دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٢٠
تلّ باشر (تِلبَشار قلعه سی در ترکی ؛ تیل پاشار ، تیل آوه ته آچ در ارمنی ؛ توربسل در زبان فرانکها)، قلعه و شهرِ حصارداری در سرزمینهای مرزی شمال سوریه ، در جنوب ترکیة کنونی ، ٢٥ کیلومتری جنوب شرقی شهر گازیانتپ (غازی عینتاب ) در نزدیکی دهکدة گوندوغدو .
هر چند در دوران آشور از تلّ باشر یاد شده است ، تاریخ آن ، با شرح و تفصیلات ، از پایان قرن پنجم / یازدهم آغاز می شود و این گواهی است بر موقعیت ویژة آن در مسیر قدرتهایی که در تلاش پیشرفت به سوی شرق یا غرب بوده اند. در ٤٨٩/ ١٠٩٦ حکمران سلجوقی حلب ، رضوان بن تتش * ، تلّ باشر را از یاغیسیان ( = یاغی باسان ؟ ) ، حکمران انطاکیه ، گرفت . سال بعد بالدوین دوم (بودوئن )، کنتِ اِدِسا (رُها)، تلّ باشر و قلعة راوندان را تصرف کرد و هر دو ناحیه را به عنوان تیول به برادرزادة خود ژوسلین اول ، کنت کورتنه ، داد. تلّ باشر تا ٥٤٦/١١٥١ در دست فرانکها باقی ماند. در این زمان ژوسلین دوم در مصاف با نورالدین محمودبن زنگی * آن را از دست داد و تلّ باشر در جلوگیری از پیشروی رقبای نورالدین (اَرتُقیان در شرق و دانشمندیان و سلجوقیان در سمت شمال ) نقش مهمی ایفا کرد.
اهمیت سوق الجیشی و اقتصادی تلّ باشر در گستردگی و پیچیدگی ترتیب بنای آن است : منبع عربی ناقصی متعلق به قرن ششم / دوازدهم از یک دیوار داخلی نام می برد که شامل پانزده «پشت بند» ، یک دیوار محصور بیرونی و یک حومه بوده است (نسخة خطی کتابخانة ملی فرانسه ، ش ٢٢٨١، گ ٥٧ پ ). در ٥٧١ ـ٥٧٢/ ١١٧٦ تلّ باشر همراه دیگر استحکامات شمال سوریه ، از جمله عینتاب ، به صلاح الدینِ ایوبی * واگذار شد، هر چند که تا ٦١٥/ ١٢١٨ اغلب در سلطة تیولدار زنگی اش ، بدرالدین دولْدِرِم یاروقی ، باقی ماند و در این زمان به تصرف حکمران سلجوقی روم ، عزالدین کیکاوس اول ، در آمد. این شهر کمی پس از این تاریخ به دست ملک اشرف اول ، حکمران ایوبی جزیره ، افتاد و او آن را به شهاب الدین طغرل ، نایب السلطنة سلطان حلب ، ملک عزیز، داد. جدا از حملة خوارزمیان در ٦٣٨/ ١٢٤٠ـ١٢٤١، ملک ناصر حلبی در ٦٤٦/ ١٢٤٨ تلّ باشر را در عوض حِمص ، که ملک اشرف سوم تصرف کرده بود، به او داد. به علتِ بیعت اشرف با هولاکو، استحکامات تلّ باشر از ویرانی مغولها در امان ماند اما این استحکامات در پایان قرن هفتم / سیزدهم به دست بیبرس اول * ، سلطان مملوکی ، بر چیده شد و طبق گزارش ابن شدّاد آثاری از حضور یک نظام اداری و سکونتگاهی غیرنظامی بر جای ماند. امروزه ، جز تل ویرانة قلعه که بر روی آن آثار دروازه ای دیده می شود، چیزی از این مکان به جا نمانده است .
منابع :
(١) ابن اثیر، فهرست ؛
(٢) ابن شدّاد، الاعلاق الخطیرة فی ذکر امراء الشام و الجزیرة ، جزء ١، قسم ١، دمشق ١٩٩١، ص ١٠٠ـ ١٠٨؛
(٣) ابن عدیم ، بغیة الطلب فی تاریخ حلب ، چاپ سهیل زکار، ج ١، دمشق ١٤٠٩/ ١٩٨٨، ص ٣٢١ـ٣٢٢؛
(٤) همو، زبدة الحلب من تاریخ حلب ، چاپ سامی دهّان ، دمشق ، ج ٢، ?( ١٣٧٣/ ١٩٥٤ ) ، ص ١٢٥، ١٤٨، ١٥٨ـ ١٥٩، ١٩٤ـ ١٩٥، ٢٥١، ٣٠٢ـ٣٠٣، ج ٣، ١٣٨٧/ ١٩٦٨، ص ٧١، ١٢٥، ١٢٩ـ١٣٠، ١٥٣، ١٨٢ـ١٨٣، ٢١٣، ٢٥٢؛
(٥) عبدالرحمان بن اسماعیل ابوشامه ، تراجم رجال القرنین السّادس و السّابع ، المعروف بالذیل علی الروضتین ، چاپ محمدزاهدبن حسن کوثری و عزت عطار حسینی ، بیروت ١٩٧٤، ص ١٠٩؛
(٦) Cl. Cahen, La Syrie du Nord , Paris ١٩٤٠, ١١٥-١١٩;
(٧) R. Dussaud, Topographie historique de la Syrie antique et mإdiإvale , Paris ١٩٢٧, ٤٣٦, ٤٦٤, ٤٦٨;
(٨) H. Hellenkemper, Burgen der Kreuzritterzeit , Bonn ١٩٧٦, ٣٨-٤٣ (description and plan);
(٩) Matthew of Edessa, tr. Dostourian, Chronicle , London ١٩٩٣, ١٦٨, ١٧٦, ٢٠٧, ٢٢٥, ٢٥٨-٢٦٠;
(١٠) Michael the Syrian, Chronique , Paris ١٩٠٥, III, ١٩٥, ٢١١, ٢١٦, ٢٣٠, ٢٣٢, ٢٩٦, ٢٩٧, ٣٣٣, ٣٦٦;
(١١) T.A. Sinclair, Eastern Turkey , IV, London ١٩٩٠, ١٢٣;
(١٢) William of Tyre, "Historia rerum in partibus transmarinis gestarum", in RHC. Historiens occidentaux , I/١, ٤٣٧, ٦٨٩, I/٢, ٧٨٤-٧٨٦.
/ ا. هونیشمان و د.و. ماری ( د.اسلام ) /