دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٠٢
حماس، جنبش ، حماس، جنبش، از مهمترين جنبشها و سازمانهاى اسلامى در فلسطين كه در ١٣٦٦ش/ ١٩٨٧ با هدف آزادسازى اراضى اشغالى شكل گرفت.
حماس كوتهنوشتِ «حركة المقاومة الاسلامية» (جنبش مقاومت اسلامى) است و شاخه اخوانالمسلمين* در فلسطين به شمار مىآيد، ازاينرو پيشينه تاريخى مشتركى با آن دارد (رجوع کنید به ابوعمرو، ١٣٧١ش، ص ٦٦؛ «ميثاق حركة المقاومة الاسلامية (حماس)»، مادّه ٢). سابقه فعاليت اخوانالمسلمين در فلسطين به پيش از تأسيس رژيم اشغالگر در ١٣٢٧ش/١٩٤٨ باز مىگردد. در ١٣١٤ش/١٩٣٥ حسنالبنا*، رهبر اخوانالمسلمين، برادر خود عبدالرحمان البنا و استاد محمداسعدالحكيم را به فلسطين اعزام كرد (دراسة فى الفكر السياسى لحركة المقاومة الاسلامية، ص ٣١). سعيد رمضان، يكى از رهبران اخوانالمسلمين، نخستين شعبه اخوان را در ٤ آبان ١٣٢٤/ ٢٦ اكتبر ١٩٤٥ در بيتالمقدّس بنياد گذاشت. در ١٣٢٦ش/١٩٤٧، اخوانالمسلمين در فلسطين با حدود ٢٥ شعبه، بالغ بر دوازده تا بيست هزار نفر عضو فعال داشت و همه اين شعبهها را اخوانالمسلمين مصر رهبرى مىكرد (ابوعمرو، ١٣٧١ش، ص ٣).
شكست كشورهاى عربى از رژيم اشغالگر در جنگ شش روزه ١٣٤٦ش/١٩٦٧، از يكسو سبب تضعيف و انفعال شمارى از گروهها و احزاب در جهان عرب شد و از سوى ديگر، شمارى از گروههاى اسلامگرا را به اقدام جدى برانگيخت و آنها را به عرصه سياست سوق داد (دراسة فى الفكر السياسى لحركة المقاومة الاسلامية، ص ٣٣). بر اين اساس مىتوان تحول جنبش اخوانالمسلمين فلسطين را از ١٣٤٦ش/ ١٩٦٧ به چهار دوره تقسيم كرد: ١) سازماندهى تدريجى و تحكيم پايههاى جنبش از ١٣٤٦ تا ١٣٥٥ش/ ١٩٦٧ـ١٩٧٦؛ ٢) نهادسازى و توسعه دامنه جنبش از ١٣٥٥ تا ١٣٦٠ش/ ١٩٧٦ـ١٩٨١؛ ٣) پايان مرحله زيربناسازى و انتقال به عرصه مقاومت از ١٣٦٠ تا ١٣٦٦ش/ ١٩٨١ـ١٩٨٧؛ ٤) مرحله جهاد با اشغالگران صهيونيست از ١٣٦٦ش/ ١٩٨٧ تاكنون (١٣٨٨ش/٢٠٠٩؛ همان، ص٣٥ـ ٣٨). از ١٣٤٦ش/١٩٦٧ تا ميانه دهه ١٣٥٠ش/١٩٧٠، فعاليت اخوانالمسلمين در نوار غزه و كرانه باخترى بدونگرايش به مسائل سياسى صرفآ به امور دينى و اجتماعى محدود ماند (ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٨٦؛ حروب، ١٩٩٦، ص ٢٩ـ٣٠). از اواخر دهه ١٣٥٠ش/١٩٧٠، اخوانالمسلمين فلسطين، علاوهبر نوار غزه، در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالى كرانه باخترى نيز فعاليت مىكرد. اوجگيرى فعاليت سياسى اين جنبش در سرزمينهاى اشغالى از يك سو متأثر از مؤلفههايى چون وقوع انقلاب اسلامى در ايران و فعاليت جنبشهاى اسلامى در مصر و از سوى ديگر، مقارن با افول شديد جنبشهاى ملىگرا در جهان عرب بود. با وجود اين اخوانالمسلمين فلسطين امورى مانند اصلاح فردى، تشكيل جامعه اسلامى و برپايى دولت اسلامى را از اولويتهاى خود مىدانست و مقاومت مسلحانه در برابر اشغالگران جزو اولويتهاى آنها نبود (جرباوى، ١٩٩٣، ص ٧٢؛ ليتواك، ص ١٤٩).
در آغاز دهه ١٣٦٠ش/١٩٨٠، اين جنبش به نيرويى سياسى بدل شد و مبارزه مسلحانه با اشغالگران را با تشكيل سازمانى به نام «المجاهدون الفلسطينيون»، به مثابه بازوى نظامى اخوانالمسلمين در نوار غزه، آغاز كرد. در پى تأسيس اين سازمان، برخى از رهبران آن و در رأس آنها شيخ احمد ياسين* بازداشت شدند. شيخاحمد ياسين در تير ١٣٦٣/ ژوئن ١٩٨٤ به اتهام ايجاد سازمان دينى، اقدام عليه امنيت ملى اسرائيل، توسل به خشونت و تلاش براى برقرارى دولت اسلامى دستگير و زندانى شد (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص٣٧ـ ٣٨؛ حروب، ١٩٩٦، ص٣٣؛ احمدبنيوسف، ص٢٠ـ ٢١). اخوانالمسلمين نيز مانند ديگر نيروهاى سياسى در انتفاضه آذر ١٣٦٦/ دسامبر ١٩٨٧ شركت كرد. اين مشاركت، تحولى در موضعگيرى اين گروه نسبت به قضيه فلسطين و ورود به مرحله راهبردى جديدى در موضوع فلسطين، يعنى انتقال به مرحله عمل يا جهاد واقعى بود (ابوعمرو، ١٣٧١ش، ص ٦١؛ ساره، ص ٦٣؛ جرباوى، ١٩٩٤، ص ١٣٥).
