دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٢٣
تلبیس ابلیس ، کتابی به عربی در رد و نقد اصحاب عقاید و طوایف مختلف از جمله فیلسوفان و صوفیان ، تألیف ابوالفرج ابن جوزی * عالم و واعظ حنبلی قرن ششم . این کتاب به تعبیر مؤلف در بارة انواع محرّمات و بدعتهای ناشی از وسوسه های شیطانی است . ابن جوزی در این اثر، با بحث جدلی به بسیاری از طوایف و فرق ، از جمله خوارج ، شیعیان (به قول او روافض )، فلاسفه ، متکلمان ، باطنیان و بویژه صوفیه ، تاخته و حتی برخی محدّثان و فقها را، به سبب طرفداری از آنچه او بدعت و خروج از سنّت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم خوانده ، نکوهش کرده است .
ابن جوزی در تحمیدیّة کتاب ، ضمن ستایشِ عقل به عنوان تصدیق کنندة وحی (ص ١١)، ابلیس را مؤثر در فرقه فرقه شدن مردم پس از عصر پیامبر اکرم و صحابه معرفی می کند و می گوید که این کتاب را نوشته است تا مردم را از فتنة ابلیس بر حذر دارد و پنهان کاریهای او را آشکار کند (ص ١٢). تلبیس ابلیس در بیان ریشه های درونی اعتقادات و رفتارها اثر درخور توجهی است . ابن جوزی می کوشد تا با نقّادی ، فریبهای نفسانی و شیطانی را آشکار کند و تصاویری از هوای نفس انسان ارائه دهد، همچنین احزاب و فرق ، اوضاع و احوال جامعه و زمان خویش را معرفی کند. این اثر را می توان سندی مهم در تاریخ فکری و اجتماعی عالم اسلام در قرن ششم دانست ( رجوع کنید به اذکائی ، ص ٤٢).
ابن جوزی در تألیف این کتاب ، از چند اثر مهم ، از جمله الرّد علی الغُلاة و کتاب الا´راء و الدیانات تألیف محمدبن حسن نوبختی ، استفاده کرده است ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ١، ص ٣٤؛ سزگین ، ج ١، جزء ٣، ص ٢٩٠)، همچنین برخی اطلاعات و اخبار خود را از کتابهایی به دست آورده که از بین رفته است (پورجوادی ، مقدمه ، ص ١٤٨؛ اذکائی ، ص ٤٣).
تلبیس ابلیس در سیزده باب نوشته شده است : باب اول ، در بارة پیروی از سنّت و همراهی با جماعت است . ابن جوزی در این باب (ص ١٧)، به نقل از ابن مسعود، می گوید که میانه روی در سنّت شایسته تر از کوشش برای بدعتگذاری است .
باب دوم ، در نکوهش بدعت و بدعتگذاران ، و شرح تفاوت سنّت با بدعت است . به عقیدة ابن جوزی ، هر امر جدیدی که بنحوی مخالف با شریعت باشد، بدعت است و بر همین اساس بدعتگذاران را به شش گروه (حروریه یا خوارج ، قدریه ، جَهمیه ، مُرجئه ، رافضه و جبریه ) و هر گروه را به دوازده زیر گروه تقسیم می کند ( رجوع کنید به ص ٢٥ـ٢٦، ٢٩ـ٣٤). وی ، بر خلاف نویسندگان ملل و نحل ، در فصل دهم این باب ، اسماعیلیه و کیسانیه و زیدیه را جزو روافض نیاورده ، اسماعیلیه را جزو باطنیه و خارج از فِرَق اسلام دانسته و دربارة باطنیه و اسماعیلیه گفته است که آنها در پوشش اسلام ، متمایل به رفض اند (ص ١١١ـ١١٢). وی کیسانیه را نیز جزو قدریه آورده (ص ٣٠) و از زید هم فقط در این فصل نام برده (ص ١٠٦) و به زیدیه اشاره ای نکرده است . وی در همین باب ، شیعه و امامیه را در شمار روافض آورده است .
باب سوم ، در تحذیر از فتنه ها و حیله های ابلیس است و اینکه از شرّ او باید دائم به خدا پناه برد (ص ٣٥، ٤٥ ـ ٤٦).
باب چهارم ، در معنای تلبیس و غرور است و اینکه تلبیس به معنای نمایاندن باطل به صورت حق ، و نوعی نادانی است و طنابهای محکم شیطان بترتیب ، جهل و هوا و هوس و غفلت است (ص ٤٨ ـ ٤٩).
