راهنمای بازرگانان < ، اثر پگولوتی ، پنبة حَماة بهترین نوع پنبه بوده که جداول قیمتهای بازارِ ونیز هم این را ثابت می کند، اما انواع پنبة سوریه در اروپا از پنبة کشورهای دیگر چون ترکیه ، قبرس ، مصر و جزیرة مالت مرغوبتر و مقبولتر بود. این نوع پنبه به دلیل الیاف بلندتر و انعطاف پذیرتر بیشتر مورد توجه قرار می گرفت . بخشی از پنبة سوریه محصولات و صنایع پنبه ای (بخصوص بوکاسِن برگرفته از بوغاسی ترکی ) را تغذیه می کرد که در بعلبک ، در روستاهای لبنان تا شرق طرابلس و روستاهای نزدیک حلب رونق فراوان داشت . با وجود این ، به نظر می رسد که این صنعت فقط بخش کمی از تولید پنبه این کشور را به کار می گرفت ، و در حقیقت بیشترین بخش آن به خارج صادر می شد. از اوایل قرن دهم / پایان قرن پانزدهم بیشترین خریداران پنبه تاجران ونیزی بودند، در حالی که بازرگانان جنوایی بخصوص پنبة بالکان و یا ترکیه را ــ که در ایالتهای قونیه و سیواس کشتزارهای وسیع و مهمی داشت ــ خرید و فروش می کردند. بازرگانان کاتالونیایی که در آغاز قرن نهم / پایان قرن چهاردهم هنوز پنبة زیادی از سوریه می آوردند، از قرن نهم /پانزدهم پنبة مورد نیاز خود را به طور خاص از سیسیل تأمین می کردند. وِنیز هر ساله دو گروه از تجار پنبه بافی را به سوریه می فرستاد. از اسناد آرشیوهای ایتالیا نتیجه می گیریم که در دوره های مناسبات حسنه ، ونیزیها، علاوه بر مقداری نخ پنبه ، هر ساله هشت هزار کیسه گونی (عدل ) مواد خام پنبه از سوریه وارد می کردند. آمار ثبت شده در فلسطین در 932/ 1525ـ1526 و 963/ 1555ـ 1556، حاکی از تولید حجم عظیم پنبه در جلیله و همچنین در ناحیة یافا بعد از فتح این سرزمینها به دست عثمانیهاست . در واقع ، سوریه همچنان به مصر و سایر کشورها تا اوایل قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم پنبه صادر می کرد. در مصر در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، در حوالی دَمَنْهور، در ساحل غربی نیل ، و در استانهای سَمَنود و منصوره ، در ساحل شرقی نیل ، پنبه کشت می شد، ولی کشتزارهای پنبه خیلی وسیع نبود. لویی الکسی ژومل در قاهره «گونه »ای پنبه کشف کرد که از نظر الیاف بلند و قوی از سایر انواع متمایز بود و به کمک محمدعلی پاشا به کشت این نوع پنبه پرداخت . از آنجا که این گونة جدید به نسبت سایر انواع به قیمت گرانتری به اروپا برده می شد، از 1237/ 1822 در بخش وسیعتری ، بخصوص در ساحل شرقی نیل ، کشت می شد. با حمایت مالی محمدعلی ، متخصصان کشت پنبه همواره به مصر دعوت می شدند و در 1246/ 1830 نوعی آیین نامة کشاورزی (لایحة زراعة الفَلاّ ح ) مشتمل بر دستورالعملها و راهنماییهای مشروح برای کشت پنبه منتشر شد، اما افزایش فوق العادة کشت پنبه در مصر تنها در 1277/ 1860، وقتی جنگهای داخلی امریکا قیمت پنبة مصری را بالا برد و موجب توسعة کشت آن گردید، آغاز شد. از این زمان به بعد کشت پنبه در کشاورزی مصر مقام اول یافت . منابع : (43) ( ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (44) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره بی تا.؛ (45) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (46) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش ؛ (47) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967 ) ؛ E.Ashtor, "The Venetian cotton trade in Syria in the later Middle Ages", Studi medievali , XVII (1976), 675 (48) ff.; C. J. Lamm, Cotton in mediaeval textliles of the (49) Near East, Paris 1937; (50) E. R. J. Owen, Cotton and the Egyptian economy 1820-1914, Oxford 1969; (51) R. Pfister, "L'introduction du coton en ـgypte musulmane", Revue des arts asiatiques, XI (1937), 167 ff.; [Marco Polo, The book of Ser Marco Polo: the Venetian concerning the (52) kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henri Yule, 1871, 3rd ed. by Henry Cordier, 1903-1920, repr., London 1975]; (53) R.B.Serjeant, "Material for a history of Islamic textiles up to the Mongol conquest", Ars Islamica, IX (1942), to XV-XVI (1951). (54) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / ای . آشتر ، تلخیص از ( د. اسلام ) / مصر در دورة معاصر . تا 1328/1910 یک چهارم اراضی مزروعی مصر به کشت پنبه اختصاص داشت و 1ر80% کل صادرات را محصول پنبه تشکیل می داد. منتقدانِ ملی گرا انگلستان را ــ که از 1300/1882 بر مصر تسلط یافته بود ــ به سبب تبدیل این کشور به کشتزار بسیار گستردة پنبه و در نتیجه ، آسیب پذیری اقتصاد مصر مقصّر می دانند ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Cotton" ). طی دهه های 1310ش / 1930 و 1320ش / 1940 به رغم رشد اساسی صنعت ، بویژه صنایع نساجی ، کشت و صادرات پنبه همچنان بزرگترین بخش اقتصادی بود (بنین ، ص 318). طی سالهای 1302ـ1331ش / 1923ـ1952 کشتیرانی ، راه آهن و خدمات شهری در قاهره و بندر اسکندریه ــ که چهره ای اروپایی پذیرفته بود ــ برای تسهیل حمل و نقل و صادرات این محصول توسعه یافت (همانجا). آسیب پذیری نظام اقتصادی تک محصولی مصر، که کاملاً به محصول پنبه وابسته بود، در بحران اقتصاد جهانی در سالهای 1308ـ1313ش / 1929ـ 1933، نمایان شد. کاهش کم سابقة بهای پنبه سطح زیرکشت پنبه را ــ که در 1308ش / 1929 به 841 ، 1 هزار فدّان می رسید ــ به 094 ، 1 هزار فدان در 1311ش / 1932 کاهش داد. پیامد رکود فعالیتهای زراعی و تجاری پنبه ، سیل مهاجرت روستاییان و کشاورزان بیکار به شهرهای مصر و تشدید بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی بود ( تاریخ معاصر کشورهای عربی ، ج 2،ص 137). در جنگ جهانی دوم زمینهای زیرکشت پنبه به نصف کاهش یافت و کشت غلات جانشین آن شد، زیرا در آن سالها مصر مرکز کمک رسانی نیروهای انگلیس در خاورمیانه جهت پشتیبانی متفقین تلقی می شد (همان ، ج 2، ص 145). در حال حاضر، تولید پنبه همچنان اهمیت حیاتی خود را در اقتصاد مصر حفظ کرده است . این محصول منبع درآمد کشاورزان و مادّة خام صنایع نساجی ، مهمترین بخش صنعت مصر، و اشتغال زا و تأمین کنندة ارز خارجی کشور است . پنبه در مصر محصولی تابستانی است که در مناطق حاصلخیز اطراف رود نیل کشت می شود. پنبة مصر در بلندی الیاف ، شهرت جهانی دارد. انواع گوناگون آن عمدتاً در شمال غرب منطقة دلتا، فیوم و شمال و جنوب بنی سُوَیْف ، سیوط ، سوهاج و مینیا کشت می شود (معوّض ، ص 10ـ11؛ تکیه ای ، ص 46ـ 47؛ رفعتی ، ص 42ـ43). برابر آخرین آمار در 1378ش / 1999، 267 هزار تن پنبه از سطحی برابر 294 هزار هکتار با کیل 909 (کیلوگرم در هکتار) تولید شده است . طی دو دهة اخیر میزان تولید، و سطح زیرکشت پنبة مصر و همزمان صادرات این محصول روند نزولی داشته است ، که ناشی از نارضایتی فزاینده نسبت به پنبة مصری در بازارهای عمدة جهانی آن ، ژاپن و ایتالیا، است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 62؛ معوّض ، ص 9). منابع : (55) تاریخ معاصر کشورهای عربی : 1917ـ1970 ، ویرایش د.ر. فوبلیکوف و دیگران ، ترجمة محمدحسین شهری ، تهران 1360ـ 1361 ش ؛ (56) مهدی تکیه ای ، مصر ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (57) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ،1370 ش ؛ (58) Joel Beinin, "Egypt: society and economy, 1923-1952", in The Cambridge history of Egypt , vol.2, ed. M.W.Daly, Cambridge 1998; (59) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S.Simon, Philip Mattar, and Richard W.Bulliet, NewYork 1996, s.v. "Cotton" (by Richard W.Bulliet); (60) International Cotton Advisory Committee, Cotton: world statistics , Washington, D.C. 1998; (61) Gallal Moawad ¤ , "Egypt", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994 , Rome 1997. / جواد کریمی / 4) قلمرو عثمانی . واژة پنبه در لهجه های ترکی شرقی پَخته یا بخته (رادلف ، ج 4) آمده است . در ترکی اویغوری واژة کبز برای پنبه معمول است که به صورت بِز ، برای پارچه های پنبه ای زبر، در لهجه های دیگر ترکی معمول شده است . ترکان اویغور با ادامة سنت کشت و صنعت پنبه در آسیای مرکزی ، به تولید پنبه پرداختند و چنانکه در منابع چینی قرن سوم / نهم ضبط شده است ، منسوجات پنبه ای را به چین صادر می کردند (هامیلتون ، فهرست ، ذیل "Po-tie" ). در دوران سلجوقیان تولید و صنعت پنبه ظاهراً در آسیای صغیر رواج قابل توجهی داشت ، به طوری که در این ناحیه شهرهای عمده بازارهای پنبه (برای نمونه رجوع کنید به بازار پنبه فروشان در قونیه ،افلاکی ، ص 618) و کاروانسراهای منسوجات پنبه ای داشتند (برای الخان البزّازی در سوق البزازین در قرشهر رجوع کنید به تمیر ، ص 23). به نوشتة ابن بطوطه (ج 2، ص 425) در 733 پارچه های الیاف پنبه ای با حاشیة زربفت از لاذق (لئودیکائون ـ لیکوس ، دِنیزلی امروزی ) در سراسر آناطولی مشهور، و تا قرن نهم این شهرت همچنان باقی بود (عاشق پاشازاده ، ص 52). گرچه بازارهای اروپایی پنبة با کیفیت بهترِ تولید شمال سوریه (حماة و حلب ) و انواع تولیدات سیسیلی و قبرسی را ترجیح می دادند (هید ، ج 2، ص 463)، اما بخش عمدة پنبة وارداتی به اروپا در قرون هشتم و نهم از بنادر شرقی و جنوبی آناطولی تأمین می شد (همانجا؛ شر ، ص 2335؛ مازائوی ، فصل 2). در سرزمینهای ساحلی این بنادر هم پنبه کشت می شد. جزیرة کیوس / خیوس مرکز مهم صدور پنبة آناطولی بود و جنواییها در این دوره پنبة ترکیه را از طریق این جزیره به دیگر کشورهای اروپایی و حتی مغرب صادر می کردند (هیرز ، ص 393). در طول این دوره ، ونیز کوشید تا واردات و توزیع پنبة وارد شده به غرب را در انحصار خود درآورد. در قرن دهم / شانزدهم صنایع پنبه در فرانسه و انگلستان رشد سریع خود را آغاز کرد. فرانسه و آلمان و هلند که از دولت عثمانی امتیازات تجاری ویژه ای دریافت کرده بودند، مستقیماً پنبه را از شرق وارد کردند و صنایع پنبة ایتالیا را در قرن یازدهم / هفدهم از میدان رقابت خارج ساختند. جنگ قبرس (978ـ 979/ 1570ـ1571) را می توان به عنوان نقطة عطفی برای سقوط تجارت ونیز قلمداد کرد. قبل از 1215/ 1800 صنایع پنبه ای بسیار فعال با قابلیت بالا در آناطولی وجود داشت . غیر از تقاضای روزافزون اروپاییها و صرف نظر از خرید و فروش داخلی ، نیاز دولت به تولیدات پنبه برای نیروی دریایی و ارتش نیز یکی از عوامل مهم توسعة تولید پنبه و بویژه توسعة انواع مخصوص منسوجات پنبه ای بوده است . در بعضی مناطق تا ده برابر افزایش تولید پنبه نیز مشاهده می شد. در هیچ موردی ، در دورة قبل از قرن سیزدهم / نوزدهم ، تغییری به سوی تک محصولی کردن حاصل نشده است . گونه های متنوع پنبة هندی ( گوسوپیوم هرباکیوم ) که اصطلاحاً پنبة «یرلی » (محلی ) خوانده می شد، خود را با شرایط خاک و آب و هوای این مناطق وفق داده بود، و تا قرن سیزدهم / نوزدهم در آسیای صغیر کشت می شد. در نیمة اول قرن سیزدهم / نیمة دوم قرن نوزدهم گونه های امریکایی و اروپایی در آسیای صغیر و بالکان شناخته و کشت شد. با وجود این ، در 1320ش / 1941، 90 تا 95% تولید پنبه در غرب آناطولی و ناحیة اَدَنَه را هنوز هم گونه های محلی تشکیل می داد (بروک ، ص 242ـ249؛ > تاریخ زراعت ترکیه < ، ص 129ـ 135). در قرن نهم / پانزدهم جلگه های ساحلی بین دراما و قره فریه (ورویا) و وُدِنا به منطقه ای مهم برای کشت و تولید پنبه در روم ایلی تبدیل شد. در 1163/1751 کنسول ونیزی ، کویداس مجموع پنبة خام صادرشده از این منطقه را سیزده هزار عدل تخمین زده است . بازار پررونق پنبه در این منطقه در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم ظاهراً عامل تغییر و تبدیل کشت برنج به پنبه ، احیای زمینهای جدید برای کشت پنبه ، توسعة «چِفْتْلِک »های (مزارع ) بزرگ و سودآوری کشاورزی ، و رشد و شکوفایی «اعیان »های بزرگ همراه با افزایش نظارت بر این زمینها بوده است . صاحبان تولیدات پنبه ای در شهرهای بزرگ که از مناطق تولید پنبه دور بودند، معمولاً با نخ وارداتی نیاز خود را تأمین می کردند ( بورسه احتساب ، دوم ، ص 7، 33). طبق مقررات ، نخ وارداتی باید مستقیماً از طریق واردکنندگان در اختیار بافندگان قرار می گرفت . این مقررات فروشندگان نخ پنبه شهر را از فروش دوبارة نخ وارده به تاجران منع می کرد، و این معیاری برای جلوگیری از بالارفتن قیمت و به هم خوردن نظام قیمت گذاری بود. اما قیمتهای بهتری که اروپاییان پیشنهاد می کردند، تاجران محلی را وسوسه می کرد تا این کالاها را قاچاقی به تاجران و خریداران خارجی بفروشند. دولت با جدّیت می کوشید که مانع این عمل گردد (فاروقی ، فصل 2، ص 73ـ74). مهمترین مسئله برای فروشندگان منسوجات پنبه ای حفظ حق انحصار فروش خود در شهرها و حمایت از آن بود. کالاهای تکمیل شده ، ساختة محل یا وارداتی ، می بایست طبق مقررات به فروشندگان نخ پنبه در شهرها فروخته می شد (اولوچای ، سندهای ش 16، 43، 44، 48، که همه متعلق به قرن یازدهم / هفدهم است ). در مَغْنیسا از حق انحصار بزازها که حکم سلطان را به دست آورده بودند، حمایت می شد و ارمنیهای ایرانی از داشتن فروشگاه و رقابت با فروشندگان محلی آن شهر محروم می گردیدند (همان ، سند ش 61؛ قس رفیق ، ص 40ـ41). بزازها نیز مراقب رعایت معیارها در اندازه و کیفیت و رنگهای به کار رفته در تولید پنبه بودند. نمایندگان دولت در بازار منسوجات پنبه (بوغاسی پازاری ) کالاها را بازرسی و مهر می کردند. دولت عثمانی برای بهتر شدن کیفیت پارچة بادبانهای نیروی دریایی (اوزون چارشیلی ، 1948، ص 515)، و نخ پنبة خام برای طناب کشتی و لباس زیر برای سربازان در استانبول (همو، 1943، ج 1، ص 282ـ284) سفارشهایی به مراکز تولیدی می فرستاد. سفارشهای دولت که شامل تولید پارچه های پنبه ای با کیفیت بالا در یک زمان محدود بود، در مراکز تولید پنبه تغییراتی در مقدار تولید، قیمتها و حتی در سازماندهی تولیدات به وجود آورد. این وضع غالباً مناطقی را که به پایتخت عثمانی نزدیکتر بودند یا از طریق دریا به آنجا متصل می شدند تحت تأثیر قرار می داد (اوزون چارشیلی ، 1948، همانجا؛ فاروقی ، ص 65ـ72). مراکز صادراتی . با اطمینان می توان گفت که در قلمرو عثمانی ، بعد از تولیدات چرمی ، صنعت و تولیدات پنبه و پارچه بافی با بیشترین ظرفیت صادراتی از مهمترین صنایع بخصوص در آناطولی غربی و سوریه و نواحی تالابی بین النهرین ، و مقدونیة جنوبی به شمار می رفت . این صنعت پایه و رکن رونق اقتصادی و توسعة مدنی در قلمرو عثمانی تا قرن سیزدهم / نوزدهم بود. هزینة بالای حمل و نقل پنبة خام موجب تمرکز صنایع پنبه ای در مناطق نزدیک به بخشهای تولید پنبه شد، در حالی که کالاهای پنبه ای و منسوجات ظریف و گرانقیمت «بوغاسی » و «دولْبند» و همچنین پارچه های ارزانقیمت ، کرباس ، و «آستر» و نخ پنبه ای از راه زمین یا دریا به تمام اروپا و مناطق عثمانی فرستاده می شد. در قرون نهم و دهم / پانزدهم و شانزدهم ، آناطولی غربی از نظر میزان صادرات پنبه مقام اول را داشت . در این دوره ، شهرهای فعال این منطقه برغمه ، مغنیسا، تیره ، و چند شهر دیگر بود. تیره به تولید پارچة مخصوص بالش و تشک ، «آلاجه » (پارچة راه راه ) و همچنین نخ (طناب ) پنبه ای که «رشتة تیره » یا «تیره » نامیده می شد، معروف بود. برغمه در تولید پارچه برای نیروی دریایی شهرت داشت . در قرن دهم / شانزدهم مناطق انطالیه و سلفکه ـ موت ، در ساحل مدیترانه ، بزرگترین مناطق کشت پنبه و تولید پارچه های پنبه ای به شمار می آمدند (فاروقی ، ص 96ـ97). حلب ، انطاکیه (پارچه های پنبه ای انطاکی )، کلیس ، عینتاب (غازی آنتپ ) و مَرْعَش از نواحی مهم دیگر در صنعت پنبه با ظرفیت بالای صادرات بودند. توسعة تجارت پنبه بویژه در حلب ادامه داشته است . در دهة 1090ـ1100/ 1680ـ1690 پارچه های پنبه ای ظریف و گرانبهای این ناحیه در میان محصولات واردات فرانسه دیده می شد (ماسون ، ج 1، جدول شمارة 8). ماردین (گویونچ ، ص 139، 167) و دیار بکر که در مناطق شرقیتر قرار داشتند، مراکز مهم صنایع نساجی پنبه به شمار می رفتند. پارچه های پنبه ای ضخیم و الیاف پنبة قرمز دیار بکر به استانبول و اروپا صادر می شد. در شمال آناطولی ، ناحیة قسطمونی ـ آماسیه ـ توقات ، در میان کشورهای شمالی حوزة دریای سیاه ، به مرکز توسعه یافتة مهمی با صادرات بالا تبدیل شد. رویهمرفته ، تولیدات پنبه ای که از آناطولی به کشورهای حوزة شمالی دریای سیاه صادر می شد در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم بالغ بر یک میلیون قروش بود. به نظر می رسد که در این دوره واردات پنبه از خارج ، غیرقابل توجه بوده است . ظاهراً این بازار شرق بود که در ابتدا در توسعة صنایع پنبة هند سهم و نقش داشت . هند در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم تولید انواع پارچه های پنبه ای و پنبه ای ابریشمی را که مورد درخواست ترکیه بود، آغاز کرد (چودهوری ، ص 502، 504). قبل از 904/1500 «آلاجه » و «قُطنی » (کتانی ) دو نوع پارچه بود که در ترکیه از قبل شهرت و عمومیت داشت (دفتر ثبت گمرکات کَفه ، آق کرمان و کیلی ). سابقة واردات منسوجات هندی به ترکیه به قرن نهم / پانزدهم برمی گردد. در 875 محمود گاوان ، ( وزیر ایرانی بهمنیانِ دکن * ) ، نمایندگانی با «اقمشه » برای تجارت به بورسه فرستاد ( بللتن ، ش 24، ص 69، 75، 95). براساس اسناد کاخ سلطنتی ادرنه ، انواع پارچه های هندی خیلی زودتر از اروپا در ترکیه مورد استفاده قرار گرفت . احتمالاً هنگامی که صنایع و کارخانه های هندی با اطلاع از تقاضاهای بازار متصرفات عثمانی در شرق مدیترانه (لوان )، از نظر الگو و انواع تولیدات ، هماهنگی لازم را در تولیدات خود به وجود آورد (چودهوری ، ص 239ـ240، 247)، اولین پارچه های نفیس هندی در سرزمینهای عثمانی همانند اروپا، بخصوص در اواسط قرن یازدهم / هفدهم ، شهرت زیادی پیدا کرد. به هرحال ، قبل از اینکه پارچه های اروپایی در قرن سیزدهم / نوزدهم بازارهای عثمانی را تحت نفوذ خود قرار دهد، انواع تولیدات پنبه ای هند از قبیل چیتهای مرغوب ، پارچه های گلدار، انواع آلاجه و قطنی ، همچنین نخ ، پارچه و الیاف هندی به عثمانی نفوذ کرد و تقریباً بازار پنبه در عثمانی را در معرض تهدید قرار داد. تا 1102/1690 صادرات هند به این قلمرو را پنج برابر پارچه های چیت صادره به بازارهای انگلستان و هلند تخمین زده اند (همان ، 245ـ246). همچنین ، قسمت عمده ای از پارچه های پنبه ای که هلندیها و انگلیسیها از هند وارد می کردند دوباره به امریکا، غرب و شرق افریقا صادر می شد (گلامان ، ص 133ـ134، 143). با این حال ، در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم / سه دهة پایانی قرن هفدهم ، بازارهای اروپایی تقاضای زیادی برای پارچه ها و منسوجات شرقی داشتند، زیرا در این زمان استفاده از پارچه های پنبه ای هند در میان بانوان طبقات بالا بسیار اشاعه یافته بود (همان ، ص 133؛ چودهوری ، ص 280ـ283؛ ماسون ، ج 2، ص 195). واردات پارچه های پنبه ای زبر (غیرمرغوب ) فرانسه از سرزمینهای عثمانی در 1115/1703 تا حدود سه میلیون لیر فرانسه افزایش یافت . الیاف پنبه ای در مارسَیْ رنگ و نقش زده می شد و بخش عمدة آن به اسپانیا و ایتالیا صادر می گردید (ماسون ، ج 2، ص 198ـ199). ازینرو، مشرق (کرانة شرقی ) در رونق تولید و صادرات پارچه ها و فرآورده های پنبه ای به اروپا نزدیک شد. این رونق در سالهای 1112ـ1164/ 1700ـ1760 به حداکثر رسید. اما منسوجات هندی با کیفیت عالی خود بر بازارهای کرانة شرقی به واسطة کمپانیهای هلندی و انگلیسی هندشرقی غلبه یافت ، در حالی که تولیدات شرقی ، نخهای پنبه و پارچه ای ضخیم ، عمدتاً به فرانسه صادر می شد. پسونل ، کنسول فرانسه در ازمیر و کریمه در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، متوجه شد که صادرات منسوجات فرانسوی به کرانة شرقی را عمدتاً رقابت موفق تولیدات پنبه ای بومی محدود می کند (ج 1، ص 31). الیاف پنبة قرمز آناطولی غربی و دیار بکر که از ازمیر صادر می شد، به دلیل کیفیت و رنگ خوب و قیمت پایین ، همیشه در غرب بازار خوبی داشت و به مقدار زیاد به فرانسه و هلند صادر می شد (اُهگرتی ، ص 204). تا اواخر قرن دوازدهم / هجدهم تولید سالانة نخ پنبه ای تسالی و مقدونیه به 5ر2 میلیون کیلوگرم رسید (اسورونس ، ص 248). شرکت اتریشی استارهمبرگ که در 1190/1776 در سالونیکا/ سلانیک تأسیس شده بود، به موفقیت چشمگیری دست یافت . تا 1204/1789 این شرکت کارخانه های متعددی ایجاد کرده بود که ، از جمله ، کارخانه های سرس / سیروز و لاریسا نخ پنبه ای تولید می کردند (همان ، ص 182ـ185). سویسیها نیز با وارد کردن پنبه و نخ پنبه از طریق مارسی صنعت نساجی پنبه را رشد و گسترش دادند، و در 1174/1760 یک کنسولگری با هدف اصلی ایجاد و توسعة تجارت پنبه در سالونیکا تأسیس کردند (همان ، ص 185، 252). صادرات نخ پنبه و منسوجات پنبه ای از مصر به اروپا، یعنی فرانسه و لگهورن و ونیز، تنها بخش کوچکی از صادرات مصر را دربر می گرفت (ریموند، ج 2، ص 180). از 1133/1720 صدور منسوجات پنبه ای ــ دمته یا دمیاطی و ملائوی یا مَحَلَّوی ــ از قاهره ، بیشتر به فرانسه ، بسرعت افزایش و سپس در سالهای 1200/ 1786 تا 1203/ 1789 کاهش یافت . این کاهش بیانگر کیفیت و احتمالاً ناشی از رقابت با تولیدات پنبه ای غربی بوده است (همان ، ج 1، ص 230). در طول همین دوره ، سهم انگلستان در واردات پارچه های مصری کمتر از ده درصد بود (همان ، ج 1، ص 174، 180ـ182). از طرفی ، کشور مصر خود تولیدات پنبه ای را از سوریه ، ازمیر، بورسه و استانبول وارد می کرد. تولیدات پنبه ای یا ابریشمی و پارچه های پنبه ای سوریه مانند انطاکی ، نابلُسی ، قُطْنی ، آلاجه و شامی بخش مهمی از واردات مصر از سوریه را تشکیل می داد (همان ، ج 1، ص 190). قبل از اینکه کالاهای پنبه ای انگلیسی به بازارهای این مناطق نفوذ و رخنه کند، قاهره بازار بزرگ و مهم منسوجات هندی بود که از طریق دریای سرخ وارد می شد. در اوایل قرن دوازدهم / هجدهم وارداتِ رو به رشد تأثیر مخربی بر صنایع بافندگی و پارچه های پنبه ای محلی در مصر داشت (همان ، ج 1، ص 191، 193، 199). از 1133/ 1720 به این طرف ، دولت فرانسه به منظور حمایت از صنایع ملی و همچنین صنایعِ مستعمراتش در آنتیل حقوق گمرکی سنگینی به میزان بیست لیر (فرانسوی ) برای هر قنطال (معادل صد کیلوگرم ) بر روی نخها و تولیدات پنبه ای که از کرانة شرقی (لاوان ) وارد می شد، تعیین کرد (ماسون ، ج 2، ص 201). در نیمة دوم قرن هجدهم ، در میان واردات متنوع آلمان (لایپزیگ ) و اتریش به امپراتوری عثمانی ، منسوجات پنبه ای و انواع چیت و نوع منسوجاتی که اصطلاحاً «شبه هندی » نامیده می شد در صدر فهرست کالاهای وارداتی قرار داشتند. کالاهای پنبه ای آلمانی در ازمیر و بورسه بازار نسبتاً پررونقی داشت (گزارش اوبن ). کالاهای پنبه ای انگلیسی نیز از طریق بازارهای لایپزیگ به بالکان می رسید. علاوه بر لایپزیگ ، وین نیز مرکز مهم دیگری برای تجارت عثمانی محسوب می شد. در طول سالهای 1164ـ1237/ 1750ـ1812 که تجارت اتریش با عثمانی پیشرفت قابل توجهی داشت ، پنبة خام و پارچه های پنبه ای جزو مهمترین صادراتی قرار گرفتند که از منطقة سرس به اتریش و آلمان صادر می شد (پاسکا لوا ، ص 49ـ56). البته پارچة پنبه ای شرقی در کرانة شرقی به سبب دستمزد کمتر هنوز هم از امتیاز ارزان بودن برخوردار بود (ماسون ، ج 2، ص 436ـ437). صنعت نساجی غرب تنها زمانی می توانست به طور قطعی بازارهای شرقی را تسخیر کند و تحت نفوذ خود درآورد که با استفاده از ماشینهای بافندگی مشکل تفاوت قیمت را حل کند، و با تقلید یا ایجاد طرحها و رنگهای جدید موفق به جلب یک مشتری شرقی شود. آشنایی با شیوه های رنگرزی شرقی موجبات موفقیت صنعت نساجی غرب و صادرات آن را فراهم کرد. در نتیجه از میزان صادرات پارچة پنبه ای قرمز ترکیه به این کشورها کاسته شد (اُهگرتی ، همانجا؛ ماسون ، ج 2، ص 439ـ440). این تغییر در رشد سریع واردات پنبة خام کاملاً نمایان و مشهود بود و موجب کاهش مقدار پنبه و منسوجات پنبه ای (وارداتی ) از کرانة شرقی گردید. بین سالهای 1112/1700 و 1203/1788 واردات مواد خام پنبه به فرانسه ده برابر افزایش یافت ، که این رقم 39% از مجموع کل واردات از کرانة شرقی را نشان می دهد، در حالی که پارچه های پنبه ای چنین پیشرفتی نداشتند. این فرآیندِ تغییر نسبتاً طولانی بود و در مراحلی به موفقیت دست یافت . تا مدتی کرانة شرقی به صدور پارچه های نخی خود، اما این بار به صورت مواد خام و رنگ نشده ، ادامه داد؛ سپس عمدتاً صدور منسوجات پنبه ای (نخی )، بخصوص پارچه هایی را که با رنگ قرمز و زریهایی درون آن رنگ شده بود، آغاز کرد و سرانجام هم فقط به صدور نخ و پنبة خام اکتفا نمود. از طرفی ، تسلط بر بازارهای شرقی تنها بعد از انقلاب صنعتی در انگلستان با انبوهی از محصولات ارزان آن و پارچه های پنبه ای مرغوب (موسوم به تویست و میول ) و پارچه های نقش دار اهمیت و معنا یافت و کار بدانجا رسید که شرق برای تهیة منسوجات پنبه ای و برای فروش مواد خام کاملاً به صنعت نساجی غرب وابسته و متّکی شد. در سالهای 1091ـ1184/ 1680ـ1770 صادرات پنبه و کالاهای پنبه ای از شرق به انگلستان کاهش یافت ؛ این کاهش اساساً ناشی از کاهش کلی تجارت انگلستان در شرق و سیاستهای داخلی انگلستان در استفاده از تولیدات پنبه ای محلی بود (دیویس ، ص 29ـ31). عامل مهم دیگر، رقابت تولیدات پنبة نواحی مستعمراتی انگلستان در صدور این کالاها از هندوستان و هندوچین به انگلستان بود. در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم که کارخانجات و صنایع پنبة انگلستان مورد تشویق و حمایت (سیاست داخلی ) قرار گرفت ، تجارت پنبه دوباره احیا شد، که در نتیجة آن آناطولی غربی یکی از منابع مهم تولید و عرضة پنبه گردید. میزان پنبة صادراتی از شرق (به انگلستان )، در سالهای 1111ـ 1113/ 1699ـ1701 تقریباً 300 تُن ، در 1133ـ1143/ دهة 1720 و 1143ـ1153/ دهة 1730، 150 تن ، و در 1164ـ 1174/ دهة 1750 بالغ بر 500 تن بود (همان ، ص 173). همچنین مقداری از پنبة شرق از طریق هلند به انگلستان وارد می شد (وُود، ص 160). رشد ارزش پنبه را می توان عامل رواج مجدد تجارت (پنبه ) انگلستان در سالهای بعد از 1194/1780 دانست ؛ زمانی که صنعت انگلستان پیشرفت چشمگیری کرده بود (دیویس ، ص 187، 241ـ242). صنایع پنبه ای بریتانیا در شرق نه تنها باید با منسوجات پنبه ای مرغوب هندوستان ، بخصوص پارچه های چیت و چلوار، بلکه حتی با الیاف پنبه ای هندوستان نیز به رقابت برمی خاست . تولیدات انگلیسی («تویست ») به بازارهای عثمانی و از طریق طرابوزان تا مرکز تولید پنبه یعنی دیار بکر و همچنین از طریق سالونیکا تا بازارهای اروپای مرکزی نفوذ کرد. پارچه های انگلیسی که تقلیدی از پارچه های (چیت ) هندی بود و در تهیة کلاه ، روسری و چادر استفادة فراوانی داشت در شرق جای واردات هندی را گرفت (اوبن در گزارش خود فهرستی طولانی ارائه می دهد). انگلیسیها این تجارت را مهمترین تجارت خود می دانستند ( رجوع کنید به گزارش اسحاق موکمر به تاریخ 1814، به نقل وُود، ص 192ـ193). هرچند واردات پنبة خام از شرق در همان زمان افزایش چشمگیری از خود نشان داد، اما همة ارزش آن در مقابل ارزش کالای صنایع پنبه ای صادراتی به شرق خیلی بالا و مهم نبود. پنبة ترکی فقط یک دوازدهم کل واردات انگلستان بود. بعد از هند، آلمان نیز در کار تولیدات پنبه ای ، در قبال تولیدات انگلستان ، در بازارهای کرانة شرقی خسارت زیادی متحمل شد. در طی جنگهای ناپلئون ، به سبب بالا رفتن قیمتها در آلمان و تعطیلی دو کارخانه در تریست و فیوم ، دو بندر مهم حمل و نقل در صادرات اتریش ـ آلمان ، انگلستان از این اوضاع سود فراوانی برد و علاقة بریتانیا به شرق به عنوان بازار مهمی برای تولیدات پنبه ای خود بخصوص از 1241/ 1825 که تأثیر کامل انقلاب صنعتی در کشور احساس می شد، بیشتر شده بود. پیمان تجاری 1254/ 1838 میان عثمانی و بریتانیا حکومت عثمانی را به بازار آزاد تجاری صنایع و تولیدات پنبه ای انگلستان تبدیل می کرد (پورییر ، ص 107ـ130؛ بیلی ، ص 39ـ 178؛ کوتوک اوغلو،1976). از 1254 تا 1269/ 1838 تا 1852، واردات منسوجات پنبه ای بریتانیا سه برابر و واردات الیاف پنبه دو برابر شد. ارزش کالاهای پنبه ای انگلیسی که به ترکیه وارد می شد تقریباً از138 در 1240/ 1825، به 19 کل تولیدات در 1271/ 1855 افزایش یافت (بیلی ، ص 86). تجارت و مبادلات عثمانی ، در تجارت خارجی انگلستان در1247/ 1851 در رتبة سوم قرار داشت (همان ، ص 82 ـ83). در قلمرو عثمانی ، تولید نخ پنبه نخستین صنعتی بود که آسیب دید و مستقیماً در زندگی ریسندگان که فقیرترین بخش جمعیت مناطق شهری و روستایی بودند تأثیر گذاشت . در 1249/1833، اورکو هارت می گوید «نسّاجان برای اینکه نخهای پنبه ای خودشان ناهمگون و در بافتن سخت و سنگین بود نوع نخ پنبه ای انگلیسی را ترجیح می دادند» (ص 148). اولین بحران جدی صنایع نخ پنبه ای ظاهراً در طول سالهای 1241ـ1246/ 1825ـ1831 اتفاق افتاد (همان ، ص 47ـ54؛ سارچ ، ص 48ـ49). بعداً، در 1279/ 1862، انگلیسی دیگری به نام لویس فارلی (ص 59 ـ60) می گوید: «ترکیه دیگر یک کشور تولیدکنندة پنبه نیست . تولیدات متعدد و متنوعی که سابقاً نه تنها برای مصرف امپراتوری (عثمانی ) بلکه برای شرکت در بازارهای شرق حتی به اندازة چندین کشور اروپایی توانایی داشت ، اکنون در بعضی موارد بسرعت رو به زوال گذاشته ، و در مواردی دیگر بکلی از دور خارج شده است ... بغداد که روزگاری مرکز اوج شکوفایی تجاری مخصوصاً در زمینة چلوار گلدار محسوب می شد و حلب که به سبب تولیدات نخ طلایی ، پارچه های پنبه ای ... و پنبة خالص موسوم به «نانکین » معروف بودند رو به زوال گذاردند. پارچه های وال (چلوار) انگلیسی جای پارچه های دیگر هندی را گرفته است ، شالهای کشمیری جای خود را به «زبرا»ی گلاسکو و منچستر داده است ». همین نویسنده اضافه می کند که انگلستان «تا تبدیل ترکیه به یک بازار سودآور و افزایش دهندة تولیدات برای تجارت ما (انگلیسیها) این روند را ادامه خواهد داد» (ص 61). جان مک گرگور (ص 140؛ قس عیساوی ، ص 221؛ همچنین ویکیسنل که ارقام واقعیتری را نشان می دهد، ص 51) نقل می کند که در طی سالهای قبل از 1273/1856 در حلب فقط هفت هزار چرخ بافندگی با تولید سالانة نیم میلیون طاقه پارچه وجود داشت . مروری بر اقتصاد عثمانی در سالهای 1332ـ1335 ( > صنایع عثمانی < ، ص 134؛ الدم ، ص 76) نشان می دهد که 80% کل محصولات پنبه به خارج صادر می شد، در حالی که محصولات پنبه ای که وارد می شد بخش عمدة کل واردات را تشکیل می داد. تا 1335/1915 کارخانه های جدید پنبه در سرزمینهای عثمانی فقط نه تا بود؛ تمامی آنها فقط نخ پنبه و پارچة پنبه ای تولید می کردند ( > صنایع عثمانی < ، ص 133؛ الدم ، ص 130ـ131). با این حال ، تا اوایل قرن چهاردهم / آخر قرن نوزدهم قونیه ، قره مان ، انطالیه ، نیکده ، آغلاسون ، توقات ، مرزیفون ، مرعش و آنتپ (عینتاب ) همچنان از مراکز مهم کارخانه ها و ریسندگی پارچه های پنبه ای ذکر شده اند (اپل ، ص 525). در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، به سبب شورش و هرج و مرج ، بعضی از کارگران و بافندگان کارخانجات صنایع پنبه ، شهر حلب را به مقصد مصر، عینتاب و مرعش ترک کردند. عینتاب در تولیدات و صنایع پنبه ، بخصوص در نوع نخ قرمز رنگ شده ، در دهة 1318ـ 1328/ 1900 پیشرفت چشمگیری داشت (همان ، ص 528). گرچه بعضی از شعبه های کارخانه های پارچه بافی در خاورمیانه به فنون و نمونه های سنّتی روی آوردند، اما نفوذ و هجوم کالاهای ماشینی غربی همچنان ادامه داشت . منابع : (62) احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین ، چاپ تحسین یازیجی ، آنکارا 1976؛ (63) `A ¦ shik ¤ pashaza ¦ de, Die altosmanische Chronik des `As § i k ¤ pas § aza ¦ de, ed. Fr. Giese, Leipzig 1929, Osnaburg 1972; (64) C.Aubin, "A report on the trade of Turkey in 1812", ed. with introd. A. Cunningham, Archivum Ottomanicum ; (65) F.E. Bailey, British policy and the Turkish reform movement, Cambridge 1942; (66) W.F.Brدck, Tدrkische Baumwollwirtschaft, tr.C.Issawi, The economic history of Turkey, Chicago 1980; (67) K. N. Chaudhuri, The trading world of Asia and the English East India Company, Cambridge 1978; (68) R.Davies, Aleppo and Devonshire Square , London 1967; (69) V.Eldem, Osmanl i imparatorlug § unun iktisadi í artlar i hakkinda bir tetkik , Ankara 1970; (70) J.L.Farley, The resources of Turkey , London 1862; (71) S.Faroqhi, "Bat â ve Orta-Anadolu'da í ehirle í me ve ticaret", thesis, ODTU, Ankara; (72) K. Glamann, Dutch-Asiatic trade, Copenhagen 1958; (73) Gخyدn µ , Mardin ; (74) J.R.Hamilton, Les Ouighours ب l'إpoque des cinque dynasties, Paris 1955; (75) J.Heers, Ge ª nes au XV e siةcle, Paris 1961; (76) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant , ed.F. Raynaud, Leipzig 1936; (77) Ibn Bat ¤ t ¤ u ¦ t ¤ a, Toh ¤ fat al-noz ¤ z ¤ a ¦ r f i ¦ g ¦ ara ¦ 'eb al-ams ¤ a ¦ r wa `aja ¦ 'eb al-asfa ¦ r , tr. H.A.R. Gibb, Cambridge 1958-1971; (78) C.Issawi, The economic history of Turkey, 1800-1914 , Chicago and London 1980; (79) Mدbahat Kدtدkog § lu, Osmanl i -Ingiliz iktisadi mدnasebetleri, 1838-1850, Istanbul 1976; (80) J. MacGregor, Commercial statistics, London 1847; (81) P.Masson, Histoire du commerce fran µ ais dans le Levant au XVIII e siةcle, Paris 1911; (82) Maureen F. Mazzaoui, "The cotton industry of Northern Italy in the late Middle Ages, 1100-1600", unpubl. Ph.D. thesis, University of Wisconsin, Madison; (83) O'Heguerty, Remarques sur plusieurs branches de commerce et de navigation, Amsterdam 1758; (84) A.Oppel, Die Baumwolle, Leipzig 1902; (85) Osmanl i sanayii , ed.G.