حماس هم زمان با آغاز انتفاضه*، در ١٨ آذر ١٣٦٦/ ٩ دسامبر ١٩٨٧ تأسيس شد. در آن زمان در منزل شيخاحمد ياسين نشستى برگزار شد. شش تن از ديگر رهبران اخوانالمسلمين در نوار غزه نيز در اين جلسه شركت كردند كه عبارت بودند از: عبدالعزيز رنتيسى، ابراهيم يازورى، صلاح شَحاده، عيسى نشار، محمد شمعه، عبدالفتاح دخان. هدف از اين نشست بررسى حادثهاى بود كه در ١٧ آذر ١٣٦٦/ ٨ دسامبر ١٩٨٧ بر اثر برخورد خودرويى اسرائيلى با چند خودروى فلسطينى اتفاق افتاد و در آن شمارى از كارگران فلسطينى كشته شدند؛ حادثهاى كه عامل جدى تحريك احساسات دينى و ملى مردم و شكلگيرى تظاهرات مردمى برضد رژيم اشغالگر شد. در نشست مذكور، علاوه بر تمشيت امور تظاهرات، جنبش حماس پايهريزى گرديد. در نخستين بيانيه حماس، از تظاهرات تودهاى مردم فلسطين با عنوان انتفاضه نام برده شد و ١٧ آذر ١٣٦٦/ ٨ دسامبر ١٩٨٧ بهعنوان تاريخ رسمى آغاز انتفاضه اول ثبت گرديد (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص٣٠؛ حروب، ١٩٩٦، ص ٤٤ـ٤٥؛ كيلانى، ص ١٩٥). تظاهرات عليه نيروهاى اشغالگر در نوار غزه به كرانه باخترى نيز گسترش پيدا كرد. در دى ١٣٦٦/ ژانويه ١٩٨٨ جميل حمامى (از اعضاى اخوانالمسلمين در كرانه باخترى) شاخه جنبش حماس در كرانه باخترى را تأسيس كرد (ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٨٧ـ٨٨).
ساختار تشكيلاتى حماس با ساختار كلى جنبش اخوانالمسلمين شباهت زيادى دارد و بر پايه اصول اسلامى، شورا و رهبرى ناشى از بيعت عمومى و اطاعت از رهبرى استوار است. هدايت جنبش به عهده دفتر رهبرى، المكتبالقيادى، است كه زيرنظر مجلس شورا عمل مىكند. اعضاى مجلس شورا را اعضاى جنبش انتخاب مىكنند و دفتر رهبرى مسئوليت ايجاد واحدهاى فنى در زمينههاى تبليغات دينى، امور خيريه، توسعه امور اجتماعى، بهداشتى و آموزشى و فعاليت دانشجويى، صنفى و سياسى و نيز مسئوليت نيروهاى امنيتى و نظامى را بهعهده دارد (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٤٣ـ٤٤). رهبرى اوليه جنبش حماس از هفت نفر عضو مؤسس به رياست شيخ احمد ياسين تشكيل شد و سپس به تأسيس شاخهها و كميتههاى سياسى، امنيتى، نظامى و رسانهاى اقدام كرد. پس از مدتى رهبرى حماس به علت بازداشتهاى مكرر اعضاى مؤسس تغيير يافت.
ساختار تشكيلاتى حماس تا ١٣٨٨ش/ ٢٠٠٩ دو مرحله را پشت سرگذاشته است: مرحله نخست آن از آغاز انتفاضه تا ارديبهشت ١٣٦٨/ مه ١٩٨٩ بود كه در اين مرحله كار تشكيلاتى به سه حوزه سياسى، امنيتى و نظامى تقسيم شد. حوزه سياسى به صدور بيانيه و انتشار نشريه و جزوه مىپرداخت و از شخصيتهاى اصلى آن شيخ احمد ياسين و مَجْدى عَقيل بودند. وظيفه اصلى حوزه امنيتى، معروف به مَجْد، جمعآورى اطلاعات از حوزه استحفاظى اشغالگران اسرائيلى و شناسايى سران تجارت مواد مخدر و منصرف كردن آنها از فعاليتهاى ضدملى، و در غير اين صورت قتل آنها بود. حوزه نظامى، معروف به «المجاهدون الفلسطينيون»، برنامهريزى و اجراى عمليات نظامى عليه اشغالگران را برعهده داشت. مقامات رژيم اشغالگر انتظار داشتند كشف تشكيلات حماس در ارديبهشت ١٣٦٨/ مه ١٩٨٩ و موج بازداشتها، به انهدام آن بينجامد، اما جنبش حماس به زودى موفق شد بخشهاى سياسى و نظامىاش را با هدف جلوگيرى از افشاى اطلاعات ناشى از بازداشتهاى وسيع، از يكديگر جدا سازد. مرحله دوم، از ١٣٦٨ش/ ١٩٨٩ آغاز شد و تاكنون ادامه داشته است. در اين مرحله، شاخه نظامى در ١٣٧٠ش/١٩٩١ تأسيس شد و عمليات خود را از سال بعد آغاز كرد. دفتر رهبرى جنبش مطابق مصوبات مجلس شورا و سازمان عالى اجرايى و سرويسهاى فنى اجرايى عمل مىكند و حوزه فعاليت آن كرانه باخترى و نوار غزه و نيز سكونتگاههاى فلسطينيهاى ساكنديگر مناطق جهان است. فعاليت حماس را سه نهاد اصلى هدايت مىكنند: دفتر سياسى كه تا امروز خالد مشعل رياست آن را برعهده دارد؛ دفتر تبليغاتى؛ و بازوى نظامى معروف به گردانهاى شهيد عزالدين قسام (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٤٥ـ٤٨؛ جربان، ص ١١ـ١٢). بيانيههاى حماس با آيات قرآن شروع مىشود و بر موضعگيريهاى دينى و اخلاقى و التزام به شعائر مذهبى تأكيد دارد. متن اين بيانيهها شامل حمله قلمى به اشغالگران و سياستهاى آنها و همچنين اعتراض صريح به حكام عرب و نقش آنها در شكستهاى فلسطينيان و از دست رفتن فلسطين است (ابوعمرو، ١٣٧١ش، ص ٧٦).
