دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧١٤
تفسیر علی بن ابراهیم قمی ، تفسیری مأثور از علی بن ابراهیم بن هاشم قمی * (زنده در ٣٠٧)، محدّث و فقیه امامی . این کتاب در رجال نجاشی (ص ٢٦٠) و فهرست طوسی (ص ٢٠٩) به علی بن ابراهیم نسبت داده شده است و منقولاتی از آن در کتب قدما دیده می شود، از جمله در تهذیب الاحکام شیخ طوسی (ج ٤، ص ٤٩ـ٥٠)، مجمع البیان (ج ١، ص ٣٧٧، ٣٨٤، ٣٩٠) و اعلام الوری طبرسی (ج ١، ص ٢٩٦؛ نیز رجوع کنید به شبیری ، ص ٥٠) و مناقب ابن شهرآشوب (ج ٣، ص ٢٣٦، ج ٤، ص ١٦٠).
اکنون نسخه ای با عنوان تفسیر علی بن ابراهیم در دست است که نخستین بار حسن بن سلیمان حِلّی به نقل از شهید اول (متوفی ٧٨٤) منقولاتی از این نسخه را دیده (ص ٤١ـ٤٧) و سپس در کتب متأخر، مانند بحارالانوار ، روایات آن در ابواب مختلف پراکنده شده است . در این نسخه بارها عباراتی دیده می شود که به تفسیر علی بن ابراهیم ارجاع می دهد (برای نمونه رجوع کنید به قمی ، ج ١، ص ١٢٠، ٢٧١، ٣١٣، ج ٢، ص ٣٦٠؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٠٤ـ ٣٠٥). بعلاوه این تفسیر از معاصران علی بن ابراهیم ، همچون احمدبن ادریس (متوفی ٣٠٦) و حسین بن محمدبن عامر و حُمَیدبن زیاد (متوفی ٣١٠) و محمدبن جعفر رزّاز (متوفی ٣١٦)، نیز روایاتِ بسیار دارد و حتی احادیثی از محدّثان متأخر از وی ، همچون ابن عُقْدة (٢٤٩ـ٣٣٢) و محمدبن عبداللّه بن جعفر حِمْیری و ابن همّام اِسکافی (متوفی ٣٣٦)، در این کتاب دیده می شود که خود علی بن ابراهیم در هیچ سندی از آنها روایت نمی کند.
از سوی دیگر، در این کتاب در مواردی بسیار از مشایخ مهم علی بن ابراهیم چون احمدبن محمدبن عیسی و محمدبن عیسی بن عبید و احمدبن ابی عبداللّه برقی ، با واسطة معاصران علی بن ابراهیم ، نقل شده است . شگفت آنکه در سند دیگری ،
از ابراهیم بن هاشم ، پدر و استاد اصلی علی بن ابراهیم ، با
دو واسطه روایت شده (ج ٢، ص ٣٣٩) و از معاصران وی
چون محمدبن یحیی و سعدبن عبداللّه نیز با واسطه نقل شده است (ج ٢، ص ٣٤٤). این قراین و قراین متعدد دیگر نشان می دهد که تمامی تفسیر موجود از علی بن ابراهیم نیست ( رجوع کنید به مددالموسوی ، ص ٨٤ ـ٩٤).
آقابزرگ طهرانی نخستین کسی است که در بارة عدم صحت انتساب تمام تفسیر موجود به علی بن ابراهیم سخن گفته و بر این باور است که ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم ، شاگرد علی بن ابراهیم که نامش در آغاز تفسیر موجود آمده ، روایات ابوالجارود، راوی مطالبی در تفسیر از امام باقر علیه السلام ، و دیگران را از اواسط جلد اول تفسیر در آن وارد کرده است (ج ٤، ص ٣٠٣)، اما شاهدی برای این نظر در دست نیست و عباس بن محمدبن قاسم کسی جز یکی از مشایخ مؤلف کتاب نیست که در «طریق » مؤلف به علی بن ابراهیم قرار گرفته ( رجوع کنید به مددالموسوی ، ص ٩٣ـ٩٤) و نام وی علاوه بر آغاز کتاب در میان نام راویان دیگر نیز ذکر شده است (ج ٢، ص ٢٩٧).
