دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٠٣
حسینباى (حسینبن على تُركى) ، مؤسس سلسله حسینیان در اوایل سده دوازدهم در تونس. پدرش، على، از اهالى شهر كَندیه ــ واقع در جزیره كرت كه در آن زمان از توابع دولت عثمانى شمرده میشدــ بود (حسین خوجه، ص ١١٢؛ ابنابیالضَّیاف، ج ٢، ص ١٠٥) و از آغاز حكومت بنیمراد تا پایان عمرش در خدمت این دولت به سپاهیگرى اشتغال داشت (حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٥). وى كه فرماندهى شجاع و نزد سربازانش محبوب بود، به عنوان دژدار به قلعه كاف در تونس فرستاده شد. حسین، در ١٠٨٦ در این شهر به دنیا آمد (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٥ـ١٠٦).
حسین و برادرش، محمد، نیز در دولت بنیمراد به خدمت مشغول شدند (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٦). حسین به چهار تن از باى*هاى تونس خدمت كرد و به سبب شایستگى و توانى كه از خود نشان داد، در بیست سالگى به مقام خزانهدارى در دوران حكومت محمدباى رسید و سپس نزد دیگر حاكمان تونسى نیز مقامهاى مهمى به دست آورد (حسین خوجه؛ ابنابیالضّیاف، همانجاها). وى براى مدتى، نایب حكومت ابراهیم شریف، فرمانرواى تونس، بود و در لشكركشى ابراهیم به طرابلس در ١١١٦، شركت داشت (حسین خوجه، ص ١٠٨؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص١٠٠). همچنین در اول محرّم ١١١٧، در جنگ با الجزایریها، كه در نزدیكى شهر كاف رخ داد و به شكست و اسارت ابراهیم شریف انجامید، حاضر بود (حسین خوجه، همانجا؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٢؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٤). پس از نبرد كاف، مردم تونس در ربیعالاول ١١١٧ با وى بیعت كردند (حسین خوجه، همانجا؛ وزیر، ج ٣، ص ٩؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٧؛ بیرم الخامس، ج ٢، ص ٣٨٢).
حسین از ١١١٧ تا ١١٤٧ بر تونس فرمان راند (ثامر، ص ٥٤؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا) و لقب باى گرفت. وى سلسله حسینیان* را بنیان نهاد و تونس مقرّ بایهاى این سلسله گردید. با به رسمیت شناخته شدن حكومت حسینبن على و گرفتن لقب بیگلربیگى* از سلطان عثمانى، سلسله حسینیان رسماً تأسیس شد و آنان، بدون وساطت دربار عثمانى، با دولتهاى اروپایى رابطه برقرار كردند و دولتهاى اروپایى نیز استقلال آنان را به رسمیت شناختند (بنخوجه، ص ٦٢).
در ١١١٧، حسین باى در اولین اقدام، به ترمیم حصار شهر تونس و استحكام قلاع آن پرداخت (وزیر، ج ٣، ص ٢١؛ ابنابیالضّیاف؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجاها) و در همان سال با مهاجمان الجزایرى، مواجه شد. الجزایریان با چهل هزار جنگجو به سوى تونس رهسپار شدند و در حومه پایتخت، در محلى به نام ابومنحوس، اردو زدند. سپاه تونسى شامل هجده هزار تن جنگجو بود (وزیر، ج ٣، ص ٢٣ـ٢٤، ٢٩؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٧ـ١٠٩؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص١٢٥ـ١٢٦). حسینباى، كه از ابتدا خواستار صلح بود، پیشنهاد كرد الجزایریان به سرزمینشان بازگردند (ابنابیالضّیاف، ج٢، ص١٠٨)، اما نتیجهاى حاصل نشد و چندین نبرد میان دو طرف درگرفت (رجوع کنید به وزیر، ج٣، ص٢٩ـ٣٤، ٣٩ـ٤٣؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٠٩ـ١١٠) و سرانجام الجزایریان، پس از چهل روز اقامت در حومه تونس، بدون هیچ دستاوردى به سرزمینشان بازگشتند (وزیر، ج ٣، ص ٤١؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص١١٠).
حسین باى در ابتدا فرزندى نداشت و ازاینرو به تربیت علیپاشا، پسر برادرش، پرداخت. پس از آن صاحب سه پسر به نامهاى محمدالرشید، على و محمود شد (ابن ابیالضّیاف، ج ٢، ص١٢٠؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٦).
بر اثر ظلم و تعدى حاكم مسیحى طَبَرْقَه* در حق مردم و نادیده گرفتن هشدار حسینبن على، حسینباى در ١١٢١ به آن سو لشكر كشید و حاكم طبرقه را سركوب كرد و اوضاع آن منطقه را سامان داد (وزیر، ج ٣ ص ١٤٥ـ١٤٧).