حماس اهداف و راهبردهاى خود را در اساسنامه ٢٧ مرداد ١٣٦٧/ ١٨ اوت ١٩٨٨ شرح داده است. اين اساسنامه مشتمل بر ٣٦ مادّه است كه بر تعامل ميان اسلام و ملىگرايى در فلسطين تأكيد دارد. مواضعى كه در اين اساسنامه آمده با مواضع سابق اخوانالمسلمين تفاوت چندانى ندارد. حماس، مانند ديگر شاخههاى اخوانالمسلمين در خاورميانه، بخش عمده ايدئولوژى خود را از آموزههاى حسنالبنا، مؤسس و نظريهپرداز مصرى جنبش اخوانالمسلمين، گرفته است. ماهيت اسلامى قضيه فلسطين و منازعه با رژيم صهيونيستى محور اصلى و راهبردى حماس را تشكيل مىدهد (ليتواك، ص ١٤٩؛ ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٨٩ـ٩٠؛ ساره، ص ٥٨ـ٥٩). در اساسنامه حماس اين جنبش حلقهاى از زنجيره جهاد در برابر هجوم صهيونيسم به شمار رفته است (رجوع کنید به «ميثاق حركة المقاومة الاسلامية (حماس)»، مادّه ١ و ٧؛ دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص٣٠). ماهيت منازعه با رژيم اشغالگر از نظر حماس، كشمكش ريشهدار جهان اسلام و صهيونيسمِ تحت حمايت غرب است. اين برداشت از ماهيت منازعه با صهيونيسم، به ديدگاه اخوانالمسلمين نزديك است زيرا آنان در فلسطين مخالف محدود كردن منازعه موجود در مفاهيم طبقاتى يا ملى هستند (كيلانى، ص٢٠٠؛ دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ١١٨). از ديدگاه حماس، سرزمين فلسطين، ميراثى براى نسلهاى مسلمان تا پايان دنياست و چشمپوشى از تمام يا قسمتى از آن جايز نيست و هيچ كس نمىتواند در آن دخالت كند («ميثاق حركة المقاومة الاسلامية (حماس)»، مادّه ١١). بنابراين تمامى راهحلهاى مسالمتآميز و همايشهاى بينالمللى براى حل قضيه فلسطين، با نگرش حماس در تعارض است و حل مسئله فلسطين تنها از راه جهاد امكانپذير است (همان، مادّه ١٣). از نظر حماس، يهوديت با صهيونيسم متفاوت است و معارضه اين جنبش با صهيونيسم به دليل تجاوزكار بودنش است، نه داشتن عقيده متفاوت (حروب، ١٩٩٦، ص ٤٧، ٤٩، ٥٥). از ديدگاه حماس، صهيونيسم پرچمدار طرحى سياسى با زمينههاى دينى و احساسات قومى است كه هدف آن تحقق رؤياى ديرينه تأسيس دولت يهودى در فلسطين است (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ١٣٧ـ١٤٣). به همين دليل، حل قضيه فلسطين از ديدگاه حماس، با نابودى رژيم اسرائيل و تشكيل دولت اسلامى به جاى آن امكانپذير است (ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٨٩).
بدينترتيب فهم جنبش حماس از مسئله فلسطين بر منطق ملى و دينى استوار است و اين جنبش مفهوم ملىگرايى را بخشى از هويت اسلامى و يكى از ابعاد مسئله فلسطين مىداند (حروب، ١٩٩٦، ص ٤٧ـ٤٩).
جنبش حماس به مردم سالارى و انتخابات آزاد اعتقاد دارد. شيخاحمد ياسين در يكى از مصاحبههايش در ارديبهشت ١٣٦٨/ آوريل ١٩٨٩ اعلام كرد كه حماس به رأى مردم فلسطين از طريق انتخاباتى مردمى گردن مىنهد، حتى اگر اين امر سبب به قدرت رسيدن حزب كمونيست شود (حروب، ١٩٩٦، ص ٢٣٤؛ ابوعمرو، ١٩٩٥، ص ٧٥). برخى از اهداف حماس كه با مطالعه عقايد حركتهاى سياسى و گفتگو با رهبرانش مطرح شدهاند عبارتاند از: ١) برقرارى دولت اسلامى، كه هدف كلى و عمومى حماس است. حماس در طرح موضوع دولت خاطرنشان مىكند كه رابطه آزادسازى سرزمينهاى اشغالى و برقرارى دولت، رابطهاى ساختارى است و تأسيس دولت از رهگذر آزادسازى ميسر مىشود. ٢) آزادسازى سرزمين فلسطين، كه هدف راهبردى حماس است. ٣) اهداف مرحلهاى كه عبارتاند از: آزادسازى كرانه باخترى و نوار غزه؛ اسلامى كردن جامعه فلسطين؛ تأكيد بر مشروعيت پيكار مسلحانه؛ تداوم انتفاضه؛ پاسدارى از وحدت ملى؛ برچيدن آباديهاى يهودىنشين؛ آزادى زندانيان و عدم تجاوز به حقوق غيرنظاميان؛ و فعال كردن بيشتر كشورهاى عربى و اسلامى براى حمايت از فلسطين. ٤) هدف كوتاه مدت كه عبارت است از فلج كردن قدرت نظامى اسرائيل (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٥٥ـ٥٦، ٦٠ـ٧٧).