باب پنجم ، در بیان تلبیس ابلیس بر اصحاب عقاید است . ابن جوزی در این فصل به بیان نادرستی عقاید کسانی می پردازد که خارج از دین اسلام اند، از جمله سوفسطاییان ، دهریان ، طبایعیان ، ثنویان ، فلاسفه و معتقدان به پرستش اجرام سماوی (ص ٤٩ ـ ٦٢). سپس در بارة تلبیس ابلیس بر امت اسلام ، می گوید که شیطان از دو راه در عقاید امت ما دخل و تصرف کرد: یکی وا داشتن به تقلید از گذشتگان ، دیگری پرداختن به چیزهایی که درک شدنی نیست ، مانند آنچه فلاسفه بدان قائل اند (ص ٩٠). بنابراین ، او عقل را اساس ایمان و مبنای اعتقاد به اصول شریعت می شمرد، اما آن را برای رسیدن به حقیقت ، بویژه امور درک نشدنی ، کافی نمی داند؛ ازینرو در بارة فلاسفه و متکلمان می گوید که سرانجامِ بیشتر آنها به شکّاکیّت و گاه به الحاد کشیده است (ص ٩٢ ـ ٩٣). او در رد اندیشه های فلسفی معمولاً از آثار متکلمان استفاده کرده (ابراهیمی دینانی ، ج ٢، ص ٢٦٥) و بندرت به آثار و اندیشه های فلاسفة اسلامی ، از جمله فارابی و ابن سینا، اشاره نموده است (همان ، ج ٢، ص ٢٦٧). بعلاوه ، برخی اندیشه هایی که به فلاسفه نسبت داده یا مطالبی که در بارة تاریخ فلسفه نوشته ، خلاف واقع است (همان ، ج ٢، ص ٢٦١ـ٢٦٤، ٢٦٧)؛ ازینرو به نظر می رسد که او بدون آشنایی با فلاسفه به طور عام و فلاسفة اسلامی به طور خاص ، به نقد و نکوهش فلاسفه پرداخته است (همان ، ج ٢، ص ٢٦٣، ٢٦٧).
از دیگر بخشهای این باب ، تلبیس ابلیس بر خوارج (ص ٩٩) و تلبیس ابلیس بر روافض (ص ١٠٦) است . به زعم ابن جوزی ، این دو گروه دو قطب افراط و تفریط در بارة حضرت علی علیه السلام هستند (همانجا). وی در این بخش ، به گفتة خودش ، عقاید شیعیان را بازگو می کند، اما بیشتر، عقاید اهل غلوّ را نقل و نقد می کند (ص ١٠٦ـ١٠٧). همچنین به برخی از عقاید و آرای فقهی فقهای شیعه اشاره دارد و آنها را بدعت می داند (ص ١٠٨ـ١٠٩) و در انتها دو خطبة منسوب به حضرت علی علیه السلام را می آورد که در فضائل خلفا و منع شماتت آنهاست (ص ١٠٩ـ١١١). به نظر می رسد که اطلاعات و تقسیم بندیهای او از عقاید و فِرَق شیعه چندان با وقایع تاریخی و آثار و آرای معتبر و شناخته شدة شیعه سازگار نیست ، از جمله در تعریف شیعه می گوید که آنان معتقد به وصایت حضرت علی علیه السلام اند و کسانی را که با او بیعت نکرده اند کافر می دانند؛ حال آنکه علمای شیعه این مطلب را نمی پذیرند و غیرشیعه را، به طور کلی ، کافر نمی دانند (محقق حلّی ، ج ١، ص ٥٣؛ امام خمینی ، ج ١، ص ١٠٦ـ١٠٧).
