دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٠٨
حكیمى ، ابراهیم، ملقب به حكیمالملك، از دولتمردان دوره قاجار و پهلوى. وى در ١٢٨٨، و به قولى در ١٢٩٠، در تبریز به دنیا آمد. خانوادهاش اصفهانیالاصل بودند (بامداد، ج ١، ص ٨؛ یغمائى، ص ١٢٨). پدرش میرزا ابوالحسن حكیمباشى و عمویش میرزامحمود حكیمالملك، از پزشكان دربار مظفرالدین شاه (حك ١٣١٣:ـ١٣٢٤) بودند (عظیمى، ص ١٢١) و به آنان لقب حكیمالملك اعطا شده بود. ابراهیم پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى در دارالفنونِ مظفرىِ تبریز و نیز در دارالفنون ناصرى تهران در ١٣١٢، تحت سرپرستى برادر بزرگش، نصرةالحكما، به دانشكده پزشكى در پاریس رفت (بامداد، ج ١، ص ٨ـ٩؛ صفائى، ج ١، ص ٩٣).
در سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا در ١٣٢١، همراه شاه به ایران بازگشت و حكیمباشىِ مظفرالدین شاه گردید و بعد از فوت عمویش، شاه به او لقب حكیمالملك داد (صفائى، همانجا؛ بامداد، ج ١، ص ٩). وى بر اثر تجویز اشتباه دارو به شاه، جان وى را به خطر انداخت (عاقلى، ج ١، ص ٥٩٠) و به همین سبب، از طبابت كناره گرفت (صفائى، ج ١، ص ٩٤). پس از مرگ مظفرالدین شاه، به مشروطهخواهان پیوست (یغمائى، ص ١٢٩). وى عضو كمیته انقلاب ملى بود و جلسات كمیته در منزل او برگزار میشد (ملكزاده، ١٣٢٥ش، ص ٢٠٠).
پس از استقرار مشروطیت، وى به عضویت لژ بیدارى ایران، كه احتمالاً در ١٣٢٥ فعالیتش را آغاز كرده بود، در آمد. او استاد اعظم مادام العمر لژ بود (رجوع کنید به رائین، ج ٢، ص ٤٨ـ٤٩، ٥٢). در دوره اول مجلس شوراى ملى به نمایندگى برگزیده شد (بامداد، ج١، ص٩). پس از به توپ بسته شدن مجلس، به سفارت فرانسه پناهنده شد و سپس به اروپا رفت (تقیزاده، ص ٨٣). در آنجا برضد محمدعلى شاه (حك ١٣٢٤:ـ١٣٢٧) به فعالیت پرداخت (عبداللّهپور، ص ٢٠٩). بعد از فتح تهران و بركنارى محمدعلى شاه، به ایران بازگشت و از سوى هیئت مدیره موقت براى اداره امور كشور، مأمور اصلاحاتى در دربار شد (براى آگاهى از برخى جزئیات رجوع کنید به تقیزاده، ص ١٤١؛ ملكزاده، ١٣٦٣ش، ج ٦، ص ١٢٥٦). وى در انجمن آشتى ملى، كه براى تدوین قانون انتخابات تشكیل شده بود (رجوع کنید به كتاب نارنجى، ج ٢، ص ٢٠٦ـ ٢٠٧) و در انجمن نُظّار، كه نظارت بر انتخابات تهران را برعهده داشت (ملكزاده، ١٣٦٣ش، ج٦، ص١٢٨٧)، نیز حضور داشت.