حسینباى در اواخر حكومتش با شورش برادرزادهاش، علیپاشا، روبهرو شد. علیپاشا چون برترى عموزادگانش را دید و از قدرت سیاسى محروم شد، در ١٠ رجب ١١٤٠ راهى جبل وَسَلات شد. اهالى وسلات به اطاعت او درآمدند و او را یارى دادند. حسین باى اهالى آنجا را به صلح دعوت كرد واز آنان خواست برادرزادهاش را تسلیم كنند. همچنین جمعى از علما را به آن منطقه فرستاد تا برادرزادهاش را دعوت به صلح كنند و او را بازگردانند، اما این گروه بینتیجه بازگشتند. پس از آن بسیارى از مخالفان حكومت حسینباى به علیپاشا پیوستند. در پى آن، نیروهاى حسین باى به آنجا حمله كردند و بین دو طرف جنگ درگرفت (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٣٢ـ١٣٥). حسینباى نیز به همراه سپاهیانش دوبار به سپاه دشمن یورش برد، ولى موفقیتى بهدست نیاورد و دوباره به قیروان عقبنشینى كرد و این در حالى بود كه علیپاشا در شهر تونس خود را باى خواند و قدرت را در اختیار گرفت. بر اثر این جنگها، مردم تونس به دو گروه تقسیم شدند: حسینیه، طرفداران حسینبن على؛ و باشیه، طرفداران علیپاشا (همان، ج ٢، ص١٤٠، ١٤٥).
جنگ حسینباى و برادرزادهاش همچنان ادامه یافت و در ١١٤٩ یونس، فرزند علیپاشا، یازده ماه قَیروان را محاصره كرد. در ١١٥١ نیز نُه ماه دیگر آنجا را محاصره كرد. حسین باى همچنان به مقاومت ادامه داد تا اینكه در ١٦ صفر ١١٥٣ یونس وارد شهر گردید و حسینباى اسیر و كشته شد و جمعى از طرفدارانش را در قَیروان به دار آویختند (همان، ج ٢، ص١٤١ـ١٤٣). مدفن او در تونس به تُربةالباى مشهور است. فرزندان حسینباى به الجزایر رفتند و در آنجا مستقر شدند (همان، ج ٢، ص ١٤١ـ١٤٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٦). در شهرهاى دیگر نیز طرفداران حسینباى را كشتند و غارت كردند (رجوع کنید به ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٤٤).
گفته شده است كه حسینباى فرمانروایى شجاع و بخشنده بود، با مردم به نیكى و عدل و انصاف رفتار میكرد، علما و صالحان را گرامى میداشت و امنیت و آسایش برقرار نمود (رجوع کنید به همان، ج٢، ص١١٧). او به آبادانى علاقه بسیار داشت و به اصلاح امور تونس و توسعه كشاورزى و صنعت و تجارت همت گماشت (حسن حسنى عبدالوهاب، ص١٢٦ـ١٢٧؛ ثامر، ص٥٤). برخى آثار عمرانى وى عبارت بودند از: آباد كردن شهر قیروان و بازسازى بازارهاى آن (وزیر، ج٣، ص١٠٨ـ١٠٩؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٢٢؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٧)؛ بازسازى آثار صحابه و تابعین و مراقد شاعران اهل بیت؛ احیاى باغهاى زیتون پایتخت؛ بناى مسجدجامعى به نام جامع الجدید و بناى مدرسه و آرامگاهى در نزدیكى مسجد (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٢٢، ١٢٥)؛ بناى مدارس بسیارى در شهرهاى گوناگون، از جمله در تونس، صَفاقُس، قیروان، نَفْطَه و سوسه (وزیر، ج ٣، ص ١٦٧، ٢٢٨ـ٢٢٩؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٢٥؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٢٧)؛ ساخت پلها، آبانبارها، و مساجد متعدد و مسجدى براى اقامه نماز جمعه؛ بناى قصرى به عنوان مقر حكومت در باردو*؛ احداث مدرسه و حمام (وزیر، ج٣، ص١٦٧، ٢٤٨ـ٢٥٦، ٣٠٥، ٣٦٤؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١١٧، ١٢٥ـ١٢٧). در زمان حسینباى تجمل و اسراف تاحدود زیادى ممنوع شد (رجوع کنید به ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١١٨؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا).
منابع :
(١) ابنابیالضَّیاف، اتحاف اهل الزمان باخبار ملوك تونس و عهدالامان، ج ٢، چاپ محمد شمّام، تونس ١٩٩٠؛
(٢) بنخوجه (محمد)، صفحات من تاریخ تونس، چاپ حمّادى ساحلى و جیلانیبن حاج یحیى، بیروت ١٩٨٦؛
(٣) محمد مصطفى بیرمالخامس، صفوة الاعتبار بمستودع الأمصار و الأقطار، ج ٢، چاپ علیبن طاهر شنوفى، ریاض مرزوقى، و عبدالحفیظ منصور، تونس ١٩٩٩؛
(٤) حبیب ثامر، هذه تونس، چاپ حمادى ساحلى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٥) حسن حسنى عبدالوهاب، خلاصة تاریخ تونس، تونس ٢٠٠١؛
(٦) حسین خوجه، ذیل بشائر أهل الایمان بفتوحات آلعثمان، چاپ طاهر معمورى، تونس ١٣٩٥/ ١٩٧٥؛
(٧) محمدبن محمد وزیر، الحلل السندسیة فى الأخبار التونسیة، چاپ محمد حبیب هیله، بیروت ١٩٨٥.
/ زهرا برومند /