دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٥٤
بَرید(٢) ، بزرگترین و یکی از مهمترین واحدهای اندازه گیری طول در احکام شرعی . این واژه برگرفته از وردوس لاتینی یا بردس یونانی ، به معنای اسب چاپار، و اصل آن آشوری ( د. اسلام ، چاپ دوم ؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل واژه ) یا احتمالاً معرّب بوریدو (پریدو )ی اکدی است (دیانت ، ج ١، ص ٦٨). به نوشتة بسیاری از کتابهای جغرافیایی و واژه نامه ها، اصل برید فارسی و بُریده دُنْب یا بریده دُم بوده که بعدها قسمت انتهایی آن حذف و در زبان عربی با تخفیف بیان شده است . در گذشته ، واژة برید، علاوه بر مَرکَب ، برسوار (پیک ) و ایستگاهها (رباطها)ی محل توقف پیک نیز اطلاق می شد، اما بعدها برای اندازه گیری مسافت به کار رفت (خوارزمی ، ص ٨٩؛ ثعالبی ، ص ٣٩٨ـ٣٩٩؛ مسکویه ، ج ١، ص ٨٨؛ زمخشری ، ص ٥٨؛ گردیزی ، ص ٥٦؛ حمزة اصفهانی ، ص ٣٨؛ قلقشندی ، ج ١٤، ص ٣٦٦ـ٣٦٧؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به برید * (١)).
اندازة برید در نواحی مختلف ، متفاوت بوده است ؛ چنانکه طول آن را در شهرهای ایران دو فرسخ * (شش میل * ) و در بلاد غربی اسلامی چهار فرسخ (دوازده میل ) ذکر کرده اند ( د. اسلام ، همانجا؛ لین ، ذیل واژه ). به گفتة مقدسی (ص ٦٦) برید در بادیه و عراق دوازده میل و در شام و خراسان شش میل اختیار می شد. خوارزمی (همانجا) فاصلة تقریبی دو ایستگاه خبررسانی را دو فرسخ یا یک برید دانسته است . اغلب فقها و جغرافیانویسان ، برید را چهار فرسخ و هر فرسخ را سه میل و هر میل را سه هزار ذراعِ * هاشمی می دانند (قلقشندی ، ج ١٤، ص ٣٦٦)، و چون هر ذراع هاشمی ٦ر٦١ سانتیمتر است (خاروف ، ص ٤٤١)، مقدار برید ١٧٦ر٢٢ کیلومتر خواهد شد. به نوشتة ابن طقطقی (ص ١٤٥) برید چهار فرسخ تمام (معادل دوازده میل ) و حد نهایی فاصلة میان دو ایستگاه است . ابن بطوطه (ج ١، ص ٦٠)، فاصلة شهر منُف ، مرکز علمی و سیاسی مصر، با فُسطاط را یک برید (چهار فرسخ ) ذکر کرده است . ابن خرداذبه نیز که در عهد عباسیان از کارداران ادارة برید ( رجوع کنید به برید(١)) بوده و خود فواصل برید را پیموده ، مقدار متوسط آن را چهار فرسخ یا ٠٠٠ ، ٤٨ ذراع نوشته است (دیانت ، ج ١، ص ٦٩؛ حسینی استرآبادی ، ص ٤٣٢) و چون هر ذراع شرعی ٢ر٤٦ سانتیمتر است (خاروف ، ص ٤٥٥)، مقدار یک برید شرعی ١٧٦ر٢٢ کیلومتر خواهد شد. البته این مقدار، مخالف نظریات کسانی است که برید را ٢٤ کیلومتر دانسته اند و یا مقدار مشخصی برای آن تعیین نکرده اند (هینتس ، ص ٨٨ـ٨٩؛ المعجم الوسیط ، ذیل واژه ). بسیاری از واژه نامه ها نیز اندازة یک برید را دوازده میل ، یا همان چهار فرسخ ، ضبط کرده اند ( رجوع کنید به زمخشری ؛ تاج الاسامی ؛ زنجی سجزی ؛ شرتونی ؛ داعی الاسلام ، ذیل واژه ).
