دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٧٨
پیشه وری ، سیدجعفر جوادزاده ، سیاستمدار و روزنامه نگار ایرانی ، مؤسس فرقة دموکرات آذربایجان . در ١٢٧٢ ش در روستای سیّدلَر زیوه سی ، از توابع خلخال ، به دنیا آمد. در ده یا دوازده سالگی و پس از مختصر تحصیلات ابتدایی ، همراه با خانوادة خود که دارایی خود را در یکی از آشوبهای محلی از دست داده بودند، به قفقاز رفت و در باکو اقامت گزید که در آن ایام و تا مدتها به عنوان یک مرکز صنعتی نوپا هر ساله هزاران مهاجر جویای کار را در خود جای می داد. وی ضمن اشتغال در یکی از مدارس آن حدود، تحصیلات
خود را نیز ادامه داد و بعد از اتمام دورة دارالمعلمین باکو، در مدارسی چون مدرسة اتحاد ایرانیان و مدرسة بلدیة باکو به تدریس مشغول شد (پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی ، مقدمة رئیس نیا، ص ١٦؛ فعالیتهای کمونیستی در دورة رضاشاه ، ص ١١٩). پیشه وری همچنین از دانش آموختگان دانشگاه کمونیستی زحمتکشان شرق (کوتو ) بود (زیبائی ، ص ١٤٧؛ کیانوری ، ص ٥١).
با وقوع انقلاب ١٩١٧ روسیه ــ که به دور جدیدی از فعالیتهای سیاسی در قفقاز، از جمله در میان طیف گستردة ایرانیان آن حدود، میدان داد ــ پیشه وری کار مطبوعاتی خود را، از همان سال ، با نگارش مقالاتی در نشریه آچیق سوز (حرف بی پرده )، ارگان حزب مساوات در باکو، آغاز کرد و سپس با نشریة آذربایجان جزءلاینفک ایران ، ارگان شعبة باکوی حزب دموکرات ایران که در فاصلة بهمن ١٢٩٦ تا فروردین ١٢٩٧ سیزده شمارة آن منتشر شد، به همکاری پرداخت (پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی ، مقدمة رئیس نیا، ص ١٦ ـ ١٧).
در پی حوادث اسفند ١٢٩٦/ مارس ١٩١٨ در باکو، که به توسعة فعالیت گروههای سوسیالیست و کمونیست در میان کارگران آن سامان منجر شد، پیشه وری به حزب عدالت پیوست که شاخه ای از حزب سوسیال دموکرات قفقاز بود و در میان کارگران ایرانی صنایع نفت باکو فعالیت می کرد. وی در این دوره (سالهای ١٢٩٨ تا ١٢٩٩ ش ) فعالیت مطبوعاتی خود را در نشریاتی چون حریت ، ارگان حزب عدالت ، و دیگر نشریات چپ باکو ادامه داد و در خلال کنفرانس عمومی حزب عدالت ، که در اواسط ١٢٩٨ش برگزار شد، به عضویت کمیتة مرکزی انتخاب گردید (همان ، ص ٢٥ ـ ٢٨).
