دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٢٦
سينهچاك ، سنانالدين يوسفدده، شيخ طريقت مولويه، نويسنده و شاعر سدۀ دهم در آناطولى. از زمان تولدش اطلاعى در دست نيست. وى در شهر ينيچه واردار در مقدونيه به دنيا آمد (قناليزاده، ج ٢، ص ١٠٨٥؛ گولپينارلى، ١٣٦٦، ص ١٦٤؛ بروسهلى، ج ١، ص ٨٠). نخست نزد پدرش علم آموخت (ثاقبدده، بخش دوم، ص٢٠) و اندكى بعد به ابراهيم گلشنى (متوفى ٩٤٠)، بانى طريقت گلشنيه، و پس از آن به طريقت مولويه انتساب جست (بروسهلى؛ گولپينارلى، همانجاها؛ رجوع کنید به قناليزاده، ج ٢، ص ١٠٨٥ـ١٠٨٦). سپس به سير و سفر پرداخت و در پى اداى حج، در مولويخانه بيتالمقدّس اقامت گزيد. آنگاه به عتبات و سپس مشهد رفت و به زيارت بقاع امامان شيعه پرداخت (ثاقبدده، بخش دوم، ص ٢٠ـ٢١).
او مدتى نيز سرپرست مولويخانه ادرنه بود اما ظاهرآ، بهسبب توطئه حاكم آن شهر كه در صدد دستاندازى به اوقاف اين خانقاه بود، ادرنه را به قصد استانبول ترك گفت (ثاقبدده، بخش دوم، ص ٢١؛ گلپينارلى، ١٣٦٦، ص ١٦٥؛ قس بغدادى، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٥٦٤، كه خانقاه مراديه در ادرنه ذكر كرده است).
سينهچاك در ٩٥٣ در سوتليجه استانبول درگذشت و در نزديكى خانقاهى در مسير گردشگاه جعفرآباد به خاك سپرده شد (گلپينارلى، ١٣٦٦، همانجا، پانويس ٨٤؛ رجوع کنید به بروسهلى، همانجا). در ١٠ محرّم ٩٥٤ گروهى از پيروان و شاگردان او، از جمله شورى و حسن گناهى، در كنار مزارش سماع بر پا كردند، خوراك آيينى عاشوره پختند و با ستردن مو و چاك كردن سر و سينه در ماتم امام حسين عليهالسلام و سرودن اشعارى، به بزرگداشت او پرداختند (گلپينارلى، ١٣٦٦، ص ١٦٥).
يوسف سينهچاك را پيرو سرسخت انديشۀ وحدت وجودى، عقايد حروفيه* و مشرب علويان دانستهاند كه همراه با عارف* چلبى، شاهدى (متوفى ٩٥٧) و ديوانه محمد چلبى* در گسترش طريقت مولويه در آناطولى فعال بود (هلبروك، ج ٢، ص ١٠٠، ٣٥٢، ٣٥٤؛ گلپينارلى، ص ١٦٧).
مهمترين اثرى كه از او باقيمانده جزيره مثنوى است كه گزيدهاى در ٣٦٦ بيت از شش دفتر مثنوى مولوى است. اين ابيات بهگونهاى در پى هم آمدهاند كه متنى مستقل، با ارتباط معنايى ميان ابيات، پديد آمده است. جزيره مثنوى از همان آغاز، شهرت بسيار يافت و اقبال مولويه بدان چشمگير بود. شمارى از مشايخ مولويه نيز به شرح و ترجمۀ آن به تركى پرداختند، از جمله علمى دده بغدادى، شيخ مولويخانه دمشق كه در ٩٧٩ در اثرى با عنوان سمحات لمعات بحرالمعنوى بشرح جزيرةالمثنوى، آن را شرح كرد. عبداللّه بوسنوى (شارح فصوصالحكم)، ابراهيم جورى و غالبدده نيز به شرح آن پرداختند (گلپينارلى، ص ١٦٦). اين اثر همچنين سرمشق شاهدى در تهيۀ گلچين ديگرى از مثنوى با نام گلشن توحيد گرديد (گلپينارلى، ١٣٦٦، ص ١٨٠).
ديگر كتاب سينهچاك، منتخبات ربابنامه (رجوع کنید به همان، ص ١٦٦)، گزيدهاى از رباعيات سلطانولد، بوده است كه اكنون در دست نيست. اسماعيلپاشا بغدادى (ج ٦، ص ٥٦٤؛ همو، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٥٦٣) از ديوان شعر تركى وى ياد كرده است. بروسهلى (ج ١، ص ٨٠) كتاب نظيره محمديه را به سينهچاك نسبت داده، كه اشتباه است (گلپينارلى، ١٣٦٦، ص ١٦٦، پانويس ٨٥). اثر ديگر او با نام تضليلالتأويل، به تركى، در ١٣٠٠ در استانبول چاپ شده است (گلپينارلى، ١٣٧٨، ص ٢٦٣).
منابع :
(١) محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول، ١٣٣٣ق؛
(٢) اسماعيل پاشا بغدادى، هديةالعارفين، تهران، ١٣٨٧ق؛
(٣) همو، كشفالظنون، تهران، ١٣٦٠ش؛
(٤) مصطفى ثاقبدده، سفينه نفيسه مولويه، مصر، ١٢٨٣؛
(٥) قناييزاده حسن چلبى، تذكرةالشعرا، به كوشش ابراهيم كتلوك ، آنكارا، ١٩٨١؛
(٦) عبدالباقى گولپينارلى، مولويه بعد از مولانا، ترجمۀ توفيق سبحانى، تهران، ١٣٦٦ش؛
(٧) همو، ملامت و ملامتيان، ترجمه توفيق سبحانى، تهران ١٣٧٨؛
(٨) Victoria Holbrook, "Diverse tastes in the Spirtual life the Diffusion of Rumi's order", in The Heritage of Sufism, Edited by leonard lewisohn, Oxford, ١٩٩٩.
/ افسانه منفرد /
تاریخ انتشار اینترنتی:
٠٢/٠٢/١٣٨٨