دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٠٥
حماسه در ادبيات تركى ، حماسه در ادبيات تركى. اقوام متعدد ترك براى ناميدن داستانهاى حماسى يا قهرمانى و راويان و نقالان آنها واژهها و عبارات متفاوتى بهكار مىبرند. براى مثال، ياكوت ها اشعار حماسى را اولونهو و گويندگان آن را اولونهوهوت مىنامند. احتمال داده شده كه اولونهو از واژه اولنگ (ترانه) گرفته شده باشد، كه در تركى تركمنى و قزاقى مصطلح است (رايخل، ص ٦٢). در تركى اويغورى و ازبكى هم به چنين سرودههايى قوشاق/ گوشاق و به سرايندگان آنها قوشاقچى/ گوشاقچى، داستانچى، ياقشى يا باخشى گفته مىشود (همانجا). قرقيزها داستانهاى حماسى را جوموگ/ جوموق مىنامند (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٢، ص ٢٦٤؛ نيز رجوع کنید به رئيسنيا، ص ٨٨). آنان داستان حماسى بلندى به نام ماناس دارند كه راويان آن را ماناسچى مىنامند (رايخل، ص ٨٥ـ٩٠). قراقالپاق ها و قزاقها داستان حماسى را ژير و سراينده آن را ژيراو و تركان آلتاى آنها را گاى/ قاى و گايچى/ قايچى مىنامند (همان، ص ٦٢). اوغوزها سراينده داستان حماسى (=بوى) را اوزان مىناميدند كه شايد از اوز تركمنى به معناى استاد گرفته شده باشد (همان، ص ٦٥). حسين طهماسب اوزان را اسم فاعل واژه تركى اوز (سازش) و به معناى سازشدهنده و هماهنگكننده دانسته است؛ يعنى شاعرى كه مصراع را با مصراع، قافيه را با قافيه و بند را با بند هماهنگ مىكند و به تمام اجزاى داستان هماهنگى و به شعر و موسيقى و رقص همسازى مىبخشد (رجوع کنید به عباسوف، ص٦١). ددهقورقود*/ دده قورقوت، در داستانهاى حماسى كتاب ددهقورقود (رجوع کنید به ادامه مقاله)، اوزانى است كه قوپوز (نوعى ساز) به دست از اوبهاى به اوبه ديگر مىرود و رشادت قهرمانان را با سرود و ساز مىستايد و در تمام لحظههاى خوش و ناخوش مردم شركت مىكند و گره از كارهاى فروبستهشان مىگشايد (رئيسنيا، ص٨٥ـ٨٧). عباسوف (ص ٥٩) به شباهت اوزان و گوسان پهلوى و ارمنى اشاره كرده است (نيز رجوع کنید به رئيسنيا، ص ٨١ـ ٨٥). اوزان كه اوزانچى، يانشاق، وارساق و دده نيز ناميده مىشد، در حدود قرن نهم جاى خود را به عاشق سپرد، كه با ساز خود (تكامليافته قوپوز)، داستانهاى حماسى و عاشقانه مىسرايد و بازمىگويد (رئيسنيا، ص٨٧ به بعد). مغولها گوينده داستانهاى حماسى را باگشى و تونگوزها پاكسى مىنامند (رايخل، ص ٦٥،٧٠ـ٧٧) كه در منابع فارسى به صورت بخشى آمده است (رجوع کنید به رئيسنيا، ص ٤٩٠). وجود يك يا دو واژه يا اصطلاح براى داستان حماسى در لهجههاى تركى (رجوع کنید به >تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٨٧؛
>فرهنگ دايرةالمعارفى مفاهيم و اصطلاحات ادبى دنياى ترك<، ج ٢، ص ١٣٦) حاكى از رواج اين نوعِ ادبى در بين اقوام ترك است.