منابع مالى جنبش حماس بدين قرار است: ١) اموالى كه اين جنبش از طرفدارانش و از مردم فلسطين در سرزمينهاى اشغالى از طريق زكات و ساير وجوه شرعى دريافت مىكند؛
٢) كمكهاى مسلمانان كشورهاى ديگر؛
٣) كمكهاى جنبشهاى اسلامى در بسيارى از كشورها بهويژه اردن، مصر، عربستان، كشورهاى حاشيه خليجفارس، سودان و ايران؛
٤) كمكهاى بعضى كشورهاى همسو با حماس مانند عربستانسعودى و كشورهاى حاشيه خليجفارس بهويژه قبل از جنگ خليجفارس؛
٥) كمكهاى سازمان آزادىبخش فلسطين* (ساف) كه در گذشته به دستور ياسر عرفات*، رئيس اين سازمان، اين كمكها صورت مىگرفت؛
٦) طرحهاى سرمايهگذارى جنبش حماس (ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٩٢ـ٩٤).
در فروردين ١٣٦٨/ آوريل ١٩٨٩، اسحاق شامير، نخستوزير وقت رژيم صهيونيستى، خواستار اجراى انتخابات در سرزمينهاى اشغالى شد. حماس طرح شامير را تلاش اين رژيم براى تحريف انتفاضه و جلب افكار عمومى جهان دانست و موضع مخالف اتخاذ كرد (همو، ١٣٧١ش، ص ٧٣). حماس در ١٣٦٨ش/ ١٩٨٩، شش حمله برضد اسرائيليها انجام داد و با اوج گرفتن محبوبيت حماس و نيز افزايش خشونتها، نيروهاى امنيتى رژيم اشغالگر صدها تن از فعالان و نيروهاى نظامى حماس را دستگير كردند و در ٦ مهر ١٣٦٨/ ٢٨ سپتامبر ١٩٨٩ فعاليت حماس غيرقانونى اعلام شد. شيخاحمد ياسين نيز به جرم قتل چهار فلسطينى كه با رژيم صهيونيستى همكارى مىكردند و رهبرى سازمانى غيرقانونى و جمعآورى اسلحه، به پانزده سال زندان محكوم شد (وفا، ص ٧١؛
شانتسر، ٢٠٠٣؛
ياسين، ص ١٨٤ـ١٨٥؛
احمدبن يوسف، ص ٣١). رهبران ساف در برخورد با حماس روش مهار مسالمتآميز اين جنبش را در پيش گرفتند. به همين سبب ساف موضوع نمايندگى اين جنبش در مجلس ملى فلسطين (المجلسالوطنى الفلسطينى) را مطرح كرد. اين مسئله همواره از ١٣٦٩ش/١٩٩٠ تا انعقاد اجلاس صلح مادريد در آبان ١٣٧٠/ اكتبر ١٩٩١ در دستوركار نشستهاى طرفين قرار داشت (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٢٦٥؛
حيدرى، ص ١١٨؛
اسامه عامر، ص ١٨٥). در ١٣٦٩ش/١٩٩٠، رهبران حماس و ساف در امان پايتخت اردن باهم ديدار كردند و براى تهيه اعلاميه آتشبس و دعوت حماس براى پيوستن به مجلس ملى فلسطين بحث كردند. بهرغم اين تلاشها براى سازش، تنش ميان ساف و حماس همچنان باقى ماند (شانتسر، ٢٠٠٣).
در حمله عراق به كويت، حماس، برخلاف عرفات، از صدام حسين در جنگ خليجفارس ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ حمايت نكرد و از عراق و امريكا درخواست كرد كه نيروهاى خود را عقب بكشند. درنتيجه كشورهاى حاشيه خليجفارس كمكهاى مالى خود را از ساف متوجه حماس كردند (ايسروف، ٢٠٠٨؛
حيدرى، ص ١١٨ـ١١٩). در ١٣٧٠ش/١٩٩١ و با آغاز اجلاس مادريد، حماس هيئت مذاكرهكننده فلسطينى را فاقد مشروعيت خواند و به شدت به اجلاسهايى كه سبب واگذارى سرزمينهاى فلسطين مىشوند، حمله كرد. رشد فزاينده محبوبيت حماس سبب شد رقابت شديدى ميان اين جنبش و جنبش فتح* بهوجود آيد. پيوستن جنبش فتح به روند مذاكرات صلح بهويژه پس از اجلاس مادريد، مهمترين دليل اختلافات حماس و فتح به شمار مىرود. اين رقابت در برخى مواقع به رويارويى مسلحانه انجاميد. پس از توافق رژيم اشغالگر و ساف براى تأسيس تشكيلات خودگردان فلسطينى در نوار غزه و كرانه باخترى كه به دنبال انعقاد معاهده اسلو در ٢٢ شهريور ١٣٧٢ /١٣ سپتامبر ١٩٩٣ در پايتخت نروژ صورت گرفت، حماس قاطعانه با اين معاهده مخالفت كرد و آن را سبب پايمال شدن حقوق ملت فلسطين دانست. همچنين حماس اعلام كرد كه در حكومت تشكيلات خودگردان فلسطين شركت نخواهد كرد (حروب، ١٩٩٤، ص ٢٩؛
همو، ١٩٩٦، ص ١٠١ـ١٠٢؛
وفا، ص ٧٤؛
حورانى، ص ٢٩). در ١٣٧٢ش/ ١٩٩٣ حماس به همراه جنبش جهاد اسلامى*، جبهه خلق براى آزادى فلسطين*، جبهه دموكراتيك براى آزادى فلسطين، فرماندهى كل جبهه خلق براى آزادى فلسطين و پنج گروه كوچك مخالف، ائتلافى موقت به نام جبهه ملى اسلامى و دموكراتيك (الجبهة الوطنية الاسلامية و الديمقراطية) در دمشق تشكيل داد. هدف اين ائتلاف مخالفت با معاهده اسلو بود. در ١٣٧٣ش/١٩٩٤، پس از آنكه تشكيلات خودگردان اداره امور غزه را براساس قرارداد اسلو بر عهده گرفت، ميان حماس و تشكيلات خودگردان درگيريهايى روى داد كه به كشته و زخمى شدن نيروهاى دو طرف انجاميد (شانتسر، ٢٠٠٣؛
ايسروف، ٢٠٠٨؛
جرباوى، ١٩٩٤، ص ١٣٧ـ ١٣٨).