باب ششم ، در بارة تلبیس ابلیس بر علماست . وی در این باب به وسوسه های قاریان ، محدّثان ، فقیهان ، واعظان ، ادیبان ، شاعران و عالمان کامل (علمایی که جامع قرآن ، حدیث ، فقه و ادب اند) می پردازد (ص ١٢٣ـ١٤٣). از موارد تلبیس ابلیس بر قاریان ، تکیه بر قرائت بدون تهذیب نفس و خواندن قرآن با آواز غنایی است (ص ١٢٣ـ١٢٥). از موارد تلبیس ابلیس بر محدّثان ، تکیه بر گردآوری احادیث و شناخت صحت و سقم آنها بدون تفقه در حدیث است و از آن بدتر، تلاش زیاد برای استماع حدیث بدون توجه به شناخت درست از نادرست است . اینان گاهی شهر به شهر می روند تا از مشایخ مختلف حدیث بشنوند و بر اقران مباهات کنند (ص ١٢٥ـ١٢٩). از موارد تلبیس ابلیس بر فقیهان اینهاست : اکتفا به آیات احکام و این گمان که علم شرع فقط علم فقه است و در نتیجه بی توجهی به آن بخش از تعالیم قرآن و سنّت و احادیث و سیرة پیامبر که موجب خشوع و رقت قلبی است ، بی اعتنایی به دانش شناخت احادیث که نتیجه اش اعتماد به قیاس فقهی است در مواردی که حدیث صحیحی بر ضد آن وجود دارد، غلبة تنبلی در تحقیق و در نتیجه اعتماد به احادیث غیرصحیح ، پرداختن به جدل و مناظره ای که هدفش کشف و بیانِ حقیقت نیست ، نشست و برخاست با سلاطین و فرمانروایان و تملق ایشان را گفتن به بهانة شفاعت مسلمانان که نتیجه اش مشروع ساختن فساد ایشان در نظر مردم است (ص ١٣٠ـ ١٣٤). تلبیس ابلیس بر ادیبان نیز عبارت است از بی اعتنایی به اصلاح نفس و عبادت ، و خود را از علمای اسلام به حساب آوردن ، صرفاً به استناد دانستن لغت و نحو عربی (ص ١٣٧ـ ١٣٨). تلبیس ابلیس بر شاعران مشتمل است بر: عُجب به اینکه اهل ادب اند و اینکه خدا از لغزش آنها می گذرد، پوشیدن لباسهای گرانبها، مدح خارج از حد، و رو آوردن به فسق و فجور (ص ١٤٠ـ١٤١). تلبیس ابلیس بر علمای کامل این است که دچار عُجب شوند و گمان کنند که از عقوبت مصون اند و همچنین ابتلا به حسد و ریا و حبّ جاه (ص ١٤١ـ١٤٣). موارد تلبیس ابلیس در این فصل ، با بحث اصناف مُغترّین (فریب خوردگان ) در احیاء علوم الدین غزالی (ج ٣، ص ٤٠٩ـ ٤١٥، ٤٢٠ـ٤٢١) شباهتهای بسیار دارد.
باب هفتم ، در تلبیس ابلیس بر فرمانروایان و شاهان به غرور شاهی است (ص ١٤٥). ابن جوزی در این باب می گوید که برخی حاکمان به فرمان مافوق خود به زیردستان ظلم می کنند و خود را معذور می دانند، در حالی که اگر فرمانروایی به ستم فرمان دهد، اطاعت از فرمان او ستمکاری است (ص ١٤٧ـ ١٤٨).
باب هشتم ، در تلبیس ابلیس بر عبادت پیشگان است و اینکه ابلیس چگونه آنها را در تطهیر، وضو، اذان گفتن با لحن ، نماز، روزه و حج می فریبد (ص ١٤٩ـ١٦٢). موضوعات این باب نیز با کتاب احیاء علوم الدین (ج ٣، ص ٤٢٢ـ٤٢٦) شباهت بسیار دارد. ابن جوزی در همین باب ، تلبیس ابلیس بر جنگجویان (غازیان ) را از راه ریا و طمع ذکر می کند (ص ١٦٢ـ١٦٣) و در بارة تلبیس ابلیس بر آمران به معروف مطالبی می آورد، ازجمله اینکه آنان از روی جهل یا تفاخر و کبر به امر به معروف می پردازند (ص ١٦٢ـ١٦٦).
باب نهم ، در بارة تلبیس ابلیس بر زاهدان است . وی ترک دنیا، سرزنش علما، روگردانی از علم و ترک امور مباح ، حبّ جاه ، عجب به عبادت ، عمل به اوهام و پندارها را از موارد تلبیس ابلیس بر زاهدان می شمرد (ص ١٦٧ـ١٨٠).
