دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٩٩
حرّانى ، ابنشعبه (حسنبن علیبن حسینبن شعبه)، محدّث امامى و مؤلف كتاب مشهور تُحَف ُالعقول. در منابع كهن رجالى شیعه درباره وى اطلاعى وجود ندارد. براساس نوشته حسینبن علیبن صادق بحرانى در رسالهاى كه درباره اخلاق و سلوك تألیف كرده، ابنشعبه از قدماى اصحاب امامیه محسوب شده و شیخ مفید از تُحفالعقولِ وى، مطالبى نقل كرده است (رجوع کنید به قمى، ج ١، ص ٣٢٩ـ٣٣٠). آقابزرگ طهرانى (ج ٣، ص ٤٠٠) از نوشته بحرانى استنباط كرده كه حرّانى از مشایخ شیخ مفید و معاصر شیخ صدوق بوده، ولى بنابر منابع رجالى، مفید شیخى بدین نام نداشته است (اسكافى، مقدمه محمدباقر موحدى ابطحى، ص ١٣ـ ١٤). حرّانى منسوب به خاندان شعبه است كه در اصل اهل حلب بودند و محدّثان بزرگى در میان آنان ظهور كردهاند (رجوع کنید به حلبى، مقدمه جعفر سبحانى، ص ٩). قدیمترین اظهارنظر درباره شخصیت علمى و دینى حرّانى، از ابراهیمبن سلیمان قطیفى*، از علماى سده دهم، است كه بنا به نقل شوشترى (ج ١، ص ٣٨٣)، او در كتاب الوافیه خود از حرّانى با عنوان «شیخِ عالم فاضلِ عاملِ فقیه» نامبرده است. اظهارنظر علماى بعدى، همه از بحرانى و قطیفى گرفته شده است (براى نمونه رجوع کنید به حرّعاملى، قسم ٢، ص ٧٤؛
افندى اصفهانى، ج ١، ص ٢٤٤).
به حرّانى دو كتاب منسوب است: التمحیص، كه درباره سبب و شیوههاى آزمایشهاى الهى مؤمنان (شیعه) و همراه روایاتى درباره صبر و زهد و رضاست؛
و تحف العقول فیما جاء من الحِكَم و المواعظ من آلالرسول. درباره انتساب التمحیص میان صاحبنظران اختلاف وجود دارد: قطیفى (رجوع کنید به شوشترى، همانجا)، حرّ عاملى (همانجا) و افندى اصفهانى (همانجا) آن را تألیف حرّانى دانسته و مجلسى (ج ١، ص ١٧) و نورى (ج ١، ص١٨٦ـ١٨٧) در انتساب آن به حرّانى یا ابنهمام اسكافى تشكیك كردهاند. موحدى ابطحى در مقدمه التمحیص (ص ١٠ـ ١٤) به نقد و بررسى ادله كسانى كه كتاب را به حرّانى یا ابنهمام اسكافى نسبت دادهاند پرداخته و یادآور شده است كه بحث در این نیست كه روایات التمحیص از آنِ ابنشعبه است یا ابنهمام تا گفته شود هر دو ثقهاند، بلكه در این است كه این كتاب تألیف یا املاى ابنهمام اسكافى است یا تألیف شخصِ دیگرى نظیر ابنشعبه به روایت ابنهمام. موحدى ابطحى نتیجه میگیرد كه اصل كتاب از محمدبن همام است و شك در این است كه التمحیص را شخصِ دیگرى از او روایت كرده، كه در این صورت روایات آن با واسطه است، یا كتاب به املاى ابنهمام است كه در این صورت این كتاب نظیر امالىِ مشایخ حدیثى چون مفید و مرتضى و طوسى خواهد بود.