داستانهاى منظوم حماسى در بين اقوام ترك نيز، مثل اقوام و ملل ديگر، پيش از پيدايش خط و رواج نوشتن و در بستر سنّت شفاهى پديد آمدند و به شيوه سينه به سينه انتشار و انتقال يافتند. اين داستانها در جريان انتقال در ابعاد زمانى و مكانى دستخوش تحولاتى شده، احياناً بسيارى از آنها جاى به داستانهاى حماسى ديگر سپردهاند و پارهها و نقشمايههايى از روايات آنها به داستانهاى متأخرتر راه يافته يا به كتابت درآمده و به اين ترتيب باقى ماندهاند (رجوع کنید به رئيسنيا، ص ٢٦ به بعد).
به گفته عبدالقادر اينان (ص ٢٢٣ـ٢٣٣)، تركها شخصيتى چون فردوسى نداشتهاند كه داستانهاى قهرمانى باستانى آنان را از پراكندگى و نابودى نجات دهد. ويكتور ژرمونسكى (ص ٣١١ـ٣١٤) به وجود ماجراهاى قهرمانى باستانى در داستانهاى حماسى اغوزىِ ددهقورقود و آلپاميش اشاره كرده است. بخشى از اين ماجراها به آثار مكتوب بعدى نيز راه يافتهاند، از جمله در مرثيه اى كه به مناسبت كشته شدن آلپ ارتونكا / تُنكااَلبْ ار (رجوع کنید به ادامه مقاله) سروده شده است (يوسف خاص حاجب، ص ٤٣؛
كاشغرى، ج ٣، ص ٣٦٨).
بندهايى از اين مرثيه (رجوع کنید به كوپرولو، ص ٨٧ـ٩٠؛
>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ذيل "Sagu") در اثر كاشغرى (ج ١، ص ٤١) نقل شده است. عبدالقادر اينان (ص ٢٢٢) نقل اين مرثيه را در آثار كاشغرى و يوسف خاص حاجب، دليل آن دانسته كه اين داستان هنوز در قرن پنجم بر سر زبانها بوده است (براى خلاصهاى از اين داستان رجوع کنید به سَبَدچىاوغلو، ص ١٠٣ـ ١٠٧؛
>تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٢١٦ـ ٢١٩).
زكى وليدى طوغان (٢٠٠٢، ص ٥٠٣) بر آن است كه فقط گوشههايى از داستانهاى حماسى بزرگ باستانى به روزگار ما رسيدهاند. از قراين موجود چنين برمىآيد كه تركان در اعصار باستانى داستانهايى حماسى داشتهاند كه پس از مهاجرت آنان به آناطولى، هيچ متن مكتوبى از اين داستانها به دست نيامده است، اما وجود بعضى اطلاعات درباره اين داستانهاى حماسى، چون خلاصه، نام و مشخصات، تعلق قومى و نيز ترجمه قطعاتى از آنها در بعضى منابع چينى، فارسى، عربى، مغولى، اويغورى و متون تركى بعد از اسلام نشاندهنده وجود آنها بوده است. براى مثال در شاهنامه فردوسى، جامعالتواريخ خواجهرشيدالدين فضلاللّه همدانى، تاريخ جهانگشاى جوينى، مروجالذهب مسعودى و بعضى متون تركى چون ديوان لغات الترك محمود كاشغرى، كتابهاى شجره ترك و شجره تراكمه ابوالغازى بهادرخان (متوفى ١٠٧٤) اطلاعات ارزندهاى درباره بخشهايى از بقاياى اين داستانها موجود است (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٢، ص ٢٦٥؛
د.ا. د.ترك، ذيل "Destan").
داستانهاى حماسى باتوجه به روند تاريخ تركان به چهار گروه اصلى سكايى، هون، گوكترك و اويغور تقسيم شده است. داستانهاى تنكا البار و شو به حلقه سكايى، اوغوزقاغان به حلقه هون، داستانهاى بوزقورت (گرگ خاكسترى) و ارگنهقون (گذرگاه صعبالعبور) به حلقه گوكترك و داستانهاى تورييش (پيدايش) و كوچ كه با يكديگر پيوستگى دارند، به حلقه اويغور نسبت داده شدهاند (قدرت، ص ١٤ـ٢٦).