باب دهم ، در تلبیس ابلیس بر صوفیان است . این باب مفصّلترین بخش کتاب است و، ابن جوزی ضمن تشریح وجه تسمیه کلمة صوفی (ص ١٨٠ـ١٨٣)، از صوفیان در ٢٤ مورد انتقاد کرده و عقاید و آداب آنان را بدعت دانسته است (ص ١٩٤ـ ٣٩٥). این انتقادها شامل طهارت ، نماز، آداب مربوط به مسکن ، پوشاک و خوردن و نوشیدن ، سماع و رقص ، وجد، مصاحبت با اَمَرْدان (نوجوانان )، ادعای توکل و ترک اموال ، ترک دارو و درمان ، عزلت و ترک نماز جمعه و جماعت ، ترک ازدواج و فرزند نخواستن ، آداب آنان هنگام مرگ ، ترک علم آموزی ، دفن کردن کتابها، اظهارنظر در بارة مسائل دینی و تفسیر به رأی و شطح گویی و دعاوی است . ابن جوزی می گوید که صوفیه ابتدا از زاهدان بودند، ولی چون برخی منتسبان به تصوف ، اجازة سماع و رقص دادند و عده ای از دنیاطلبان به جهت علاقه به راحتی و لهو و لعب به آنها متمایل شدند، آنان با صفات و احوال و نشانه هایی از زاهدان متمایز شدند (ص ١٨١). او در جای دیگر می گوید که نخستین صوفیان به زهد و ریاضت و مجاهدت با نفس می پرداختند، ولی ابلیس آنها را فریفت و از تحصیل علوم دینی بازداشت و این آغاز انحراف آنان بود (ص ١٨٣). ابن جوزی از کسانی چون ابوعبدالرحمان سُلمی ، ابونصر سرّاج ، ابوطالب مکی ، حافظ ابونعیم اصفهانی بشدت انتقاد کرده است ، زیرا معتقد است که آنان در کتابهایشان از کارهای خلاف شرع صوفیه دفاع کرده اند و خلفا و بزرگان صحابه و زاهدانی چون بِشر حافی و ابراهیم ادهم و سفیان ثوری را جزو صوفیه آورده اند (ص ١٨٤ـ ١٨٥).
ابن جوزی از غزالی نیز بشدت انتقاد کرده است و با اینکه در کتاب المنتظم (ج ١٧، ص ١٢٤ـ١٢٧) وصف برجستگیهای فکری و زهد و تعبّد وی را آورده در همان اثر به سبب «ترک قانون فقه » و در تلبیس ابلیس ، به سبب برخی مطالبِ احیاء علوم الدین ــ از جمله دفاع از سماع و ریاضت و ترک دنیا ــ وی را سرزنش کرده و گفته است که غزالی این کتاب را آنچنانکه سزاوار یک عالم است ، ننوشته و کتابش را بر وفق مذهب صوفیه تألیف کرده و سخنانی شبیه سخنان باطنیه گفته است (ص ١٨٦، ١٩٦، ٢٣٦، ٢٣٨، ٢٧٧). او همچنین برخی از صوفیانی را که خود در کتاب صفة الصفوة (ج ٤، ص ٦٤، ١٧٢، ٢٢٣، ٢٣٧) از آنها به سبب زهدشان تجلیل کرده ، در این کتاب به علت ترک علم و انکار آن و اظهارنظر ناصواب در امور دینی نکوهش کرده است (ص ٣٦٠ـ٣٨٤، ٣٩٥ـ٤٠٠).
یکی از مباحث مفصّل در همین باب ، بحث سماع و حرمت آن و رد نظر صوفیه در مباح و گاه مستحب دانستن آن است (ص ٢٤٨ـ٢٧٩). ابن جوزی در این باب برخی احادیث صوفیه را در این باره نقد کرده ، گاهی نیز برای تأیید سخن خویش ، احادیثی مجعول و ضعیف آورده است (ترجمة فارسی ، مقدمة ذکاوتی قراگزلو، ص ٣). برخی انتقادات او از صوفیه ، در سخنان خود آنان نیز یافت می شود ( رجوع کنید به هجویری ، ص ١٦٤، ٣٣٤ـ٣٣٥؛ ژنده پیل ، ص ١٤٠ـ١٤١). همچنین غزالی در احیاء علوم الدین (ج ٣، ص ٤٢٦ـ٤٢٩) و نیز در رسالة حماقت اهل اباحت (ص ١٥٨ـ ١٥٩) برخی منتسبان به صوفیه و مدعیان مقامات و بویژه کسانی را که ادعا می کردند معصیت به آنها زیان نمی رساند، مذمت کرده است . گفته شده که ابن جوزی در تلبیس ابلیس از رسالة اخیر استفاده کرده ولی نام مصنف را نیاورده است (پورجوادی ، همانجا).
باب یازدهم ، در تلبیس ابلیس بر اهل دین از راه نشان دادن کرامات است (ص ٤٢٧ـ٤٣٧).
