دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٩٨
حضرت امام صاحب (امام صاحب) ، وُلُسوالى (بخش) و شهرى در ولایت قندوز در شمال افغانستان.
١) ولسوالىِ حضرت امام صاحب، در شمال ولایت قندوز* واقع است و آمودریا (جیحون*)، مرز میان افغانستان و جمهورى تاجیكستان، در شمال آن جریان دارد. مركز ولسوالى، شهر حضرت امام صاحب است (رجوع کنید به ادامه مقاله).
ساكنان این ناحیه ازبك و پشتوناند و به فارسى درى، ازبكى و پشتو سخن میگویند (دولتآبادى، ص ٢٠٩). ناحیه حضرت امام صاحب پرآب و حاصلخیز و از محصولات جالیزى، خربزه عسقلان آن معروف است (قاموس جغرافیائى افغانستان، ذیل «امام صاحب»؛ >فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان <، ج ١، ص ٨٠).
قالى آنجا نیز مشهور است (>فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان <، همانجا). ناحیه حضرت امام صاحب، در تقسیمات ادارى ١٣٠٠ش حاكمنشین درجه دو در ولایت قَطْغَن* محسوب میشد و ٣٤ روستا داشت (رجوع کنید به محمد نادرخان، ص ٥٧ـ٥٨).
٢) شهر حضرت امام صاحب، پس از مزار شریف، دومین شهر زیارتى و مذهبى در سمت شمالى ولایت قندوز است. در ارتفاع حدود ٧٥٠ مترى در كرانههاى جنوبى رود آمودریا و در مسیر جاده قندوز ـ شیرخان بندر واقع است. شهر قندوز، مركز ولایت قندوز، در ٧١ كیلومترى جنوب حضرت امام صاحب قرار دارد (قاموس جغرافیائى افغانستان، همانجا).
نام شهر از زیارتگاه واقع در آن گرفته شده است (>فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان <، همانجا). از سنگنبشته نصب شده در ورودىِ زیارتگاه چنین برمیآید كه بعد از واقعه كربلا، سر مطهر امام حسین علیهالسلام به عسقلان در شام منتقل شد. در قرن ششم، خلیفه فاطمى مصر، سر امام را به مصر منتقل كرد، اما قبل از اینكه آن را دفن كنند، عدهاى ازتركان آن را به تخارستان بردند و در محلى به نام ارهنگ (رجوع کنید به ادامه مقاله) دفن كردند. در این محل (مانند زیارتگاه شاهمردان در مزار شریف)، هر سال در روز دهم حَمَل (فروردین) عَلَمِ زیارتگاه برافراشته میشود و متعاقب آن، چهل روز میله (جشن) در شهر برگزار میگردد. مقامات محلى و زائران، از دور و نزدیك، در این مراسم شركت میكنند (رجوع کنید به گروتسباخ، ص ١٠١).
شهر ارهنگ در منابع به صورتهاى آرْهَن و ارهنگامام هم آمده است (رجوع کنید به ادریسى، ج ١، ص ٤٨٣؛
شمس بخارائى، ص ٢٣٣). هیوئن تسانگ در نیمه قرن هفتم میلادى، آرهن را به صورت او ـ لى ـ نى در سرزمین توـ هوـ لو (تخارستان) ضبط كرده است (ج ٢، ص ٢٨٩). ماركوارت (ص ٢٣٣) شهر قدیمى آرهِن/ ارهنگ و حضرت امام صاحب را یكى دانسته است. این شهر در نزدیكى شهر قدیمى هُلْبَك (كولاب كنونى) و در كنار رود جیحون در ولایت تخارستان قرار داشت (اصطخرى، ص٢٧٥؛
حدودالعالم، حواشى مینورسكى، ص٢٠٥؛
شرفالدین علییزدى، ج ١، ص ٢٩، ٦٣). در سده نهم، به دستور تیمور ارهنگ به همراه سالیسرا، در نزدیكى آن، و تمام خُتَّلان جزو سیورغالِ ابابكر میرزا، فرزند جوكى (از نوادگان تیمور)، محسوب میشد (اسفزارى، بخش ٢، ص ١٢٨).
این شهر در سده یازدهم به امام شهرت داشت، بسیار معمور و آباد بود و قافلههاى كاشغر از آنجا میگذشتند. مسجد و خانقاه بسیار و نیز مدرسهاى داشت كه جمع كثیرى در آن به تحصیل مشغول بودند (رجوع کنید به شمس بخارائى، ص ٢٣٤).