در طرف مقابل ، در کتاب تأویل الا´یات از تفسیر علی بن ابراهیم مطالب بسیاری نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٩٠، ١٢٧، ١٦٥، ١٧٣) که اصلاً در این تفسیر نیست . بنابراین تفسیر موجود نه در بر دارندة تمام تفسیر علی بن ابراهیم است و نه تمام منقولاتِ آن از وی است ، بلکه کتابی است از مؤلفی دیگر که بیش از همه از تفسیر علی بن ابراهیم بهره گرفته و در آن ، از طریق بیش از بیست راوی ، روایات بسیاری از کتب و مصادر دیگر آورده است . حجم این دسته روایات ، در نیمة نخست مجلد اول تفسیر بسیار اندک است و بتدریج افزایش می یابد تا بدانجا که در اواخر کتاب تقریباً به اندازة روایاتِ منقول از تفسیر علی بن ابراهیم می شود. در تفسیر موجود معمولاً پس از نقل از غیر علی بن ابراهیم ، با آوردن نام علی بن ابراهیم به گونة صریح یا با ضمیر، بازگشتِ متن به تفسیر علی بن ابراهیم یادآوری می شود (بجز ج ١، ص ٢٠٠ـ ٢٧١). سید موسی ' شبیری زنجانی با توجه به اینکه اغلب راویانِ بخش دوم تفسیر ، همچون احمدبن ادریس و حسن بن علی مَهزیار و محمدبن جعفر رزّاز، از استادان علی بن حاتِم قزوینی (زنده در ٣٥٠) بوده اند و هیچ راوی دیگری از این مجموعه افراد روایت نمی کند، مؤلف کتاب را علی بن حاتم می شناساند (به نقل محمدجواد شبیری ، ص ٥٠؛ نیز رجوع کنید به نجاشی ، ص ٣٦؛ طوسی ، ١٤٠١، ج ٣، ص ٧٢؛ ابن بابویه ، ج ٢، ص ٤٤٦، ٥١٩). ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم نیز از مشایخ علی بن حاتم است (ابن بابویه ، ج ١، ص ٣٠٤) و ممکن است منشأ اشتباه در انتساب کتاب ، تبدیل نام علی بن ابی سهل ــ که همان علی بن حاتم است ــ به علی بن ابراهیم ، به جهت شباهت این دو اسم ، باشد.
قسمت عمدة تفسیر موجود، نقل از تفسیر علی بن ابراهیم است ، ولی وجود نقلهایی در تأویل الا´یات و برخی کتب دیگر
از تفسیر علی بن ابراهیم ــ که با احادیث و مطالب تفسیر
موجود تفاوتهای فراوانی دارد ــ سبب می شود که به آنچه از تفسیر علی بن ابراهیم در تفسیر موجود نقل شده ، نتوان اعتماد کامل کرد (استرآبادی ، ص ٣٢، ١٤٠، ٢١٤، ٢١٦؛ قس قمی ، ج ١، ص ٣٠، ١٤٠، ٣٠١، ٣٠٦؛ ابن طاووس ، ص ١٦٨ـ ١٦٩، ١٧٠ـ١٧١؛ قس قمی ، ج ١، ص ٥٩، ٢٧٧؛ طبرسی ، ١٤٠٨، ج ٢، ص ٥٠٣، ٦١٤؛ قس قمی ، ج ١، ص ٦٦، ٧٢؛ ابن شهرآشوب ، ج ٤، ص ٢٧٢؛ قس قمی ، ج ١، ص ١٥٥). مقایسة اسناد علی بن ابراهیم در این کتاب و اسناد علی بن ابراهیم در کتاب کافی از دشواریهای بسیار این تفسیر حکایت می کند ــ از جمله از کوتاه بودن واسطه ها در بسیاری از اسناد (برای نمونه رجوع کنید به کلینی ، ج ٢، ص ٣٨٩؛ قس قمی ، ج ١، ص ٣٢) ــ و این امر سبب می گردد که در نقل از این کتاب احتیاط شود. چون این احتمال وجود دارد که علی بن ابراهیم ــ که در اواسط عمر نابینا شده بود (نجاشی ، ص ٢٦٠) ــ مطالب تفسیری را برای شاگردان خود گفته و آنان آنها را نوشته و تنظیم کرده باشند. بنابراین کتاب تفسیر علی بن ابراهیم در اصل نسخه های مختلف داشته ، از جمله نسخه ای از این تفسیر به روایت نوة مؤلف به دست ابن طاووس (ص ١٧٥) رسیده است و وی در وصف این نسخه می گوید که جمیع کتاب در چهار جزء در دو مجلد واقع است (نیز رجوع کنید به کلبرگ ، ص ٥٤٤)، ولی در تفسیر موجود نشانی از اجزا دیده نمی شود.
