دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١١٠
جنگهای ایران و روس ، دو دوره جنگ میان ایران و روسیه(١٢١٨ـ ١٢٢٨/ ١٨٠٣ـ١٨١٣ و ١٢٤١ـ١٢٤٣/ ١٨٢٦ـ ١٨٢٨) بر سر تصرف منطقه قفقاز، كه به شكست ایران و انعقاد عهدنامههای گلستان و تركمان چای انجامید. این جنگها از اثرگذارترین وقایع دو قرن اخیر ایران در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بودند.
مهمترین علت این جنگها، سیاستهای توسعه طلبانه روسیه بود، سیاستی كه از زمان پتر كبیر و با رشد سرمایههای تجاری روسیه شروع شد. سیاستمداران این كشور، برای پیشرفت، تسلط بر هند را شرط لازم میشمردند و ازاینرو، ایران و خلیجفارس به مثابه دروازه هند مورد توجه ایشان قرار گرفت. توسعه طلبی دولت روسیه همسنگ سیاستهای استعماری دولتهای اروپایی بود (رجوع کنید به واتسون، ص٧٨؛ اتكین، ص٢٨). از دوره كاترین، امپراتور روسیه، این كشور توسعه یافت و توجه آن كشور به قفقاز و سواحل غربی و جنوبی دریای خزر بیشتر شد، زیرا حفظ این مناطق به منزله حفظ مرزهای روسیه در برابر عثمانی بود. اهمیت تجاری و حاصلخیز بودن قفقاز و نیز دستیابی به دریای مازندران از دیگر انگیزه های روسیه برای تصرف این ناحیه بود (رجوع کنید به مفتون دنبلی، ص١٧٤ـ١٧٥؛ اتكین، ص١٥، ٢٥، ٢٨؛ واتسون، ص٨١؛ عشقی، ص٢٥). در این دوره مناسبات ایران و روسیه بر پایه بیاعتمادی، طرح اتهامات متقابل و برخورد نظامی قرار داشت.
دولت روسیه، به ویژه در دوره پتر و كاترین، به بهانه حمایت از گرجیان و ارمنیان و نجات آنان از حاكمیت مسلمانان، برای آمال توسعهطلبانهخود توجیهمذهبیساخت. ارمنیان و گرجیان نیز به آنان وعدههمكاری بر ضد ایران داده بودند (مفتوندنبلی، ص١٧٥؛ ملكم ، ج٢، ص١٨٧ـ ١٨٨؛ خاوریشیرازی، ج١، ص١٩١؛ هدایت، ج٩، ص٢٨٩ـ٢٩٠، ٣٨٨؛ قس نفیسی، ج١، ص٢٩٧).
علت دیگر بروز جنگ، اردوكشی نظامی آقامحمدخان در ١٢٠٩ و ١٢١٠ به گرجستان برای پیشگیری از تبدیل آن منطقه به پایگاه روسیه علیه تمامیت ارضی ایران بود، كه كاترین دوم را برای تصرف قفقاز مصرّ كرد. كاترین رسماً خود را حامی گرجیها خواند (ساروی، ص٢٧٢ـ ٢٧٥؛ هدایت، ج٩، ص٢٦١ـ ٢٦٥،٢٧٠ـ٢٧١، ٢٩٠، ٣٨٨؛ اعتضادالسلطنه، ص٤٦؛ عشقی، ص٣٧، ٤٠ـ٤١) و در بیانیهای در سال١٢١٠ اعلام كرد كه قصدش از حمله به ایران، رهانیدن مردم ایراناز فشار ستمآقامحمدخان است(مفتوندنبلی، ص١٧٦؛ هدایت، ج٩، ص٢٩٠؛ عشقی، ص٤١؛ اتكین، ص١١٧).
پس از تصرف تفلیس* به توسط آقامحمدخان، كاترین به سپاهی هشتهزار نفره دستور حمله به ایران را داد. در ١٢١٠، دربند، باكو، طالش، شماخی، گنجه و سراسر غرب دریای خزر، از مصبّ رود اترك تا كُر، به تصرف روسیه در آمد (هدایت، ج٩، ص٣٨٨)، اما پس از مرگ كاترین در ١٢١١/ ١٧٩٦، ناگهان به سپاه روسیه دستور تخلیه گنجه* و بازگشت به روسیه داده شد. آقامحمدخان نیز دست به ضد حمله زد تا قلعه شوشی را تصرفكند، اما در ١٢١٢ در آنجا بهقتلرسید (مفتوندنبلی، ص١٧٦ـ ١٧٨؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٤٥ـ٤٦؛ كارنگ، ص٢٨٥؛ عشقی، ص٤١ـ٤٣). مرگ كاترین و قتل آقامحمدخانرابطه دو كشور را در وضع نه جنگ و نه صلح قرار داد و مسئله قفقاز حل نشده باقی ماند (هدایت، همانجا).
در ١٢١٣/١٧٩٨، گئوركی، حاكم گرجستان، از پاول اول، جانشین كاترین، درخواست حمایت و اعزام نیرو كرد. در ١٢١٤/ ١٧٩٩، سربازان روسی به تفلیس وارد شدند و مورد استقبال قرار گرفتند و گئورگی از بیم اسكندر میرزا، برادرش، كه به دربار ایران پناهند هشده بود و مدعی تاج و تخت گرجستان بود، خود را تابع روسیه اعلام كرد (مفتوندنبلی، ص١٧٩ـ ١٨١؛ خاوری شیرازی، ج١، ص١٩٢؛ هدایت، ج٩، ص٣٨٩؛ كارنگ، ص٢٨٦؛ بینا، ج١، ص٨٩ ـ٩٠). در ١٢١٥/ ١٨٠١، الكساندر تزار روسیه شد و سیسیانوف* را با اختیارات تام به گرجستان فرستاد و او در ١٢١٨/ ١٨٠٣ شهر گنجه را تصرف كرد (مفتوندنبلی، ص١٨٠ ـ١٨٢؛ خاوری شیرازی، ج١، ص١٩٢ـ ١٩٥؛ باكیخانوف، ص١٨٦). به این ترتیب، صلح پایان یافت و دوره اول جنگهای ایران و روسیه آغاز شد. این دوره از جنگها از آنرو دارای اهمیت است كه به ضرورتِ این درگیریها، ایران ناچار شد برای نخستینبار به طور وسیع نه تنها با روسیه كه با دولتهای اروپایی بریتانیا و فرانسه تماس حاصل كند و در پی اصلاحاتی، به ویژه در زمینه نظامی، برآید.
الف) دوره اول. با توجه به تحولات جنگ و ارتباط آن با مسائل خارج از ایران، دوره اول جنگهای ایران و روس را میتوان به سه مرحله تقسیم كرد: ١) از ١٢١٨ تا ١٢٢٢/ ١٨٠٣ـ١٨٠٧، كه با انعقاد معاهده تیلسیت بین روسیه و فرانسه پایان یافت. ٢) از ١٢٢٢/ ١٨٠٧ تا معاهده بخارست در ١٢٢٧/١٨١٢. ٣) از معاهده بخارست تا عهدنامه گلستان در ١٢٢٨/١٨١٣.
