دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٥٥
جَزَری ، شمسالدین ، از مورخان نامدار شام در سده هفتم و هشتم. شمسالدین ابوعبداللّه محمدبن ابراهیمبن ابیبكربن نفیسالدین ابراهیم قرشی جَزَری دمشقی رَسْعَینی در ١٠ ربیعالاول ٦٥٨ در دمشق بهدنیا آمد (جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩؛ سلامی، ج ١، ص ٢٥١ـ٢٥٢) و چون نیاكانش از جزیره ابنعمر * بودند (رجوع کنید به یاقوت حموی، ذیل «جزیره ابنعمر»)، به ابنجزری و جزری مشهور شد ( رجوع کنید به عزاوی، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٦).
نیای پدرش، نفیسالدین ابراهیمبن عبدالعزیز (متوفی ٥٩٨)، پس از آنكه پیشنهاد شاهبن اتابك، فرمانروای جزیره ابنعمر، را مبنی بر تصدی شغل نظارت بر دیوان، رد كرد، از جزیره ابنعمر به صَعید مصر رفت و در آنجا اقامت گزید (ذهبی، حوادث و وفیات ٥٩١ـ٦٠٠ ه .، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥).
ابوبكر، پسر نفیسالدین ابراهیم، در مصر به دنیا آمد. وی در جوانی به مسگری پرداخت و فرزندانش بعدها تاجر و ثروتمند شدند (جزری، ١٤٠٨، ص ٧٩).
ابراهیمبن ابیبكر (متوفی ٦٩٣)، پدر شمسالدین، از مصر به موصل و سپس به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید و از اعیان و مشاهیر متمولان این شهر گردید (همو، ١٤١٩، ج ١، ص ٢١٤، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٣٥).
شمسالدین محمد جزری، كه مورد توجه خاص پدرش بود، در كودكی در مكتبخانه نزد شیخركنالدین الیاسبن ابیالدُر اِربِلی، قرآن فرا گرفت (همان، ج ٢، ص ٤٧٦، مقدمه تدمری، همانجا) و بعدها نزد استادان و مشایخ برجسته دمشق و قاهره و اسكندریه تلمذ كرد (همان، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩؛ مصطفی، ج ٤، ص ٤٦). استادان وی به حدی بودند كه بِرْزالی، دوست و مورخ معاصر جزری، برایش مشیخهای تدوین كرد (ابنحجر عسقلانی، ج ٣، ص ٣٠١). برخی از استادان وی در دمشق عبارت بودند از: فخرالدین ابوالحسن علیبن احمدبن عبدالواحد بخاری (متوفی ٦٩٠)، ناصرالدین ابوحفص عمربن عبدالمنعمبن عمر قَوّاس دمشقی (متوفی ٦٩٨)، تقیالدین ابواسحاق ابراهیمبن علیبن احمدبن فضل واسطی دمشقی (متوفی ٦٩٢)، الشیخ عزالدین احمدبن ابراهیمبن عمر فاروثی (متوفی ٦٩٤) و ابوعلی یوسفبن احمدبن ابیبكر صالحی حجار غَسولی (متوفی ٧٠٠). از استادان وی در قاهره نیز ابوالمعالی احمدبن اسحاقبن محمد ابرقوهی همدانی مصری (متوفی ٧٠١) و شرفالدین عبدالمؤمنبن خلفبن ابیالحسن دِمیاطی (متوفی ٧٠٥) و در اسكندریه، تاجالدین علیبن احمدبن عبدالمحسن حسینی غَرّافی (متوفی ٧٠٤) بودند (جزری، ١٤٠٨، مقدمه مَنْشِداوی، ص ١٨ـ١٩؛ همو، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، همانجا؛ صفدی، ج ٢، ص ٢٢؛ سلامی، ج ١، ص ٢٥٢؛ ابنحجر عسقلانی، همانجا).
جزری اطلاعات بسیاری در علم پزشكی و داروهای گیاهی داشت و گاه نیز به مداوای بیماران اقدام میكرد (جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص١٠٧٠).
او در علم حدیث مطالبی نوشت و اشعاری در حد متوسط سرود كه نمونههایی از آنها، كه بیشتر شبیه به نثر است، در دسترس میباشد، ولی شهرتش بهسبب تألیف كتاب تاریخ حوادث الزمان و انبائه و وفیات الاكابر و الاعیان من ابنائه است (صفدی؛ ابنحجر عسقلانی، همانجاها؛ عزاوی، ١٣٦٣، ص ٥٢٥، ٥٢٧) كه او را بهعنوان مورخی نقاد مطرح كرد (جزری، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٣٢؛ عطیة اللّه، ج ١، ص ٦٠٦؛ عزاوی، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٦).
