دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٧٩
توات (یا به طور مرسوم توآت ) ، منطقه ای در جنوب غربی الجزایر. این منطقه نزد مورخان مغربی (مراکشی ) چندان شناخته شده نیست . ابن بطوطه (ج ٢، ص ٧١٢) به اختصار، از عبورش از توات در ٧٥٤ یاد کرده و ابن خلدون در العبر (ج ٦، ص ٨٠) بدان اشاره نموده ، اما این اطلاعات ناچیز است . گسترش قدرت استعماری در الجزایر نیز تغییر چندانی در این وضع پدید نیاورد و توات تا زمان مستعمره شدنش در ١٣١٨/١٩٠٠، ناشناخته باقی ماند. ریشة این نام مشخص نیست ، اما به نظر می رسد که واژه ای بربر باشد. بعضی معتقدند ت ـ وا ـ ت به معنای واحه است (مارتین ، ١٩٢٣) یا اینکه توات ، جمع طیط (واژه ای در زبان بربرهای زِناته ) و به معنای چشمه است (معروف ، ١٩٨٠).
توات بین َ٧ ْ٢٦ و َ٥ ْ٢٨ عرض شمالی و ْ١ طول غربی و ْ١ طول شرقی واقع است و گودال وسیعی است که صحرای بزرگ غربی در شمال ، صحرای چِچ در مغرب ، تنزروفت در جنوب غربی و فلات تادمیت در جنوب شرقی آن قرار دارد. حدود ١٥٠٠ کیلومتر فاصله با اقیانوس اطلس و ١٢٠٠ کیلومتر فاصله با دریای مدیترانه ، تأثیرپذیری این منطقه را از دریاها به صفر رسانده است . به گفتة گوتیه ، توات در واقع باریکة ارضی به طول ششصد کیلومتر است ، اما بیشتر مؤلفان آن را ناحیه ای دویست کیلومتری ، شامل دوازده گروه قصور ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) ، می دانند. در الجزایر مستقل ، بعضی از این قصور در یک دایره گروه بندی شدند و بقیه به صورت کمون ها (مزارع اشتراکی ) در آمدند.
امروزه ، توات در ولایت اَدرار قرار دارد. در ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦، در شانزده کمونِ توات (از بین ٢٨ کمون کل ایالت ادرار) ٠٠٠ ، ٢٢٤ تن زندگی می کردند.
محیط زیست و اقتصاد محلی . بارندگی در این ناحیه ناچیز (یازده میلیمتر در سال )، میزان تبخیر شدید، و پوشش گیاهی تُنُک است . این ناحیه متشکل است از تپه های شنی ، همراه با بیابانهایی به نام حَمادِه و اِرگ و خاکهای کم وبیش رسوبی . پوشش گیاهی این منطقه با محیط نامساعد آن تناسب دارد: اقاقیا (طَلح )، گز (تلای )، حَنْظَل و مانند آن . بجز برخی نواحی ، همچون واد مسعود و دایه ها و شَطها و سَبخه هایی که معمولاً خشک اند، در سایر مناطق آب کمیاب است . با این حال مردم صحرا با استفاده از روش ماهرانة آبیاری فوگّره ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «قنات . ٢»)، از مخزن عظیم آب زیرزمینی (٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر زیرزمین ) بهره می گیرند. توات همراه با گُرّاره ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، تکملة ٥ـ٦، ذیل"Gourara" ؛ گورره * ) و تیدیکِلْت ، از شبکه ای با بیش از ١٧٠٠ فوگّره بهره می برد. آبی که به این طریق به سطح زمین می آید به فروش می رسد و بدقت توزیع می شود.
بنابراین ، توات کاملاً بیابانی نیست ، بلکه یکی از ٢٤٨ قصوری است که هنوز مسکون اند. قصر (در زبان محلی گسَر) ناحیه ای اداری است متشکل از بخشها و اراضی مسکون که معمولاً بین صد تا دویست تن سکنه دارد. هر گروه از این قصور واحدهایی با یک نام مشخص تشکیل می دهند (تمّی ، بودَه ، تَمِنْطیط ، تسبت /تسابت و مانند آن ) که باید آنها را واحه نامید، عجیب است که هیچ واژة محلی برای آنها وجود ندارد. به منظور نگهداری ذخایر غذایی در انبارها و سیلوها، قصبه ها یا استحکاماتی ساخته می شد. توات پیشتر مرکزی بازرگانی ، برای آمدوشد و معاملات قبایل بود و از بعضی قصور به عنوان انبار در تجارت کاروانها استفاده می شد. دومین عنصر حیاتی قصر، نخلستانهای آن است که در اصطلاح محلی الجَنَّه (به معنای باغ ) نامیده می شود. زیر سایة درختان خرما، گیاهان خوراکی ، به ردیف ، در قطعه زمینهایی کوچک کاشته شده است . ٢٠٠ ، ٧ هکتار از این زمینها به روش سنّتی و ٠٠٠ ، ١٠ هکتار با شیوه های جدید، بویژه با استفاده از پمپهای آبیاری ، زیرکشت رفته است .