اندک زمانی بعد از چیرگی بولشویکها بر جمهوری آذربایجان ، هنگامی که در اواخر اردیبهشت ١٢٩٩ انزلی به اشغال ناوگان روسیة شوروی درآمد، پیشه وری و تنی چند از دیگر فعالان حزب عدالت در گیلان مستقر شده فعالیتهای سیاسی و تبلیغاتی گسترده ای را آغاز کردند (فخرائی ، ص ٢٦٨ ـ ٢٦٩). در این میان ، در خلال نشستی که در اوایل تیر ١٢٩٩ در انزلی برگزار شد، حزب عدالت به حزب کمونیست ایران تغییر نام داد؛ در این دگرگونی پیشه وری نیز عضو کمیتة مرکزی حزب شد (لاجوردی ، ص ٩ ـ ١٠) و چندی بعد در اوایل مرداد همان سال در حکومت جدیدی که پس از کودتای عناصر کمونیست بر ضد تشکیلات حاکمة نهضت جنگل بر سرکار آمد به سمت کمیسری کشور (وزیر کشوری ) منصوب شد (فخرائی ، ص ٢٧١ ـ ٢٧٢). همزمان با تشکیل کنگرة خلقهای شرق در باکو (اواسط شهریور ١٢٩٩) که پیشه وری نیز به عنوان یکی از نمایندگان ایران در آن حضور داشت ، با تغییراتی که در ترکیب اعضای کمیتة مرکزی حزب کمونیست ایران و تغییر خط مشی آن پدید آمد، حکومت انقلابی و تندروی که در گیلان تشکیل شده بود منحل گردید و پیشه وری نیز به اتحاد شوروی باز گشت (پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی ، مقدمة رئیس نیا، ص ٤٥ ـ ٤٧). وی در مدت اقامت خود در باکو روزنامة اَکینجی (زارع ) را منتشر می کرد (منشور گرکانی ، ص ٢٢٩).
در خلال مرحلة جدیدی از فعالیتهای کمونیستی که در پی خاتمة نهضت جنگل و خروج نیروهای شوروی از ایران آغاز شد ــ یعنی مرحله ای که در آن ، با توجه به تفاهم ایران و شوروی ، سهم چشمگیری نیز برای امکان فعالیتهای علنی منظور شده بود ــ پیشه وری در اواسط ١٣٠٠ ش از طریق خراسان به ایران بازگشت و بعد از مدتی به هیئت تحریریة روزنامة حقیقت ، ارگان اتحادیة عمومی کارگران ایران ، پیوست . این روزنامه از دی ١٣٠٠ تا تیر ١٣٠١ در تهران منتشر می شد و با مشی متمایل به چپ ، یکی از مهمترین نشریات سیاسی عصر خود بود و پیشه وری در نگارش مقالات آن سهم عمده ای داشت (پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی ، مقدمة رئیس نیا، ص ١ ـ ٢، ٤٧؛ فعالیتهای کمونیستی در دورة رضاشاه ، همانجا).
با توقیف حقیقت در اوایل تیر ١٣٠١، و اصولاً با خاتمه یافتن این دوره از فعالیتهای کمونیستی در ایران به دلیل تضییقات فزایندة دولتی ، پیشه وری در اواسط همان سال به باکو مراجعت کرد. وی در رشته بازجوییهایی که چندی بعد در تهران از او به عمل آمد در توصیف تحولات این دوره اظهار داشت که بعد از تعطیل حقیقت و تحمل دو سه ماه بیکاری مجبور شده است که به بادکوبه (باکو) برود و در آنجا به شغل معلمی بپردازد و در ١٩٢٧ (١٣٠٦ ش ) به دلیل تمایل همسرش به بازگشت ، همچنین نارضایی از وضع ایرانیها در بادکوبه ، به ایران بازگشته است ( فعالیتهای کمونیستی در دورة رضاشاه ، همانجا). نکته ای که طبیعتاً در این بازجوییها بیان نشده بود آن بود که در ١٣٠٦ ش ، با تشکیل دومین کنگرة حزب کمونیست ایران در شوروی و براساس مصوبات این کنگره برای سازماندهی مجدد فعالیتهای صنفی و سیاسی در ایران ، پیشه وری نیز که گفته می شود مجدداً به سمت «دبیری کمیتة مرکزی و مسئول تشکیلات حزب در تهران » انتخاب شده بود (کیانوری ، ص ١١٦، پانویس ) رهسپار ایران گردیده بود.