تنكا البار كه به گمانى در قرن هفتم قبل از ميلاد مىزيسته، فرمانرواى توران در جنگهاى ايران و توران (همان افراسياب شاهنامه) و نخستين قهرمان تاريخ داستانهاى حماسى ترك است. وى در اين جنگ كشته مىشود (رجوع کنید به بانارلى، ج ١، ص ١٣ـ١٤). شاهنامه فردوسى از منابع اصلى شناسايى اين داستان است (همان، ج ١، ص ١٤). كاشغرى (ج ٣، ص ٤١٢ـ ٤١٦) خلاصهاى از داستان شو، فرمانرواى ترك، را كه مربوط به لشكركشى اسكندر ذوالقرنين به تركستان غربى و مقابله شو با اوست، ذيل مدخل تركمان آورده است (نيز رجوع کنید به >تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٢١٩ـ٢٢١).
از داستان حماسى اوغوزقاغان دو روايت موجود است : روايتى كه با الفباى اويغورى نوشته شده و نسخهاى از آن در كتابخانه ملى فرانسه نگهدارى مىشود. اين متن كه رضانور آن را يافته، به همت ويلى بانگ كاوپ و رشيد رحمتىآرات، با ترجمه آلمانى (١٣١١ش/١٩٣٢) و تركى (١٣١٥ش/١٩٣٦) انتشار يافته است (همان، ص ٢٢١ـ٢٢٧). پل پليو، چينشناس فرانسوى، مقاله تحقيقى ارزندهاى، به نام >«درباره داستان اروزخان در ادبيات اويغور»<، درباره متون اين روايتها نوشته كه وداد كوكن آن را به تركى ترجمه كرده است (رجوع کنید به پليو، ١٩٩٥؛
نيز رجوع کنید به اوگل، ص ١١٥ـ١٤٤). پليو از تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه اين روايت اويغورى در قرن هشتم/ چهاردهم در تورفان* نوشته شده و در قرن نهم/ پانزدهم در قرقيزستان با تغييرات املايى بازنويسى شده است (ص ١٠٣). اين نظر را شچرباك نيز تأييد كرده (رجوع کنید به رايخل، ص ٣٢)، در حالى كه فاروق سومر (ص ٣٧٤) بر آن است كه اين متن در ايران در دوره غازانخان (٦٩٤ـ٧٠٣) يا جانشين او به كتابت درآمده است، زيرا زمينه كتابت آن در آن دوره فقط در دربار ايلخانى و اطراف آن فراهم بوده است. اوگل (ص ١٢٨) داستان اوغوزقاغان را ــ كه بهطور كلى از تأثيرات دوره اسلامى بهدور مانده ــ با وجود افتادگيهايش، زيباترين و ارزندهترين داستان حماسىِ اوغوزان دانسته كه متن آن از تأثير زبان و ادبيات فارسى بهدور نمانده است. او وجود كلمات فارسى چون آتش، ياقوت و چراغ را شاهدى بر درستى ادعاى خود دانسته است.