در آذر ١٣٧٤/ دسامبر ١٩٩٥، هيئت نمايندگى حماس با نمايندگان حكومت خودگردان به رياست ياسر عرفات، در قاهره جلسهاى برگزار كردند. حكومت خودگردان اميدوار بود حماس را قانع كند تا حملاتش را برضد اسرائيل متوقف سازد و در انتخابات مجلس قانونگذارى در دى ١٣٧٤/ ژانويه ١٩٩٦ شركت كند. حماس هم از عرفات خواستار آزادى زندانيان اين جنبش و كاهش فشار نيروهاى امنيتى شد. در اين زمان يحيى عياش، فرمانده شاخه نظامى حماس، بهدست اسرائيليها به شهادت رسيد و حماس در واكنش به اين حادثه چند عمليات بمبگذارى در بيتالمقدّس انجام داد و مناسبات حماس و ساف دوباره به وضع قبلى برگشت (وفا، ص ٧٥ـ٧٦؛
ايسروف، ٢٠٠٨؛
ياسين، ص ١٨٥؛
اسامه عامر، ص ١٨٩). در اسفند ١٣٧٤/ مارس ١٩٩٦ بعد از چهار بمبگذارى كه سبب كشته شدن ٤٧ نفر شد، نيروهاى امنيتى تشكيلات خودگردان، صد نفر از اعضاى حماس را دستگير كردند (شانتسر، ٢٠٠٣).
تشكيلات خودگردان فلسطين در ٣٠ دى ١٣٧٤/ ٢٠ ژانويه ١٩٩٦، نخستين انتخابات رياست جمهورى و مجلس قانونگذارى (المجلسالتشريعى) را برگزار كرد. حماس بار ديگر در انتخابات شركت نكرد (همانجا). در مهر ١٣٧٦/ اكتبر ١٩٩٧، شيخاحمد ياسين بعد از هشت سال اسارت و پيش از تمام شدن مدت محكوميت پانزده سالهاش با زندانيان اسرائيلى معاوضه شد و آزاد گرديد. در همين سال، تلاشهاى رژيم صهيونيستى براى ترور خالد مشعل در اردن ناموفق ماند (وفا، ص ٧١؛
ايسروف، ٢٠٠٨). با شروع انتفاضه دوم در شهريور ١٣٧٩/ سپتامبر ٢٠٠٠، ياسر عرفات بسيارى از اعضاى حماس را آزاد كرد. در اين هنگام، حماس از لحاظ سياسى و نظامى بهشدت فعال شد. در همين سال جبهه ملى و اسلامى متشكل از سيزده عضو، از جمله حماس، فتح و جهاد اسلامى و با هدف هماهنگى بين اين گروهها شكل گرفت، اما حماس باز هم مستقل و يك جانبه عمل كرد، هرچند در برخى اقدامات نظامى به گردانهاى الاقصى، شاخه نظامى جنبش فتح، پيوست. در اين هنگام، امريكا با تأييد انگليس، حماس را در فهرست گروههاى تروريستى قرار داد و عربستانسعودى به همين سبب كمكهاى مالى خود به حماس را قطع كرد (شانتسر، ٢٠٠٣؛
ايسروف، ٢٠٠٨).
در ١٣٨٠ش/٢٠٠١، حماس پيشنهاد عرفات را براى پيوستن به كابينه جديد فلسطين نپذيرفت (همانجاها).
در ٣ فروردين ١٣٨٣/ ٢٢ مارس ٢٠٠٤ اسرائيل شيخ احمد ياسين را به شهادت رساند. عبدالعزيز رنتيسى جانشين وى شد، اما او نيز در ٢٩ فروردين ١٣٨٣/ ١٧ آوريل ٢٠٠٤ به دست صهيونيستها به شهادت رسيد. پس از وى ظاهراً محمود الزهار جانشين او شد كه به دلايل امنيتى اعلام نگرديد (وفا، ص ٧٢؛
ايسروف، ٢٠٠٨).
