دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥١٢
چُغَتایى ، دو برادر از چهرههاى شاخص هنر اسلامى در پاكستان.
١) عبدالرحمان. نقاش و حكاك. وى در ٢٠ ربیعالاول ١٣١٢/ ٢١ سپتامبر ١٨٩٤ در لاهور به دنیا آمد. پدرش، میران بخش، از اخلافِ احمد معمار لاهورى (معمار تاجمحل*، متوفى ١٠٥٩)، بود (شیخ، ص ١٨٥؛ اعجازالحسن، ص ٣٧؛ قاسم محمود، ذیل مادّه). نیاكان او در ریاضى و ستارهشناسى و معمارى، متخصص و صاحب تألیف بودند، از جمله: امامالدین ریاضى (متوفى ١١٤٥)، میرزاخیراللّه (زنده در ١١٦١) و لطفاللّه مهندس لاهورى (متوفى ١٠٥٩). چغتایى در ١٣٣٢/١٩١٤ از مدرسه هنر میو در لاهور در رشته نقاشى فارغالتحصیل (شیخ، همانجا) و در همان مدرسه معلمِ طراحى شد (>فرهنگ هنر<، ذیل مادّه)، سپس به كلكته رفت و با آثار استادان آن شهر، از جمله رابینْدرانات و گوگیندِرانات تاگور، نَنْدَن لالْ بوس و حسین بخش (نقاش)، از نزدیك آشنا گردید. در آن روزگار مدرسه هنر بنگال در كلكته معروفترین مدرسه نقاشى شبهقاره و نماینده هنر و سبك تاگور و فرهنگ هندویى بهشمار میآمد. چغتایى در ١٣٣٤/ ١٩١٦ به لاهور بازگشت تا در پنجاب سبك جدیدى در نقاشى پایه گذارى كند كه از مدرسه بنگال، ممتاز و حامل پیام فرهنگ اسلامى و شبهقاره باشد. او با سفر به شهرهاى تاریخى، از جمله آگره، دهلى، و فتحپور سیكرى، آثار باستانىِ هندویى و اسلامى را از نزدیك مشاهده كرد و از هنر نقاشى و معمارى آنها الهام گرفت. اولین نقاشى چغتایى در ١٣٣٤/١٩١٦ در مجله >نقد جدید< كلكته به چاپ رسید و نخستین نمایشگاه آثارش در ١٣٣٨/١٩٢٠ در لاهور برگزار شد. نمایش آثار او، به عنوان نمونه نقاشى مكتب پنجاب، در نمایشگاه سلطنتى در ١٣٠٣ش/١٩٢٤ در لندن، سبب شهرت جهانى او شد. وى در ١٣١٠ش/ ١٩٣٢ همراه برادرش، محمد عبداللّه چغتایى، به لندن رفت و در گالرى ملى هنر، موزه بریتانیا و موزه ویكتوریا و آلبرت شاهكارهاى نقاشى غرب را مشاهده كرد. وى در همان سال به لاهور بازگشت و در ١٣١٥ش/ ١٩٣٦، براى تبحر یافتن در فن حكاكى تیزابى و مطالعه نقاشى، بار دیگر به اروپا رفت (>فرهنگ هنر<، همانجا). آثار او در یكصدوشصت ونهمین نمایشگاه فرهنگستان سلطنتى هنر (١٣١٦ش/١٩٣٧)، در انجمن سلطنتى هند در خانه هند(١٣٢٥ش/١٩٤٦) و در گالرى هنر انجمن مشتركالمنافع(١٣٤٦ش/١٩٦٧)، در لندن، به نمایش گذاشته شد. برخى آثار او در موزه بریتانیا، موزه ویكتوریا و آلبرت لندن، موزه ملكه الیزابت دوم و موزه ملى هنرهاى معاصر دهلى نگهدارى میشود.
در ١٣١٣ش/ ١٩٣٤، دولت انگلیسى شبهقاره لقب «خان بهادر» و در ١٣٣٩ش/١٩٦٠دولت پاكستان نشان «هلالِ امتیاز» را به او اعطا كردند (قاسم محمود، همانجا؛ اسلم، ص ٧٩). از او در میان هنرمندان شبهقاره با عنوان «مصوّرِ مشرق» یاد میشود (قاسم محمود، همانجا). چغتایى در دى ١٣٥٣/ ژانویه ١٩٧٥ در لاهور درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد (همانجا).
