دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٧٢
پیشکوه ، منطقه ای تاریخی در جنوب غربی ایران ، در مشرق کبیرکوه و کمابیش مطابق با استان لرستان امروزی . رشته کوه کبیرکوه * آن را از پشتکوه * جدا می کند. از قرن سیزدهم ، قسمت شرقی لرستان قدیم پیشکوه نامیده شده است .
پیشکوه را می توان به پیشکوه شرقی مشتمل بر دشتهای : اَلیشتَر، خرّم آباد، خاوه ، چَواری تا هَرْسین ؛ و پیشکوه غربی مشتمل بر هُلِیلان ، رودبار، سِیمَره ، سرکناب تا شیروان تقسیم کرد. پیشکوه عمدتاً کوهستانی و دارای مراتع طبیعی است و رودهای کشکان و سیمره در آن جریان دارند. این منطقه از طریق گردنه های کوچک (در کبیرکوه ) به پشتکوه راه دارد و سکونتگاه طوایف لُر، کرد، لک و عمله و تیره های دیگر عرب و سادات است . بیشتر این طوایف امروزه آبادی نشین شده اند و ظاهراً سکونت آنان از اوایل دورة رضاشاه آغاز شده است (مینورسکی ، ص ٢٥؛ کریمی ، ١٣١٦ش ، ص ٢٧ـ ٢٨، ٧٦ـ٧٧، ١٦٦ـ ١٦٨؛ همو، ١٣٢٩ش ، ص ١٤٧؛ ایزدپناه ، ج ١، ص ١٥؛ راولینسون ، ص ١٥٢؛ شهبازی ، ص ١٣٤).
ظاهراً منطقة پیشکوه کمابیش با ولایت قدیمی و تاریخی مِهرَجانْ قذَق * و شهر قدیمی سیمره * واقع در ایالت جبال (عراق عجم ) مطابق بوده است و قوم کاسیان در دشتهای آن می زیسته اند. شهر تاریخی ماداکتو (از پایتختهای عیلامیان در کنار رود سیمره ) و شهر قدیمی شاپورخاست * (نزدیک خرّم آباد امروزی ) در این منطقه قرار داشته است (ایزدپناه ، ج ١، ص ٦٧؛ راولینسون ، ص ٦٧؛ نیز رجوع کنید به مسعودی ، ص ٤٩؛ مجمل التواریخ والقصص ، ص ٦٤؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل «ماداکتو»، «مهرجان قذق »).
در دورة مغول ، پیشکوه و پشتکوه به لُر کوچک معروف بود. در قرن دهم این دو منطقه «لرستان فیلی » نام گرفت
و ادارة پیشکوه در دست والیان لرستان بود (مینورسکی ، ص ١٣؛ رجبی ، ص ٩٨ـ٩٩؛ میرزا سمیعا، ص ٤؛ راولینسون ، ص ٥١). در دورة قاجار، والیان پشتکوه عهده دار ادارة پیشکوه بودند و قلعة فلک الافلاک خرّم آبادِ پیشکوه ، مرکز حکومت آنان (تا زمان فتحعلی شاه ) بود. پس از چندی ، حکومت این منطقه به حاکم کرمانشاه محول شد (راد، ص ١٩١؛ راولینسون ، ص ٥١ ـ٥٢؛ ساکی ، ص ٤ـ ٥؛ رجبی ، ص ٩٨). پیشکوه در دورة قاجار مرکز آشوبهای پی در پی (بویژه درگیریهای طایفه ای ) بود که تا اواخر این دوره و حتی مدتی پس از آن نیز ادامه داشت .