بِرزالی و دیگر مورخان، اخلاق نیكوی جزری را بسیار ستودهاند و او را مردی فاضل، نیكوكار، خیرخواه، جوانمرد، دیندار، پرهیزگار، باوقار، دارای سیره نیك و خوبیهای بسیار، سلیمالنفس، راستگو، صوفیمآب، متواضع، امانتدار، مورخ، شاعر، ادیب و همواره در حال ذكر خداوند، وصف كردهاند ( رجوع کنید به جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩ـ١٠٧٠؛ ابنحجر عسقلانی؛ صفدی؛ سلامی؛ مصطفی، همانجاها). جزری هرگز مناصب و مقامهای دولتی را نپذیرفت، ولی حدود شصت سال نزد قضات شهادت میداد و چنان ثقه و مورد اطمینان بود كه شهادت وی به تنهایی هم پذیرفته میشد (جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩).
در ٦٨٨ كه علمالدین شحاعی (كارگزار دمشق) اموال بازرگانان دمشق را مصادره كرد، جزری و پدر و برادرانش از این شهر گریختند و بیش از یك ماه از انظار ناپدید شدند. وی در ٦٩٥، هنگامی كه مصر دچار قحطی و وبای شدیدی شده بود، به آنجا رفت (جزری، ١٤٠٨، ص٣٣٠، ٣٧٣). مدت اقامتش در مصر دقیقاً مشخص نیست؛ اجمالاً از ٦٩٥ تا ٧١٣ چند بار از مصر دیدن كرد، از جمله در سال ٧٠٠ از دبیران سپاه مصر حدیث شنید، در ٧٠١ بههمراه پسرش ابراهیم و برادرش اسماعیل در محضر مشایخ مصری حضور یافت و در ٧١٣ نیز با قونوی دیدار كرد و مورد تفقد خاص او قرار گرفت (همو، ١٤١٩، ج ٢، ص٤٢٠، مقدمه تدمری، ص ٣٦).
جزری سخن چندانی راجع به خانوادهاش نگفته و تنها به سفر آنان به بیتالمقدّس اشاره كرده است ( رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٥٢٢)، اما خود وی و برخی از تراجمنویسان در باره دو فرزند وی، نصر (نصیر)الدین محمد و ابراهیم، كه احتمالاً همان مجدالدین است، سخن گفتهاند ( رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٥٢٢، ج ٣، ص ١٠١٢؛ ذهبی و حسینی، ص ٢٠٨؛ ابنكثیر، همانجا).
برخی از مشاهیر و مورخان معاصر جزری عبارتاند از: علمالدین قاسمبن محمدبن یوسف بِرْزالی * (متوفی ٧٣٩) كه زندگینامه جزری را در پایان تاریخ جزری ( رجوع کنید به ادامه مقاله) ثبت كرده است ( رجوع کنید به ج ٣، مؤخره، ص ١٠٦٩ـ١٠٧٠)؛ شمسالدین محمدبن احمدبن عثمان ذهبی (متوفی ٧٤٨)، كه از تاریخ جزری بسیار استفاده كرده است (ذهبی، حوادث و وفیات ٥٨١- ٥٩٠ ه .، ص ١٠٥)؛ ابنشاكر كُتْبی دمشقی (متوفی ٧٦٤؛ جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ١٣)؛ صلاحالدین خلیلبن ایبك صَفَدی (متوفی ٧٦٤)، مؤلف كتاب الوافی بالوفیات كه از شاگردان جزری بود و در ٧٣٠ در دمشق از او اجازه روایت گرفت (صفدی، ج ٢، ص ٢٢)؛ شمسالدین محمدبن علیبن حسن حسینی (متوفی ٧٦٥)؛ عفیفالدین عبداللّه یافعی (متوفی ٧٦٨)؛ تقیالدین محمدبن رافع سلامی (متوفی ٧٧٤) و ابنكثیر دمشقی (متوفی ٧٧٤؛ جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، همانجا؛ سلامی، ج ١، ص ٢٥٢).
جزری در ٨١ سالگی، و بنا بر مشهورترین روایات، در شب دوشنبه ١٢ ربیعالاول ٧٣٩ یا در اواسط آن سال در دمشق درگذشت و در بابالصغیر دفن گردید (سلامی، ج ١، ص ٢٥١؛ جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩؛ ذهبی و حسینی، همانجا).