دومين روايت اوغوزقاغان را رشيدالدين فضلاللّه همدانى در جامعالتواريخ (ج ١، ص ٤٧ به بعد) آورده است . او از منابع مختلف كتبى و شفاهى استفاده كرده است (رجوع کنید به >تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٢٢١ـ٢٢٢). طوغان، كه اين روايت را به تركى ترجمه و با تعليقاتى انتشار داده (رجوع کنید به بايقرا، ص٢٠٠ـ٢٠٤)، بر آن است كه رشيدالدين براى نوشتن اين داستان دستكم يك نسخه فارسى و يك نسخه مغولى در دست داشته كه لغات و عبارات تركى از طريق نسخه فارسى در آن راه يافته است. ظاهراً او متن فارسى را، كه تهيهكنندگانش تركان ساكن آذربايجان يا بهطور كلى خاورنزديك بودهاند، عيناً نقل كرده و آن را با افزودههايى چون آيات قرآن و اشعار پارسى آراسته است (رجوع کنید به طوغان، ١٩٨٢، ص١١٨ـ١٢٠). روايت جامعالتواريخ در حقيقت روايتاسلامى داستان اوغوزقاغان و نخستين «اوغوزنامه» به شمار مىآيد (>دايرةالمعارف زبانوادبيات تركى<، ج٧، ص١٠٨). طبقاين روايت، اوغوز «پيوسته نام خداى بهلفظ عربى، كه اللّه است بر زبان راندى و كس (از اطرافيانش )نمىدانست كه معناى آن لفظ چيست» (رشيدالدين فضلاللّه، ج ١، ص٥٠). عبدالقادر اينان (ص ٢٢٥) اهميت دادن به مسلمانى اوغوزخان را ناشى از علاقه به تبليغ اسلام در بين كوچروهاى ترك كه همراه مغولان به مغرب آمده بودند دانسته است.
شجره تراكمه ابوالغازى بهادرخان كه براساس روايتهاى بازمانده اوغوزنامهها و از جمله روايت مندرج در جامعالتواريخ و با استفاده از منابع ديگر تأليف شده، روايت تركمنى اوغوزنامه بهشمار آمده است (ابوالغازى بهادرخان، مقدمه اولمز، ص ٢٨). داستانهاى ددهقورقود، كه در كتاب ددم قورقود (نسخه دِرِسْدِن)، يا كتاب دده قورقوت (نسخه واتيكان) گردآورى شده (رجوع کنید به ددهقورقوت كتابى، چاپ ارگين، نسخه اول، ج ١، ص ١؛
نسخه دوم، ج ١، ص ٢)، خود بخشى از اوغوزنامهاى است كه نسخه كامل آن به دست نيامده است (سومر، ص ٣٧٨). بهطور كلى در روايات داستان اوغوزقاغان و اوغوزنامههاى بعدىِ برگرفته از آن (رجوع کنید به بوراتاو، ص ٤٦ـ٤٨)، آثار و عناصرى از تاريخ و تمدن تركهاى پيش و پس از اسلام، مانند هونها، گوكتركها، سلجوقيان، خوارزمشاهيان و حتى تركمانان قراقوينلو و آققوينلو، ديده مىشود (كوپرولو، ص ٦٣). از جمله حضور «گرگ خاكسترى» كه از ميان پرتوى آسمانى سربرمىآورد و سپاه اوغوز را راهنمايى مىكند. گرگ خاكسترى ظاهرآ توتم يا جانور مقدّس نياكانى مغولان بوده است.
از دو داستان به هم پيوسته اويغورى تورييش (شرح پيدايش اسطوره طقوز اوغوزــ اون اويغور) و كوچ (كه ادامه آن بهشمار مىرود) دو روايت چينى (رجوع کنید به بانارلى، ج ١، ص ٢٨ـ٢٩؛
قدرت، ص ٢٥ـ٢٦) و يك روايت ايرانى (رجوع کنید به جوينى، ج ١، ص ٣٩ـ٤٥؛
>تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٢٣٢ بهبعد) وجود دارد. اين روايات از حادثه مهم كوچ اويغورها از مغولستان به تركستان شرقى در ٢٢٥، پس از شكست از قرقيزها، تأثير گرفته است (بانارلى، ص ٢٩).
شمار داستانهاى حماسى تركى بسيار است. مؤلفان >تاريخ ادبيات دنياى ترك< گذشته از داستانهاى حماسى باستانى، كه به آنها اشاره شد و نزديك به هفتاد داستان جديد دربردارنده عناصر باستانى، از حدود ١٢٠ داستان حماسى جديد در دنياى ترك نام بردهاند كه داستانهاى حماسى معروف ماناس*، كوراوغلو* و آلپاميش* از مهمترين آنهاست (رجوع کنید به >تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص١١٠ـ١١٦). داستانهاى حماسى جديدى نيز چون بطّال غازى و دانشمند غازى (بطالنامه و دانشمندنامه) كه درگيريهاى غازيان ترك در مرزهاى بيزانس را شرح مىدهند، جنبههاى تاريخى مشخصى دارند (رجوع کنید به كوپرولو، ص ٢٩٩ به بعد؛
بانارلى، ج ١، ص ٣٠١ـ٣٠٣؛
>تاريخ ادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٤١٨ـ٤٢٤؛
>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ذيل "Danismendname", "Battal Gazi").