در دومین دوره مجلس شوراى ملى (١٣٢٨)، حكیمى نماینده مردم آذربایجان شد (بامداد، همانجا). در اولین دولتبعد از فتح تهران، به ریاست مستوفیالممالك، وزیر مالیه گردید، لیكن چند ماه بعد محترمانه كنار گذاشته شد (رجوع کنید به صفائى، ج ١، ص ٩٦). در دولت دومِ محمد ولیخان سپهدار، حكیمى وزیر علوم و اوقاف و فواید عامه و در دولت صمصامالسلطنه، وزیر مالیه بود كه از سمت اخیر استعفا كرد (شجیعى، ج ٣، ص ٨٣ـ ٨٤؛ براى برخى جزئیات و علل آن رجوع کنید به كتاب آبى، ج٦، ص١٣٣٥؛ اوراق تازهیاب مشروطیت، ص ٢٢٠ـ٢٢١). در دولتهاى مستعجلى كه قبل از كودتاى سوم اسفند روى كار آمدند (نظیر دولت علاءالسلطنه، مشیرالدوله، عینالدوله، مستوفیالممالك، و صمصامالسلطنه)، حكیمى به تناوب، وزارت علوم و اوقاف و فواید عامه، وزارت مالیه و وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را برعهده داشت (رجوع کنید به شجیعى، ج ٣، ص ٩٢، ٩٧ـ٩٨، ١٠٠، ١٠٩، ١١٤ـ ١١٥، ١٢١).
در جریان كودتاى اسفند ١٢٩٩، عوامل كودتا وى را دستگیر و چندى بازداشت كردند (عاقلى، ج ١، ص ٥٩١). با روى كار آمدن رضاخان، حكیمى از سیاست كناره گرفت (عظیمى، ص ١٢١؛ یغمائى، ص ١٣٥) و به تألیف پرداخت، اما اثرى از او به چاپ نرسید. از جمله تألیفاتش، فرهنگ طبى مشتمل بر ٠٠٠، ٢٦ لغت، فرهنگ فارسى ـ فرانسه شامل٠٠٠ ،٦٠ لغت، و كتابى در كالبدشناسى بود (یغمائى، ص ١٣٥؛ مهدینیا، ص ٢١).
از عملكرد حكیمى در دورههاى متعدد وزارتش (تا روى كارآمدن رضاخان)، تأسیس مدرسه حقوق زیر نظر وزارت معارف (رجوع کنید به یغمائى، ص ١٣٣)، تأسیس مدرسه نقاشى به ریاست كمالالملك (ملكزاده، ١٣٦٣ش، ج ٦، ص ١٣٥٦)، تصویب قانون اعزام دانشجو به خارج از كشور (سرمد، ص ٢٩٥) و تأسیس دارالمعلمین (یغمائى، ص ١٣٤) بود و از جمله فعالیتهاى سیاسى وى مشاركت در تأسیس حزب تجدد همراه با علیاكبر داور* و عبدالحسین تیمورتاش* و محمد تدین* بود (ملائى توانى، ص ٢٩١).
با سقوط رضاشاه، وى به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد ١٣٢١ در دولت قوامالسلطنه وزیر مشاور شد، ولى با سقوط دولت مزبور در بهمن همان سال، تا ١٣٢٤ش عهدهدار هیچ سِمَت دولتى دیگرى نگردید (صفائى، ج ١، ص ٩٨ـ٩٩). در اردیبهشت ١٣٢٤، فراكسیونهاى مختلف مجلس به نخستوزیرى وى، به عنوان دولتمردى محترم و بدون مناسبات نزدیك با قدرتهاى خارجى، متمایل شد ولى او در انتخاب وزیران، نظر نمایندگان را تأمین نكرد و در نتیجه، مجلس به وى رأى اعتماد نداد (آبراهامیان، ص ٢١٥؛ عظیمى، ص ١٦٢؛ بیانى، ص ٥٠ـ٥١).