راولینسون که در ١٢٥٢/١٨٣٦ به این منطقه سفر کرده بود، مرز میان دو منطقة پیشکوه و پشتکوه را صحرای لُرت / لورت (در کنار رود سیمره با خرابه هایی از دوران اشکانی و ساسانی ) و رود سیمره ذکر کرده است (ص ٦٤). وی می نویسد که طوایف بزرگ پیشکوه ، خان بزرگ نداشتند و امور هر طایفه با چهار یا پنج توشمال (کدخدا) اداره می شد. وی تعداد خانوار پیشکوه را سی و هشت هزار و مالیات آنجا را چهل هزار تومان ذکر کرده است (ص ١٥٢، ١٥٤). به نوشتة کرزن ، در ١٣١٠ این منطقه مستقیماً زیر نظر حکومت مرکزی اداره می شد (ج ٢، ص ٣٣٠ـ٣٣١). در این دوره تجارت اسلحه و مهمات بیشتر از هر چیز دیگر در پیشکوه رواج داشت
(آریا لرستانی ، ص ١٠٥).
در زمان جنگ جهانی اول نیز انگلیسیها به سبب ناامنی منطقه موفق به مساحی پیشکوه و بالاگریوه نشدند (گابریل ، ص ٣٧٢). در همین دوره ، در پی پیشروی روسها به بخشهایی از مغرب ایران و لرستان ، طوایفی از پیشکوه و پشتکوه توانستند آنها را تا قزوین عقب برانند (ایزدپناه ، ج ١، ص ٣٠٣).
در ١٢٩٦/ ١٢٥٨ش سیاح محلاتی وضع اهالی این منطقه را بسیار بد توصیف کرده است (ص ٢٢٤ـ٢٢٥). ظاهراً اخذ مالیاتهای سنگین از سوی والیان تأثیر نامطلوبی بر نحوة زندگی اهالی آنجا داشته است که از جملة آن مالیاتها می توان به «تش شماری » و «شاخ شماری » اشاره کرد (لمتون ، ص ٥٠٩ ـ٥١٠).
به نوشتة گارثویت در ١٣٠٢ش ، جمعیت لُرهای پیشکوه ، پشتکوه و بالاگریوه را ٧٠٢ ، ٣٦ خانوار تخمین زده بودند؛ او یادآور شده است که زبان ، سیاست ، اقتصاد، اعتقادات و نیز جغرافیای آنها از ایلهای دیگر جداست (ص ٤٦).
در ١٣١٣ش ، در دورة رضاشاه ، مساحی از تمام نواحی پیشکوه آغاز شد و براون تعدادی از نقاط مهم را با مختصات ریاضی مشخص کرد (گابریل ، ص ٣٧٢). اخذ مالیات نیز در این دوره رو به زوال گذاشت ؛ هرچند که پس از کنار رفتن رضاشاه از حکومت و نفوذ خانهای عشایر تا مدتی این مالیاتها از مردم دریافت می شد ( رجوع کنید به لمتون ، ص ٥٠٩ـ٥١٠). در ١٣١٥ش ، درپی تصمیماتی برای احداث جاده و ساکن کردن عشایر پیشکوه ، درگیریهایی میان ارتش رضاشاه و عشایر به وجود آمد که به کشته شدن شماری از عشایر لُر، به دست نظامیان به فرماندهی سپهبد امیراحمدی ، منجر شد (داگلاس ، ص ١٧٠ـ١٧٦).