اما كتابى كه سبب شهرت حرّانى شده و در انتساب آن به او هیچاختلافى وجود ندارد، تحفالعقول است. به نوشته ابنشعبه (ص ٢ـ٣)، هدف وى از تألیف این كتاب در دسترس قراردادن دانشهاى پیامبر اكرم و امامان است كه دربردارنده كار دین و دنیا و صلاح امروز و فرداست و چون دانشمندان شیعه درباره حلال و حرام و فرائض و سنن از گفتار ائمه كتاب فراهم كردهاند ولى درباره حكمتها و اندرزهاى پیامبر و ائمه، خاصه كلمات قصار آنها، كتابى تألیف نكردهاند، وى دست به این كارزده است. این كتاب مشتملبر احادیثى در اصول و فروعدین و كلیات و دستهاى از سنّتها و آداب دین و پند و اندرزهاى امامان و سخنان حكیمانه آنان است (همان، ص ٣). در این كتاب گزیدهاى از سخنان پیامبر و امامان شیعه، به جز امام دوازدهم علیهمالسلام آمده است. بخشى از مهمترین مطالب كتاب عبارتاند از: وصایاى پیامبر اكرم به امام على علیهالسلام (ص ٦ـ١٤)، پاسخهاى پیامبر به شمعونبن لاوى مسیحى (ص ١٥ـ ٢٤)، سفارش پیامبر به معاذبن جبل هنگام اعزام وى به یمن (ص ٢٥ـ٢٦)، سخنان پیامبر در حجةالوداع (ص٣٠ـ٣٤)، خطبه امام على در اخلاص توحید (ص٦١ـ٦٧)، اندرزهاى آن حضرت به امامحسن (ص ٦٨ـ ٨٨)، خطبةالوسیله (ص ٩٢ـ ١٠٠)، نامه امام على به مالكاشتر (ص١٢٦ـ ١٤٩)، سخنان امامعلى با كمیل (ص١٦٩ـ١٧٦)، جواب امام حسن به حسن بصرى (ص ٢٣١ـ٢٣٢)، خطبه امام حسن بعد از صلح با معاویه (ص ٢٣٢ـ ٢٣٣)، سخنان امام حسین در امر به معروف و نهى از منكر (ص ٢٣٧ـ٢٣٩)، نامه امام حسین به اهل كوفه (ص ٢٤٠ـ ٢٤٢)، رساله حقوق امام زینالعابدین (ص ٢٥٥ـ ٢٧٢)، سفارش امام باقر به جابربن یزید جعفى (ص ٢٨٤ـ٢٨٦)، سفارش امام صادق به مؤمن طاق (ص ٣٠٧ـ ٣١٣)، سخنانى از امام صادق علیهالسلام كه برخى از شیعیان آن را نثرالدرر نامیدهاند (ص ٣١٥ـ٣٢٤)، سفارش امام كاظم به هشام (ص ٣٨٣ـ ٤٠٢)، پاسخ امام رضا به مأمون درباره احكام شریعت (ص ٤١٥ـ ٤٢٣)، توصیف امام رضا از امامت و منزلت آن در مسجدجامع مرو (ص ٤٣٦ـ٤٤٢)، پاسخ امام جواد به پرسشهاى یحییبن اكثم (ص ٤٥٤)، رساله امام هادى در رد بر اهل جبر و تفویض (ص ٤٥٨ـ٤٧٥)، پاسخهاى امام هادى به پرسشهاى یحییبن اكثم (ص ٤٧٦ـ٤٨١) و نامه امام عسكرى به اسحاقبن اسماعیل نیشابورى (ص ٤٨٤ـ٤٨٦). در پایان هر یك از این قسمتها، گزیدهاى از كلمات قصار آنها نیز آورده شده است. در پایان كتاب، سخنان خدا با حضرت موسى (ص ٤٩٠ـ٤٩٦) و حضرت عیسى (ص ٤٩٦ـ٥٠١)، اندرزهاى مسیح در انجیل و جز آن (ص ٥٠١ـ٥١٣) و سرانجام سفارش مفضّلبن عمر به شیعیان (ص ٥١٣ـ٥١٥) آمده است.