پساز فتح گنجه در شوال ١٢١٨ و تخریب مسجد آن و ساختن كلیسا به جای آن و اخراج مسلمانان از شهر، روسها به ادامه جنگ ترغیب شدند. از ١٢١٩ تا ١٢٢٠/ ١٨٠٤ـ ١٨٠٥، آنها در نظر داشتند از ارس بگذرند و حوزه جنوبی آن را تصرف كنند. ارتش ایران در این زمان تحت فرماندهی عباسمیرزا * و چهار افسر فرانسوی قرار داشت(قوزانلو، ج٢، ص٧١٤). آنها توانسته بودند قوای ایران را تحت یك مركز فرماندهی در نخجوان* در آورند، اما هنوز خود را با شرایط جدید جبهه منطبق نكرده بودند. ایرانیان قصد داشتند زودتر از روسها به قرهباغ* برسند و گنجه را آزاد كنند و پس از آن به طرف تفلیس بروند و گرجیها را بر ضد روسها بشورانند (همان، ج٢، ص٦٩٦، ٧١٤).
در ٢٩ صفر ١٢١٩ سپاه ایران تعرض خود را آغاز كرد اما از سپاه سیسیانوف كه محمد خان ایروانی (قوانلو) او را به تصرف ایروان دعوت كرده بود، شكست خورد و به اردوی عباسمیرزا، كه در اوچ كلیسا در سه فرسخی ایروان* بود، عقب نشست (مفتوندنبلی، ص ١٨٣ـ١٨٤؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٢٠١؛ هدایت، همانجا؛ قوزانلو، ج٢، ص٧١٤ـ ٧١٥). سپس اوچ كلیسا به محاصره روسها درآمد اما با مقاومت اهالی و رسیدن فتحعلیشاه با پنج هزار نیروی كمكی، نیروهای روس به سمت تفلیسعقب رانده شدند و ایروان مدت كوتاهی به دست ایرانیان افتاد (رجوع کنید به مفتوندنبلی، ص١٨٧ـ١٩٢؛ مستوفیتبریزی، گ [٤٧٣]؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٢٠٦ـ ٢٠٧، ٢٠٩ـ٢١١؛ هدایت، ج٩، ص ٣٩٤، ٣٩٧ـ٤٠١). جنگ در جبههها با آغاز فصل سرما متوقف شد.
در این زمان فتحعلیشاه از ناپلئون كمك خواست. رقابتهای استعماری در اروپا، فرانسه را برای تحاد علیه روسیه و دسترسی به هند متوجه ایران كرد. رومیو، فرستاده ناپلئون، در ١٢١٩/ ١٨٠٥ و ژوبر در ١٢٢١/ ١٨٠٦ بهتهرانرسیدند. آناندر نامههاییقصد ناپلئونرا، كه میخواست در دو جبهه اروپا و ایران با روسیه بجنگد، به ایران اعلام كردند. رومیو زمینه عقد قرارداد فینكنشتاین*را فراهمكرد (گاردان ، ص٧٨ـ٨٠؛ هدایت، ج٩، ص٤١٨ـ٤٢٠؛ نفیسی، ج١، ص٩٤ـ٩٥؛ بینا، ج١، ص١١٢ـ ١١٥).
در ١٢٢٠، عباسمیرزا با بیستهزار سپاهروانهجنگشد. ایرانیها در جبهههایایروان، قرهباغ، طالشو دریای مازندران قرارگاههای خود را تقویت كرده و روسها نیز به فرماندهی كِتلیرفسكی صفآرایی كرده بودند. عباسمیرزا تعرض را از جبهه قرهباغ، كه حاكم آن از روسها تقاضای حمایت كردهبود، آغاز كرد، قلعه پناهآباد و شوشی را از روسها گرفت و به سمت گنجه رفت. فتحعلیشاه نیز در پیسپاه از ارس گذشت (مفتوندنبلی، ص٢٢٦ـ٢٣٠؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٢٢٣ـ ٢٢٥؛ هدایت، ج٩، ص٤٠٦ـ ٤٠٨؛ قوزانلو، ج ٢، ص٧٣٤ـ ٧٣٦، ٧٣٨ـ ٧٣٩). پس از شكست قوای روس در گنجه، سیسیانوف به سوی رودخانه ترتر حركت كرد و در گنجه درگیری آغاز شد. روسها مردم گنجه را قتلعام كردند. نیروی مركزی به رهبری عباسمیرزا شكست خورد و از گنجه عقب نشست، شاه نیز به تهران بازگشت(مفتوندنبلی، ص٢٣١ـ٢٣٤؛ مستوفیتبریزی، گ [٤٧٥ ر ]؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٢٢٨ـ٢٣٠؛ قوزانلو، ج٢، ص٧٤١ـ ٧٤٥).
در رجبسال١٢٢٠، دستهایاز سپاهیانروسی، بهفرماندهیشفت ، در بندرانزلیپیادهشدند و بهسویرشتحركتكردند تا از آنطریقبتوانند تهرانرا تصرفكنند، اما دشواریهایعبور از مردابانزلیو نیز حملهغیرهمنتظرهسرهنگ موسیخانلاهیجی(منجمرشتی)، فرماندهایرانی، با كمك گیلكها قوای روسیرا وادار به عقبنشینی به باكو كرد. سپاهعباسمیرزا نیز در باكو متعرض نیروهای شفت شد و سپاهیان روس به انزلی گریختند (مفتوندنبلی، ص٢٣٥؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٢٢٦ـ ٢٢٨؛ اعتضادالسلطنه، ص١٠٩ـ١١٠؛ قوزانلو، ج٢، ص ٧٤٨-٧٥٠ ). در اینمیان، سیسیانوف نیز به دست حسینقلیخان، حاكمباكو، بهقتلرسید (مفتوندنبلی، ص٢٣٧ـ٢٣٩؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٢٣٧ـ ٢٤١؛ هدایت، ج٩، ص٤١٤ـ٤١٦).
در دو سال اول جنگ، عباسمیرزا سازماندهی ارتش را با كمك «اركان حرب» پیش میبرد. اركان حرب حكم شورای اجرایی را داشت كه با كمك افسران اروپایی ایجاد شده و به ایرانیان كمك كرده بود تا با فنون جدید نظامی آشنا شوند (رجوع کنید به قوزانلو، ج٢، ص ٦٩٧، ٧١٠ـ٧١١).
