دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٧
باری ، شهری بندری در جنوب ایتالیا، در ساحل دریای آدریاتیک که ، در اواسط قرن سوم / نهم ، مدّتی در حاکمیّت اسلام بود. باری ، لنگرگاه مهمی برسر راههای تجاری دریایی خاورمیانه به شمار می آمد و به این علت ، از قرون کهن ، توجّه نیروهای توسعه طلب بدان بود. این شهر که ایلّیری ها بنایش کرده اند، در دورة رومیان ، با نام باریوم ، دورانِ درخشانی داشته و پایه های اساسی شهر و همچنین بندر آن در همین دوره نهاده شده است . در دوره ای نیز که زیر سلطة امپراتوری روم شرقی بود، توسعة آن دوام یافت و به صورت بندری مهم باقی ماند. هنگامی که موج مهاجرت سراسر ایتالیا را فراگرفت ، گُت ها تا این منطقه نفوذ کردند و وضع دوره های پیشین را، به مقیاس وسیعی ، تغییر دادند. در این موقع ، در تمام شهرهای معروف ایتالیا دورة استقلال خواهی آغاز شد، و باری هم مدّتی به صورت دولت مستقل درآمد. پس از این استقلال کوتاه مدت ، جزو قلمرو اسلام شد، و این تحول ، که در تاریخ اروپا حادثه ای استثنایی شمرده می شود، با وجود کوتاهی مدّت ، آثار و نشانه هایی برجای نهاد که تا روزگار ما باقی است .
مسلمانان که در آغاز قرن سوم /نهم سیسیل را تصرف کرده بودند، به مناطق کالابْریا (قَلَوْریه * )، پولیا و کامپانیا که در جنوب ایتالیای امروزی قرار دارد، حمله کردند. ناهمخوانی اطلاعات منابع غربی با معلومات منابع شرقی دربارة این رویدادها، که از ٢١٥/٨٣٠ آغاز شد و پنجاه سال ادامه یافت ، اغلب محققّان را با وضعی دشوار مواجه ساخته است . بااینهمه ، مسلّم است که باری در ٢٣٢/٨٤٧، در دست مسلمانان بود. نیروهای اسلام پیش از این تاریخ ، شهرهایی چون بریندیزی و بنونتو را تصرف کرده و، در حوالی بندر تارانتو، نیروی دریاییِ ونیز را بسختی شکست داده بودند. به دنبال این رویداد دولت ونیز که هنوز در مراحل آغازین شکل گیری بود، به سازماندهی نوینی پرداخت . نیروی دریایی اسلام پیشرفت بیشتری را در دریای آدریاتیک ضروری ندید و به بخشهایی از جنوب ایتالیا که همراه سیسیل تصرّف کرده بود، اکتفا کرد.
اولین امیر باری ، خَلفون (حک : ٢٣٣ ـ ٢٣٨) از وابستگان ولایی قبیلة ربیعه بود که از دیرباز به فرمان خلیفة اسلام می جنگید. این امیر که در شهر اصلاحاتی کرده بود، در اثنای حمله ای ناپدید شد و مفرّج بن سالم (حک : ٢٣٩ ـ ٢٤٢) برجای او نشست . مفرّج ، در مدت کوتاه فرمانروایی خود، در شهر اصلاحات اداری و نظامی کرد و حملاتی هم به مناطق همجوار ترتیب داد، و امیرْ سودان (حک : ٢٤٣ـ ٢٥٨) را به جانشینی خود برگزید. وی در این شهر به اصلاحاتی دست زد و تقریباً درصدد بود که فاتح ایتالیا شود. سودان ، برای گسترش سرزمینهای اسلامی ، حملاتی به رم و ناپل کرد که در اندک زمانی او را مشهور ساخت . این موضوع مایة نگرانی مسیحیان شد و ازینرو امپراتوری روم شرقی از سویی ، و پاپ از دیگر سو او را در تنگنا نهادند. باری در ٨ ربیع الاول ٢٥٧/٣ فوریة ٨٧١، به دست روم شرقی افتاد و سودان به اسارت درآمد. این تحول برای جهان غرب ، با دورة مساعدی مصادف بود؛
زیرا به سبب بحرانهای سیاسی در ٢٥٤/٨٦٨ هر ناحیه ای به حال خود رها شده و درنتیجه ، به باری نیز نیروهای تقویتی اعزام نشده بود. سودان در ٢٦١/٨٧٥ آزاد شد و به خدمت امیر تارانتو درآمد، و از آن پس ، مطلبی دربارة او یافت نمی شود. بدین ترتیب ، دوره ای بیست و چهار ساله که سخت کوتاه اما برای تاریخ بسیار مهم بود، به پایان رسید. این دوره با آنکه به جنگ و جدال گذشت ، برای باری و اطراف آن ، دورة توسعه و پیشرفت بود. در اینجا مسلمانان مخصوصاً زندگی کشاورزی را رونق بخشیدند؛
در آبیاری ابداعاتی کردند؛
در اقتصاد منطقه تحرّک پدید آوردند و در امر ازدیاد نفوس نیز جانی تازه دمیدند. در این دوره ، شهر با بناهای دولتی و شخصی آراسته شد. با وجود دوازده قرن فاصلة زمانی ، هنوز هم در زبان محاوره ای این منطقه ، برخی واژه های عربی یافت می شود؛
و برجهای ناقوس کلیساهای این شهر که به شیوة معماری مناره های عربی است ، امروز هم نشان دهندة تأثیر فرهنگ اسلامی است . این دوره سالهای متمادی ، دورة ویرانی نامیده می شد، اما امروزه خاورشناسان و مورّخانی چون میکله آماری ، فرانچسکو گابریلی ، و انریکو چرولّی ، این حقیقت را مطرح کرده اند که دورة مزبور برای ایتالیای قرون وسطی ، منشأ فعالیتهای جدیدی بوده است .