دیدگاهی رجالی در بارة اسناد تفسیر علی بن ابراهیم وجود دارد که با تکیه بر عبارت «وَنحنُ ذاکرون و مُخبرون بماینتهی الینا ورَواهُ مشایخُنا و ثقاتنا عن الذّین فرض اللّه طاعتهم ...» در مقدمة آن (ج ١، مقدمه ، ص ٤)، بر وثاقت تمامی افراد اسناد این تفسیر به شرط اتصال روایت به معصومان علیهم السلام تأکید می کند و این تفسیر را از مصادر مهم رجالی می داند (حرّعاملی ، ج ٣٠، ص ٢٠٢؛ خوئی ، ج ١، ص ٤٩ـ٥٠). اگر عبارت مذکور افادة حصر کند و گویندة آن علی بن ابراهیم باشد، تنها ناظر به مواردی است که از علی بن ابراهیم نقل شده و علاوه بر وثاقت ، بر پایة مبانی علم رجال و روایتِ حدیث ، بر شیعه بودن راویان نیز دلالت دارد. ولی گویندة عبارات فوق معلوم نیست و بعلاوه ، روشن نیست که این گواهی ناظر به تمام افراد سلسلة اسناد کتاب باشد. به نظر می رسد این عبارت تنها به مشایخ مستقیم یا مؤلفان کتب مأخذ تفسیر اشاره دارد، زیرا در اسناد موجود حتی در مواردی که از علی بن ابراهیم نقل شده ، روایات مسلّم الضعف فراوان دیده می شود. روایات مرسل نیز در کتاب بسیار است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٠، ٣٠، ٩٤، ١١٤، ج ٢، ص ٤٠٦، ٤١٠، ٤٢٦، ٤٢٨، ٤٣٤). از سوی دیگر، باتوجه به اینکه علی بن حاتم باوجود وثاقت با تعبیر «یروی عن الضعفاء» وصف شده (نجاشی ، ص ٢٦٣)، پذیرش توثیقات وی دشوار است .
در تفسیر موجود، بجز تفسیر علی بن ابراهیم ، احادیث بسیاری از تفسیر ابوالجارود با عنوان «وفی روایة ابی الجارود» نقل شده که گاه سند کامل هم همراه نام وی ذکر شده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٠٢، ١٩٨، ٢٢٤، ٢٧١). مآخذ دیگر این تفسیر چندان روشن نیست ، ولی با دقت در تسلسل اسناد کتاب و مقایسة آنها با یکدیگر و با کتب رجال ، مآخذ احتمالی کتاب را می توان به دست آورد: مراجع معتبری چون نوادر احمدبن محمدبن عیسی ، محاسن احمدبن ابی عبداللّه برقی ، نوادر الحکمة محمدبن احمدبن یحیی بن عمران اشعری ، و چند کتاب تفسیری از جمله تفسیر فرات کوفی * ، تفسیر قرآن ابوحمزة ثمالی ، تفسیر علی بن مهزیار، تفسیر معلّی بن محمد، تفسیر گمنام عبدالغنی بن سعید ثقفی که به تفسیر ابن عباس منتهی می شود، تفسیرالباطن علی بن حسّان هاشمی که از غالیان بوده و شدیداً تضعیف شده است ، و تفسیر قرآن حسن بن علی بن ابی حمزه که خود و پدرش از رؤسای واقفه اند (قمی ، ج ٢، ص ٤٠، ٢٣٤، ٢٤٥، ٢٨٦، ٢٩٢، ٢٩٤، ٣٥١، ٤٢٢؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ٣، ص ٢٩١؛ نجاشی ، ص ٢٥١؛ ابن داوود حلّی ، ص ٢٦١؛ کشی ، ص ٥٥٢، ش ١٠٤٢).