خانهای منطقه قفقاز، برای حفظ استقلال خود در برابر دولتهای روسیه و ایران، همواره سیاستی دوگانه داشتند و از دو دولت امتیازات بیشتری میخواستند. در ١٢٢١ اتحادی از خانهای شكی، طالش، قرهباغ و داغستان ایجاد شد و آنان بهعباسمیرزا قول همكاری دادند (رجوع کنید به همان، ج٢، ص٧٦٦).
ارتش ایراندر ساحلدریایمازندران، طالش، قرهباغ، نخجوان، ایروانو اوچكلیسا مستقر شد. در این زمان اسداللّهخاننوری، وزیر جنگ، مأمور شد تا یكصد فوجمحلیرا گردآورد. مهم ترین منبع درآمد دولت ایران، در آن زمان، مالیات از بخش زراعت بود كه بر اثر جنگ وصول آن لطمه جدّی دیده بود. وضع نامطلوب نیروینظامی ایران را سربازانفراریو متمرد بدتر میكردند. با اینهمه، عباسمیرزا توانست یكصد هزار مرد جنگی گردآورد و سواره نظام ایلات را تقویت كند. سپاهروسی، كه در اروپا متحمل شكست شده بود، تا اوایل تابستان١٢٢١ حركتی نكرد ولی نیرویدریایی آنها بندرهایغازیان و لنكران را به توپ بستند. عباسمیرزا، با اطلاع از وضع جبهههای اروپا و شكست روسیه از فرانسه، اقدامات خود را در ربیع الاول ١٢٢١از جبهه قرهباغ شروعكرد. ایرانیان روسها را عقبراندند. با اینحال، قلعه شوشی در تصرف روسها ماند (رجوع کنید به قوزانلو، ج٢، ص٧٦١ـ٧٦٥، ٧٦٧ـ٧٧١).
در جبهههای طالش و باكو روسها تفوق پیدا كردند. خانهای پنبك، شورهگل، گنجه و گرجستان علیه ایران دست به كار شدند. عباسمیرزا، برای جنگ با روسها و خانهای متحد روسیه، سپاهی به شورهگل و پنبك فرستاد كه در نتیجه، روسها به قلاع خود گریختند (مفتون دنبلی، ص٢٣٩ـ٢٤١).
سال١٢٢١ از لحاظسیاسیسالیدشوار و پیچیدهبرایدولتمردانایرانبود. آنانگرفتار بند و بستهایسیاستمدارانغربیشدهبودند. ناپلئونپساز پیروزیدر اروپا، برایرسیدنبههند، ایرانرا وارد بازیهای سیاسی جهانی كرد. قرارداد فینكنشتاین كه در ١٢٢٢/١٨٠٧ با فرستاده ایران، محمد رضاخان، بستهشد، ایرانرا بهادامهنبرد و فرانسهرا بهارسالكمكهاینظامیمتعهد كرد. به دنبال این قرارداد، گاردان* (مستشار نظامی فرانسه) به ایران آمد و به نوسازی ارتش ایران پرداخت؛ در اصفهان كارخانه توپریزیو در تهران زرادخانه و توپخانه صحراییایجاد كرد و چهار هزار سرباز ایرانی را به روش اروپایی آموزش داد و تجهیز كرد (رجوع کنید به مفتون دنبلی، ص٢٧٧ـ ٢٧٨؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٢٤٤ـ٢٤٧، ٢٦٩ـ٢٧٠؛ گاردان، ص١٠٥ـ ١٠٨، ١١٠ـ١١٦). همچنین ناپلئون نفوذ خود را در قسطنطنیه افزایش داد و از اختلاف روسیه و عثمانی، بر سر حاكمیتبر قفقاز غربی و امیرنشینهایگرجی، استفادهكرد و عثمانی را به اتحاد با ایران برضد روسیه تشویق نمود. عثمانی، سپسدر ١٢٢٤/ ١٨٠٩ با ایران علیه روسیه متحد شد (رجوع کنید به خاوری شیرازی، ج١، ص٢٦٢ـ٢٦٣؛ اتكین، ص١٣٧ـ ١٣٨).
در ١٢٢٢/ ١٨٠٧، ناپلئوناز ایرانخواستبهتفلیسحملهكند. عباسمیرزا این پیشنهاد را نپذیرفت زیرا برای ایران توانفرسا بود. دولتبریتانیا نیز خواهانادامهجنگنبود و بهمتاركهو صلح بین دو كشور تمایلداشت. اما فتحعلیشاهبهعباسمیرزا فرمانداد تا بهتفلیسحملهكند و او در پایان بهار دست به عملیات نظامی زد. در طالش ایرانیها پیشروی كردند و سالیان و منطقه خنثین در قرهباغ را گرفتند. روسها بحثمصالحهرا پیشكشیدند، اما مذاكرهنتیجهاینداشتزیرا ایرانیها مصالحه را مشروط بهخروجروسها از قفقاز كردند (رجوع کنید به مفتون دنبلی، ص ٢٦٧ـ٢٦٩؛ خاوری شیرازی، همانجا؛ هدایت، ج٩، ص٤٣٢؛ گاردان، ص٨٤؛ نفیسی، ج١، ص١٢١).
مرحله دوم جنگهای دوره اول از ١٢٢٢/ ١٨٠٧، پساز عقد قرارداد تیلسیت بین روسیه و فرانسه، آغاز شد و تا ١٢٢٧/١٨١٢ ادامه یافت. روسیه با ناپلئون در دهكده تیلسیت قرارداد صلحی امضا كرد كه حاكمیت روسیه را بر گرجستان، قرهباغ و اران را بهرسمیتمیشناخت. پساز آنناپلئونخواستار صلحبینایرانو روسیهشد، اما راهبهجایینبرد (خاوریشیرازی، ج١، ص٢٨٢ـ٢٨٤؛ هدایت، ج٩، ص٤٤٢ـ ٤٤٥؛ گاردان، ص١٤٤ـ١٤٦؛ نفیسی، ج١، ص١٢٣ـ ١٢٥).
در پی شكست مذاكرات، گودوویچ در زمستان١٢٢٣ با دو سپاه به ایروان و نخجوان و یك سپاه به قلعه قارْص در عثمانی حمله برد. شورش ینی چریها در عثمانی سبب بركناری سلطان عثمانی شد و دولت عثمانی نتوانست با ایرانهمكاری كند. در جنگ ایروان، ایرانیان ارتش روسیه را زمینگیر كردند و ذخیرهتسلیحاتیزیادیبهچنگآوردند. در نخجواننیز ایرانیان، به فرماندهی عباسمیرزا، پساز شكستاولیه، سپاهروسیهرا شكستدادند. با ادامهجنگ، گودوویچ شكستخورد و بهتفلیسگریخت. سرما نیز بسیاریاز سپاهیانروسیرا از بینبرد (مفتوندنبلی، ص٢٩٢ـ٢٩٦؛ مستوفی تبریزی، گ [٤٨٦]؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٢٨٤ـ ٢٨٨؛ قوزانلو، ج٢، ص٧٨٤ـ٧٨٩).
