دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٩٣
حسنى ، ابوالعباساحمدبنابراهيمبنحسن، محدّث، مورخ و فقيه زيدى در قرن سوم و چهارم. در كتابهاى تراجم، خاصه تراجم زيديه، درباره وى اطلاعات اندكى وجود دارد. وى احتمالا در فاصله سالهاى ٢٨٠ تا ٢٩٠ متولد شدهاست و نسب او با هفت واسطه به حسن مثنّى* فرزند امام حسنمجتبى عليهالسلام می رسد (رجوع کنید به حسنى، مقدمه حوثى، ص ٤٣ـ ٤٨). جد اعلاى او، محمدبن سليمان، در ١٩٩ همزمان با قيام ابوالسرايا* سرّی بن منصور شيبانى در عراق، در مدينه بر ضد حكومت عباسى شوريد، ولى سركوب شد. پدربزرگ حسنى، حسنبن ابراهيم، در حدود ٢٧٠ـ٢٧٥، همراه با الهادی الی الحق يحيی بن حسين رَسّى، به آمل مهاجرت كرد (د. ايرانيكا، ذيل مادّه). توفيق نيافتن الهادى الی الحق در تشكيل حكومتى زيدى در نواحى جبال و دعوت گروهى از يمنيان از وى، او را به مهاجرت به يمن ترغيب كرد. احتمالاً حسنبن ابراهيم نيز در اين سفر همراه او بوده است؛ ازاينرو، شايد پدر حسنى و خود وى در يمن بهدنيا آمده باشند. نكته ديگرى كه بر احتمال تولد حسنى در يمن می افزايد، اين است كه وى كتاب الاحكام فى الحلال و الحرام و كتاب المنتخب، هر دو از الهادی الی الحق، را از عالمان و محدّثان يمنى روايت كرده است (رجوع کنید به حسنى مؤيدى، ص ١٨٩؛ نيز رجوع کنید به ناطق بالحق، ١٣٩٥، ص ١٣١، ١٣٨ـ ١٤٠). در عين حال، احتمال داده شده است كه وى در آمل به دنيا آمده باشد (حسنى، همانجا).
حسنى در طلب علم به شهرهاى گوناگون سفر كرد (رجوع کنید به همان مقدمه، ص ٥٩ـ٦٠). در عراق و حجاز از عالمان بنامى چون ابواحمد عبداللّه بن ابی قتيبه غَنَوى، و در كوفه از احمدبن سعيدبن عثمان ثقفى و ابنعقده* و ديگران سماع حديث نمود (براى فهرست شيوخ حديثى حسنى رجوع کنید به همان مقدمه، ص ٤٨ـ ٥٩). مهمترين شيخ او در حديث، عالم زيدى ابوزيد عيسی بن محمدبن زيد علوى بود. در منابع تصريح شده است كه حسنى در ٣٢٢ براى ديدار وى و نيز سماع حديث از عبدالرحمانبن ابی حاتمرازى، بهرى سفر كرد (برای نمونه رجوع کنید به ناطقبالحق، ١٤١٧، ص١٣٢؛
مُحَلِّى، ج٢، ص١٥؛
نيز رجوع کنید به ناطقبالحق، ١٣٩٥، ص٤١، ١١٥، ١١٩). حسنى احتمالاً در بغداد از عالم زيدى عبدالعزيزبن اسحاق مشهور به ابنبقال و ابوالفرج علی بن حسين اصفهانى نيز سماع حديث كرده است. در مكه نيز از ابومحمد عبداللّهبن محمدبن اسحاقبن العباس فاكهى، مؤلف كتاب اخبار مكه، اخذ حديث كرد. وى در دانش كلام نيز تبحر داشت و كلام معتزلى را به روش معتزله بغداد تدريس می كرد (رجوع کنید به محلِّى، ج ٢، ص ٦٥). مادلونگ (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا) احتمال داده است كه حسنى كلام معتزلى را از ابوبكر محمدبن ابراهيم مقانعى، از شاگردان ابوالقاسم بلخى/ كعبى*، فرا گرفته باشد (نيز رجوع کنید به ناطق بالحق، ١٤١٧، ص ١١٥). از مهمترين شاگردان حسنى، دو برادر به نامهاى ابوطالب يحيی بن حسين هارونى (ناطق بالحق) و ابوالحسين احمدبن حسين هارونى (رجوع کنید به هارونى*)، ابوعبداللّه محمدبن حسن داعى (جِشُمى، ص ٣٧٥) و ابوالحسن (ابوالحسين) زيدبن اسماعيلبن محمد حسنى (رجوع کنید به منتجبالدين رازى، ص ٢٨، ٨٢) بودند. حسنى در فقه زيدى از آراى الهادی الی الحق، كه پيروان وى در سنّت زيديه به هادَويّه شهرت دارند، پيروى می كرد.