چغتایى در دوره اوج شهرت مدرسه هنر بنگال توانست سبكى به وجود آورد كه نماینده فرهنگ جهان اسلام باشد. این سبك «هنر چغتایى» نامیده میشود. نقاشیهاى او تصاویرى از فرهنگ اسلامى و افسانههاى پنجابى است (>فرهنگ هنر<، همانجا). همچنین علاقه او به زادگاهش، پنجاب، در آثارش انعكاس یافته است.
چغتایى پایبند بُعد دوگانه، یعنى طول و عرض، بود و به پیروى از نقاشى سنّتى اسلامى، در تصاویرِ او سایه اجسام دیده نمیشود. او در نقاشیهایش منحصرآ به شیوه آبرنگ* كار میكرد (>فرهنگ هنر<، همانجا). وى در طراحى و رنگآمیزى تخصص داشت، از الگوها و نمونههاى خارجى تقلید نمیكرد و آثارش برگرفته از الهامهاى درونى بود (رجوع کنید به اعجازالحسن، همانجا).
تصویرگرى قهرمانان تاریخى و فرهنگىِ اسلام و اشعار شعراى برجسته ایران و شبهقاره، از جمله عمرخیام، غالب دهلوى و اقبال لاهورى، هنر او را به شهرت و كمال رسانده است. علاقه خاص او به خیام، و سالها تأمل در افكار این شاعر، به آفرینش آثار هنرى بدیعى انجامیده است. چغتایى از نقاشى ایرانى و بابرى (رجوع کنید به بابریان*) هند تأثیر فراوان پذیرفته است (همانجا).
برخى از معروفترین آثار او عبارتاند از: مرقّع چغتایى (١٣٠٧ش/ ١٩٢٨)، با مقدمه اقبال لاهورى و مشتمل برگزیده اشعارِ اردوى غالب دهلوى و نقاشیهاى چغتایى، چاپِ نفیس این كتاب در شهرت چغتایى نقش اساسى داشته است؛ نقشِ چغتایى (١٣١٤ش/ ١٩٣٥) حاوى گزیده اشعار اردوى غالب دهلوى و تصاویرى از چغتایى؛ نقاشیهاى چغتایى (١٣١٩ش/ ١٩٤٠)، با توضیحاتى به زبان انگلیسى؛ نقاشیهاى هندویى چغتایى، با توضیحاتى به انگلیسى (١٣٣١ش/ ١٩٥٢)؛ عمل چغتایى (١٣٤٧ش/١٩٦٨) شامل گزیده اشعار اردوى اقبال لاهورى؛ تمام این آثار در لاهور به چاپ رسیدهاند.
از جمله آثار چاپنشده او كتاب رباعیات عمرخیام است. وى به داستاننویسى نیز علاقه داشت و دو مجموعه داستان او به زبان اردو، به نامهاى كاجَل و لَگان، در ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧ منتشر شده است. در لاهور موزهاى به نام چغتایى تأسیس شده است كه تعدادى از نقاشیهاى وى در آنجا نگهدارى میشود (شیخ، ص ١٨٥).
٢) محمدعبداللّه. پژوهشگر هنر و معمارى اسلامى. او در ١٧ جمادیالآخره ١٣١٤/ ٢٣ نوامبر ١٨٩٦ در لاهور به دنیا آمد. تحصیلات خود را در سالهاى ١٣٢١ـ١٣٢٩/١٩٠٣ـ ١٩١١ در مدارس لاهور به پایان رساند، سپس در لُدهیانه (در پنجابِ هند) و دانشكده اسلامى لاهور به تدریس پرداخت (اسلم، ص ٢١٢). در ١٣١١ش/ ١٩٣٢ براى مطالعه آثار معمارى و نقاشى به انگلستان و فرانسه و آلمان و ایتالیا سفر كرد و در دانشگاه پاریس به تحصیلات عالى پرداخت (همانجا) و در ١٣١٦ش/ ١٩٣٨، رساله دكترى خود را درباره تاجمحل* به زبان فرانسه نوشت. پس از بازگشت به هند، از ١٣١٧ تا ١٣٢٥ش/ ١٩٣٩ـ١٩٤٦ در دانشگاه دكنِ پونا به تدریس علوم و فنون و تاریخ اسلامى پرداخت (قاسم محمود، ذیل «محمدعبداللّه چغتائى»). در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧، پس از استقلال پاكستان، از پونا به لاهور بازگشت و از ١٣٤٠ تا ١٣٤٥ش/ ١٩٦١ـ ١٩٦٦ در دانشگاه مهندسى و صنعت لاهور به تدریس معمارى مشغول شد (همانجا).