دولتبریتانیا، كهاز اتحاد روسیهو فرانسهبیمناكبود و هند را از جانبآناندر خطر میدید، درصدد جلب دوستی ایران برآمد. در ١٨٠٨/١٢٢٣، جانملكم از سوی كمپانی هند شرقی انگلیس رهسپار ایران شد تا برای اخراج فرانسویها از ایران زمینه سازی كند، اما در مأموریتش شكستخورد، زیرا فتحعلی شاه هنوز به وعدههای گاردان دلگرمبود. بهعلاوه، ملكمخاركو پنجنقطهدر خلیجفارسرا برایپایگاهنظامیـ تجاریخواستهبود. در بازگشتاز ایران، ملكماز لردمینتو، فرماندار هند، خواستبهخاركلشكر بكشد (مفتوندنبلی، ص٢٩٧ـ٣٠١ و پانویس٨٢٨؛ خاوریشیرازی، ج ٢، ص٢٩٠ـ ٢٩٤؛ هدایت، ج٩، ص٤٤٥ـ٤٤٦، ٤٥٣ـ٤٥٦؛ بینا، ج١، ص١٢٩ـ١٣٠). گاردان، كه بر اثر قرارداد تیلسیت قادر به انجام تعهداتش نبود، با ورود سفیر بریتانیا، سرهارفورد جونز *، به ایران در اواخر ١٢٢٣/١٨٠٩، تهرانرا ترككرد. پساز آن، هارفورد جونز قرارداد مجملرا با میرزاشفیعمازندرانی، بهامضا رساند (مفتوندنبلی، ص٣٠١ـ٣٠٤؛ خاوریشیرازی، همانجا؛ سپهر، ج١، ص١٨٠ـ١٨١؛ عشقی، ص٥٦).
از این پس به جای مستشاران فرانسوی، مستشاران نظامی انگلیس وظیفه آموزش نظامی سپاه ایران را بهعهدهگرفتند، بهشرطآنكهایرانبههیچكشوریاجازهندهد كهبرایرسیدنبههند از خاك ایران عبور كند. هارفورد جونز مبلغ كلانی برای ایران از كمپانی گرفت(قوزانلو، ج٢، ص٧٩١). در ١٢٢٤، مراجعشیعه نظر خود را در بارهجنگ با روسیه، به عنوان جهاد اعلام داشتند، فتحعلیشاه را موظف به جهاد در راه خدا كردند و رسالات جهادیه نوشتند و مردم ترغیب به حضور در جبهه شدند (خاوری شیرازی، ج١، ص٢٩٤ـ٢٩٦؛ هدایت، ج٩، ص٤٥٦ـ ٤٥٧؛ میرزابزرگ قائممقام، مقدمه زرگرینژاد، ص٨٢ ـ ٨٤، ١١٩ـ١٢٩؛ نیز رجوع کنید به جهادیه* ).
در ١٢٢٤/ ١٨٠٩، ژنرال گودوویچ، به دلیل شكست در ایروان، از مقام خود خلع شد و به جای او تورماسوف به فرماندهی كل قفقاز تعیین و عازم تفلیس گردید. از سوی دیگر، والی اَخیسخه و اهالی گرجستان در نامهای به فتحعلیشاه قول همكاری با سپاه ایران را دادند. شاه به محمدعلی میرزا دولتشاه فرمان تصرف گنجه را داد و دستور داد عباسمیرزا نیز از پی او روانه شود. در این مأموریت، محمدعلیمیرزا سپاه روس و ارمنیان و ایلات بزچلو را شكست داد (مفتون دنبلی، ص٣١٢ـ ٣١٤ و پانویس٨٦٧؛ هدایت، ج٩، ص٤٦٠ـ٤٦٢؛ قس قوزانلو، ج٢، ص٧٩٤).
تورماسوف در ربیعالاول ١٢٢٥/ آوریل١٨١٠، بارون ویردی را برای مصالحه و متاركه جنگ روانه كرد. از سوی ایران برای مذاكره قائم مقام تعیین شد، اما چون روسها خواهان مداخله نكردن ایراندر جنگ روسیه و عثمانی شدند و ایران با عثمانی قرار اتحاد بسته بود، صلح واقعنشد و عباسمیرزا دستور قطعمذاكراترا داد و درگیریها بار دیگر آغاز شد. روسها لنكرانرا بهتوپبستند. مستشارانانگلیسیدر مواضعارسـ لنكراناستحكاماتجدید بنا كردند. جان ملكم تعدادی توپ و توپچی ماهر از راه هند به ایران فرستاد و در تبریز به آموزش ایرانیان پرداختند. نبرد در جبههقرهباغ و شرور و نخجوانو پنبكادامهیافت. روسها كشتهبسیاریدادند (مفتوندنبلی، ص٣٢٧ـ٣٢٩؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٣١١ـ٣١٣؛ هدایت، ج٩، ص٤٦٣ـ٤٦٥، ٤٦٧ـ٤٦٨؛ قوزانلو، ج٢، ص٧٩٥ـ٧٩٦).
خانهای باكو، قبه، لزگی و داغستان با ایران متحد شدند و سپاه ایران با كمك توپچیهای انگلیسی نیروهای روسی را شكست دادند. سپس، با قطع خطوط ارتباطی روسها، نیروهای ایران در حوالی گنجه تفوق یافتند (مفتون دنبلی، ص٣٣١ـ٣٣٤ و پانویس٩٠٨؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٣٣٥ـ٣٣٧؛ هدایت، ج٩، ص٤٦٩، ٤٧٨ـ ٤٨١؛ قوزانلو، ج٢، ص ٧٩٧- ٨٠١).
براساسقرارداد جدید ایرانو انگلیس، بریتانیا متعهد شد بهایراندر جنگقفقاز كمكرساند و تا سه سال سالانه دویستهزار تومان كمك مالی كند، تعدادی قورخانه در ایران تأسیس نماید و سیهزار تفنگ، بیستعرادهتوپ، سیمعلمنظامو مهندسبرایآموزشفنونجنگیبهایرانبفرستد (مفتوندنبلی، ص٣٤٤؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٣٣١ـ٣٣٤؛ محمودمیرزا قاجار، ج٢، ص [١٧٥]؛ هدایت، ج٩، ص٤٧٦ـ ٤٧٨). از اینپسسیاستدو پهلویانگلیس، برایعقد قرارداد صلحبا روسیهو انضماممناطقاشغالیبهروسیه، آغاز شد (رجوع کنید به مفتوندنبلی، ص٣٤٥، پانویس٩٣٦).