داستانهاى تاريخى ـ حماسى تيمور و اديگه نيز شايان ذكرند، كه اولى براساس مناقب تيمور و دومى براساس مناقب توقتمش و اديگهميرزا (از خانهاى اردوى زرين كه معاصر تيمور بودند) شكل گرفتهاند (رجوع کنید به كوپرولو، ص٣٨٢ـ٣٨٦؛
>تاريخادبيات دنياى ترك<، ج ١، ص ٤٢٧ـ٤٣٩). سرودن داستانهاى حماسى در بين تركها، البته با شكل و محتوايى متفاوت با سنّت داستانپردازى پيشين، تا اين اواخر ادامه داشتهاست،از جمله داستانهاى حماسى مربوط به مبارزه ملى اواسط قرن چهاردهم/ بيستم در تركيه، كه داستانپردازانى چون خَلوق نهادپِپِيى، فاضل حُسنى داغلارجا، عارف حكمتپار و ديگران سرودهاند (رجوع کنید به >دايرةالمعارف زبانوادبيات تركى<، ج ٢، ص ٢٦٥؛
ايشيق، ج ٢، ص ١٣١٢) و داستانهاى حماسى قاچاقنبى و قاچاقكرم در قفقاز (رجوع کنید به ولىيف، ص ٥٩ به بعد؛
نبىيف، ص ٤١ به بعد؛
كرمبيك، مقدمه رئيسنيا، ص٥ بهبعد) و داستان حماسى ستارخان، سروده عاشق حسين جوان (رجوع کنید به عافيت، ص١٤٨ـ١٤٩).
اهم ويژگيهاى داستانهاى حماسى تركى از اين قرار است : ١) غالباً مبتنى بر حوادث تاريخىاند. ٢)مخلوقات خارقالعاده در آنها در كنار شخصيتهاى واقعى جاى دارند. ٣) بسيارى از حوادث آنها فوقطبيعى مىنمايند. ٤) عمومآ منظوماند يا بهنظم و نثر پرداخته شدهاند. ٥) مؤلف شناختهشدهاى ندارند. ٦)زبانشان سليس و ساده و برگرفته از زبان مردم است. ٧) در محيط جغرافيايى و زمان خاصى شكل گرفتهاند كه با مهاجرت ناقلانشان به مناطق ديگر، از نظر مكان و زمان وقوع حوادث تحتتأثير شرايط جديد دستخوش تحولاتى شدهاند (قدرت، ص ٢٧؛
>ادبيات ترك پيش از اسلام<، ص ٥٨).