او در ١٣٠٧ش/ ١٩٢٨ با اقبال لاهورى*، كه از دوستان وى بود، بهدهلى و حیدرآباد دكن و مَدْرَس سفر كرد. دیگر دانشمندان آن روزگار، از جمله حافظ محمودخان شیرانى*، مولوى محمد شفیع*، سیدسلیمان نَدَوى* و مولوى عبدالحق، از معاشران او بودند (اسلم، همانجا). او همچنین براى مطالعه و بررسى آثار باستانى هرات به این شهر رفت. چغتایى در ٢٨ آذر ١٣٦٣/ ١٩ دسامبر ١٩٨٤ در لاهور درگذشت و در همانجا بهخاك سپرده شد.
چغتایى در زمینه معمارى و باستانشناسى، نقاشى، خوشنویسى، سفالگرى، تاریخ و نیز درباره اقبال لاهورى بیش از هفتاد كتاب و مقاله تألیف نمود (قاسم محمود، همانجا). وى چندین مقاله به انگلیسى و فرانسوى و اردو نوشت كه برخى از آنها به فارسى نیز ترجمه شده است (رجوع کنید به افشار، ج ١، ص ٦٤، ٢١٩، ٣٥٣، ٣٧١، ٤٨١، ٨٥١، ج ٢، ص ١٨٠، ٥٤٢، ج ٣، ص ١٤٦، ٢٧٥، ج ٤، ص ٤٦، ١٧٥، ١٧٨، ٢٢٩).
مهمترین آثار او عبارتاند از: مغربى آرت كى مختصر تاریخ (تاریخ مختصر هنر غربى)، ١٣٣٧ش/ ١٩٥٨؛ تاریخ نقش نگار، ١٣٥٠ش/١٩٧١؛ همارا جمالیاتى سرمایه (سرمایه زیباشناسى ما)، (بیتا.)؛ فنون لطیفه بعهد اورنگزیب عالمگیر، ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧؛ مختصر تاریخ اسلامى مصورى، ١٣١٥ش/ ١٩٣٦؛ كمالالدین بهزاد، (بیتا.)؛ سرگذشت خط نستعلیق، ١٣٤٩ ش/ ١٩٧٠؛ ترجمه علمالكتابت (تألیف ابوحیان توحیدى) از عربى به اردو، ١٣٤٥ش/١٩٦٦؛ اسلامى فن تعمیر هند و پاك پر ایران و توران كااثر (تأثیر ایران و توران بر هنر معمارى اسلامى هند و پاكستان)، ١٣٥٢ش/ ١٩٧٣؛ مساجد عالم، ١٣٥٥ش/ ١٩٧٦؛ فن تعمیر، ١٣٤٢ش/١٩٦٣؛ بادشاهى مسجد لاهور، ١٣٥١ش/ ١٩٧٢؛ اماكن لاهور، ١٣٦٠ش/ ١٩٨١؛ >تكسیله: بازدید دوباره با تصاویر<، ١٣٣٧ش/ ١٩٥٨؛ مسجد وزیرخان لاهور، ١٣٥٤ش/١٩٧٥؛ احمدمعمار لاهورى اور اس كاخاندان (احمد معمار لاهورى و خانوادهاش)، ١٣٣٦ش/١٩٥٧؛ >مساجد سمرقند: پیوندهاى معمارى هند و آسیاى مركزى<، (بیتا.)؛ ترجمه واقعات عالمگیرى (تألیف عاقلخان رازى) از فارسى به اردو، ١٣١٧ش/ ١٩٣٨؛ روایات متعلق اقبال از احباب اقبال (گفتههاى اقبال از زبان دوستانش)، ١٣٦٨ش/ ١٩٨٩ (رجوع کنید به چغتایى، ١٤٠١، پشت جلد، سیاهه تألیفات).
منابع :
(١) محمداسلم، خفتگان خاك لاهور، لاهور ١٩٩٣؛
(٢) ایرج افشار، فهرست مقالات فارسى، تهران ١٣٤٨ش ـ؛
(٣) محمدعبداللّه چغتایى، تاریخ اماكن لاهور، ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٤) عزیزعلى شیخ، مشاهیر پنجاب كا انسائیكلوپیدیا، لاهور ٢٠٠٠؛
(٥) سیدقاسم محمود، انسائیكلوپیدیا پاكستانیكا، لاهور ( ١٩٩٧).
(٦) The Dictionary of art, ed. Jane Turner, NewYork: Grove, ١٩٩٨, s.v. "Chughtai, Abdur Rahman" (by Marcella Nesom- Sirhandi);
(٧) Ijaz ul Hassan, Painting in Pakistan, Lahore ١٩٩١.
/ عارف نوشاهى /