تاريخ وفات حسنى در بيشتر منابع ٣٥٣ ذكر شده است (رجوع کنید به حسنی مؤيدى، ص١٩٠؛
وجيه، ص ٧٨؛
قس ايمن فؤاد سيّد، ص ٨٤)، ولى باتوجه به روايت حسنى (ص ٥٥٨) از علی بن حسين بن شقير كوفى در ٣٥٦، به نظر نمی رسد كه اين تاريخ درست باشد. مادلونگ (رجوع کنید به د.ايرانيكا، همانجا) نيز، به فرض صحت تولد ابوطالب هارونى در ٣٤٠ و قبول اينكه وى نزد حسنى شاگردى كرده، تاريخ ٣٥٣ را درست ندانسته است. قبر حسنى ظاهراً تا قرن هفتم يا بيشتر، در آمل موجود بوده است (رجوع کنید به «دو مشيخه زيدى»، ص١٨٥). يحيی بن حسين (متوفى١١٠٠) از احتمال دفن حسنى در جرجان سخن گفته (رجوع کنید به وجيه، همانجا)، كه نادرست است. ابناسفنديار (ج ١، ص ١٠٥) از وجود مدفن شخصى به نام السيد شمس آلرسول در محله عوامهكوى كه احتمالاً تصحيف حازمهكوى باشد، سخن گفته است. اكنون در شهر آمل، مكانى به همان نامِ گنبد شمس آلرسول وجود دارد كه به دلايلى از جمله شهرت حسنى به شمس آلرسول، میتواند مدفن ابوالعباس حسنى باشد (رجوع کنید به ستوده، ج ٤، بخش ١، ص ٤٨ـ٥١).
آثار حسنى عبارتاند از: ١) شرحُ الْـاَحكام فى الحَلال و الْحَرام (جشمى، ص ٣٧٦؛
حسنی مؤيدى، همانجا)، در شرح الاحكامِ الهادی الی الحق در فقه هادويّه، در شش جلد كه تا قرن يازدهم در يمن موجود بوده است (د. ايرانيكا، همانجا؛
نيز رجوع کنید به وجيه، همانجا)؛
٢) شرحُ المُنْتَخَب (جشمى؛
حسنی مؤيدى، همانجاها؛
وجيه، ص ٧٩)، در شرح كتاب المنتخب الهادى الى الحق؛
٣)النُصوص (جشمى؛
حسنی مؤيدى، همانجاها؛
وجيه، ص ٧٨) كه در منابع فقهى زيديه از آن ياد شده است (د. ايرانيكا، همانجا)؛
٤) شرح النُصُوص، كه شرحى است بر كتاب پيشين؛
٥)مسائل ُالخِلاف، در بيان اختلاف فقهى الهادى الى الحق و قاسمبن ابراهيم رَسّى با ابوحنيفه و شافعى؛
٦)الردُّ على النّاحِل للخلاف بين الهادى و الناصر للحق عليهماالسلام (همانجا)، كه احتمالاً در اين كتاب از عدم اختلاف فقهى حسن اُطْرُوش* با الهادی الی الحق سخن گفته است؛
٧)كتاب ما تَفَرَّد به القاسم و الهادى صلواتُ اللّه عليهما دونَ الفريقين من مسائل الحلال و الحرام و غَيرِهما من الاحكام، كه يك نسخهخطى از آن باقى است و احتمالاً همان كتاب مسائلالخلاف يا الرد علی الناحل است (رجوع کنید به وجيه، ص ٧٩)؛
٨)المصابيحُ من أخبار المصطفى و المرتضى و الأئمة من وُلدِهما الطّاهرين (ايمن فؤاد سيد، همانجا)، در شرح احوال پيامبر اكرم و امامان و قيامكنندگان زيدى.
كتاب المصابيح از آثار مهم در سنّت تاريخنگارى زيديه است. حسنى در اين كتاب، درباره سيره پيامبر و خلفاى نخستين گزارش مفصّلى آورده است. وى پارهاى از مطالب را از طريق روايت از مشايخ خود يا كسانى كه از آنها اجازه نقل داشته آورده و پارهاى ديگر را بدون سند از قول ابناسحاق (متوفى ١٥١)، ابنحبيب، واقدى و نصربن مزاحم مِنْقَرى نقل كرده است (حسنى، مقدمه حوثى، ص ٦٩). وى در اين كتاب از ٥٨ شخصيت مطلب نقل كرده كه حوثى اسامى آنها را استخراج و فهرست نموده است (رجوع کنید به همان مقدمه، ص٧٠ـ٧٢). از مصادر حسنى در اين بخش، كتاب سيره ابناسحاق به روايتهاى مختلف آن است. با مرگ حسنى، شاگرد وى، علی بن بلال آملى، با بهرهگيرى از روايات حسنى و آثار ديگر، اين كتاب را تكميل كرد و آن را تا شرح حال حسن اُطروش ادامه داد (رازى، مقدمه ماهر جرّار، ص ١١٢). از جمله منابع آملى در تكميل المصابيح، اين كتابها بوده است: أخبار محمدبن ابراهيم و أبى السرايا (نجاشى، ص ٤٢٨)، تأليف عالم امامى نصربن مُزاحِم مِنقَرى (رجوع کنید به حسنى، تتميم آملى، ص ٥١٤ـ٥٢٩)، سيرة الهادى الى الحق يحيی بن حسين رَسِّى، تأليف علی بن محمدبن عبيداللّه عباسى (رجوع کنید به همان تتميم، ص ٥٧٦ـ٥٨٩، ٥٩٠ـ٥٩٧) و احتمالاً سيره حسن اطروش (رجوع کنید به همان، ص ٦٠٥).
