دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٢٤
بیاض ، مجموعه و دفتری که در آن مطالب گوناگون گردآوری شود. نیز مترادف جُنگ ، جریده ، خرقه ، دستور، سفینه ، کجکول و کشکول به کار رفته است (دانش پژوه ، ص ١٤٨). در بیاض بهترین اشعار و شیرین ترین حکایات و ناب ترین سخنان گردآوری می شد، و گاه در آنها اشعار و آثاری آمده است که در جای دیگر به صورت مستقل یافت نمی شود (افشار، ص ٢٧٥ـ ٢٧٦)؛ از این قبیل است بیاض مونس الاحرار مورخ ٧٠٢ که در آن قصاید و قطعات ناشناخته ای از عنصری ، قطران تبریزی ، ناصرخسرو، سنائی و مسعود سعد سلمان گرد آمده است (عابدی ، ص ٤٥٢ـ٤٥٤).
در میان نسخه نویسان ، نسخه شناسان و صحّافان ، نسخه ای که شیرازه بندی آن از طرف عرض باشد، به قطع بیاضی شهرت دارد. بیشتر کتب ادعیه و زیارات و نیز مجموعه های ادبی که برای اشخاص فراهم می آمد، مانند بیاض اشعار فتحعلی شاه قاجار و بیاضی که به فرمان محمد امین سلطان در ١٢٥٣ تهیه شده ، به این شکل صحافی و جلد می شده است (مایل هروی ، ص ١١٧؛ بیانی ، ص ١٤ـ ١٥؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ١٦٦؛ کتابخانة ملی ایران ، ج ٢، ص ٢٥٢).
تا قرن هشتم ، آثاری به این قطع بندرت مشاهده شده ، ولی در دورة صفویان و قاجار شمار بسیاری از آن دیده می شود. تا همین اواخر نیز دفترهای بیاضی شکل به نام دستک معمول بود که تجار و کسبه یادداشتهای روزانة خود را در آن ثبت و ضبط می کردند (نصیری امینی ، ص ٣). به نظر می رسد، کاغذهایی درازی که برای گردآوری و ثبت سخنان اشخاص و دانشمندان آماده می کردند زمینة ایجاد بیاضها را فراهم آورده باشد.
بیاض ، به لحاظ محتوا، دارای انواعی است : بیاض طب ، بیاض دعا، بیاض نوحه و مرثیه و بیاض تعزیه . در مورد اخیر، قبل از اینکه نسخه های تعزیه بر روی کاغذهای جداگانه ای با تعیین نقش و نوبت هر کس نوشته شود، دفترچه های بیاض مانندی وجود داشته که همة اشعار یک تعزیه در آن تدوین شده بود. شاید این شیوه را تعزیه گویان و تعزیه سرایان ، به تقلید از بیاضهای دعا و مرثیه و نوحه ، به وجود آورده باشند (همایونی ، ص ٦٤). گمان می رود که علت دیگر به کارگیری بیاضها در مجالس تعزیه خوانی ، سهولت ورق زدن و خواندن صفحات آن هنگام اجرای تعزیه باشد.
در قرن سیزدهم و چهاردهم ، در سرزمینهای دیگر مانند ماوراءالنهر، بیاضهای بسیاری گردآمده که شامل مجموعه اشعار برگزیدة شاعران است . پس از رواج چاپ ، بیاضهای چاپی نیز عرضه شد و با همین بیاضها بسیاری از شاعران گمنام قرون گذشته شناسایی شدند. امروزه نیز در ادبیات تاجیکی ، مجموعه های مشترک شاعران گذشته و معاصر که طبق موضوع خاصی مرتب می شود، یادآور همان بیاضهاست ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، ج ١، ص ٢٢٨). در اردو بیاض برای مجموعه اشعار و نیز مراثی به کار رفته است (نقوی ، ج ١، ص ٢٥٧؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ١٦٩ـ١٧٠).
