دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٩٢
خالقى ، خالقى، روحاللّه، آهنگساز و موسيقىپژوه ايرانى. روحاللّه خالقى در ١٣٢٤ (١٢٨٥ش) در كرمان به دنيا آمد. پدرش ميرزا عبداللّهخان تا چند ماه پس از تولد وى منشى فرمانفرما، والى ايالت كرمان، بود و پس از آن با خانواده خود به تهران بازگشت. روحاللّه تحصيلات ابتدايى خود را در مدرسه امريكاييها (كالج دكتر جردن) آغاز كرد كه سرودهاى صبحگاهى آن مدرسه در او تأثيراتى فراموش ناشدنى گذاشت (خالقى، سرگذشت موسيقى ايران، ج ١، ص ٥١ـ٥٤). معاشرتهاى خانواده خالقى با ميرزا غلامرضا شيرازى (تارنوازِ مشهور و استاد مادر روحاللّه) و نيز ميرزا رحيمخان (كمانچهكش، نوازنده و تعزيهخوان دوره مظفرى) وى را با موسيقى ايرانى آشنا ساخت، اگرچه پدر خالقى، با آموزش زود هنگام موسيقى مخالف بود (همان، ج ١، ص ٧٧ـ٧٨، ٩٤). خانواده خالقى از ١٢٩٤ تا ١٢٩٩ش به دنبال مأموريت جديد ميرزا عبداللّه، در شيراز اقامت گزيدند. روحاللّه خالقى در آنجا ضمن ادامه تحصيل نزد ميرزا نصير فرصت شيرازى* به فراگيرى عَروض پرداخت (همان، ج ١، ص ١٨٦).
خالقى نوجوان، پس از بازگشت به تهران، نزد ميرزا رحيم كمانچهكش و رضا محجوبى تعليم موسيقى ديد (همان، ج ١، ص ٢٩٨، ٤٥٦). در زمستان ١٣٠٢ش مدرسه عالى موسيقى به سرپرستى كلنل علينقى وزيرى*، افتتاح شد. خالقى از نخستين هنرآموزانى بود كه در آنجا نامنويسى كرد و فراگيرى علوم پايه موسيقى همچون نتخوانى، وزنخوانى، سرايش و تئورى موسيقى را آغاز كرد (همان، ج ٢، ص ١ـ٥). او سپس در سلك طرفدارانِ نحوه نگرش وزيرى به موسيقى ايرانى درآمد و چندى بعد از اعضاى ثابت گروه موسيقى مدرسه شد (همان، ج ٢، ص ١٩؛ درباره برخى قطعههاى ساخته وزيرى و ويژگيهاى آنها رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٢٠ـ٢٥، ٩١ـ٩٣، ١١٧ـ١٢٧؛ نيز درباره نحوه نگرش وزيرى به موسيقى ايرانى و نظر خالقى در باب نگرش وى رجوع کنید به خطابههاى او در تير ١٣٠٤ به روايت خالقى، ج ٢، ص ١٩٥ـ٢٠٦). خالقى از ١٣٠٤ش، به رغم مخالفت پدرش تحصيل در مدرسه امريكايى را ترك كرد و به صورت تمام وقت در مدرسه وزيرى به تحصيل وتمرين پرداخت (همان،ج٢،ص٧٢ـ٧٣). مصاحبت با يحيى دولتآبادى* و مهديقلىخان هدايت، خالقى را متوجه اهميت پژوهش نظرى درباره موسيقى ايرانى كرد و او در انديشه تحصيل موسيقى در اروپا، درسهاى مدرسه را از سر گرفت و به دارالمعلمين عالى رفت. او در خرداد ١٣١٣، به اخذ درجه ليسانس در رشته ادبيات و فلسفه نايل شد (همان، ج ٢، ص ٣٣٤ـ٣٣٥). در همين سالها مقدمات علم هماهنگى موسيقى (هارمونى) را به طور مكاتبهاى با شعبه بيروت مدرسه كِلُس واندانس فرانسه آموخت و ساخت نخستين آثار خود را آغاز كرد.
