دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٩٨
تیول (یا تُیُول ) ، اصطلاحی برای اشاره به اعطای پول یا زمین در ایران پیش از دورة تجدد. ظاهراً تا پیش از سدة نهم واژة تیول کاربرد نداشته است . به عقیدة دورفِر(ج ٢، ص ٦٦٧ـ٦٦٩، ش ١٠١٤) این واژه تلفظ نادرست کلمة یَتول ِ ترکیِ چغتایی به معنای «سرزمین و قلمرو» است . مینورسکی تیول را به معنای واگذاریِ موقتِ حقِ جمع آوریِ مالیاتهای دولتی گرفته و آن را از سُیورغال ، که امتیازی موروثی است ، متمایز دانسته است (ص ٩٦٠؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل واژه ). ظاهراً واژة تیول در دورة قراقوینلوها ( ٧٨٢ـ٨٧٣ ) به کار رفته است . به گفتة ابوبکر طهرانی (ج ٢، ص ٣٧١) جهانشاه در ٨٧١ «امیران » و «تیولداران » را از ولایات فراخواند تا در لشکرکشی به بغداد شرکت کنند. پس از مرگ جهانشاه در ٨٧٢، سردارانی که در «اُلکاها و تیولات » خود مانده بودند، آنها را ترک کردند و به ابوسعیدبن قرایوسف پیوستند (همان ، ج ٢، ص ٥١٧). در مورد اخیر، و شاید در مورد اول هم ، به نظر می رسد که تیول برابر ناحیه یا ولایت بوده است .
در دورة صفویه به تیول اشاره های بسیار شده ، هرچند ماهیت این نوع واگذاری و شرایط اعطای آن گوناگون بوده است . در سالهای نخست سلطنت شاه طهماسب اول (٩٣٠ـ٩٨٤) تیول به همراه اصطلاح الکا (ناحیه یا قلمروی که در اختیار طایفه ای بود) به کار می رفت . از اشاره های موجود در متون نمی توان دریافت که این دو اصطلاح مترادف بوده اند یا نه ، هرچند می توان فرض کرد که احتمالاً تیول واگذاری حق گردآوری مالیاتِ الکا به صاحب آن یا مصونیتهایی در داخل الکا بوده است . به گزارش حسن بیک روملو (ج ١٢، ص ٢٤٧)، شاه در ٩٣١ تیولهای امیران اُستاجلو را قطع گردانیدند و به این سبب آنان در سال بعد شروع به مخالفت با شاه کردند (همان ، ج ١٢، ص ٢٥٠). منشی قمی (ج ١، ص ١٩٥) نوشته است که طهماسب در سال ششم سلطنت خود (٩٣٦)، به هر یک از امیران استاجلو ساکن در گیلان که به دربارش آمده بودند، یک الکا و یک تیول اعطا کرد. همو (ج ١، ص ٢١٨) گزارش کرده است که آنان پس از آنکه در ٩٣٨ اجازة بازگشت به الکاهای خود را یافتند، متوجه مَحال تیول و اقطاعات خود گردیدند. در ٩٧٧، به سبب ظلم و تعدی بعضی امرا، شاه طهماسب دستور داد تغییراتی در تیولات آنان داده شود. منشی قمی (ج ١، ص ٥٦٣) همچنین به برخی تغییرات اعمال شده در الکاهای این امرا اشاره کرده است .
در پی تغییر ساختار حکومت صفوی ، به امیرانِ بزرگ ، ولایات را بیش از الکاها به تیول می دادند. بنابراین ، ظاهراً اصطلاح تیول در مفهومی تقریباً شبیه به اقطاعِ ولایات در دورة سلجوقی ، به کار می رفته و در واقع جانشین اصطلاح اقطاع * شده بوده ، هرچند گاه در منابع به اقطاع نیز اشاراتی رفته است (برای نمونه رجوع کنید بهاسکندر منشی ، ج ١، ص ٣٢٢، ٣٥٢، ج ٣، ص ١٠٦٠؛
اسکندرمنشی و واله اصفهانی ، ص ٢٨٦).