پس از فوت عرفات در آبان ١٣٨٣/ نوامبر ٢٠٠٤، محمود عباس رئيسجمهور و رئيس ساف شد (همانجاها). حماس در انتخابات شوراها كه در دى ١٣٨٣/ ژانويه ٢٠٠٥ برگزار شد، پس از جنبش فتح بيشترين آرا را به خود اختصاص داد. جنبش حماس براى نخستينبار در انتخابات مجلس قانونگذارى فلسطين در دى ١٣٨٤/ ژانويه ٢٠٠٦ شركت كرد و با كسب بيش از شصت درصد كرسيهاى مجلس پيروزى بزرگى به دست آورد (ايسروف، ٢٠٠٨؛
«تداعيات فوز حماس فىالانتخابات التشريعية الفلسطينية ٢٠٠٦»). پس از اين رويداد، اسماعيل هنيه كابينه را تشكيل داد كه همه اعضاى آن از جنبش حماس بودند. اين كابينه در ٨ فروردين ١٣٨٥/ ٢٨ مارس ٢٠٠٦ از مجلس رأى اعتماد گرفت (ايوب، ٢٠٠٩). از سوى ديگر، امريكا و دولتهاى غربى از رسيدن كمكهاى مالى به حكومت حماس جلوگيرى كردند. به علاوه، منازعه بين فتح و حماس بار ديگر اوج گرفت. حماس محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان، را متهم ساخت كه به واسطه دستگاههاى امنيتى زير سلطه خود در پى ساقط كردن حكومت حماس است. در اين ميان، با دخالت عربستان سعودى، اين دو جنبش در ١٩ بهمن ١٣٨٤/ ٨ فوريه ٢٠٠٦ در مكه توافقنامهاى امضا كردند كه براساس آن اسماعيل هنيه با مشاركت فتح حكومت ائتلافى تشكيل داد، اما پس از گذشت سه ماه، بار ديگر درگيرى ميان شاخههاى نظامى اين دو جنبش شدت يافت. اين درگيريها به تسلط كامل حماس بر غزه و تصرف دفاتر فتح و بيرون راندن عناصر سياسى و نظامى فتح از غزه منجر شد (نعامى، ١٤٢٨). محمود عباس نيز در واكنش، اسماعيل هنيه را در ٢٧ خرداد ١٣٨٦/ ١٧ ژوئن ٢٠٠٧ از كار بركنار و كابينه وى را غير قانونى دانست و دستور تشكيل حكومت جديد به رياست سلام فياض را صادر كرد («تصاعد الاتهامات بين فتح و حماس»، ٢٠٠٩). پس از اين رويداد، محاصره اقتصادى غزه با بستن گذرگاهها تشديد شد و حماس و رژيم صهيونيستى نيز به حملات خود عليه يكديگر ادامه دادند (اعتماد، سال ٧، ش ١٧٠٤، ١ تير ١٣٨٧، ص ٣).
پس از مذاكرات فراوان با ميانجيگرى دولت مصر، در ٣٠خرداد ١٣٨٧/ ١٩ ژوئن ٢٠٠٨، حماس و رژيم صهيونيستى آتشبس اعلام كردند. اين آتشبس با توافق چند گروه فلسطينى به رهبرى حماس از يك سو و مقامات حكومت صهيونيستى به مدت شش ماه به اجرا گذاشته شد. با اجراى آتشبس و گشوده شدن گذرگاهها، ارسال كالا و مواد غذايى به غزه آغاز گرديد (همانجا). با پايان يافتن آتشبس، رژيم اشغالگر در ٧ دى ١٣٨٧/ ٢٧ دسامبر ٢٠٠٨، حملات گسترده هوايى و زمينى خود به غزه را آغاز كرد. در اين عمليات كه ٢٣ روز بهطول انجاميد، حدود ١٣٠٠ فلسطينى شهيد شدند. جنبش حماس هم به شهركهاى يهودىنشين حملات موشكى كرد. پس از ٢٣ روز، اسرائيل به طور يكجانبه آتشبس اعلام كرد و حماس نيز آن را پذيرفت (همان، سال ٧، ش ١٨٥٤، ٨ دى ١٣٨٧، ص ١، ش١٨٧٠، ٣٠ دى ١٣٨٧، ص ١، ٣).
درباره مناسبات حماس با ديگر گروههاى فلسطينى، حماس ساف را جزو جنبش مقاومت اسلامى مىداند، اما مواضع و عملكرد آن را ناشى از افكار غيرمذهبى اين سازمان مىداند («ميثاق حركة المقاومة الاسلامية (حماس)، مادّه ٢٧). ديدگاه حماس درباره مشروعيت ساف با تحولات سياسى دستخوش دگرگونى شد. حماس ابتدا ساف را پذيرفت ولى پس از اجلاس مادريد، مشروعيت آن را زير سؤال برد. حماس با انعقاد معاهده اسلو، ساف را به كوتاهى و امتيازدهى به دشمنان متهم كرد و اعلام كرد كه اين سازمان، نماينده ملت فلسطين نيست. پس از تشكيل حكومت خودگردان فلسطين در ١٣٧٣ش/ ١٩٩٤، حماس از اين تشكيلات انتقاد كرد (حروب، ١٩٩٦، ص ٩٩ـ ١٠٠؛
همو، ١٩٩٣، ص ٢٩؛
دراسة فى الفكر السياسى لحركة المقاومة الاسلامية، ص ٢٦٤ـ٢٦٨).
مناسبات حماس با جنبش فتح براساس رقابت، تشنج و درگيرى بوده است. از زمان وقوع انتفاضه، اين دو جنبش از لحاظ روش و برنامه باهم رقابت مىكردند. در مقابلِ شعارهاى فتح كه خواهان استفاده از انتفاضه براى تشكيل دولت فلسطينى در سرزمينهاى اشغالى بود، شعار حماس پايان بخشيدن به اشغال فلسطين بود. رقابت حماس و فتح، حول دو محور بود، رهبرى ملت فلسطين و گسترش نفوذ خود در بين لايههاى مختلف مردم (حروب، ١٩٩٦، ص ١٢٩ـ١٣٠؛
دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٢٦٩؛
هلال، ص ٩٩).
جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامى، علاوه برداشتن ديدگاههاى اسلامى مشترك، در هدفهاى راهبردى يعنى آزادسازى همه سرزمينهاى اشغالى، برقرارى دولت مستقل فلسطينى، مخالفت با روشهاى مسالمتآميز حل و فصل مسئله فلسطين، و تداوم جهاد رويكرد واحدى دارند، در حالى كه تا پيش از انعقاد قرارداد اسلو، فعاليت مشتركى ميان جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامى ديده نمىشد. جهاد اسلامى سابقه طولانىترى از حماس دارد و در حقيقت اين سازمان زمينهساز بروز انتفاضه بود، اما پس از انتفاضه، با تأسيس حماس، اغلب اعضاى اخوانالمسلمين به حماس پيوستند. بنابراين طبيعى بود كه اعضاى جهاد اسلامى، حماس را سازمانى در نظر بگيرند كه از زحمات قبلى آنها بهرهبردارى كرده است. جدايى سياسى بين اين دو گروه به درگيريهايى منتهى شد، اما در ١٣٧٢ش/ ١٩٩٣، هر دو سازمان مذاكرات جدىترى را براى اتحاد و همكاريهاى بيشتر باهم آغاز كردند (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٢٧٤ـ٢٧٧؛
وفا، ص ٧٦ـ٧٧).