تفسیر علی بن ابراهیم با دیدگاه حدیثی نوشته شده ، ازینرو مؤلف از ظاهر آیات ، با استناد به روایات ، به آسانی دست کشیده است . کتاب از تفاسیر تأویلی شمرده شده و تأویلهای دور از ذهن در آن بسیار است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٥، ٢٠٣)، ازینرو بسیاری از آیات به فضائل اهل بیت یا مثالب دشمنانشان تفسیر شده که معنای باطنی آیات به شمار می آیند. در این تفسیر تنها روایات گردآوری نشده است بلکه آیات و کلمات بدون استنادِ روشن به روایات ، تفسیر شده و شأن نزول آیات بتفصیل بیان گردیده و قصص انبیا و وقایع زمان پیامبر و مباحث فقهی حجم گسترده ای از کتاب را تشکیل داده است . گاهی معانی مختلف واژه های مشترک در قرآن ذکر شده (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٠، ٣٢، ٣٥) و از آیات دیگر و روایات و اشعار شاعران بر تفسیر یک آیه دلیل اقامه شده (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٤٦، ١٣٢، ٢٣١، ٣٠٩، ٣٨٨، ج ٢، ص ٨٥ ـ٨٧) و گاه به نظر عامه اشاره شده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٧٠، ج ٢، ص ٧٩، ٨٥، ٩٩، ١٤٢، ٢٢٦). در مقدمة تفسیر موجود، مباحث کلی علوم قرآنی به صورت تقسیم بندی آیات در حدود پنجاه عنوان به نقل از علی بن ابراهیم مطرح شده ، سپس با ذکر آیه یا آیه هایی به توضیح این عناوین پرداخته شده است . آشفتگی این مقدمه و عدم تطابق کامل فهرست عناوین با شرح آن حاکی از وجود اختلالی در کتاب است . در این مقدمه از ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه ، خاص و عام و سبک خاصی در قرآن به نام منقطع معطوف سخن رفته ( رجوع کنید به ج ١، ص ٣٢، ٤٦، ٥١ـ٥٢، ٩٦، ١٦٧، ج ٢، ص ١٤٩) و گفته شده که ترتیب آیات در هنگام جمع آوری آنها به هم خورده است (ج ١، ص ٨، ١١٨، ج ٢، ص ٣١٥).
علی بن ابراهیم از تحریف قرآن سخن گفته (ج ١، ص ١٠ـ١١) و آیاتی را ذکر کرده است که تأویل آن در تنزیل یا با تنزیل یا قبل از تنزیل یا بعد از تنزیل است (ج ١، ص ١٣، ١٤، ٩٦، ١٤٢، ج ٢، ص ٦٨). وی از آیات قرآن برای رد مذاهب مختلف غیراسلامی مانند بت پرستان و زنادقه و دهریه (ج ١، ص ٢٠٥، ٢٣٦، ج ٢، ص ٧٨) و برخی از فرق اسلامی مانند معتزله ، قدَریه ــ که به نظر وی همان مُجبِره اند ــ و نیز دیدگاههای نادرست دیگر استفاده می کند (ج ١، ص ١٧ـ ٢٥، ٢١٢، ج ٢، ص ٦٠، ٨٩، ٣٩٨) و با آوردن روایاتی اجمالاً به مذهب امرٌ بین امرین اشاره می نماید. روش تفسیر قرآن به قرآن ، با دیدگاهی تأویلی ، در مواضع بسیاری از تفسیر دیده می شود (ج ١، ص ٣٥، ١٥٧، ٢٣١، ٣٨٨، ج ٢، ص ١٧٦). دیدگاه جریان آیات ــ که به گسترش آیات از موارد شأن نزول ناظر است (جَرْی وانطباق ) ــ نیز در این تفسیر مشاهده می شود ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٥٧، ج ٢، ص ٤٦، ٨٤، ٩٦، ٢٩٥، ٣٩٩). واژه های فارسی یا معرّب کنادیج (جمع کندو)، انابیر (جمع انبار؛ ج ١، ص ٣٤٦)، فولاذ (ج ٢، ص ١٢٠) و مادیانة (ج ٢، ص ١٢٢) می تواند نشانة غیر عرب بودن مؤلف کتاب باشد. همچنین به کار بردن صیغة فعل جمع در جایی که فاعل اسم ظاهر باشد (همچون «قُلْنَ ازواجُه ») بر طبق گویش غیر معروف عربی در مواردی از کتاب دیده می شود (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٩١، ٢٩٧، ج ٢، ص ٥٠، ٢٠٢، ٢٩١).