عk µ un, Ankara 1970, V.Paskaleva, "Les relations commerciales des contrإes bulgares avec les pays occidentaux et la Russie", ـtudes historiques (Sofia 1960), 253-284; (86) M.de Peyssonel, Traitإ sur la mer Noire , Paris 1787; (87) V.J. Puryear, International economics and diplomacy in the Near East, repr. Archon Books, 1969; (88) Radloff, Versuch eines Wخrterbuches der Tدrkdialecte; (89) A.Raymond, Artisans et commer µ ants au Caire au XVIII e siةcle, Damascus 1974; (90) Refik, Istanbul 1100-1200 ; (91) ع.C.Sar µ , in C.Issawi, The economic history of the Middle East ; (92) N.G.Svoronos, Le commerce de Salonique au XVIII e siةcle, Paris 1956; (93) Ahmet Temir, Caca Og § lu Nur el-D i ¦ n , Ankara 1959; (94) Tدrk ziraat tarihine bir bak i í , Istanbul 1938; (95) ´ ag § atay Ulu µ ay, Manisa'da ziraat, ticaret ve esnaf te í kila ª ti, Istanbul 1942; (96) D.Urquhart, Turkey and its resources, London 1833; (97) I .H. Uzun µ ar â í l â , Kap i kulu ocaklar i , I, Ankara 1943; (98) idem , Merkez ve bahriye te í kila ª t i , Ankara 1948; (99) Viquesnel, in C.Issawi, The economic history of the Middle East; (100) H.Wescher,"Cotton and cotton trade in the Middle Ages", Ciba Review, lXIV (1948), 2322-2360; (101) H.Wood, A history othe Levant Company, London 1935. (102) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) / ترکیه . با اعلام سلطنت مشروطه در 1326/ 1908 یارانه های بیشتری برای تشویق تولید پنبه برقرار گردید و قانونی به اجرا درآمد که به موجب آن بذرهای پنبة آسیای مرکزی و نیز ایالات متحده ، از عوارض گمرکی معاف می شد. تا 1332/ 1914 تولید پنبه به 000 ، 160 عدل (هر عدل 215 کیلوگرم ) رسید (مارت و دیگران ، ص 153). از هنگام استقرار جمهوری در ترکیه (1302ش / 1923) تولید پنبه و صنعت وابسته به آن ، به بیشترین حجم و توسعه دست یافت . اهمیت دادن به تحقیق و پژوهش این محصول و مساعدت به کشاورزان ، موجب افزایش تولید پنبه به بیش از دو میلیون عدل در 1348ش / 1968 شد (همانجا). بازده پنبه در ترکیه از دهة 1330ش / 1950 آهنگ افزایشی داشته است . در 1375ش / 1996 پنبة ترکیه از نظر بازدهی بعد از استرالیا رتبة دوم جهانی را داشت . افزایش چشمگیر بازده پنبه در ترکیه مرهون چندین عامل است ، از جمله استفاده از گونه هایی که فرآوری بالایی دارد و الیاف آن نیز مرغوب است ، توجه به کیفیت بذر و آماده سازی زمین ، مهار بیماریها و آفات ، و ترویج کشاورزی مکانیزه (مارت و دیگران ، ص 154ـ155؛ قس کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 54، 80؛ ناظری ، ص 1ـ2). در 1378ش / 1999 ترکیه به طور تقریبی از سطح زیرکشت 720 هزار هکتار و تولید 813 هزار تن و بازده پنبة 129 ، 1 کیلوگرم در هر هکتار برخوردار بود. این کشور از حیث میزان تولید پنبه در میان تولیدکنندگان جهانی پنبه رتبة ششم را دارد (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4، 80). با وجود آنکه سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی ترکیه از دهة هفتاد به این سو آهنگ کاهشی داشته است ، پنبه به عنوان محصولی صنعتی همچنان جایگاه قابل توجهی در اقتصاد ترکیه دارد و تولید آن در سالهای آتی افزایش بیشتری خواهد داشت . بویژه ، با تکمیل پروژة عظیم جنوب شرق آناطولی موسوم به پروژة گاپ (مشتمل بر 22 سدّ و 19 نیروگاه آبی بر رودهای دجله و فرات ) و آبیاری گستردة 000 ، 700 ، 1 هزار هکتار زمین کشاورزی با اولویت کشت پنبه انتظار آن می رود که نواحی زیرکشت پنبه ترکیه به دو برابر حد فعلی افزایش یابد و میزان تولید پنبة آن از استرالیا نیز فراتر رود (خوفی ، ص 9ـ10؛ > خاورمیانه و شمال افریقا 1998 < ، ص 1034؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 80؛ ناظری ، ص 8). پنبه از دیرباز یکی از منابع عمدة تأمین درآمد ارزی ترکیه به شمار می رفته و از محصولات صادراتی اصلی کشاورزی آن است . این محصول در سواحل اژه ، مرمره ، مدیترانه ، و شرق ترکیه کشت می شود، اما عمدة تولید در منطقة مدیترانه ، اژه و جنوب شرقی آناطولی صورت می پذیرد ( > خاورمیانه و شمال افریقا1998 < ، همانجا؛مارت و دیگران ، ص 155). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 5) آسیای مرکزی . پنبه مهمترین محصول زراعی آسیای مرکزی است . دره های فرغانه ، و سرخان دریا، حوضة رودهای مرغاب ، زرافشان ، تجن ، استپ گلودین ، چرچیق ، آنگرن ، زمینهای پست اطراف دو رودخانة آمودریا و سیردریا (سیحون ) و زمینهای چِمکِنت در قزاقستان مراکز عمدة کشت پنبه در آسیای مرکزی اند (احمدیان شالچی ، ص 104ـ105). در این میان ، درة فرغانه و مناطق همجوار آن به عنوان رگ حیاتی سه جمهوری تاجیکستان ، قرقیزستان و ازبکستان بیشترین تراکم جمعیتی ، کانون عمدة کشت و فعالیتهای اقتصادی متعلق به این محصول تلقی می شود؛ ناحیة خجند در شمال تاجیکستان ، تمامی مناطق اطراف اوش در قرقیزستان و تاشکند، پایتخت ازبکستان و بزرگترین شهر آسیای مرکزی ، را کشتزارهای وسیع پنبه دربرگرفته که از سیردریا سیراب می شود (همانجا؛ مارتین ، ص 148ـ149). رونق و کشت وسیع پنبه در آسیای مرکزی در ایام تسلط تزارها صورت گرفت ، و در واقع پس از جنگهای داخلی در امریکا و پایان دهة 1860 میلادی بود (کولایی ، ص 41). در دورة تسلط تزارها سیاست تبدیل منطقه به منبع تأمین مواد اولیه و بازار فروش محصولات ساخت روسیه به اجرا درآمد؛ حکومت تزاری تخم پنبة امریکایی را که تضمین کنندة کیفیت محصولات نساجی کارخانه های روسیه بود، جایگزین انواع محلی آن کرد و با جلب سرمایه گذاریهای جدید در بخش کشاورزی پنبه ، پنبة ارزان و مرغوب برای صنایع نساجی روسیه تولید کرد، و سودهای کلانی از تولید و فروش انواع مختلف پارچه که پنبة آن از این منطقه تأمین می شد، به دست آورد (ضیاءاف ، ص 163). با افزایش سطح زیرکشت پنبة نوع امریکایی طی 1305ـ1333/ 1888 تا 1915، حجم تولید نساجی نیز افزایش یافت و تعداد زیادی کارگاه و کارخانة پنبه پاک کنی احداث گردید. با فعالیت مراکز تجاری ـ صنعتی روسیه در این ناحیه ، تقریباً تمام پنبة صادراتی ترکستان در کارخانجات روسی تبدیل به پارچه ، و در مقابل بافته های پنبه ای و سایر کالاهای صنعتی وارد این منطقه می شد. این مبادلة تجاری از طریق احداث و گسترش شبکة راه آهن ، که طی 1298ـ 1324/ 1881 تا 1906 تمامی شهرهای منطقه را دربر گرفته بود، انجام می پذیرفت (همان ، ص 163ـ164). روسها پس از حضور در آسیای مرکزی آبیاری این منطقه را نیز دگرگون ساختند؛ آنها برای توسعة پنبه آبراهه های جدیدی ایجاد کردند. طرح آبیاری میرزا کول صحرا یکی از موفقترین اقداماتی بود که توانست اراضی وسیعی را برای کشت و زرع آماده کند و این در افزایش تولید پنبه بویژه در فرغانه بسیار مؤثر بود. میزان کشت پنبه در اراضی این منطقه از 14% در 1302/ 1885 به 44% در 1333/ 1915 رسید (کولایی ، ص 41، 43). توسعة کشاورزی با تمرکز بر کشت پنبه در اتحاد شوروی سابق نیز همانند دوران پیش از انقلاب در آسیای مرکزی انجام پذیرفت ، حال آنکه تولید غلات و محصولات غذایی اهمیت کمتری داشت . در این دوره سیاستهای روسیه در چهارچوب اجرای سوسیالیسم و اشتراکی کردن اجباری کشاورزی انجام می شد. به این ترتیب ، اراضی وسیعی در جمهوریهای آسیای مرکزی با توسعة سامانة آبیاری زیر کشت پنبه رفت . 41% پنبة اتحاد شوروی در پایان دهة 1300ش / 1920 از خارج از کشور وارد می شد، ولی با اجرای برنامة اول پنجساله و برنامة دوم پنجساله در دوران استالین ، در 1312ش / 1933 تنها 6ر2% پنبة موردنیاز کشور از خارج وارد می شد (همان ،ص 42). بهترین زمینهای کشاورزی به تولید این محصول اختصاص یافت و برای تولید بیشتر و مرغوبتر از کودهای معدنی و شیمیایی در مقیاس گسترده استفاده شد. «تب پنبه » فراگیر شد و از رسانه های گروهی همواره راجع به فعالیت و محصول بیشتر صحبت می شد. کار در مزارع اجباری بود و افرادی از طرف حزب و نهادهای محلی ناظر بر فعالیت افراد در مزارع پنبه بودند (ضیاءاف ، ص 170). سیاست تخصصی کردن اقتصاد منطقه بر محور تولید پنبه ، که با اجرای برنامه ریزی اقتصادی مرکزی و سامان یافتة استالین بنیان یافت ، از سوی نیکیتا خروشچف تشدید و از سوی لئونید برژنف ادامه یافت . در دوران خروشچف به کشت اراضی بایر در شرق و جنوب شرقی اتحاد شوروی توجه شد و مناطق وسیعی از زمینهای مزروعی که به کشت دیگر محصولات کشاورزی اختصاص داشت ، زیر کشت پنبه رفت . مقادیر معتنابهی از پنبه در نتیجة فشار مرکزی و رهبریهای سیاسی جمهوریهای آسیای مرکزی تولید می شد. این تولید با به کارگیری کود بسیار و آب فراوان بدون کمترین ملاحظه ای در باب عواقب و آثار سوء زیست محیطی آن صورت گرفت . خشک شدن تدریجی دریاچة آرال که از دهة 1340ش / 1960 آغاز شد و تخریب زیست بوم مناطق پیرامونی دریاچه و افزایش شوری فزایندة خاک از آثار مخرب سیاستهای مرکزگرا برای تخصصی کردن کشت پنبه در آسیای مرکزی بود (مارتین ، ص 141ـ142، 149، 153؛ کولایی ، ص 55 ـ 56؛ آکینر، ص 130ـ131). در این دوره ، کشت پنبه در برخی از جمهوریها بیش از نیمی از اراضی زراعی را دربر داشت . افزایش سطح زیر کشت پنبه سبب افزایش میزان تولید آن شد، اما این روند یکسان نماند و با مرور زمان ، به علت مشکلات ناشی از کیفیت خاک و تغییرات روش بهره برداری پنبه ، میزان تولید پنبه کاهش یافت و برای جبران این ضایعه ، به جای آن که میزان تولید در واحد سطح افزایش یابد، بر سطح زیرکشت افزوده شد. افزایش سطح کشت پنبه با اقداماتی برای بهبود کیفیت الیاف پنبه همراه نبود. بنابراین نه تنها پنبه مرغوبتر نشد، بلکه نسبت سهم پنبة مرغوب از کل تولید کاهش یافت ، به طوری که در اوایل دهة 1350ش / 1970 حدود 77% از پنبة تولیدی کیفیت مرغوب داشت ، ولی در دهة 1360ش / 1980 این رقم به 58% کاهش یافت . کاهش کیفیت پنبه تا اواخر این دهه ادامه یافت (احمدیان شالچی ، ص 105ـ106). از پیامدها و معضلات کشت گستردة پنبه و نشاندن تولید آن به جای محصولات غذایی ، تک محصولی شدن اقتصاد بعضی از جمهوریهای آسیای مرکزی بویژه ازبکستان و ترکمنستان بود که به ترتیب از بالاترین میزان تولید پنبه در منطقه برخوردارند. این پدیده وابستگی و آسیب پذیری جمهوریهای آسیای مرکزی را درپی داشت و بر موقعیت غذایی آسیای مرکزی بویژه از 1368ش / 1989 به بعد اثر جدی گذاشت (همان ، ص 105ـ107؛ عشقی و قنبرزاده ، ص 152، 154، 176). ازبکستان . ازبکستان تا پیش ازاستقلال چهارمین تولیدکنندة جهانی بود و با کاهش تولید در سالهای پس از استقلال ، به ردة پنجم تنزل کرد. طی یک دورة سی ساله از 1329 تا 1359ش / 1950 تا 1980 محصول پنبه به بیش از دو برابر افزایش یافت (احمدیان شالچی ، ص 164ـ165؛ آکینر، ص 130؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 3). از 1364ش / 1985 تا 1378ش / 1999 زمین زیرکشت پنبه بیش از پانصدهزار هکتار کاهش یافت و به حدود 000 ، 600 ، 1 هکتار رسید. طی این سالها ازبکستان در میان کشورهای عمدة تولیدکنندة پنبه پایینترین محصول پنبه را داشته است . مشکل این است که این کشور، در بسیاری از امور کشاورزی مربوط به تولید پنبه ــ پنبه از انواع بسیار مولد ــ محصولاتی به دست می آورد که میزان آن در مقایسه با کشورهای همسایه که از همان بذرها استفاده می کنند، نصف است و این بدان معناست که محیط و شرایط تولید پنبه در این کشور بر کمیت و کیفیت محصول پنبه تأثیری منفی داشته است . افزون بر این ، از هنگام استقلال ، دولت سیاست چندمحصولی کردن اقتصاد را پی گرفته و کوشیده است تا سطح زیرکشت پنبه را به منظور افزایش تولید غلات کاهش دهد. با این حال ، اقتصاد این کشور بشدت متکی به کشت و صادرات پنبه است . برابر آمار 1374ش / 1995، ازبکستان بعد از امریکا بزرگترین صادرکنندة جهانی پنبه است ، و ارزش صادرات این محصول حدود 40% کل صادرات این کشور است (آکیمف ، ص 325؛ > کتاب سال جهان اروپا1998 < ، ص 3693ـ3694؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، همانجا). ترکمنستان . پنبه در نواحی مرو در درة مرغاب ، درة تجن چارجو، اطراف آمودریا، و ترکمن باشی کشت می شود. این منطقه اولین ناحیة جهان است که در آن پنبة رنگین کشت و تولید شده است . به نظر کارشناسانِ کشاورزی ، ترکمنستان از نظر کیفیت و تنوع پنبه پس از مصر در مرتبة دوم قرار دارد. پس از استقلال ، شرایط و مقتضیات اقتصاد و کشاورزی تک محصولی ، این کشور را که در 1370ش / 1991 بیش از 50% از زمینهای زراعی آن به کشت پنبه اختصاص داشت ، در تنگنای ناشی از وابستگی شدید به مواد غذایی وارداتی و نوسانات قیمت پنبه قرار داد. از کل پنبة تولیدی این کشور فقط 3% در داخل کشور تبدیل و مابقی به صورت خام صادر می شود. این محصول حدود 20% کل صادرات ترکمنستان را تشکیل می دهد (احمدیان شالچی ، ص 255؛ کریمی ، ص 50؛ ترکمنستان ، ص 4ـ 5). روند تولید پنبه طی دهة 1379ش / 1990 سیر نزولی داشته و پیش بینی شده است که میزان تولید پنبه از 437 هزار تن در 1369ش / 1990 به 173 هزار تن در 1378ش / 1999 تنزل یابد. با وجود این ، ترکمنستان همچنان در میان جمهوریهای آسیای مرکزی بعد از ازبکستان بالاترین میزان تولید را دارد و در سطح جهانی با افت چشمگیر تولید، از مرتبة نهم در 1370ش / 1991 به مراتب پایینتری تنزل کرده است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 81). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 6) پاکستان . یافته های باستانشناسی در محل شهر باستانی موهنجودارو گواه این است که پنبه در درة سند تاریخی بس دیرینه دارد؛ درواقع قدیمترین منسوجات شناخته شدة جهان در این شهر به دست آمده که قدمت آن به قریب پنج هزار سال پیش بازمی گردد. در مهرگارة بلوچستانِ پاکستان بذرهای پنبه ای از هزارة پنجم قبل از میلاد به دست آمده است (احمد، ص 71). در گذشته گونة پنبه های آسیایی ( رجوع کنید به بخشهای پیشین ) در پاکستان کشت می شد. بذر گونه های مناطق مرتفع را اول بار پرتغالیها در قرن نهم / پانزدهم به شبه قارة هند وارد کردند (سومرو و خالق ، ص 2). تا پیش از 1269/ 1853 ــ که پنبه های امریکایی ویژة مناطق مرتفع وارد شد ــ گونه ای پنبة آسیایی که بومی قسمتی از هند (پاکستان ) بود در این کشور کشت می شد. در ابتدا که کشت نوع امریکایی به تنهایی اقتصادی نبود، هر دو نوع کشت می شد. در 1320/ 1902 ادارة کشاورزی پنجاب تأسیس و به کارگیری پنبه مناطق مرتفع تقویت شد. برنامة تحقیقاتی خاصی نیز در1326/ 1908 در دانشکدة کشاورزی لیلاپورد (فیصل آباد کنونی ) آغاز شد. درنتیجة این تحقیقات گونه ای پنبه با لایة کرکدار به دست آمد که در مقابل آفات مقاوم و از لحاظ تجاری نیز موفق بود. از 1332/ 1914 این نوع بتدریج جایگزین پنبه های بومی شد به طوری که اکنون 97% کل زمینهای زیر کشت پنبه ، به این نوع اختصاص یافته است (احمد، همانجا؛ برای آگاهی از گونه های مختلف پنبه در پاکستان رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 3). سطح زیرکشت پنبه در پاکستان آهنگ رشد شتابانی داشته و از 1326ش / 1947 تا 1376ـ1377ش / 1997ـ1998 گسترة زیرکشت از 24ر1 به سه میلیون هکتار افزایش یافته است . اراضی ایالات پنجاب و سند که از مناطق عمدة کشت پنبه است ، به شکل نوار ممتدی بین مدارهای ْ34 و ْ25 شمالی گسترش یافته است . گسترة مذکور برمبنای میزان بارندگی و دما و تنوع آب و هوایی ناشی از آن به مناطق مختلفی تقسیم می شود که هر یک برای کشت گونه ای خاص از پنبه مناسب است (سومرو و خالق ، ص 4ـ6؛ رفعتی ، ص 35). طرح «سامانة تحقیقات ملی کشاورزی » با هدف اصیل ماندن گونه های اصلح و پیشگیری از اختلاط گونه های خاص زیر نظر سازمان تحقیقات کشاورزی ملی با بیش از پنجاه سال تجربه ، از طریق «قانون نظارت پنبه »، به اجرا درمی آید. هرسال ، پیش از کاشت پنبه ، راهنماییهای لازم از طریق رسانه های جمعی در سطح وسیع انتشار می یابد (سومرو و خالق ، ص 6). پاکستان از بزرگترین تولیدکنندگان پنبة جهان و اکنون با تولید 6ر1 میلیون تن پنبه چهارمین تولیدکنندة جهانی است . صادرات نخ پاکستان حدود 29% کل بازار مبادلات جهانی این محصول است . درآمد حاصل از پنبه منبع اصلی درآمد و نیز تأمین کنندة عمدة ارز خارجی کشور است . به دلیل اهمیت پنبه در اقتصاد ملی ، حکومت پاکستان تلاشهای نتیجه بخشی کرده است ، مانند خرید محصول با قیمتهای تشویقی ، تسهیلات اعتباری ، پرداخت یارانه به اقلام موردنیازی چون ماشینهای کشاورزی ، ترویج برنامه های دفع آفات و برنامه های آموزشی و کارورزی همگانی برای کشاورزان (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4؛ احمد، ص 73؛ نیز رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 11، 16ـ26). موازنه میان صادرات پنبة خام و مصرف داخلی این محصول ، به اقتضای توسعة صنایع نساجی در داخل کشور و پیدایش تنوع در بازار بین المللی ، تغییر یافته است . مصرف داخلی در 1372ش / 1993 به 000 ، 159 ، 8 عدل پنبه رسید، که این میزان با مصرف کارخانه های نساجی در 1340ش / 1961 ــ که بالغ بر 000 ، 153 ، 1 عدل شده بود ــ قابل قیاس است . بدین ترتیب ، بیشترین صادرات نیز به اقلام نخ و پارچه اختصاص یافته است (احمد، ص 71). منابع : (103) الکساندر آکیمف ، «منابع معدنی و زراعی آسیای مرکزی »، ترجمة بدرالزمان شهبازی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 8 (زمستان 1373)؛ (104) شیرین آکینر؛ (105) «تنزل شرایط زیست محیطی در آسیای مرکزی »، ترجمة عالیه ارفعی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (106) نسرین احمدیان شالچی ، دیار آشنا: ویژگیهای جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی ، مشهد 1378 ش ؛ (107) ترکمنستان ، ترجمة فرشاد صمصامی ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1373 ش ؛ (108) منوچهر خوفی ، ترکیه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1378 ش ؛ (109) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1370 ش ؛ (110) حمید ضیاءاف ، «نظام اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ترکستان در زمان حکومت تزارها و شوراها»، ترجمة بهرام تهرانی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 4، دورة 2، ش 12 (زمستان 1374)؛ (111) ابوالفضل عشقی و هادی قنبرزاده ، ویژگیهای جغرافیایی آسیای میانه و قزاقستان ، مشهد 1374 ش ؛ (112) حسین کریمی ، ترکمنستان ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (113) الهه کولایی ، سیاست و حکومت در آسیای مرکزی ، تهران 1376 ش ؛ (114) کیت مارتین ، «محیط زیست آسیای مرکزی : تراژدی فراموش شده »، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (115) عطاءالله ناظری ، وضعیت تولید پنبه و صنعت نساجی در ترکیه ، کرج : وزارت کشاورزی ، ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، 1376 ش ؛ (116) Zahoor Ahmad, "Pakistan", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994, Rome 1997; (117) The Europa world Yearbook 1998, London 1998, s. v. "Uzbakistan"; (118) International Cotton Advisory committee, Cotton: world statistics, Washington, D.C. 1998; (119) C.Mart et al ., "Turkey", in Cotton pests and their control in the Near East; (120) The Middle East and North Africa 1998, 44th ed., London 1997; (121) Badaruddin Soomro and Parvez Khal, Cotton production in Pakistan, Bangkok 1996. / جواد کریمی / "> راهنمای بازرگانان < ، اثر پگولوتی ، پنبة حَماة بهترین نوع پنبه بوده که جداول قیمتهای بازارِ ونیز هم این را ثابت می کند، اما انواع پنبة سوریه در اروپا از پنبة کشورهای دیگر چون ترکیه ، قبرس ، مصر و جزیرة مالت مرغوبتر و مقبولتر بود. این نوع پنبه به دلیل الیاف بلندتر و انعطاف پذیرتر بیشتر مورد توجه قرار می گرفت . بخشی از پنبة سوریه محصولات و صنایع پنبه ای (بخصوص بوکاسِن برگرفته از بوغاسی ترکی ) را تغذیه می کرد که در بعلبک ، در روستاهای لبنان تا شرق طرابلس و روستاهای نزدیک حلب رونق فراوان داشت . با وجود این ، به نظر می رسد که این صنعت فقط بخش کمی از تولید پنبه این کشور را به کار می گرفت ، و در حقیقت بیشترین بخش آن به خارج صادر می شد. از اوایل قرن دهم / پایان قرن پانزدهم بیشترین خریداران پنبه تاجران ونیزی بودند، در حالی که بازرگانان جنوایی بخصوص پنبة بالکان و یا ترکیه را ــ که در ایالتهای قونیه و سیواس کشتزارهای وسیع و مهمی داشت ــ خرید و فروش می کردند. بازرگانان کاتالونیایی که در آغاز قرن نهم / پایان قرن چهاردهم هنوز پنبة زیادی از سوریه می آوردند، از قرن نهم /پانزدهم پنبة مورد نیاز خود را به طور خاص از سیسیل تأمین می کردند. وِنیز هر ساله دو گروه از تجار پنبه بافی را به سوریه می فرستاد. از اسناد آرشیوهای ایتالیا نتیجه می گیریم که در دوره های مناسبات حسنه ، ونیزیها، علاوه بر مقداری نخ پنبه ، هر ساله هشت هزار کیسه گونی (عدل ) مواد خام پنبه از سوریه وارد می کردند. آمار ثبت شده در فلسطین در 932/ 1525ـ1526 و 963/ 1555ـ 1556، حاکی از تولید حجم عظیم پنبه در جلیله و همچنین در ناحیة یافا بعد از فتح این سرزمینها به دست عثمانیهاست . در واقع ، سوریه همچنان به مصر و سایر کشورها تا اوایل قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم پنبه صادر می کرد. در مصر در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، در حوالی دَمَنْهور، در ساحل غربی نیل ، و در استانهای سَمَنود و منصوره ، در ساحل شرقی نیل ، پنبه کشت می شد، ولی کشتزارهای پنبه خیلی وسیع نبود. لویی الکسی ژومل در قاهره «گونه »ای پنبه کشف کرد که از نظر الیاف بلند و قوی از سایر انواع متمایز بود و به کمک محمدعلی پاشا به کشت این نوع پنبه پرداخت . از آنجا که این گونة جدید به نسبت سایر انواع به قیمت گرانتری به اروپا برده می شد، از 1237/ 1822 در بخش وسیعتری ، بخصوص در ساحل شرقی نیل ، کشت می شد. با حمایت مالی محمدعلی ، متخصصان کشت پنبه همواره به مصر دعوت می شدند و در 1246/ 1830 نوعی آیین نامة کشاورزی (لایحة زراعة الفَلاّ ح ) مشتمل بر دستورالعملها و راهنماییهای مشروح برای کشت پنبه منتشر شد، اما افزایش فوق العادة کشت پنبه در مصر تنها در 1277/ 1860، وقتی جنگهای داخلی امریکا قیمت پنبة مصری را بالا برد و موجب توسعة کشت آن گردید، آغاز شد. از این زمان به بعد کشت پنبه در کشاورزی مصر مقام اول یافت . منابع : (43) ( ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (44) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره بی تا.؛ (45) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (46) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش ؛ (47) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967 ) ؛ E.Ashtor, "The Venetian cotton trade in Syria in the later Middle Ages", Studi medievali , XVII (1976), 675 (48) ff.; C. J. Lamm, Cotton in mediaeval textliles of the (49) Near East, Paris 1937; (50) E. R. J. Owen, Cotton and the Egyptian economy 1820-1914, Oxford 1969; (51) R. Pfister, "L'introduction du coton en ـgypte musulmane", Revue des arts asiatiques, XI (1937), 167 ff.; [Marco Polo, The book of Ser Marco Polo: the Venetian concerning the (52) kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henri Yule, 1871, 3rd ed. by Henry Cordier, 1903-1920, repr., London 1975]; (53) R.B.Serjeant, "Material for a history of Islamic textiles up to the Mongol conquest", Ars Islamica, IX (1942), to XV-XVI (1951). (54) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / ای . آشتر ، تلخیص از ( د. اسلام ) / مصر در دورة معاصر . تا 1328/1910 یک چهارم اراضی مزروعی مصر به کشت پنبه اختصاص داشت و 1ر80% کل صادرات را محصول پنبه تشکیل می داد. منتقدانِ ملی گرا انگلستان را ــ که از 1300/1882 بر مصر تسلط یافته بود ــ به سبب تبدیل این کشور به کشتزار بسیار گستردة پنبه و در نتیجه ، آسیب پذیری اقتصاد مصر مقصّر می دانند ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Cotton" ). طی دهه های 1310ش / 1930 و 1320ش / 1940 به رغم رشد اساسی صنعت ، بویژه صنایع نساجی ، کشت و صادرات پنبه همچنان بزرگترین بخش اقتصادی بود (بنین ، ص 318). طی سالهای 1302ـ1331ش / 1923ـ1952 کشتیرانی ، راه آهن و خدمات شهری در قاهره و بندر اسکندریه ــ که چهره ای اروپایی پذیرفته بود ــ برای تسهیل حمل و نقل و صادرات این محصول توسعه یافت (همانجا). آسیب پذیری نظام اقتصادی تک محصولی مصر، که کاملاً به محصول پنبه وابسته بود، در بحران اقتصاد جهانی در سالهای 1308ـ1313ش / 1929ـ 1933، نمایان شد. کاهش کم سابقة بهای پنبه سطح زیرکشت پنبه را ــ که در 1308ش / 1929 به 841 ، 1 هزار فدّان می رسید ــ به 094 ، 1 هزار فدان در 1311ش / 1932 کاهش داد. پیامد رکود فعالیتهای زراعی و تجاری پنبه ، سیل مهاجرت روستاییان و کشاورزان بیکار به شهرهای مصر و تشدید بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی بود ( تاریخ معاصر کشورهای عربی ، ج 2،ص 137). در جنگ جهانی دوم زمینهای زیرکشت پنبه به نصف کاهش یافت و کشت غلات جانشین آن شد، زیرا در آن سالها مصر مرکز کمک رسانی نیروهای انگلیس در خاورمیانه جهت پشتیبانی متفقین تلقی می شد (همان ، ج 2، ص 145). در حال حاضر، تولید پنبه همچنان اهمیت حیاتی خود را در اقتصاد مصر حفظ کرده است . این محصول منبع درآمد کشاورزان و مادّة خام صنایع نساجی ، مهمترین بخش صنعت مصر، و اشتغال زا و تأمین کنندة ارز خارجی کشور است . پنبه در مصر محصولی تابستانی است که در مناطق حاصلخیز اطراف رود نیل کشت می شود. پنبة مصر در بلندی الیاف ، شهرت جهانی دارد. انواع گوناگون آن عمدتاً در شمال غرب منطقة دلتا، فیوم و شمال و جنوب بنی سُوَیْف ، سیوط ، سوهاج و مینیا کشت می شود (معوّض ، ص 10ـ11؛ تکیه ای ، ص 46ـ 47؛ رفعتی ، ص 42ـ43). برابر آخرین آمار در 1378ش / 1999، 267 هزار تن پنبه از سطحی برابر 294 هزار هکتار با کیل 909 (کیلوگرم در هکتار) تولید شده است . طی دو دهة اخیر میزان تولید، و سطح زیرکشت پنبة مصر و همزمان صادرات این محصول روند نزولی داشته است ، که ناشی از نارضایتی فزاینده نسبت به پنبة مصری در بازارهای عمدة جهانی آن ، ژاپن و ایتالیا، است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 62؛ معوّض ، ص 9). منابع : (55) تاریخ معاصر کشورهای عربی : 1917ـ1970 ، ویرایش د.