مهمترین اثر شمسالدین جزری، كتاب تاریخ حوادث الزمان و انبائه و وفیات الاكابر و الاعیان من أبنائهاست (عزاوی، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٩؛ جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٢٨، ٣١) كه آن را به عنوان تكمله یا ذیلی بر المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم اثر ابوالفرج عبدالرحمانبن جوزی (متوفی ٥٩٧) نوشت (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٣١؛ قس سركیس، ج ١، ص ٦٩٦، كه به اشتباه آن را تكملهای بر مرآة الزمان سِبط ابنجوزی ( متوفی ٦٥٤ ) دانسته است). بعضی از مورخان كتاب جزری را التاریخ الكبیر ( رجوع کنید به ذهبی و حسینی، همانجا؛ سخاوی، ص ٣٠٧؛ ابنعماد، ج ٦، ص ١٢٤)، تاریخ ابنالجزری (بغدادی، ایضاح، ج ١، ستون ٢١٢) یا تاریخ دمشق (همو، هدیة العارفین ، ج ٢، ستون١٥٠) نامیدهاند.
جزری در نگارش این اثر، كه شامل حوادث تاریخی سالهای ٥٩٣ تا ٧٣٨ است، از شیوه كار ابنجوزی * در المنتظم پیروی كرده و حوادث و وفیات را بهصورت سالشمار نوشته است (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٣١ـ٣٢؛ همو، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٣٢؛ مصطفی، ج ٤، ص ٤٦). او علاوه بر رعایت سالشمار، حوادث را بهترتیب ماههای هر سال نیز در نظر گرفته است، بهنحویكه در آغاز هر سال هجری معادلهای قبطی، ایرانی و میلادی آن را نیز ذكر كرده است، سپس اسامی فرمانروایان، وزیران، قاضیان نواحی و سرزمینهای اسلامی، بهویژه حاكمان شام و دمشق را ثبت كرده و آنگاه به شرح حوادث مهم هر سال پرداخته و در پایان، تراجم و زندگینامه مشاهیری را كه در آن سال وفات یافتهاند، آورده است (جزری، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص٢٠؛ مصطفی، همانجا).
مورخان در ستایش این كتاب گفتهاند كه جزری برای تدوین این تاریخ بزرگ بسیار زحمت كشیده و اخبار و مطالب سودمند و بعضاً نادری را، بههمراه برخی مطالب ظریف و حكایتهای عجیب و شگفتانگیز، كه در آثار دیگر مورخان یافت نمیشود، در آن ذكر كرده است (جزری، ١٤١٩، ج ٣، مؤخره برزالی، ص ١٠٦٩؛ ابنحجر عسقلانی، ج ٣، ص ٣٠١؛ مصطفی، ج ٤، ص ٤٧).
از ویژگیهای این اثر دقت، وضوح، توجه به جزئیات، ضبط تواریخ و حوادث و بهویژه تاریخ وفیات اشخاص، تنوع موضوعها و فراگیری آن است (جزری، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ١٨ـ٢١). جزری در نگارش آن بر منقولات كتب كهن، نوشتهها و نامههای دوستان، سماع از مشایخ و محدّثان و مورخان و مشاهدات شخصی خویش استناد جسته است (همان، مقدمه، ص ٢٤ـ ٢٨؛ همو، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٢٧ـ٣٣). وی برخی از حوادث مهم را به تفصیل ذكر كرده است، از جمله حمله مغولان به سرزمینهای اسلامی از ٦١٦ به بعد، اخبار دولت ایوبیان در مصر، و برخی حوادث طبیعی و بلاهای آسمانی (همو، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٣٨ـ٤٢). در كتاب او، حوادث شام در دوران حكومت سلطان مملوكی الناصر محمدبن قلاوون (حك : ٧٢٥ـ ٧٣٨)، اهمیت بسزایی دارد، زیرا وی شاهد حوادث این دوره بوده است (همان مقدمه، ص ٤٩؛ همو، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ١٨؛ مصطفی، همانجا).
جزری برای تدوین تاریخش از منابع بسیاری استفاده و نام برخی از آنها را ثبت كرده كه مهمترین آنها كتاب التاریخ برزالی است. جزری ٥٧٨ سرگذشت از مجموع ٣٩٥ ، ١ تراجم رجال و بسیاری از حوادث و رویدادهای تاریخی را، كه حدود نیمی از كتابش را تشكیل میدهد، از اثر برزالی نقل كرده است (جزری، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٢٩ـ٣١؛
مصطفی، همانجا؛
عزاوی، ١٣٦٣، ص ٥٢٧ـ ٥٢٨؛
همو، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٨).