باب دوازدهم ، در تلبیس ابلیس بر عوام است ، که از جملة آنهاست : تشویق به تفکر در ذات و صفات خدا (ص ٤٣٨ـ٤٣٩)، مبتلا کردن آنها به تشبیه ذات خدا، مقدّم داشتن زاهدان بر عالمان ، مخالفت با علما و بدگویی از آنان ، و تکیه بر رحمت خدا و جسارت در گناه کاری (ص ٤٣٩ـ٤٤٦). در همین بخش ، از تلبیس ابلیس بر زنان به طور اجمال نیز سخن رفته است که از جملة آنها ندانستن واجبات دین ، بدرفتاری و عدم تمکین به شوهر و نیز خرقه پوشی زنان صوفی و مصافحه کردن آنها با شیوخ صوفی است (ص ٤٥٥ـ٤٥٧).
باب سیزدهم ، در تلبیس ابلیس بر عموم مردم از طریق آرزوهای دور و دراز است (ص ٤٥٨ـ٤٥٩).
از تلبیس ابلیس نسخه های خطی متعددی در ترکیه و مصر و هند وجود دارد که نام برخی از آنها چنین است : الناموس فی تلبیس ابلیس ، کشف تلبیس ابلیس ، و کشف ناموس تلبیس ابلیس ( رجوع کنید به علوچی ، ص ١٩٤).
این کتاب ابتدا با نامهای الناموس فی تلبیس ابلیس (قاهره ١٣٢٣)، نقدالعلم والعُلماء (قاهره ١٣٤٠) و تلبیس ابلیس (قاهره ١٣٤٧ و ١٣٦٨) به چاپ رسیده ( علوچی ، ص ١٩٤، ٢٠٥) و پس از آن بارها در دمشق و مصر و بیروت با عنوان تلبیس ابلیس و گاهی با عنوان الناموس فی تلبیس ابلیس چاپ شده است ( رجوع کنید به عبدالجبارعبدالرحمان ، ج ١، ص ٧٨؛ مالح ، ج ١، ص ٣٠٧).
تلبیس ابلیس را مارگلیوث به انگلیسی برگردانیده (د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «ابن جوزی ») و علیرضا ذکاوتی قراگزلو به فارسی ترجمه کرده است ( تهران ١٣٦٨ش ) که اولین ترجمه از آثار ابن جوزی به فارسی است ( اذکائی ، ص ٤٢)؛ در این ترجمه ، اسناد احادیث و همچنین برخی احادیث و روایات ، به دلایلی ، از جمله تکرار مضمون ، حذف شده است ( رجوع کنید به مقدمة ذکاوتی قراگزلو، ص ٤).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) غلامحسین ابراهیمی دینانی ، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام ، تهران ١٣٧٦ـ١٣٧٩ ش ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٣) ابن جوزی ، تلبیس ابلیس ، چاپ خیرالدین علی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤) همان ، ترجمة علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٥) همو، صفة الصفوة ، چاپ محمود فاخوری و محمدروّاس قلعه جی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٦) همو، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، چاپ عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٧) پرویز اذکائی ، « ( دربارة ) تلبیس ابلیس »، آینة پژوهش ، سال ١، ش ٣ (مهر و آبان ١٣٦٩)؛
(٨) نصراللّه پورجوادی ، دو مجدّد: پژوهشهایی در بارة محمد غزالی و فخررازی ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٩) روح اللّه خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، تحریر الوسیلة ، قم ١٣٦٣ش ؛
(١٠) احمدبن ابوالحسن ژنده پیل ، مفتاح النجات : متن عرفانی به زبان فارسی ، چاپ علی فاضل ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(١١) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ١، جزء٣، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) عبدالجبار عبدالرحمان ، ذخائر التراث العربی الاسلامی ، بصره ١٤٠١ـ١٤٠٣/ ١٩٨١ـ١٩٨٣؛
(١٣) عبدالحمید علوچی ، مؤلفات ابن الجوزی ، بغداد ١٣٨٥/ ١٩٦٥؛
(١٤) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٥) همو، رساله در بیان حماقت اهل اباحت ، در نصراللّه پورجوادی ، همان منبع ؛
(١٦) محمدریاض مالح ، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریة : التصوّف ، دمشق ١٣٩٨ـ١٤٠٣/ ١٩٧٨ـ١٩٨٣؛
(١٧) جعفربن حسن محقق حلّی ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال ، نجف ١٣٨٩/ ١٩٦٩؛
(١٨) علی بن عثمان هجویری ، کشف المحجوب ، چاپ و. ژوکوفسکی ، لنینگراد ١٩٢٦، چاپ افست تهران ١٣٥٨ش ؛
(١٩) EI ٢ , s.v. "Ibn A l-Djawz ¦â " (by H. Laoust).
/ پروانه عروج نیا /