موارد دیگر رجوع کنید به ویلز، ص ٣٤٠ـ ٣٤١). با اینهمه ، پس از افزایش اعتبار تلگرافچیان فرنگی در اذهان مردم و آشکار شدن تدریجی مزایای تلگراف ، بویژه امکان برقراری ارتباط سریع با پایتخت ، از شدت بدبینیهای اولیه کاسته شد و مردم به اهمیت تلگراف در برقراری ارتباط مستقیم و بی واسطه با شاه پی بردند (سایکس ، ج ٢، ص ٥٧٦). این نگرش بتدریج ، به رواج و گسترش بست نشینی و تحصن در تلگرافخانه ها انجامید ( رجوع کنید به بست و بست نشینی * ؛
تحصن * ). اگر چه بست نشینان در همة تلگرافخانه ها (چه ایرانی چه غیرایرانی ) تحصن می کردند، اما تلگرافخانه های خارجی به دو دلیل بیشتر موردتوجه بودند: نخست آنکه مِلک دولت متبوع خود به شمار می آمدند و از تعرض نیروهای دولتی ایران در امان بودند و دوم اینکه آگاهی مردم به نفوذ متصدیان تلگرافخانه ها در میان دولتمردان ایرانی ، امیدواری به رفع مشکل را بیشتر می کرد ( رجوع کنید به وقایع اتفاقیّه ، ص ١٦٩؛
بریتانیا، وزارت امورخارجه ، ج ١، ص ٢٢؛
ویلز، ص ١٩٨).
گاهی این تحصنها طولانی می شد ( رجوع کنید به باقری ، ج ١، ص ٢٧١ـ٢٧٣، ٢٨٠) و خسارات و دردسرهای فراوانی به وجود می آورد. به همین دلیل دولت انگلستان ، که تلگرافخانه هایش همواره موردتوجه بست نشینان بود، در مفاد قرارداد تلگرافخانة جاسک (١٣٠٤)، هرگونه تحصن در محدودة آن تلگرافخانه را صریحاً ممنوع اعلام کرد (صفائی ، ١٣٤٦ ش ب ، ص ٦٢٥).
در دوران مشروطه ، تحصن در تلگرافخانه ، یکی از رایجترین اشکال اعتراض مردمی بود. اجحاف و تعدی دولتیان ، نارساییهای موجود، آگاهی از اخبار و وقایع سایر شهرها، هماهنگی با انقلابیون نواحی مختلف ، هرج ومرج و ناامنی ، نفوذ بیگانگان ، عزل و نصب حکام ، عدم اجرای اصول قانون اساسی و نظایر آن ، عمده ترین دلایل تحصن در تلگرافخانه ها به شمار می آمد ( رجوع کنید به رفیعی ، ص ٦٦، ٧٢ـ٧٣، ١١٣؛
کتابفروش ، ص ١٣٩، ١٥٥). میان این تحصنها و مطالبات مطرح شده در آنها، با آنچه امروزه گردهماییهای (میتینگ ) سیاسی نامیده می شود، مشابهتهای تأمل برانگیزی وجود دارد. چنین تحولی پیش از هر چیز ناشی از آشنایی ایرانیان با فضای فکری جدید و مرهون گسترش ارتباط آنان با جهانیان بود که پدیدة تلگراف نقش عمده ای در آن ایفا کرد. این پدیده نقاط مختلف جهان را به هم وصل می کرد و سبب تلاقی افکار می شد. در تهران اخبار خارجی روزنامة وقایع اتفاقیّه ، متکی به مخابرات تلگرافی بود و متصدیان تلگرافخانة هندواروپا نیز مستقلاً به انتشار اینگونه اخبار در ورقه ای به نام «اخبار عامه » مبادرت می کردند (رایت ، ص ١٣٣؛
ویشارد ، ص ٩٨). در انقلاب مشروطه ، سیمهای تلگراف به مثابه چشم و گوش مشروطه طلبان عمل می کرد و حیاتیترین رشتة ارتباطی آنان محسوب می شد. شرح روشنی از این تأثیر مهم در همة آثار به جا مانده از آن دوران به ثبت رسیده است ( رجوع کنید به رفیعی ، ص ٥٥، ٦٦، ٧٢، ١١٣، ١٥٦؛
جورابچی ، ص ٤ـ ٨، ١٥، ٢٠).
