دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٥٧
بیرِه جِک ، شهری در بین النهرین ، در ساحل چپ رود
فرات ، که امروزه در ترکیه است . به زبان محلی ، این شهر را «بِلِجِک »، و بنابه قول زاخاو در لهجة حَلَبی آن را «باراجیک » می نامند.
( «بیرَه »، مأخوذ از «بیرْثا»ی آرامی به معنای «قلعه و برج »، نام چندین مکان ، عموماً در مناطقی است که سکنة آنها به زبان آرامی سخن می گفته اند. از آنها بیره جک از بقیه مشهورتر است (برای اطلاع از جاهای دیگری که بیره نام دارند رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج ١، ص ٧٨٧؛ مقدسی ، ص ١٤٩؛ الجغرافیاالاسلامیة ، ج ٣٧، ص ٤٤١) ) .
بیره جک ، مرکّب از «بیره » (در عربی : اَلْبیرَه ، در آثار متأخر سریانی : بیرِه ) و پسوند تصغیر ترکی «جک »، به معنای «قلعة کوچک » است و «قلعه » نزد رومیها به «بیرْتا» مشهور بوده است . به نظر کومون ، می توان آن را با شهری مقدونی که در برخی منابع روم شرقی ذکر شده ، یکی دانست . این شهر در تاریخهایی که دربارة جنگهای صلیبی به زبان لاتینی تألیف شده ، «بیله » خوانده شده است .
یکی از شاهراههایی که شمال سوریه را به بین النهرین پیوند می داده ، در بیره جک از فرات می گذرد. رود فرات در این محل از کوهسارها به طرف دشت سوریه ـ بین النهرین سرازیر می شود. بعد از آبشارهایی که در مسیر این رود از میان رشته کوههای توروس به وجود می آیند، نخستین جای قابل کشتیرانی رود فرات نیز همین جاست . بر برآمدگی آهکی و مخروطی شکلی که با شیب تندی در میانة این رود در بیره جک سربرآورده ، در ایام بسیار قدیم ، قلعه و استحکاماتی بنا شد که از آن برای محافظت از این گذرگاه مهم فرات استفاده می شده است . در عهد سلوکیان ، پلی متشکل از قایقها در این منطقه وجود داشته و زوگما را در ساحل راست رود به افامیه (= بیرْتا) در ساحل چپ پیوند می داده است (نام سلوکی افامیه ، احتمالاً هرگز کاربرد عام نداشته و تدریجاً جای خود را به «بیرثا»ی آرامی داده بوده است . افامیه که در ابتدا یکی از توابع زوگما بوده ، بعدها به لحاظ داشتن قلعة مزبور، اهمیتی به مراتب بیشتر از زوگما یافته ، و زوگما بتدریج از صفحة روزگار محو شده است ). شواهدی در دست است ( رجوع کنید بهابن شاهین ، ص ٥١) که در نیمة دوم قرن نهم / پانزدهم نیز پلی در محل عبور رود فرات از برابر بیره جک وجود داشته است .
در آثار متقدم جغرافی نویسان مسلمان ، از البیرَه ذکری نمی یابیم . این نام برای نخستین بار در حدود نیمة قرن هفتم / سیزدهم در رسالاتی مانند نوشته های دمشقی و ابوالفداء ذکر شده است . ظاهراً اشاره به نام البیره در آثار تاریخی ، در ایام جنگهای صلیبی آغاز شده است . کنتهای لاتینی ادسا ( در متون اسلامی رُها * ، سپس اورفه ) از ٤٩٢ تا ٥٤٥/ ١٠٩٨ـ١١٥٠ البیره را در اختیار داشتند. در ٥٣٩/١١٤٤، مسلمانان ، ادسا را از مسیحیان گرفتند، و مسیحیان که دیگر قادر به حفظ البیره هم نبودند، در ٥٤٥/١١٥٠ آن را به روم شرقی واگذار کردند، ولی چندی نگذشت که امیر شهر ماردین که از اُرْتُقیان بود شهر را از چنگ ایشان درآورد. البیره ، با قلعة تقریباً تسخیرناپذیرش ، دژ مهم و مستحکمی در مدافعات مسلمانان در خلال هجوم مغولان در قرن هفتم به شمار می آمد. در عصر سلطنت قایِتبای ( ٨٧٣ ـ ٩٠٢، از ممالیک بُرجی ) ، ممالیک سوریه و مصر مجبور شدند که در مقابل حملة ترکمانان آق قوینلو به رهبری اوزون حسن ، از البیره دفاع کنند. قایتبای در ٨٨٢ قلاعی را که به موازات رود فرات قرار داشتند بازرسی ، و در ٨٨٧ استحکامات دفاعی البیره را تقویت و ترمیم کرد. در استحکامات البیره شش کتیبه به زبان عربی وجود دارد که قدیمترین آنها متعلق به ایام اقتدار سلطان مملوک بَرَکه خان (حک : ٦٧٦ـ ٦٧٨) و متأخرترین آنها متعلق به سالهای ٨٨٧ و ٨٨٨ و ایام سلطنت قایتبای است . در نتیجة لشکرکشیهای سلطان سلیم اول ( حک : ٨٧٢ ـ٩٢٦ ) از ٩٢٠ تا ٩٢٣، البیره به دست عثمانیها افتاد و در سنجق اورفه که بخشی از ایالت حلب را تشکیل می داد، ادغام گردید. عثمانیها در بیره جک قورخانة کوچکی دایر کردند تا نیازهای ناوگان کوچک رودخانه ای ایشان را در فرات تأمین کند. نیروهای مصری به رهبری ابراهیم پاشا در ١١ ربیع الثانی در نبرد مهمی ، نزدیک بیره جک ، در نصیبین بر عثمانیها پیروز شدند.
