دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢١٥
کردی، محمدامین ، محمد امین بن فتح الله زاده اربلی، صوفی و واعظ نقشبندی قرن چهاردهم. وی در نیمۀ دوم قرن سیزدهم در اربیل/اربل، در شمال عراق، متولد شد (کردی، مقدمۀ عزامی، ص٣؛ د.اسلام، ذیل «کردی،محمد امین» ). شیخ سلامه عزامی، از خلفای او و از بزرگان علمای الازهر، در مقدمۀ تنویر القلوبِ کردی، به تفصیل به شرح احوال و سفرها و کرامات او پرداخته است.
کردی تعلیمات خود را نزد پدرش، فتحاللهزاده، که شیخ طریقت قادریه بود، شروع کرد (کردی، مقدمۀ عزامی، ص٣ـ٤؛ د. اسلام، ذیل مادّه) و از طریق عمر ضیاءالدین (متوفی ١٣١٨)، که از خلفای بهاءالدین خالد نقشبندی بود، به طریقت خالدیۀ نقشبندیه پیوست (کردی، مقدمۀ عزامی، ص٤؛ دی یونگ، ١٩٧٨، ص١٤٢). او چند سال را با شیخ عمر گذرانید و سپس در طریقت نقشبندیه اجازۀ ارشاد گرفت (کردی، مقدمۀ عزامی، ص٤ـ٧؛ د. اسلام، ذیل مادّه). همچنین، با اجازۀ شیخ خویش، به سیاحت و زیارت قبور صالحان پرداخت و در این مدت واقعات غریبی را تجربه کرد (رجوع کنید به کردی، مقدمۀ عزامی، ص٨؛ د. اسلام، همانجا). وی سالهای بسیاری را در مکه و مدینه سپری کرد، که توأم با مکاشفات و تجربههای عمیق عرفانی بود، به گونهای که وی حال خود را مشابه حال ابنعربی در زمان تألیف فتوحات مکیه وصف کرده است (د. اسلام، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کردی، مقدمۀ عزامی، ص٨-١٢). سپس به مصر رفت و جز برای سفری به مکه و مدینه از آنجا خارج نشد (د. اسلام،همانجا). وی در مصر، نخست به تحصیل در الأزهر پرداخت و در رواق طلبههای کرد در الأزهر ساکن شد، سپس به دهکدۀ اَمْبابِه در بیرون قاهره و از آنجا به بولاق رفت و در آنجا اقامت گزید، اما گاهی برای دانشاندوزی به الأزهر سفر میکرد (کردی، مقدمۀ عزامی، ص١٢ـ١٣؛ د. اسلام، همانجا).
کردی به علم حدیث و تفسیر علاقۀ بسیار داشت و تا سالهای پایانی عمرش در مجلس درس سلیم بشری در الأزهر حاضر می شد و پس از فراگیری تفسیر و حدیث و فقه شافعی از وی، در بولاق به تدریس حدیث و فقه و کلام مشغول شد (کردی، مقدمۀ عزامی، ص١٣ـ١٤). کردی که تا آن زمان گرایش عرفانی خود را پنهان داشته بود، به سبب اشارتی که در خواب از شیخ عمر دید، به ترویج تعالیم خالدیۀ نقشبندیه پرداخت و با سفرهای بسیار توانست بسیاری از اهالی قاهره و روستاهای شمال مصر را به طریقت خویش درآورد و حتی مخالفت پیروان طریقتهای دیگر و هواداران جنبش سلفی، مانع از افزایش مریدان وی نشد (کردی، مقدمۀ عزامی، ص١٤ـ١٥؛ د. اسلام، همانجا؛ وایزمن، ص١٠٠).
محمدامین کردی در ١٣٣٢ درگذشت و در گورستان قرافۀ قاهره، نزدیک مقام سیده زینب، دفن شد (درنیقه، ص١٣٠؛ د. اسلام،همانجا).
پس از محمد امین کردی، فرزند و نوه اش طریقت خالدیۀ نقشبندیه را تداوم بخشیدند. این طریقت بیشتر در میان طبقات بالای جامعه رواج داشت. انشعاباتی که در این طریقت به وجود آمد، مانع از گسترش آن در دیگر کشورهای شمال افریقا و سرزمینهای جنوب صحرا شد (دی یونگ، سلسلههای صوفیانه... ، ص١٢٥؛ وایزمن، ص١٠١). دیگر خلیفۀ برجسته کردی، محمد امین سقا نام داشت که بسیاری از نقشبندیهای معاصر در مصر از اخلاف او هستند (د. اسلام، همانجا).
کردی آثار متعددی در فقه و حدیث و تفسیر و عرفان دارد، که از مهمترین آنهاست: تنویر القلوب فی معامله علام الغیوب، در سه بخش، که بخش اول به عقاید دینی، بخش دوم به فقه شافعی و بخش سوم به تصوف اختصاص دارد و در آن به بیان اصطلاحات و مفاهیم عرفانی به شیوۀ طریقت نقشبندیه پرداخته است.
مواهب السرمدیه فی مناقب الساده النقشبندیه نیز اثری است شامل شرح احوال مشایخ نقشبندیه تا شیخ عمر ضیاءالدین، و اصول طریقت نقشبندیه. کردی همچنین به سبب علاقه به تعلیم قرآن، رسالهای در علم تجوید قرآن و آداب تلاوت نوشت، که به چاپ نرسیده است (کردی، مقدمۀ عزامی، ص١٦؛ برای آگاهی از دیگر آثار وی، رجوع کنید به سرکیس، ج٢، ستونهای١٥٥٤ و ١٥٥٥؛ زرکلی،ج٦،ص٤٣). کردی بیشتر بر دو تعلیم نقشبندیه، یعنی ذکر خفی و تلاوت دعای معروف به «ختم خواجگان»، که توسل به مشایخ نقشبندیه برای دفع بلایا و حوادث است، تأکید داشت. ازاینرو، بخشی از آثارش را به مبحث ذکر قلبی و لسانی و کیفیت و آداب آن در میان نقشبندیه اختصاص داده و به بیان دلایل نقلی و عقلی ترجیح ذکر قلبی بر ذکر زبانی پرداخته است (رجوع کنید به کردی، تنویر، ص٥٠٨ـ٥٢٠؛ همو، ٢٠٠٥، ص٢٨٢ـ٢٩٩).
منابع :
(١) خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج٦، بیروت ٢٠٠٢؛
(٢) محمداحمد درنیقه، الطرق النقشبندیه و اعلامها، چاپ جروس برس، [طرابلس] [١٤٠٧/١٩٨٧]؛
(٣) یوسف الیاس سرکیس، معجم المطبوعات العربیه و المعربه، قم١٤١٠؛
(٤) محمدامین کردی، تنویر القلوب فی معامله علام الغیوب،چاپ سلامه عزامی،بیروت [بیتا]؛
(٥) همو، المواهب السرمدیه فی مناقب الساده النقشبندیه، قاهره ٢٠٠٥؛
(٦) Frederick de Jong, Sufi orders in Ottomon and post-Ottomon Egypt and the middle-east, Istanbul.
(٧) Ibid, Turuq and Turuq-linked institutions ik nineteenth century Egypt, Leiden,١٩٧٨.
(٨) EI٢, s.v. “AL- KURDĪ, MUHAMMAD AMĪN”, by Hamid Algar.
(٩) Itzchak Weismann, The Naqshbandiyya, orthodoxy and activism in a world wide sufi tradition, London and New York, ٢٠٠٧.
/جمشید جلالی شیبانی/
تاریخ نشر اینترنتی: ٠٥/٠٧/١٣٩١