ر. فوبلیکوف و دیگران ، ترجمة محمدحسین شهری ، تهران 1360ـ 1361 ش ؛ (56) مهدی تکیه ای ، مصر ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (57) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ،1370 ش ؛ (58) Joel Beinin, "Egypt: society and economy, 1923-1952", in The Cambridge history of Egypt , vol.2, ed. M.W.Daly, Cambridge 1998; (59) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S.Simon, Philip Mattar, and Richard W.Bulliet, NewYork 1996, s.v. "Cotton" (by Richard W.Bulliet); (60) International Cotton Advisory Committee, Cotton: world statistics , Washington, D.C. 1998; (61) Gallal Moawad ¤ , "Egypt", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994 , Rome 1997. / جواد کریمی / 4) قلمرو عثمانی . واژة پنبه در لهجه های ترکی شرقی پَخته یا بخته (رادلف ، ج 4) آمده است . در ترکی اویغوری واژة کبز برای پنبه معمول است که به صورت بِز ، برای پارچه های پنبه ای زبر، در لهجه های دیگر ترکی معمول شده است . ترکان اویغور با ادامة سنت کشت و صنعت پنبه در آسیای مرکزی ، به تولید پنبه پرداختند و چنانکه در منابع چینی قرن سوم / نهم ضبط شده است ، منسوجات پنبه ای را به چین صادر می کردند (هامیلتون ، فهرست ، ذیل "Po-tie" ). در دوران سلجوقیان تولید و صنعت پنبه ظاهراً در آسیای صغیر رواج قابل توجهی داشت ، به طوری که در این ناحیه شهرهای عمده بازارهای پنبه (برای نمونه رجوع کنید به بازار پنبه فروشان در قونیه ،افلاکی ، ص 618) و کاروانسراهای منسوجات پنبه ای داشتند (برای الخان البزّازی در سوق البزازین در قرشهر رجوع کنید به تمیر ، ص 23). به نوشتة ابن بطوطه (ج 2، ص 425) در 733 پارچه های الیاف پنبه ای با حاشیة زربفت از لاذق (لئودیکائون ـ لیکوس ، دِنیزلی امروزی ) در سراسر آناطولی مشهور، و تا قرن نهم این شهرت همچنان باقی بود (عاشق پاشازاده ، ص 52). گرچه بازارهای اروپایی پنبة با کیفیت بهترِ تولید شمال سوریه (حماة و حلب ) و انواع تولیدات سیسیلی و قبرسی را ترجیح می دادند (هید ، ج 2، ص 463)، اما بخش عمدة پنبة وارداتی به اروپا در قرون هشتم و نهم از بنادر شرقی و جنوبی آناطولی تأمین می شد (همانجا؛ شر ، ص 2335؛ مازائوی ، فصل 2). در سرزمینهای ساحلی این بنادر هم پنبه کشت می شد. جزیرة کیوس / خیوس مرکز مهم صدور پنبة آناطولی بود و جنواییها در این دوره پنبة ترکیه را از طریق این جزیره به دیگر کشورهای اروپایی و حتی مغرب صادر می کردند (هیرز ، ص 393). در طول این دوره ، ونیز کوشید تا واردات و توزیع پنبة وارد شده به غرب را در انحصار خود درآورد. در قرن دهم / شانزدهم صنایع پنبه در فرانسه و انگلستان رشد سریع خود را آغاز کرد. فرانسه و آلمان و هلند که از دولت عثمانی امتیازات تجاری ویژه ای دریافت کرده بودند، مستقیماً پنبه را از شرق وارد کردند و صنایع پنبة ایتالیا را در قرن یازدهم / هفدهم از میدان رقابت خارج ساختند. جنگ قبرس (978ـ 979/ 1570ـ1571) را می توان به عنوان نقطة عطفی برای سقوط تجارت ونیز قلمداد کرد. قبل از 1215/ 1800 صنایع پنبه ای بسیار فعال با قابلیت بالا در آناطولی وجود داشت . غیر از تقاضای روزافزون اروپاییها و صرف نظر از خرید و فروش داخلی ، نیاز دولت به تولیدات پنبه برای نیروی دریایی و ارتش نیز یکی از عوامل مهم توسعة تولید پنبه و بویژه توسعة انواع مخصوص منسوجات پنبه ای بوده است . در بعضی مناطق تا ده برابر افزایش تولید پنبه نیز مشاهده می شد. در هیچ موردی ، در دورة قبل از قرن سیزدهم / نوزدهم ، تغییری به سوی تک محصولی کردن حاصل نشده است . گونه های متنوع پنبة هندی ( گوسوپیوم هرباکیوم ) که اصطلاحاً پنبة «یرلی » (محلی ) خوانده می شد، خود را با شرایط خاک و آب و هوای این مناطق وفق داده بود، و تا قرن سیزدهم / نوزدهم در آسیای صغیر کشت می شد. در نیمة اول قرن سیزدهم / نیمة دوم قرن نوزدهم گونه های امریکایی و اروپایی در آسیای صغیر و بالکان شناخته و کشت شد. با وجود این ، در 1320ش / 1941، 90 تا 95% تولید پنبه در غرب آناطولی و ناحیة اَدَنَه را هنوز هم گونه های محلی تشکیل می داد (بروک ، ص 242ـ249؛ > تاریخ زراعت ترکیه < ، ص 129ـ 135). در قرن نهم / پانزدهم جلگه های ساحلی بین دراما و قره فریه (ورویا) و وُدِنا به منطقه ای مهم برای کشت و تولید پنبه در روم ایلی تبدیل شد. در 1163/1751 کنسول ونیزی ، کویداس مجموع پنبة خام صادرشده از این منطقه را سیزده هزار عدل تخمین زده است . بازار پررونق پنبه در این منطقه در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم ظاهراً عامل تغییر و تبدیل کشت برنج به پنبه ، احیای زمینهای جدید برای کشت پنبه ، توسعة «چِفْتْلِک »های (مزارع ) بزرگ و سودآوری کشاورزی ، و رشد و شکوفایی «اعیان »های بزرگ همراه با افزایش نظارت بر این زمینها بوده است . صاحبان تولیدات پنبه ای در شهرهای بزرگ که از مناطق تولید پنبه دور بودند، معمولاً با نخ وارداتی نیاز خود را تأمین می کردند ( بورسه احتساب ، دوم ، ص 7، 33). طبق مقررات ، نخ وارداتی باید مستقیماً از طریق واردکنندگان در اختیار بافندگان قرار می گرفت . این مقررات فروشندگان نخ پنبه شهر را از فروش دوبارة نخ وارده به تاجران منع می کرد، و این معیاری برای جلوگیری از بالارفتن قیمت و به هم خوردن نظام قیمت گذاری بود. اما قیمتهای بهتری که اروپاییان پیشنهاد می کردند، تاجران محلی را وسوسه می کرد تا این کالاها را قاچاقی به تاجران و خریداران خارجی بفروشند. دولت با جدّیت می کوشید که مانع این عمل گردد (فاروقی ، فصل 2، ص 73ـ74). مهمترین مسئله برای فروشندگان منسوجات پنبه ای حفظ حق انحصار فروش خود در شهرها و حمایت از آن بود. کالاهای تکمیل شده ، ساختة محل یا وارداتی ، می بایست طبق مقررات به فروشندگان نخ پنبه در شهرها فروخته می شد (اولوچای ، سندهای ش 16، 43، 44، 48، که همه متعلق به قرن یازدهم / هفدهم است ). در مَغْنیسا از حق انحصار بزازها که حکم سلطان را به دست آورده بودند، حمایت می شد و ارمنیهای ایرانی از داشتن فروشگاه و رقابت با فروشندگان محلی آن شهر محروم می گردیدند (همان ، سند ش 61؛ قس رفیق ، ص 40ـ41). بزازها نیز مراقب رعایت معیارها در اندازه و کیفیت و رنگهای به کار رفته در تولید پنبه بودند. نمایندگان دولت در بازار منسوجات پنبه (بوغاسی پازاری ) کالاها را بازرسی و مهر می کردند. دولت عثمانی برای بهتر شدن کیفیت پارچة بادبانهای نیروی دریایی (اوزون چارشیلی ، 1948، ص 515)، و نخ پنبة خام برای طناب کشتی و لباس زیر برای سربازان در استانبول (همو، 1943، ج 1، ص 282ـ284) سفارشهایی به مراکز تولیدی می فرستاد. سفارشهای دولت که شامل تولید پارچه های پنبه ای با کیفیت بالا در یک زمان محدود بود، در مراکز تولید پنبه تغییراتی در مقدار تولید، قیمتها و حتی در سازماندهی تولیدات به وجود آورد. این وضع غالباً مناطقی را که به پایتخت عثمانی نزدیکتر بودند یا از طریق دریا به آنجا متصل می شدند تحت تأثیر قرار می داد (اوزون چارشیلی ، 1948، همانجا؛ فاروقی ، ص 65ـ72). مراکز صادراتی . با اطمینان می توان گفت که در قلمرو عثمانی ، بعد از تولیدات چرمی ، صنعت و تولیدات پنبه و پارچه بافی با بیشترین ظرفیت صادراتی از مهمترین صنایع بخصوص در آناطولی غربی و سوریه و نواحی تالابی بین النهرین ، و مقدونیة جنوبی به شمار می رفت . این صنعت پایه و رکن رونق اقتصادی و توسعة مدنی در قلمرو عثمانی تا قرن سیزدهم / نوزدهم بود. هزینة بالای حمل و نقل پنبة خام موجب تمرکز صنایع پنبه ای در مناطق نزدیک به بخشهای تولید پنبه شد، در حالی که کالاهای پنبه ای و منسوجات ظریف و گرانقیمت «بوغاسی » و «دولْبند» و همچنین پارچه های ارزانقیمت ، کرباس ، و «آستر» و نخ پنبه ای از راه زمین یا دریا به تمام اروپا و مناطق عثمانی فرستاده می شد. در قرون نهم و دهم / پانزدهم و شانزدهم ، آناطولی غربی از نظر میزان صادرات پنبه مقام اول را داشت . در این دوره ، شهرهای فعال این منطقه برغمه ، مغنیسا، تیره ، و چند شهر دیگر بود. تیره به تولید پارچة مخصوص بالش و تشک ، «آلاجه » (پارچة راه راه ) و همچنین نخ (طناب ) پنبه ای که «رشتة تیره » یا «تیره » نامیده می شد، معروف بود. برغمه در تولید پارچه برای نیروی دریایی شهرت داشت . در قرن دهم / شانزدهم مناطق انطالیه و سلفکه ـ موت ، در ساحل مدیترانه ، بزرگترین مناطق کشت پنبه و تولید پارچه های پنبه ای به شمار می آمدند (فاروقی ، ص 96ـ97). حلب ، انطاکیه (پارچه های پنبه ای انطاکی )، کلیس ، عینتاب (غازی آنتپ ) و مَرْعَش از نواحی مهم دیگر در صنعت پنبه با ظرفیت بالای صادرات بودند. توسعة تجارت پنبه بویژه در حلب ادامه داشته است . در دهة 1090ـ1100/ 1680ـ1690 پارچه های پنبه ای ظریف و گرانبهای این ناحیه در میان محصولات واردات فرانسه دیده می شد (ماسون ، ج 1، جدول شمارة 8). ماردین (گویونچ ، ص 139، 167) و دیار بکر که در مناطق شرقیتر قرار داشتند، مراکز مهم صنایع نساجی پنبه به شمار می رفتند. پارچه های پنبه ای ضخیم و الیاف پنبة قرمز دیار بکر به استانبول و اروپا صادر می شد. در شمال آناطولی ، ناحیة قسطمونی ـ آماسیه ـ توقات ، در میان کشورهای شمالی حوزة دریای سیاه ، به مرکز توسعه یافتة مهمی با صادرات بالا تبدیل شد. رویهمرفته ، تولیدات پنبه ای که از آناطولی به کشورهای حوزة شمالی دریای سیاه صادر می شد در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم بالغ بر یک میلیون قروش بود. به نظر می رسد که در این دوره واردات پنبه از خارج ، غیرقابل توجه بوده است . ظاهراً این بازار شرق بود که در ابتدا در توسعة صنایع پنبة هند سهم و نقش داشت . هند در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم تولید انواع پارچه های پنبه ای و پنبه ای ابریشمی را که مورد درخواست ترکیه بود، آغاز کرد (چودهوری ، ص 502، 504). قبل از 904/1500 «آلاجه » و «قُطنی » (کتانی ) دو نوع پارچه بود که در ترکیه از قبل شهرت و عمومیت داشت (دفتر ثبت گمرکات کَفه ، آق کرمان و کیلی ). سابقة واردات منسوجات هندی به ترکیه به قرن نهم / پانزدهم برمی گردد. در 875 محمود گاوان ، ( وزیر ایرانی بهمنیانِ دکن * ) ، نمایندگانی با «اقمشه » برای تجارت به بورسه فرستاد ( بللتن ، ش 24، ص 69، 75، 95). براساس اسناد کاخ سلطنتی ادرنه ، انواع پارچه های هندی خیلی زودتر از اروپا در ترکیه مورد استفاده قرار گرفت . احتمالاً هنگامی که صنایع و کارخانه های هندی با اطلاع از تقاضاهای بازار متصرفات عثمانی در شرق مدیترانه (لوان )، از نظر الگو و انواع تولیدات ، هماهنگی لازم را در تولیدات خود به وجود آورد (چودهوری ، ص 239ـ240، 247)، اولین پارچه های نفیس هندی در سرزمینهای عثمانی همانند اروپا، بخصوص در اواسط قرن یازدهم / هفدهم ، شهرت زیادی پیدا کرد. به هرحال ، قبل از اینکه پارچه های اروپایی در قرن سیزدهم / نوزدهم بازارهای عثمانی را تحت نفوذ خود قرار دهد، انواع تولیدات پنبه ای هند از قبیل چیتهای مرغوب ، پارچه های گلدار، انواع آلاجه و قطنی ، همچنین نخ ، پارچه و الیاف هندی به عثمانی نفوذ کرد و تقریباً بازار پنبه در عثمانی را در معرض تهدید قرار داد. تا 1102/1690 صادرات هند به این قلمرو را پنج برابر پارچه های چیت صادره به بازارهای انگلستان و هلند تخمین زده اند (همان ، 245ـ246). همچنین ، قسمت عمده ای از پارچه های پنبه ای که هلندیها و انگلیسیها از هند وارد می کردند دوباره به امریکا، غرب و شرق افریقا صادر می شد (گلامان ، ص 133ـ134، 143). با این حال ، در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم / سه دهة پایانی قرن هفدهم ، بازارهای اروپایی تقاضای زیادی برای پارچه ها و منسوجات شرقی داشتند، زیرا در این زمان استفاده از پارچه های پنبه ای هند در میان بانوان طبقات بالا بسیار اشاعه یافته بود (همان ، ص 133؛ چودهوری ، ص 280ـ283؛ ماسون ، ج 2، ص 195). واردات پارچه های پنبه ای زبر (غیرمرغوب ) فرانسه از سرزمینهای عثمانی در 1115/1703 تا حدود سه میلیون لیر فرانسه افزایش یافت . الیاف پنبه ای در مارسَیْ رنگ و نقش زده می شد و بخش عمدة آن به اسپانیا و ایتالیا صادر می گردید (ماسون ، ج 2، ص 198ـ199). ازینرو، مشرق (کرانة شرقی ) در رونق تولید و صادرات پارچه ها و فرآورده های پنبه ای به اروپا نزدیک شد. این رونق در سالهای 1112ـ1164/ 1700ـ1760 به حداکثر رسید. اما منسوجات هندی با کیفیت عالی خود بر بازارهای کرانة شرقی به واسطة کمپانیهای هلندی و انگلیسی هندشرقی غلبه یافت ، در حالی که تولیدات شرقی ، نخهای پنبه و پارچه ای ضخیم ، عمدتاً به فرانسه صادر می شد. پسونل ، کنسول فرانسه در ازمیر و کریمه در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، متوجه شد که صادرات منسوجات فرانسوی به کرانة شرقی را عمدتاً رقابت موفق تولیدات پنبه ای بومی محدود می کند (ج 1، ص 31). الیاف پنبة قرمز آناطولی غربی و دیار بکر که از ازمیر صادر می شد، به دلیل کیفیت و رنگ خوب و قیمت پایین ، همیشه در غرب بازار خوبی داشت و به مقدار زیاد به فرانسه و هلند صادر می شد (اُهگرتی ، ص 204). تا اواخر قرن دوازدهم / هجدهم تولید سالانة نخ پنبه ای تسالی و مقدونیه به 5ر2 میلیون کیلوگرم رسید (اسورونس ، ص 248). شرکت اتریشی استارهمبرگ که در 1190/1776 در سالونیکا/ سلانیک تأسیس شده بود، به موفقیت چشمگیری دست یافت . تا 1204/1789 این شرکت کارخانه های متعددی ایجاد کرده بود که ، از جمله ، کارخانه های سرس / سیروز و لاریسا نخ پنبه ای تولید می کردند (همان ، ص 182ـ185). سویسیها نیز با وارد کردن پنبه و نخ پنبه از طریق مارسی صنعت نساجی پنبه را رشد و گسترش دادند، و در 1174/1760 یک کنسولگری با هدف اصلی ایجاد و توسعة تجارت پنبه در سالونیکا تأسیس کردند (همان ، ص 185، 252). صادرات نخ پنبه و منسوجات پنبه ای از مصر به اروپا، یعنی فرانسه و لگهورن و ونیز، تنها بخش کوچکی از صادرات مصر را دربر می گرفت (ریموند، ج 2، ص 180). از 1133/1720 صدور منسوجات پنبه ای ــ دمته یا دمیاطی و ملائوی یا مَحَلَّوی ــ از قاهره ، بیشتر به فرانسه ، بسرعت افزایش و سپس در سالهای 1200/ 1786 تا 1203/ 1789 کاهش یافت . این کاهش بیانگر کیفیت و احتمالاً ناشی از رقابت با تولیدات پنبه ای غربی بوده است (همان ، ج 1، ص 230). در طول همین دوره ، سهم انگلستان در واردات پارچه های مصری کمتر از ده درصد بود (همان ، ج 1، ص 174، 180ـ182). از طرفی ، کشور مصر خود تولیدات پنبه ای را از سوریه ، ازمیر، بورسه و استانبول وارد می کرد. تولیدات پنبه ای یا ابریشمی و پارچه های پنبه ای سوریه مانند انطاکی ، نابلُسی ، قُطْنی ، آلاجه و شامی بخش مهمی از واردات مصر از سوریه را تشکیل می داد (همان ، ج 1، ص 190). قبل از اینکه کالاهای پنبه ای انگلیسی به بازارهای این مناطق نفوذ و رخنه کند، قاهره بازار بزرگ و مهم منسوجات هندی بود که از طریق دریای سرخ وارد می شد. در اوایل قرن دوازدهم / هجدهم وارداتِ رو به رشد تأثیر مخربی بر صنایع بافندگی و پارچه های پنبه ای محلی در مصر داشت (همان ، ج 1، ص 191، 193، 199). از 1133/ 1720 به این طرف ، دولت فرانسه به منظور حمایت از صنایع ملی و همچنین صنایعِ مستعمراتش در آنتیل حقوق گمرکی سنگینی به میزان بیست لیر (فرانسوی ) برای هر قنطال (معادل صد کیلوگرم ) بر روی نخها و تولیدات پنبه ای که از کرانة شرقی (لاوان ) وارد می شد، تعیین کرد (ماسون ، ج 2، ص 201). در نیمة دوم قرن هجدهم ، در میان واردات متنوع آلمان (لایپزیگ ) و اتریش به امپراتوری عثمانی ، منسوجات پنبه ای و انواع چیت و نوع منسوجاتی که اصطلاحاً «شبه هندی » نامیده می شد در صدر فهرست کالاهای وارداتی قرار داشتند. کالاهای پنبه ای آلمانی در ازمیر و بورسه بازار نسبتاً پررونقی داشت (گزارش اوبن ). کالاهای پنبه ای انگلیسی نیز از طریق بازارهای لایپزیگ به بالکان می رسید. علاوه بر لایپزیگ ، وین نیز مرکز مهم دیگری برای تجارت عثمانی محسوب می شد. در طول سالهای 1164ـ1237/ 1750ـ1812 که تجارت اتریش با عثمانی پیشرفت قابل توجهی داشت ، پنبة خام و پارچه های پنبه ای جزو مهمترین صادراتی قرار گرفتند که از منطقة سرس به اتریش و آلمان صادر می شد (پاسکا لوا ، ص 49ـ56). البته پارچة پنبه ای شرقی در کرانة شرقی به سبب دستمزد کمتر هنوز هم از امتیاز ارزان بودن برخوردار بود (ماسون ، ج 2، ص 436ـ437). صنعت نساجی غرب تنها زمانی می توانست به طور قطعی بازارهای شرقی را تسخیر کند و تحت نفوذ خود درآورد که با استفاده از ماشینهای بافندگی مشکل تفاوت قیمت را حل کند، و با تقلید یا ایجاد طرحها و رنگهای جدید موفق به جلب یک مشتری شرقی شود. آشنایی با شیوه های رنگرزی شرقی موجبات موفقیت صنعت نساجی غرب و صادرات آن را فراهم کرد. در نتیجه از میزان صادرات پارچة پنبه ای قرمز ترکیه به این کشورها کاسته شد (اُهگرتی ، همانجا؛ ماسون ، ج 2، ص 439ـ440). این تغییر در رشد سریع واردات پنبة خام کاملاً نمایان و مشهود بود و موجب کاهش مقدار پنبه و منسوجات پنبه ای (وارداتی ) از کرانة شرقی گردید. بین سالهای 1112/1700 و 1203/1788 واردات مواد خام پنبه به فرانسه ده برابر افزایش یافت ، که این رقم 39% از مجموع کل واردات از کرانة شرقی را نشان می دهد، در حالی که پارچه های پنبه ای چنین پیشرفتی نداشتند. این فرآیندِ تغییر نسبتاً طولانی بود و در مراحلی به موفقیت دست یافت . تا مدتی کرانة شرقی به صدور پارچه های نخی خود، اما این بار به صورت مواد خام و رنگ نشده ، ادامه داد؛ سپس عمدتاً صدور منسوجات پنبه ای (نخی )، بخصوص پارچه هایی را که با رنگ قرمز و زریهایی درون آن رنگ شده بود، آغاز کرد و سرانجام هم فقط به صدور نخ و پنبة خام اکتفا نمود. از طرفی ، تسلط بر بازارهای شرقی تنها بعد از انقلاب صنعتی در انگلستان با انبوهی از محصولات ارزان آن و پارچه های پنبه ای مرغوب (موسوم به تویست و میول ) و پارچه های نقش دار اهمیت و معنا یافت و کار بدانجا رسید که شرق برای تهیة منسوجات پنبه ای و برای فروش مواد خام کاملاً به صنعت نساجی غرب وابسته و متّکی شد. در سالهای 1091ـ1184/ 1680ـ1770 صادرات پنبه و کالاهای پنبه ای از شرق به انگلستان کاهش یافت ؛ این کاهش اساساً ناشی از کاهش کلی تجارت انگلستان در شرق و سیاستهای داخلی انگلستان در استفاده از تولیدات پنبه ای محلی بود (دیویس ، ص 29ـ31). عامل مهم دیگر، رقابت تولیدات پنبة نواحی مستعمراتی انگلستان در صدور این کالاها از هندوستان و هندوچین به انگلستان بود. در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم که کارخانجات و صنایع پنبة انگلستان مورد تشویق و حمایت (سیاست داخلی ) قرار گرفت ، تجارت پنبه دوباره احیا شد، که در نتیجة آن آناطولی غربی یکی از منابع مهم تولید و عرضة پنبه گردید. میزان پنبة صادراتی از شرق (به انگلستان )، در سالهای 1111ـ 1113/ 1699ـ1701 تقریباً 300 تُن ، در 1133ـ1143/ دهة 1720 و 1143ـ1153/ دهة 1730، 150 تن ، و در 1164ـ 1174/ دهة 1750 بالغ بر 500 تن بود (همان ، ص 173). همچنین مقداری از پنبة شرق از طریق هلند به انگلستان وارد می شد (وُود، ص 160). رشد ارزش پنبه را می توان عامل رواج مجدد تجارت (پنبه ) انگلستان در سالهای بعد از 1194/1780 دانست ؛ زمانی که صنعت انگلستان پیشرفت چشمگیری کرده بود (دیویس ، ص 187، 241ـ242). صنایع پنبه ای بریتانیا در شرق نه تنها باید با منسوجات پنبه ای مرغوب هندوستان ، بخصوص پارچه های چیت و چلوار، بلکه حتی با الیاف پنبه ای هندوستان نیز به رقابت برمی خاست . تولیدات انگلیسی («تویست ») به بازارهای عثمانی و از طریق طرابوزان تا مرکز تولید پنبه یعنی دیار بکر و همچنین از طریق سالونیکا تا بازارهای اروپای مرکزی نفوذ کرد. پارچه های انگلیسی که تقلیدی از پارچه های (چیت ) هندی بود و در تهیة کلاه ، روسری و چادر استفادة فراوانی داشت در شرق جای واردات هندی را گرفت (اوبن در گزارش خود فهرستی طولانی ارائه می دهد). انگلیسیها این تجارت را مهمترین تجارت خود می دانستند ( رجوع کنید به گزارش اسحاق موکمر به تاریخ 1814، به نقل وُود، ص 192ـ193). هرچند واردات پنبة خام از شرق در همان زمان افزایش چشمگیری از خود نشان داد، اما همة ارزش آن در مقابل ارزش کالای صنایع پنبه ای صادراتی به شرق خیلی بالا و مهم نبود. پنبة ترکی فقط یک دوازدهم کل واردات انگلستان بود. بعد از هند، آلمان نیز در کار تولیدات پنبه ای ، در قبال تولیدات انگلستان ، در بازارهای کرانة شرقی خسارت زیادی متحمل شد. در طی جنگهای ناپلئون ، به سبب بالا رفتن قیمتها در آلمان و تعطیلی دو کارخانه در تریست و فیوم ، دو بندر مهم حمل و نقل در صادرات اتریش ـ آلمان ، انگلستان از این اوضاع سود فراوانی برد و علاقة بریتانیا به شرق به عنوان بازار مهمی برای تولیدات پنبه ای خود بخصوص از 1241/ 1825 که تأثیر کامل انقلاب صنعتی در کشور احساس می شد، بیشتر شده بود. پیمان تجاری 1254/ 1838 میان عثمانی و بریتانیا حکومت عثمانی را به بازار آزاد تجاری صنایع و تولیدات پنبه ای انگلستان تبدیل می کرد (پورییر ، ص 107ـ130؛ بیلی ، ص 39ـ 178؛ کوتوک اوغلو،1976). از 1254 تا 1269/ 1838 تا 1852، واردات منسوجات پنبه ای بریتانیا سه برابر و واردات الیاف پنبه دو برابر شد. ارزش کالاهای پنبه ای انگلیسی که به ترکیه وارد می شد تقریباً از138 در 1240/ 1825، به 19 کل تولیدات در 1271/ 1855 افزایش یافت (بیلی ، ص 86). تجارت و مبادلات عثمانی ، در تجارت خارجی انگلستان در1247/ 1851 در رتبة سوم قرار داشت (همان ، ص 82 ـ83). در قلمرو عثمانی ، تولید نخ پنبه نخستین صنعتی بود که آسیب دید و مستقیماً در زندگی ریسندگان که فقیرترین بخش جمعیت مناطق شهری و روستایی بودند تأثیر گذاشت . در 1249/1833، اورکو هارت می گوید «نسّاجان برای اینکه نخهای پنبه ای خودشان ناهمگون و در بافتن سخت و سنگین بود نوع نخ پنبه ای انگلیسی را ترجیح می دادند» (ص 148). اولین بحران جدی صنایع نخ پنبه ای ظاهراً در طول سالهای 1241ـ1246/ 1825ـ1831 اتفاق افتاد (همان ، ص 47ـ54؛ سارچ ، ص 48ـ49). بعداً، در 1279/ 1862، انگلیسی دیگری به نام لویس فارلی (ص 59 ـ60) می گوید: «ترکیه دیگر یک کشور تولیدکنندة پنبه نیست . تولیدات متعدد و متنوعی که سابقاً نه تنها برای مصرف امپراتوری (عثمانی ) بلکه برای شرکت در بازارهای شرق حتی به اندازة چندین کشور اروپایی توانایی داشت ، اکنون در بعضی موارد بسرعت رو به زوال گذاشته ، و در مواردی دیگر بکلی از دور خارج شده است ... بغداد که روزگاری مرکز اوج شکوفایی تجاری مخصوصاً در زمینة چلوار گلدار محسوب می شد و حلب که به سبب تولیدات نخ طلایی ، پارچه های پنبه ای ... و پنبة خالص موسوم به «نانکین » معروف بودند رو به زوال گذاردند. پارچه های وال (چلوار) انگلیسی جای پارچه های دیگر هندی را گرفته است ، شالهای کشمیری جای خود را به «زبرا»ی گلاسکو و منچستر داده است ». همین نویسنده اضافه می کند که انگلستان «تا تبدیل ترکیه به یک بازار سودآور و افزایش دهندة تولیدات برای تجارت ما (انگلیسیها) این روند را ادامه خواهد داد» (ص 61). جان مک گرگور (ص 140؛ قس عیساوی ، ص 221؛ همچنین ویکیسنل که ارقام واقعیتری را نشان می دهد، ص 51) نقل می کند که در طی سالهای قبل از 1273/1856 در حلب فقط هفت هزار چرخ بافندگی با تولید سالانة نیم میلیون طاقه پارچه وجود داشت . مروری بر اقتصاد عثمانی در سالهای 1332ـ1335 ( > صنایع عثمانی < ، ص 134؛ الدم ، ص 76) نشان می دهد که 80% کل محصولات پنبه به خارج صادر می شد، در حالی که محصولات پنبه ای که وارد می شد بخش عمدة کل واردات را تشکیل می داد. تا 1335/1915 کارخانه های جدید پنبه در سرزمینهای عثمانی فقط نه تا بود؛ تمامی آنها فقط نخ پنبه و پارچة پنبه ای تولید می کردند ( > صنایع عثمانی < ، ص 133؛ الدم ، ص 130ـ131). با این حال ، تا اوایل قرن چهاردهم / آخر قرن نوزدهم قونیه ، قره مان ، انطالیه ، نیکده ، آغلاسون ، توقات ، مرزیفون ، مرعش و آنتپ (عینتاب ) همچنان از مراکز مهم کارخانه ها و ریسندگی پارچه های پنبه ای ذکر شده اند (اپل ، ص 525). در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، به سبب شورش و هرج و مرج ، بعضی از کارگران و بافندگان کارخانجات صنایع پنبه ، شهر حلب را به مقصد مصر، عینتاب و مرعش ترک کردند. عینتاب در تولیدات و صنایع پنبه ، بخصوص در نوع نخ قرمز رنگ شده ، در دهة 1318ـ 1328/ 1900 پیشرفت چشمگیری داشت (همان ، ص 528). گرچه بعضی از شعبه های کارخانه های پارچه بافی در خاورمیانه به فنون و نمونه های سنّتی روی آوردند، اما نفوذ و هجوم کالاهای ماشینی غربی همچنان ادامه داشت . منابع : (62) احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین ، چاپ تحسین یازیجی ، آنکارا 1976؛ (63) `A ¦ shik ¤ pashaza ¦ de, Die altosmanische Chronik des `As § i k ¤ pas § aza ¦ de, ed. Fr. Giese, Leipzig 1929, Osnaburg 1972; (64) C.Aubin, "A report on the trade of Turkey in 1812", ed. with introd. A. Cunningham, Archivum Ottomanicum ; (65) F.E. Bailey, British policy and the Turkish reform movement, Cambridge 1942; (66) W.F.Brدck, Tدrkische Baumwollwirtschaft, tr.C.Issawi, The economic history of Turkey, Chicago 1980; (67) K. N. Chaudhuri, The trading world of Asia and the English East India Company, Cambridge 1978; (68) R.Davies, Aleppo and Devonshire Square , London 1967; (69) V.Eldem, Osmanl i imparatorlug § unun iktisadi í artlar i hakkinda bir tetkik , Ankara 1970; (70) J.L.Farley, The resources of Turkey , London 1862; (71) S.Faroqhi, "Bat â ve Orta-Anadolu'da í ehirle í me ve ticaret", thesis, ODTU, Ankara; (72) K. Glamann, Dutch-Asiatic trade, Copenhagen 1958; (73) Gخyدn µ , Mardin ; (74) J.R.Hamilton, Les Ouighours ب l'إpoque des cinque dynasties, Paris 1955; (75) J.Heers, Ge ª nes au XV e siةcle, Paris 1961; (76) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant , ed.F. Raynaud, Leipzig 1936; (77) Ibn Bat ¤ t ¤ u ¦ t ¤ a, Toh ¤ fat al-noz ¤ z ¤ a ¦ r f i ¦ g ¦ ara ¦ 'eb al-ams ¤ a ¦ r wa `aja ¦ 'eb al-asfa ¦ r , tr. H.A.R. Gibb, Cambridge 1958-1971; (78) C.Issawi, The economic history of Turkey, 1800-1914 , Chicago and London 1980; (79) Mدbahat Kدtدkog § lu, Osmanl i -Ingiliz iktisadi mدnasebetleri, 1838-1850, Istanbul 1976; (80) J. MacGregor, Commercial statistics, London 1847; (81) P.Masson, Histoire du commerce fran µ ais dans le Levant au XVIII e siةcle, Paris 1911; (82) Maureen F. Mazzaoui, "The cotton industry of Northern Italy in the late Middle Ages, 1100-1600", unpubl. Ph.D. thesis, University of Wisconsin, Madison; (83) O'Heguerty, Remarques sur plusieurs branches de commerce et de navigation, Amsterdam 1758; (84) A.Oppel, Die Baumwolle, Leipzig 1902; (85) Osmanl i sanayii , ed.G.عk µ un, Ankara 1970, V.Paskaleva, "Les relations commerciales des contrإes bulgares avec les pays occidentaux et la Russie", ـtudes historiques (Sofia 1960), 253-284; (86) M.de Peyssonel, Traitإ sur la mer Noire , Paris 1787; (87) V.J. Puryear, International economics and diplomacy in the Near East, repr. Archon Books, 1969; (88) Radloff, Versuch eines Wخrterbuches der Tدrkdialecte; (89) A.Raymond, Artisans et commer µ ants au Caire au XVIII e siةcle, Damascus 1974; (90) Refik, Istanbul 1100-1200 ; (91) ع.C.Sar µ , in C.Issawi, The economic history of the Middle East ; (92) N.G.Svoronos, Le commerce de Salonique au XVIII e siةcle, Paris 1956; (93) Ahmet Temir, Caca Og § lu Nur el-D i ¦ n , Ankara 1959; (94) Tدrk ziraat tarihine bir bak i í , Istanbul 1938; (95) ´ ag § atay Ulu µ ay, Manisa'da ziraat, ticaret ve esnaf te í kila ª ti, Istanbul 1942; (96) D.Urquhart, Turkey and its resources, London 1833; (97) I .H. Uzun µ ar â í l â , Kap i kulu ocaklar i , I, Ankara 1943; (98) idem , Merkez ve bahriye te í kila ª t i , Ankara 1948; (99) Viquesnel, in C.Issawi, The economic history of the Middle East; (100) H.Wescher,"Cotton and cotton trade in the Middle Ages", Ciba Review, lXIV (1948), 2322-2360; (101) H.Wood, A history othe Levant Company, London 1935. (102) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) / ترکیه . با اعلام سلطنت مشروطه در 1326/ 1908 یارانه های بیشتری برای تشویق تولید پنبه برقرار گردید و قانونی به اجرا درآمد که به موجب آن بذرهای پنبة آسیای مرکزی و نیز ایالات متحده ، از عوارض گمرکی معاف می شد. تا 1332/ 1914 تولید پنبه به 000 ، 160 عدل (هر عدل 215 کیلوگرم ) رسید (مارت و دیگران ، ص 153). از هنگام استقرار جمهوری در ترکیه (1302ش / 1923) تولید پنبه و صنعت وابسته به آن ، به بیشترین حجم و توسعه دست یافت . اهمیت دادن به تحقیق و پژوهش این محصول و مساعدت به کشاورزان ، موجب افزایش تولید پنبه به بیش از دو میلیون عدل در 1348ش / 1968 شد (همانجا). بازده پنبه در ترکیه از دهة 1330ش / 1950 آهنگ افزایشی داشته است . در 1375ش / 1996 پنبة ترکیه از نظر بازدهی بعد از استرالیا رتبة دوم جهانی را داشت . افزایش چشمگیر بازده پنبه در ترکیه مرهون چندین عامل است ، از جمله استفاده از گونه هایی که فرآوری بالایی دارد و الیاف آن نیز مرغوب است ، توجه به کیفیت بذر و آماده سازی زمین ، مهار بیماریها و آفات ، و ترویج کشاورزی مکانیزه (مارت و دیگران ، ص 154ـ155؛ قس کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 54، 80؛ ناظری ، ص 1ـ2). در 1378ش / 1999 ترکیه به طور تقریبی از سطح زیرکشت 720 هزار هکتار و تولید 813 هزار تن و بازده پنبة 129 ، 1 کیلوگرم در هر هکتار برخوردار بود. این کشور از حیث میزان تولید پنبه در میان تولیدکنندگان جهانی پنبه رتبة ششم را دارد (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4، 80). با وجود آنکه سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی ترکیه از دهة هفتاد به این سو آهنگ کاهشی داشته است ، پنبه به عنوان محصولی صنعتی همچنان جایگاه قابل توجهی در اقتصاد ترکیه دارد و تولید آن در سالهای آتی افزایش بیشتری خواهد داشت . بویژه ، با تکمیل پروژة عظیم جنوب شرق آناطولی موسوم به پروژة گاپ (مشتمل بر 22 سدّ و 19 نیروگاه آبی بر رودهای دجله و فرات ) و آبیاری گستردة 000 ، 700 ، 1 هزار هکتار زمین کشاورزی با اولویت کشت پنبه انتظار آن می رود که نواحی زیرکشت پنبه ترکیه به دو برابر حد فعلی افزایش یابد و میزان تولید پنبة آن از استرالیا نیز فراتر رود (خوفی ، ص 9ـ10؛ > خاورمیانه و شمال افریقا 1998 < ، ص 1034؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 80؛ ناظری ، ص 8). پنبه از دیرباز یکی از منابع عمدة تأمین درآمد ارزی ترکیه به شمار می رفته و از محصولات صادراتی اصلی کشاورزی آن است . این محصول در سواحل اژه ، مرمره ، مدیترانه ، و شرق ترکیه کشت می شود، اما عمدة تولید در منطقة مدیترانه ، اژه و جنوب شرقی آناطولی صورت می پذیرد ( > خاورمیانه و شمال افریقا1998 < ، همانجا؛مارت و دیگران ، ص 155). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 5) آسیای مرکزی . پنبه مهمترین محصول زراعی آسیای مرکزی است . دره های فرغانه ، و سرخان دریا، حوضة رودهای مرغاب ، زرافشان ، تجن ، استپ گلودین ، چرچیق ، آنگرن ، زمینهای پست اطراف دو رودخانة آمودریا و سیردریا (سیحون ) و زمینهای چِمکِنت در قزاقستان مراکز عمدة کشت پنبه در آسیای مرکزی اند (احمدیان شالچی ، ص 104ـ105). در این میان ، درة فرغانه و مناطق همجوار آن به عنوان رگ حیاتی سه جمهوری تاجیکستان ، قرقیزستان و ازبکستان بیشترین تراکم جمعیتی ، کانون عمدة کشت و فعالیتهای اقتصادی متعلق به این محصول تلقی می شود؛ ناحیة خجند در شمال تاجیکستان ، تمامی مناطق اطراف اوش در قرقیزستان و تاشکند، پایتخت ازبکستان و بزرگترین شهر آسیای مرکزی ، را کشتزارهای وسیع پنبه دربرگرفته که از سیردریا سیراب می شود (همانجا؛ مارتین ، ص 148ـ149). رونق و کشت وسیع پنبه در آسیای مرکزی در ایام تسلط تزارها صورت گرفت ، و در واقع پس از جنگهای داخلی در امریکا و پایان دهة 1860 میلادی بود (کولایی ، ص 41). در دورة تسلط تزارها سیاست تبدیل منطقه به منبع تأمین مواد اولیه و بازار فروش محصولات ساخت روسیه به اجرا درآمد؛ حکومت تزاری تخم پنبة امریکایی را که تضمین کنندة کیفیت محصولات نساجی کارخانه های روسیه بود، جایگزین انواع محلی آن کرد و با جلب سرمایه گذاریهای جدید در بخش کشاورزی پنبه ، پنبة ارزان و مرغوب برای صنایع نساجی روسیه تولید کرد، و سودهای کلانی از تولید و فروش انواع مختلف پارچه که پنبة آن از این منطقه تأمین می شد، به دست آورد (ضیاءاف ، ص 163). با افزایش سطح زیرکشت پنبة نوع امریکایی طی 1305ـ1333/ 1888 تا 1915، حجم تولید نساجی نیز افزایش یافت و تعداد زیادی کارگاه و کارخانة پنبه پاک کنی احداث گردید. با فعالیت مراکز تجاری ـ صنعتی روسیه در این ناحیه ، تقریباً تمام پنبة صادراتی ترکستان در کارخانجات روسی تبدیل به پارچه ، و در مقابل بافته های پنبه ای و سایر کالاهای صنعتی وارد این منطقه می شد. این مبادلة تجاری از طریق احداث و گسترش شبکة راه آهن ، که طی 1298ـ 1324/ 1881 تا 1906 تمامی شهرهای منطقه را دربر گرفته بود، انجام می پذیرفت (همان ، ص 163ـ164). روسها پس از حضور در آسیای مرکزی آبیاری این منطقه را نیز دگرگون ساختند؛ آنها برای توسعة پنبه آبراهه های جدیدی ایجاد کردند. طرح آبیاری میرزا کول صحرا یکی از موفقترین اقداماتی بود که توانست اراضی وسیعی را برای کشت و زرع آماده کند و این در افزایش تولید پنبه بویژه در فرغانه بسیار مؤثر بود. میزان کشت پنبه در اراضی این منطقه از 14% در 1302/ 1885 به 44% در 1333/ 1915 رسید (کولایی ، ص 41، 43). توسعة کشاورزی با تمرکز بر کشت پنبه در اتحاد شوروی سابق نیز همانند دوران پیش از انقلاب در آسیای مرکزی انجام پذیرفت ، حال آنکه تولید غلات و محصولات غذایی اهمیت کمتری داشت . در این دوره سیاستهای روسیه در چهارچوب اجرای سوسیالیسم و اشتراکی کردن اجباری کشاورزی انجام می شد. به این ترتیب ، اراضی وسیعی در جمهوریهای آسیای مرکزی با توسعة سامانة آبیاری زیر کشت پنبه رفت . 