منابع:
(١) جوينى؛
(٢) رشيدالدين فضلاللّه؛
(٣) رحيم رئيسنيا، كوراوغلو در افسانه و تاريخ، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤) محمدرضا عافيت، سردار ملى ستارخان، باكو ١٣٤٧ش؛
(٥) كريمبيك، قاچاق كَرَم: خاطراتى از دوازده سال طغيان و ياغيگرى در قفقاز، چاپ سيروس سعدونديان، تهران ١٣٨٠ش؛
(٦) محمدفؤاد كوپرولو، تورك ادبياتى تاريخى، استانبول ١٩٢٦؛
(٧) Israfil Abbasov, "Ozan (Uzan)- Gusan istilabi va sanatina dair", in Azarbayjan shifahi khalq adabiyyatina dair tadqiqlar, ed. Nuraddin Seyidov, vol.٣, Baku ١٩٦٨;
(٨) Abu'l-Ghazi Bahadur Khan, Secere-i Terakime, ed. Zuhla Kargi Olmez, Ankara ١٩٩٦;
(٩) Nihad Sami Banarli, Resimli Turk edebiyati tarihi, Istanbul ١٩٨٧;
(١٠) Tuncer Baykara, Zeki Velidi Togan, Ankara ١٩٨٩;
(١١) Pertev Naili Boratav, ١٠٠ soruda Turk halk edebiyati, Istanbul ١٩٧٣;
(١٢) Dede Korkut kitabi ed. Muharrem Ergin, vol.١, Ankara: Turk Dil Kurumu Yayinlari, ١٩٨٩;
(١٣) Abdulkadir Inan, Makaleler ve incelemeler, Ankara ١٩٨٧;
(١٤) Ihsan Isik, Turkiye yazarlar ansiklopedisi, Ankara ٢٠٠٤;
(١٥) Islamiyet oncesi Turk edebiyati, by Osman Nuri Ekiz etal., Istanbul: Toker Yayinlari, ١٩٨٦;
(١٦) Mahmud b. Husayn Kashghari, Divanu Lugat-it-Turk tercumesi, tr. Besim Atalay, Ankara ١٩٨٥-١٩٨٦;
(١٧) Cevdet Kudret, Ornekli Turk edebiyati tarihi Ankara ١٩٩٥;
(١٨) Azad Nabiyev, Azarbayjan dastanlari Baku ١٩٧٧;
(١٩) Bahaedin Ogel, Turk mitolojisi, Ankara ١٩٨٩;
(٢٠) Paul Pelliot, Uygur yazisiyla yazilmis Uguz Han destani uzerine tr. Vedat Koken, Ankara١٩٩٥;
(٢١) Karl Reichl Turk boylarinin destanlari, tr. Metin, Ekici, Ankara ٢٠٠٢;
(٢٢) M. Necati Sepetcioglu, Turk destanlari, Istanbul ١٩٧٢;
(٢٣) Faruk Sumer, Oguzlar (Turkmenler), Istanbul ١٩٨٠;
(٢٤) Ahmed Zeki Velidi Togan, Oguz destani, Istanbul ١٩٨٢;
(٢٥) idem, "Turk destaninin in tasnifi", in Turkler, ed. Hasan Celal Guzel, Kemal Cicek, and Selim Koca, vol.٣, Ankara: Yeni Turkiye Yayinlari, ٢٠٠٢;
(٢٦) Turk dili ve edebiyat ansiklopedisi, Istanbul: Dergah Yayinlari, ١٩٧٦-١٩٩٨, s. vv. "Danismendname" (by Tuncer Gulensoy and Rekin Ertem), "Destan" (by Yusuf Cotuksoken and M. Sabri Koz), "Oguz Kagan destani" (by Mustafa kutlu), "Battal Gazi", "Sagu";
(٢٧) Turk dunyasi edebiyat kavramlari ve terimleri ansiklopedik Sozlugu, Ankara: Ataturk Yuksek Kurumu, Ataturk Kultur Merkezi Baskanligi, ٢٠٠١- , s.v. "Destan" (by O. Cobanoglu);
(٢٨) Turk dunyasi edebiyat tarihi, Ankara: Ataturk Yuksek Kuramu, Ataturk Kultur Merkezi, Baskanligi, ٢٠٠١-٢٠٠٤;
(٢٩) TDVIA, s.v. "Destan" (by Kazim Yetis);
(٣٠) Vagif Valiyev, Azarbayjan qahramanliq dastanlari, Baku ١٩٨٠;
(٣١) Yusuf Has Hacib, Kutagu bilig, ed. Resid Rahmeti Aral, Istanbul ١٩٤٧;
Victor Zhirmunsky, "Epic songs and singers in Central Asia", in Oral /images/books/٢٣٠١٩ of Central Asia, ed. N. K. Chadwick and V. Zhirmunsky, Cambridge: Cambridge University Press, ١٩٦٩.
/ رحيم رئيسنيا /