در ١٣٢٠ش، به حكم عيسى صديق اعلم، وزير فرهنگ كابينه فروغى، سرپرستى اداره موسيقى كشور و هنرستان عالى موسيقى و موسيقى راديو دوباره به وزيرى سپرده شد و خالقى معاون او شد (خالقى، سرگذشت موسيقى ايران، ج ٣، ص ٨٥). خالقى همچنين دبيرى تحريريه مجله موسيقى*، نشريه رسمى مطبوعاتى اداره موسيقى، را برعهده گرفت و مقالات متعددى از پژوهشگران موسيقى ايرانى از جمله: ابوالحسن صبا*، محمد محيط طباطبايى* و پرويز ناتل خانلرى* در آن منتشر كرد. خالقى در ١٣٢٣ش، انجمن موسيقى ملى را تأسيس كرد و در تهران و شهرستانها به اجراى برنامه پرداخت (همو، اى ايران، همان، يادداشت، ص ١٣). او همچنين در ١٣٣٥ش، نخستين نشريه مستقل موسيقى را با نام مجله چنگ به همراه لطفاللّه مفخم پايان، رديفشناس و نوازنده ويولن، در چهار شماره منتشر كرد (ستايشگر، ج ٣، ص ٧٥٦).
خالقى در ١٣٢٨ش، هنرستان موسيقى ملى را تأسيس كرد (خالقى، اى ايران، همان يادداشت، ص ١٤). او ده سال مديريت اين هنرستان را برعهده داشت. سرانجام ناملايمات ادارى و اختلافنظر با مسئولان دولتى باعث استعفاى وى از مديريت هنرستان شد (همان، يادداشت مجله موزيك ايران، ص ٢٧٩). خالقى در ٢١ آبان ١٣٤٤ در اثر بيمارى جهاز هاضمه در سالزبورگ اتريش درگذشت (خالقى، اى ايران، يادداشت محمد افتخارى، ص ١٦).
برخى از ديگر فعاليتهاى فرهنگى و هنرى خالقى اينهاست : نگارش مقالاتى درباره موسيقى ايرانى در مجلات موزيك ايران، موسيقى، راديو ايران، موسيقى راديو ايران، زنگ و پيامنو (نشريه رسمى انجمن فرهنگى ايران و شوروى كه خالقى مدتى سردبير آن بود)؛ تأليف دو جلد كتاب باعنوان سرگذشت موسيقى ايران كه جلد سوم آن ٣٣ سال بعد از مرگ او با حواشى و تصحيحات منتشر شد (براى فهرستى از آثار مكتوب خالقى رجوع کنید به خالقى، اى ايران، ص ٥٦٧ـ٥٧٤)؛ تهيه برنامههاى راديويى ساز و سخن و يادى از هنرمندان (١٣٣٥ـ١٣٣٨ش)؛ تأسيس نخستين اركستر سازهاى ايرانى در راديو تهران (١٣٣٨ش)؛ مشاركت در تأليف كتابهاى آموزشى هنرستان موسيقى؛ جمعآورى صفحات قديمى و آثار ضبط شده هنرمندان ايرانى و ايجاد نخستين صداخانه معتبر در هنرستان موسيقى ملى (رجوع کنید به شايگان، ص ٥٠٨ـ٥٢٢).
خالقى در ساخت آثارش از روش وزيرى پيروى مىكرد، با اين تفاوت كه رنگ ملى و حال و هواى ايرانى آثار او بيشتر است (رجوع کنید به همان، ص ٥١٢ـ٥١٧). برخى از آثار او اينهاست : رنگارنگ شماره يك و دو (بىكلام)؛ مىناب؛ حالاچرا؛ شب جوانى؛ سرود اى ايران (خالقى، اى ايران، ص ٥٥٣ـ٥٦٣). از ويژگيهاى سرود اى ايران، اين است كه برخلاف سرودهاى معمول آن دوره، در مايهاى كاملا ايرانى (دشتى) ساخته شده و مضامينكلام آن صرفاً ملىگرايانه و دور از ستايش حكومت است به طورى كه در هر شرايط سياسى سرود ملى ايران تلقى مىشود.
منابع:
(١) روحاللّه خالقى، اى ايران: يادنامهى روحاللّه خالقى، زيرنظر گلنوش خالقى، ويراستار: محمد افتخارى، تهران ١٣٨٥ش؛
(٢) همو، سرگذشت موسيقى ايران، تهران، ج ١ـ٢، ١٣٥٣ش، ج ٣، بهكوشش ساسان سپنتا، ١٣٧٧ش؛
(٣) مهدى ستايشگر، واژهنامه موسيقى ايران زمين، ج ٣: نام نامه موسيقى ايران زمين، تهران ١٣٧٦ش؛
حسن شايگان، «بيست و پنجمين سالمرگ روحاللّه خالقى»، آينده، سال ١٧، ش ٥ـ٨ (مرداد ـ آبان ١٣٧٠).
/ سيدعليرضا ميرعلى نقى /