تیول از زمینهای دیوانی ، خالصجات و نیز ملک خصوصی و، به میزانی کمتر، زمینهای وقفی واگذار می گردید. پیش از سدة سیزدهم ، تیولدار اغلب امیر یا سرکردة طایفه یا سردار سپاه بود. در برابر واگذاری تیول ، از تیولدار انتظار می رفت که در صورت لزوم نیروی نظامی فراهم کند. در برخی موارد تعداد سربازانی که وی می بایست آماده می کرد، در سند واگذاری تیول (تیول نامچه ) قید می شد ( رجوع کنید بهد. اسلام ، چاپ دوم ، ج ٤، ص ١٠٤٤ـ ١٠٤٥؛
نیز رجوع کنید به لمتون ، ١٩٥٣، ص ١٢٤ـ١٢٥). مصونیت ناحیه یا قلمرو تیول از ورود و دخل و تصرف مأموران حکومت ، اغلب در سند واگذاری تیول ذکر شده بود. بدین ترتیب ، تیولدار در واقع همة اختیارات دیوانیِ ناحیه ای را که به تیول گرفته بود، در دست داشت . در نتیجه عملاً، اگر نه به طور نظری ، تیول بتدریج نوعی واگذاری زمین محسوب می شد. به محض مرگ حاکم ، تیول منقضی می شد، مگر اینکه جانشین حاکم آن را تجدید می کرد. تیولدار قدرتمند، همواره حق تیول خود را، با پرداخت بهایی یا بدون آن ، حفظ می کرد. تیولدار در برابر واگذاری تیول ، عوارضی می پرداخت که گاه سالانه بود (لمتون ، همانجا). با وجود این ، روش کار گوناگون بود: وقتی تیولدار فوت می کرد، وارث
یا وارثان او اغلب می توانستند امتیاز تیول متوفی را به سود خود حفظ کنند. در مورد تیول نیز، مثل اقطاع در دوره های پیشین ، این گرایش وجود داشت که آن را موروثی گردانند و همانند ملک شخصی تلقی کنند.
دست یافتن به ارقام موثق برای مقدار زمین تیول دشواراست . این مقدار در زمانها و ولایتهای گوناگون متفاوت بود. در دورة نادرشاه ظاهراً برای پس گرفتن تیولها و سیورغالها یا دست کم اعمال نظارت شدیدتر بر آنها تلاشهایی صورت گرفت . نادر در ١١٥١ فرمان داد تمام تیولات و موقوفات فارس را پس بگیرند، اما بعید است که این دستور به تمامی اجرا شده باشد (فسائی ، ج ١، ص ٥٤٤؛
لمتون ، ١٩٥٣، ص ١٢٩). در دورة قاجاریه ، سرزمینهای وسیعی از کشور به عنوان تیول ، چه به صورت واگذاری مناطقی برای جمع آوری مالیاتهای آن و چه در عوضِ حقوق مأموران حکومتی ، از دست حکومت مرکزی خارج شد (لمتون ، ١٩٥٣، ص ١٣٩ـ١٤٠). بر پایة برآورد رالینسون (یادداشت ش ٥) تا اواسط سدة سیزدهم حدود یک پنجم تمام درآمد ایران به شکل تیول از اختیار حکومت مرکزی خارج گردید. یکی از اولین اقدامات مجلس شورای ملی پس از استقرار مشروطیت ، فسخ تیول بود (لمتون ، ١٩٥٣، ص ١٧٩).
منابع :
(١) اسکندر منشی ؛
اسکندرمنشی و محمدیوسف واله اصفهانی ،
(٢) ذیل تاریخ عالم آرای عباسی ، چاپ سهیلی خوانساری ، تهران ١٣١٧ ش ؛
(٣) ( روملو ) ؛
(٤) ابوبکر طهرانی ، کتاب دیار بکریه ، چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا ١٩٦٢ـ١٩٦٤؛
(٥) ( حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ) ؛
(٦) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش ؛
(٧) Gerhard Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(٨) EI ١ , s.v. "Tiyu ¦l" (by V. Minorsky);
(٩) EI ٢ , s.v. "Khara ¦dj. II: in Persia" (by A. K. S. Lambton);
(١٠) Bert Fragner, "Social and internal economic affairs", in The Cambridge history of Iran , vol. ٦, Cambridge ١٩٨٦, ٥١٣-٥١٦;
(١١) A. K. S. Lambton, "Land tenure and revenue administration in the nineteenth century", in ibid ., vol. ٧, ٤٦٥-٤٨٥, ٤٨٨-٤٩٥ (also in idem, Qajar Persia , London ١٩٨٧);
(١٢) idem, Landand peasant in Persia: a study of land tenure and revenue administration , London ١٩٥٣;
(١٣) V. Minorsky, "A soyu ¦rgh ¦al of Qa ¦sim b. Jaha ¦ng ¦âr Aq - Qoyunlu (٩٠٣/ ١٤٩٨)", BSOS , IX (١٩٣٨);
(١٤) H. C. Rawlinson, "Notes on a journey from Tabr ¨âz through Persian Kurdistؤn to the ruins of Takhti Soleفmؤn", Journal of the Royal Geographical Society , X (١٨٤١);
(١٥) K. M. Rخhrborn, Provinzen und Zentral-gewalt Persiens im ١٦. und ١٧. Jahrhundert , Berlin ١٩٦٦.
/ آن . لمتون ( د. اسلام ) /