كتاب المصابيح و تتمه آن مورد توجه عالمان زيدى بوده است. ناطق بالحق، علاوه بر نقل روايات فراوانى از ابوالعباس حسنى در امالى خود (تَـيْسيرُ المَطالب؛
براى نمونه رجوع کنید به ص ١٢٢، ١٢٦، ١٧٤، ١٧٨، ١٨٢، ٢٢٩)، در كتاب الافادة فى تاريخ ائمة الزّيديّة (براى نمونه رجوع کنید به ص ٣٩)، مطالبى را از كتاب المصابيح (ص ٣٢٨) نقل كرده است. حُميدبن احمد مُحِلِّى (متوفى ٦٥٢) در الحدائق الوردية (ج ١، ص ٣٧، ٣٩) از كتاب المصابيح سود برده و عالم امامى، رضی الدين ابنطاووس (متوفى ٦٦٤؛
ج ٣، ص ٨٧، ٨٩)، نيز مطالبى از كتاب المصابيح نقل كرده است (نيز رجوع کنید به كولبرگ، ص ٢٥٧). بخشى از اين كتاب را مادلونگ در ضمن كتاب اخبارُ أئمَّةِ الزَيدية فى طبرستان و ديلمان و جيلان (بيروت ١٩٨٧، ص ٥٥ـ٧٥) به چاپ رسانده است. ماهر جرّار نيز بخشى از تتمه المصابيح را به ضميمه كتاب أخبارُ فَخّ تأليف احمدبن سهل رازى (بيروت ١٩٩٥، ص ٢٧٩ـ ٣٢٨) منتشر كرده است. متن كامل المصابيح و تتمه آن به كوشش عبداللّه حوثى (صنعا ١٤٢٣) منتشر شده است.
منابع :
(١) ابناسفنديار، تاريخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتيانى، تهران [? ١٣٢٠ش[؛
(٢) ابن طاووس، اقبالالاعمال، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٤ـ١٤١٦؛
(٣) ايمن فؤاد سيد، مصادر تاريخ اليمن فى العصر الاسلامى، قاهره ١٩٧٤؛
(٤) محسنبن محمد جِشُمى، «الطبقتان الحادية عشرة و الثانية عشرة من كتاب شرحالعيون»، در قاضى عبدالجباربن احمد، فضلالاعتزال و طبقات المعتزلة، چاپ فؤاد سيد، تونس (بی تا.)؛
(٥) احمدبن ابراهيم حسنى، المصابيح، چاپ عبداللّه حوثى، صنعا ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٦) مجدالدين حسنى مؤيدى، التُّحَفُ شرح الزُّلَف، صنعا ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٧) «دو مشيخه زيدى»، چاپ محمدتقى دانشپژوه، در نامه مينوى، زيرنظر حبيبى يغمائى و ايرج افشار، تهران: جاويدان، ١٣٥٠ش؛
(٨) احمدبن سهل رازى، اخبارُ فَخّ و خبر يحيی بن عبداللّه و أخيه ادريس بن عبداللّه: انتشار الحركة الزيدية فى اليمن و المغرب و الديلم، چاپ ماهر جرّار، بيروت ١٩٩٥؛
(٩) منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ١٣٤٩ش ـ ؛
(١٠) حُميدبن مُحَلِّى، كتاب الحدائق الوردية فى مناقب ائمّة الزيدية، چاپ سنگى (بی جا) ١٣٥٦ـ١٣٥٧، چاپ افست دمشق ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(١١) علی بن عبيداللّه منتجبالدين رازى، الأربعون حديثاً عن أربعين شيخاً من أربعين صحابيّاً فى فضائل الامام اميرالمؤمنين علی بن أبیطالب عليهالسلام، قم ١٤٠٨؛
(١٢) يحيی بن حسين ناطق بالحق، الافادة فى تاريخ ائمة الزّيديّة، چاپ محمد يحيى سالم عزان، صنعا ١٤١٧/١٩٩٦؛
(١٣) همو، تيسير المطالب فى امالى الامام ابیطالب، چاپ يحيى عبدالكريم فضيل، بيروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(١٤) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(١٥) عبدالسلام وجيه، اعلام المؤلفين الزيديّة، عمان ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(١٦) E. Ir., s.v. "Hasani, Abu'l-Abbas Ahmad b. Ebrahim" (by Wilferd Madelung);
(١٧) Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library, Leiden ١٩٩٢.
/ محمدكاظم رحمتى /