دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١
بابَلْیون ، شهری باستانی در مصر، نزدیک قاهرة کنونی . به گفتة کازانووا ، کلمة بابیلون که در قرون وسطی به این شهر اطلاق شده شکل یونانی شدة «پی ـ هاپی ـ ن ـ اونِ » مصر باستان براساس مشابهت صوتی با «بابولونِ » ( بابل ) آسیایی است که نزد یونانیان آشنا بوده است . البته این وجه اشتقاق کاملاً خالی از ایراد نیست ، ولی این تسمیه مبتنی بر نام مکانی در مصر باستان است . مراد از این نام ، شهر و باروی باستانی یونانیان است که در مرز میان مصر علیا و سفلی قرار داشت و از لحاظ نظامی بر داخل آن کشور مسلط بود. قسمتهایی از باروی کهن اکنون نیز در نزدیکی قَصْرالشّمْعَه موجود است . در دوران باستان ، رود نیل درمسیری شرقی تر از مسیر فعلی جریان داشت و وضع بابلیون بسیار مساعدتر و از اهمیت بیشتری برخوردار بود. هنگام فتح مصر به دست عمروعاص ، پیکارهای مهمی در این محل به وقوع پیوست و سقوط بابلیون (٢١ ربیع الا´خر ٢٠) سرنوشت مصر را تعیین کرد. اردوگاه نظامی عربها، که بعداً به صورت شهر «فُسطاطِْ مصر» درآمد، در نزدیکی این محل که از نظر نظامی حایز اهمیت بود برپا و بقایای باروی قدیم دربنای آن استفاده شد. از مطالب مندرج در پاپیروسها چنین برمی آید که تاپایان قرن اول میان بابلیون و فسطاط تمایز وجودداشته است . مهاجران در فسطاط می زیستند و «خِطّه * »های ایشان مشخص بود. بابلیون مرکز تجّار بزرگ غله و مقر ادارات دولتی بود. زرّادخانة واقع در جزیرة «روضه » که در پاپیروسها مذکور است ، به دژ نظامی متصل بود. بالطبع تمایز اصلی میان فسطاط و بابلیون زود از میان رفت . استعمال نام بابلیون در میان عربها از رواج افتاد و فقط قبطیان آن را به کار می بردند. آنها حتی مصداق آن را وسعت بخشیدند و بابلیون را دربعضی از موارد به مجموعة عظیمی از شهرها که از قصرالشّمعه و فسطاط و قاهره تا مَطَریه - هلیوپولیس امتداد داشت اطلاق می کردند. این استعمال بعداً در میان نویسندگان اروپایی نیز رواج یافت . به همین سبب ، در قراردادهای بازرگانی متعدد میان مصر و دولتهای غربی که به زبان لاتینی نوشته شده و آماری آنها را منتشر کرده است واژة «بابیلونیا» با املاهای متفاوت ، به قاهره اطلاق شده است . این نام در پیمان نامه ها و نوشته های جدید اروپا، از جمله در آثار مانْدِویلِ سیّاح و بوکاچیو که صلاح الدین را «سلطان بابیلونیا» می خواند، نیز دیده می شود.
منابع :
(١) احمدبن علی مقریزی ، خطط ، چاپ معهد الا´ثار الشرقیة الفرنسی ، ج ٥، ص ٦ـ ١٣؛
(٢) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ١، ص ٤٥٠؛
(٣) Abu ¦ S ¤ a ¦ lih ¤ , The Churches and monasteries of Egypt and some neighbouring countries, ed. and tr.by B.T.A. Evetts, with added notes by A. J. Butler, Oxford ١٨٩٥, fol. ٢٣b;
(٤) Michele Amari, I Diplomi Arabi del R. Archivio Fiorentino, Florence ١٨٦٣;
(٥) Amإlineau, Gإographie de l'Egypte ب l'إpoque copte, ٧٥ and Passim;
(٦) L. Caetani, Annali dell'Islam, Milano ١٩٠٥-١٩٢٦, IV, A. H. ٢١ & ١٤٣;
(٧) P. Casanova, "Les noms coptes du Caire et des eocalitإs voisines", BIFAO, I, ٢٦;
(٨) A. R. Guest,"The Foundation of Fustat", JRAS (١٩٠٧), ٤٩ ff.;
(٩) Quatremةre, Mإmoires sur l'ـgypte, II, ٤٥;
(١٠) Papyri Schott-Reinhardt, ٩٨;
(١١) U.Monneret de Villard, "Recherche sulla Topografia di Qas ¤ r es § - S § am ـ " , Bull. Soc. Royale de Gإog. d'Egypte, X é -X ê ;
(١٢) Zeitschr. fدr Assyr.,xx,٨٤, ٩١.
) / د. اسلام ( /بِکِر