بیره جک در قرن سیزدهم / نوزدهم نیز به سبب اینکه در مسیر کاروانهای بازرگانی قرار داشت ، موقعیت خود را حفظ کرد، اما به سبب کشیده شدن راه آهن بغداد در جنوب آن و حوادث جنگ جهانی اول اهمیتش را از دست داد، در ١٣٣٥ش / ١٩٥٦ به سبب احداث بلندترین پل ترکیه بر روی فرات ، مجدداً توسعه یافت . امروزه آثار و بقایای قلعة باستانی در آن برجاست . در ١٣٦٩ ش / ١٩٩٠، جمعیت شهر ٤٤٠ ، ٢٨ تن بوده است .
منابع :
(١) ( ابن شاهین ، کتاب زبدة کشف الممالک ، چاپ فؤاد سزگین ، در الجغرافیا اسلامیة ، ج ٧٩، فرانکفورت ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٩ ش ، ص ٧٠، ٢٤٢، ٢٩٩ ) ؛
(٣) محمدظلی بن درویش اولیاچلبی ، اولیاچلبی سیاحتنامه سی ، ج ٣، چاپ احمد جودت ، استانبول ١٣١٤، ص ١٤٥ به بعد؛
(٤) الجغرافیا الاسلامیة ، ج ٣٧؛
(٥) فهارس و مصطلحات و ملحقات و تصویبات للمجلدات الثلاثه ( أی : ٣٤، ٣٥، ٣٦ ) ، لِمیخائیل یان دخویه ، لیدن ١٨٧٩، چاپ افست فرانکفورت ١٩٩٢؛
(٦) علی جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیا لغاتی ، استانبول ١٣١٣ـ١٣١٧، ج ١، ص ٢٢٣ـ ٢٢٤؛
(٧) ( محمدبن ابی طالب دمشقی ، نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر ، ترجمة حمید طبیبیان ، تهران ١٣٥٧ ش ، ص ٣٤٩،٣٦٢؛
(٨) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٩) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥ ) ؛
(١٠) J. S. Buckingham, Travels in Mesopotamia, I , London ١٨٢٧, ٤٥ ff.;
(١١) V. Chapot, La frontiةre de l'Euphrate, Paris ١٩٠٧, ٢٧٢ ff.;
(١٢) V. Cuinet, La Turquie d'Asie , II, Paris ١٨٩١, ١١٤, ١٣٢, ٢٤٨, ٢٦٥-٢٦٩;
(١٣) F. Cumont, ـtudes syriennes , Paris ١٩١٧, ١٢٠ ff., ١٤٤ ff.;
(١٤) H. Petermann, Reisen im Orient, Leipzig ١٨٦١, II, ١٧ ff.;
(١٥) C. E. Sachau, Reise in Syrien und Mesopotamien, Leipzig ١٨٨٣, ١٧٨ ff.;
(١٦) J. B. Tavernier, Les six voyages.... en Turquie, en Perse et aux Indes , Paris ١٦٧٦, I, ١٦٣-١٦٤;
(١٧) I . H. Uzun µar âíl â, Osmanl i Devletinin Merkez ve Bahriye Te íkilat i , Ankara ١٩٤٨, ٤٠٤-٤٠٥.
برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل Biredjik
(١٨) / اشترک و پری ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) ؛
با اضافاتی از ( د.ا.د.ترک ) /