در سده دوازدهم، محمدكاظم مروى (ج ٣، ص ١١٢٩ـ ١١٣١) گزارش مفصّلى از عقاید و روایاتِ رایج درباره چگونگى شكل گرفتن این زیارتگاه آورده است. در آن زمان، زیارتگاه داراى مرقد و گنبد و آثار بسیارى از پادشاهان قدیمى ایران بوده و حدود هزار خانوار در اطراف آن ساكن بودهاند. در دوران سلطنت احمدشاه ابدالى (حك : ١١٦٠ـ١١٨٧) و جانشینان او، امراى محلى و مستقل ازبك در این منطقه، از دولت مركزى اطاعت میكردند (رجوع کنید به غبار، ج ١، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣). در اواخر حكومت تیمورشاه دُرّانى (حك : ١١٨٧ـ ١٢٠٧)، اللّهوردى خان تاز (رئیس یك قبیله مستقل ازبك) از آمودریا گذشت و ابتدا به امام صاحب و سپس به تمام نواحى جنوبىِ آمودریا حمله كرد. قلیچ علیبیگ، حاكم بلخ، شهر حضرت امام صاحب و قندوز را پس گرفت (الفینستون، ص ٤٧٤). در ١٢٢٤، حضرت امام صاحب از توابعِ خُلْم* (تاشقرغان) ضبط شده است (همان، ص ٤٦٤). در ١٢٥٦ این شهر از نظر وسعت با شهر قندوز برابرى میكرد (گروتسباخ، ص ١٠١). آخرین حاكم مستقل حضرت امام صاحب و قندوز، سلطانمراد بود كه در ١٢٨١ بر سركار آمد، اما مدتى بعد، از ارتش دولتى افغانستان شكست خورد و عبدالرحیمخان، از امراى افغانستان (حك : ١٢٩٧ـ ١٣١٩)، حكومت تمام ولایت قندوز، از جمله امام صاحب، را در دست گرفت (رجوع کنید به محمدنادرخان، ص ١٥).
در نیمه اول سده سیزدهم، حضرت امام صاحب از عمدهترین شهرهاى تجارىِ قطغن و بدخشان* محسوب میشد (رجوع کنید به گروتسباخ، ص ٩٥). بر اثر جنگهاى نیمه دوم همین سده، كه به تسلط كامل دولت افغانستان بر قسمتهاى جنوبىِ آمودریا انجامید، از رونق و جمعیت امام صاحب كاسته شد، به طورى كه در ١٣٠٠، در این شهر تنها دویست خانه وجود داشت و جمعیت شهر و ٣٤ روستاى اطراف آن، درمجموع حدود پانزده هزار تن بود. از صنایعدستى، نمدمالى، بافتِ الچه (نوعى پارچه راهراه مانند جاجیم)، كرباس، گلیم و ساخت جل (پالان) در آن رواج داشت. جنگل بزرگ آن، نزدیك آمودریا، زیستگاه آهو و گوزن و شیر و پرندگانى چون مرغ دشتى (شبیه كبك) بود (رجوع کنید به محمدنادرخان، ص ٥٧ـ٦١). امام صاحب در ١٣١٧ جزو ولایت حاكمنشین افغانستان بهشمار میرفت (رجوع کنید به دولتآبادى، ص ٨٦ـ٨٧). نوسازى شهر در ١٣١٤ش در دوره شیرخان، حاكم ولایت قندوز ــكه اكنون بندرى به نام او بر كرانه آمودریا وجود داردــ آغاز شد كه طى آن، در این طرح بخش شرقى شهر و بازار آن نیز نوسازى گردید، اما سه سال بعد، این برنامه نیمهكاره رها شد (گروتسباخ، همانجا). تأسیس مجتمعصنعتى پنبهپاككنى و كارخانه روغنكشى و توسعه كشاورزى مرتبط با این صنایع بر رونق شهر افزود، به طورى كه در ١٣٥٢ش جمعیت شهر به ٠٠٠، ٩ تن و تعداد مغازههاى بازار آن به ٦٦٠ باب رسید (همانجا).