41% پنبة اتحاد شوروی در پایان دهة 1300ش / 1920 از خارج از کشور وارد می شد، ولی با اجرای برنامة اول پنجساله و برنامة دوم پنجساله در دوران استالین ، در 1312ش / 1933 تنها 6ر2% پنبة موردنیاز کشور از خارج وارد می شد (همان ،ص 42). بهترین زمینهای کشاورزی به تولید این محصول اختصاص یافت و برای تولید بیشتر و مرغوبتر از کودهای معدنی و شیمیایی در مقیاس گسترده استفاده شد. «تب پنبه » فراگیر شد و از رسانه های گروهی همواره راجع به فعالیت و محصول بیشتر صحبت می شد. کار در مزارع اجباری بود و افرادی از طرف حزب و نهادهای محلی ناظر بر فعالیت افراد در مزارع پنبه بودند (ضیاءاف ، ص 170). سیاست تخصصی کردن اقتصاد منطقه بر محور تولید پنبه ، که با اجرای برنامه ریزی اقتصادی مرکزی و سامان یافتة استالین بنیان یافت ، از سوی نیکیتا خروشچف تشدید و از سوی لئونید برژنف ادامه یافت . در دوران خروشچف به کشت اراضی بایر در شرق و جنوب شرقی اتحاد شوروی توجه شد و مناطق وسیعی از زمینهای مزروعی که به کشت دیگر محصولات کشاورزی اختصاص داشت ، زیر کشت پنبه رفت . مقادیر معتنابهی از پنبه در نتیجة فشار مرکزی و رهبریهای سیاسی جمهوریهای آسیای مرکزی تولید می شد. این تولید با به کارگیری کود بسیار و آب فراوان بدون کمترین ملاحظه ای در باب عواقب و آثار سوء زیست محیطی آن صورت گرفت . خشک شدن تدریجی دریاچة آرال که از دهة 1340ش / 1960 آغاز شد و تخریب زیست بوم مناطق پیرامونی دریاچه و افزایش شوری فزایندة خاک از آثار مخرب سیاستهای مرکزگرا برای تخصصی کردن کشت پنبه در آسیای مرکزی بود (مارتین ، ص 141ـ142، 149، 153؛ کولایی ، ص 55 ـ 56؛ آکینر، ص 130ـ131). در این دوره ، کشت پنبه در برخی از جمهوریها بیش از نیمی از اراضی زراعی را دربر داشت . افزایش سطح زیر کشت پنبه سبب افزایش میزان تولید آن شد، اما این روند یکسان نماند و با مرور زمان ، به علت مشکلات ناشی از کیفیت خاک و تغییرات روش بهره برداری پنبه ، میزان تولید پنبه کاهش یافت و برای جبران این ضایعه ، به جای آن که میزان تولید در واحد سطح افزایش یابد، بر سطح زیرکشت افزوده شد. افزایش سطح کشت پنبه با اقداماتی برای بهبود کیفیت الیاف پنبه همراه نبود. بنابراین نه تنها پنبه مرغوبتر نشد، بلکه نسبت سهم پنبة مرغوب از کل تولید کاهش یافت ، به طوری که در اوایل دهة 1350ش / 1970 حدود 77% از پنبة تولیدی کیفیت مرغوب داشت ، ولی در دهة 1360ش / 1980 این رقم به 58% کاهش یافت . کاهش کیفیت پنبه تا اواخر این دهه ادامه یافت (احمدیان شالچی ، ص 105ـ106). از پیامدها و معضلات کشت گستردة پنبه و نشاندن تولید آن به جای محصولات غذایی ، تک محصولی شدن اقتصاد بعضی از جمهوریهای آسیای مرکزی بویژه ازبکستان و ترکمنستان بود که به ترتیب از بالاترین میزان تولید پنبه در منطقه برخوردارند. این پدیده وابستگی و آسیب پذیری جمهوریهای آسیای مرکزی را درپی داشت و بر موقعیت غذایی آسیای مرکزی بویژه از 1368ش / 1989 به بعد اثر جدی گذاشت (همان ، ص 105ـ107؛ عشقی و قنبرزاده ، ص 152، 154، 176). ازبکستان . ازبکستان تا پیش ازاستقلال چهارمین تولیدکنندة جهانی بود و با کاهش تولید در سالهای پس از استقلال ، به ردة پنجم تنزل کرد. طی یک دورة سی ساله از 1329 تا 1359ش / 1950 تا 1980 محصول پنبه به بیش از دو برابر افزایش یافت (احمدیان شالچی ، ص 164ـ165؛ آکینر، ص 130؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 3). از 1364ش / 1985 تا 1378ش / 1999 زمین زیرکشت پنبه بیش از پانصدهزار هکتار کاهش یافت و به حدود 000 ، 600 ، 1 هکتار رسید. طی این سالها ازبکستان در میان کشورهای عمدة تولیدکنندة پنبه پایینترین محصول پنبه را داشته است . مشکل این است که این کشور، در بسیاری از امور کشاورزی مربوط به تولید پنبه ــ پنبه از انواع بسیار مولد ــ محصولاتی به دست می آورد که میزان آن در مقایسه با کشورهای همسایه که از همان بذرها استفاده می کنند، نصف است و این بدان معناست که محیط و شرایط تولید پنبه در این کشور بر کمیت و کیفیت محصول پنبه تأثیری منفی داشته است . افزون بر این ، از هنگام استقلال ، دولت سیاست چندمحصولی کردن اقتصاد را پی گرفته و کوشیده است تا سطح زیرکشت پنبه را به منظور افزایش تولید غلات کاهش دهد. با این حال ، اقتصاد این کشور بشدت متکی به کشت و صادرات پنبه است . برابر آمار 1374ش / 1995، ازبکستان بعد از امریکا بزرگترین صادرکنندة جهانی پنبه است ، و ارزش صادرات این محصول حدود 40% کل صادرات این کشور است (آکیمف ، ص 325؛ > کتاب سال جهان اروپا1998 < ، ص 3693ـ3694؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، همانجا). ترکمنستان . پنبه در نواحی مرو در درة مرغاب ، درة تجن چارجو، اطراف آمودریا، و ترکمن باشی کشت می شود. این منطقه اولین ناحیة جهان است که در آن پنبة رنگین کشت و تولید شده است . به نظر کارشناسانِ کشاورزی ، ترکمنستان از نظر کیفیت و تنوع پنبه پس از مصر در مرتبة دوم قرار دارد. پس از استقلال ، شرایط و مقتضیات اقتصاد و کشاورزی تک محصولی ، این کشور را که در 1370ش / 1991 بیش از 50% از زمینهای زراعی آن به کشت پنبه اختصاص داشت ، در تنگنای ناشی از وابستگی شدید به مواد غذایی وارداتی و نوسانات قیمت پنبه قرار داد. از کل پنبة تولیدی این کشور فقط 3% در داخل کشور تبدیل و مابقی به صورت خام صادر می شود. این محصول حدود 20% کل صادرات ترکمنستان را تشکیل می دهد (احمدیان شالچی ، ص 255؛ کریمی ، ص 50؛ ترکمنستان ، ص 4ـ 5). روند تولید پنبه طی دهة 1379ش / 1990 سیر نزولی داشته و پیش بینی شده است که میزان تولید پنبه از 437 هزار تن در 1369ش / 1990 به 173 هزار تن در 1378ش / 1999 تنزل یابد. با وجود این ، ترکمنستان همچنان در میان جمهوریهای آسیای مرکزی بعد از ازبکستان بالاترین میزان تولید را دارد و در سطح جهانی با افت چشمگیر تولید، از مرتبة نهم در 1370ش / 1991 به مراتب پایینتری تنزل کرده است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 81). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 6) پاکستان . یافته های باستانشناسی در محل شهر باستانی موهنجودارو گواه این است که پنبه در درة سند تاریخی بس دیرینه دارد؛ درواقع قدیمترین منسوجات شناخته شدة جهان در این شهر به دست آمده که قدمت آن به قریب پنج هزار سال پیش بازمی گردد. در مهرگارة بلوچستانِ پاکستان بذرهای پنبه ای از هزارة پنجم قبل از میلاد به دست آمده است (احمد، ص 71). در گذشته گونة پنبه های آسیایی ( رجوع کنید به بخشهای پیشین ) در پاکستان کشت می شد. بذر گونه های مناطق مرتفع را اول بار پرتغالیها در قرن نهم / پانزدهم به شبه قارة هند وارد کردند (سومرو و خالق ، ص 2). تا پیش از 1269/ 1853 ــ که پنبه های امریکایی ویژة مناطق مرتفع وارد شد ــ گونه ای پنبة آسیایی که بومی قسمتی از هند (پاکستان ) بود در این کشور کشت می شد. در ابتدا که کشت نوع امریکایی به تنهایی اقتصادی نبود، هر دو نوع کشت می شد. در 1320/ 1902 ادارة کشاورزی پنجاب تأسیس و به کارگیری پنبه مناطق مرتفع تقویت شد. برنامة تحقیقاتی خاصی نیز در1326/ 1908 در دانشکدة کشاورزی لیلاپورد (فیصل آباد کنونی ) آغاز شد. درنتیجة این تحقیقات گونه ای پنبه با لایة کرکدار به دست آمد که در مقابل آفات مقاوم و از لحاظ تجاری نیز موفق بود. از 1332/ 1914 این نوع بتدریج جایگزین پنبه های بومی شد به طوری که اکنون 97% کل زمینهای زیر کشت پنبه ، به این نوع اختصاص یافته است (احمد، همانجا؛ برای آگاهی از گونه های مختلف پنبه در پاکستان رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 3). سطح زیرکشت پنبه در پاکستان آهنگ رشد شتابانی داشته و از 1326ش / 1947 تا 1376ـ1377ش / 1997ـ1998 گسترة زیرکشت از 24ر1 به سه میلیون هکتار افزایش یافته است . اراضی ایالات پنجاب و سند که از مناطق عمدة کشت پنبه است ، به شکل نوار ممتدی بین مدارهای ْ34 و ْ25 شمالی گسترش یافته است . گسترة مذکور برمبنای میزان بارندگی و دما و تنوع آب و هوایی ناشی از آن به مناطق مختلفی تقسیم می شود که هر یک برای کشت گونه ای خاص از پنبه مناسب است (سومرو و خالق ، ص 4ـ6؛ رفعتی ، ص 35). طرح «سامانة تحقیقات ملی کشاورزی » با هدف اصیل ماندن گونه های اصلح و پیشگیری از اختلاط گونه های خاص زیر نظر سازمان تحقیقات کشاورزی ملی با بیش از پنجاه سال تجربه ، از طریق «قانون نظارت پنبه »، به اجرا درمی آید. هرسال ، پیش از کاشت پنبه ، راهنماییهای لازم از طریق رسانه های جمعی در سطح وسیع انتشار می یابد (سومرو و خالق ، ص 6). پاکستان از بزرگترین تولیدکنندگان پنبة جهان و اکنون با تولید 6ر1 میلیون تن پنبه چهارمین تولیدکنندة جهانی است . صادرات نخ پاکستان حدود 29% کل بازار مبادلات جهانی این محصول است . درآمد حاصل از پنبه منبع اصلی درآمد و نیز تأمین کنندة عمدة ارز خارجی کشور است . به دلیل اهمیت پنبه در اقتصاد ملی ، حکومت پاکستان تلاشهای نتیجه بخشی کرده است ، مانند خرید محصول با قیمتهای تشویقی ، تسهیلات اعتباری ، پرداخت یارانه به اقلام موردنیازی چون ماشینهای کشاورزی ، ترویج برنامه های دفع آفات و برنامه های آموزشی و کارورزی همگانی برای کشاورزان (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4؛ احمد، ص 73؛ نیز رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 11، 16ـ26). موازنه میان صادرات پنبة خام و مصرف داخلی این محصول ، به اقتضای توسعة صنایع نساجی در داخل کشور و پیدایش تنوع در بازار بین المللی ، تغییر یافته است . مصرف داخلی در 1372ش / 1993 به 000 ، 159 ، 8 عدل پنبه رسید، که این میزان با مصرف کارخانه های نساجی در 1340ش / 1961 ــ که بالغ بر 000 ، 153 ، 1 عدل شده بود ــ قابل قیاس است . بدین ترتیب ، بیشترین صادرات نیز به اقلام نخ و پارچه اختصاص یافته است (احمد، ص 71). منابع : (103) الکساندر آکیمف ، «منابع معدنی و زراعی آسیای مرکزی »، ترجمة بدرالزمان شهبازی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 8 (زمستان 1373)؛ (104) شیرین آکینر؛ (105) «تنزل شرایط زیست محیطی در آسیای مرکزی »، ترجمة عالیه ارفعی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (106) نسرین احمدیان شالچی ، دیار آشنا: ویژگیهای جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی ، مشهد 1378 ش ؛ (107) ترکمنستان ، ترجمة فرشاد صمصامی ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1373 ش ؛ (108) منوچهر خوفی ، ترکیه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1378 ش ؛ (109) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1370 ش ؛ (110) حمید ضیاءاف ، «نظام اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ترکستان در زمان حکومت تزارها و شوراها»، ترجمة بهرام تهرانی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 4، دورة 2، ش 12 (زمستان 1374)؛ (111) ابوالفضل عشقی و هادی قنبرزاده ، ویژگیهای جغرافیایی آسیای میانه و قزاقستان ، مشهد 1374 ش ؛ (112) حسین کریمی ، ترکمنستان ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (113) الهه کولایی ، سیاست و حکومت در آسیای مرکزی ، تهران 1376 ش ؛ (114) کیت مارتین ، «محیط زیست آسیای مرکزی : تراژدی فراموش شده »، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (115) عطاءالله ناظری ، وضعیت تولید پنبه و صنعت نساجی در ترکیه ، کرج : وزارت کشاورزی ، ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، 1376 ش ؛ (116) Zahoor Ahmad, "Pakistan", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994, Rome 1997; (117) The Europa world Yearbook 1998, London 1998, s. v. "Uzbakistan"; (118) International Cotton Advisory committee, Cotton: world statistics, Washington, D.C. 1998; (119) C.Mart et al ., "Turkey", in Cotton pests and their control in the Near East; (120) The Middle East and North Africa 1998, 44th ed., London 1997; (121) Badaruddin Soomro and Parvez Khal, Cotton production in Pakistan, Bangkok 1996. / جواد کریمی / "> راهنمای بازرگانان < ، اثر پگولوتی ، پنبة حَماة بهترین نوع پنبه بوده که جداول قیمتهای بازارِ ونیز هم این را ثابت می کند، اما انواع پنبة سوریه در اروپا از پنبة کشورهای دیگر چون ترکیه ، قبرس ، مصر و جزیرة مالت مرغوبتر و مقبولتر بود. این نوع پنبه به دلیل الیاف بلندتر و انعطاف پذیرتر بیشتر مورد توجه قرار می گرفت . بخشی از پنبة سوریه محصولات و صنایع پنبه ای (بخصوص بوکاسِن برگرفته از بوغاسی ترکی ) را تغذیه می کرد که در بعلبک ، در روستاهای لبنان تا شرق طرابلس و روستاهای نزدیک حلب رونق فراوان داشت . با وجود این ، به نظر می رسد که این صنعت فقط بخش کمی از تولید پنبه این کشور را به کار می گرفت ، و در حقیقت بیشترین بخش آن به خارج صادر می شد. از اوایل قرن دهم / پایان قرن پانزدهم بیشترین خریداران پنبه تاجران ونیزی بودند، در حالی که بازرگانان جنوایی بخصوص پنبة بالکان و یا ترکیه را ــ که در ایالتهای قونیه و سیواس کشتزارهای وسیع و مهمی داشت ــ خرید و فروش می کردند. بازرگانان کاتالونیایی که در آغاز قرن نهم / پایان قرن چهاردهم هنوز پنبة زیادی از سوریه می آوردند، از قرن نهم /پانزدهم پنبة مورد نیاز خود را به طور خاص از سیسیل تأمین می کردند. وِنیز هر ساله دو گروه از تجار پنبه بافی را به سوریه می فرستاد. از اسناد آرشیوهای ایتالیا نتیجه می گیریم که در دوره های مناسبات حسنه ، ونیزیها، علاوه بر مقداری نخ پنبه ، هر ساله هشت هزار کیسه گونی (عدل ) مواد خام پنبه از سوریه وارد می کردند. آمار ثبت شده در فلسطین در 932/ 1525ـ1526 و 963/ 1555ـ 1556، حاکی از تولید حجم عظیم پنبه در جلیله و همچنین در ناحیة یافا بعد از فتح این سرزمینها به دست عثمانیهاست . در واقع ، سوریه همچنان به مصر و سایر کشورها تا اوایل قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم پنبه صادر می کرد. در مصر در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، در حوالی دَمَنْهور، در ساحل غربی نیل ، و در استانهای سَمَنود و منصوره ، در ساحل شرقی نیل ، پنبه کشت می شد، ولی کشتزارهای پنبه خیلی وسیع نبود. لویی الکسی ژومل در قاهره «گونه »ای پنبه کشف کرد که از نظر الیاف بلند و قوی از سایر انواع متمایز بود و به کمک محمدعلی پاشا به کشت این نوع پنبه پرداخت . از آنجا که این گونة جدید به نسبت سایر انواع به قیمت گرانتری به اروپا برده می شد، از 1237/ 1822 در بخش وسیعتری ، بخصوص در ساحل شرقی نیل ، کشت می شد. با حمایت مالی محمدعلی ، متخصصان کشت پنبه همواره به مصر دعوت می شدند و در 1246/ 1830 نوعی آیین نامة کشاورزی (لایحة زراعة الفَلاّ ح ) مشتمل بر دستورالعملها و راهنماییهای مشروح برای کشت پنبه منتشر شد، اما افزایش فوق العادة کشت پنبه در مصر تنها در 1277/ 1860، وقتی جنگهای داخلی امریکا قیمت پنبة مصری را بالا برد و موجب توسعة کشت آن گردید، آغاز شد. از این زمان به بعد کشت پنبه در کشاورزی مصر مقام اول یافت . منابع : (43) ( ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (44) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره بی تا.؛ (45) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (46) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش ؛ (47) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967 ) ؛ E.Ashtor, "The Venetian cotton trade in Syria in the later Middle Ages", Studi medievali , XVII (1976), 675 (48) ff.; C. J. Lamm, Cotton in mediaeval textliles of the (49) Near East, Paris 1937; (50) E. R. J. Owen, Cotton and the Egyptian economy 1820-1914, Oxford 1969; (51) R. Pfister, "L'introduction du coton en ـgypte musulmane", Revue des arts asiatiques, XI (1937), 167 ff.; [Marco Polo, The book of Ser Marco Polo: the Venetian concerning the (52) kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henri Yule, 1871, 3rd ed. by Henry Cordier, 1903-1920, repr., London 1975]; (53) R.B.Serjeant, "Material for a history of Islamic textiles up to the Mongol conquest", Ars Islamica, IX (1942), to XV-XVI (1951). (54) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / ای . آشتر ، تلخیص از ( د. اسلام ) / مصر در دورة معاصر . تا 1328/1910 یک چهارم اراضی مزروعی مصر به کشت پنبه اختصاص داشت و 1ر80% کل صادرات را محصول پنبه تشکیل می داد. منتقدانِ ملی گرا انگلستان را ــ که از 1300/1882 بر مصر تسلط یافته بود ــ به سبب تبدیل این کشور به کشتزار بسیار گستردة پنبه و در نتیجه ، آسیب پذیری اقتصاد مصر مقصّر می دانند ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Cotton" ). طی دهه های 1310ش / 1930 و 1320ش / 1940 به رغم رشد اساسی صنعت ، بویژه صنایع نساجی ، کشت و صادرات پنبه همچنان بزرگترین بخش اقتصادی بود (بنین ، ص 318). طی سالهای 1302ـ1331ش / 1923ـ1952 کشتیرانی ، راه آهن و خدمات شهری در قاهره و بندر اسکندریه ــ که چهره ای اروپایی پذیرفته بود ــ برای تسهیل حمل و نقل و صادرات این محصول توسعه یافت (همانجا). آسیب پذیری نظام اقتصادی تک محصولی مصر، که کاملاً به محصول پنبه وابسته بود، در بحران اقتصاد جهانی در سالهای 1308ـ1313ش / 1929ـ 1933، نمایان شد. کاهش کم سابقة بهای پنبه سطح زیرکشت پنبه را ــ که در 1308ش / 1929 به 841 ، 1 هزار فدّان می رسید ــ به 094 ، 1 هزار فدان در 1311ش / 1932 کاهش داد. پیامد رکود فعالیتهای زراعی و تجاری پنبه ، سیل مهاجرت روستاییان و کشاورزان بیکار به شهرهای مصر و تشدید بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی بود ( تاریخ معاصر کشورهای عربی ، ج 2،ص 137). در جنگ جهانی دوم زمینهای زیرکشت پنبه به نصف کاهش یافت و کشت غلات جانشین آن شد، زیرا در آن سالها مصر مرکز کمک رسانی نیروهای انگلیس در خاورمیانه جهت پشتیبانی متفقین تلقی می شد (همان ، ج 2، ص 145). در حال حاضر، تولید پنبه همچنان اهمیت حیاتی خود را در اقتصاد مصر حفظ کرده است . این محصول منبع درآمد کشاورزان و مادّة خام صنایع نساجی ، مهمترین بخش صنعت مصر، و اشتغال زا و تأمین کنندة ارز خارجی کشور است . پنبه در مصر محصولی تابستانی است که در مناطق حاصلخیز اطراف رود نیل کشت می شود. پنبة مصر در بلندی الیاف ، شهرت جهانی دارد. انواع گوناگون آن عمدتاً در شمال غرب منطقة دلتا، فیوم و شمال و جنوب بنی سُوَیْف ، سیوط ، سوهاج و مینیا کشت می شود (معوّض ، ص 10ـ11؛ تکیه ای ، ص 46ـ 47؛ رفعتی ، ص 42ـ43). برابر آخرین آمار در 1378ش / 1999، 267 هزار تن پنبه از سطحی برابر 294 هزار هکتار با کیل 909 (کیلوگرم در هکتار) تولید شده است . طی دو دهة اخیر میزان تولید، و سطح زیرکشت پنبة مصر و همزمان صادرات این محصول روند نزولی داشته است ، که ناشی از نارضایتی فزاینده نسبت به پنبة مصری در بازارهای عمدة جهانی آن ، ژاپن و ایتالیا، است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 62؛ معوّض ، ص 9). منابع : (55) تاریخ معاصر کشورهای عربی : 1917ـ1970 ، ویرایش د.ر. فوبلیکوف و دیگران ، ترجمة محمدحسین شهری ، تهران 1360ـ 1361 ش ؛ (56) مهدی تکیه ای ، مصر ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (57) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ،1370 ش ؛ (58) Joel Beinin, "Egypt: society and economy, 1923-1952", in The Cambridge history of Egypt , vol.2, ed. M.W.Daly, Cambridge 1998; (59) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S.Simon, Philip Mattar, and Richard W.Bulliet, NewYork 1996, s.v. "Cotton" (by Richard W.Bulliet); (60) International Cotton Advisory Committee, Cotton: world statistics , Washington, D.C. 1998; (61) Gallal Moawad ¤ , "Egypt", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994 , Rome 1997. / جواد کریمی / 4) قلمرو عثمانی . واژة پنبه در لهجه های ترکی شرقی پَخته یا بخته (رادلف ، ج 4) آمده است . در ترکی اویغوری واژة کبز برای پنبه معمول است که به صورت بِز ، برای پارچه های پنبه ای زبر، در لهجه های دیگر ترکی معمول شده است . ترکان اویغور با ادامة سنت کشت و صنعت پنبه در آسیای مرکزی ، به تولید پنبه پرداختند و چنانکه در منابع چینی قرن سوم / نهم ضبط شده است ، منسوجات پنبه ای را به چین صادر می کردند (هامیلتون ، فهرست ، ذیل "Po-tie" ). در دوران سلجوقیان تولید و صنعت پنبه ظاهراً در آسیای صغیر رواج قابل توجهی داشت ، به طوری که در این ناحیه شهرهای عمده بازارهای پنبه (برای نمونه رجوع کنید به بازار پنبه فروشان در قونیه ،افلاکی ، ص 618) و کاروانسراهای منسوجات پنبه ای داشتند (برای الخان البزّازی در سوق البزازین در قرشهر رجوع کنید به تمیر ، ص 23). به نوشتة ابن بطوطه (ج 2، ص 425) در 733 پارچه های الیاف پنبه ای با حاشیة زربفت از لاذق (لئودیکائون ـ لیکوس ، دِنیزلی امروزی ) در سراسر آناطولی مشهور، و تا قرن نهم این شهرت همچنان باقی بود (عاشق پاشازاده ، ص 52). گرچه بازارهای اروپایی پنبة با کیفیت بهترِ تولید شمال سوریه (حماة و حلب ) و انواع تولیدات سیسیلی و قبرسی را ترجیح می دادند (هید ، ج 2، ص 463)، اما بخش عمدة پنبة وارداتی به اروپا در قرون هشتم و نهم از بنادر شرقی و جنوبی آناطولی تأمین می شد (همانجا؛ شر ، ص 2335؛ مازائوی ، فصل 2). در سرزمینهای ساحلی این بنادر هم پنبه کشت می شد. جزیرة کیوس / خیوس مرکز مهم صدور پنبة آناطولی بود و جنواییها در این دوره پنبة ترکیه را از طریق این جزیره به دیگر کشورهای اروپایی و حتی مغرب صادر می کردند (هیرز ، ص 393). در طول این دوره ، ونیز کوشید تا واردات و توزیع پنبة وارد شده به غرب را در انحصار خود درآورد. در قرن دهم / شانزدهم صنایع پنبه در فرانسه و انگلستان رشد سریع خود را آغاز کرد. فرانسه و آلمان و هلند که از دولت عثمانی امتیازات تجاری ویژه ای دریافت کرده بودند، مستقیماً پنبه را از شرق وارد کردند و صنایع پنبة ایتالیا را در قرن یازدهم / هفدهم از میدان رقابت خارج ساختند. جنگ قبرس (978ـ 979/ 1570ـ1571) را می توان به عنوان نقطة عطفی برای سقوط تجارت ونیز قلمداد کرد. قبل از 1215/ 1800 صنایع پنبه ای بسیار فعال با قابلیت بالا در آناطولی وجود داشت . غیر از تقاضای روزافزون اروپاییها و صرف نظر از خرید و فروش داخلی ، نیاز دولت به تولیدات پنبه برای نیروی دریایی و ارتش نیز یکی از عوامل مهم توسعة تولید پنبه و بویژه توسعة انواع مخصوص منسوجات پنبه ای بوده است . در بعضی مناطق تا ده برابر افزایش تولید پنبه نیز مشاهده می شد. در هیچ موردی ، در دورة قبل از قرن سیزدهم / نوزدهم ، تغییری به سوی تک محصولی کردن حاصل نشده است . گونه های متنوع پنبة هندی ( گوسوپیوم هرباکیوم ) که اصطلاحاً پنبة «یرلی » (محلی ) خوانده می شد، خود را با شرایط خاک و آب و هوای این مناطق وفق داده بود، و تا قرن سیزدهم / نوزدهم در آسیای صغیر کشت می شد. در نیمة اول قرن سیزدهم / نیمة دوم قرن نوزدهم گونه های امریکایی و اروپایی در آسیای صغیر و بالکان شناخته و کشت شد. با وجود این ، در 1320ش / 1941، 90 تا 95% تولید پنبه در غرب آناطولی و ناحیة اَدَنَه را هنوز هم گونه های محلی تشکیل می داد (بروک ، ص 242ـ249؛ > تاریخ زراعت ترکیه < ، ص 129ـ 135). در قرن نهم / پانزدهم جلگه های ساحلی بین دراما و قره فریه (ورویا) و وُدِنا به منطقه ای مهم برای کشت و تولید پنبه در روم ایلی تبدیل شد. در 1163/1751 کنسول ونیزی ، کویداس مجموع پنبة خام صادرشده از این منطقه را سیزده هزار عدل تخمین زده است . بازار پررونق پنبه در این منطقه در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم ظاهراً عامل تغییر و تبدیل کشت برنج به پنبه ، احیای زمینهای جدید برای کشت پنبه ، توسعة «چِفْتْلِک »های (مزارع ) بزرگ و سودآوری کشاورزی ، و رشد و شکوفایی «اعیان »های بزرگ همراه با افزایش نظارت بر این زمینها بوده است . صاحبان تولیدات پنبه ای در شهرهای بزرگ که از مناطق تولید پنبه دور بودند، معمولاً با نخ وارداتی نیاز خود را تأمین می کردند ( بورسه احتساب ، دوم ، ص 7، 33). طبق مقررات ، نخ وارداتی باید مستقیماً از طریق واردکنندگان در اختیار بافندگان قرار می گرفت . این مقررات فروشندگان نخ پنبه شهر را از فروش دوبارة نخ وارده به تاجران منع می کرد، و این معیاری برای جلوگیری از بالارفتن قیمت و به هم خوردن نظام قیمت گذاری بود. اما قیمتهای بهتری که اروپاییان پیشنهاد می کردند، تاجران محلی را وسوسه می کرد تا این کالاها را قاچاقی به تاجران و خریداران خارجی بفروشند. دولت با جدّیت می کوشید که مانع این عمل گردد (فاروقی ، فصل 2، ص 73ـ74). مهمترین مسئله برای فروشندگان منسوجات پنبه ای حفظ حق انحصار فروش خود در شهرها و حمایت از آن بود. کالاهای تکمیل شده ، ساختة محل یا وارداتی ، می بایست طبق مقررات به فروشندگان نخ پنبه در شهرها فروخته می شد (اولوچای ، سندهای ش 16، 43، 44، 48، که همه متعلق به قرن یازدهم / هفدهم است ). در مَغْنیسا از حق انحصار بزازها که حکم سلطان را به دست آورده بودند، حمایت می شد و ارمنیهای ایرانی از داشتن فروشگاه و رقابت با فروشندگان محلی آن شهر محروم می گردیدند (همان ، سند ش 61؛ قس رفیق ، ص 40ـ41). بزازها نیز مراقب رعایت معیارها در اندازه و کیفیت و رنگهای به کار رفته در تولید پنبه بودند. نمایندگان دولت در بازار منسوجات پنبه (بوغاسی پازاری ) کالاها را بازرسی و مهر می کردند. دولت عثمانی برای بهتر شدن کیفیت پارچة بادبانهای نیروی دریایی (اوزون چارشیلی ، 1948، ص 515)، و نخ پنبة خام برای طناب کشتی و لباس زیر برای سربازان در استانبول (همو، 1943، ج 1، ص 282ـ284) سفارشهایی به مراکز تولیدی می فرستاد. سفارشهای دولت که شامل تولید پارچه های پنبه ای با کیفیت بالا در یک زمان محدود بود، در مراکز تولید پنبه تغییراتی در مقدار تولید، قیمتها و حتی در سازماندهی تولیدات به وجود آورد. این وضع غالباً مناطقی را که به پایتخت عثمانی نزدیکتر بودند یا از طریق دریا به آنجا متصل می شدند تحت تأثیر قرار می داد (اوزون چارشیلی ، 1948، همانجا؛ فاروقی ، ص 65ـ72). مراکز صادراتی . با اطمینان می توان گفت که در قلمرو عثمانی ، بعد از تولیدات چرمی ، صنعت و تولیدات پنبه و پارچه بافی با بیشترین ظرفیت صادراتی از مهمترین صنایع بخصوص در آناطولی غربی و سوریه و نواحی تالابی بین النهرین ، و مقدونیة جنوبی به شمار می رفت . این صنعت پایه و رکن رونق اقتصادی و توسعة مدنی در قلمرو عثمانی تا قرن سیزدهم / نوزدهم بود. هزینة بالای حمل و نقل پنبة خام موجب تمرکز صنایع پنبه ای در مناطق نزدیک به بخشهای تولید پنبه شد، در حالی که کالاهای پنبه ای و منسوجات ظریف و گرانقیمت «بوغاسی » و «دولْبند» و همچنین پارچه های ارزانقیمت ، کرباس ، و «آستر» و نخ پنبه ای از راه زمین یا دریا به تمام اروپا و مناطق عثمانی فرستاده می شد. در قرون نهم و دهم / پانزدهم و شانزدهم ، آناطولی غربی از نظر میزان صادرات پنبه مقام اول را داشت . در این دوره ، شهرهای فعال این منطقه برغمه ، مغنیسا، تیره ، و چند شهر دیگر بود. تیره به تولید پارچة مخصوص بالش و تشک ، «آلاجه » (پارچة راه راه ) و همچنین نخ (طناب ) پنبه ای که «رشتة تیره » یا «تیره » نامیده می شد، معروف بود. برغمه در تولید پارچه برای نیروی دریایی شهرت داشت . در قرن دهم / شانزدهم مناطق انطالیه و سلفکه ـ موت ، در ساحل مدیترانه ، بزرگترین مناطق کشت پنبه و تولید پارچه های پنبه ای به شمار می آمدند (فاروقی ، ص 96ـ97). حلب ، انطاکیه (پارچه های پنبه ای انطاکی )، کلیس ، عینتاب (غازی آنتپ ) و مَرْعَش از نواحی مهم دیگر در صنعت پنبه با ظرفیت بالای صادرات بودند. توسعة تجارت پنبه بویژه در حلب ادامه داشته است . در دهة 1090ـ1100/ 1680ـ1690 پارچه های پنبه ای ظریف و گرانبهای این ناحیه در میان محصولات واردات فرانسه دیده می شد (ماسون ، ج 1، جدول شمارة 8). ماردین (گویونچ ، ص 139، 167) و دیار بکر که در مناطق شرقیتر قرار داشتند، مراکز مهم صنایع نساجی پنبه به شمار می رفتند. پارچه های پنبه ای ضخیم و الیاف پنبة قرمز دیار بکر به استانبول و اروپا صادر می شد. در شمال آناطولی ، ناحیة قسطمونی ـ آماسیه ـ توقات ، در میان کشورهای شمالی حوزة دریای سیاه ، به مرکز توسعه یافتة مهمی با صادرات بالا تبدیل شد. رویهمرفته ، تولیدات پنبه ای که از آناطولی به کشورهای حوزة شمالی دریای سیاه صادر می شد در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم بالغ بر یک میلیون قروش بود. به نظر می رسد که در این دوره واردات پنبه از خارج ، غیرقابل توجه بوده است . ظاهراً این بازار شرق بود که در ابتدا در توسعة صنایع پنبة هند سهم و نقش داشت . هند در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم تولید انواع پارچه های پنبه ای و پنبه ای ابریشمی را که مورد درخواست ترکیه بود، آغاز کرد (چودهوری ، ص 502، 504). قبل از 904/1500 «آلاجه » و «قُطنی » (کتانی ) دو نوع پارچه بود که در ترکیه از قبل شهرت و عمومیت داشت (دفتر ثبت گمرکات کَفه ، آق کرمان و کیلی ). سابقة واردات منسوجات هندی به ترکیه به قرن نهم / پانزدهم برمی گردد. در 875 محمود گاوان ، ( وزیر ایرانی بهمنیانِ دکن * ) ، نمایندگانی با «اقمشه » برای تجارت به بورسه فرستاد ( بللتن ، ش 24، ص 69، 75، 95). براساس اسناد کاخ سلطنتی ادرنه ، انواع پارچه های هندی خیلی زودتر از اروپا در ترکیه مورد استفاده قرار گرفت . احتمالاً هنگامی که صنایع و کارخانه های هندی با اطلاع از تقاضاهای بازار متصرفات عثمانی در شرق مدیترانه (لوان )، از نظر الگو و انواع تولیدات ، هماهنگی لازم را در تولیدات خود به وجود آورد (چودهوری ، ص 239ـ240، 247)، اولین پارچه های نفیس هندی در سرزمینهای عثمانی همانند اروپا، بخصوص در اواسط قرن یازدهم / هفدهم ، شهرت زیادی پیدا کرد. به هرحال ، قبل از اینکه پارچه های اروپایی در قرن سیزدهم / نوزدهم بازارهای عثمانی را تحت نفوذ خود قرار دهد، انواع تولیدات پنبه ای هند از قبیل چیتهای مرغوب ، پارچه های گلدار، انواع آلاجه و قطنی ، همچنین نخ ، پارچه و الیاف هندی به عثمانی نفوذ کرد و تقریباً بازار پنبه در عثمانی را در معرض تهدید قرار داد. تا 1102/1690 صادرات هند به این قلمرو را پنج برابر پارچه های چیت صادره به بازارهای انگلستان و هلند تخمین زده اند (همان ، 245ـ246). همچنین ، قسمت عمده ای از پارچه های پنبه ای که هلندیها و انگلیسیها از هند وارد می کردند دوباره به امریکا، غرب و شرق افریقا صادر می شد (گلامان ، ص 133ـ134، 143). با این حال ، در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم / سه دهة پایانی قرن هفدهم ، بازارهای اروپایی تقاضای زیادی برای پارچه ها و منسوجات شرقی داشتند، زیرا در این زمان استفاده از پارچه های پنبه ای هند در میان بانوان طبقات بالا بسیار اشاعه یافته بود (همان ، ص 133؛ چودهوری ، ص 280ـ283؛ ماسون ، ج 2، ص 195). واردات پارچه های پنبه ای زبر (غیرمرغوب ) فرانسه از سرزمینهای عثمانی در 1115/1703 تا حدود سه میلیون لیر فرانسه افزایش یافت . الیاف پنبه ای در مارسَیْ رنگ و نقش زده می شد و بخش عمدة آن به اسپانیا و ایتالیا صادر می گردید (ماسون ، ج 2، ص 198ـ199). ازینرو، مشرق (کرانة شرقی ) در رونق تولید و صادرات پارچه ها و فرآورده های پنبه ای به اروپا نزدیک شد. این رونق در سالهای 1112ـ1164/ 1700ـ1760 به حداکثر رسید. اما منسوجات هندی با کیفیت عالی خود بر بازارهای کرانة شرقی به واسطة کمپانیهای هلندی و انگلیسی هندشرقی غلبه یافت ، در حالی که تولیدات شرقی ، نخهای پنبه و پارچه ای ضخیم ، عمدتاً به فرانسه صادر می شد. پسونل ، کنسول فرانسه در ازمیر و کریمه در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، متوجه شد که صادرات منسوجات فرانسوی به کرانة شرقی را عمدتاً رقابت موفق تولیدات پنبه ای بومی محدود می کند (ج 1، ص 31). الیاف پنبة قرمز آناطولی غربی و دیار بکر که از ازمیر صادر می شد، به دلیل کیفیت و رنگ خوب و قیمت پایین ، همیشه در غرب بازار خوبی داشت و به مقدار زیاد به فرانسه و هلند صادر می شد (اُهگرتی ، ص 204). تا اواخر قرن دوازدهم / هجدهم تولید سالانة نخ پنبه ای تسالی و مقدونیه به 5ر2 میلیون کیلوگرم رسید (اسورونس ، ص 248). شرکت اتریشی استارهمبرگ که در 1190/1776 در سالونیکا/ سلانیک تأسیس شده بود، به موفقیت چشمگیری دست یافت . تا 1204/1789 این شرکت کارخانه های متعددی ایجاد کرده بود که ، از جمله ، کارخانه های سرس / سیروز و لاریسا نخ پنبه ای تولید می کردند (همان ، ص 182ـ185). سویسیها نیز با وارد کردن پنبه و نخ پنبه از طریق مارسی صنعت نساجی پنبه را رشد و گسترش دادند، و در 1174/1760 یک کنسولگری با هدف اصلی ایجاد و توسعة تجارت پنبه در سالونیکا تأسیس کردند (همان ، ص 185، 252). صادرات نخ پنبه و منسوجات پنبه ای از مصر به اروپا، یعنی فرانسه و لگهورن و ونیز، تنها بخش کوچکی از صادرات مصر را دربر می گرفت (ریموند، ج 2، ص 180). از 1133/1720 صدور منسوجات پنبه ای ــ دمته یا دمیاطی و ملائوی یا مَحَلَّوی ــ از قاهره ، بیشتر به فرانسه ، بسرعت افزایش و سپس در سالهای 1200/ 1786 تا 1203/ 1789 کاهش یافت . این کاهش بیانگر کیفیت و احتمالاً ناشی از رقابت با تولیدات پنبه ای غربی بوده است (همان ، ج 1، ص 230). در طول همین دوره ، سهم انگلستان در واردات پارچه های مصری کمتر از ده درصد بود (همان ، ج 1، ص 174، 180ـ182). از طرفی ، کشور مصر خود تولیدات پنبه ای را از سوریه ، ازمیر، بورسه و استانبول وارد می کرد. تولیدات پنبه ای یا ابریشمی و پارچه های پنبه ای