تحفالعقول در قرون اخیر همواره مورد توجه علماى شیعه بوده تا آنجا كه قطیفى آن را بینظیر خوانده است (رجوع کنید به شوشترى، همانجا). در كتابهاى حدیثى و فقهى از آن نقل قول كردهاند (رجوع کنید به مجلسى، ج ١، ص ٢٩؛
بحرانى، ج ٢٥، ص ١٨٠؛
نورى، ج ١، ص ١٨٧). در عین حال، آنچه مایه خردهگیرى و در برخى موارد نامعتبر دانستن مندرجات تحفالعقول از سوى علماى شیعه شده، ارسال اسنادِ احادیث آن است. اگر چه خودِ ابنشعبه به این موضوع توجه داشته و در مقدمه (ص ٣) نوشته كه سلسله سندِ بیشتر احادیث كتاب را سماع كرده، ولى در تألیف كتاب براى رعایت ایجاز و نیز به این سبب كه بیشتر این كلمات و سخنان از زمره آموزشها و حكمتهایى است كه خود گواه درستى خود هستند و به این دلیل كه آنها را براى شیعیان فراهم كرده است كه تسلیم اماماناند، از ذكر اسناد احادیث كتاب اجتناب كرده است. خویى ضمن اعتراف به فضل و ورع و ممدوح بودن حرّانى (رجوع کنید به توحیدى، ج ١، ص ٥)، كتاب وى را به دلیل مُرسل بودن احادیث آن، فاقد اعتبار دانسته و در هیچ یك از احكام شرعى، استناد به روایات تحفالعقول را جایز نشمرده است (ج ١، ص ٩؛
نیز رجوع کنید به معلم، ص ٢٧٤ـ٢٧٧). گفتنى است كه تحفالعقول در میان نُصَیریه* حرمتى خاص داشته و بسیارى از پیروان این مذهب آن را از بردارند (ضیائى، ج ١، ص ٨١).
تحفالعقول بارها در ایران و عراق و لبنان به چاپ رسیده است. نخستینبار در ١٢٩٧، با روضه كافى، در یك مجلد چاپ سنگى شد. بهترین چاپ آن، با تصحیح و تعلیق علیاكبر غفارى، در ١٣٧٦ در تهران صورت گرفته است. این كتاب بارها به فارسى ترجمه شده كه بهترین آنها ترجمه پرویز اتابكى با عنوان رهاوردِ خِرد (تهران ١٣٧٦ش) است. این كتاب را بدر شاهین به انگلیسى ترجمه و در ١٣٨٣ش در قم به چاپ رسانده است.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنشعبه، تحفالعقول عن آلالرسول صلیاللّه علیهم، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش؛
(٣) محمدبن همام اسكافى، التمحیص، قم ( ١٣٨٠)؛
(٤) عبداللّهبن عیسى افندیاصفهانى، ریاض العلماء و حیاضالفضلاء، چاپ احمد حسینى، قم ١٤٠١ـ؛
(٥) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائق النّاضرة فى احكام العترة الطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٦) محمدعلى توحیدى، مصباح الفقاهة، تقریرات درس آیةاللّه خوئى، قم ١٣٧٧ش؛
(٧) محمدبن حسن حرّعاملى، املالآمل، چاپ احمد حسینى، بغداد ( ١٩٦٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
(٨) علیبن حسن حلبى، اشارةالسبق، چاپ ابراهیم بهادرى، قم ١٤١٤؛
(٩) نوراللّهبن شریفالدین شوشترى، مجالس المؤمنین، تهران ١٣٥٤ش؛
(١٠) علیاكبر ضیائى، فهرس مصادرالفرق الاسلامیة، ج ١، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) عباس قمى، كتاب الكنى و الالقاب، صیدا ١٣٥٧ـ١٣٥٨، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(١٢) مجلسى؛
(١٣) محمدعلى معلم، اصول علمالرجال بین النظریة و التطبیق، تقریرات درس آیةاللّه داورى، (قم) ١٤١٦؛
(١٤) حسینبن محمدتقى نورى، خاتمة مستدرك الوسائل، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠.
/ ابوالفضل حافظیان /