در ١٢٢٦، جنگ در جبهه ایران همچنان جنبه تدافعی داشت. در این سال، برای استحكام مبانی اتحاد عثمانی و ایران، سیدعبدالوهاب افندی و چهار افسر توپخانه برای كمك به سپاه ایران روانه شدند. سپاهایراندر گنجهو جنوبشرقیقرهباغپیشرویكردند. فصلسرما بار دیگر جنگرا متوقفكرد (مفتوندنبلی، ص٣٨٥ـ٣٨٧، پانویس١٠١٣؛ محمودمیرزا قاجار، ج٢، ص [١٧٢]؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٣٢٤ـ٣٢٥؛ قوزانلو، ج٢، ص٨٠٢ ـ٨٠٤).
جنگ ایران و روساز ١٢٢٧ و انعقاد عهدنامهبخارستوارد مرحلهسومشد و تا ١٢٢٨ ادامهیافت(رجوع کنید به مفتوندنبلی، ص٣٨٨). روسها لنكرانرا بهتوپبستند. غازیانبر اثر شلیك توپخانه نابود شد، اما روسها قادر به حفظ این مناطق نبودند. قوای محلی همواره در خطوط مرزی در تردد بودند. جاده گرجستانـ قفقاز پرمخاطره بود و توپخانه و ارابه بزرگ نمیتوانست از آن عبور كند. به علاوه، قفقاز از نظر بهداشت و امراض گوناگون مشكلات بسیاری برای سپاهیان روسی ایجاد كرد. اقتصاد منطقه مختل شده بود و روسها نتوانستند بهپیشبینیتوسعهطلبانهخود در آنمنطقهجامهعمل بپوشانند. نیازهاینظامیسببتورمسریعدر قیمتكالاهایاساسیشد. در ١٢٢٦ قحطیشدیدیمنطقهرا فرا گرفت(رجوع کنید به عشقی، ص١٤٠ـ ١٤١؛ اتكین، ص١٢٦ـ ١٢٨).
ارتش روسیه با معضل فرار سربازان و ضعف روحیه سپاهیانش روبهرو بود. در سالهای پایانیجنگ، گرسنگیبر تعداد فراریانافزود. عباسمیرزا از سربازانروسیفراریاستفادهكرد. در جنگ اصلاندوز یك واحد دویست نفره سربازان روسی در ارتش ایران خدمت میكرد (مفتون دنبلی، ص ٣٥٢، پانویس٩٤٧؛ اتكین، ص١٢٩ـ١٣١).
در سپاه ایران اوضاع متفاوت بود. ایرانیان با فنون جدید نظامی آشنا شده بودند. تعداد سپاهیان ایران چندین برابر روسها بود. بخشاعظم سپاه، سواره نظام ایلی بود كه در جنگهای چریكی مهارتداشتند. افراد یكجانشینروستاییدر پیادهنظامخدمتمیكردند. مقرریسپاهبسیار كمبود. بنابراین، ارتشایرانبهغنایمدلبستهبود كهعاملمهمدر پیشرویجنگبهشمار میآمد. عباسمیرزا، كهدر آغاز جنگها پانزدهسالداشت، در طولجنگآزمودهشد و شهامتبسیار از خود نشانداد. در بینسردارانایرانیدو تندر شجاعتزبانزد بودند: حسینقلیخان، كهدر ١٢٢٢ حاكم ایروانشد؛ و صادقخان قاجار، فرمانده پیاده نظام ایران، كه در ١٢٢٧ با كمك دو افسر توپخانه انگلیسیطالشرا تسخیر كرد و در ١٢٢٨ بدون كمك انگلیسیها همراه ده فرمانده و ٥٠٠ ، ٢ سرباز با شهامتاز لنكراندر برابر حملهروسها دفاعكرد و در میداننبرد كشتهشد (اتكین، ص١٣١ـ١٣٣).
مشكلبارز ارتشایرانضعفتوپخانهو تاكتیكبود. ارتشایرانچند توپداشتكهیا از روسها غنیمتگرفتهبود یا از دورهصفویباقیماندهبود و بنابرایندقتكافینداشت. تفنگهایایرانینیز قدیمیبودند و سربازانایرانیكهبا توپخانهآشنا نبودند، از توپخانهروسها میترسیدند (همان، ص١٣٤ـ ١٣٥).
ارتش ایران نابسامان و بیانضباط بود. هر هنگ سوار از افراد یك ایل بودند، و فقط به ایل خود وفادار بودند و با هنگهایدیگر همكارینمیكردند. حركتسوارهنظامبینظمبود و حمله نظامی بیشتر به كوچایلیشباهتداشت. سربازانگاهروستاییانرا غارتمیكردند. جنگاز نظر آنان شبیخون با هدف كسبغنیمت بود. در نظام سنّتی ارتش ایران فرماندهی بر اساس لیاقت افراد نبود و معمولاً نزدیكاندربار بهمقامهایمهممنصوبمیشدند و فرماندهانبهولینعمتخود وفادار بودند نهبه ارتشو حكومتایران(همان، ص١٣٥ـ١٣٧).
در ١٢٢٧، روسیهبا عثمانیقرارداد صلحبخارسترا منعقد كرد. با خروجعثمانیاز جنگ، جبههچپایرانخالیشد و روسیهقوایبیشتریبهقفقاز فرستاد. همچنینتمامكشورهایاروپایی، از جملهبریتانیا، علیهناپلئونبا روسیهمتحد شدند (قوزانلو، ج٢، ص٨٠٦؛ بینا، ج١، ص١٥٩). در جبههشورهگل، حسینخانسردار *به گوگچه گول حمله كرد. در قرهباغایرانیها با روسها درگیر شدند. جنگدر جبههطالش، گوگچه، شكی، و كُر ادامهیافت(خاوریشیرازی، ج١، ص٣٤٧؛ قوزانلو، ج٢، ص٨٠٦ـ٨٠٧).
بریتانیا همچنانخواهانصلحبینایرانو روسیهبود. ژنرالرتیشچف، فرماندهقوایروسیه، در نامهای از دربار ایران تقاضای مذاكره برایصلحكرد و از سفیر بریتانیا نیز درخواستنمود تا واسطهاینصلحباشد. سفیر انگلیس، برای مذاكرات صلح، چهلروز وقتتعیینكرد و قرار شد عباسمیرزا در جبهه طالش به فعالیت ادامه دهد. در این میان خبر شورش اسكندرمیرزا در گرجستان، سردار روس را به عباسمیرزا بدگمان كرد. رتیشچف از آن پس، با بهانههای گوناگون، مذاكراتصلحرا معلقنگاهمیداشت(مفتوندنبلی، ص٣٨٨ـ٣٩٢؛ خاوریشیرازی، همانجا). گفته شده كه تأخیر در مذاكرات صلح از سوی روسیه و انگلستان برای اغفال مقامات ایران برایحملهغافلگیركنندهبهاصلاندوز بودهاست(خاوریشیرازی، ج١، ص ٣٤٦ـ٣٤٧؛ مفتون دنبلی، ص٣٩٠، پانویس١٠٢١). بهعلاوه، پیشنهاد صلحرتیشچفپذیرفتنینبود، زیرا روسیهعلاوهبر مناطقاشغالشده، اراضیغیراشغالیرا نیز میخواست. سر گور اوزلی، سفیر بریتانیا در ایران، به ایران فشار میآورد تا تن به صلح دهد و افسران انگلیسی نیز در آموزش ایرانیان كوتاهی را شروع كردند (خاوری شیرازی، ج١، ص٣٤٧؛ قوزانلو، همانجا).