مناسبات حماس با كشورهاى عربى و اسلامى را مىتوان به دو مرحله تقسيم كرد: مرحله اول، از تأسيس حماس تا اواخر ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ است كه در اين مدت، حماس در هيچيك از كشورها دفتر نمايندگى و سخنگو نداشت. مرحله دوم، از جنگ دوم خليجفارس در ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ تاكنون، (١٣٨٨ش/ ٢٠٠٩) است كه در اين مدت حماس دفاتر نمايندگى خود را در بسيارى از كشورها تأسيس كرد. گفتنى است كه مناسبات حماس با كشورهاى عربى و اسلامى با كشورهاى عربستان سعودى، عراق و ايران، از ١٣٦٨ش/ ١٩٨٩ آغاز شد اما بحران دوم خليجفارس فرصت بيشترى براى برقرارى مناسبات با ديگر كشورهاى عربى و اسلامى پيش روى اين جنبش قرارداد. كشورهاى عربى و اسلامىاى كه با جنبش حماس مناسباتى دارند را مىتوان به اين ترتيب دستهبندى كرد :
١) كشورهايى كه حماس به صورت رسمى يا غيررسمى در آنها نمايندگى دارد يا با مقامات بلند پايه آنها ديدار مىكند.
٢) كشورهايى كه ارتباط جنبش حماس با آنها فقط در چهارچوب ديدار با ديپلماتهاست و بعضاً ميان نمايندگان حماس و برخى مقامات بلندپايه اين كشورها ديدارهايى صورت مىگيرد (حروب، ١٩٩٦، ص ١٦٢؛
دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٢٨٧ـ٢٩٠).
مناسبات جنبش حماس با كشورهاى غربى از اواخر ١٣٧١ش/ ١٩٩٢، آغاز شد. روابط حماس و كشورهاى غربى همچنان در مرحله گفتگو قرار دارد. كشورهاى غربى در بهبود مناسبات خود با جنبش حماس به شدت محافظهكارند، زيرا از واكنش رژيم صهيونيستى و حتى تشكيلات رسمى فلسطين نگراناند (دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٢٩٣ـ٣٠١).
از ١٣٧٠ش/ ١٩٩١، ايران مناسبات نزديكترى با حماس برقرار كرد. اساس اين روابط مخالفت با سازش با رژيم اشغالگر و سياستهاى سازشكارانه سازمان آزادىبخش فلسطين است. پس از نزديكى حماس و ايران، دفتر حماس در تهران در بهمن ١٣٧٠/ فوريه ١٩٩٢ با رياست يكى از رهبران معروف حماس، عمادالعُلى، افتتاح شد. حماس از كمكهاى مالى ايران نيز بىبهره نيست. از نظر حماس، مناسباتش با ايران براساس احترام متقابل، اشتراك مواضع و ديدگاههاى راهبردى و سياسى است، بدون آنكه هريك از دو طرف نظرش را به طرف مقابل تحميل كند (وفا، ص ٧٧؛
ابوعمرو، ١٩٩٣، ص ٩٢؛
امين مصطفى، ص ٦١).
فعاليتهاى اجتماعى و فرهنگى جنبش حماس مكملى بر فعاليت اخوانالمسلمين در اراضى اشغالى است. حماس از زيربناهاى اجتماعى و فرهنگىاى كه اخوانالمسلمين ايجاد كرده بودند، براى گسترش پايگاه اجتماعى خود استفاده بسيار كرد. از جمله اقدامات اخوانالمسلمين تأسيس مؤسسات خيريه اسلامى، كتابخانهها و باشگاههاى ورزشى در نقاط مختلفى از كرانه باخترى و نوار غزه بود. حماس نهادهاى اجتماعى، خيريه، آموزشى و اقتصادى اخوانالمسلمين را فعال نمود. در فعاليتهاى سياسى نيز حماس همان روشهاى اخوانالمسلمين، مانند برگزارى همايشها و جشنوارههاى سياسى، اقامه نمايشگاههاى اسلامى بهويژه در دانشگاههاى فلسطين، صدور بيانيهها، منشورها و جزوهها، برگزارى مراسم سالگرد شهدا و وقايع اسلامى، تظاهرات و اعتصابات را ادامه داد (ابوعمرو، ١٩٩٣، ص٩٤ـ٩٦؛
دراسة فى الفكر السياسى لحركةالمقاومة الاسلامية، ص ٨٨ـ٨٩؛
حروب، ٢٠٠٠، ص ٤٢). امروزه، حماس به خوبى درك مىكند كه كسب نفوذ در صحنه سياسى ابتدا از طريق فعاليت اجتماعى سپس از طريق فعاليت مذهبى و در نهايت از طريق فعاليت سياسى ممكن است (روى، ص ٣٣٩).
