دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٥٩
حَریز مشرقى (حَریزبن عثمانبن جبر رَحَبىِ مشرقى) ، محدّث و راوى حدیث در قرن دوم. كنیه او ابوعون یا ابوعثمان بود (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٢؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ٤، ص ٣٢٨). او به سبب انتساب به بنى رَحَبه، از قبیله حِمْیر، به رَحَبى شهرت یافت و به حِمصى نیز مشهور بود (سمعانى، ج ٣، ص ٤٩ـ٥٠؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢١٩).
حریز، كه از تابعین متأخر محسوب میشود (رجوع کنید به خطیب بغدادى، همانجا؛ ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٧، ص ٨٠)، در سال ٨٠ در شهر حِمصْ، در سوریه فعلى، زاده شد (ابنجبّان، ج ١، ص ٢٦٨؛ خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٩). از جزئیات زندگى او اطلاع دقیقى موجود نیست.
احمدبن حنبل (متوفى ٢٤١) تأیید كرده كه حریز به قَدَریان و معتزله گرایش نداشته است (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٨). حریزالمشرقى به مصر و مكه و بغداد سفر كرد و محدّثان عراقى در بغداد از وى حدیث شنیدند. احتمالا وى در سفرى به بغداد، با مهدى عباسى (حك : ١٥٨ـ١٦٩) ملاقات كرده بود (رجوع کنید به همان، ج ٩، ص ١٨٣).
حریز از افرادى مانند عبداللّهبن بُسر مازنى (آخرین صحابى درگذشته در شام، متوفى ٨٨) و راشدبن سعد (متوفى ١١٣) حدیث شنید (ابن ابیحاتم، ج ٣، ص ٢٨٩؛ خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٢؛ براى فهرست كسانى كه حریز از آنها حدیث شنیده رجوع کنید به مزّى، ج ٥، ص ٥٦٩ـ٥٧٠).
كسانى نیز از حریز حدیث نقل كردهاند، از جمله اسماعیلبن عیاش، مُعاذبن مُعاذ، بَقیةبن الولید و علیبن عیاش (ابن ابیحاتم، همانجا؛ براى فهرست راویان از حریز رجوع کنید به خطیب بغدادى، همانجا؛ مزّى، ج ٥، ص ٥٧٠ـ٥٧١).
درباره وثاقت یا ضعف وى، با توجه به نظر حریز درباره على علیهالسلام، آراى مختلفى بیان شده است. احمدبن حنبل و یحییبن مَعین (متوفى ٢٣٣) او را توثیق كردهاند (رجوع کنید به ابنشاهین، ص ١١٢؛ خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٣، ١٨٧ـ ١٨٨؛ ابنعساكر، ج ١٢، ص ٣٤٥). گزارشهایى نیز درباره ثقه نبودن وى وجود دارد (رجوع کنید به عُقیلى، سفر١، ص ٣٢٢؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٢١). برخى نیز، بهرغم عقیده حریز به نصب (اظهار دشمنى با على علیهالسلام)، از ثقه بودن او سخن گفتهاند (رجوع کنید به مزّى، ج ٥، ص ٥٧٢، ٥٧٤).
در روایاتى گفته شده كه حریز از ناصبیان و دشمنان حضرت على علیهالسلام بوده و بر منبر، آن حضرت را طعن میكرده است (ابوزرعه دمشقى، ج ١، ص ١٥٤؛ خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٥).
برخى براى توجیه ناصبى بودن حریز، چنین گفتهاند كه وى حضرت على را طعن نمیكرده ولى چون اجدادش در صفّین به دست على علیهالسلام كشته شده بودند، محبت او را در دل نداشته و از خود حریز نقل شده كه هرگز على را سبّ نكرده است (رجوع کنید به یحییبن معین، ج ٢، ص ٣٦٥؛ عجلى، ص ١١٢؛ خطیب بغدادى، همانجا). برخى نیز گفتهاند كه او در اواخر عمر از این كار توبه كرد (رجوع کنید به صفدى، ج ١١، ص ٣٤٧؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٢٢). علیبن عیاش حمصى، احادیث منقول از حریز را بر خود او عرضه كرد و حریز از كثرت آنها، كه بالغ بر دویست حدیث بود، شگفتزده شد (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٣؛ مزّى، ج ٥، ص ٥٧٢)، اما به نظر احمدبن حنبل، احادیث مروى از حریز در حدود سیصد حدیثِ صحیح بوده است (رجوع کنید به ابنعدى، ج ٢، ص ٤٥١؛ مزّى، همانجا). حریز در سال ١٦٣ درگذشت (ابنعدى، همانجا؛ خطیب بغدادى، ج ٩، ص ١٨٨ـ١٨٩).
منابع :
(١) ابنابیحاتم، كتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنحِبّان، كتاب المجروحین من المحدثین و الضعفاء و المتروكین، چاپ محمود ابراهیم زاید، حلب ١٣٩٥ـ١٣٩٦/ ١٩٧٥ـ١٩٧٦؛
(٣) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذیب التهذیب، چاپ صدقى جمیل عطار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٤) ابنشاهین، تاریخ أسماءالثقات، چاپ عبدالمعطى امین قلعجى، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٥) ابنعدى، الكامل فى ضعفاءالرجال، چاپ سهیل زكار، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٦) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٧) ابوزرعه دمشقى، تاریخ أبى زرعةالدمشقى، چاپ شكراللّه قوجانى، (دمشق، بیتا.)؛
(٨) خطیب بغدادى؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٠) همو، سیراعلام النبلاء، چاپ شعیب أرنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(١١) سمعانى؛
(١٢) صفدى؛
(١٣) احمدبن عبداللّه عجلى، تاریخ الثّقات، بترتیب علیبن أبى بكر هیثمى و تضمینات ابنحجر عسقلانى، چاپ عبدالمعطى قلعجى، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(١٤) محمدبن عمرو عُقیلى، كتاب الضعفاء الكبیر، چاپ عبدالمعطى امین قلعجى، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٥) یوسفبن عبدالرحمان مزّى، تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٦) یحییبنمعین، تاریخ یحییبنمعین، روایة عباسبن محمدبن حاتم دورى، چاپ عبداللّه احمد حسن، بیروت (بیتا.).
/ علیرضا سعید /