دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٥٦
حَدّاد ، أبوحفص، عمربن سلمة/ عمربن سالم/ عمروبن سلم حدّاد نیشابورى، از صوفیان بزرگ و مشایخ ملامتیه در قرن سوم. تاریخ ولادت او معلوم نیست. در روستاى كوردآباد/ كردیآباد (در راه بخارا در نزدیكى نیشابور) زاده شد. از دوران كودكى، خانواده و تحصیلات او اطلاع چندانى در دست نیست، همین قدر میدانیم كه از سادات نیشابور بوده و به آهنگرى اشتغال داشته و از همین رو به حدّاد ملقب شده است (رجوع کنید به سلمى، ١٤٠٦، ص ١١٥؛ هجویرى، ص ١٨٨، ١٩٠؛ عطار، ص ٨٥٦). وى از شاگردان عبداللّه مهدى باوردى (ابیوردى) و فردناشناسى به نام على نصرآبادى و از یاران و مصاحبان احمدبن خضرویه*، ابوتراب نخشبى* و بایزید بسطامى* بود (سلمى، ١٤٠٦، همانجا؛ قشیرى، ص ٤١٠؛ هجویرى، ص ١٨٨؛ جامى، ص ٥٦).
حدّاد از مشایخ متقدم تصوف حوزه خراسان بود كه هم در شیوخ آن حوزه و حوزه بلخ و هم در شیوخ حوزه بغداد، خصوصآ جنید بغدادى*، تأثیرات عمیقى گذاشت و نزد آنها از منزلت و جایگاه ویژهاى برخوردار شد (براى ارتباط حوزه تصوف نیشابور با حوزه تصوف بلخ و بغداد رجوع کنید به عطار، ص ٣٩٤؛ عفیفى، ص ٣٢ـ٣٣؛ براى ارتباط او با جنید رجوع کنید به هجویرى، ص ١٨٩؛ غزالى، ج ٢، ص ٥٤٩؛ نیز رجوع کنید به ملامتیه*). از جمله آن عرفا و مشایخ بودند: ابوعثمان حیرى، كه بعدها داماد و جانشین حدّاد شد؛ ابوالفوارس شاه شجاع كرمانى؛ عبداللّه مرتعش*؛ محفوظبن محمود نیشابورى؛ ابومحمد عبداللّهبن محمد خرّاز و محمدبن عبدالوهاب ثقفى* (سلمى، ١٤٠٦، ص ١١٦؛ قشیرى، ص٤٠٧، ٤٠٩؛ هجویرى، ص٧١، ٢٠٣؛ جامى، ص٥٦، ١٣٨، ١٦٠، ٢٠٧، ٢١١). هر چند طریقت ملامتیه مدتها پیش از ابوحفص به وجود آمده بود، او و حمدون قصّار* را نخستین و مهمترین مروّجان ملامتیه در خراسان و واضع و تدوینكننده مهمترین اصول آن دانستهاند (رجوع کنید به زرینكوب، ص ٣٣٦؛ عفیفى، ص ٣٣؛ گولپینارلى، ص ١٠، ١٩، ٣١). اهمیت حدّاد در این زمینه به حدى بود كه وى را شیخ ملامت خواندهاند (جامى، ص ٥٦). وى به قرآن و سنّت سخت پایبند بود (سلمى، ١٤٠٥، ص ١٤٥؛ جامى، همانجا)، اما به سبب اصرارش در پنهان داشتن حقیقت احوال خویش، وى را به زندقه متهم كردند (زرینكوب، ص ٣٤٢).
تذكرهنویسان تاریخ وفات حدّاد را بین ٢٦٠ تا ٢٧٠ ثبت كردهاند (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ١٨٢؛ جامى، همانجا). قبر وى در نیشابور است (سمعانى، همانجا).
از حدّاد اثر مكتوبى در دست نیست، اما ظاهراً با برخى بزرگان صوفیه معاصر خود مكاتبه داشته است (براى نمونه رجوع کنید به سلمى، ١٤٠٥، ص ١٥٣). كاملترین تعریفاتى كه از اساس فكرى ملامتیان و امهات مسائل تعلیمى آنان به دست آمده، از سخنان اوست (رجوع کنید به همان، ص ١٤٣، ١٦٦، و جاهاى دیگر، كه بهتفصیل مشخصات اهل ملامت را به نقل از أبوحفص حدّاد آورده است؛ عفیفى، همانجا؛ براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به ملامتیه*). سخنان وى درباره فتوت*، نشان دهنده رابطه بسیار نزدیك ملامتیه و فتیان است (رجوع کنید به سلمى، ١٤٠٦، ص ١١٨؛ زرینكوب، ص ٣٤٩، ٤١٩). او درباره تصوف و آداب سیر و سلوك و موضوعاتى چون ذكر، سماع، كرم و بخل و ایثار، شوق و محبت، آفات نفس، آداب سفر، ترك تكلف، احكام و آداب فقر، و آداب اشتغال به كسب نیز سخنانى دارد (رجوع کنید به هجویرى، ص٥٧، ١٨٨ـ١٩١، ٤٠٤، قشیرى، ص٤٠٦؛ سهروردى، ص١٠١، ١٢٣؛ عطار، ص ٣٩٠ـ ٤٠٠؛ باخرزى، ج٢، ص١٠٦، ١٥٥ـ١٥٦).
منابع :
(١) یحییبن احمد باخرزى، اوراد الاحباب و فصوص الآداب، ج ٢: فصوص الآداب، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٨ش؛
(٢) عبدالرحمانبن احمد جامى، نفحات الانس، چاپ محمود عابدى، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣) عبدالحسین زرینكوب، جستجو در تصوف ایران، تهران ١٣٦٣ش؛
(٤) محمدبن حسین سلمى، اصول الملامتیة و غلطات الصوفیة، چاپ عبدالفتاح احمد الفاوى محمود، (قاهره) ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٥) همو، طبقات الصوفیة، چاپ نورالدین شریبه، حلب ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) سمعانى؛
(٧) عبدالقاهربن عبداللّه سهروردى، آداب المریدین، ترجمه عمربن محمد شیركان، چاپ نجیب مایل هروى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٨) محمدبن ابراهیم عطار، تذكرةالاولیاء، چاپ محمد استعلامى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٩) ابوالعلاء عفیفى، الملامتیة و الصوفیة و اهل الفتوة، (قاهره) ١٣٦٤/١٩٤٥؛
(١٠) محمدبن محمد غزالى، كیمیاى سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ١٣٦٤ش؛
(١١) عبدالكریمبن هوازن قشیرى، الرسالة القشیریة، چاپ معروف زریق و على عبدالحمید بلطهجى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) عبدالباقى گولپینارلى، ملامت و ملامتیان، ترجمه توفیق ه . سبحانى، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٣) علیبن عثمان هجویرى، كشف المحجوب، چاپ محمود عابدى، تهران ١٣٨٣ش.
/ فاطمه رحیمى /