سوریه مانند انطاکی ، نابلُسی ، قُطْنی ، آلاجه و شامی بخش مهمی از واردات مصر از سوریه را تشکیل می داد (همان ، ج 1، ص 190). قبل از اینکه کالاهای پنبه ای انگلیسی به بازارهای این مناطق نفوذ و رخنه کند، قاهره بازار بزرگ و مهم منسوجات هندی بود که از طریق دریای سرخ وارد می شد. در اوایل قرن دوازدهم / هجدهم وارداتِ رو به رشد تأثیر مخربی بر صنایع بافندگی و پارچه های پنبه ای محلی در مصر داشت (همان ، ج 1، ص 191، 193، 199). از 1133/ 1720 به این طرف ، دولت فرانسه به منظور حمایت از صنایع ملی و همچنین صنایعِ مستعمراتش در آنتیل حقوق گمرکی سنگینی به میزان بیست لیر (فرانسوی ) برای هر قنطال (معادل صد کیلوگرم ) بر روی نخها و تولیدات پنبه ای که از کرانة شرقی (لاوان ) وارد می شد، تعیین کرد (ماسون ، ج 2، ص 201). در نیمة دوم قرن هجدهم ، در میان واردات متنوع آلمان (لایپزیگ ) و اتریش به امپراتوری عثمانی ، منسوجات پنبه ای و انواع چیت و نوع منسوجاتی که اصطلاحاً «شبه هندی » نامیده می شد در صدر فهرست کالاهای وارداتی قرار داشتند. کالاهای پنبه ای آلمانی در ازمیر و بورسه بازار نسبتاً پررونقی داشت (گزارش اوبن ). کالاهای پنبه ای انگلیسی نیز از طریق بازارهای لایپزیگ به بالکان می رسید. علاوه بر لایپزیگ ، وین نیز مرکز مهم دیگری برای تجارت عثمانی محسوب می شد. در طول سالهای 1164ـ1237/ 1750ـ1812 که تجارت اتریش با عثمانی پیشرفت قابل توجهی داشت ، پنبة خام و پارچه های پنبه ای جزو مهمترین صادراتی قرار گرفتند که از منطقة سرس به اتریش و آلمان صادر می شد (پاسکا لوا ، ص 49ـ56). البته پارچة پنبه ای شرقی در کرانة شرقی به سبب دستمزد کمتر هنوز هم از امتیاز ارزان بودن برخوردار بود (ماسون ، ج 2، ص 436ـ437). صنعت نساجی غرب تنها زمانی می توانست به طور قطعی بازارهای شرقی را تسخیر کند و تحت نفوذ خود درآورد که با استفاده از ماشینهای بافندگی مشکل تفاوت قیمت را حل کند، و با تقلید یا ایجاد طرحها و رنگهای جدید موفق به جلب یک مشتری شرقی شود. آشنایی با شیوه های رنگرزی شرقی موجبات موفقیت صنعت نساجی غرب و صادرات آن را فراهم کرد. در نتیجه از میزان صادرات پارچة پنبه ای قرمز ترکیه به این کشورها کاسته شد (اُهگرتی ، همانجا؛ ماسون ، ج 2، ص 439ـ440). این تغییر در رشد سریع واردات پنبة خام کاملاً نمایان و مشهود بود و موجب کاهش مقدار پنبه و منسوجات پنبه ای (وارداتی ) از کرانة شرقی گردید. بین سالهای 1112/1700 و 1203/1788 واردات مواد خام پنبه به فرانسه ده برابر افزایش یافت ، که این رقم 39% از مجموع کل واردات از کرانة شرقی را نشان می دهد، در حالی که پارچه های پنبه ای چنین پیشرفتی نداشتند. این فرآیندِ تغییر نسبتاً طولانی بود و در مراحلی به موفقیت دست یافت . تا مدتی کرانة شرقی به صدور پارچه های نخی خود، اما این بار به صورت مواد خام و رنگ نشده ، ادامه داد؛ سپس عمدتاً صدور منسوجات پنبه ای (نخی )، بخصوص پارچه هایی را که با رنگ قرمز و زریهایی درون آن رنگ شده بود، آغاز کرد و سرانجام هم فقط به صدور نخ و پنبة خام اکتفا نمود. از طرفی ، تسلط بر بازارهای شرقی تنها بعد از انقلاب صنعتی در انگلستان با انبوهی از محصولات ارزان آن و پارچه های پنبه ای مرغوب (موسوم به تویست و میول ) و پارچه های نقش دار اهمیت و معنا یافت و کار بدانجا رسید که شرق برای تهیة منسوجات پنبه ای و برای فروش مواد خام کاملاً به صنعت نساجی غرب وابسته و متّکی شد. در سالهای 1091ـ1184/ 1680ـ1770 صادرات پنبه و کالاهای پنبه ای از شرق به انگلستان کاهش یافت ؛ این کاهش اساساً ناشی از کاهش کلی تجارت انگلستان در شرق و سیاستهای داخلی انگلستان در استفاده از تولیدات پنبه ای محلی بود (دیویس ، ص 29ـ31). عامل مهم دیگر، رقابت تولیدات پنبة نواحی مستعمراتی انگلستان در صدور این کالاها از هندوستان و هندوچین به انگلستان بود. در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم که کارخانجات و صنایع پنبة انگلستان مورد تشویق و حمایت (سیاست داخلی ) قرار گرفت ، تجارت پنبه دوباره احیا شد، که در نتیجة آن آناطولی غربی یکی از منابع مهم تولید و عرضة پنبه گردید. میزان پنبة صادراتی از شرق (به انگلستان )، در سالهای 1111ـ 1113/ 1699ـ1701 تقریباً 300 تُن ، در 1133ـ1143/ دهة 1720 و 1143ـ1153/ دهة 1730، 150 تن ، و در 1164ـ 1174/ دهة 1750 بالغ بر 500 تن بود (همان ، ص 173). همچنین مقداری از پنبة شرق از طریق هلند به انگلستان وارد می شد (وُود، ص 160). رشد ارزش پنبه را می توان عامل رواج مجدد تجارت (پنبه ) انگلستان در سالهای بعد از 1194/1780 دانست ؛ زمانی که صنعت انگلستان پیشرفت چشمگیری کرده بود (دیویس ، ص 187، 241ـ242). صنایع پنبه ای بریتانیا در شرق نه تنها باید با منسوجات پنبه ای مرغوب هندوستان ، بخصوص پارچه های چیت و چلوار، بلکه حتی با الیاف پنبه ای هندوستان نیز به رقابت برمی خاست . تولیدات انگلیسی («تویست ») به بازارهای عثمانی و از طریق طرابوزان تا مرکز تولید پنبه یعنی دیار بکر و همچنین از طریق سالونیکا تا بازارهای اروپای مرکزی نفوذ کرد. پارچه های انگلیسی که تقلیدی از پارچه های (چیت ) هندی بود و در تهیة کلاه ، روسری و چادر استفادة فراوانی داشت در شرق جای واردات هندی را گرفت (اوبن در گزارش خود فهرستی طولانی ارائه می دهد). انگلیسیها این تجارت را مهمترین تجارت خود می دانستند ( رجوع کنید به گزارش اسحاق موکمر به تاریخ 1814، به نقل وُود، ص 192ـ193). هرچند واردات پنبة خام از شرق در همان زمان افزایش چشمگیری از خود نشان داد، اما همة ارزش آن در مقابل ارزش کالای صنایع پنبه ای صادراتی به شرق خیلی بالا و مهم نبود. پنبة ترکی فقط یک دوازدهم کل واردات انگلستان بود. بعد از هند، آلمان نیز در کار تولیدات پنبه ای ، در قبال تولیدات انگلستان ، در بازارهای کرانة شرقی خسارت زیادی متحمل شد. در طی جنگهای ناپلئون ، به سبب بالا رفتن قیمتها در آلمان و تعطیلی دو کارخانه در تریست و فیوم ، دو بندر مهم حمل و نقل در صادرات اتریش ـ آلمان ، انگلستان از این اوضاع سود فراوانی برد و علاقة بریتانیا به شرق به عنوان بازار مهمی برای تولیدات پنبه ای خود بخصوص از 1241/ 1825 که تأثیر کامل انقلاب صنعتی در کشور احساس می شد، بیشتر شده بود. پیمان تجاری 1254/ 1838 میان عثمانی و بریتانیا حکومت عثمانی را به بازار آزاد تجاری صنایع و تولیدات پنبه ای انگلستان تبدیل می کرد (پورییر ، ص 107ـ130؛ بیلی ، ص 39ـ 178؛ کوتوک اوغلو،1976). از 1254 تا 1269/ 1838 تا 1852، واردات منسوجات پنبه ای بریتانیا سه برابر و واردات الیاف پنبه دو برابر شد. ارزش کالاهای پنبه ای انگلیسی که به ترکیه وارد می شد تقریباً از138 در 1240/ 1825، به 19 کل تولیدات در 1271/ 1855 افزایش یافت (بیلی ، ص 86). تجارت و مبادلات عثمانی ، در تجارت خارجی انگلستان در1247/ 1851 در رتبة سوم قرار داشت (همان ، ص 82 ـ83). در قلمرو عثمانی ، تولید نخ پنبه نخستین صنعتی بود که آسیب دید و مستقیماً در زندگی ریسندگان که فقیرترین بخش جمعیت مناطق شهری و روستایی بودند تأثیر گذاشت . در 1249/1833، اورکو هارت می گوید «نسّاجان برای اینکه نخهای پنبه ای خودشان ناهمگون و در بافتن سخت و سنگین بود نوع نخ پنبه ای انگلیسی را ترجیح می دادند» (ص 148). اولین بحران جدی صنایع نخ پنبه ای ظاهراً در طول سالهای 1241ـ1246/ 1825ـ1831 اتفاق افتاد (همان ، ص 47ـ54؛ سارچ ، ص 48ـ49). بعداً، در 1279/ 1862، انگلیسی دیگری به نام لویس فارلی (ص 59 ـ60) می گوید: «ترکیه دیگر یک کشور تولیدکنندة پنبه نیست . تولیدات متعدد و متنوعی که سابقاً نه تنها برای مصرف امپراتوری (عثمانی ) بلکه برای شرکت در بازارهای شرق حتی به اندازة چندین کشور اروپایی توانایی داشت ، اکنون در بعضی موارد بسرعت رو به زوال گذاشته ، و در مواردی دیگر بکلی از دور خارج شده است ... بغداد که روزگاری مرکز اوج شکوفایی تجاری مخصوصاً در زمینة چلوار گلدار محسوب می شد و حلب که به سبب تولیدات نخ طلایی ، پارچه های پنبه ای ... و پنبة خالص موسوم به «نانکین » معروف بودند رو به زوال گذاردند. پارچه های وال (چلوار) انگلیسی جای پارچه های دیگر هندی را گرفته است ، شالهای کشمیری جای خود را به «زبرا»ی گلاسکو و منچستر داده است ». همین نویسنده اضافه می کند که انگلستان «تا تبدیل ترکیه به یک بازار سودآور و افزایش دهندة تولیدات برای تجارت ما (انگلیسیها) این روند را ادامه خواهد داد» (ص 61). جان مک گرگور (ص 140؛ قس عیساوی ، ص 221؛ همچنین ویکیسنل که ارقام واقعیتری را نشان می دهد، ص 51) نقل می کند که در طی سالهای قبل از 1273/1856 در حلب فقط هفت هزار چرخ بافندگی با تولید سالانة نیم میلیون طاقه پارچه وجود داشت . مروری بر اقتصاد عثمانی در سالهای 1332ـ1335 ( > صنایع عثمانی < ، ص 134؛ الدم ، ص 76) نشان می دهد که 80% کل محصولات پنبه به خارج صادر می شد، در حالی که محصولات پنبه ای که وارد می شد بخش عمدة کل واردات را تشکیل می داد. تا 1335/1915 کارخانه های جدید پنبه در سرزمینهای عثمانی فقط نه تا بود؛ تمامی آنها فقط نخ پنبه و پارچة پنبه ای تولید می کردند ( > صنایع عثمانی < ، ص 133؛ الدم ، ص 130ـ131). با این حال ، تا اوایل قرن چهاردهم / آخر قرن نوزدهم قونیه ، قره مان ، انطالیه ، نیکده ، آغلاسون ، توقات ، مرزیفون ، مرعش و آنتپ (عینتاب ) همچنان از مراکز مهم کارخانه ها و ریسندگی پارچه های پنبه ای ذکر شده اند (اپل ، ص 525). در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، به سبب شورش و هرج و مرج ، بعضی از کارگران و بافندگان کارخانجات صنایع پنبه ، شهر حلب را به مقصد مصر، عینتاب و مرعش ترک کردند. عینتاب در تولیدات و صنایع پنبه ، بخصوص در نوع نخ قرمز رنگ شده ، در دهة 1318ـ 1328/ 1900 پیشرفت چشمگیری داشت (همان ، ص 528). گرچه بعضی از شعبه های کارخانه های پارچه بافی در خاورمیانه به فنون و نمونه های سنّتی روی آوردند، اما نفوذ و هجوم کالاهای ماشینی غربی همچنان ادامه داشت . منابع : (62) احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین ، چاپ تحسین یازیجی ، آنکارا 1976؛ (63) `A ¦ shik ¤ pashaza ¦ de, Die altosmanische Chronik des `As § i k ¤ pas § aza ¦ de, ed. Fr. Giese, Leipzig 1929, Osnaburg 1972; (64) C.Aubin, "A report on the trade of Turkey in 1812", ed. with introd. A. Cunningham, Archivum Ottomanicum ; (65) F.E. Bailey, British policy and the Turkish reform movement, Cambridge 1942; (66) W.F.Brدck, Tدrkische Baumwollwirtschaft, tr.C.Issawi, The economic history of Turkey, Chicago 1980; (67) K. N. Chaudhuri, The trading world of Asia and the English East India Company, Cambridge 1978; (68) R.Davies, Aleppo and Devonshire Square , London 1967; (69) V.Eldem, Osmanl i imparatorlug § unun iktisadi í artlar i hakkinda bir tetkik , Ankara 1970; (70) J.L.Farley, The resources of Turkey , London 1862; (71) S.Faroqhi, "Bat â ve Orta-Anadolu'da í ehirle í me ve ticaret", thesis, ODTU, Ankara; (72) K. Glamann, Dutch-Asiatic trade, Copenhagen 1958; (73) Gخyدn µ , Mardin ; (74) J.R.Hamilton, Les Ouighours ب l'إpoque des cinque dynasties, Paris 1955; (75) J.Heers, Ge ª nes au XV e siةcle, Paris 1961; (76) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant , ed.F. Raynaud, Leipzig 1936; (77) Ibn Bat ¤ t ¤ u ¦ t ¤ a, Toh ¤ fat al-noz ¤ z ¤ a ¦ r f i ¦ g ¦ ara ¦ 'eb al-ams ¤ a ¦ r wa `aja ¦ 'eb al-asfa ¦ r , tr. H.A.R. Gibb, Cambridge 1958-1971; (78) C.Issawi, The economic history of Turkey, 1800-1914 , Chicago and London 1980; (79) Mدbahat Kدtدkog § lu, Osmanl i -Ingiliz iktisadi mدnasebetleri, 1838-1850, Istanbul 1976; (80) J. MacGregor, Commercial statistics, London 1847; (81) P.Masson, Histoire du commerce fran µ ais dans le Levant au XVIII e siةcle, Paris 1911; (82) Maureen F. Mazzaoui, "The cotton industry of Northern Italy in the late Middle Ages, 1100-1600", unpubl. Ph.D. thesis, University of Wisconsin, Madison; (83) O'Heguerty, Remarques sur plusieurs branches de commerce et de navigation, Amsterdam 1758; (84) A.Oppel, Die Baumwolle, Leipzig 1902; (85) Osmanl i sanayii , ed.G.عk µ un, Ankara 1970, V.Paskaleva, "Les relations commerciales des contrإes bulgares avec les pays occidentaux et la Russie", ـtudes historiques (Sofia 1960), 253-284; (86) M.de Peyssonel, Traitإ sur la mer Noire , Paris 1787; (87) V.J. Puryear, International economics and diplomacy in the Near East, repr. Archon Books, 1969; (88) Radloff, Versuch eines Wخrterbuches der Tدrkdialecte; (89) A.Raymond, Artisans et commer µ ants au Caire au XVIII e siةcle, Damascus 1974; (90) Refik, Istanbul 1100-1200 ; (91) ع.C.Sar µ , in C.Issawi, The economic history of the Middle East ; (92) N.G.Svoronos, Le commerce de Salonique au XVIII e siةcle, Paris 1956; (93) Ahmet Temir, Caca Og § lu Nur el-D i ¦ n , Ankara 1959; (94) Tدrk ziraat tarihine bir bak i í , Istanbul 1938; (95) ´ ag § atay Ulu µ ay, Manisa'da ziraat, ticaret ve esnaf te í kila ª ti, Istanbul 1942; (96) D.Urquhart, Turkey and its resources, London 1833; (97) I .H. Uzun µ ar â í l â , Kap i kulu ocaklar i , I, Ankara 1943; (98) idem , Merkez ve bahriye te í kila ª t i , Ankara 1948; (99) Viquesnel, in C.Issawi, The economic history of the Middle East; (100) H.Wescher,"Cotton and cotton trade in the Middle Ages", Ciba Review, lXIV (1948), 2322-2360; (101) H.Wood, A history othe Levant Company, London 1935. (102) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K . / خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) / ترکیه . با اعلام سلطنت مشروطه در 1326/ 1908 یارانه های بیشتری برای تشویق تولید پنبه برقرار گردید و قانونی به اجرا درآمد که به موجب آن بذرهای پنبة آسیای مرکزی و نیز ایالات متحده ، از عوارض گمرکی معاف می شد. تا 1332/ 1914 تولید پنبه به 000 ، 160 عدل (هر عدل 215 کیلوگرم ) رسید (مارت و دیگران ، ص 153). از هنگام استقرار جمهوری در ترکیه (1302ش / 1923) تولید پنبه و صنعت وابسته به آن ، به بیشترین حجم و توسعه دست یافت . اهمیت دادن به تحقیق و پژوهش این محصول و مساعدت به کشاورزان ، موجب افزایش تولید پنبه به بیش از دو میلیون عدل در 1348ش / 1968 شد (همانجا). بازده پنبه در ترکیه از دهة 1330ش / 1950 آهنگ افزایشی داشته است . در 1375ش / 1996 پنبة ترکیه از نظر بازدهی بعد از استرالیا رتبة دوم جهانی را داشت . افزایش چشمگیر بازده پنبه در ترکیه مرهون چندین عامل است ، از جمله استفاده از گونه هایی که فرآوری بالایی دارد و الیاف آن نیز مرغوب است ، توجه به کیفیت بذر و آماده سازی زمین ، مهار بیماریها و آفات ، و ترویج کشاورزی مکانیزه (مارت و دیگران ، ص 154ـ155؛ قس کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 54، 80؛ ناظری ، ص 1ـ2). در 1378ش / 1999 ترکیه به طور تقریبی از سطح زیرکشت 720 هزار هکتار و تولید 813 هزار تن و بازده پنبة 129 ، 1 کیلوگرم در هر هکتار برخوردار بود. این کشور از حیث میزان تولید پنبه در میان تولیدکنندگان جهانی پنبه رتبة ششم را دارد (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4، 80). با وجود آنکه سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی ترکیه از دهة هفتاد به این سو آهنگ کاهشی داشته است ، پنبه به عنوان محصولی صنعتی همچنان جایگاه قابل توجهی در اقتصاد ترکیه دارد و تولید آن در سالهای آتی افزایش بیشتری خواهد داشت . بویژه ، با تکمیل پروژة عظیم جنوب شرق آناطولی موسوم به پروژة گاپ (مشتمل بر 22 سدّ و 19 نیروگاه آبی بر رودهای دجله و فرات ) و آبیاری گستردة 000 ، 700 ، 1 هزار هکتار زمین کشاورزی با اولویت کشت پنبه انتظار آن می رود که نواحی زیرکشت پنبه ترکیه به دو برابر حد فعلی افزایش یابد و میزان تولید پنبة آن از استرالیا نیز فراتر رود (خوفی ، ص 9ـ10؛ > خاورمیانه و شمال افریقا 1998 < ، ص 1034؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 80؛ ناظری ، ص 8). پنبه از دیرباز یکی از منابع عمدة تأمین درآمد ارزی ترکیه به شمار می رفته و از محصولات صادراتی اصلی کشاورزی آن است . این محصول در سواحل اژه ، مرمره ، مدیترانه ، و شرق ترکیه کشت می شود، اما عمدة تولید در منطقة مدیترانه ، اژه و جنوب شرقی آناطولی صورت می پذیرد ( > خاورمیانه و شمال افریقا1998 < ، همانجا؛مارت و دیگران ، ص 155). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 5) آسیای مرکزی . پنبه مهمترین محصول زراعی آسیای مرکزی است . دره های فرغانه ، و سرخان دریا، حوضة رودهای مرغاب ، زرافشان ، تجن ، استپ گلودین ، چرچیق ، آنگرن ، زمینهای پست اطراف دو رودخانة آمودریا و سیردریا (سیحون ) و زمینهای چِمکِنت در قزاقستان مراکز عمدة کشت پنبه در آسیای مرکزی اند (احمدیان شالچی ، ص 104ـ105). در این میان ، درة فرغانه و مناطق همجوار آن به عنوان رگ حیاتی سه جمهوری تاجیکستان ، قرقیزستان و ازبکستان بیشترین تراکم جمعیتی ، کانون عمدة کشت و فعالیتهای اقتصادی متعلق به این محصول تلقی می شود؛ ناحیة خجند در شمال تاجیکستان ، تمامی مناطق اطراف اوش در قرقیزستان و تاشکند، پایتخت ازبکستان و بزرگترین شهر آسیای مرکزی ، را کشتزارهای وسیع پنبه دربرگرفته که از سیردریا سیراب می شود (همانجا؛ مارتین ، ص 148ـ149). رونق و کشت وسیع پنبه در آسیای مرکزی در ایام تسلط تزارها صورت گرفت ، و در واقع پس از جنگهای داخلی در امریکا و پایان دهة 1860 میلادی بود (کولایی ، ص 41). در دورة تسلط تزارها سیاست تبدیل منطقه به منبع تأمین مواد اولیه و بازار فروش محصولات ساخت روسیه به اجرا درآمد؛ حکومت تزاری تخم پنبة امریکایی را که تضمین کنندة کیفیت محصولات نساجی کارخانه های روسیه بود، جایگزین انواع محلی آن کرد و با جلب سرمایه گذاریهای جدید در بخش کشاورزی پنبه ، پنبة ارزان و مرغوب برای صنایع نساجی روسیه تولید کرد، و سودهای کلانی از تولید و فروش انواع مختلف پارچه که پنبة آن از این منطقه تأمین می شد، به دست آورد (ضیاءاف ، ص 163). با افزایش سطح زیرکشت پنبة نوع امریکایی طی 1305ـ1333/ 1888 تا 1915، حجم تولید نساجی نیز افزایش یافت و تعداد زیادی کارگاه و کارخانة پنبه پاک کنی احداث گردید. با فعالیت مراکز تجاری ـ صنعتی روسیه در این ناحیه ، تقریباً تمام پنبة صادراتی ترکستان در کارخانجات روسی تبدیل به پارچه ، و در مقابل بافته های پنبه ای و سایر کالاهای صنعتی وارد این منطقه می شد. این مبادلة تجاری از طریق احداث و گسترش شبکة راه آهن ، که طی 1298ـ 1324/ 1881 تا 1906 تمامی شهرهای منطقه را دربر گرفته بود، انجام می پذیرفت (همان ، ص 163ـ164). روسها پس از حضور در آسیای مرکزی آبیاری این منطقه را نیز دگرگون ساختند؛ آنها برای توسعة پنبه آبراهه های جدیدی ایجاد کردند. طرح آبیاری میرزا کول صحرا یکی از موفقترین اقداماتی بود که توانست اراضی وسیعی را برای کشت و زرع آماده کند و این در افزایش تولید پنبه بویژه در فرغانه بسیار مؤثر بود. میزان کشت پنبه در اراضی این منطقه از 14% در 1302/ 1885 به 44% در 1333/ 1915 رسید (کولایی ، ص 41، 43). توسعة کشاورزی با تمرکز بر کشت پنبه در اتحاد شوروی سابق نیز همانند دوران پیش از انقلاب در آسیای مرکزی انجام پذیرفت ، حال آنکه تولید غلات و محصولات غذایی اهمیت کمتری داشت . در این دوره سیاستهای روسیه در چهارچوب اجرای سوسیالیسم و اشتراکی کردن اجباری کشاورزی انجام می شد. به این ترتیب ، اراضی وسیعی در جمهوریهای آسیای مرکزی با توسعة سامانة آبیاری زیر کشت پنبه رفت . 41% پنبة اتحاد شوروی در پایان دهة 1300ش / 1920 از خارج از کشور وارد می شد، ولی با اجرای برنامة اول پنجساله و برنامة دوم پنجساله در دوران استالین ، در 1312ش / 1933 تنها 6ر2% پنبة موردنیاز کشور از خارج وارد می شد (همان ،ص 42). بهترین زمینهای کشاورزی به تولید این محصول اختصاص یافت و برای تولید بیشتر و مرغوبتر از کودهای معدنی و شیمیایی در مقیاس گسترده استفاده شد. «تب پنبه » فراگیر شد و از رسانه های گروهی همواره راجع به فعالیت و محصول بیشتر صحبت می شد. کار در مزارع اجباری بود و افرادی از طرف حزب و نهادهای محلی ناظر بر فعالیت افراد در مزارع پنبه بودند (ضیاءاف ، ص 170). سیاست تخصصی کردن اقتصاد منطقه بر محور تولید پنبه ، که با اجرای برنامه ریزی اقتصادی مرکزی و سامان یافتة استالین بنیان یافت ، از سوی نیکیتا خروشچف تشدید و از سوی لئونید برژنف ادامه یافت . در دوران خروشچف به کشت اراضی بایر در شرق و جنوب شرقی اتحاد شوروی توجه شد و مناطق وسیعی از زمینهای مزروعی که به کشت دیگر محصولات کشاورزی اختصاص داشت ، زیر کشت پنبه رفت . مقادیر معتنابهی از پنبه در نتیجة فشار مرکزی و رهبریهای سیاسی جمهوریهای آسیای مرکزی تولید می شد. این تولید با به کارگیری کود بسیار و آب فراوان بدون کمترین ملاحظه ای در باب عواقب و آثار سوء زیست محیطی آن صورت گرفت . خشک شدن تدریجی دریاچة آرال که از دهة 1340ش / 1960 آغاز شد و تخریب زیست بوم مناطق پیرامونی دریاچه و افزایش شوری فزایندة خاک از آثار مخرب سیاستهای مرکزگرا برای تخصصی کردن کشت پنبه در آسیای مرکزی بود (مارتین ، ص 141ـ142، 149، 153؛ کولایی ، ص 55 ـ 56؛ آکینر، ص 130ـ131). در این دوره ، کشت پنبه در برخی از جمهوریها بیش از نیمی از اراضی زراعی را دربر داشت . افزایش سطح زیر کشت پنبه سبب افزایش میزان تولید آن شد، اما این روند یکسان نماند و با مرور زمان ، به علت مشکلات ناشی از کیفیت خاک و تغییرات روش بهره برداری پنبه ، میزان تولید پنبه کاهش یافت و برای جبران این ضایعه ، به جای آن که میزان تولید در واحد سطح افزایش یابد، بر سطح زیرکشت افزوده شد. افزایش سطح کشت پنبه با اقداماتی برای بهبود کیفیت الیاف پنبه همراه نبود. بنابراین نه تنها پنبه مرغوبتر نشد، بلکه نسبت سهم پنبة مرغوب از کل تولید کاهش یافت ، به طوری که در اوایل دهة 1350ش / 1970 حدود 77% از پنبة تولیدی کیفیت مرغوب داشت ، ولی در دهة 1360ش / 1980 این رقم به 58% کاهش یافت . کاهش کیفیت پنبه تا اواخر این دهه ادامه یافت (احمدیان شالچی ، ص 105ـ106). از پیامدها و معضلات کشت گستردة پنبه و نشاندن تولید آن به جای محصولات غذایی ، تک محصولی شدن اقتصاد بعضی از جمهوریهای آسیای مرکزی بویژه ازبکستان و ترکمنستان بود که به ترتیب از بالاترین میزان تولید پنبه در منطقه برخوردارند. این پدیده وابستگی و آسیب پذیری جمهوریهای آسیای مرکزی را درپی داشت و بر موقعیت غذایی آسیای مرکزی بویژه از 1368ش / 1989 به بعد اثر جدی گذاشت (همان ، ص 105ـ107؛ عشقی و قنبرزاده ، ص 152، 154، 176). ازبکستان . ازبکستان تا پیش ازاستقلال چهارمین تولیدکنندة جهانی بود و با کاهش تولید در سالهای پس از استقلال ، به ردة پنجم تنزل کرد. طی یک دورة سی ساله از 1329 تا 1359ش / 1950 تا 1980 محصول پنبه به بیش از دو برابر افزایش یافت (احمدیان شالچی ، ص 164ـ165؛ آکینر، ص 130؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 3). از 1364ش / 1985 تا 1378ش / 1999 زمین زیرکشت پنبه بیش از پانصدهزار هکتار کاهش یافت و به حدود 000 ، 600 ، 1 هکتار رسید. طی این سالها ازبکستان در میان کشورهای عمدة تولیدکنندة پنبه پایینترین محصول پنبه را داشته است . مشکل این است که این کشور، در بسیاری از امور کشاورزی مربوط به تولید پنبه ــ پنبه از انواع بسیار مولد ــ محصولاتی به دست می آورد که میزان آن در مقایسه با کشورهای همسایه که از همان بذرها استفاده می کنند، نصف است و این بدان معناست که محیط و شرایط تولید پنبه در این کشور بر کمیت و کیفیت محصول پنبه تأثیری منفی داشته است . افزون بر این ، از هنگام استقلال ، دولت سیاست چندمحصولی کردن اقتصاد را پی گرفته و کوشیده است تا سطح زیرکشت پنبه را به منظور افزایش تولید غلات کاهش دهد. با این حال ، اقتصاد این کشور بشدت متکی به کشت و صادرات پنبه است . برابر آمار 1374ش / 1995، ازبکستان بعد از امریکا بزرگترین صادرکنندة جهانی پنبه است ، و ارزش صادرات این محصول حدود 40% کل صادرات این کشور است (آکیمف ، ص 325؛ > کتاب سال جهان اروپا1998 < ، ص 3693ـ3694؛ کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، همانجا). ترکمنستان . پنبه در نواحی مرو در درة مرغاب ، درة تجن چارجو، اطراف آمودریا، و ترکمن باشی کشت می شود. این منطقه اولین ناحیة جهان است که در آن پنبة رنگین کشت و تولید شده است . به نظر کارشناسانِ کشاورزی ، ترکمنستان از نظر کیفیت و تنوع پنبه پس از مصر در مرتبة دوم قرار دارد. پس از استقلال ، شرایط و مقتضیات اقتصاد و کشاورزی تک محصولی ، این کشور را که در 1370ش / 1991 بیش از 50% از زمینهای زراعی آن به کشت پنبه اختصاص داشت ، در تنگنای ناشی از وابستگی شدید به مواد غذایی وارداتی و نوسانات قیمت پنبه قرار داد. از کل پنبة تولیدی این کشور فقط 3% در داخل کشور تبدیل و مابقی به صورت خام صادر می شود. این محصول حدود 20% کل صادرات ترکمنستان را تشکیل می دهد (احمدیان شالچی ، ص 255؛ کریمی ، ص 50؛ ترکمنستان ، ص 4ـ 5). روند تولید پنبه طی دهة 1379ش / 1990 سیر نزولی داشته و پیش بینی شده است که میزان تولید پنبه از 437 هزار تن در 1369ش / 1990 به 173 هزار تن در 1378ش / 1999 تنزل یابد. با وجود این ، ترکمنستان همچنان در میان جمهوریهای آسیای مرکزی بعد از ازبکستان بالاترین میزان تولید را دارد و در سطح جهانی با افت چشمگیر تولید، از مرتبة نهم در 1370ش / 1991 به مراتب پایینتری تنزل کرده است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 81). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله . / جواد کریمی / 6) پاکستان . یافته های باستانشناسی در محل شهر باستانی موهنجودارو گواه این است که پنبه در درة سند تاریخی بس دیرینه دارد؛ درواقع قدیمترین منسوجات شناخته شدة جهان در این شهر به دست آمده که قدمت آن به قریب پنج هزار سال پیش بازمی گردد. در مهرگارة بلوچستانِ پاکستان بذرهای پنبه ای از هزارة پنجم قبل از میلاد به دست آمده است (احمد، ص 71). در گذشته گونة پنبه های آسیایی ( رجوع کنید به بخشهای پیشین ) در پاکستان کشت می شد. بذر گونه های مناطق مرتفع را اول بار پرتغالیها در قرن نهم / پانزدهم به شبه قارة هند وارد کردند (سومرو و خالق ، ص 2). تا پیش از 1269/ 1853 ــ که پنبه های امریکایی ویژة مناطق مرتفع وارد شد ــ گونه ای پنبة آسیایی که بومی قسمتی از هند (پاکستان ) بود در این کشور کشت می شد. در ابتدا که کشت نوع امریکایی به تنهایی اقتصادی نبود، هر دو نوع کشت می شد. در 1320/ 1902 ادارة کشاورزی پنجاب تأسیس و به کارگیری پنبه مناطق مرتفع تقویت شد. برنامة تحقیقاتی خاصی نیز در1326/ 1908 در دانشکدة کشاورزی لیلاپورد (فیصل آباد کنونی ) آغاز شد. درنتیجة این تحقیقات گونه ای پنبه با لایة کرکدار به دست آمد که در مقابل آفات مقاوم و از لحاظ تجاری نیز موفق بود. از 1332/ 1914 این نوع بتدریج جایگزین پنبه های بومی شد به طوری که اکنون 97% کل زمینهای زیر کشت پنبه ، به این نوع اختصاص یافته است (احمد، همانجا؛ برای آگاهی از گونه های مختلف پنبه در پاکستان رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 3). سطح زیرکشت پنبه در پاکستان آهنگ رشد شتابانی داشته و از 1326ش / 1947 تا 1376ـ1377ش / 1997ـ1998 گسترة زیرکشت از 24ر1 به سه میلیون هکتار افزایش یافته است . اراضی ایالات پنجاب و سند که از مناطق عمدة کشت پنبه است ، به شکل نوار ممتدی بین مدارهای ْ34 و ْ25 شمالی گسترش یافته است . گسترة مذکور برمبنای میزان بارندگی و دما و تنوع آب و هوایی ناشی از آن به مناطق مختلفی تقسیم می شود که هر یک برای کشت گونه ای خاص از پنبه مناسب است (سومرو و خالق ، ص 4ـ6؛ رفعتی ، ص 35). طرح «سامانة تحقیقات ملی کشاورزی » با هدف اصیل ماندن گونه های اصلح و پیشگیری از اختلاط گونه های خاص زیر نظر سازمان تحقیقات کشاورزی ملی با بیش از پنجاه سال تجربه ، از طریق «قانون نظارت پنبه »، به اجرا درمی آید. هرسال ، پیش از کاشت پنبه ، راهنماییهای لازم از طریق رسانه های جمعی در سطح وسیع انتشار می یابد (سومرو و خالق ، ص 6). پاکستان از بزرگترین تولیدکنندگان پنبة جهان و اکنون با تولید 6ر1 میلیون تن پنبه چهارمین تولیدکنندة جهانی است . صادرات نخ پاکستان حدود 29% کل بازار مبادلات جهانی این محصول است . درآمد حاصل از پنبه منبع اصلی درآمد و نیز تأمین کنندة عمدة ارز خارجی کشور است . به دلیل اهمیت پنبه در اقتصاد ملی ، حکومت پاکستان تلاشهای نتیجه بخشی کرده است ، مانند خرید محصول با قیمتهای تشویقی ، تسهیلات اعتباری ، پرداخت یارانه به اقلام موردنیازی چون ماشینهای کشاورزی ، ترویج برنامه های دفع آفات و برنامه های آموزشی و کارورزی همگانی برای کشاورزان (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص 4؛ احمد، ص 73؛ نیز رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص 11، 16ـ26). موازنه میان صادرات پنبة خام و مصرف داخلی این محصول ، به اقتضای توسعة صنایع نساجی در داخل کشور و پیدایش تنوع در بازار بین المللی ، تغییر یافته است . مصرف داخلی در 1372ش / 1993 به 000 ، 159 ، 8 عدل پنبه رسید، که این میزان با مصرف کارخانه های نساجی در 1340ش / 1961 ــ که بالغ بر 000 ، 153 ، 1 عدل شده بود ــ قابل قیاس است . بدین ترتیب ، بیشترین صادرات نیز به اقلام نخ و پارچه اختصاص یافته است (احمد، ص 71). منابع : (103) الکساندر آکیمف ، «منابع معدنی و زراعی آسیای مرکزی »، ترجمة بدرالزمان شهبازی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 8 (زمستان 1373)؛ (104) شیرین آکینر؛ (105) «تنزل شرایط زیست محیطی در آسیای مرکزی »، ترجمة عالیه ارفعی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (106) نسرین احمدیان شالچی ، دیار آشنا: ویژگیهای جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی ، مشهد 1378 ش ؛ (107) ترکمنستان ، ترجمة فرشاد صمصامی ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1373 ش ؛ (108) منوچهر خوفی ، ترکیه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1378 ش ؛ (109) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، 1370 ش ؛ (110) حمید ضیاءاف ، «نظام اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ترکستان در زمان حکومت تزارها و شوراها»، ترجمة بهرام تهرانی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 4، دورة 2، ش 12 (زمستان 1374)؛ (111) ابوالفضل عشقی و هادی قنبرزاده ، ویژگیهای جغرافیایی آسیای میانه و قزاقستان ، مشهد 1374 ش ؛ (112) حسین کریمی ، ترکمنستان ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1375 ش ؛ (113) الهه کولایی ، سیاست و حکومت در آسیای مرکزی ، تهران 1376 ش ؛ (114) کیت مارتین ، «محیط زیست آسیای مرکزی : تراژدی فراموش شده »، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 3، دورة 2، ش 7 (زمستان 1373)؛ (115) عطاءالله ناظری ، وضعیت تولید پنبه و صنعت نساجی در ترکیه ، کرج : وزارت کشاورزی ، ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، 1376 ش ؛ (116) Zahoor Ahmad, "Pakistan", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, 5-9 sept. 1994, Rome 1997; (117) The Europa world Yearbook 1998, London 1998, s. v. "Uzbakistan"; (118) International Cotton Advisory committee, Cotton: world statistics, Washington, D.C. 1998; (119) C.Mart et al ., "Turkey", in Cotton pests and their control in the Near East; (120) The Middle East and North Africa 1998, 44th ed., London 1997; (121) Badaruddin Soomro and Parvez Khal, Cotton production in Pakistan, Bangkok 1996. / جواد کریمی / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٢٠