در مهر ١٣٢٤، دوباره براى نخستوزیرى به مجلس معرفى شد و، بهرغم مخالفتهاى طرفداران سید ضیاءطباطبایى و رأى ممتنع حزب توده، به نخستوزیرى رسید (خامهاى، ص ٤٥١). در زمینه سیاسى، برنامه وى رفتار ملایم با اتباع شوروى براى ترغیب آنان به خروج از ایران و حمایت نكردن از نهضتهاى مخالف و كاستن از نگرانیهاى محافظه كاران بود (آبراهامیان، ص٢٢٠؛ براى متن برنامههاى دولت دوم حكیمى رجوع کنید به كیاستوان، ج ٢، ص ٢١٥). با این همه، درخواست حكیمى مبنى بر رسیدگى دبیركل سازمان ملل به مداخلات شوروى در امور داخلى ایران، موجب نارضایى گسترده شورویها از حكیمى گردید (فوست، ص ١٠١). بیشتر مشكلات حكیمى در این دوره، خارج نشدن شوروى از خاك ایران، بحران آذربایجان، و محدودیتهایى بود كه صدرالاشراف، نخستوزیر پیشین (توقیف روزنامهها و بستن باشگاههاى حزب توده)، ایجاد كرده بود (خامهاى، همانجا). چند عامل باعث شد كه بخواهند وى را استیضاح كنند. این عوامل عبارت بودند از: به تفاهم نرسیدن با شوروى؛ پذیرفتن پیشنهاد بوین (سفیر كبیر بریتانیا در ایران) مبنى بر تشكیل كمیسیون سه جانبه مركّب از نمایندگان انگلیس و شوروى و امریكا براى حل مشكل آذربایجان، بدون مشورت با مجلس؛ و بسته ماندن باشگاههاى حزب توده (خامهاى، ص ٤٥٧ـ٤٦٠؛ صفائى، ج ١، ص ١٠٣). حكیمى وعده داد كه در آیندهاى نزدیك استعفا خواهد كرد، و همین امر سبب شد كه استیضاحش پس گرفته شود (عظیمى، ص ١٤٣ـ١٤٤؛ بیانى، ص ٣٦١ـ٣٦٢). آنگاه وى پس از شكایت از شوروى به سازمان ملل و یك روز بعد از طرح شكایت در سازمان ملل، از نخستوزیرى استعفا نمود (تقیزاده، ص ٢٧١ـ٢٧٢).
در آذر ١٣٢٦، بعد از استعفاى احمد قوام، حكیمى بار دیگر به نخستوزیرى رسید و به اجراى سیاستهاى موردنظر دربار و انگلیس پرداخت (رجوع کنید بهآبراهامیان، ص ٢٤٧). این دوره زمامدارى وى كوتاه بود. وى در مورد قتل محمد مسعود (مدیر مسئول روزنامه مردامروز) استیضاح شد و استعفا كرد (مكى، ص ٧٣ـ ٧٤، ٩٧؛ براى نمونه رابطه شاه و حكیمى در این مقطع رجوع کنید به اسنادى از احزاب سیاسى در ایران ، ص ٣٨٢ـ٣٨٣). دادن لایحه تشكیل مجلس سنا، طرح دعوى علیه قوام در مورد اختلاس از خزانه دولت، بستن باشگاههاى حزب توده و دستگیرى كارگران هواخواه حزب توده، از جمله عملكردهاى وى در این دوره از صدارتش بود (آبراهامیان، همانجا). وى در ١٣٢٨ش، پس از ترور عبدالحسین هژیر، به وزارت دربار منصوب شد (صفائى، ج ١، ص ١١٨)، اما پس از یك سال استعفا كرد (خامهاى، ص ٨٥٣). وى تا آخر عمر، نماینده انتصابى در مجلس سنا و از حقوق و مزایاى سناتورى بهرهمند بود.
حكیمى در ٢٧ مهر ١٣٣٨، بر اثر ذاتالریه، در تهران درگذشت و در ابنبابویه شهر رى دفن گردید (صفائى، ج ١، ص ١١٨ـ١١٩؛ براى آگاهى از داورى معاصران حكیمى درباره وى رجوع کنید به هدایت، ص ٤٤٣؛ مكى، ص ٨٤). حكیمى دوبار ازدواج كرد، همسر اولش فرانسوى بود كه از او صاحب دو فرزند شد. از همسر دومش، بلقیس حكیمى فرزندى نداشت (صفایى، ج ١، ص ١١٨).