پیشه وری پس از مدت زمانی اقامت در بارفروش (بابل )، احتمالاً در زمستان ١٣٠٦ ش ، به تهران آمد و تا اوایل ١٣٠٨ ش مدیریت کتابخانة ( =کتابفروشی ) فروردین را بر عهده داشت . آنگاه در اواخر تابستان همان سال در مدرسة شوروی به عنوان معلم استخدام شد. در پی شناسایی شبکه های کمونیستی در ایران در ١٣٠٩ش ، او نیز مانند تعداد دیگری از همکارانش در دی همان سال دستگیر و بازجویی شد. وی بالاخره پس از هشت سال بلاتکلیفی در اواخر ١٣١٨ ش محاکمه و به اتهام قبول عضویت فرقة اشتراکی و تبلیغ مرام آن به ده سال حبس مجرد و سه سال حبس تأدیبی محکوم گردید ( فعالیتهای کمونیستی در دورة رضاشاه ، ص ١١٢ ـ ١٢٢، ١٧٣ ـ ١٧٤؛ برای اطلاع از خاطرات پیشه وری در زندان رجوع کنید به یادداشتهای زندان ) . اندک زمانی قبل از حوادث شهریور١٣٢٠، پیشه وری بعد از گذراندن دورة ده سالة محکومیت در ١٣١٩ش از زندان آزاد و به کاشان تبعید شد، ولی در پی سقوط رضاشاه او نیز مانند بسیاری از دیگر محکومان سیاسی از نو پا به عرصة تحولات سیاسی کشور نهاد ( گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٢٧٢ ـ ٢٧٣). با آنکه پیشه وری از اعضای مؤسس حزب توده * در نشست مهر ١٣٢٠ بود و در تدوین نخستین مرامنامة حزبی سهمی عمده داشت ، ظاهراً به علت سوابق اختلافات سیاسی با تعدادی از دیگر سران حزب که به دسته بندیهای درونی حزب کمونیست در سالهای نخست دهة ١٣٠٠ش و اختلاف نظرهای بعدی در زندان بازمی گشت ، فعالیت حزبی چشمگیری نداشت (اسکندری ، ص ١٢٥؛ کیانوری ، ص ١١٥ ـ ١١٧). در این دوره وی از نو به روزنامه نگاری ، که در آن تبحر داشت ، روی آورد و روزنامة آژیر را تأسیس کرد که نخستین شمارة آن در اول خرداد ١٣٢٢ منتشر شد. آژیر اگرچه از لحاظ مرام و مسلک در زمرة جراید چپ آن دوره محسوب می شد، از لحاظ محتوایی بیش از آن که به طیف جراید حزبی توده شباهت داشته باشد، روزنامه ای بود در طراز جراید چپ غیرحزبی . احتمالاً یکی از دلایل دوری بیش از پیش پیشه وری از حزب توده نیز خط مشیی بود که در آژیر پیش گرفته بود؛ کما اینکه در خلال تشکیل نخستین کنگرة حزب توده در اوایل مرداد ١٣٢٣، با طرح موضوع مقاله ای که وی به مناسبت مرگ رضاشاه نوشته بود و نیز به علت اختلاف نظرهای قبلی او با عده ای از سران حزب ، از حضور وی به عنوان یکی از نمایندگان منتخب حزب در این کنگره جلوگیری شد (آوانسیان ، ص ٢٩٧ـ ٢٩٨؛ جودت ، ص ١٦٤؛ کیانوری ، همانجا).
در انتخابات دورة چهاردهم مجلس شورای ملی پیشه وری به نمایندگی از تبریز انتخاب شد، ولی به دلیل مخالفت نمایندگان محافظه کار مجلس و همراهی برخی از نمایندگان حزب توده با این مخالفت ، اعتبارنامة وی به تصویب نرسید و وی به مجلس راه نیافت (اسکندری ، ص ٣٨٣ ـ ٣٨٤؛ کشاورز، ص ٣٤).