 

پنبه ، گیاهی که از غوزة آن در ریسندگی و بافندگی استفاده می شود، بویژه انواع رشته کوتاه آن موسوم به گوسوپیوم هرباکیوم .

این مقاله شامل این بخشهاست :

١) ایران

٢) افغانستان

٣) سرزمینهای عرب زبان

٤) قلمرو عثمانی

٥) آسیای مرکزی

٦) پاکستان

١) ایران .

الف ) تاریخچة پنبه در ایران احتمالاً به دوران هخامنشیان بازمی گردد، اما دربارة کاشت پنبه پیش از دورة اسلامی ایران اطلاعات معتبر اندکی در دست است . ( به نوشتة مؤلف حدودالعالم (ح ٣٧٢)، در مرو، ری و ناحیة فارس کشت پنبه رواج داشته است (ص ٩٤، ١٣٠، ١٤٢). مراکز تولید که احتمالاً به مناطق کاشت گیاه نزدیک بود، عبارت بود از: هرات ، نیشابور، ری ، طبرستان ، آمل ، جبال ، اصفهان ، شوشتر، خوزستان ، تَوَّز و آذربایجان ( رجوع کنید به اشپولر ، ص ٣٩٥؛ سارجنت ، جاهای متعدد) ) . همچنین اشارات متعددی به پنبه در آثار شاعران ، بویژه شاهنامة فردوسی (کتاب سوم ، ج ٥، ص ١٤٧٥ـ ١٤٧٦، کتاب چهارم ، ج ٦، ص ١٩٩٩، ٢٠٠٤) وجود دارد. ] در قرن هفتم / سیزدهم ، مارکوپولو به محصولات عمدة ایران از جمله پنبه اشاره

می کند (ج ١، ص ٨٤) [ . ژان شاردن ، جهانگرد مشهور فرانسوی در قرن یازدهم / هفدهم ، که از ایران دورة صفویه بازدید کرده ، وجود کشتزارهای وسیع پنبه را تأیید کرده است (ج ٢، ص ٧١٢). در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، کمپانی هندشرقی بریتانیا در مقابل کالاهایی مانند شکر، ادویه ، رنگ و روغن ،

پنبة خام را از ایران به هند صادر می کرد. در همین زمان ، جهانگردان به کشتزارهای پنبه در بسیاری از مناطق ایران ، از آذربایجان تا خراسان و شرق مازندران ، نواحی مرکزی ،

اطراف یزد، کاشان ، کرمان و قم ، اشاره کرده اند. در این زمان

پنبه هنوز از محصولات تابستانی بود که در حدود فروردین کاشته می شد و در مرداد (در آب و هوای گرم و مرطوب

سواحل دریای خزر) یا در مهر (در نواحی خشکتر مانند آذربایجان و نواحی اطراف شیراز) برداشت می شد. اما بیشتر پنبة کشت شده از گونه های تار کوتاه و زبر بود که همراه

با نرخ بالای حمل ونقل ، فنون ابتدایی پرداخت و بسته بندی نادرست و غیردقیق ، سبب عدم موفقیت پنبة ایران در بازار اروپا شد (عیساوی ، ص ٢٤٦ـ٢٤٧، ٢٤٩). پنبه علاوه بر این که منبع امرار معاش ساکنان مناطق کاشت پنبه بود، برای صنعت نساجی داخلی و صنایع دستی که افراد بسیاری را به کار می گمارد، مادة خام فراهم می آورد. بعلاوه ، تجاری شدن روبه رشد تولید پنبه در قرن سیزدهم / نوزدهم ، با افزایش اهمیت پنبه در تجارت خارجی ایران همراه بود.

در اوایل قرن چهاردهم / آغاز قرن بیستم ، پنبه هم اصلیترین محصولِ فروشی و هم عمده ترین محصول صادراتی بود.

دو عامل این فرآیند را تقویت می کرد: نخست ، محرک کوتاه مدت اما نیرومند جنگ داخلی امریکا در اوایل دهة

١٨٦٠ میلادی (١٢٧٧ـ١٢٨٧) باعث کمبود بین المللی پنبه و افزایش شدید قیمت پنبة خام در بازار جهانی شده ، تولید

پنبه را در ایران و مناطق بسیار دیگری در خاورمیانه و هند و امریکای لاتین افزایش داد. در میان مسیرهای جدیدوگوناگون تجارت خارجی که درگزارشهای کنسولی بریتانیادرآن دوره ذکرشده است ،می توان ازمسیرهای بنادرخلیج فارس به هندومسیرتبریزبه مارسی نام برد(نوشیروانی ،ص ٥٧٣ـ٥٧٤؛گیلبار،ص ٣٥٤؛عیساوی ،ص ٢٤٥).این تحول ،در نیمة همان دهه که قحطی پایان یافت و قیمت پنبه سقوط کرد، ناگهان متوقف شد. عامل دوم و پایدارتر، روسیه بود که به عنوان شریک تجاری عمدة ایران دردهه های آخرقرن ظاهر شد. پنبه بسرعت مهمترین کالای صادراتی به روسیه شدوصادرات آندر١٣٣١به حدود٠٠٠،٢٥تن رسید و بتدریج ٩٤ـ٩٧% صادرات پنبه به بازارهای روسیه اختصاص یافت (انتنر ، ص ٧٣). این افزایش ، تغییر ماهیت روابط اقتصادی بین دو کشور را تأیید کرده بوضوح درتمرکزکاشت پنبه دراستانهای مرزی تأثیرگذاشت .اگرچه پنبه از نقاط مختلف کشور از جمله اصفهان و یزد و کرمان صادر می شد، یک سوم از کل صادرات ایران محصول خراسان بود. در واقع ، رفاه این استان تا حد زیادی به رشدتجارت پنبه در اواخر این قرن مربوط بود (مک لین ، ص ٥؛ گیلبار، ص ٣٥٥).

تجارت ایران ـ روسیه به دلیل نرخ پایین حمل و نقل بسهولت انجام می گرفت که به سبب مجاورت جغرافیایی

وتوسعه وپیشرفت راه آهن وجاده های ارتباطی بین دوکشور بود. اما روسیه با گرفتن تعرفه هایی اندک از ایران ،

فروش مصنوعات پنبه ای با قیمتی ارزان ، حمایت از فعالیتهای بازرگانان روسی و ارمنی از طریق وام بانکی و همچنین انتقال ادارات کنسولی به استانهای شمالی و مرکزی (بویژه خراسان و اصفهان و کردستان )، سیاست بازرگانی تهاجمی را در پیش گرفت (انتنر، ص ٧٣ـ٧٤؛ نوشیروانی ، ص ٥٧٢؛

کرزن ، ج ١، ص ٢٦٩).

پنبه در فرآیند تدریجی آغاز تجاری شدن کشاورزی ایران ، تأثیر مهمی داشت . در این فرآیند، پنبه ، اغلب با سایر کالاها (بویژه تریاک و ابریشم ) و غلات مصرفی بخوبی رقابت می کرد (نوشیروانی ، ص ٥٧١ـ٥٧٩؛ گیلبار، ص ٣٦٠).

جنگ جهانی اول ، در تولید پنبه تقریباً وقفة کامل ایجاد کرد، اما از دهة ١٣٠٠ش تولید دوباره به سطوح پیش از جنگ و به حدود بیست هزار تن در سال رسید. نخستین کارخانة پنبه پاک کنی ایران نیز در همان سالها (١٢٩٨ ش ) بنیان نهاده شد. در ١٣٠٢ ش شرکت جدید پرسخلوپک بذرهای امریکایی و مصری را میان کشاورزان توزیع و مزارع نمونه ، بیشتر در شمال ، ایجاد کرد (رَستار، ص ٢٤٣).

دردهة ١٣١٠ش ،درسایة سیاست مثبت دولت نسبت به صنعت منسوجات داخلی ، تولید دوباره افزایش یافت .

در١٣١٢ش دولت ایران قانون انحصارپنبه راتصویب کرد (گرگانی ، ص ١٨٥) که سود بی واسطه ای در تهیة پنبة

خام برای کارخانه های جدیددربرداشت .دراواخراین دهه تولید به نقطة اوج ٠٠٠ ، ٣٨ تن رسید، اما فقط ٦٠٠ ، ٥ تن ، یعنی درحدودیک پنجم کل صادرات در١٢٩٢ش ،پنبه صادر می شد. این رقم نازل قدرت اشتیاق صنعتی شدن

داخلی رانشان می دهد.پس ازوقفه به سبب جنگ جهانی دوم ، در بیشتر سالهای دهة ١٣٢٠ش / ١٩٤٠ میانگین تولید سالانه به حدودبیست هزارتن سقوط کرد،امادراوایل دهة ١٣٣٠ ش دوباره از سطح تولید پیش از جنگ پیشی

گرفت و بتدریج رونق بی سابقه ای در تولید و فرآوری پنبه در ایران پدید آمد.

در ١٣٢٤ ش ، انحصار پنبه لغو شد. از این گذشته ، در سالهای بعدی شماری از مؤسسات تخصصی شروع به کارکردند و ترویج و بهبود تولید پنبه به آنها واگذار شد. «سازمان پنبة ایران » (بعدها سازمان پنبه و دانه های روغنی ) در ١٣٣٥ ش شروع به فعالیت کرد و برای نخستین بار معیارهای طبقه بندی برای محصول داخلی ارائه داد. ادارة «اصلاح نبات ایستگاه ورامین » در ١٣٣٨ ش به «مؤسسة تهیه و اصلاح نهال و

بذر» تبدیل شد و به دنبال آن عمدتاً خدمات علمی و توسعه

را تدارک دید. در همان زمان ، «شرکت پنبه و ابریشم » با

حمایت وزارت صنایع و معادن تأسیس شد تا با تشویقهای اقتصادی مناسب ، کشاورزان را به کاشت پنبه ترغیب کند (رستار، ص ٢٥٠ـ٢٥٢).

در دهه های ١٣٣٠ و ١٣٤٠ش ایران در میان ده یا پانزده کشور نخست تولید کنندة پنبه جای گرفت . صادرات نیز به طور منظم رشد یافت و بازار آن متنوعتر شد. مصرف داخلی پنبه و پنبه دانه نیز، تا حدودی به سبب گسترش صنعت منسوجات و تا اندازه ای به دلیل تأسیس کارخانه ای جدید برای تولید روغن خوراکی ، افزایش یافت .

افزایش تولید پنبه کاملاً به تحولات جدید در دشتهای حاصلخیز گرگان بستگی داشت . در آغاز دهة ١٣١٠ ش

کشت پنبه در این ناحیه رواج یافته بود، بویژه پس از اینکه رضاشاه بیشتر زمینهای مزروعی را به مالکیت شخصی

خود درآورد. استرداد این مالکیت به مالکان کشاورز پس از جنگ جهانی دوم ، سبب افزایش ناگهانی کشاورزی تجاری در مقیاسی وسیع در این ناحیه و جذب گروه زیادی از سرمایه دارانی شد که در جستجوی فرصتهای سرمایه گذاری سودآور در کشاورزی بودند.

در ١٣٣٩ ش ، در اولین سرشماری کشاورزی ، مازندران و گرگان ٥٦% تمام مزارع پنبه (٠٠٠ ، ٣١٣ هکتار) و ٦٥% از کل محصول (٠٠٠ ، ٣٣٠ تن )، و در ١٣٥٣ ش بترتیب ٦٥% و ٧٥% را به خود اختصاص دادند ( رجوع کنید به مرکز آمار ایران ، ص ٢١٠، ٢٧٢). بعلاوه ، قدرت تولید نیز بیشتر شد. در بیشتر دهة ١٣٥٠ش ، بویژه نیمة اول آن ، افزایش تولید پنبه در ایران ادامه یافت ، اما در سالهای بعد این دهه تولید پنبه تحت تأثیر محدودیتهای کلی تر در کشاورزی ایران قرار گرفت که به رونق شدید و ناگهانی تولید نفت مربوط بود.

در ١٣٥٧ش نواحی کاشت پنبه به حدود یک سوم و محصول به حدود یک چهارم ، در مقایسه با ١٣٥٢ ش ، کاهش یافت (حکیمیان ، ص ١٢٢ـ١٢٣).


منابع :
(١) ( حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ) ؛
(٢) ( ژان شاردن ، سفرنامة شاردن ، ترجمة اقبال یغمایی ، تهران ١٣٧٢ـ١٣٧٥ ش ؛
(٣) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، چاپ ژول مول ، تهران ١٣٦٩ ش ) ؛
(٤) م .گرگانی ، اقتصاد گرگان و گنبد و دشت ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٥) مرکز آمار ایران ، سالنامة آماری کشور: ١٣٥٦ ، تهران ١٣٥٦ ش ؛


(٦) G. N. Curzon, Persia and the Persian question, London ١٨٩٢;
M. L. Entner, Russo-Persian commercial relations ,

(٧) ١٨٢٨-١٩١٤ , Gainesville ١٩٦٥;
(٨) G. G. Gilbar, "Persian agriculture in the late Qa ¦ ja ¦ r period, ١٨٦٠-١٩٠٦. Some economic and social aspects", Asian and African studies , ١٢ (١٩٧٨), ٣١٢-٣٦٥;
H. Hakimian, Labor transfer and economic development. Theoretical perspectives and case

(٩) studies from Iran, Hemel Hempsteas, U.K., ١٩٩٠;
(١٠) C.Issawi, ed., The economic history of Iran ١٨٠٠-١٩١٤, Chicago ١٩٧١;
(١١) H.W. Maclean, "Report on the condition and prospects of British trade in Persia", in U.K., Parliament, Accounts and papers ٩٥, London ١٩٠٤;
(١٢) V.F. Nowshirvani, "The beginnings of commercialized agriculture in Iran", in A. L. Udovitch, ed., The Islamic Middle East ٧٠٠-١٩٠٠. Studies in economic and social history , Princeton, N.J. ١٩٨١, ٥٤٧-٥٩١;
(١٣) [Marco Polo, The book of Ser = Marco Polo: the Venetin concerning the kingdoms and marvels of the East, translated and edited, with notes by Henri Yule, ١٨٧١, ٣rd. ed. by Hery Cordier, ١٩٠٣-١٩٢٠, repr., London ١٩٧٥(;
(١٤) H. Rasta ¦ r, "Factors affecting income from cotton cultivation", Tah ¤ q i ¦ qa ¦ t-e eqtes ¤ a ¦ d i ¦ , ٣/٩-١٠ (August ١٩٦٥), ٢٣٤-٢٥٢;
(١٥) )R.B.Serjeant, Islamic textiles. Material for a history up to the Mongol conquest, Beirut ١٩٧٢;
(١٦) B.Spuler, Iran in frدh-islamischer Zeit , Wiesbaden ١٩٥٢].

(١٧) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل "Cotton" .

/ حسن حکیمیان ، تلخیص از ( ایرانیکا ) /

ب ) در سالهای نخستین پس از انقلاب اسلامی عواملی چون فرار زمینداران بزرگ مناطق پنبه خیز خصوصاً منطقة گنبد و گرگان ، خرد شدن اراضی وسیع و یکپارچة کشت مکانیزة پنبه ، ادارة نامطلوب مؤسسات کشاورزی ، بلاتکلیف ماندن وضع مالکیت اراضی و پایین بودن سطح درآمد حاصل از این زراعت در قیاس با فعالیتهای رایج در سایر بخشها، در افت تولید پنبه مؤثر افتاد. در ١٣٥٨ش ، با وجود رونق بازار پنبه در بازارهای جهانی ، به سبب مصادف شدن زمان آماده سازی زمین و تهیة مواد زراعتی محصول پنبه با شرایط ناشی از اوج گیری انقلاب اسلامی در ماههای آخر ١٣٥٧ش ، تولید از ١٧٧ هزار تن در ١٣٥٦ش به ١٣٣ هزار تن کاهش یافت . در ١٣٥٩ش سطح زیر کشت به ١٤٥ هزار هکتار، یعنی پایینترین میزان خود،

تقلیل یافت (مرکز تحقیقات روستائی و اقتصاد کشاورزی ، ١٣٦٣ ش الف ، ص ٢؛
همو، ١٣٦٣ ش ب ، ص ٢ـ٣). در آذر ١٣٥٨، به سبب کاهش تولید و نیاز بازار داخلی ، صدور پنبه به خارج از کشور ممنوع شد و بنابر نیاز بازار داخلی به انواع پنبه ، الیاف ، نخ و منسوجات پنبه ای مقداری ارز صرف ورود این اقلام شد (همان ، ص ٤).

در ١٣٦٠ش ، برای مقابله با تنزل سطح کشت و تولید پنبه و رفع بحران ، دولت سیاستهای تشویقی چون اعلام قیمتهای تضمینی و کمک نقدی به پیمانکاران طرح پنبه را به اجرا درآورد که این سیاستها تا ١٣٧١ش ادامه یافت .

در ١٣٦٧ش طرح افزایش تولید پنبه در چارچوب برنامه پنجسالة اول (١٣٦٨ـ١٣٧٢) تهیه و تصویب شد. این طرح مشتمل بر هفت پروژه ، با هدف افزایش تولید وش (پنبة پاک نکرده ) از ٠٠٠ ، ٣٤١ تن در سال پایه (١٣٦٧) به ٠٠٠ ، ٤٥٢ تن در سال پایانی برنامه (١٣٧٢)، از ١٣٦٨ به اجرا درآمد. پروژه های هفتگانه مشتمل بود بر تهیة بذر مادر، بهبود کیفیت بذرهای گواهی شده ، لینترگیری (مرحلة آماده سازی برای روغن گیری )، بهبود تصفیة وش ، بهبود روشهای کاشت و داشت و برداشت پنبه ، ترویج پنبه کاری و آموزش پنبه کاران ، و ایجاد گسترش شبکه های مبارزه با آفات و بیماریها و علفهای هرز پنبه (ایران . وزارت کشاورزی ، ص ١).

مقایسة مقادیرموردنظربرنامه باوضع اجرایی ،حاکی از این است که سطح زیرکشت و تولید، سیر نزولی و عملکرد

درهکتاروش باکمی فاصله ازبرنامه ،روندافزایشی داشته است (همان ، ص ٢، برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به ص ٨،نمودار).کاهش سطح زیرکشت وتولیدوش نشان دهندة کاهش تمایل کشاورزان در تخصیص اراضی خود به کشت

پنبه است که ناشی ازشرایط نامناسب بازارپنبه ودرنتیجه عدم صرفة اقتصادی آن برای کشاورزان بوده است (همان ، ص ٢). به طور مشخص اجرای «طرح افزایش تولید» برنامة پنجسالة اول تا ١٣٧٠ش با موفقیت همراه بود اما از١٣٧١ش به علت افزایش قیمت تولیدات زراعتی دیگری چون دانه های روغنی (سویا)، از میزان سطح کشت وتولیدپنبه کاسته شد، به طوری که در ١٣٧٢ش میزان سطح کشت و تولید

پنبه بترتیب با ١٤٨ هزار هکتار و ٩٠٠ هزار تن به پایینترین سطح خود طی چهل سال گذشته رسید ( تاریخچة پنبه ایران ، ص ٥؛
کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٦٧) و در

این سال برای اولین بار ٣٠٠ ، ٣ تن و در سال بعد هشت هزار تن پنبه از جمهوریهای آسیای مرکزی ، وارد کشور شد (همانجا؛
ایران . وزارت کشاورزی ، ص ٢٥). کاهش تولید پنبه از یک

طرف و پایین بودن کیفیت پنبه های وارداتی نسبت به پنبة داخلی از طرف دیگر، قیمت پنبه را در ١٣٧٣ش افزایش داد و باعث افزایش سطح کشت و تولید در ١٣٧٤ش گردید. در ١٣٧٥ش میزان سطح کشت و تولید پنبه بترتیب به ٣١٨ ، ٣١١ هکتار و ٨٢٩ ، ١٧٥ تن بالغ شد که بالاترین رقم ، طی سالهای پس از انقلاب اسلامی است (ایران .وزارت کشاورزی ، ص ٢٤؛
تاریخچه پنبه در ایران ؛
کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، همانجاها).

در ١٣٧٤ش برنامة پنجساله دوم زراعت پنبه (١٣٧٤ـ



١٣٧٨)درقالب برنامه پنجسالة دوم توسعه به اجرادرآمد.این برنامه با توجه به میزان نیاز کارخانه های نساجی کشور

به الیاف پنبه درطی دورةاجرایی برنامه ــ که بالغ بر١٣٣تا ١٩٨ هزار تن می گردد ــ اهدافی را پیش بینی کرده که

مشتمل است برتأمین مواداولیة صنایع نساجی وروغن کشی با کیفیت ممتاز و تهیة فرآورده های مرغوب ، پایین آوردن هزینة تولیددرواحدسطح وتسهیل درعملیات زراعی و افزایش عملکرد وش . پیش بینی عملکرد در برنامه ، رشدی معادل ٣٢٠ کیلوگرم وش در هکتار نسبت به سال پایه (١٣٧٤ش ) است (ایران . وزارت کشاورزی ، ص ٣٤ـ٣٥). به رغم کاهش کیل (درصد الیاف به وش ) که مهمترین عامل در

عملکرد به شمار می رود، عملکرد پنبه طی سالهای برنامه ، افزایش قانع کننده ای نداشت و به همین دلیل از ١٣٧٥ ش طرحی به نام «طرح پایدارپنبه »درکشوربه اجرادرآمد.

نتیجة اجرای این طرح در ١٣٧٨ش مطلوب و رضایتبخش بود به طوری که در سطح حدود ٤٦ هزار هکتار پنبه کاری ، متوسط عملکرد پنبه به ٩٠٠ ، ٢ کیلوگرم در هر هکتار افزایش یافت . در پایان این طرح ــ که به مدت پنج سال ادامه خواهد داشت ــ پیش بینی شده است که عملکرد متوسط کشور در سطح دویست هزار هکتار پنبه کاری به ٢٥٠ ، ٣ کیلوگرم در هر هکتار برسد ( گزارش بررسی دو دورة هشت ساله کشت پنبه در دهه های ١٣٥٠ و ١٣٧٠، ص ٣).

تحلیلی مقایسه ای که ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران از وضع پنبة کشور در سالهای بعد و قبل از انقلاب اسلامی به عمل آورده ، حاکی از آن است که عملکرد پنبه در کشور طی سالهای اخیر نسبت به سالهای قبل از انقلاب افزایش یافته است . براساس این تحلیل ، کاهش سطح کشت پنبه در کشور که بیشتر در استانهای شمالی مصداق داشته و بر اثر تغییر در الگوی کشت پدیدار شده ، بیشتر به مسائل بازرگانی پنبه ارتباط دارد که در اثر کوچک شدن اراضی زراعی ، جانشین شدن زراعتهای رقیب و امکان کشت دو محصول در یک سال به وجود آمده است (همان ، ص ٣ـ٤).


منابع :
(١٨) ایران . وزارت کشاورزی . شورای برنامه ریزی کشاورزی و آب . گروه برنامه ریزی زراعت ، برنامة پنجسالة دوم زراعت پنبه ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٩) تاریخچة پنبه در ایران . کرج : وزارت کشاورزی ، ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، ١٣٧٧ ش ؛
(٢٠) گزارش دو دورة هشت سالة کشت پنبه در دهه های ١٣٥٠ و ١٣٧٠،کرج :وزارت کشاورزی ،ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، ١٣٧٨ ش ؛
(٢١) مرکز تحقیقات روستائی و اقتصاد کشاورزی ، گزارش اقتصادی پنبه ، تهران ١٣٦٣ ش الف ؛
٢٢- همو،نگاهی به مسایل و مشکلات بازار پنبه در ١٣٦٣ ، تهران ١٣٦٣ ش ب ؛


(٢٣) International Cotton Advisory Committee, Co: world statistics , Washington, D.C. ١٩٩٨.

/ جواد کریمی /

٢) افغانستان . واژة پنبه در افغانستان به دو صورت پخته (فارسی تاجیکی ) و پُمبَه (فارسی دری ) به کار می رود. کشت پنبه در افغانستان در پیش از اسلام رواج داشته است . به نوشتة برخی منابع ، در اواخر قرن چهارم / دهم پوشاک پنبه ای در بُست ، هرات و کابل تولید و صادر می شد ( حدودالعالم ، ص ١٠٣؛
ثعالبی ، ص ٢٤٧؛
ادریسی ، ج ١، ص ١٩٦؛
ابن حوقل ، ص ٤٥٠). بنابراین پنبه باید در اطراف همین مراکز کشت

شده باشد.

از اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، افغانستان دیگر صادر کنندة پوشاک پنبه ای نبود. در واقع صنعت فعال بافت پنبه منحصراً داخلی باقی مانده بود، اما در آخرین دهه های همین قرن افزایش تقاضای صنعت پنبة روسیه انگیزه ای قوی برای کاشت پنبه در سرزمینهای پست واحة آسیای مرکزی ، از جمله شمال افغانستان ، ایجاد کرد.

در جریان جنگ داخلی ، بازار روسیه سقوط کرد و کشت خشخاش به جای پنبه در هرات رواج یافت (مارکووسکی ، ص ٩٨ـ٩٩). تولید پنبه در اطراف مزارشریف که در اواخر دهة ١٣٠٠ش به طور قطع ناحیة اصلی کشت پنبه در افغانستان بود، وضع بهتری داشت ، اما در ١٣٠٩ ش هجوم ملخها بیشتر محصول را نابود کرد ( پمبه در افغانستان ، ص ٥).

گام سرنوشت سازتر برای آیندة کاشت پنبه در افغانستان ، بنیانگذاری شرکت اتحادیة ولایت شمالی در ١٣١٤ ش بود. این شرکت خصوصی به رهبری مقتدرانة عبدالعزیز لندنی (١٢٧٩ـ١٣٢٩ش )، بازرگان سرشناس کابل ، سیاست برنامه ریزی منطقه ای را برای کشت پنبه ، براساس ترکیب رشد صنعتی و کشاورزی ، در افغانستان به اجرا درآورد (دوپری ، ١٩٦٦، ص ٣ به بعد؛
همو، ١٩٧٣، ص ٤٧١ به بعد). ناحیة انتخاب شده قَطغَن بود که دولت در آنجا هزاران هکتار زمینهای باتلاقی و مالاریاخیز را، در اطراف بغلان و قندوز، با بیگاری احیا می کرد؛
شرکت قطعات زیادی از این زمینهای احیا شده را خرید و آنها را به اجاره دارانی از نواحی مختلف واگذار کرد و آنان را ملزم ساخت که یک ششم (پس از ١٣٢٧ ش /١٩٤٨ یک دهم ) از زمینهای مزروعی را به کاشت پنبه اختصاص دهند. بعلاوه ، شرکت برنامة جایگزین کردن پنبة تار بلند امریکایی ( گوسوپیوم



هیرسوتوم ) را به جای انواع پنبة تار کوتاه ( گوسوپیوم هرباکیوم )، برای مثال غوزة قوقندی ، کوکَلّه (از کوک ترکی به معنای سبز + کلة فارسی به معنای غوزة پنبه = پنبة غوزه سبز)، و سیاه چِگت (از چیگیت ترکی به معنای تخم پنبه = پنبة تخم سیاه ؛
دورفر ، ج ٣، ص ٨٨؛
پمبه در افغانستان ، ص ٤) در

پیش گرفت . پنبة تار کوتاه تقاضای کمتر و کمتری در بازار جهانی پیدا کرد.

شرکت کوشید تا بذر پنبة محلی را خریداری و ٥٠٠ ، ٢ تن بذر از نوع ممتاز وارداتی را به رایگان عرضه کند ( پمبه در افغانستان ، ص ٧). به این ترتیب با تأمین ذخایر پنبة

کاملاً مرغوب ، شبکه ای از ایستگاههای جمع آوری مجهز به ماشینهای پنبه پاک کنی و روغن کشی وارد شده از اتحاد جماهیرشوروی (و بعدها از بریتانیای کبیر) بنیان گذاشت .

الیاف پنبه به بازارهای خارجی (اتحاد جماهیر شوروی ،

آلمان ) و همچنین به بازار داخلی که پس از تکمیل دو کارخانة پنبه در جبل السراج (١٣١٦ ش ) و پُلِ خُمری (١٣٢١ ش ؛
رجوع کنید به ادامة مقاله ) رونق یافته بود، فروخته می شد و پنبه به

«طلای سفید» قطغن و عنصر اصلی در تجارت خارجی افغانستان تبدیل شد.

در نیمة دهة ١٣١٠ش / ١٩٣٠ چندین شرکت تجاری دیگر تأسیس شد و رسماً پیگیری سیاست مشابه در سایر مناطق مستعد افغانستان را به عهده گرفت (حسن خان ، ص ٣٣ به بعد)، اما هیچ پیشرفت مهمی در کاشت پنبه در خارج از قطغن روی نداد. سرانجام شرکت اتحادیة شمالی انحصار تجارت پنبة خام را به دست آورد و به نام شرکت پنبه معروف شد.

نمودار تولید از یک سو صعود ناگهانی تا نیمة دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠، و از سوی دیگر تغییر شدید محصول از یک سال تا سال بعد را نشان می دهد.

از زمان برنامه ریزی اقتصادی در ١٣٣٥ ش ، پنبه همواره بالاترین اولویت را در سیاست توسعة ملی افغانستان داشته است . دولت ، نخست از طریق ملی کردن نسبی شرکت پنبه که بسیار پرسود بود، تمام امور تولید پنبه را در اختیار گرفت . بعدها، در پی کودتای جمهوریخواهان در ١٣٥٢ ش ، شرکت که در ١٣٤٠ ش به «سپین زر» («طلای سفید» به زبان پشتو) تغییر نام داده بود، کاملاً ملی شد (سدید، ص ١٧). سپس مقامات دولتی سیاست التقاطی اعمال فشار (کاشت اجباری ) و متقاعدسازی (برنامه های توسعة کشاورزی ، حمایت از قیمت ) را در پیش گرفتند تا به اهداف تولیدی خود دست یابند و گاهی بیش از آنچه انتظار می رفت موفق بودند. در نیمة دوم دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠ پنبه دومین محصول عمده پس از گندم ، و عمده ترین محصول فروشی در سراسر ولایت هلمند بود (ایالات متحده . آژانس توسعة بین المللی ، ص ٥٨ به بعد، ١١٠). هرچند مدرک کافی وجود ندارد، روند مشابهی در درة هریرود مرکزی در اطراف هرات و در واحة سفلای بلخاب در غرب مزار شریف ، بویژه در اطراف شورتپه ، روی داد.

شرکت دولتی بذر افغان در ١٣٦٤ ش /١٩٨٥ و ١٣٦٥ ش /١٩٨٦، بترتیب ٨٨٣ ، ٦تن و ٩٠١ ، ٥ تن بذر از دو مزرعة نمونه در مارجه (هلمند) و لَرخابی (بغلان ) عرضه کرد. کاشت انواع بومی به طور رسمی در همة چهار ناحیة عمدة کاشت تجاری پنبه ممنوع شد و امروزه فقط در نواحی مرزی به جا مانده است .

از آنجا که دولت بانی بیشتر پیشرفتهای دهه های ١٣٤٠ و ١٣٥٠ش بود، شگفت آور نیست که کاهش قدرت دولت و از دست دادن نظارت بر چندین ناحیة عمدة تولیدی در دهة ١٣٦٠ش ، سبب کاهش شدید کشت و تولید پنبه بوده باشد.

پنبه در افغانستان عمدتاً محصولی تابستانه و آبی است . برعکس ایران ، پنبة دیمی در افغانستان محصولی حاشیه ای است که به نقاط معینی در دامنه های پست کوهستانی در بخش شمالی کشور محدود می شود. در تمام مناطقی که به اندارة کافی پست اند و متوسط دما در سردترین ماه سال به زیر صفر نمی رسد، این شرایط تأمین می شود. بنابراین پنبه در بیشتر دره های کوهستانی ، از جمله حوضة کابل ، قابل کشت نیست ؛
اما در درة پست تر ناحیة کوهستان در شمال کابل ــ که کشت پنبه زمانی در آن متداول بود ــ قابل کاشت است (لرد، ص ٥٢٨؛
واویلوف و بوکینیچ ، ص ٣٩٠؛
بل ، ص ٢٧٣).

افزایش قیمت پنبة خام در ١٣٥٩ش حدود ٢٠%، ١٣٦٢ش حدود ٦٠% و ١٣٦٧ش حدود ١٠٠% بوده است . با وجود این ، از آنجا که این افزایشها در عمل برای بازگرداندن کشت پنبه

به سطح پیشین آن کافی نبود، مقامات افغانی قوانین تشویقی

جدیدی وضع کردند؛
برای مثال ، توزیع کالاهای اساسی

(شکر، روغن خوراکی ، صابون و غیره ) با قیمت یارانه ای

به همة کشتکاران پنبه و تحویل یک تُن کود در برابر هر

یک تُن پنبة تولید شده ( پلان انکشاف ، ص ٢٥). از سوی

دیگر، گزارش شده است که چندین فرمانده مجاهدان افغانی

به کشاورزان فرمان داده اند که به جای پنبه گندم بکارند.

بنابراین کاشت پنبه به یکی از مهمترین برگهای برنده در کشمکش قدرت در افغانستان تبدیل شد که از اهمیت واقعی آن برای اقتصاد ملی کشور، هم به عنوان منبع فعالیت صنعتی و هم به عنوان یکی از اقلام اصلی تجارت خارجی ، فراتر می رفت .

پنبه به اساس و پایة انواع مصنوعاتی تبدیل شده است که بر روی هم تنها شاخة مهم بخش صنعتی کوچک افغانستان را تشکیل می دهند. اما تنوع صنعتی ، همراه کاهش اخیر تولید پنبة خام ، در سرتاسر دو دهة گذشته به زوال نسبی این شاخه منجر شده است . صنایع پنبة افغان به دو گروه اصلی ، صنایع پنبه پاک کنی و فرآوری بذر و صنایع نساجی ، قابل تقسیم است . صنایع پنبه پاک کنی (حلاجی ) و فرآوری بذر تا اواخر دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠ به طور منظم گسترش یافت تا پاسخگوی افزایش محصول پنبة خام باشد. کارخانة پنبه پاک کنی گِرِشک (در ولایت هلمند) آخرین کارخانه ای بود که در آبان ١٣٥٧ افتتاح شد. در مقایسه با نواحی هرات و هلمند که بتازگی تجهیز یافته اند و امکانات صنعتی در آنها فقط در یک یا دو مکان متمرکز شده است ، در نواحی قدیمتر کشت پنبه در افغانستانِ شمالی شبکه های وسیعِ مراکز صنعتیِ کوچک وجود دارد که هر یک از آنها بر مرحلة متفاوتی از فرآوری پنبه متمرکز است . اما باید یادآور شد که بهترین اطلاعات موجود دربارة باکتریای مرکزی در حوالی مزار شریف از اوایل دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠ است ؛
دوره ای که در آن چهار شرکت خصوصی پنبه پاک کنی در این منطقه بشدت با یکدیگر رقابت می کردند و این رقابت به زیاده روی در خرید تجهیزات منجر شد. هنگامی که این شرکتها در ١٣٥٣ش در یکدیگر ادغام و به یک شرکت دولتی تبدیل شدند، واحدهای صنعتی بسیاری تعطیل شد. به هرحال تصویر روشنی از موقعیت فعلی در دست نیست (ناتان ، ص ٣، ١٠٤).

نساجی ، مهمترین صنعت تولیدی در افغانستان ، در اختیار پنج کارخانة دولتی است ؛
سه کارخانة قدیمتر پنبه در افغانستان ، همچنین دو کارخانة دیگر که بزرگترین کارخانه های افغانستان اند، به «شرکت نساجی افغان » وابسته اند که در حدود ٥٥ تا ٦٠% کل تولید ملی الیاف پنبه را تولید می کند و در دهة ١٣٦٠ش / ١٩٧٠ نمایندگیهای فروش در سراسر کشور، دست کم یک نمایندگی در هر ولایت ، را اداره می کرد.

پیشرفت صنعت نساجی ملی سبب کاهش صنایع دستی سنّتی شده است ( رجوع کنید به گروتسباخ ، ص ٢٤٩)، اما این صنعت نباید نادیده گرفته شود: در ارزیابیِ ١٣٥٣ش در یازده ولایت ، شامل همة ولایتهای عمدة کشت پنبه و بیشتر ولایتهای پرجمعیت ، بیش از پنج هزار کارگاه تولید کالای پنبه ای دستباف با مجموع بیش از ده هزار بافنده سرشماری شد.

کاهش بافت دستی پنبه پیش از ایجاد صنعت نساجی ملی شروع شد، یعنی در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم که پارچه پنبه ای وارداتی به طور روزافزونی در دسترس قرار گرفت .

دهها سال است که ارزش واردات پارچة پنبه ای بسیار پایینتر از صادرات پنبة محلوج است . واردکنندگان عمدة پنبه افغانستان کشورهای سوسیالیستی اروپا و اتحاد جماهیر شوروی بودند که کشور اخیر، بجز سالهای معدودی ، بزرگترین بازار پنبه افغان در قرن چهاردهم / بیستم بوده است . پیش از ١٣٥٩ش / ١٩٨٠ آلمان غربی و بریتانیای کبیر نیز مقدار قابل ملاحظه ای از پنبة افغانستان را، هر چند کمی نامنظم ، وارد کردند. هیچ نوع پارچة پنبه ای بافته شده در محل ، از افغانستان صادر نمی شود.


منابع :
(٢٤) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٥) ( محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره ، بی تا. ) ؛
(٢٦) پلان انکشاف اقتصادی و اجتماعی سال ١٣٦٧ ، کابل ١٣٦٧ ش ؛
(٢٧) پمبه در افغانستان ، کابل ?( ١٣٣٤ ش ) ؛
(٢٨) ( عبدالملک بن محمد ثعالبی ، لطائف المعارف ، ترجمة علی اکبر شهابی خراسانی ، مشهد ١٣٦٨ ش ؛
(٢٩) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ) ؛
(٣٠) حسن خان ، «پمبه در افغانستان »، مجلة اقتصاد (کابل )، ش ٢١٧ (١٣١٩ ش )، ص ٢٣ـ٣٥؛
(٣١) ع .ر.سدید، «پمبه در افغانستان »، جغرافیا (کابل )، ٢/١ (١٣٤٣ ش )، ص ١ـ٢٢؛


(٣٢) M. J. Bell, ed., An American engineer in Afghanistan , Minneapolis, Minn., ١٩٤٨;
(٣٣) G. Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente in Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣- ١٩٧٥;
(٣٤) L. Dupree, Afghanistan, Princeton, N. J. ١٩٧٣;
idem, Kabul gets a supermarket. The birth and growth

(٣٥) of an Afghan enterprise, Hanover, N. H. ١٩٦٦;
(٣٦) E. Grخtzbach, kulturgeographischer Wandel in Nordost- Afghanistan seit dem ١٩. Jahrhundert, Germany ١٩٧٢;
(٣٧) B.Lord, ``Some account of a visit to the plain of Koh-i Daman, the mining district of Ghorband, and the pass of Hindu kush,'' JASB , ٧ (١٨٣٨), ٥٢١-٥٣٧;
(٣٨) B.Markowski, Die materielle Kultur des Kabulgebietes, Leipzig ١٩٣٢;
(٣٩) R.R.Nathan, Sectorial planning study of Agriculture, [Kabul( ١٩٧١;
(٤٠) United States. Agency for International Development, ١٩٧٥ farm economic survey of the Helmand Valley, Kabul )١٩٧٨];
(٤١) N.I. Vavilov and D.D. Bukinich, Zemledel'chesk i § Afganistan , Leningrad ١٩٢٩.

(٤٢) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا، ذیل "Cotton" .

/ د. بالان ، تلخیص از ( ایرانیکا ) /

٣) سرزمینهای عرب زبان . در دورة فتوحات مسلمانان ، چون گذشته ، پنبه از هند به نواحی شرقی ایران و سرزمینهای مجاور آن وارد می شد. در این دوره ، پنبه در همه جا کشت می شد و صنعت شکوفای آن در این نواحی کالاها و فرآورده های پنبه ای تولید می کرد. جغرافیدانان مسلمان در وصف اقتصاد این سرزمینها در دورة عباسیان ، به طور خاص از فرآورده های پنبه ای سخن می گویند، و دلایل کافی این فرض را ثابت می کند که مراکز صنعتی از پنبه ای که در همین نواحی کشت می شد استفاده می کردند.

در پایان قرن سوم و آغاز قرن چهارم هرچند در بین النهرین علیا پنبه کشت می شد، اما شامات و فلسطین بخش جدیدی در کشاورزی ایجاد کردند. اصطخری ، در نیمة اول قرن چهارم ، می نویسد که در اکثر سرزمینهای رأس العین ، در بین النهرین علیا، پنبه کشت می شد (ص ٧٤). ابن حوقل (ص ٢٢٢) از کشتزارهای پنبه و فرآورده های پنبه در شهر عَرَبان در همین استان و مقدسی (ص ١٤٥) از کشت پنبه در ناحیة حرّان سخن به میان می آورد. در قرن چهارم در ولایت حلب و در فلسطین ، در منطقة حُولَه و در جولان نزدیک بانیاس * پنبة زیادی کشت می شد. از وصف مقدسی (ص ١٨٠) دربارة فلسطین می توان نتیجه گرفت که در حوالی بیت المقدس نیز پنبه کشت می شده است . در نوشته ای از ابن حوقل دربارة نواحی منتهی الیه بین النهرین مشخص می شود که حاکمان محلّی دولت و مزارع وسیعی ایجاد کردند و به تولیدات کشاورزی صنعتی همچون پنبه پرداختند، در نتیجه کشت پنبه در این نواحی افزایش قابل توجهی یافت . گرچه ابن حوقل از حَمدانیان نام می برد (ص ٢١٣)، اما دلایلی بر این که خاندانهای دیگری نیز در این کار دست داشته اند وجود دارد. در هر صورت ، به نسبت کل محصولات کشاورزی در این سرزمینها کشت پنبه نقش نسبتاً کمتری داشته است . ابن حوقل مشخص می سازد که پنبه از ناحیة بین النهرین علیا به شام وارد می شده است (ص ٢٢٢).