نبرد اصلاندوز سرنوشت جنگ ایران و روس را رقم زد. رتیشچف، كتلیرفسكی را از آقاوغلان با سپاهی مأمور كرد و خود به تفلیس بازگشت. عباسمیرزا نیز با سپاه و چند عراده توپ به اصلاندوز رفت. كتلیرفسكیشبانههمراهمرادخاندلاغرده، كهایلشدر اصلاندوز بود، از آقاوغلانحركتكرد، تمامقراولاناردویعباسمیرزا را دستگیر و سپاهایرانرا محاصرهكرد. تلاشعباسمیرزا برای ساماندهی به سپاه به جایی نرسید. روسها اردوی ایران را بهتوپبستند. توپچی انگلیسی سپاه ایران، به بهانه عقد قرارداد صلحبریتانیا و روسیه، از جنگ دست كشید و معلمان نظامی انگلیسی سربازان را رها كردند. سپاهیان ایرانی روی به گریز نهادند. جمعی از اسیران روسی به سوی جبهه روسیه گریختند و راهنمای آنها در حمله به سپاه ایران شدند. ایرانیان شكست خوردند و روسها تمام وسایل اردوی ایران را به غنیمت بردند. عباسمیرزا به مشكین و سپس تبریز رفت و روسها به قرهباغ رفتند (مفتوندنبلی، ص ٣٩٤ـ٣٩٩؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٣٤٦ـ٣٥١؛ هدایت، ج٩، ص٤٨٢ـ٤٨٥). گفته شده است كه افراد انگلیسی حاضر در اردوی ایرانبرایروسها خبرچینیمیكردند (رجوع کنید به مفتوندنبلی، ص٣٩٥، پانویس١٠٣٣).
سر گور اوزلی و ابوالحسنخان ایلچی، به تقاضایرتیشچف، واسطهصلحشدند. سر گور اوزلیدر طرحصلحجانبروسها را میگرفت. در عینحالمیكوشید مناطقمسلماننشینرا از قلمرو روسیهجدا یا حداقلتحتالحمایهبریتانیا كند. او پیشنهاد داد گرجستانرا بهازایمبلغی، كهكمپانیهند شرقیمیپرداخت، بهایرانباز گردانند. سرانجامفتحعلیشاهپیشنهاد مذاكرهصلحرا پذیرفت و حاصل جنگهای دهساله ایرانو روسیهبا حفظسرزمینهایاشغالیبرایروسها، انعقاد عهدنامهگلستان* در ١٢٢٨ شد (همان، ص٤٠٦ـ٤٠٧، پانویس١٠٥٤؛ خاوریشیرازی، ج١، ص٣٥٩ـ٣٦١؛ سپهر، ج١، ص٢٣٠ـ٢٣١؛ قوزانلو، ج٢، ص ٨١٠ ـ٨١٢).
ب) دوره دوم. این جنگها در سالهای ١٢٤١ـ١٢٤٣/ ١٨٢٦ـ ١٨٢٨ شكل گرفت و به عهدنامه تركمان چای*انجامید. اینجنگها بهدلیلپارهایعللسیاسیو اجتماعیبهوجود آمدند. علل اجتماعی از هنگامی شكل گرفت كه روسها به عنوان دولت غالب بر مردم منطقه مسلط شدند. شیوه اداره آنها با شیوه سنّتی اداره قفقاز در تضاد بود. حاكمان محلی منطقه قفقاز طی قرنها نوعی استقلال داشتند و با پرداخت مالیات تابع شاهان ایران بودند و در حوزه حكومتی خود قدرت مطلقه داشتند و حكومت در خاندان آنان موروثی بود. از هنگامی كه سرزمینهایشان اشغال شد، حقوق موروثی آنان از بین رفت و آنان تابع افسران روسی شدند، قدرت آنان تحت الشعاع زمامداران روسی قرار گرفت، عایدات املاكشان را از كف دادند و ترقی آنها در دستگاه دولتی روسی بسیار كم شد (جهانگیرمیرزا، ص٥). در این میان حسینخان سردار، برایگریختناز محاسباتدیوانی، بهبهانهاستفادهایلاتگرجستاناز یگینزمین(سرزمینآفتابرو) كهاز مراتعدولتایرانبود، اختلافبیندو دولتروسو ایرانرا زمینهسازیكرد (همان، ص٦؛ اسناد روابط ایران و روسیه، ص١٥ـ١٦؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٦٠٠ـ٦٠١). حسینقلی خان بادكوبهای، كه در این زمان حاكم اردبیل و طوالش بود، تصرف محالّ اُجارود را به وسیله روسیه، برخلاف مواد عهدنامه گلستان میشمرد و خانهای قفقاز، كه به آذربایجان مهاجرت كرده بودند، عباسمیرزا و دربار را تحریك میكردند (جهانگیرمیرزا؛ خاوری شیرازی، همانجاها).
تا پیشاز اشغال، مسلمانان، قفقاز را ادارهمیكردند و موقعیتبرتریداشتند اما پس از اشغال، پایینتر از دیگر اقوامقرار گرفتند و بهآدابو رسومشانتوهین شد. علمای دین كه پساز اشغال به موقعیت و نفوذشان آسیب وارد شده بود، به شدت از حكومت روسها ناراضیبودند. خانهای منطقهعریضههاییتهیه میكردند و به مسلمانانیكه به زیارت عتباتِ در عراقمیرفتند میدادند تا علما و مجتهدانعراقو آذربایجانرا از درد مسلمانانقفقاز آگاهكنند (جهانگیرمیرزا، ص٧). وضعدهقاناننیز بهبود نیافتزیرا مأمورانروسیافراد فاسدیبودند كهاجحافاتآنها به مراتب بیشتر از خانها و حاكمان پیشینبود. این رفتارها به نارضایتیمردمانجامید كه با انتقام جویی دولتمردان ایران نیز همراه بود.