از دیگر منابع مهمی كه او به آنها استناد جسته، اینهاست: مرآه الزمان ، اثر یوسفبن قزاوغلی، معروف به سبط ابنجوزی (متوفی ٦٥٤)؛
الكامل فیالتاریخ ، اثر ابناثیر (متوفی ٦٣٠)؛
تاریخ بغداد، اثر ابوطالب علیبن اَنْجَب، معروف به ابنساعی (متوفی ٦٧٤)؛
اخبار الملك الظاهر، اثر محییالدین عبداللّهبن عبدالظاهر (متوفی ٦٩٢)؛
و ذیلٌ علی مرآة الزمان، اثر قطبالدین موسیبن محمدبن عبداللّه یونینی (متوفی ٧٢٦؛
جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٣٤ـ٣٦؛
همو، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٢٤).
همچنین جزری بهطور گذرا و موردی از مآخذ بسیاری استفاده كرده كه از آن جمله است: ذیل الروضتین ، اثر ابوشامه؛
وفیاتالاعیانِ ابنخلّكان؛
بُغْیهالطلب فی تاریخ حلب ابنعدیم؛
تاریخ اربل، اثر ابنمستوفی؛
المطرب من اشعار اهلالمغرب، اثر ابندمیه؛
عقود الجمان فیشعراء هذا الزمان، اثر ابنشعار؛
و خریده القصر و جریده العصر ، اثر عماد كاتب اصفهانی (همانجاها).
نظر به اهمیت، دقت و جامعیت تاریخ جزری، تعدادی از مورخان معاصر او و مورخان ادوار بعدی، از سبك و سیاق وی پیروی و مطالب فراوانی را از كتاب او نقل كردهاند، از جمله قطبالدین یونینی در ذیل علی مرآة الزمان ، ابندَواداری (متوفی پس از ٧٣٦) در كَنْزالدُرَر و جامعالغرر، شمسالدین ذهبی در تاریخالاسلام، ابنشاكر كتبی در فواتالوفیات و عیونالتواریخ، صفدی در الوافیبالوفیات و نَكْتالهَمیان فی نُكَت العمیان، ابنكثیر در البدایة و النهایة، ابنفرات (متوفی ٨٠٧) در تاریخ ابنالفرات، ابنتغری بردی (متوفی ٨٧٤) در النجوم الزاهرة فی ملوك مصر و القاهرة، سیوطی (متوفی ٩١١) در تاریخ الخلفاء و دیگران (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٤٩ـ٥٠؛
همو، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٣٢).
شمسالدین ذهبی، مورخ معاصر جزری، تاریخ وی را ستوده (حوادث و وفیات ٥٨١ ٥٩٠ ه .، ص ١٠٥) و بخش اعظم آن را، شامل حوادث سالهای ٥٩٣ تا ٦٩٨، با نثری شیوا و انتقادی خلاصه و به نام المختار من تاریخ ابنالجزری در یك مجلد تدوین كرده است كه در ١٣٦٧ ش/١٩٨٨ به همت پژوهشگر عراقی، خضَیر عباس مَنْشِداوی، در بغداد چاپ و منتشر گردید.
برخی از مورخان معاصر دو كتاب به نامهای مختصر تاریخالاسلام ذهبی و ذات الشفا فی سیرة المصطفی و مَنْ بعدَه مِنَالخلفاء را به جزری نسبت دادهاند كه ظاهراً اولی خلاصهای از تاریخ الاسلام ذهبی بوده و به اتمام نرسیده است و از آن، نسخهای در استانبول و نسخه دیگری در اسكندریه وجود دارد ( رجوع کنید به مصطفی، ج ٤، ص ٤٨).
تاریخ جزری شامل چندین مجلد بوده كه تنها دو بخش از آن بهجا مانده است، یكی شامل حوادث سالهای ٦٨٩ تا ٦٩٩ و دومی شامل حوادث سالهای ٧٢٥ تا ٧٣٨ (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٣٧، ٥١؛
مصطفی، ج ٤، ص ٤٧؛
غزی، ج ٢، ص ٩٨؛
قس عطیه اللّه، ج ١، ص ٦٠٦؛
زركلی، ج ٥، ص ٢٩٨).