پاپیروسهای متعددی حاکی از آن است که کشت پنبه در مصر در قرون دوم تا چهارم نیز انجام می شده است ؛
اسناد تاریخی به کشت پنبه در زمان حکومت فاطمیان اشاره می کند. به گفتة ادریسی (ج ١، ص ٣١٥ـ٣١٦)، حتی در این دوره ،

پنبه از مصر به لیبی صادر می شد. از طرفی ، بسیاری اسناد

و مدارک یهودی ـ عربی در جِنیزَه حاکی از آن است که از

نیمة دوم قرن پنجم و نیمة اول قرن ششم پنبه و کالای پنبه ای

از سیسیل (صقلیّه ) و بخصوص از شام و فلسطین (به مصر) وارد می شده است .

شواهد مشابهی حاکی از آن است که در همین دوره در کشور مغرب نیز پنبه تقریباً در همه جا ولی به میزان نسبتاً کمی کشت می شده است . ابن حوقل به کشتزارهای پنبه در مناطق تونس و مَسیلَه در الجزایر اشاره می کند (ص ٧٣ـ٧٤، ٨٥ـ٨٦). ابوعبید بکری نیز به کشت پنبه در استان مسیله اشاره نموده در وصف خود از مُستَغانِم ، در نواحی غربی الجزایر، از آن مشروحتر و بیشتر سخن می گوید. طبق نقل جغرافیدانان مسلمان ، در مراکش ، در نواحی فاس ، تادله ، بصره و کورت پنبه کشت می شده است . در قرن چهارم در اندلس و در اشبیلیه (سویل ) و در ناحیة وادی آش (گوادیخ ) تا شرق غرناطه (گرانادا) نیز پنبه کشت می شده است .

در دوران جنگهای صلیبی کشت پنبه تا حد زیادی در شامات ، بخصوص در استانهای شمالی ، گسترش یافت . قراردادهای بین ونیز و حکمرانان ایوبی حلب و صهیون حاکی از صادرات پنبه از قلمرو این حکمرانان است . با این حال ، رشد و ترقی کشت پنبه در سوریه می بایست بعدها، یعنی پس از سقوط دولتهای صلیبی ، اتفاق افتاده باشد. وقتی کشاورزان بازار پر رونق شهرهای صلیبیون را از دست دادند، بازار غله اشباع شد و در نتیجه آنان دوباره به کشت پنبه روی آوردند. پیشتر در ٧٠٣/ ١٣٠٤ بعضی از نمایندگان بازرگانی ونیز به دیدار حاکم مملوک ایالت صَفَد رفته بودند تا با او دربارة تجارت پنبه مذاکره کنند، زیرا کشت پنبه به میزان قابل ملاحظه ای در قلمرو حکومت وی افزایش یافته بود. کاهش جمعیت به سبب طاعون و کاهش تقاضای غلات که همچنان ادامه داشت این رشد را تسریع کرد، به طوری که صادرات پنبة شام بخش مهمی از تجارت خاور نزدیک گردید.

مارکوپولو، در اواخر قرن هفتم / سیزدهم ، نقل می کند که در استان موش و ماردین مقدار بسیار زیادی پنبه کشت و تولید می شد، که در صنایع پارچه بافی آنجا به کار می رفت (ج ١، ص ٦٠ـ٦١). حمدالله مستوفی ، در نیمة اول قرن هشتم ، نیز از کشت پنبه در ناحیة ماردین ، و دیگران از کشت پنبه در نواحی دیگر از جمله نواحی بازَبدی '، برطلّی ، اِربیل در بین النهرین علیا و حومة ولاشجرد (بلاشگرد) سخن می گویند (ص ١٠٥ـ١٠٦). جوزپه باربارو ، که در ٨٧٩/ ١٤٧٤ به سراسر این نواحی مسافرت کرده است ، نیز به کشت پنبه و کارخانجات و منسوجات پنبه ای در ماردین و همچنین کشت پنبه در ناحیه حِصن کیفا اشاره می کند. مقررات مالی اوزون حسن بر وجود صنایع پنبه در اورفه ، عربگیر و ارزنجان ــ شهرهایی که امروزه بخشی از ترکیه است ــ دلالت دارد. در عراق آن روز پنبه در نواحی بغداد، کوفه و حِلّه کشت می شد.

در مصر نیز از نیمة قرن هفتم / سیزدهم تولید پنبه افزایش یافت ، هرچند همچنان از سودان نیز پنبه وارد می کردند. سیمون سیمونس ، زایر ایرلندی که در ٧٢٣/ ١٣٢٣ از منطقة فُوَّه در دلتای غربی عبور کرد، کشتزارهای پنبه ای را که در آن نواحی مشاهده کرده بود وصف می کند؛
سپس امانوئل پیلوتی ، در آغاز





قرن نهم / پانزدهم ، نقل می کند که در این دوره پنبه بهترین تولید و فرآوردة استان الغربیه (در مصر) است . آرنولد فون هارف ، جهانگرد آلمانی ، در اوایل قرن دهم / پایان قرن پانزدهم در مسیر خود از قَطیه و غَزّه کشتزارهای پنبه را مشاهده کرده است . در اواخر قرون میانه ، مصر هم توانست به اروپا پنبه صادر کند.

با وجود این ، در اواخر قرون میانه ، در خاورمیانه هیچ کشوری به اندازة شام در کشت و تولید پنبه نقش نداشت و حجم تولید آن نیز در مقایسه با سایر غلات به اندازة این کشور مهم و قابل بررسی نبود. شام مقادیر بسیار زیادی پنبه به اروپا صادر می کرد، و در اروپا پنبه به عنوان مادة خام جهت رونق صنعت پارچه های نخی در لومباردی و جنوب آلمان به کار می رفت . مراکز کشت پنبه حلب ، حَماة و مناطق شمالی فلسطین بود. در شمال شام ، بخصوص در مناطق جَبَله ، عازاز و سَرمین (که ایتالیاییها آن را سیامو می خواندند و با شام اشتباه می گرفتند)، و در فلسطین در دشتهای آکره و درة یزرعیل پنبه کشت می شد. با اینهمه ، در طرابلس ( شام ) و سواحل لبنان نزدیک بیروت ، صیدا و صور نیز پنبه کشت می شد. در سفرنامه های زایران مسیحی ، از کشت پنبه نزدیک یافا و رَمله نیز یاد شده است . در اردن (قدیم ) در عجلون پنبه کشت می شده است . طبق > راهنمای بازرگانان < ، اثر پگولوتی ، پنبة حَماة بهترین نوع پنبه بوده که جداول قیمتهای بازارِ ونیز هم این را ثابت می کند، اما انواع پنبة سوریه در اروپا از پنبة کشورهای دیگر چون ترکیه ، قبرس ، مصر و جزیرة مالت مرغوبتر و مقبولتر بود. این نوع پنبه به دلیل الیاف بلندتر و انعطاف پذیرتر بیشتر مورد توجه قرار می گرفت . بخشی از پنبة سوریه محصولات و صنایع پنبه ای (بخصوص بوکاسِن برگرفته از بوغاسی ترکی ) را تغذیه می کرد که در بعلبک ، در روستاهای لبنان تا شرق طرابلس و روستاهای نزدیک حلب رونق فراوان داشت . با وجود این ، به نظر می رسد که این صنعت فقط بخش کمی از تولید پنبه این کشور را به کار می گرفت ، و در حقیقت بیشترین بخش آن به خارج صادر می شد. از اوایل قرن دهم / پایان قرن پانزدهم بیشترین خریداران پنبه تاجران ونیزی بودند، در حالی که بازرگانان جنوایی بخصوص پنبة بالکان و یا ترکیه را ــ که در ایالتهای قونیه و سیواس کشتزارهای وسیع و مهمی داشت ــ خرید و فروش می کردند. بازرگانان کاتالونیایی که در آغاز قرن نهم / پایان قرن چهاردهم هنوز پنبة زیادی از سوریه می آوردند، از قرن نهم /پانزدهم پنبة مورد نیاز خود را به طور خاص از سیسیل تأمین می کردند. وِنیز هر ساله دو گروه از تجار پنبه بافی را به سوریه می فرستاد. از اسناد آرشیوهای ایتالیا نتیجه می گیریم که در دوره های مناسبات حسنه ، ونیزیها، علاوه بر مقداری نخ پنبه ، هر ساله هشت هزار کیسه گونی (عدل ) مواد خام پنبه از سوریه وارد می کردند.

آمار ثبت شده در فلسطین در ٩٣٢/ ١٥٢٥ـ١٥٢٦ و ٩٦٣/ ١٥٥٥ـ ١٥٥٦، حاکی از تولید حجم عظیم پنبه در جلیله و همچنین در ناحیة یافا بعد از فتح این سرزمینها به دست عثمانیهاست . در واقع ، سوریه همچنان به مصر و سایر کشورها تا اوایل قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم پنبه صادر می کرد. در مصر در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، در حوالی دَمَنْهور، در ساحل غربی نیل ، و در استانهای سَمَنود و منصوره ، در ساحل شرقی نیل ، پنبه کشت می شد، ولی کشتزارهای پنبه خیلی وسیع نبود. لویی الکسی ژومل در قاهره «گونه »ای پنبه کشف کرد که از نظر الیاف بلند و قوی از سایر انواع متمایز بود و به کمک محمدعلی پاشا به کشت این نوع پنبه پرداخت . از آنجا که این گونة جدید به نسبت سایر انواع به قیمت گرانتری به اروپا برده می شد، از ١٢٣٧/ ١٨٢٢ در بخش وسیعتری ، بخصوص در ساحل شرقی نیل ، کشت می شد. با حمایت مالی محمدعلی ، متخصصان کشت پنبه همواره به مصر دعوت می شدند و در ١٢٤٦/ ١٨٣٠ نوعی آیین نامة کشاورزی (لایحة زراعة الفَلاّ ح ) مشتمل بر دستورالعملها و راهنماییهای مشروح برای کشت پنبه منتشر شد، اما افزایش فوق العادة کشت پنبه در مصر تنها در ١٢٧٧/ ١٨٦٠، وقتی جنگهای داخلی امریکا قیمت پنبة مصری را بالا برد و موجب توسعة کشت آن گردید، آغاز شد. از این زمان به بعد کشت پنبه در کشاورزی مصر مقام اول یافت .


منابع :
(٤٣) ( ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤٤) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره بی تا.؛
(٤٥) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤٦) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤٧) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧ ) ؛


E.Ashtor, "The Venetian cotton trade in Syria in the later Middle Ages", Studi medievali , XVII (١٩٧٦), ٦٧٥

(٤٨) ff.;
C. J. Lamm, Cotton in mediaeval textliles of the

(٤٩) Near East, Paris ١٩٣٧;
(٥٠) E. R. J. Owen, Cotton and the Egyptian economy ١٨٢٠-١٩١٤, Oxford ١٩٦٩;
(٥١) R. Pfister, "L'introduction du coton en ـgypte musulmane", Revue des arts asiatiques, XI (١٩٣٧), ١٦٧ ff.;
[Marco Polo, The book of Ser Marco Polo: the Venetian concerning the

(٥٢) kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henri Yule, ١٨٧١, ٣rd ed. by Henry Cordier, ١٩٠٣-١٩٢٠, repr., London ١٩٧٥];
(٥٣) R.B.Serjeant, "Material for a history of Islamic textiles up to the Mongol conquest", Ars Islamica, IX (١٩٤٢), to XV-XVI (١٩٥١).

(٥٤) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K .

/ ای . آشتر ، تلخیص از ( د. اسلام ) /

مصر در دورة معاصر . تا ١٣٢٨/١٩١٠ یک چهارم اراضی مزروعی مصر به کشت پنبه اختصاص داشت و ١ر٨٠% کل صادرات را محصول پنبه تشکیل می داد. منتقدانِ ملی گرا انگلستان را ــ که از ١٣٠٠/١٨٨٢ بر مصر تسلط یافته بود ــ به سبب تبدیل این کشور به کشتزار بسیار گستردة پنبه و در نتیجه ، آسیب پذیری اقتصاد مصر مقصّر می دانند ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Cotton" ).

طی دهه های ١٣١٠ش / ١٩٣٠ و ١٣٢٠ش / ١٩٤٠ به رغم رشد اساسی صنعت ، بویژه صنایع نساجی ، کشت و صادرات پنبه همچنان بزرگترین بخش اقتصادی بود (بنین ، ص ٣١٨). طی سالهای ١٣٠٢ـ١٣٣١ش / ١٩٢٣ـ١٩٥٢ کشتیرانی ، راه آهن و خدمات شهری در قاهره و بندر اسکندریه ــ که چهره ای اروپایی پذیرفته بود ــ برای تسهیل حمل و نقل و صادرات این محصول توسعه یافت (همانجا). آسیب پذیری نظام اقتصادی تک محصولی مصر، که کاملاً به محصول پنبه وابسته بود،

در بحران اقتصاد جهانی در سالهای ١٣٠٨ـ١٣١٣ش / ١٩٢٩ـ ١٩٣٣، نمایان شد. کاهش کم سابقة بهای پنبه سطح زیرکشت پنبه را ــ که در ١٣٠٨ش / ١٩٢٩ به ٨٤١ ، ١ هزار فدّان می رسید ــ به ٠٩٤ ، ١ هزار فدان در ١٣١١ش / ١٩٣٢ کاهش داد.

پیامد رکود فعالیتهای زراعی و تجاری پنبه ، سیل مهاجرت روستاییان و کشاورزان بیکار به شهرهای مصر و تشدید بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی بود ( تاریخ معاصر کشورهای عربی ، ج ٢،ص ١٣٧).

در جنگ جهانی دوم زمینهای زیرکشت پنبه به نصف کاهش یافت و کشت غلات جانشین آن شد، زیرا در آن سالها مصر مرکز کمک رسانی نیروهای انگلیس در خاورمیانه جهت پشتیبانی متفقین تلقی می شد (همان ، ج ٢، ص ١٤٥). در حال حاضر، تولید پنبه همچنان اهمیت حیاتی خود را در اقتصاد مصر حفظ کرده است . این محصول منبع درآمد کشاورزان و مادّة خام صنایع نساجی ، مهمترین بخش صنعت مصر، و اشتغال زا و تأمین کنندة ارز خارجی کشور است .

پنبه در مصر محصولی تابستانی است که در مناطق حاصلخیز اطراف رود نیل کشت می شود. پنبة مصر در بلندی الیاف ، شهرت جهانی دارد. انواع گوناگون آن عمدتاً در شمال غرب منطقة دلتا، فیوم و شمال و جنوب بنی سُوَیْف ، سیوط ، سوهاج و مینیا کشت می شود (معوّض ، ص ١٠ـ١١؛
تکیه ای ، ص ٤٦ـ ٤٧؛
رفعتی ، ص ٤٢ـ٤٣). برابر آخرین آمار در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩، ٢٦٧ هزار تن پنبه از سطحی برابر ٢٩٤ هزار هکتار با کیل ٩٠٩ (کیلوگرم در هکتار) تولید شده است . طی دو دهة اخیر میزان تولید، و سطح زیرکشت پنبة مصر و همزمان صادرات این محصول روند نزولی داشته است ، که ناشی از نارضایتی فزاینده نسبت به پنبة مصری در بازارهای عمدة جهانی آن ، ژاپن و ایتالیا، است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٦٢؛
معوّض ، ص ٩).


منابع :
(٥٥) تاریخ معاصر کشورهای عربی : ١٩١٧ـ١٩٧٠ ، ویرایش د.ر. فوبلیکوف و دیگران ، ترجمة محمدحسین شهری ، تهران ١٣٦٠ـ ١٣٦١ ش ؛
(٥٦) مهدی تکیه ای ، مصر ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٥ ش ؛
(٥٧) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ،١٣٧٠ ش ؛


(٥٨) Joel Beinin, "Egypt: society and economy, ١٩٢٣-١٩٥٢", in The Cambridge history of Egypt , vol.٢, ed. M.W.Daly, Cambridge ١٩٩٨;
(٥٩) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S.Simon, Philip Mattar, and Richard W.Bulliet, NewYork ١٩٩٦, s.v. "Cotton" (by Richard W.Bulliet);
(٦٠) International Cotton Advisory Committee, Cotton: world statistics , Washington, D.C. ١٩٩٨;
(٦١) Gallal Moawad ¤ , "Egypt", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, ٥-٩ sept. ١٩٩٤ , Rome ١٩٩٧.

/ جواد کریمی /

٤) قلمرو عثمانی . واژة پنبه در لهجه های ترکی شرقی پَخته یا بخته (رادلف ، ج ٤) آمده است . در ترکی اویغوری واژة کبز برای پنبه معمول است که به صورت بِز ، برای پارچه های پنبه ای زبر، در لهجه های دیگر ترکی معمول شده است .

ترکان اویغور با ادامة سنت کشت و صنعت پنبه در آسیای مرکزی ، به تولید پنبه پرداختند و چنانکه در منابع چینی قرن سوم / نهم ضبط شده است ، منسوجات پنبه ای را به چین صادر می کردند (هامیلتون ، فهرست ، ذیل "Po-tie" ). در دوران سلجوقیان تولید و صنعت پنبه ظاهراً در آسیای صغیر رواج قابل توجهی داشت ، به طوری که در این ناحیه شهرهای عمده بازارهای پنبه (برای نمونه رجوع کنید به بازار پنبه فروشان در قونیه ،افلاکی ، ص ٦١٨) و کاروانسراهای منسوجات پنبه ای داشتند (برای الخان البزّازی در سوق البزازین در قرشهر رجوع کنید به تمیر ، ص ٢٣). به نوشتة ابن بطوطه (ج ٢، ص ٤٢٥) در ٧٣٣ پارچه های الیاف پنبه ای با حاشیة زربفت از لاذق (لئودیکائون ـ لیکوس ، دِنیزلی امروزی ) در سراسر آناطولی مشهور، و تا قرن نهم این شهرت همچنان باقی بود (عاشق پاشازاده ، ص ٥٢).

گرچه بازارهای اروپایی پنبة با کیفیت بهترِ تولید شمال سوریه (حماة و حلب ) و انواع تولیدات سیسیلی و قبرسی را ترجیح می دادند (هید ، ج ٢، ص ٤٦٣)، اما بخش عمدة پنبة وارداتی به اروپا در قرون هشتم و نهم از بنادر شرقی و جنوبی آناطولی تأمین می شد (همانجا؛
شر ، ص ٢٣٣٥؛
مازائوی ، فصل ٢). در سرزمینهای ساحلی این بنادر هم پنبه کشت می شد. جزیرة کیوس / خیوس مرکز مهم صدور پنبة آناطولی بود و جنواییها در این دوره پنبة ترکیه را از طریق این جزیره به دیگر کشورهای اروپایی و حتی مغرب صادر می کردند (هیرز ، ص ٣٩٣). در طول این دوره ، ونیز کوشید تا واردات و توزیع پنبة وارد شده به غرب را در انحصار خود درآورد.

در قرن دهم / شانزدهم صنایع پنبه در فرانسه و انگلستان رشد سریع خود را آغاز کرد. فرانسه و آلمان و هلند که از دولت عثمانی امتیازات تجاری ویژه ای دریافت کرده بودند، مستقیماً پنبه را از شرق وارد کردند و صنایع پنبة ایتالیا را در قرن یازدهم / هفدهم از میدان رقابت خارج ساختند. جنگ قبرس (٩٧٨ـ ٩٧٩/ ١٥٧٠ـ١٥٧١) را می توان به عنوان نقطة عطفی برای سقوط تجارت ونیز قلمداد کرد.

قبل از ١٢١٥/ ١٨٠٠ صنایع پنبه ای بسیار فعال با قابلیت بالا در آناطولی وجود داشت . غیر از تقاضای روزافزون اروپاییها و صرف نظر از خرید و فروش داخلی ، نیاز دولت به تولیدات پنبه برای نیروی دریایی و ارتش نیز یکی از عوامل مهم توسعة تولید پنبه و بویژه توسعة انواع مخصوص منسوجات پنبه ای بوده است . در بعضی مناطق تا ده برابر افزایش تولید پنبه نیز مشاهده می شد. در هیچ موردی ، در دورة قبل از قرن سیزدهم / نوزدهم ، تغییری به سوی تک محصولی کردن حاصل نشده است .

گونه های متنوع پنبة هندی ( گوسوپیوم هرباکیوم ) که اصطلاحاً پنبة «یرلی » (محلی ) خوانده می شد، خود را با شرایط خاک و آب و هوای این مناطق وفق داده بود، و تا قرن سیزدهم / نوزدهم در آسیای صغیر کشت می شد. در نیمة اول قرن سیزدهم / نیمة دوم قرن نوزدهم گونه های امریکایی و اروپایی در آسیای صغیر و بالکان شناخته و کشت شد. با وجود این ، در ١٣٢٠ش / ١٩٤١، ٩٠ تا ٩٥% تولید پنبه در غرب آناطولی و ناحیة اَدَنَه را هنوز هم گونه های محلی تشکیل

می داد (بروک ، ص ٢٤٢ـ٢٤٩؛
> تاریخ زراعت ترکیه < ، ص ١٢٩ـ ١٣٥).

در قرن نهم / پانزدهم جلگه های ساحلی بین دراما و قره فریه (ورویا) و وُدِنا به منطقه ای مهم برای کشت و تولید پنبه در روم ایلی تبدیل شد. در ١١٦٣/١٧٥١ کنسول ونیزی ، کویداس مجموع پنبة خام صادرشده از این منطقه را سیزده هزار عدل تخمین زده است . بازار پررونق پنبه در این منطقه در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم ظاهراً عامل تغییر و تبدیل کشت برنج به پنبه ، احیای زمینهای جدید برای کشت پنبه ، توسعة «چِفْتْلِک »های (مزارع ) بزرگ و سودآوری کشاورزی ، و رشد و شکوفایی «اعیان »های بزرگ همراه با افزایش نظارت بر این زمینها بوده است .

صاحبان تولیدات پنبه ای در شهرهای بزرگ که از مناطق تولید پنبه دور بودند، معمولاً با نخ وارداتی نیاز خود را تأمین می کردند ( بورسه احتساب ، دوم ، ص ٧، ٣٣). طبق مقررات ، نخ وارداتی باید مستقیماً از طریق واردکنندگان در اختیار بافندگان قرار می گرفت . این مقررات فروشندگان نخ پنبه شهر را از فروش دوبارة نخ وارده به تاجران منع می کرد، و این معیاری برای جلوگیری از بالارفتن قیمت و به هم خوردن نظام قیمت گذاری بود. اما قیمتهای بهتری که اروپاییان پیشنهاد می کردند، تاجران محلی را وسوسه می کرد تا این کالاها را قاچاقی به تاجران و خریداران خارجی بفروشند. دولت با جدّیت می کوشید که مانع این عمل گردد (فاروقی ، فصل ٢، ص ٧٣ـ٧٤).

مهمترین مسئله برای فروشندگان منسوجات پنبه ای حفظ حق انحصار فروش خود در شهرها و حمایت از آن بود. کالاهای تکمیل شده ، ساختة محل یا وارداتی ، می بایست طبق مقررات به فروشندگان نخ پنبه در شهرها فروخته می شد (اولوچای ، سندهای ش ١٦، ٤٣، ٤٤، ٤٨، که همه متعلق به قرن یازدهم / هفدهم است ). در مَغْنیسا از حق انحصار بزازها که حکم سلطان را به دست آورده بودند، حمایت می شد و ارمنیهای ایرانی از داشتن فروشگاه و رقابت با فروشندگان محلی آن شهر محروم می گردیدند (همان ، سند ش ٦١؛
قس رفیق ، ص ٤٠ـ٤١). بزازها نیز مراقب رعایت معیارها در اندازه و کیفیت و رنگهای به کار رفته در تولید پنبه بودند. نمایندگان دولت در بازار منسوجات پنبه (بوغاسی پازاری ) کالاها را بازرسی و مهر می کردند.

دولت عثمانی برای بهتر شدن کیفیت پارچة بادبانهای نیروی دریایی (اوزون چارشیلی ، ١٩٤٨، ص ٥١٥)، و نخ پنبة خام برای طناب کشتی و لباس زیر برای سربازان در استانبول (همو، ١٩٤٣، ج ١، ص ٢٨٢ـ٢٨٤) سفارشهایی به مراکز تولیدی می فرستاد. سفارشهای دولت که شامل تولید پارچه های پنبه ای با کیفیت بالا در یک زمان محدود بود، در مراکز تولید پنبه تغییراتی در مقدار تولید، قیمتها و حتی در سازماندهی تولیدات به وجود آورد. این وضع غالباً مناطقی را که به پایتخت عثمانی نزدیکتر بودند یا از طریق دریا به آنجا متصل می شدند تحت تأثیر قرار می داد (اوزون چارشیلی ، ١٩٤٨، همانجا؛
فاروقی ، ص ٦٥ـ٧٢).

مراکز صادراتی . با اطمینان می توان گفت که در قلمرو عثمانی ، بعد از تولیدات چرمی ، صنعت و تولیدات پنبه و پارچه بافی با بیشترین ظرفیت صادراتی از مهمترین صنایع بخصوص در آناطولی غربی و سوریه و نواحی تالابی بین النهرین ، و مقدونیة جنوبی به شمار می رفت . این صنعت پایه و رکن رونق اقتصادی و توسعة مدنی در قلمرو عثمانی تا قرن سیزدهم / نوزدهم بود. هزینة بالای حمل و نقل پنبة خام موجب تمرکز صنایع پنبه ای در مناطق نزدیک به بخشهای تولید پنبه شد، در حالی که کالاهای پنبه ای و منسوجات ظریف و گرانقیمت «بوغاسی » و «دولْبند» و همچنین پارچه های ارزانقیمت ، کرباس ، و «آستر» و نخ پنبه ای از راه زمین یا دریا به تمام اروپا و مناطق عثمانی فرستاده می شد.

در قرون نهم و دهم / پانزدهم و شانزدهم ، آناطولی غربی از نظر میزان صادرات پنبه مقام اول را داشت . در این دوره ، شهرهای فعال این منطقه برغمه ، مغنیسا، تیره ، و چند شهر دیگر بود. تیره به تولید پارچة مخصوص بالش و تشک ، «آلاجه » (پارچة راه راه ) و همچنین نخ (طناب ) پنبه ای که «رشتة تیره » یا «تیره » نامیده می شد، معروف بود. برغمه در تولید پارچه برای نیروی دریایی شهرت داشت .

در قرن دهم / شانزدهم مناطق انطالیه و سلفکه ـ موت ، در ساحل مدیترانه ، بزرگترین مناطق کشت پنبه و تولید پارچه های پنبه ای به شمار می آمدند (فاروقی ، ص ٩٦ـ٩٧).

حلب ، انطاکیه (پارچه های پنبه ای انطاکی )، کلیس ، عینتاب (غازی آنتپ ) و مَرْعَش از نواحی مهم دیگر در صنعت پنبه با ظرفیت بالای صادرات بودند. توسعة تجارت پنبه بویژه در حلب ادامه داشته است . در دهة ١٠٩٠ـ١١٠٠/ ١٦٨٠ـ١٦٩٠ پارچه های پنبه ای ظریف و گرانبهای این ناحیه در میان محصولات واردات فرانسه دیده می شد (ماسون ، ج ١، جدول شمارة ٨).

ماردین (گویونچ ، ص ١٣٩، ١٦٧) و دیار بکر که در مناطق شرقیتر قرار داشتند، مراکز مهم صنایع نساجی پنبه به شمار می رفتند. پارچه های پنبه ای ضخیم و الیاف پنبة قرمز دیار بکر به استانبول و اروپا صادر می شد.

در شمال آناطولی ، ناحیة قسطمونی ـ آماسیه ـ توقات ، در میان کشورهای شمالی حوزة دریای سیاه ، به مرکز توسعه یافتة مهمی با صادرات بالا تبدیل شد.

رویهمرفته ، تولیدات پنبه ای که از آناطولی به کشورهای حوزة شمالی دریای سیاه صادر می شد در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم بالغ بر یک میلیون قروش بود. به نظر می رسد که در این دوره واردات پنبه از خارج ، غیرقابل توجه بوده است .

ظاهراً این بازار شرق بود که در ابتدا در توسعة صنایع پنبة هند سهم و نقش داشت . هند در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم تولید انواع پارچه های پنبه ای و پنبه ای ابریشمی را که مورد درخواست ترکیه بود، آغاز کرد (چودهوری ، ص ٥٠٢، ٥٠٤). قبل از ٩٠٤/١٥٠٠ «آلاجه » و «قُطنی » (کتانی ) دو نوع پارچه بود که در ترکیه از قبل شهرت و عمومیت داشت (دفتر ثبت گمرکات کَفه ، آق کرمان و کیلی ).

سابقة واردات منسوجات هندی به ترکیه به قرن نهم / پانزدهم برمی گردد. در ٨٧٥ محمود گاوان ، ( وزیر ایرانی بهمنیانِ دکن * ) ، نمایندگانی با «اقمشه » برای تجارت به بورسه فرستاد ( بللتن ، ش ٢٤، ص ٦٩، ٧٥، ٩٥). براساس اسناد کاخ سلطنتی ادرنه ، انواع پارچه های هندی خیلی زودتر از اروپا در ترکیه مورد استفاده قرار گرفت . احتمالاً هنگامی که صنایع و کارخانه های هندی با اطلاع از تقاضاهای بازار متصرفات عثمانی در شرق مدیترانه (لوان )، از نظر الگو و انواع تولیدات ، هماهنگی لازم را در تولیدات خود به وجود آورد (چودهوری ، ص ٢٣٩ـ٢٤٠، ٢٤٧)، اولین پارچه های نفیس هندی در سرزمینهای عثمانی همانند اروپا، بخصوص در اواسط قرن یازدهم / هفدهم ، شهرت زیادی پیدا کرد. به هرحال ، قبل از اینکه پارچه های اروپایی در قرن سیزدهم / نوزدهم بازارهای عثمانی را تحت نفوذ خود قرار دهد، انواع تولیدات پنبه ای هند از قبیل چیتهای مرغوب ، پارچه های گلدار، انواع آلاجه و قطنی ، همچنین نخ ، پارچه و الیاف هندی به عثمانی نفوذ کرد و تقریباً بازار پنبه در عثمانی را در معرض تهدید قرار داد. تا ١١٠٢/١٦٩٠ صادرات هند به این قلمرو را پنج برابر پارچه های چیت صادره به بازارهای انگلستان و هلند تخمین زده اند (همان ، ٢٤٥ـ٢٤٦). همچنین ، قسمت عمده ای از پارچه های پنبه ای که هلندیها و انگلیسیها از هند وارد می کردند دوباره به امریکا، غرب و شرق افریقا صادر می شد (گلامان ، ص ١٣٣ـ١٣٤، ١٤٣). با این حال ، در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم / سه دهة پایانی قرن هفدهم ، بازارهای اروپایی تقاضای زیادی برای پارچه ها و منسوجات شرقی داشتند، زیرا در این زمان استفاده از پارچه های پنبه ای هند در میان بانوان طبقات بالا بسیار اشاعه یافته بود (همان ، ص ١٣٣؛
چودهوری ، ص ٢٨٠ـ٢٨٣؛
ماسون ، ج ٢، ص ١٩٥). واردات پارچه های پنبه ای زبر (غیرمرغوب ) فرانسه از سرزمینهای عثمانی در ١١١٥/١٧٠٣ تا حدود سه میلیون لیر فرانسه افزایش یافت . الیاف پنبه ای در مارسَیْ رنگ و نقش زده می شد و بخش عمدة آن به اسپانیا و ایتالیا صادر می گردید (ماسون ، ج ٢، ص ١٩٨ـ١٩٩). ازینرو، مشرق (کرانة شرقی ) در رونق تولید و صادرات پارچه ها و فرآورده های پنبه ای به اروپا نزدیک شد. این رونق در سالهای ١١١٢ـ١١٦٤/ ١٧٠٠ـ١٧٦٠ به حداکثر رسید. اما منسوجات هندی با کیفیت عالی خود بر بازارهای کرانة شرقی به واسطة کمپانیهای هلندی و انگلیسی هندشرقی غلبه یافت ، در حالی که تولیدات شرقی ، نخهای پنبه و پارچه ای ضخیم ، عمدتاً به فرانسه صادر می شد. پسونل ، کنسول فرانسه در ازمیر و کریمه در نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، متوجه شد که صادرات منسوجات فرانسوی به کرانة شرقی را عمدتاً رقابت موفق تولیدات پنبه ای بومی محدود می کند (ج ١، ص ٣١). الیاف پنبة قرمز آناطولی غربی و دیار بکر که از ازمیر صادر می شد، به دلیل کیفیت و رنگ خوب و قیمت پایین ، همیشه در غرب بازار خوبی داشت و به مقدار زیاد به فرانسه و هلند صادر می شد (اُهگرتی ، ص ٢٠٤).

تا اواخر قرن دوازدهم / هجدهم تولید سالانة نخ پنبه ای تسالی و مقدونیه به ٥ر٢ میلیون کیلوگرم رسید (اسورونس ، ص ٢٤٨). شرکت اتریشی استارهمبرگ که در ١١٩٠/١٧٧٦ در سالونیکا/ سلانیک تأسیس شده بود، به موفقیت چشمگیری دست یافت . تا ١٢٠٤/١٧٨٩ این شرکت کارخانه های متعددی ایجاد کرده بود که ، از جمله ، کارخانه های سرس / سیروز و لاریسا نخ پنبه ای تولید می کردند (همان ، ص ١٨٢ـ١٨٥). سویسیها نیز با وارد کردن پنبه و نخ پنبه از طریق مارسی صنعت نساجی پنبه را رشد و گسترش دادند، و در ١١٧٤/١٧٦٠ یک کنسولگری با هدف اصلی ایجاد و توسعة تجارت پنبه در سالونیکا تأسیس کردند (همان ، ص ١٨٥، ٢٥٢).

صادرات نخ پنبه و منسوجات پنبه ای از مصر به اروپا، یعنی فرانسه و لگهورن و ونیز، تنها بخش کوچکی از صادرات مصر را دربر می گرفت (ریموند، ج ٢، ص ١٨٠). از ١١٣٣/١٧٢٠ صدور منسوجات پنبه ای ــ دمته یا دمیاطی و ملائوی یا مَحَلَّوی ــ از قاهره ، بیشتر به فرانسه ، بسرعت افزایش و سپس در سالهای ١٢٠٠/ ١٧٨٦ تا ١٢٠٣/ ١٧٨٩ کاهش یافت . این کاهش بیانگر کیفیت و احتمالاً ناشی از رقابت با تولیدات پنبه ای غربی بوده است (همان ، ج ١، ص ٢٣٠). در طول همین دوره ، سهم انگلستان در واردات پارچه های مصری کمتر از ده درصد بود (همان ، ج ١، ص ١٧٤، ١٨٠ـ١٨٢). از طرفی ، کشور مصر خود تولیدات پنبه ای را از سوریه ، ازمیر، بورسه و استانبول وارد می کرد. تولیدات پنبه ای یا ابریشمی و پارچه های پنبه ای سوریه مانند انطاکی ، نابلُسی ، قُطْنی ، آلاجه و شامی بخش مهمی از واردات مصر از سوریه را تشکیل می داد (همان ، ج ١، ص ١٩٠). قبل از اینکه کالاهای پنبه ای انگلیسی به بازارهای این مناطق نفوذ و رخنه کند، قاهره بازار بزرگ و مهم منسوجات هندی بود که از طریق دریای سرخ وارد می شد. در اوایل قرن دوازدهم / هجدهم وارداتِ رو به رشد تأثیر مخربی بر صنایع بافندگی و پارچه های پنبه ای محلی در مصر داشت (همان ، ج ١، ص ١٩١، ١٩٣، ١٩٩). از ١١٣٣/ ١٧٢٠ به این طرف ، دولت فرانسه به منظور حمایت از صنایع ملی و همچنین صنایعِ مستعمراتش در آنتیل حقوق گمرکی سنگینی به میزان بیست لیر (فرانسوی ) برای هر قنطال (معادل صد کیلوگرم ) بر روی نخها و تولیدات پنبه ای که از کرانة شرقی (لاوان ) وارد می شد، تعیین کرد (ماسون ، ج ٢، ص ٢٠١).

در نیمة دوم قرن هجدهم ، در میان واردات متنوع آلمان (لایپزیگ ) و اتریش به امپراتوری عثمانی ، منسوجات پنبه ای و انواع چیت و نوع منسوجاتی که اصطلاحاً «شبه هندی » نامیده می شد در صدر فهرست کالاهای وارداتی قرار داشتند. کالاهای پنبه ای آلمانی در ازمیر و بورسه بازار نسبتاً پررونقی داشت (گزارش اوبن ). کالاهای پنبه ای انگلیسی نیز از طریق بازارهای لایپزیگ به بالکان می رسید. علاوه بر لایپزیگ ، وین نیز مرکز مهم دیگری برای تجارت عثمانی محسوب می شد. در طول سالهای ١١٦٤ـ١٢٣٧/ ١٧٥٠ـ١٨١٢ که تجارت اتریش با عثمانی پیشرفت قابل توجهی داشت ، پنبة خام و پارچه های پنبه ای جزو مهمترین صادراتی قرار گرفتند که از منطقة سرس به اتریش و آلمان صادر می شد (پاسکا لوا ، ص ٤٩ـ٥٦). البته پارچة پنبه ای شرقی در کرانة شرقی به سبب دستمزد کمتر هنوز هم از امتیاز ارزان بودن برخوردار بود (ماسون ، ج ٢، ص ٤٣٦ـ٤٣٧). صنعت نساجی غرب تنها زمانی می توانست به طور قطعی بازارهای شرقی را تسخیر کند و تحت نفوذ خود درآورد که با استفاده از ماشینهای بافندگی مشکل تفاوت قیمت را حل کند، و با تقلید یا ایجاد طرحها و رنگهای جدید موفق به جلب یک مشتری شرقی شود.

آشنایی با شیوه های رنگرزی شرقی موجبات موفقیت صنعت نساجی غرب و صادرات آن را فراهم کرد. در نتیجه از میزان صادرات پارچة پنبه ای قرمز ترکیه به این کشورها کاسته شد (اُهگرتی ، همانجا؛
ماسون ، ج ٢، ص ٤٣٩ـ٤٤٠). این تغییر در رشد سریع واردات پنبة خام کاملاً نمایان و مشهود بود و موجب کاهش مقدار پنبه و منسوجات پنبه ای (وارداتی ) از کرانة شرقی گردید. بین سالهای ١١١٢/١٧٠٠ و ١٢٠٣/١٧٨٨ واردات مواد خام پنبه به فرانسه ده برابر افزایش یافت ، که این رقم ٣٩% از مجموع کل واردات از کرانة شرقی را نشان می دهد، در حالی که پارچه های پنبه ای چنین پیشرفتی نداشتند. این فرآیندِ تغییر نسبتاً طولانی بود و در مراحلی به موفقیت دست یافت . تا مدتی کرانة شرقی به صدور پارچه های نخی خود، اما این بار به صورت مواد خام و رنگ نشده ، ادامه داد؛
سپس عمدتاً صدور منسوجات پنبه ای (نخی )، بخصوص پارچه هایی را که با رنگ قرمز و زریهایی درون آن رنگ شده بود، آغاز کرد و سرانجام هم فقط به صدور نخ و پنبة خام اکتفا نمود. از طرفی ، تسلط بر بازارهای شرقی تنها بعد از انقلاب صنعتی در انگلستان با انبوهی از محصولات ارزان آن و پارچه های پنبه ای مرغوب (موسوم به تویست و میول ) و پارچه های نقش دار اهمیت و معنا یافت و کار بدانجا رسید که شرق برای تهیة منسوجات پنبه ای و برای فروش مواد خام کاملاً به صنعت نساجی غرب وابسته و متّکی شد.