مقدمة تفسیر با رساله ای در علوم قرآنی به نام محکم و متشابه شباهتهای بسیاری دارد. رسالة مذکور منسوب به سیدمرتضی علم الهدی است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٢، ص ١٥٤، ج ٤، ص ٣١٨) و متن کامل آن در جلد نود بحارالانوار (ص ١ـ ٩٧) درج شده است . این رساله ، روایت واحد مفصّلی است از حضرت علی علیه السلام به نقل از نعمانی در تفسیر قرآن که با یک سند متصل به امام صادق علیه السلام می رسد. در سند روایت نام راویان ضعیفی چون حسن بن علی بن ابی حمزة دیده می شود. در این رساله نخست فهرست انواع آیات قرآنی ذکر شده که با فهرست عناوین تفسیر شباهت بسیاری دارد، ولی فهرست روایت نعمانی دقیقتر و منظمتر است . مقایسة شرح تفصیلی عناوین در دو کتاب از گستردگی روایت نعمانی حکایت می کند؛ حتی مباحث تازه ای همچون وجوه معایش خلق (مجلسی ، ج ٩٠، ص ٤٦ـ٤٩) و حدود فرایض (همان ، ج ٩٠، ص ٦٢ـ٦٤) در این روایت دیده می شود که در مجموع حجم رساله را به پنج برابر مقدمة تفسیر علی بن ابراهیم رسانده است . در بحار پس از نقل رسالة نعمانی ، از رساله ای مشابه ، تألیفِ سعدبن عبداللّه اشعری نام برده شده که مطالب آن با ترتیبی دیگر مشابه مطالب این روایت است . دو باب از این رساله در بحارالانوار (ج ٨٩، ص ٦٠ـ٧٣) نقل شده که بی شباهت به مباحث تفسیر قمی نیست و نیز مطالبی دیگر از آن به نام تفسیر سعدبن عبداللّه در مجلدات مختلف بحار نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به مجلسی ، ج ٨٠، ص ٤٧، ج ٨١، ص ٧١، ٣٨٢، ج ١٠٠، ص ٣٠٥). آقابزرگ طهرانی ، این رساله را کتاب ناسخ القرآن و منسوخه و محکمه و متشابهه می داند (ج ٢٤، ص ٨) که نجاشی در ترجمة سعدبن عبداللّه برای وی ذکر کرده است (ص ١٧٧). بررسی ارتباط دقیق این سه متن با یکدیگر می تواند به شناخت بهتر تفسیر علی بن ابراهیم ، تصحیح اغلاط مقدمة آن و نیز تصحیح دو متن دیگر یاری رساند. همچنین نام کتاب الناسخ و المنسوخ در شمار آثار علی بن ابراهیم پس از نام کتاب تفسیر ، ممکن است با مقدمة تفسیر موجود ارتباط داشته باشد (نجاشی ، ص ٢٦٠؛ طوسی ، ١٣٥١ ش ، ص ٢٠٩).
تفسیر علی بن ابراهیم چندین بار به چاپ رسیده که اولین بار در ١٣١٣ بوده است . سیدطیب جزائری نیز آن را تصحیح کرده و در ١٣٨٦ در نجف به چاپ رسانده است . نسخة مصحَح وی در ١٤٠٤ و ١٣٦٧ ش در قم به چاپ رسیده است .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن بابویه ، علل الشّرایع ، نجف ١٣٨٦/ ١٩٦٦، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، چاپ محمد عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت ١٤١٥ـ١٤١٦/١٩٩٥ـ١٩٩٦؛
(٤) ابن داوود حلی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن شهرآشوب ، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ( بی تا. ) ؛
(٦) ابن طاووس ، سعدالسّعود للنّفوس ، چاپ فارس تبریزیان حسّون ، قم ١٣٧٩ ش ؛
علی استرآبادی ، تأویل
(٧) الا´ یات الظاهرة فی فضائل العترة الطّاهرة ، چاپ حسین استادولی ، قم ١٤١٧؛
(٨) حر عاملی ؛
(٩) حسن بن سلیمان حلّی ، مختصر بصائرالدرجات ، نجف ١٣٧٠؛
(١٠) خوئی ؛
(١١) محمدجواد شبیری ، «در حاشیة دو مقاله »، آینة پژوهش ، سال ٨ ، ش ٦ (بهمن ـ اسفند ١٣٧٦)؛
(١٢) فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، قم ١٤١٧؛
(١٣) همو، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٤) محمدبن حسن طوسی ، تهذیب الاحکام ، چاپ حسن موسوی خرسان ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٥) همو، الفهرست ، چاپ الویس اسپرنگر، هندوستان ١٢٧١/ ١٨٥٣، چاپ محمود رامیار، چاپ افست مشهد ١٣٥١ ش ؛
(١٦) علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر القمی ، چاپ طیب موسوی جزائری ، نجف ١٣٨٧، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٧) محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ ش ؛
(١٨) اتان کلبرگ ، کتابخانة ابن طاووس و احوال و آثار او ، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم ١٣٧١ ش ؛
(١٩) کلینی ؛
(٢٠) مجلسی ؛
(٢١) احمد مددالموسوی ، «پژوهشی پیرامون تفسیر قمی »، کیهان اندیشه ، ش ٣٢ (مهر و آبان ١٣٦٩)؛
(٢٢) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧.
/ سیدمحمدجواد شبیری /