منابع:
(١) زياد ابوعمرو، «الاحزاب السياسية الفلسطينية بين الديمقراطية و التعددية»، المستقبلالعربى، سال ١٧، ش ٢ (شباط ١٩٩٥)؛
(٢) همو، جنبشهاى اسلامى در فلسطين، ترجمه هادى صبا، (تهران) ١٣٧١ش؛
(٣) همو، «حماس: خلفية تاريخية سياسية»، مجلة الدراسات الفلسطينية، ش ١٣ (شتاء ١٩٩٣)؛
(٤) احمدبن يوسف، احمد ياسين: الظاهرة المعجزة و اسطورة التحدى، عَمّان ( ١٩٩٠)؛
(٥) اسامه عامر، «(حول) درب الأشواك : حماس ـ الانتفاضة ـ السلطة (لعماد عبدالحميد فالوجى)»، المستقبل العربى، سال ٢٦، ش ٦ (حزيران ٢٠٠٣)؛
(٦) امين مصطفى، ايران و فلسطين بين عهدين، بيروت ١٩٩٦؛
(٧) يسار ايوب، 'حماس، و ا لأزمة: قراءة أوّليّة»، الأخبار (١ أيار ٢٠٠٩).
Retrieved May ٢, ٢٠٠٩, from http://www. al-akhbar. com/ar/node/٤٥٩٩٣;
«تداعيات فوز حماس فى الانتخابات التشريعية الفلسطينية ٢٠٠٦ على مستقبل القضية و الصراع فى المنطقة، و على اسرائيل»، مركز دراسات الشرق الأوسط، ٢٠٠٩.
Retrieved Apr. ٢٦, ٢٠٠٩. from http://www.mesc.com.jo/ Index Ar-٠٨.html;
تصاعد الاتهامات بين فتح و حماس: عباس يصدر مرسوم تشكيل الحكومة و أولمرت يدعمها» الجزيرة، ٢٠٠٩.
Retrieved Arp. ٢٦, ٢٠٠٩, from http://www. aljazeera.net/ News/ archive/ archive? Archiveld = ١٠٦١٠١٣;
غسان دوعر جربان، حرب الايام السبعة، لندن ١٩٩٣؛
على جرباوى، «,حماس،: مدخل الاخوان المسلمين الى الشرعية السياسية»، مجلة الدراسات الفلسطينية، ش ١٣ (شتاء ١٩٩٣)؛
خالد حروب، «حركة ,حماس، بين السلطة الفلسطينية و اسرائيل: من مثلث القوى الى المطرقة و السندان»، همان، ش ١٨ (ربيع ١٩٩٤)؛
همو، حماس: الفكر و الممارسة السياسية، بيروت ١٩٩٦؛
همو، «حماس و اتفاق غزة ـ أريحا أولا: الموقف و الممارسة»، مجلة الدراسات الفلسطينية، ش ١٦ (خريف ١٩٩٣)؛
همو، «خيارات حركة حماس فى ظل التسوية المقبلة»، همان، ش ٤٢ (ربيع ٢٠٠٠)؛
فيصل حورانى، «بينما الانتفاضة مستمرة، جمود سياسى و مستقبل غامض»، همان، ش ٤٨ (خريف ٢٠٠١)؛
نبيل حيدرى، «منظمة التحرير الفلسطينية و حركة ,حماس،: الصراع فى شأن النفوذ»، همان، ش ١٣ (شتاء ١٩٩٣)؛
دراسة فىالفكر السياسى لحركةالمقاومةالاسلامية: حماس (١٩٨٧ـ ١٩٩٦)، تأليف عبداللّه أبوعيد و ديگران، تحرير جواد حمد و اِياد برغوثى، عمان : مركز دراسات الشرق الاوسط، ١٩٩٩؛
ساره م. روى، «غزة: ديناميات جديدة للتفكك الاجتماعى»، مجلة الدراسات الفلسطينية، ش ١٦ (خريف ١٩٩٣)؛
فايز ساره، «الحركة الاسلامية فى فلسطين: وحدة الايديولوجيا و انقسامات السياسة، المستقبل العربى، ش ١٢٤ (ژوئن ١٩٨٩)؛
موسى زيد كيلانى، الحركات الاسلامية فى الاردن و فلسطين، عمان ١٩٩٥؛
«ميثاق حركة المقاومة الاسلامية (حماس)»، در القضية الفلسطينية بين ميثاقين، (اعداد انس عبدالرحمان)، كويت: مكتبة دارالبيان، ١٩٨٩؛
صالح نعامى، «مأزق 'السلطة،: حماس احتفلت بمرور ٢٠ عاما على تأسيسها: انطلقت كصاروخ.. لكنها تحصد الآن ثمار 'تسرعها،»، الشرق الأوسط، ش ١٠٦١٥ (١١ ذيحجه ١٤٢٨).
Retrieved Apr. ٢٦, ٢٠٠٩, from http://www/aawsat.com/ details. asp? section= ٤٥ & article = ٤٥٠٥٨٥;
افسانه وفا، ياسر عرفات: از مبارزه تا مذاكره، تهران ١٣٨٣ش؛
جميل هلال، النظام السياسى الفلسطينى بعد اوسلو: دراسة تحليلية نقدية، بيروت ١٩٩٨؛
عبير محمد ياسين، «حماس و العلاقات الاسرائيلية الفلسطينية»، السياسة الدولية، ش ١٣٢ (ابريل ١٩٩٨)؛
Ami Isseroff, "A history of the Hamas movement", Mid East web, ٢٠٠٨. Retrieved May. ١١, ٢٠٠٩, from http://www. midestweb. org/hamas history. htm;
Ali Jarbawi, "The position of Palestinian Islamists on the Palestine-Israel accord", The Muslim world, LXXXIV, no. ١-٢ (Jan.-Apr. ١٩٩٤);
Meir Litvak, "The Islamization of the Palestinian-Israeli conflict: the case of Hamas", Middle Eastern studies, vol. ٣٤, no. ١ (Jan. ١٩٩٨);
Jonathan Schanzer, "The challenge of Hamas to Fatah", The Middle East quarterly, vol. ١٠, no.٢ (spring ٢٠٠٣), The Middle East forum, ٢٠٠٩. Retrieved Apr. ٢٦, ٢٠٠٩, from http://www.meforum. org/article/٥١٦.
/ محمد مالكى /