در اواخر سدة سیزدهم تا چند دهة اول سدة چهاردهم شمسی (نیمة اول سدة بیستم ) منطقة پیشکوه هدفی مطلوب برای محققان تاریخ قدیم و باستان شناسان اروپایی به شمار می رفت و طی این دوره اشیائی از دورة ماقبل تاریخ و هزاره های پیش و پس از میلاد به دست آمد. ازینرو اروپاییان بسیاری چون دمرگان ، هرتسفلد (در ١٣٤٣ش / ١٩٢٥)، گدار (در ١٣٠٩ ش / ١٩٣٠)، استارک (در ١٣١١ش / ١٩٣٢)، اشمیت (در ١٣١٣ـ١٣١٧ش / ١٩٣٤ـ ١٩٣٨)، استاین (در ١٣١٥ش / ١٩٣٦) و فیلد (در ١٣٣٩ش / ١٩٦٠) برای کاوشهای باستان شناختی به این منطقه سفر کردند. در این کاوشها تعداد زیادی آثار و اشیای باستانی بدست آمد و کتابهایی تألیف شد که به عنوان منابع معتبر تحقیقات باستانشناسی در تدوین تاریخ ایران باستان مورد استفاده قرار گرفت ؛
برخی از این اشیا نیز از ایران خارج شد که در موزه های معروف جهان نگهداری می شود ( رجوع کنید به نوروززادة چگینی ، ص ٢٢ـ٢٣؛
برگ ، ص ٨٧ ـ٩٧؛
گابریل ، ص ٣٧٦؛
نیز رجوع کنید به گدار و دیگران ، ص ٢١٠ـ٢١٤؛
استارک ، ص ٣ـ٦٦).
نیز رجوع کنید به لرستان .
منابع :
(١) محمدحسین آریا لرستانی ، لرستان در سفرنامه ی سیاحان ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٢) فریا استارک ، سفری به دیار الموت ، لرستان و ایلام ، ترجمه و حواشی علی محمد ساکی ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٣) حمید ایزدپناه ، تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان ، ج ١، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٤) لوئی وان دن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رمن گریشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران ١٣٤٥ش ؛
(٥) ویلیام اورویل داگلاس ، سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی ، ترجمة فریدون سنجر، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٦) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ش ؛
(٧) ناصر راد، تاریخ سرزمین ایلام : از روزگار باستان تا انقراض حکومت والیان لرستان و ایلام ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٨) هنری لرزیک راولینسون ، سفرنامة راولینسون : گذر از ذهاب به خوزستان ، ترجمة سکندر امان اللهی بهاروند، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٩) امین رجبی و صفر رجبی ، «والیان لرستان »، در لرستان نامه ، ج ١، به کوشش فرید قاسمی ، خرّم آباد ١٣٧٥ش ؛
(١٠) علی محمد ساکی ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، خرّم آباد ?( ١٣٤٣ ) ؛
(١١) محمدعلی بن محمدرضا سیاح ، خاطرات حاج سیاح ، یا، دورة خوف و وحشت ، چاپ حمید سیاح و سیف الله گلکار، تهران ١٣٥٩ش ؛
(١٢) عبدالله شهبازی ، مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٣) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ .وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(١٤) بهمن کریمی ، جغرافیای مفصّل تاریخی غرب ایران ، تهران ١٣١٦ش ؛
(١٥) همو، راههای باستانی و پایتختهای قدیمی غرب ایران ، تهران ١٣٢٩ش ؛
(١٦) آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(١٧) جین رالف گارثویت ، تاریخ سیاسی ، اجتماعی بختیاری ، ترجمه و حواشی مهراب امیری ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(١٨) آندره گدار و دیگران ، آثار ایران ، ترجمة ابوالحسن سروقد مقدم ، مشهد ١٣٦٥ـ ١٣٦٨ش ؛
(١٩) آن کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران ١٣٤٥ش ؛
(٢٠) مجمل التواریخ و القصص ، چاپ محمدتقی بهار، تهران ١٣١٨ش ؛
(٢١) علی بن حسین مسعودی ، التنبیه والاشراف ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٢) میرزا سمیعا، تذکرة الملوک ، چاپ محمد دبیر سیاقی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٢٣) ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی ، لرستان و لرها ، در دو سفرنامه دربارة لرستان ، نوشتة سیسیل جان ادموندز و بارون دوبد، ترجمة سکندر امان اللهی بهاروند و لیلی بختیار، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢٤) ناصر نوروززادة چگینی ، «هیأت هلمز: نخستین فعالیتهای باستان شناسی در لرستان »، در لرستان نامه .
/ معصومه بادنج /