دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٢٣
چیمْكِنْت ، مركز استان قزاقستان جنوبى در قزاقستان. شهر چیمكنت در جنوب استان، در مشرق رود سیحون* (سیردریا) و ١٢٤ كیلومترى شمال تاشكند* واقع است. رشته كوه قرهتاو در شمال آن قرار دارد. رود اَریس یا بَدامْرود، كه به سیحون میپیوندد، در شمال آن جارى است (رجوع کنید به لسترنج، ص ٤٨٤؛ >اطلس جهان تایمز<، نقشه ٤٣).
چیمكنت از نظر اهمیت و جمعیت، سومین شهر قزاقستان به شمار میرود (رجوع کنید به عشقى و قنبرزاده، ص ٨٧، جدول ٢٦). پس از كشف رگههاى سرب در ١٣١١ش/ ١٩٣٢ در آچیسایو كارامازور و استخراج زغال سنگ در لنگر، چیمكنت شهر صنعتى مهمى شد و راهآهن، كارخانههاى پارچهبافى، داروسازى، تصفیه فلزات قیمتى و مواد شیمیایى در آنجا تأسیس گردید. این شهر، از طریق راهآهن، به تاشكند، تركستان ـ سیبرى، جمبول ـ اریس ـ قزل اوردا، چیمكنت ـ لنگر، قزل اوردا ـ اكتوبینسك و به راهآهن سیبرى ـ آلماآتا ـ تاشكند میپیوندد و تعدادى از این خطوط در این شهر با هم تلاقى میكنند (فرامكین، ص ١٢ـ١٣؛ احمدیان شالچى، ص ٣٤٠؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به نقشه راههاى كشورهاى آسیاى مركزى).
جمعیت آن در ١٣٨٦ش/ ٢٠٠٧، ٣٠٠ ،٣٦١ تن بوده است (تاجئو، ذیل "Kazakhstan").
در سده ششم، كه روحانیان تاتار در قزاقستان حضور یافتند، قزاقها اسلام آوردند. قزاقها سنّى حنفیاند. در جنوب قزاقستان تصوف طرفدارانیدارد (احمدیانشالچى، ص٣٣١؛نیز برایاطلاع از تصوف و اعتقادات مذهبى در قزاقستان رجوع کنید به همان، ص ٣٣٢).
زبان اهالى چیمكنت قزاقى با واژگان تركى است كه لغات عربى، فارسى، مغولى، روسى و در نقاط مرزى از كشورهاى همسایه، بهخصوص ازبكستان، واژههایى وارد آن شده است. پس از تسلط روسها، روسى زبان رسمى شد. پس از استقلال قزاقستان در ١٣٧٠ش/١٩٩١، قزاقها حق استفاده از زبان مادرى خود (قزاقى) را كسب كردند و روسى زبان دوم گردید (رجوع کنید به ابوالحسن شیرازى، ص١١٦ـ١١٧؛ آشنایى با جمهوریهاى مستقل آسیاى میانه و قفقاز، ص ٩٢؛ احمدیان شالچى، ص ٣٣٠ـ٣٣١؛ براى اطلاعات بیشتر درباره تحصیل و زبان و ادبیات در قزاقستان رجوع کنید به ماهیت تحولات در آسیاى مركزى و قفقاز، ص ٢٨٢ـ٢٩٠).
پاشینو در ١٢٨٣/ ١٨٦٦ به تپهاى در شهر چیمكنت اشاره كرده كه از بالاى آن همه ساختمانهاى شهر و باغهاى وسیع و نهرها دیده میشد. ارگ بر بالاى آن بنا شده بود. داخل ارگ، علاوه بر محل زندگى حاكم، عمارتى براى مسافران وجود داشت. در ارگ چاه پر آبى بود كه آب موردنیاز ساكنان را هنگام محاصره تأمین میكرد. دو رود كوچكآب شهر را تأمین میكرد. داخل شهر بازارها و نهرهایى وجود داشت كه به میدان شهر میرسیدند و دروازهاى بهنام تاشكند در جنوب شهر وجود داشت (ص ١٤٦ـ١٤٩، ١٥٢ـ ١٥٤).
پیشینه. آلپیسبایف، باستانشناس قزاقستانى، منطقهاى مسكونى از دوران پارینه سنگى جدید در شمال چیمكنت كشف كرده است (بلنیتسكى، ص ٦١).