در مراحل پایانی جنگ دوم جهانی ، اتحاد جماهیر شوروی برای تثبیت و توسعة نفوذ و اقتدار سیاسی خود، به مثابة یکی از فاتحان اصلی جنگ ، در روابط خارجی خود خط مشی جدیدی اتخاذ کرد. این خط مشی جدید که در سطح مناسبات بین المللی به سرآغاز جنگ سرد شهرت یافت ، در روابط ایران و شوروی خود را به صورت سیاست توسعه طلبانه ای نشان داد که با تقاضای دولت شوروی برای اخذ امتیاز نفت شمال در پاییز ١٣٢٣ ش شروع شد و در پی امتناع ایران از گردن نهادن به چنین خواسته ای ، با امتناع شوروی از فراخواندن نیروهایش از مناطق شمالی ایران پس از پایان جنگ ، به گونه ای که در پیمان سه جانبة بهمن ١٣٢٠ تعهد کرده بود، و تأسیس یک رشته حکومتهای خودمختار در آذربایجان و کردستان ، به نقطة اوج خود رسید (خامه ای ، ص ٤٢٣ ـ ٤٢٤؛ فاوست ، ص ٤٧ ـ ٥٩). یکی از بازیگران اصلی این رشته تحولات پیشه وری بود که در اوایل شهریور ١٣٢٤ به تبریز رفت و همراه با تنی چند از دیگر فعالان سیاسی آذربایجانی ، در ١٢ شهریور تأسیس فرقة دموکرات آذربایجان را اعلان داشت . اختیارات گسترده تر محلی از لحاظ اداری ، تدریس زبان ترکی در مدارس در کنار زبان فارسی و اصلاحات ارضی و اقتصادی از جمله مهمترین خواسته هایی بود که در توضیح اهداف و خواسته های این تشکل جدید سیاسی عنوان شده بود (آذربایجان دموقرات فرقه سی ، ص ١ ـ ١٠).
همزمان با پشتیبانی آشکار نیروهای نظامی شوروی از این حرکت ، و جلوگیری قوای محلی از ورود نیروهای انتظامی مرکز به آذربایجان ، فرقة دموکرات آذربایجان ، مجلسی موسوم به کنگرة خلق آذربایجان تشکیل داد. کنگرة مزبور در ٣٠ آبان ١٣٢٤، برخلاف مصوبة مجلس شورای ملی که برگزاری انتخابات را به خروج نیروهای بیگانه از کشور موکول کرده بود، دستور داد که برای تشکیل مجلس ملی و در نهایت حکومت ملی آذربایجان ، انتخاباتی به عمل آید. اعلام تشکیل حکومت ملی ، نخستین اقدام این مجلس در ٢١ آذر همان سال بود که پیشه وری در مقام نخست وزیری در رأس آن قرار داشت ( رجوع کنید به گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٢٨٣ ـ ٣٠٩).
پس از رشته تلاشهایی در دو سطح داخلی و خارجی ، که تشکیل دولت قوام السلطنه در بهمن ١٣٢٤ و خط مشی جدید او در حل مسالمت آمیز این مسائل از طریق تشکیل یک کابینة اصلاح طلب و مذاکره با فرقة دموکرات از مهمترین وجوه داخلی آن بود، و طرح دعوای ایران بر ضد تداوم حضور نیروهای نظامی شوروی در آذربایجان در شورای امنیت سازمان ملل ، و در عین حال وعدة اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی ، از مهمترین وجوه خارجی آن محسوب می شد، در اوایل بهار ١٣٢٥ش دولت شوروی با فراخواندن نیروهایش از شمال و شمال غرب ایران موافقت کرد و بدین ترتیب زمینة حل و فصل نهایی این مسئله فراهم شد (خامه ای ، ص ٤٢٥ـ٤٣٣، ٤٨٠ـ ٤٨٢؛ فاوست ، ص ١٠٥ ـ ١١٠). از این مرحله به بعد بود که پیشه وری ، چه در طول سفری که در اردیبهشت برای مذاکره با مقامات تهران به عمل آورد و چه در مراحل بعد (اواخر خرداد) که در ادامة این مذاکرات هیئت اعزامی تهران را پذیرفت ، در این مجموعه تحولات نقش شاخصتری را احراز کرد (خامه ای ، ص ٤٨٠ ـ ٤٨٢).