منابع :
(١) اسنادى از احزاب سیاسى در ایران (١٣٤٠ـ١٣٢٠ه .ش.)، تهیه و تنظیم اداره كل آرشیو، اسناد و موزه دفتر رئیسجمهور، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٧٩ش؛
(٢) اوراق تازهیاب مشروطیت مربوط به سالهاى ١٣٢٥ـ١٣٣٠ قمرى، چاپ ایرج افشار، تهران : جاویدان، ١٣٥٩ش؛
(٣) مهدى بامداد، شرححال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجرى، تهران ١٣٤٧ـ١٣٥١ش؛
(٤) خانبابا بیانى، غائله آذربایجان، تهران ١٣٧٥ش؛
(٥) حسن تقیزاده، زندگى طوفانى : خاطرات سید حسن تقیزاده، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٧٢ش؛
(٦) انورخامهاى، خاطرات سیاسى، تهران ١٣٧٢ش؛
(٧) اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونرى در ایران، تهران ١٣٧٨ش؛
(٨) غلامعلى سرمد، اعزام محصل به خارج از كشور در دوره قاجاریه، تهران ١٣٧٢ش؛
(٩) زهرا شجیعى، نخبگان سیاسى ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامى، ج ٣، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٠) ابراهیم صفائى، نخستوزیران، ج ١، (تهران ١٣٥١ش)؛
(١١) باقر عاقلى، شرححال رجال سیاسى و نظامى معاصر ایران، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٢) احمد عبداللّهپور، نخستوزیران ایران، (تهران) ١٣٦٩ش؛
(١٣) كتاب آبى: گزارشهاى محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، به كوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشر نو، ١٣٦٢ـ ١٣٦٩ش؛
(١٤) كتاب نارنجى: گزارشهاى سیاسى وزارت امورخارجه روسیه تزارى درباره انقلاب مشروطه ایران، ج ٢، ترجمه فتحاللّه دیدهبان و دیگران، به كوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشرنور، ١٣٦٦ ش؛
(١٥) حسین كیاستوان، سیاست موازنه منفى در مجلس چهاردهم، (تهران) ١٣٢٧ـ١٣٢٩ش؛
(١٦) حسین مكى، خاطرات سیاسى حسین مكى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٧) علیرضا ملائى توانى، مشروطه و جمهورى : ریشههاى نابسامانى نظم دموكراتیك در ایران ١٣٠٥ـ ١٢٨٤، تهران ١٣٨١ش؛
(١٨) مهدى ملكزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران ١٣٦٣ش؛
(١٩) همو، زندگانى ملكالمتكلمین، تهران ١٣٢٥ش؛
(٢٠) جعفر مهدینیا، زندگى سیاسى ابراهیم حكیمى (حكیمالملك)، تهران ١٣٨٢ش؛
(٢١) مهدیقلى هدایت، خاطرات و خطرات، تهران ١٣٦٣ش؛
(٢٢) اقبال یغمائى، وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران ١٣٧٥ش؛
(٢٣) Ervand Abrahamian, Iran between two revolutions, Princeton, N. J. ١٩٨٣;
(٢٤) Fakhreddin Azimi, Iran: the crisis of democracy, London [c ١٩٨٩];
(٢٥) Louise L'Estrange Fawcett, Iran and the Cold War: the Azerbaijan crisis of ١٩٤٦, Cambridge ١٩٩٢.
/ داود قاسمپور /
تصاویر این مدخل:
ابراهیم حکیمی منبع: آرشیو واحد تصویر بنیاد دایره المعارف اسلامی : مجموعه باقر عاقلی