به نظر لسترنج (ص ٤٨٢)، چیمكَنت یا چیمیكَنت همان جموكَت یا حموكت است كه مقدسى (ص ٢٧٥) از آن نام برده و آن را شهرى بزرگ، داراى حصارى مستحكم و مسجدجامع و بازارهاى عالى وصف كرده است. طبرى (ج ٧، ص ١٢٥) نیز از حَموكیها نام برده است.
نرشخى (ص ٨ـ٩) نحوه شكلگیرى و وجه تسمیه آن را بیان كرده و ماركوارت (ص ٣٠٨) نیز شرحى بر آن نوشته است. بارتولد (ج ٢، بخش ٢، ص ٢٨٠) محل زندگى غزان را از دریاى خزر تا نزدیكى چیمكنت دانسته است. در ظفرنامه شرفالدین على یزدى (ج ١، ص ١٢٤)، چمیكنت قریهاى نزدیك به شهر سَیرام ذكر شده است.
در ١٢٨١/١٨٦٤ كه سیرام پس از تصرف به دست قلموقها اهمیت خود را از دست داد، چیمكنت رونق یافت، اما پس از سلطه روسها در همین سال، هنوز شهر تجارى كوچكى با دیوار گلین گرداگرد آن و قلعهاى كوچك بود. در اوایل سده چهاردهم/ پایان سده نوزدهم، پیرامون شهر تعداد زیادى دهكده آباد روسى و بومى وجود داشت (د. اسلام، همانجا).
پیش از انقلاب اكتبر ١٩١٧، چیمكنت مركز كشاورزى بود كه در آن پنبه و گیاه دارویى دِرمَنه كشت میشد (پاشینو، ص ٢٢٧؛ د.اسلام، همانجا). در منابع امروزى نام این شهر «شیمكنت» آمده است (براى نمونه رجوع کنید به >اطلس جامع جهان تایمز<، نقشه ٨٣).
منابع :
(١) آشنایى با جمهوریهاى مستقل آسیاى میانه و قفقاز، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، معاونت امور فرهنگى، [?١٣٧١ش[؛
(٢) حبیباللّه ابوالحسن شیرازى، ملیتهاى آسیاى میانه، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣) نسرین احمدیان شالچى، دیار آشنا: ویژگیهاى جغرافیایى كشورهاى آسیاى مركزى، مشهد ١٣٧٨ش؛
(٤) آلكساندر ماركوویچ بلنیتسكى، خراسان و ماوراءالنهر (آسیاى میانه)، ترجمه پرویز ورجاوند، تهران ١٣٦٤ش؛
(٥) پتر ایوانوویچ پاشینو، سفرنامه تركستان: ماوراءالنهر، ترجمه مادروس داؤد خانف، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٢ش؛
(٦) شرفالدین على یزدى، ظفرنامه: تاریخ عمومى مفصل ایران در دوره تیموریان، چاپ محمد عباسى، تهران ١٣٣٦ش؛
(٧) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٨) ابوالفضل عشقى و هادى قنبرزاده، ویژگیهاى جغرافیایى آسیاى میانه و قزاقستان، مشهد ١٣٧٤ش؛
(٩) ماهیت تحولات در آسیاى مركزى و قفقاز، تألیف اكرم حسینپور و دیگران، تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات، ١٣٧٣ش؛
(١٠) مقدسى؛
(١١) محمدبن جعفر نرشخى، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوى، تلخیص محمدبن زفربن عمر، چاپ مدرس رضوى، تهران ١٣٦٣ش؛
(١٢) نقشه راههاى كشورهاى آسیاى مركزى، ازبكستان، تاجیكستان، تركمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، مقیاس ٠٠٠،٥٠٠، ١:٣ تهران: گیتاشناسى، (بیتا.)؛
(١٣) Vasily Vladimirovich Barthold, Sochineniia, vol.٢, pt.٢, Moscow ١٩٦٤;
(١٤) EI٢, s.v. "Cimkent" (by Ch. Quelquejay);
(١٥) Gregoire Frumkin, Archaeology in Soviet Central Asia, Leiden ١٩٧٠;
(١٦) Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, London ١٩٦٦;
(١٧) Joseph Marquart, Wehrot und Arang=Untersuchungen zur mythischen und geschichtlichen Landeskunde von Ostiran, Leiden ١٩٣٨;
Tageo, ٢٠٠٧, Retrieved Dec.١٦,٢٠٠٧,fromhttp://www. tageo.com/ index-e- kz-cities-kz.htm.;
The Times atlas of the world, London: Times Books, ١٩٩٢;
The Times comprehensive atlas of the world,London:Times Books,١٩٩٢;
The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥.
/ معصومه رضازاده شفارودى /