در خلال اقدامات نظامی دولت برای استقرار واحدهای نظامی در آذربایجان و اعادة حاکمیت مرکز بر این نقاط ، در نیمة دوم آذر ١٣٢٥ تشکیلات فرقة دموکرات آذربایجان متلاشی گردید و پیشه وری که در ١٩ آذر رهبری فرقه را به محمد بی ریا واگذار کرده بود ( رجوع کنید به گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٤٤٠ ـ ٤٤٢) چند روز قبل از فروپاشی کامل فرقة دموکرات ، همراه با تنی چند از دیگر سران فرقه و انبوهی از فعالان این حرکت که بتدریج و تا چند روز بعد به نحو گسترده ای بر تعداد آنها افزوده شد، به شوروی پناهنده شد و در باکو مستقر گردید (بیانی ، ص ٧١٣ ـ ٧١٨).
یأس ناشی از شکست و تندیهای حاصل از آن ، که رویارویی لفظی پیشه وری و میرجعفر باقراُف ، صدر وزیران جمهوری آذربایجان شوروی ، در باب علل شکست فرقة دموکرات یکی از نمونه های مشهور آن است (جهانشاه لوی افشار، بخش ٢، ص ١٠ ـ ١١)، چنان وسیع و دامنه دار بود که وقتی در ٢٠ تیر ١٣٢٦ پیشه وری در یک حادثة رانندگی جان باخت ، احتمال غیرتصادفی بودن این حادثه و دست داشتن میرجعفر باقراُف در آن به صورتی جدی مطرح شد (همان ، بخش ٢، ص ٣٤ـ٣٧؛ نظری ، ص ٣٠٣ ـ ٣٠٤).
نیز رجوع کنید به دموکراتِ آذریجان * ، فرقه .
منابع :
(١) آذربایجان دموقرات فرقه سی ، شهریورین اون ایکی سی ، ١٣٢٤ـ ١٣٢٥: آذربایجان دموقرات فرقه سنین برنجی ایل دونومی مناسبتیله ، تبریز: مرکزی تبلیغات شعبه سنین نشریه سی ، ١٣٢٥ش ؛
(٢) اردشیر آوانسیان ، خاطرات ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣) ایرج اسکندری ، خاطرات سیاسی ، چاپ علی دهباشی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٤) خانبابا بیانی ، غائلة آذربایجان ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٥) حسین جودت ، «اختلاف درونی حزب توده : از آغاز تا انقلاب »، در سیاست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشی ، ج ١، تهران : موسسة مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، ١٣٧٠ش ؛
(٦) نصرت الله جهانشاه لوی افشار، سرگذشت ما و بیگانگان ، بخش ٢، ( لندن ) : انتشارات مرد امروز، ١٣٦٧ش ؛
(٧) میرجعفر پیشه وری ، آخرین سنگر آزادی : مجموعه مقالات ، به کوشش رحیم رئیس نیا، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٨) همو، یادداشتهای زندان ، ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٩) انور خامه ای ، خاطرات سیاسی ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٠) علی زیبائی ، کمونیزم در ایران ، یا، تاریخ مختصر فعالیت کمونیستها در ایران ، تهران ١٣٤٤ش ؛
(١١) لوئیز لسترینج فاوست ، ایران و جنگ سرد: بحران آذربایجان ( ٢٥ـ ١٣٢٤ )، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(١٢) ابراهیم فخرائی ، سردار جنگل : میرزاکوچک خان ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(١٣) فعالیتهای کمونیستی در دورة رضاشاه : ١٣٠٠ـ١٣١٠، به کوشش کاوه بیات ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٤) فریدون کشاورز، من متهم می کنم کمیتة مرکزی حزب تودة ایران را ، ( تهران ١٣٥٧ش ) ؛
(١٥) نورالدین کیانوری ، خاطرات نورالدین کیانوری ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٦) گذشته ، چراغ راه آینده است ، ویراستار: بیژن نیک بین ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(١٧) حبیب لاجوردی ، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران ، ترجمة ضیاء صدقی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٨) محمدعلی منشورگرکانی ، رقابت شوروی و انگلیس در ایران : از ١٢٩٦ تا ١٣٠٦ خورشیدی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(١٩) حسن نظری ، گماشتگی های بدفرجام ، تهران ١٣٧٦ش .
/ کاوه بیات /