در سالهای ١٠٩١ـ١١٨٤/ ١٦٨٠ـ١٧٧٠ صادرات پنبه و کالاهای پنبه ای از شرق به انگلستان کاهش یافت ؛
این کاهش اساساً ناشی از کاهش کلی تجارت انگلستان در شرق و سیاستهای داخلی انگلستان در استفاده از تولیدات پنبه ای محلی بود (دیویس ، ص ٢٩ـ٣١). عامل مهم دیگر، رقابت تولیدات پنبة نواحی مستعمراتی انگلستان در صدور این کالاها از هندوستان و هندوچین به انگلستان بود. در نیمة دوم قرن دوازدهم / هجدهم که کارخانجات و صنایع پنبة انگلستان مورد تشویق و حمایت (سیاست داخلی ) قرار گرفت ، تجارت پنبه دوباره احیا شد، که در نتیجة آن آناطولی غربی یکی از منابع مهم تولید و عرضة پنبه گردید.

میزان پنبة صادراتی از شرق (به انگلستان )، در سالهای ١١١١ـ ١١١٣/ ١٦٩٩ـ١٧٠١ تقریباً ٣٠٠ تُن ، در ١١٣٣ـ١١٤٣/ دهة ١٧٢٠ و ١١٤٣ـ١١٥٣/ دهة ١٧٣٠، ١٥٠ تن ، و در ١١٦٤ـ ١١٧٤/ دهة ١٧٥٠ بالغ بر ٥٠٠ تن بود (همان ، ص ١٧٣). همچنین مقداری از پنبة شرق از طریق هلند به انگلستان وارد می شد (وُود، ص ١٦٠). رشد ارزش پنبه را می توان عامل رواج مجدد تجارت (پنبه ) انگلستان در سالهای بعد از ١١٩٤/١٧٨٠ دانست ؛
زمانی که صنعت انگلستان پیشرفت چشمگیری کرده بود (دیویس ، ص ١٨٧، ٢٤١ـ٢٤٢).

صنایع پنبه ای بریتانیا در شرق نه تنها باید با منسوجات پنبه ای مرغوب هندوستان ، بخصوص پارچه های چیت و چلوار، بلکه حتی با الیاف پنبه ای هندوستان نیز به رقابت برمی خاست . تولیدات انگلیسی («تویست ») به بازارهای عثمانی و از طریق طرابوزان تا مرکز تولید پنبه یعنی دیار بکر و همچنین از طریق سالونیکا تا بازارهای اروپای مرکزی نفوذ کرد. پارچه های انگلیسی که تقلیدی از پارچه های (چیت ) هندی بود و در تهیة کلاه ، روسری و چادر استفادة فراوانی داشت در شرق جای واردات هندی را گرفت (اوبن در گزارش خود فهرستی طولانی ارائه می دهد).

انگلیسیها این تجارت را مهمترین تجارت خود می دانستند ( رجوع کنید به گزارش اسحاق موکمر به تاریخ ١٨١٤، به نقل وُود، ص ١٩٢ـ١٩٣). هرچند واردات پنبة خام از شرق در همان زمان افزایش چشمگیری از خود نشان داد، اما همة ارزش آن در مقابل ارزش کالای صنایع پنبه ای صادراتی به شرق خیلی بالا و مهم نبود. پنبة ترکی فقط یک دوازدهم کل واردات انگلستان بود.

بعد از هند، آلمان نیز در کار تولیدات پنبه ای ، در قبال تولیدات انگلستان ، در بازارهای کرانة شرقی خسارت زیادی متحمل شد. در طی جنگهای ناپلئون ، به سبب بالا رفتن قیمتها در آلمان و تعطیلی دو کارخانه در تریست و فیوم ، دو بندر مهم حمل و نقل در صادرات اتریش ـ آلمان ، انگلستان از این اوضاع سود فراوانی برد و علاقة بریتانیا به شرق به عنوان بازار مهمی برای تولیدات پنبه ای خود بخصوص از ١٢٤١/ ١٨٢٥ که تأثیر کامل انقلاب صنعتی در کشور احساس می شد، بیشتر شده بود. پیمان تجاری ١٢٥٤/ ١٨٣٨ میان عثمانی و بریتانیا حکومت عثمانی را به بازار آزاد تجاری صنایع و تولیدات پنبه ای انگلستان تبدیل می کرد (پورییر ، ص ١٠٧ـ١٣٠؛
بیلی ، ص ٣٩ـ ١٧٨؛
کوتوک اوغلو،١٩٧٦). از ١٢٥٤ تا ١٢٦٩/ ١٨٣٨ تا ١٨٥٢، واردات منسوجات پنبه ای بریتانیا سه برابر و واردات الیاف پنبه دو برابر شد. ارزش کالاهای پنبه ای انگلیسی که به ترکیه وارد می شد تقریباً از١٣٨ در ١٢٤٠/ ١٨٢٥، به ١٩ کل تولیدات در ١٢٧١/ ١٨٥٥ افزایش یافت (بیلی ، ص ٨٦). تجارت و مبادلات عثمانی ، در تجارت خارجی انگلستان در١٢٤٧/ ١٨٥١ در رتبة سوم قرار داشت (همان ، ص ٨٢ ـ٨٣).

در قلمرو عثمانی ، تولید نخ پنبه نخستین صنعتی بود که آسیب دید و مستقیماً در زندگی ریسندگان که فقیرترین بخش جمعیت مناطق شهری و روستایی بودند تأثیر گذاشت . در ١٢٤٩/١٨٣٣، اورکو هارت می گوید «نسّاجان برای اینکه نخهای پنبه ای خودشان ناهمگون و در بافتن سخت و سنگین بود نوع نخ پنبه ای انگلیسی را ترجیح می دادند» (ص ١٤٨). اولین بحران جدی صنایع نخ پنبه ای ظاهراً در طول سالهای ١٢٤١ـ١٢٤٦/ ١٨٢٥ـ١٨٣١ اتفاق افتاد (همان ، ص ٤٧ـ٥٤؛
سارچ ، ص ٤٨ـ٤٩). بعداً، در ١٢٧٩/ ١٨٦٢، انگلیسی دیگری به نام لویس فارلی (ص ٥٩ ـ٦٠) می گوید: «ترکیه دیگر یک کشور تولیدکنندة پنبه نیست . تولیدات متعدد و متنوعی که سابقاً نه تنها برای مصرف امپراتوری (عثمانی ) بلکه برای شرکت در بازارهای شرق حتی به اندازة چندین کشور اروپایی توانایی داشت ، اکنون در بعضی موارد بسرعت رو به زوال گذاشته ، و در مواردی دیگر بکلی از دور خارج شده است ... بغداد که روزگاری مرکز اوج شکوفایی تجاری مخصوصاً در زمینة چلوار گلدار محسوب می شد و حلب که به سبب تولیدات نخ طلایی ، پارچه های پنبه ای ... و پنبة خالص موسوم به «نانکین » معروف بودند رو به زوال گذاردند. پارچه های وال (چلوار) انگلیسی جای پارچه های دیگر هندی را گرفته است ، شالهای کشمیری جای خود را به «زبرا»ی گلاسکو و منچستر داده است ». همین نویسنده اضافه می کند که انگلستان «تا تبدیل ترکیه به یک بازار سودآور و افزایش دهندة تولیدات برای تجارت ما (انگلیسیها) این روند را ادامه خواهد داد» (ص ٦١).

جان مک گرگور (ص ١٤٠؛
قس عیساوی ، ص ٢٢١؛
همچنین ویکیسنل که ارقام واقعیتری را نشان می دهد، ص ٥١) نقل می کند که در طی سالهای قبل از ١٢٧٣/١٨٥٦ در حلب فقط هفت هزار چرخ بافندگی با تولید سالانة نیم میلیون طاقه پارچه وجود داشت .

مروری بر اقتصاد عثمانی در سالهای ١٣٣٢ـ١٣٣٥ ( > صنایع عثمانی < ، ص ١٣٤؛
الدم ، ص ٧٦) نشان می دهد که ٨٠% کل محصولات پنبه به خارج صادر می شد، در حالی که محصولات پنبه ای که وارد می شد بخش عمدة کل واردات را تشکیل می داد. تا ١٣٣٥/١٩١٥ کارخانه های جدید پنبه در سرزمینهای عثمانی فقط نه تا بود؛
تمامی آنها فقط نخ پنبه و پارچة پنبه ای تولید می کردند ( > صنایع عثمانی < ، ص ١٣٣؛
الدم ، ص ١٣٠ـ١٣١). با این حال ، تا اوایل قرن چهاردهم / آخر قرن نوزدهم قونیه ، قره مان ، انطالیه ، نیکده ، آغلاسون ، توقات ، مرزیفون ، مرعش و آنتپ (عینتاب ) همچنان از مراکز مهم کارخانه ها و ریسندگی پارچه های پنبه ای ذکر شده اند (اپل ، ص ٥٢٥). در اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، به سبب شورش و هرج و مرج ، بعضی از کارگران و بافندگان کارخانجات صنایع پنبه ، شهر حلب را به مقصد مصر، عینتاب و مرعش ترک کردند. عینتاب در تولیدات و صنایع پنبه ، بخصوص در نوع نخ قرمز رنگ شده ، در دهة ١٣١٨ـ ١٣٢٨/ ١٩٠٠ پیشرفت چشمگیری داشت (همان ، ص ٥٢٨).

گرچه بعضی از شعبه های کارخانه های پارچه بافی در خاورمیانه به فنون و نمونه های سنّتی روی آوردند، اما نفوذ و هجوم کالاهای ماشینی غربی همچنان ادامه داشت .


منابع :
(٦٢) احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین ، چاپ تحسین یازیجی ، آنکارا ١٩٧٦؛


(٦٣) `A ¦ shik ¤ pashaza ¦ de, Die altosmanische Chronik des `As § i k ¤ pas § aza ¦ de, ed. Fr. Giese, Leipzig ١٩٢٩, Osnaburg ١٩٧٢;
(٦٤) C.Aubin, "A report on the trade of Turkey in ١٨١٢", ed. with introd. A. Cunningham, Archivum Ottomanicum ;
(٦٥) F.E. Bailey, British policy and the Turkish reform movement, Cambridge ١٩٤٢;
(٦٦) W.F.Brدck, Tدrkische Baumwollwirtschaft, tr.C.Issawi, The economic history of Turkey, Chicago ١٩٨٠;
(٦٧) K. N. Chaudhuri, The trading world of Asia and the English East India Company, Cambridge ١٩٧٨;
(٦٨) R.Davies, Aleppo and Devonshire Square , London ١٩٦٧;
(٦٩) V.Eldem, Osmanl i imparatorlug § unun iktisadi í artlar i hakkinda bir tetkik , Ankara ١٩٧٠;
(٧٠) J.L.Farley, The resources of Turkey , London ١٨٦٢;
(٧١) S.Faroqhi, "Bat â ve Orta-Anadolu'da í ehirle í me ve ticaret", thesis, ODTU, Ankara;
(٧٢) K. Glamann, Dutch-Asiatic trade, Copenhagen ١٩٥٨;
(٧٣) Gخyدn µ , Mardin ;
(٧٤) J.R.Hamilton, Les Ouighours ب l'إpoque des cinque dynasties, Paris ١٩٥٥;
(٧٥) J.Heers, Ge ª nes au XV e siةcle, Paris ١٩٦١;
(٧٦) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant , ed.F. Raynaud, Leipzig ١٩٣٦;
(٧٧) Ibn Bat ¤ t ¤ u ¦ t ¤ a, Toh ¤ fat al-noz ¤ z ¤ a ¦ r f i ¦ g ¦ ara ¦ 'eb al-ams ¤ a ¦ r wa `aja ¦ 'eb al-asfa ¦ r , tr. H.A.R. Gibb, Cambridge ١٩٥٨-١٩٧١;
(٧٨) C.Issawi, The economic history of Turkey, ١٨٠٠-١٩١٤ , Chicago and London ١٩٨٠;
(٧٩) Mدbahat Kدtدkog § lu, Osmanl i -Ingiliz iktisadi mدnasebetleri, ١٨٣٨-١٨٥٠, Istanbul ١٩٧٦;
(٨٠) J. MacGregor, Commercial statistics, London ١٨٤٧;
(٨١) P.Masson, Histoire du commerce fran µ ais dans le Levant au XVIII e siةcle, Paris ١٩١١;




(٨٢) Maureen F. Mazzaoui, "The cotton industry of Northern Italy in the late Middle Ages, ١١٠٠-١٦٠٠", unpubl. Ph.D. thesis, University of Wisconsin, Madison;
(٨٣) O'Heguerty, Remarques sur plusieurs branches de commerce et de navigation, Amsterdam ١٧٥٨;
(٨٤) A.Oppel, Die Baumwolle, Leipzig ١٩٠٢;
(٨٥) Osmanl i sanayii , ed.G.عk µ un, Ankara ١٩٧٠, V.Paskaleva, "Les relations commerciales des contrإes bulgares avec les pays occidentaux et la Russie", ـtudes historiques (Sofia ١٩٦٠), ٢٥٣-٢٨٤;
(٨٦) M.de Peyssonel, Traitإ sur la mer Noire , Paris ١٧٨٧;
(٨٧) V.J. Puryear, International economics and diplomacy in the Near East, repr. Archon Books, ١٩٦٩;
(٨٨) Radloff, Versuch eines Wخrterbuches der Tدrkdialecte;
(٨٩) A.Raymond, Artisans et commer µ ants au Caire au XVIII e siةcle, Damascus ١٩٧٤;
(٩٠) Refik, Istanbul ١١٠٠-١٢٠٠ ;
(٩١) ع.C.Sar µ , in C.Issawi, The economic history of the Middle East ;
(٩٢) N.G.Svoronos, Le commerce de Salonique au XVIII e siةcle, Paris ١٩٥٦;
(٩٣) Ahmet Temir, Caca Og § lu Nur el-D i ¦ n , Ankara ١٩٥٩;
(٩٤) Tدrk ziraat tarihine bir bak i í , Istanbul ١٩٣٨;
(٩٥) ´ ag § atay Ulu µ ay, Manisa'da ziraat, ticaret ve esnaf te í kila ª ti, Istanbul ١٩٤٢;
(٩٦) D.Urquhart, Turkey and its resources, London ١٨٣٣;
(٩٧) I .H. Uzun µ ar â í l â , Kap i kulu ocaklar i , I, Ankara ١٩٤٣;
(٩٨) idem , Merkez ve bahriye te í kila ª t i , Ankara ١٩٤٨;
(٩٩) Viquesnel, in C.Issawi, The economic history of the Middle East;
(١٠٠) H.Wescher,"Cotton and cotton trade in the Middle Ages", Ciba Review, lXIV (١٩٤٨), ٢٣٢٢-٢٣٦٠;
(١٠١) H.Wood, A history othe Levant Company, London ١٩٣٥.

(١٠٢) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل n" ¤ ut ¤ "K .

/ خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) /

ترکیه . با اعلام سلطنت مشروطه در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ یارانه های بیشتری برای تشویق تولید پنبه برقرار گردید و قانونی به اجرا درآمد که به موجب آن بذرهای پنبة آسیای مرکزی و نیز ایالات متحده ، از عوارض گمرکی معاف می شد. تا ١٣٣٢/ ١٩١٤ تولید پنبه به ٠٠٠ ، ١٦٠ عدل (هر عدل ٢١٥ کیلوگرم ) رسید (مارت و دیگران ، ص ١٥٣).

از هنگام استقرار جمهوری در ترکیه (١٣٠٢ش / ١٩٢٣) تولید پنبه و صنعت وابسته به آن ، به بیشترین حجم و توسعه دست یافت . اهمیت دادن به تحقیق و پژوهش این محصول و مساعدت به کشاورزان ، موجب افزایش تولید پنبه به بیش از دو میلیون عدل در ١٣٤٨ش / ١٩٦٨ شد (همانجا).

بازده پنبه در ترکیه از دهة ١٣٣٠ش / ١٩٥٠ آهنگ افزایشی داشته است . در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ پنبة ترکیه از نظر بازدهی بعد از استرالیا رتبة دوم جهانی را داشت . افزایش چشمگیر بازده پنبه در ترکیه مرهون چندین عامل است ، از جمله استفاده از گونه هایی که فرآوری بالایی دارد و الیاف آن نیز مرغوب است ، توجه به کیفیت بذر و آماده سازی زمین ، مهار بیماریها و آفات ، و ترویج کشاورزی مکانیزه (مارت و دیگران ، ص ١٥٤ـ١٥٥؛
قس کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٥٤، ٨٠؛
ناظری ، ص ١ـ٢).

در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩ ترکیه به طور تقریبی از سطح زیرکشت ٧٢٠ هزار هکتار و تولید ٨١٣ هزار تن و بازده پنبة ١٢٩ ، ١ کیلوگرم در هر هکتار برخوردار بود. این کشور از حیث میزان تولید پنبه در میان تولیدکنندگان جهانی پنبه رتبة ششم را دارد (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٤، ٨٠).

با وجود آنکه سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی ترکیه از دهة هفتاد به این سو آهنگ کاهشی داشته است ، پنبه به عنوان محصولی صنعتی همچنان جایگاه قابل توجهی در اقتصاد ترکیه دارد و تولید آن در سالهای آتی افزایش بیشتری خواهد داشت . بویژه ، با تکمیل پروژة عظیم جنوب شرق آناطولی موسوم به پروژة گاپ (مشتمل بر ٢٢ سدّ و ١٩ نیروگاه آبی بر رودهای دجله و فرات ) و آبیاری گستردة ٠٠٠ ، ٧٠٠ ، ١ هزار هکتار زمین کشاورزی با اولویت کشت پنبه انتظار آن می رود که نواحی زیرکشت پنبه ترکیه به دو برابر حد فعلی افزایش یابد و میزان تولید پنبة آن از استرالیا نیز فراتر رود (خوفی ، ص ٩ـ١٠؛
> خاورمیانه و شمال افریقا ١٩٩٨ < ، ص ١٠٣٤؛
کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٨٠؛
ناظری ، ص ٨).

پنبه از دیرباز یکی از منابع عمدة تأمین درآمد ارزی ترکیه به شمار می رفته و از محصولات صادراتی اصلی کشاورزی آن است . این محصول در سواحل اژه ، مرمره ، مدیترانه ، و شرق ترکیه کشت می شود، اما عمدة تولید در منطقة مدیترانه ، اژه و جنوب شرقی آناطولی صورت می پذیرد ( > خاورمیانه و شمال افریقا١٩٩٨ < ، همانجا؛
مارت و دیگران ، ص ١٥٥).

برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله .

/ جواد کریمی /



٥) آسیای مرکزی . پنبه مهمترین محصول زراعی آسیای مرکزی است . دره های فرغانه ، و سرخان دریا، حوضة رودهای مرغاب ، زرافشان ، تجن ، استپ گلودین ، چرچیق ، آنگرن ، زمینهای پست اطراف دو رودخانة آمودریا و سیردریا (سیحون ) و زمینهای چِمکِنت در قزاقستان مراکز عمدة کشت پنبه در آسیای مرکزی اند (احمدیان شالچی ، ص ١٠٤ـ١٠٥). در این



میان ، درة فرغانه و مناطق همجوار آن به عنوان رگ حیاتی سه جمهوری تاجیکستان ، قرقیزستان و ازبکستان بیشترین تراکم جمعیتی ، کانون عمدة کشت و فعالیتهای اقتصادی متعلق به این محصول تلقی می شود؛
ناحیة خجند در شمال تاجیکستان ، تمامی مناطق اطراف اوش در قرقیزستان و تاشکند، پایتخت ازبکستان و بزرگترین شهر آسیای مرکزی ، را کشتزارهای وسیع پنبه دربرگرفته که از سیردریا سیراب می شود (همانجا؛
مارتین ، ص ١٤٨ـ١٤٩).

رونق و کشت وسیع پنبه در آسیای مرکزی در ایام تسلط تزارها صورت گرفت ، و در واقع پس از جنگهای داخلی در امریکا و پایان دهة ١٨٦٠ میلادی بود (کولایی ، ص ٤١). در دورة تسلط تزارها سیاست تبدیل منطقه به منبع تأمین مواد اولیه و بازار فروش محصولات ساخت روسیه به اجرا درآمد؛
حکومت تزاری تخم پنبة امریکایی را که تضمین کنندة کیفیت محصولات نساجی کارخانه های روسیه بود، جایگزین انواع محلی آن کرد و با جلب سرمایه گذاریهای جدید در بخش کشاورزی پنبه ، پنبة ارزان و مرغوب برای صنایع نساجی روسیه تولید کرد، و سودهای کلانی از تولید و فروش انواع مختلف پارچه که پنبة آن از این منطقه تأمین می شد، به دست آورد (ضیاءاف ، ص ١٦٣). با افزایش سطح زیرکشت پنبة نوع امریکایی طی ١٣٠٥ـ١٣٣٣/ ١٨٨٨ تا ١٩١٥، حجم تولید نساجی نیز افزایش یافت و تعداد زیادی کارگاه و کارخانة پنبه پاک کنی احداث گردید. با فعالیت مراکز تجاری ـ صنعتی روسیه در این ناحیه ، تقریباً تمام پنبة صادراتی ترکستان در کارخانجات روسی تبدیل به پارچه ، و در مقابل بافته های پنبه ای و سایر کالاهای صنعتی وارد این منطقه می شد. این مبادلة تجاری از طریق احداث و گسترش شبکة راه آهن ، که طی ١٢٩٨ـ ١٣٢٤/ ١٨٨١ تا ١٩٠٦ تمامی شهرهای منطقه را دربر گرفته بود، انجام می پذیرفت (همان ، ص ١٦٣ـ١٦٤). روسها پس از حضور در آسیای مرکزی آبیاری این منطقه را نیز دگرگون ساختند؛
آنها برای توسعة پنبه آبراهه های جدیدی ایجاد کردند. طرح آبیاری میرزا کول صحرا یکی از موفقترین اقداماتی بود که توانست اراضی وسیعی را برای کشت و زرع آماده کند و این در افزایش تولید پنبه بویژه در فرغانه بسیار مؤثر بود. میزان کشت پنبه در اراضی این منطقه از ١٤% در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ به ٤٤% در ١٣٣٣/ ١٩١٥ رسید (کولایی ، ص ٤١، ٤٣).

توسعة کشاورزی با تمرکز بر کشت پنبه در اتحاد شوروی سابق نیز همانند دوران پیش از انقلاب در آسیای مرکزی انجام پذیرفت ، حال آنکه تولید غلات و محصولات غذایی اهمیت کمتری داشت . در این دوره سیاستهای روسیه در چهارچوب اجرای سوسیالیسم و اشتراکی کردن اجباری کشاورزی انجام می شد. به این ترتیب ، اراضی وسیعی در جمهوریهای آسیای مرکزی با توسعة سامانة آبیاری زیر کشت پنبه رفت . ٤١% پنبة اتحاد شوروی در پایان دهة ١٣٠٠ش / ١٩٢٠ از خارج از کشور وارد می شد، ولی با اجرای برنامة اول پنجساله و برنامة دوم پنجساله در دوران استالین ، در ١٣١٢ش / ١٩٣٣ تنها ٦ر٢% پنبة موردنیاز کشور از خارج وارد می شد (همان ،ص ٤٢). بهترین زمینهای کشاورزی به تولید این محصول اختصاص یافت و برای تولید بیشتر و مرغوبتر از کودهای معدنی و شیمیایی در مقیاس گسترده استفاده شد. «تب پنبه » فراگیر شد و از رسانه های گروهی همواره راجع به فعالیت و محصول بیشتر صحبت می شد. کار در مزارع اجباری بود و افرادی از طرف حزب و نهادهای محلی ناظر بر فعالیت افراد در مزارع پنبه بودند (ضیاءاف ، ص ١٧٠). سیاست تخصصی کردن اقتصاد منطقه بر محور تولید پنبه ، که با اجرای برنامه ریزی اقتصادی مرکزی و سامان یافتة استالین بنیان یافت ، از سوی نیکیتا خروشچف تشدید و از سوی لئونید برژنف ادامه یافت . در دوران خروشچف به کشت اراضی بایر در شرق و جنوب شرقی اتحاد شوروی توجه شد و مناطق وسیعی از زمینهای مزروعی که به کشت دیگر محصولات کشاورزی اختصاص داشت ، زیر کشت پنبه رفت . مقادیر معتنابهی از پنبه در نتیجة فشار مرکزی و رهبریهای سیاسی جمهوریهای آسیای مرکزی تولید می شد. این تولید با به کارگیری کود بسیار و آب فراوان بدون کمترین ملاحظه ای در باب عواقب و آثار سوء زیست محیطی آن صورت گرفت . خشک شدن تدریجی دریاچة آرال که از دهة ١٣٤٠ش / ١٩٦٠ آغاز شد و تخریب زیست بوم مناطق پیرامونی دریاچه و افزایش شوری فزایندة خاک از آثار مخرب سیاستهای مرکزگرا برای تخصصی کردن کشت پنبه در آسیای مرکزی بود (مارتین ، ص ١٤١ـ١٤٢، ١٤٩، ١٥٣؛
کولایی ، ص ٥٥ ـ ٥٦؛
آکینر، ص ١٣٠ـ١٣١).

در این دوره ، کشت پنبه در برخی از جمهوریها بیش از نیمی از اراضی زراعی را دربر داشت . افزایش سطح زیر کشت پنبه سبب افزایش میزان تولید آن شد، اما این روند یکسان نماند و با مرور زمان ، به علت مشکلات ناشی از کیفیت خاک و تغییرات روش بهره برداری پنبه ، میزان تولید پنبه کاهش یافت و برای جبران این ضایعه ، به جای آن که میزان تولید در واحد سطح افزایش یابد، بر سطح زیرکشت افزوده شد. افزایش سطح کشت پنبه با اقداماتی برای بهبود کیفیت الیاف پنبه همراه نبود. بنابراین نه تنها پنبه مرغوبتر نشد، بلکه نسبت سهم پنبة مرغوب از کل تولید کاهش یافت ، به طوری که در اوایل دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠ حدود ٧٧% از پنبة تولیدی کیفیت مرغوب داشت ، ولی در دهة ١٣٦٠ش / ١٩٨٠ این رقم به ٥٨% کاهش یافت . کاهش کیفیت پنبه تا اواخر این دهه ادامه یافت (احمدیان شالچی ، ص ١٠٥ـ١٠٦). از پیامدها و معضلات کشت گستردة پنبه و نشاندن تولید آن به جای محصولات غذایی ، تک محصولی شدن اقتصاد بعضی از جمهوریهای آسیای مرکزی بویژه ازبکستان و ترکمنستان بود که به ترتیب از بالاترین میزان تولید پنبه در منطقه برخوردارند. این پدیده وابستگی و آسیب پذیری جمهوریهای آسیای مرکزی را درپی داشت و بر موقعیت غذایی آسیای مرکزی بویژه از ١٣٦٨ش / ١٩٨٩ به بعد اثر جدی گذاشت (همان ، ص ١٠٥ـ١٠٧؛
عشقی و قنبرزاده ، ص ١٥٢، ١٥٤، ١٧٦).

ازبکستان . ازبکستان تا پیش ازاستقلال چهارمین تولیدکنندة جهانی بود و با کاهش تولید در سالهای پس از استقلال ، به ردة پنجم تنزل کرد. طی یک دورة سی ساله از ١٣٢٩ تا ١٣٥٩ش / ١٩٥٠ تا ١٩٨٠ محصول پنبه به بیش از دو برابر افزایش یافت (احمدیان شالچی ، ص ١٦٤ـ١٦٥؛
آکینر، ص ١٣٠؛
کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٣). از ١٣٦٤ش / ١٩٨٥ تا ١٣٧٨ش / ١٩٩٩ زمین زیرکشت پنبه بیش از پانصدهزار هکتار کاهش یافت و به حدود ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ١ هکتار رسید. طی این سالها ازبکستان در میان کشورهای عمدة تولیدکنندة پنبه پایینترین محصول پنبه را داشته است . مشکل این است که این کشور، در بسیاری از امور کشاورزی مربوط به تولید پنبه ــ پنبه از انواع بسیار مولد ــ محصولاتی به دست می آورد که میزان آن در مقایسه با کشورهای همسایه که از همان بذرها استفاده می کنند، نصف است و این بدان معناست که محیط و شرایط تولید پنبه در این کشور بر کمیت و کیفیت محصول پنبه تأثیری منفی داشته است . افزون بر این ، از هنگام استقلال ، دولت سیاست چندمحصولی کردن اقتصاد را پی گرفته و کوشیده است تا سطح زیرکشت پنبه را به منظور افزایش تولید غلات کاهش دهد. با این حال ، اقتصاد این کشور بشدت متکی به کشت و صادرات پنبه است . برابر آمار ١٣٧٤ش / ١٩٩٥، ازبکستان بعد از امریکا بزرگترین صادرکنندة جهانی پنبه است ، و ارزش صادرات این محصول حدود ٤٠% کل صادرات این کشور است (آکیمف ، ص ٣٢٥؛
> کتاب سال جهان اروپا١٩٩٨ < ، ص ٣٦٩٣ـ٣٦٩٤؛
کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، همانجا).

ترکمنستان . پنبه در نواحی مرو در درة مرغاب ، درة تجن چارجو، اطراف آمودریا، و ترکمن باشی کشت می شود. این منطقه اولین ناحیة جهان است که در آن پنبة رنگین کشت و تولید شده است . به نظر کارشناسانِ کشاورزی ، ترکمنستان از نظر کیفیت و تنوع پنبه پس از مصر در مرتبة دوم قرار دارد. پس از استقلال ، شرایط و مقتضیات اقتصاد و کشاورزی تک محصولی ، این کشور را که در ١٣٧٠ش / ١٩٩١ بیش از ٥٠% از زمینهای زراعی آن به کشت پنبه اختصاص داشت ، در تنگنای ناشی از وابستگی شدید به مواد غذایی وارداتی و نوسانات قیمت پنبه قرار داد. از کل پنبة تولیدی این کشور فقط ٣% در داخل کشور تبدیل و مابقی به صورت خام صادر می شود. این محصول حدود ٢٠% کل صادرات ترکمنستان را تشکیل می دهد (احمدیان شالچی ، ص ٢٥٥؛
کریمی ، ص ٥٠؛
ترکمنستان ، ص ٤ـ ٥). روند تولید پنبه طی دهة ١٣٧٩ش / ١٩٩٠ سیر نزولی داشته و پیش بینی شده است که میزان تولید پنبه از ٤٣٧ هزار تن در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠ به ١٧٣ هزار تن در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩ تنزل یابد. با وجود این ، ترکمنستان همچنان در میان جمهوریهای آسیای مرکزی بعد از ازبکستان بالاترین میزان تولید را دارد و در سطح جهانی با افت چشمگیر تولید، از مرتبة نهم در ١٣٧٠ش / ١٩٩١ به مراتب پایینتری تنزل کرده است (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٨١).

برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت پایانی همین مقاله .

/ جواد کریمی /



٦) پاکستان . یافته های باستانشناسی در محل شهر باستانی موهنجودارو گواه این است که پنبه در درة سند تاریخی بس دیرینه دارد؛
درواقع قدیمترین منسوجات شناخته شدة جهان در این شهر به دست آمده که قدمت آن به قریب پنج هزار سال پیش بازمی گردد. در مهرگارة بلوچستانِ پاکستان بذرهای پنبه ای از هزارة پنجم قبل از میلاد به دست آمده است (احمد، ص ٧١).

در گذشته گونة پنبه های آسیایی ( رجوع کنید به بخشهای پیشین ) در پاکستان کشت می شد. بذر گونه های مناطق مرتفع را اول بار پرتغالیها در قرن نهم / پانزدهم به شبه قارة هند وارد کردند (سومرو و خالق ، ص ٢).

تا پیش از ١٢٦٩/ ١٨٥٣ ــ که پنبه های امریکایی ویژة مناطق مرتفع وارد شد ــ گونه ای پنبة آسیایی که بومی قسمتی از هند (پاکستان ) بود در این کشور کشت می شد. در ابتدا که کشت نوع امریکایی به تنهایی اقتصادی نبود، هر دو نوع کشت می شد. در ١٣٢٠/ ١٩٠٢ ادارة کشاورزی پنجاب تأسیس و به کارگیری پنبه مناطق مرتفع تقویت شد. برنامة تحقیقاتی خاصی نیز در١٣٢٦/ ١٩٠٨ در دانشکدة کشاورزی لیلاپورد (فیصل آباد کنونی ) آغاز شد. درنتیجة این تحقیقات گونه ای پنبه با لایة کرکدار به دست آمد که در مقابل آفات مقاوم و از لحاظ تجاری نیز موفق بود. از ١٣٣٢/ ١٩١٤ این نوع بتدریج جایگزین پنبه های بومی شد به طوری که اکنون ٩٧% کل زمینهای زیر کشت پنبه ، به این نوع اختصاص یافته است (احمد، همانجا؛
برای آگاهی از گونه های مختلف پنبه در پاکستان رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص ٣).

سطح زیرکشت پنبه در پاکستان آهنگ رشد شتابانی داشته و از ١٣٢٦ش / ١٩٤٧ تا ١٣٧٦ـ١٣٧٧ش / ١٩٩٧ـ١٩٩٨ گسترة زیرکشت از ٢٤ر١ به سه میلیون هکتار افزایش یافته است . اراضی ایالات پنجاب و سند که از مناطق عمدة کشت پنبه است ، به شکل نوار ممتدی بین مدارهای ْ٣٤ و ْ٢٥ شمالی گسترش یافته است . گسترة مذکور برمبنای میزان بارندگی و دما و تنوع آب و هوایی ناشی از آن به مناطق مختلفی تقسیم می شود که هر یک برای کشت گونه ای خاص از پنبه مناسب است (سومرو و خالق ، ص ٤ـ٦؛
رفعتی ، ص ٣٥).

طرح «سامانة تحقیقات ملی کشاورزی » با هدف اصیل ماندن گونه های اصلح و پیشگیری از اختلاط گونه های خاص زیر نظر سازمان تحقیقات کشاورزی ملی با بیش از پنجاه سال تجربه ، از طریق «قانون نظارت پنبه »، به اجرا درمی آید. هرسال ، پیش از کاشت پنبه ، راهنماییهای لازم از طریق رسانه های جمعی در سطح وسیع انتشار می یابد (سومرو و خالق ، ص ٦). پاکستان از بزرگترین تولیدکنندگان پنبة جهان و اکنون با تولید ٦ر١ میلیون تن پنبه چهارمین تولیدکنندة جهانی است . صادرات نخ پاکستان حدود ٢٩% کل بازار مبادلات جهانی این محصول است . درآمد حاصل از پنبه منبع اصلی درآمد و نیز تأمین کنندة عمدة ارز خارجی کشور است . به دلیل اهمیت پنبه در اقتصاد ملی ، حکومت پاکستان تلاشهای نتیجه بخشی کرده است ، مانند خرید محصول با قیمتهای تشویقی ، تسهیلات اعتباری ، پرداخت یارانه به اقلام موردنیازی چون ماشینهای کشاورزی ، ترویج برنامه های دفع آفات و برنامه های آموزشی و کارورزی همگانی برای کشاورزان (کمیتة بین المللی مشاورة پنبه ، ص ٤؛
احمد، ص ٧٣؛
نیز رجوع کنید به سومرو و خالق ، ص ١١، ١٦ـ٢٦).

موازنه میان صادرات پنبة خام و مصرف داخلی این محصول ، به اقتضای توسعة صنایع نساجی در داخل کشور و پیدایش تنوع در بازار بین المللی ، تغییر یافته است . مصرف داخلی در ١٣٧٢ش / ١٩٩٣ به ٠٠٠ ، ١٥٩ ، ٨ عدل پنبه رسید، که این میزان با مصرف کارخانه های نساجی در ١٣٤٠ش / ١٩٦١ ــ که بالغ بر ٠٠٠ ، ١٥٣ ، ١ عدل شده بود ــ قابل قیاس است . بدین ترتیب ، بیشترین صادرات نیز به اقلام نخ و پارچه اختصاص یافته است (احمد، ص ٧١).


منابع :
(١٠٣) الکساندر آکیمف ، «منابع معدنی و زراعی آسیای مرکزی »، ترجمة بدرالزمان شهبازی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال ٣، دورة ٢، ش ٨ (زمستان ١٣٧٣)؛
(١٠٤) شیرین آکینر؛
(١٠٥) «تنزل شرایط زیست محیطی در آسیای مرکزی »، ترجمة عالیه ارفعی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال ٣، دورة ٢، ش ٧ (زمستان ١٣٧٣)؛
(١٠٦) نسرین احمدیان شالچی ، دیار آشنا: ویژگیهای جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی ، مشهد ١٣٧٨ ش ؛
(١٠٧) ترکمنستان ، ترجمة فرشاد صمصامی ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، ١٣٧٣ ش ؛
(١٠٨) منوچهر خوفی ، ترکیه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، ١٣٧٨ ش ؛
(١٠٩) محمدرضا رفعتی ، بازار جهانی پنبه ، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، ١٣٧٠ ش ؛
(١١٠) حمید ضیاءاف ، «نظام اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ترکستان در زمان حکومت تزارها و شوراها»، ترجمة بهرام تهرانی ، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ٤، دورة ٢، ش ١٢ (زمستان ١٣٧٤)؛
(١١١) ابوالفضل عشقی و هادی قنبرزاده ، ویژگیهای جغرافیایی آسیای میانه و قزاقستان ، مشهد ١٣٧٤ ش ؛
(١١٢) حسین کریمی ، ترکمنستان ، تهران : وزارت امور خارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٥ ش ؛
(١١٣) الهه کولایی ، سیاست و حکومت در آسیای مرکزی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١١٤) کیت مارتین ، «محیط زیست آسیای مرکزی : تراژدی فراموش شده »، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ٣، دورة ٢، ش ٧ (زمستان ١٣٧٣)؛
(١١٥) عطاءالله ناظری ، وضعیت تولید پنبه و صنعت نساجی در ترکیه ، کرج : وزارت کشاورزی ، ادارة کل پنبه و دانه های روغنی ایران ، ١٣٧٦ ش ؛


(١١٦) Zahoor Ahmad, "Pakistan", in Cotton pests and their control in the Near East: report of an FAO Expert Consultation, Izmir, Turkey, ٥-٩ sept. ١٩٩٤, Rome ١٩٩٧;
(١١٧) The Europa world Yearbook ١٩٩٨, London ١٩٩٨, s. v. "Uzbakistan";
(١١٨) International Cotton Advisory committee, Cotton: world statistics, Washington, D.C. ١٩٩٨;
(١١٩) C.Mart et al ., "Turkey", in Cotton pests and their control in the Near East;
(١٢٠) The Middle East and North Africa ١٩٩٨, ٤٤th ed., London ١٩٩٧;
(١٢١) Badaruddin Soomro and Parvez Khal, Cotton production in Pakistan, Bangkok ١٩٩٦.

/ جواد کریمی /