در متون کهن و کتب ترسّل و انشای فارسی و مکاتبات عربی ، بیاض به عنوان اصطلاحی دیوانی نیز به کار رفته است : میزان بیاض (سپیدی ) در جاهای مختلف مکتوبات و نامه ها از جمله در صدر، عنوان ، میان سطور و پایان آنها متفاوت بوده و به نوع نامه و شأن مخاطب بستگی داشته است (راوندی ، ص ٤٤٢؛ میهنی ، ص ٤، ٢٣؛ شمس منشی ، ج ١، جزء ١، ص ٦٢، ٨٤؛ ابن ناظر الجیش ، ص ٢١، ٢٤، ٢٧، ١٢٠، ١٢٤، ١٤١، ١٥١، ١٥٥، ١٥٩). افزون بر این ، در دورة غزنویان و سلجوقیان پس از اصلاح پیش نویس (نسخت = سواد) فرمانها در حضور پادشاه ، آنها را پاکنویس می کردند که به این مرحله بیاض می گفتند (بیهقی ، ص ١٨٠، ٥١١، ٧٦٥؛ انوری ، ص ١٧١؛ قائم مقامی ، ص ٢٨٢) و اصطلاح از سواد به بیاض آوردن از همینجاست . در دورة صفویان ، ارقام (احکام ، فرامین ) چند
نوع بود، از جمله رقم دفتری و رقم بیاضی که احتمالاً مراد از اولی مسوده ها و مقصود از دومی پاکنویسهابود که مستقیماً به امر شاه نوشته می شد (قائم مقامی ، ص ٧٦). از بعضی منابع بر می آید که مراد از ارقام بیاضی ، فرامینی است که پشت صفحة آنها سفید (بیاض ) بوده و چیزی بر آن ثبت یا امضا نشده باشد (بوسه ، ص ١٢٧).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابن ناظر الجیش ، کتاب تثقیف التعریف بالمصطلح الشریف ، چاپ رودلف وسلی ، قاهره ١٩٨٧؛
(٣) ایرج افشار، مجموعة کمینه : مقاله هائی درنسخه شناسی و کتابشناسی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٤) حسن انوری ، اصطلاحات دیوانی دورة غزنویی و سلجوقی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٥) هریبرت بوسه ، پژوهشی در تشکیلات دیوان اسلامی : برمبنای اسناد دوران آق قوینلو و قراقوینلو و صفوی ، ترجمة غلامرضا ورهرام ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٦) مهدی بیانی ، کتابشناسی کتابهای خطی ، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) محمدبن حسین بیهقی ، تاریخ بیهقی ، چاپ علی اکبر فیاض ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٨) محمدتقی دانش پژوه ، «مرقع سازی و جُنگ نویسی » در فرخنده پیام : یادگارنامة استاد دکتر غلامحسین یوسفی ، مشهد ١٣٦٠ ش ؛
(٩) محمدبن علی راوندی ، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق ، چاپ محمداقبال ، تهران ١٣٣٣ ش ؛
(١٠) محمدبن هندوشاه شمس منشی ، دستورالکاتب فی تعیین المراتب ، چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده ، مسکو ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(١١) امیرحسن عابدی ، «بیاضهای گرانبها و آثارناشناختة شعرای بزرگ فارسی »، در هشتمین کنگره تحقیقات ایرانی ، دفتر دوم : سی وشش خطابه ، چاپ محمدروشن ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(١٢) جهانگیر قائم مقامی ، مقدمه یی برشناخت اسناد تاریخی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(١٣) کتابخانة ملی ایران ، فهرست نسخ خطی کتابخانة ملی ، ج ٢، گردآوری عبدالله انوار، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٤) نجیب مایل هروی ، نقد و تصحیح متون : مراحل نسخه شناسی و شیوه های تصحیح نسخه های خطی فارسی ، مشهد ١٣٦٩ ش ؛
(١٥) محمدبن عبدالخالق میهنی ، دستور دبیری : متنی از قرن ششم هجری ، چاپ علی رضوی بهابادی ، یزد ١٣٧٥ ش ؛
(١٦) فخرالدین نصیری امینی ، «روکش جلد و انواع آن »، در صحافی سنتی : مجموعة پانزده گفتار و کتابشناسی ، گردآوری ایرج افشار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٧) حسین عارف نقوی ، برّ صغیرکی امامیه مصنّفین کی مطبوعه تصانیف اورتراجم ، اسلام آباد ١٣٧٦ ش ؛
(١٨) صادق همایونی ، تعزیه و تعزیه خوانی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٩) Ensiklopediya ¦yi adabiya ¦t va san ـ ati Ta ¦jik, vol. I, Dushanbe ١٩٨٨.
/ اکرم ارجح /
تصاویر این مدخل:
بیاض با شعرهایی از میرمشتاق ،جامی ، کلیم کاشانی ، عاشق و ... به خط شکسته نستعلیق محمدسعید حکیم منبع :بیاض شماره ٨٠ از مجموعه نفایس کتابخانه ملی نیاوران