باری که دویست سال در قلمرو روم شرقی ، و آخرین قلعة آن دولت در ایتالیا بود، پس از سه سال نبرد سخت که در تاریخ از آن به محاصرة باری یاد می شود، به تصرف نورمانها درآمد (٤٦٣/١٠٧١). دورة نورمانها در گسترش شهر جایگاه مهمّی دارد. در این دوره ، دریانوردان باری که با مردم ونیز و جنووا رقابت می کردند، به هوای آنکه در حمایت قدیسی قرار گیرند، استخوانهای سَن نیکلا (اَیا نیکلا، بابانوئل ) را از میرا (دَمره ) در آناطولی ، به این شهر آوردند (٤٨٠/١٠٨٧) و برای او کلیسای بزرگی بنا کردند و بدینسان باری به صورت یکی از مراکز مهمّ دینی درآمد؛
چنانکه امروز هم سراسقف نشین است . این شهر در جنگهای صلیبی ، اهمیّت بیشتری یافت . پی یر هرمیت تا این شهر آمد و به مواعظ خود در تشویق به جنگ ادامه داد. بخش اعظم قوای صلیبی که از راه دریا می رفت ، از بندر باری به راه افتاد. بعد از این تاریخ ، شهر ابتدا به دست پادشاهی سفورتسا و بعد پادشاهی ناپل درآمد. در اثنای جنگ اوترانتو در ٨٨٥/١٤٨٠ شایعه آمدنِ نیروی دریایی ترک به این منطقه تا مدتها در همه جا پیچیده بود.
باری ، در حال حاضر قریب نیم میلیون جمعیّت دارد و مرکز ناحیة پولیاست و دارای پالایشگاه نفت ، تأسیسات پتروشیمی و مخصوصاً صنایع انواع مواد غذایی تهیه شده از آرد است که در ایتالیا اهمیت زیادی دارد. شهر موزة باستان شناسی و دانشگاهی مشهور دارد و بویژه دارای کتابخانه ای غنی است ؛
و از مدتها پیش بررسی تأسیس یک مرکز تحقیقات اسلامی و بخش زبانهای شرقی در آنجا آغاز شده است . در شهر باری که تماسهای خود را با خاور زمین قطع نکرده است ، از ١٣٠٩ ش / ١٩٣٠ به بعد، نمایشگاهی ( ادواری ) به نام نمایشگاه مدیترانة شرقی بر پا می شود که در آن موادّ صنعتی به معرض نمایش گذاشته می شود.
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩-١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢، ج ٦، ص ٥٢٠ ـ٥٢١؛
(٢) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ رضوان محمد رضوان ، قاهره ١٣٥٠/١٩٣٢، ص ٢٣٦؛
(٣) Aziz Ahmad, A history of Islamic Sicily, Edingburgh ١٩٧٥, ١٨-٢٠;
(٤) A. Cucciola, D. Morelli, The urban development of Bari , Bari ١٩٨٤;
(٥) The Encyclopaedia Americana , Danbury ١٩٨٤, s.v. "Bari;
(٦) Encyclopaedia Britannica, Chicago ١٩٧٣, s.v. "Bari (by M.T.A. Natali;
(٧) F. Gabrieli, U. Scerrato, Gli Arabi in Italia, Milano ١٩٧٩, ١٠٩-١٣١, ٦٢٠, ٧٠٧-٧٠٨, ٧١٠-٧١١;
(٨) V. A. Melchiorre, "La Moda pugliese fra medioevo ed eta moderna, Bari economica, no. ٤, Bari ١٩٨٨, ٢٧-٣٧;
(٩) A. Pertusi, Ai conini tra religione e politica. La contesa per le reliquie di S. Nicolo tra Venezia, Bari e Genova, Quader ni medievali , no. ٥, Bari ١٩٧٨, ٦-٦٥;
(١٠) Steven Runciman, Haµl i Seferleri Tarihi , Ankara ١٩٨٦-١٩٨٧, I, ٣٤, ٤٥, ٤٩;
(١١) Mohamed Talbi, L' Emirat Aglabide ١٨٤-٢٩٦/٨٠٠-٩٠٩ , Paris ١٩٦٦, ٤٥١-٤٥٩, ٤٧٩-٤٨٤.
/ د.ا.د.ترک / محمود شاکر اوغلی