در برخی مآخذ، واژة «مرحله » و گاه «منزل » به معنی برید به کار رفته است ( رجوع کنید به آنند راج ، ذیل «مرحلة »؛ غیاث الدین رامپوری ؛ دهخدا، ذیل «مرحله » و «منزل »)، با این تفاوت که اندازة منزل ، یعنی مسافتی که معمولاً کاروانی در یک روز طی می کند، بسیار متغیر است (دیانت ، ج ١، ص ٤٥٦ـ٤٥٧). برای مثال در استان لرستان ، منزل که از واحدهای رایج طول به شمار می رود معادل شش فرسخ است (ایزدپناه ، ج ٢، ص ٥٦٥(
در آثار فقهی نیز، در مبحث مسافرت و حد شرعی آن ، از واحد برید استفاده شده و از روایاتی که از امامان علیهم السلام نقل شده است ، چنین برمی آید که اندازة هر برید چهار فرسخ بوده است (حرّ عاملی ، ج ٥، ص ٤٩٠ـ٥٠٢؛ فیض کاشانی ، ج ٢، باب ١٤، ص ٢٤؛ نجفی ، ج ١٤، ص ١٩٣ـ٢٠١؛ کاشانی ، ص ٤١٩). حرّ عاملی (ج ٥، ص ٤٩٥) این مطلب را که حد شرعی مسافرت یک بریدِ دو فرسخی است ، قولی نادرست و ناشی از سهو کاتبان روایتها می داند.
منابع :
(١) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢) ابن طقطقی ، تاریخ فخری : در آداب ملکداری و دولتهای اسلامی ، ترجمة محمد وحید گلپایگانی ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٣) حمید ایزدپناه ، آثار باستانی و تاریخی لرستان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٤) تاج الاسامی (تهذیب الاسماء) : فرهنگ عربی به فارسی ، چاپ علی اوسط ابراهیمی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٥) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، تاریخ غررالسیر : المعروف بکتاب غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم ، چاپ زُتنبرگ ، پاریس ١٩٠٠، چاپ افست تهران ١٩٦٣؛
(٦) محمدبن حسن حرّ عاملی ، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) محمدمؤمن بن علی حسینی استرآبادی ، رسالة مقداریه ، چاپ تقی بینش ، فرهنگ ایران زمین ، ج ١٠ (١٣٤١ ش )؛
(٨) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة والسلام ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) محمد احمد اسماعیل خاروف ، «اوزان و مکاییل و مقاییس اسلامی از قرن ١ـ١٤ هجری و مقایسه آنها با اوزان و مکاییل و مقاییس بین المللی کنونی » ، پایان نامة دکتری دانشکدة الهیات و معارف اسلامی ، دانشگاه تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٠) محمدبن احمد خوارزمی ، مفاتیح العلوم ، چاپ ابراهیم ابیاری ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١١) محمدعلی داعی الاسلام ، فرهنگ نظام ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ؛
(١٢) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(١٣) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(١٤) ابوالحسن دیانت ، فرهنگ تاریخی سنجش ها و ارزش ها ، تبریز ١٣٦٧ ش ؛
(١٥) محمودبن عمر زمخشری ، پیشرو ادب ، یا، مقدمة الادب ، چاپ سید محمدکاظم امام ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(١٦) محمودبن عمر زنجی سجزی ، مهذب الاسماء فی مُرَتَّبِالحروف و الاشیاء ، چاپ محمدحسین مصطفوی ، ج ١، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٧) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنند راج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٨) سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیة والشوّارِد ، قم ١٤٠٣؛
(١٩) محمدبن جلال الدین غیاث الدین رامپوری ، غیاث اللغات ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٣٧ـ ١٣٣٨ ش ؛
(٢٠) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی ، کتاب الوافی ، قم ١٤٠٤؛
(٢١) احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/ ١٩٦٣ ) ؛
(٢٢) حبیب الله بن علی اکبر کاشانی ، توضیح البیان فی تسهیل الاوزان ، چاپ محمد شریف ، قم ١٤٠٤؛
(٢٣) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٤) احمدبن محمد مسکویه ، تجارب الامم ، ترجمة ابوالقاسم امامی ، ج ١، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٥) المعجم الوسیط ، قاهره ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٢٦) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٧) محمدحسن بن باقر نجفی ، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام ، بیروت ١٩٨١؛
(٢٨) والترهینتس ، اوزان و مقیاسها در اسلام ، ترجمه و حواشی غلامرضا ورهرام ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٩) EI ٢ , s.v. "Bar ¦ d" (by D. Sourdel);
(٣٠) E. W. Lane, Arabic- English lexicon , Cambridge ١٩٨٤.
/ حسن فقیه عبداللهی /