از این كتاب چند نسخه خطی باقی مانده است كه مشهورترین آنها نسخه كتابخانه كوپریلی در استانبول (تركیه) است و عبداللّهبن احمدبن یوسفالبیری دمشقی در ٨ رمضان ٧٣٩ آن را از نسخهای به خط مؤلف رونویسی كرده و برزالی در پایان آن توضیحاتی همراه با زندگینامه مؤلف آورده است. این نسخه تا حدودی نامرتب و نامنظم، شامل حوادث سالهای ٧٢٥ تا ٧٣٨ است (جزری، ١٤١٩، ج ٢، مقدمه تدمری، ص ٥، ١٦ـ ١٧؛
همو، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٥١ ٥٢؛
منجد، ص ١٤٦؛
عزاوی، ١٣٦٣، ص ٥٢٧ـ ٥٢٨).
نسخه خطی دیگری نیز حوادث سالهای ٦٨٩ تا ٦٩٩ را در بر میگیرد و در كتابخانه پاریس نگهداری میشود. از این دو نسخه چند نسخه عكسی در كتابخانههای مصر و مراكش و عراق وجود دارد (مصطفی، ج ٤، ص ٤٧ـ ٤٨؛
جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، ص ٥١ـ٥٢؛
زركلی؛
منجد، همانجاها).
سواژه نسخه پاریس را در ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ بهچاپ رساند (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی،ص ٥٢؛
منجد، همانجا) و بخش بسیار كوچكی از آن را حبیب زَّیات در زحله (از شهرهای لبنان) در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨ منتشر كرد (جزری، ١٤٠٨، مقدمه منشداوی، همانجا؛
عزاوی، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٩). اسماعیل حقی ازمیری نیز نسخه خطی كوپریلی را به زبان تركی ترجمه و اشتباهاً به نام برزالی در ١٣٢٠ ش/١٩٤١ چاپ و منتشر كرد (عزاوی، ١٣٧٦، ج ١، ص ١٧٧ـ ١٧٨).
منابع:
(١) ابنحجر عسقلانی، الدررالكامنة فی اعیان المائة الثامنة، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢) ابنعماد؛
(٣) ابنكثیر، البدایة و النهایة فیالتاریخ ، ج ١٤، بیروت: دارالفكر العربی،[ بیتا. (؛
(٤) اسماعیل بغدادی، ایضاح المكنون ، ج ١، در حاجیخلیفه، ج ٣؛
(٥) همو، هدیة العارفین ، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٦؛
(٦) محمدبن ابراهیم جزری، تاریخ حوادث الزمان و أنبائه و وفیات الاكابر و الاعیان من أبنائه، المعروف بتاریخ ابنالجزری ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، صیدا ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٧) همو، المختار من تاریخ ابنالجزری، المسمی حوادث الزمان و أنبائه و وفیات الاكابر و الاعیان من أبنائه ، اختیار محمدبن احمد ذهبی، چاپ خضیر عباس منشداوی، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٨) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ٥٨١ ٥٩٠ ه .، ٥٩١ـ٦٠٠ ه .، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٩) محمدبن احمد ذهبی و محمدبن علی حسینی، من ذیول العبر ، چاپ محمد رشاد عبدالمطلب، كویت: التراث العربی، ) بیتا. (؛
(١٠) خیرالدین زركلی، الاعلام ، بیروت ١٩٨٤؛
(١١) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، الاعلان بالتوبیخ لمن ذمّ التاریخ، چاپ فرانتس روزنتال، بیروت ) بیتا. ]؛
(١٢) یوسف الیان سركیس، معجمالمطبوعات العربیة و المعرّبة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٣) محمدبن رافع سلامی، الوفیات، چاپ صالح مهدی عباس، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(١٤) صفدی؛
(١٥) عباس عزاوی، التعریف بالمورخین ، ج ١، بغداد ١٣٧٦/ ١٩٥٧؛
(١٦) همو، «شمسالدین ابنالجزری و تاریخه»، مجلة المجمع العلمی العربی، ج ١٩ (ذیقعده ـ ذیحجه ١٣٦٣)؛
(١٧) احمد عطیه اللّه، القاموس الاسلامی ، قاهره ١٣٨٣/١٩٦٣ـ ؛
(١٨) محمدبن عبدالرحمان غزی، دیوان الاسلام ، چاپ كسروی حسن، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(١٩) شاكر مصطفی، التاریخ العربی و المورخون ، ج ٤، بیروت ١٩٩٣؛
(٢٠) صلاحالدین منجد، معجم المورخین الدمشقیین ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٢١) یاقوت حموی.
/ ستار عودی /