از علتهای سیاسی آغاز دوباره جنگ، ابهامات عهدنامه گلستانبود(رجوع کنید به گلستان*، عهدنامه). به علاوه، با جلوس نیكلای در روسیه، شورشهای همگانی روی داد كه خبر آنها به ایران رسید. دولت انگلیس كه مترصد بود از نفوذ روسها در ایران بكاهد، عباسمیرزا را به حمله به روسیه تحریك كرد و حتی پیشنهاد پرداخت پول نیز داد (عبداللّهیف، ص١٣٦ـ ١٣٨؛ ناطق، ص٢١ـ٢٣). عباسمیرزا، كه امیدوار بود با كمك بریتانیا همه یا حداقل بخشی از سرزمینهای اشغالی را دوباره به دستآورد، نامههایی به دربار روسیه فرستاد مبنی بر استرداد مناطق اشغالی. از سوی دیگر او نگران پادشاهی خود بود زیرا سفیر روسیه، یرمولوف ، طی ده سال سفارت خود ترجیحمیداد محمدعلیمیرزادولتشاهجانشینفتحعلیشاهشود (محمودمیرزا قاجار، ج٢، ص[٢٣٤]؛ قهرمانی، ص٦٢٥ـ٦٣٠؛ شچرباتوف، ص ٥٨ ـ٦٣،٧٠ـ٧٣؛ «اعلان جنگ روسیه بایران»، ص ٥٢٨ـ٥٣٢).
اخباری كه از وضعمردم مسلمان قفقاز به كربلا رسیده بود، علما و در صدر آنانسیدمحمد مجاهد را بر آنداشتتا با تشكیلمجمععلما، علیهروسها اعلامجهاد و شاهرا مكلفبهجهاد كنند (رجوع کنید به جهانگیرمیرزا، ص١٤ـ١٥؛ محمود میرزا قاجار، ج٢، ص [٢٣٢]؛ هدایت، ج٩، ص٦٤١ـ٦٤٢). تلاشروسیهبرایادامهصلحبهجایینرسید (جهانگیرمیرزا، ص١٥ـ١٧).
انگلیس برای دفع نفوذ روزافزون روسیه از فرصت به دستآمده استفاده كرد. انگلیسیها با فرمان فتحعلیشاه برای خانهای مهاجر، كه آنان را صاحباختیار ولایات قدیم اعلامكردهبود، عازمولایاتاشغالیشدند. شورشاز همهطرفبرخاست. دربار ایراننیز با علما همصدا شد و سیصد هزار تومانهزینهجهاد را پرداخت (خاوری شیرازی، ج١، صـ٦٠٣، ٦١٢ـ ٦١٧؛ جهانگیرمیرزا، ص١٨؛ اعتضادالسلطنه، ص٣٧٢ـ٣٧٣؛ ناطق، ص٢٧).
مرحله اول از دوره دوم جنگ ایران و روس از ذیحجه ١٢٤١ تا آخر محرّم١٢٤٢ به طول انجامید. در اینمرحلهایرانتماممناطقیرا، كهطبقعهدنامهگلستانبهتصرفروسها در آمدهبود، از آنانپسگرفت(رجوع کنید به محمودمیرزا قاجار، ج٢، ص [٢٣٥ـ٢٣٦]؛ خاوری شیرازی، ج١، ص٦١٨ـ٦١٩؛ هدایت، ج٩، ص٦٤٨؛ سپهر، ج١، ص٣٦٧).
عباسمیرزا به جمعآوری ایلات و اهالی گرجستان، شیروان و شكی پرداخت و خود به قره باغ رفت و قلعه شوشی را به محاصره درآورد(خاوریشیرازی، ج١، ص٦٢٠؛ هدایت، ج٩، ص٦٤٨ـ٦٤٩؛ سپهر، ج١، ص٣٦٨ـ٣٦٩). حاجیمحمدخان دَوَلو قاجار، بعد از تصرف قلعه گِرْمی، با چند سردار بهلنكرانحملهبرد و لنكرانرا پساز چهاردهسال، در شبتاسوعای١٢٤٢ از روسها بازپسگرفتو غنایمو اسرایبسیاریبهدستآورد (خاوریشیرازی، ج١، ص ٦٢١؛ هدایت، همانجا). در پی آن، قلعه سالیان نیز به تصرف سپاه ایران در آمد. حكومت طالش به میرحسنخان داده شد. عباسمیرزا، اغورلوخان، پسر حاكم گنجه، را برای فتح طالش فرستاد. روسها در شمكور شكست خوردند و به تفلیس گریختند (خاوریشیرازی، ج١، ص٦٢١ـ٦٢٢؛ هدایت، ج٩، ص٦٤٩ـ٦٥١؛ سپهر، ج١، ص٣٦٩).
علما در محرّم١٢٤٢، در عزاداری امامحسین علیهالسلام، سربازان را به جهاد ترغیب میكردند. لشكریان فوج فوج نزد عباسمیرزا میرفتند و خواستار جنگ میشدند و نایب السلطنه آنان را به صبر و آرامش دعوت میكرد (جهانگیرمیرزا، ص٢٩ـ٣٠). در این زمان پاسكویچ فرمانده سپاه قفقاز شد. در ٢٨ صفر ١٢٤٢، اردوی ایران و روس در برابر هم صف آرایی كردند (خاوریشیرازی، ج١، ص٦٢٦؛ جهانگیرمیرزا، ص٣٨ـ ٤١؛ هدایت، ج٩، ص٦٥٣ـ٦٥٦؛ سپهر، ج١، ص٣٦٨ـ ٣٦٩). مرحله دوم این دوره از جنگها از صفر ١٢٤٢ آغاز شد كه به عقبنشینی و شكست ایران انجامید. عباسمیرزا فرمان داد پسرانش كه در جنگ شركت داشتند، از محل درگیری كناره بگیرند ولی بیاحتیاطی آنان در اینكار سببشد تا سپاهیان به تصور گریختن آنان، فرار و از گنجه تا ارس عقب نشینی كنند (رجوع کنید به خاوری شیرازی، ج١، ص٦٢٦ـ٦٢٧؛ جهانگیرمیرزا، ص٥١ ـ ٥٢؛ هدایت، همانجا؛ سپهر، ج١، صـ٣٧٣).
از سوی دیگر، حسنخان سارواصلان، مصطفی خان شیروانی و محمدحسینخان شكی دست به غارت زدند. عباسمیرزا سپاه سه هزار نفری برای محافظت ایروان فرستاد و خود تا اوایل زمستان در كنار رود ارسماند. پس از آنسیفالملوك میرزا، حاكم قراچه داغ، را به حفظ و حراست معبرهای ارس گماشت و خود به تبریز رفت. سیفالملوك میرزا در انجام دادن وظیفه خود كوتاهیكرد و به قراچهداغ بازگشت و سپاه روس، به فرماندهی مددوف ، از ارس گذشت. عباسمیرزا برایمقابله با روسها سپاه فرستاد و روسها به قرهباغ عقبنشینی كردند و اسلحه و توپخانه و آذوقه آنان به دست سپاه ایران افتاد (خاوری شیرازی، ج١، ص٦٢٩؛ جهانگیر میرزا، ص٦٣ـ٦٤؛ هدایت، ج٩، ص٦٥٧؛ سپهر، ج١، ص٣٧٣).