با سقوط دولت نجیباللّه در ١٣٧١ش، ولایات شمالى افغانستان، از جمله امام صاحب، تحت تسلط جنبش ملى اسلامى افغانستان، به رهبرى ژنرال دوستم، درآمد. با ورود طالبان به افغانستان در ١٣٧٣ش، این شهر نیز به تصرف آنان درآمد، اما در اواخر ١٣٧٧ش احمدشاه مسعود، فرمانده تاجیك نیروهاى اتحاد شمال افغانستان، آن را از طالبان گرفت. این شهر، شاهراه تداركاتى احمدشاه مسعود و محل دریافت كمكهاى بینالمللى براى نیروهاى وى، از طریق تاجیكستان، بود. در تابستان ١٣٧٨ش، طالبان دوباره امام صاحب را تصرف و راه تداركاتى نیروهاى مخالف را قطع كردند (رجوع کنید به طنین، ص ٤٧٣؛
رشید، ص ٣٦٢، ٣٦٥).
در شمال افغانستان، روستاها و زیارتگاههاى دیگرى با این نام یا مشابه آن وجود دارد. كلمه اصلى در نام این مكانها، «امام» است و براى احترام، «حضرت» را در ابتداى عبارت و «صاحب» را در انتهاى آن، یا هر دو را باهم، اضافه میكنند. از آن جمله است زیارتگاهى به نام حضرت امام، منسوب به امام زینالعابدین علیهالسلام در حدود شصت كیلومترى مغرب مزارشریف؛
و روستاى حضرت امام، داراى زیارتگاهى به همین نام، در حدود ٢٥ كیلومترى شمالغربى شهرِ سرْپل (رجوع کنید به >فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغاستان <، ج ٤، ص ٢٦٤، ٢٦٧).
منابع :
(١) محمدبن محمد ادریسى، كتاب نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٢) معینالدین محمد اسفزارى، روضات الجنات فى اوصاف مدینة هرات، چاپ محمدكاظم امام، تهران ١٣٣٨ـ١٣٣٩ش؛
(٣) اصطخرى؛
(٤) حدودالعالم من المشرق الیالمغرب، با مقدمه بارتولد و حواشى و تعلیقات مینورسكى، ترجمه میرحسینشاه، كابل ١٣٤٢ش؛
(٥) بصیر احمد دولتآبادى، شناسنامه افغانستان، تهران ١٣٨٢ش؛
(٦) احمدرشید، طالبان: اسلام، نفت و بازى بزرگ جدید، ترجمه اسداللّه شفایى و صادق باقرى، (تهران) ١٣٧٩ش؛
(٧) شرفالدین على یزدى، خطرنامه: تاریخ عمومى مفصل ایران در دوره تیموریان، چاپ محمدعباسى، تهران ١٣٣٦ش؛
(٨) شمس بخارائى، تاریخ بخارا، خوقند و كاشغر، چاپ محمداكبر عشیق، تهران ١٣٧٧ش؛
(٩) ظاهر طنین، افغانستان در قرن بیستم: ١٩٩٦ـ ١٩٠٠، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٠) غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ج ١، تهران ١٣٧٤ش؛
(١١) قاموس جغرافیائى افغانستان، چاپ محمد حكیم ناهض: كابل: انجمن آریا دائرةالمعارف، ١٩٥٦ـ١٩٦٠؛
(١٢) اروین گروتس باخ، جغرافیاى شهرى در افغانستان، ترجمه محسن محسنیان، مشهد ١٣٦٨ش؛
(١٣) محمدنادرخان، راهنماى قطغن و بدخشان، تهذیب برهانالدین كوشككى، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٦٧ش؛
(١٤) محمدكاظم مروى، عالم آراى نادرى، چاپ محمدامین ریاحى، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٥) Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Cabul and its dependencies in Persia, Tartary and India, Graz ١٩٦٩;
(١٦) Historical and political gazetteer of Afghanistan, ed. Ludwig W. Adamec, vol.١: Badakhshan province and northeastern Afghanistan, Graz ١٩٧٢, vol.٤: Mazar-i-Sharif and north-central Afghanistan, Graz ١٩٧٩;
(١٧) Hiuen Tsiang, Si-Yu-Ki. Buddhist records of the Western world, translated from the Chinese of Hiuen Tsiang (A. D. ٦٢٩) by Samuel Beal, London ١٨٨٤, repr. New Delhi ٢٠٠٣;
(١٨) Joseph Marquart, Eransahr nach der Geographie des Ps. Moses Xorenaci, Berlin ١٩٠١.
/ محمدامین زوارى /
تصاویر این مدخل:
زیارتگاه حضرت امام صاحب عکس از محمد امین زواری فروردین ١٣٨٦
سنگ نبشته نصب شده در مدخل ورودی زیارتگاه حضرت امام صاحب عکس از محمد امین زواری فروردین ١٣٨٦