منابع :
(١) اسناد پست و تلگراف و تلفن در دورة رضاشاه ، به کوشش مرضیه یزدانی ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، ١٣٧٨ ش ؛
(٢) اسنادی از روابط ایران و هند در دورة مظفرالدین شاه قاجار ، چاپ احمد جلالی فراهانی ، تهران : مؤسسة چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه ، ١٣٧٦ ش ؛
(٣) اطلاعات ، سال ٩، ش ٢٢٥٨، ٢٠ مرداد ١٣١٣؛
(٤) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ؛
(٥) همو، صدرالتواریخ ، چاپ محمد مشیری ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٦) همو، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٧) ایرج افشار، «بدینطریق ایران دارای تلگراف شد!»، اطلاعات ماهانه ، سال ٣، ش ١٠ (١٣٢٩ ش )؛
(٨) ایران . وزارت پست و تلگراف . ادارة تلگراف ، اولین رسالة اطلاعات راجعه به تلگراف ایران : سال پیچی ئیل ١٢٩٩ ، ( تهران ) ١٢٩٩ ش ؛
(٩) علی باقری ، جامعه و حکومت در ایران ، ج ١: دوران قاجار ، ( بی جا ) : مرکز نشر بین الملل ، ١٣٧١ ش ؛
(١٠) بریتانیا. وزارت امورخارجه ، کتاب آبی : گزارشهای محرمانة وزارت امورخارجة انگلیس در بارة انقلاب مشروطة ایران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٩ ش ؛
(١١) حسین پژمان بختیاری ، تاریخ پست و تلگراف و تلفن ، تهران ?( ١٣٢٦ ش ) ؛
(١٢) محمدعلی جمالزاده ، گنج شایگان ، یا، اوضاع اقتصادی ایران ، برلین ١٣٣٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٣) محمدتقی جورابچی ، حرفی از هزاران کاندر عبارت آمد: وقایع تبریز و رشت ١٣٣٠ـ١٣٢٦ هجری قمری ، چاپ منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٤) محمداسماعیل رضوانی ، «تاریخچة تلگراف در ایران : ریشه های تاریخی بعضی از مسائل کنونی بین المللی »، جامعة نوین ، سال ١، ش ٢ (پاییز ١٣٥٣)؛
(١٥) منصوره رفیعی (جعفری فشارکی )، انجمن : ارگان انجمن ایالتی آذربایجان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٦) روزنامة وقایع اتفاقیه ، ش ٢٧٣، ١٨ شعبان ١٢٧٢، ش ٢٧٥، ٣ رمضان ١٢٧٢، ش ٢٧٩، ١ شوال ١٢٧٢، ش ٢٩٣، ١٠ محرّم ١٢٧٣، ش ٣٧٢، ٢ شعبان ١٢٧٤، ش ٣٧٩، ٢١ رمضان ١٢٧٤، ش ٣٨٥، ٥ ذیقعدة ١٢٧٤، ش ٤٢٠، ١٣ رجب ١٢٧٥، ش ٤٢٧، ٣ رمضان ١٢٧٥، ش ٤٣٩، ٢٨ ذیقعدة ١٢٧٥؛
(١٧) سرپرسی مولزورث سایکس ، تاریخ ایران ، ترجمة محمدتقی فخرداعی گیلانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) سفرنامة تلگرافچی فرنگی ، چاپ ایرج افشار، در فرهنگ ایران زمین ، ج ١٩ (١٣٥٢ ش )؛
(١٩) ابراهیم صفائی ، «افتتاح تلگراف طهران ـ مشهد»، نگین ، سال ٣، ش ٧ (آذر ١٣٤٦ الف )؛
(٢٠) همو، «قرارداد تلگرافخانه جاسک بین دولت ایران و انگلیس »، وحید ، سال ٤، ش ٧ (تیر ١٣٤٦ ب )؛
(٢١) جمشید ضرغام بروجنی ، دولتهای عصر مشروطیت ، تهران ?( ١٣٥٠ش ) ؛
(٢٢) جهانگیر قائم مقامی ، «سابقة تلگراف در ایران »، بررسیهای تاریخی ، سال ٧، ش ١ (فروردین ـ اردیبهشت ١٣٥١)؛
(٢٣) محمدحسین بن رمضان علی کتابفروش ، تاچه شود؟ بازتاب واقعة مشروطه در مجموعه ای از مکاتبات تجاری حاج محمدحسین کتابفروش ، ١٣٣٠ـ ١٣٢٥ هجری قمری ، چاپ سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٢٤) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) گزیدة اسناد سیاسی ایران و عثمانی : دورة قاجاریه ، تهران : وزارت امورخارجة جمهوری اسلامی ایران ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٦٩ـ١٣٧٥ ش ؛
(٢٦) حسین محبوبی اردکانی ، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران ، ج ٢، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢٧) محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی ، تهران ، ج ٢، ( بی تا. ) ، ج ٣، ١٣٣٥ ش ؛
(٢٨) معاهدات و قراردادهای تاریخی در دورة قاجاریه ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران : بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ١٣٧٣ ش ؛
(٢٩) حسینقلی مقصودلو، مخابرات استراباد ، چاپ ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٠) وقایع اتفاقیّه : مجموعة گزارشهای خفیه نویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران از سال ١٢٩١ تا ١٣٢٢ قمری ، چاپ سعیدی سیرجانی ، تهران : نوین ، ١٣٦٢ ش ؛
(٣١) علی اکبر ولایتی ، تاریخ روابط خارجی ایران : دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٣٢) جان ویشارد، بیست سال در ایران ، ترجمة علی پیرنیا، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٣) چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش : سفرنامه دکتر ویلز ، ترجمة غلامحسین قراگوزلو، ( تهران ) ١٣٦٨ ش ؛
(٣٤) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٥) Henry George Liddell and Robert Scott, A Greek - English lexicon , Oxford ١٩٧٧;
(٣٦) Walter W.Skeat, The concise dictionary of English etymology , Ware, Engl. ١٩٩٣;
(٣٧) Denis Wright, The English amongst the Persians during the Qajar period: ١٧٨٧-١٩٢١ , London ١٩٧٧.
/ رقیه میرابوالقاسمی /