پاسكویچ در شوال١٢٤٢ سردار خود، گودوویچ، را با تجهیزات كامل به محالّ ایروان فرستاد. گودوویچاز حسنخانسارواصلانشكستخورد (خاوریشیرازی، ج٢، ص٦٤٤ـ ٦٤٥؛ جهانگیرمیرزا، ص٦٨، ٧١؛ هدایت، ج٩، ص٦٦١ـ ٦٦٢).
از سوی دیگر، درباریانتهرانبا بیاناینكهعباسمیرزا با روسها سازشكردهاست، شاهرا به نایب السلطنه بدگمان ساختند و فتحعلیشاهبهسرعتاز تهرانبهخویرفت. ولیعهد نیز بهخدمتاو رسید. در این هنگام پاسكویچ به پیشرویخود ادامهداد و قلعهعباسآباد و سردارآباد و ایروانرا تصرف كرد (جهانگیرمیرزا، ص٧٢ـ٧٣).
روسها در ١٢٤٣ قلعه ایروان را تصرف كردند (خاوریشیرازی، ج٢، ص٦٥٦ـ ٦٥٨؛ هدایت، ج٩، ص٦٧٣)، سپس سپاه روسیه به سوی مرند و تبریز رهسپار شد. تصرف مرند به علت خیانت حاكم آنجا، نظرعلیخان یكانلو، رخ داد. او به فرمان عباسمیرزا كشته شد و طایفه یكانلو، ساكنمحالّ مرند، از اطاعتدولتایرانرویبرتافتند. پاسكویچتبریز را نیز در ٣ ربیعالا´خر ١٢٤٣، بدون مقاومت اهالی آنجا، تصرف كرد (رجوع کنید به پاسكویچ* ).
عباسمیرزا در شندآباد بود كه خبر سقوط تبریز را شنید؛ گروهی از سپاهیانش با شنیدن این خبر گریختند و عباسمیرزا نیز به ارومیه رفت ( جهانگیرمیرزا، ص٩٢ـ٩٣؛ خاوری شیرازی، ج٢، صـ٦٦١؛ سپهر، ج١، ص٣٨٧ـ ٣٨٨).
بدین ترتیب، دوره دوم جنگهای ایران و روس با انعقاد عهدنامه صلح تركمان چای در شعبان ١٢٤٣ پایان یافت(رجوع کنید به تركمانچای*، عهدنامه).
منابع:
(١) میورییل اتكین، روابط ایران و روس: ١٨٢٨ـ١٧٨٠، ترجمه محسن خادم، تهران ١٣٨٢ ش؛
(٢) اسناد روابط ایران و روسیه در دوران فتحعلیشاه و محمدشاهقاجار، به كوشش فاطمه قاضیها، تهران: وزارت امور خارجه، مركز اسناد و تاریخ دیپلماسی، ١٣٨٠ ش؛
(٣) علیقلیبن فتحعلی اعتضادالسلطنه، اكسیر التواریخ: تاریخ قاجاریه از آغاز تا سال١٢٥٩ ق، چاپ جمشید كیانفر، تهران١٣٧٠ ش؛
(٤) «اعلان جنگ روسیه بایران، ١٢٤٢ هجری»، یغما، سال ٢، ش١١(بهمن ١٣٢٨)؛
(٥) عباسقلیآقا باكیخانوف، گلستانارم، چاپ عبدالكریم علیزاده و دیگران، باكو ١٩٧٠؛
(٦) علیاكبر بینا، تاریخ سیاسی و دیپلوماسی ایران، تهران١٣٤٢ـ ١٣٤٨ ش؛
(٧) جهانگیرمیرزا، تاریخ نو: شامل حوادث دوره قاجاریه از سال١٢٤٠ تا ١٢٦٧ قمری، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران١٣٢٧ ش؛
(٨) فضلاللّه بنعبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذو القرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران١٣٨٠ ش؛
(٩) محمدفتحاللّهبنمحمدتقیساروی، تاریخمحمدی ( احسنالتواریخ)، چاپغلامرضا طباطبائیمجد، تهران١٣٧١ ش؛
(١٠) محمدتقیبنمحمدعلیسپهر، ناسخ التواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران١٣٧٧ ش؛
(١١) شچرباتوف، «مقدمات جنگ دوم ایران و روس»، ترجمه محمودكی، بررسیهای تاریخی، سال٩، ش٢ (خرداد ـ تیر ١٣٥٣)؛
(١٢) فتحاللّه عبداللّهیف، گوشهای از مناسبات روسیه و ایران و سیاست انگلستان در ایران در آغاز قرن نوزدهم، ترجمه غلامحسین متین، تهران [١٣٥٦ ش(؛
(١٣) خانك عشقی، سیاست نظامی روسیه در ایران: ١٨١٥ـ١٧٩٠، )تهران] ١٣٥٣ ش؛
(١٤) جمیل قوزانلو، تاریخ نظامی ایران، تهران١٣١٥ ش؛
(١٥) شرفالدینقهرمانی، «یكسلسلهاسناد تاریخی»، مجلهشرق، دوره١، ش١٠(مهر ١٣١٠)؛
(١٦) عبدالعلی كارنگ، «سقوط گنجه»، در یادگارنامهحبیبیغمائی، زیرنظر غلامحسینیوسفی، محمدابراهیمباستانیپاریزی، و ایرجافشار، تهران: توس، ١٣٥٦ ش؛
(١٧) آلفرد دو گاردان، مأموریت ژنرال گاردان در ایران، ترجمه عباس اقبالآشتیانی، تهران١٣٦٢ ش؛
(١٨) محمودمیرزا قاجار، تاریخ صاحبقرانی، نسخه خطی كتابخانه ملی ایران، ش١٨٩٢/س١١١٧؛
(١٩) محمد رضیمستوفیتبریزی، زینهالتواریخ، نسخهخطیكتابخانه(ش١) مجلسشورایاسلامی، ش ٣٣٦٣٢؛
(٢٠) عبدالرزاقبننجفقلیمفتوندنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخجنگهایاولایرانو روس، چاپغلامحسینزرگرینژاد، تهران١٣٨٣ ش؛
(٢١) عیسیبنحسنمیرزابزرگقائممقام، احكامالجهاد و اسباب الرشاد ، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران١٣٨٠ ش؛
(٢٢) هما ناطق، «میرزا صالح شیرازی و جنگهای ایران و روس»، راهنمای كتاب، سال١٧، ش١ـ٣ (فروردینـ خرداد ١٣٥٣)؛
(٢٣) سعید نفیسی، تاریخاجتماعیو سیاسیایراندر دورهمعاصر ، تهران١٣٦١ ش؛
(٢٤) رضا قلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، ج٨ ـ١٠؛
(٢٥) John Malcolm, The history of Persia: from the most early period to the present time , London ١٨٢٩;
(٢٦) Robert Grant Watson, A history of Persia: from the beginning of the nineteenth century to the year ١٨٥٨ , London ١٨٦٦, repr. ١٩٧٦.
/ علیاصغر مصدق/