تاریخ سیاسی و اقتصادی توات ، در فراز و نشیبهای گوناگون قدرتها و سلسله های شمال افریقا دخیل بوده است . قبایل مَعقِل * ، مَغراوه * و بنویفرن * از بیم موحدون به توات پناهنده شدند. ابوعلی ، پسر عثمان مَرینی دوم ، در آغاز قرن هشتم توات را فتح کرد و دو قرن بعد، سلطان احمد منصور مراکشی این ناحیه را تحت فرمان خود در آورد. موقعیت خاص توات در تجارت ماورای صحرا، علاقة حاکمان مراکشی به این منطقه را توجیه می نماید. برده های سیاه به عنوان مهمترین کالای تجاری ، پس از انتقال از جنوب و قبل از اعزام به شمال ، در توات گردآوری می شدند. این روند، از قرن دهم تا چهاردهم / شانزدهم ـ بیستم ، به سبب افزایش تجارت دریایی و رشد اقتصاد پولی ، بتدریج رو به افول نهاد.
جمعیت شناسی و ساختار اجتماعی . موقعیت توات به عنوان محل تلاقیِ اقوام مختلف ، منجر به همزیستی مسالمت آمیز و دیرپای بربرهای زناته ، یهودیان ، اعراب و سیاهان افریقایی در این منطقه شد. زناته احتمالاً همان گتولها/ ژتولها ی مذکور در اثر پلینی بودند و جاینام ناحیه نشان می دهد که قدیمترین ساکنان توات بوده اند. یهودیان دومین گروه قدیمی را تشکیل می دهند و امروزه مُهاجریّه به کسانی اطلاق می شود که به نظر می رسد از نژاد یهود باشند. عموماً گفته شده که آنها بازماندگان یهودیان پراکندة جامعة سیرنائیک (بَرقه ) هستند که در ١١٨ میلادی ، امپراتور ترایانوس آنها را از سیرنائیک بیرون راند و آنها تا ورود فقیه تلمسان ، محمدبن عبدالکریم مَغیلی * ، در حدود ٨٩٥/١٤٩٠، با آرامش در توات زندگی می کردند. مغیلی ، به رغم مخالفت فقهای محلی ، یهودیان را آزار و اذیت ، و جماعتی از مسلمانان را به تخریب کنیسة توات تحریک کرد.
آخرین گروه ، اعراب اند. برخی از منابع حضور آنها را در توات به قبل از قرن چهارم نسبت می دهند، اما در واقع ، در قرن هفتم بود که کوچ نشینانی از طایفة عرب معقل از جنوب به توات رسیدند.
آنگاه به عامل تمایزات قومی ، عامل اجتماعی نیز افزوده شده بود. گروههای دیگری به بربرها و یهودها اضافه شد: الف ) شُرْفا (شُرَفا)ی توات ، که در تمام مغرب به آنان حَسَنی گفته می شد؛
ب ) مُرابطون که همراه با شرفا سرانجام طبقة مسلط و مالک آب و زمین و نخلستانهای خرما و از پرداخت مالیات معاف شدند؛
ج ) حرار (احرار: مردم آزاد) عربها و بربرهایی که نه ارباب و نه رعیت بودند؛
د) مهاجریّه که منشأ عبری ـ بربری داشتند، نه ارباب و نه رعیت بودند و گاه گورستانهایی مخصوص به خود داشتند؛
ه ) عَبید یا بردگان که از طُرقی منزلت اجتماعی قانونی به دست آوردند؛
و) حَرطانی * ها، عنوانی که برای برده های آزاد شده به کار می رفت . حراطین ، از گذشته تاکنون در مقیاس وسیعی ، شالودة نیروی کار در زندگی اقتصادی توات بوده اند. طبق سرشماری فرانسه ، در ١٣٢٤/١٩٠٦ آنها حدود ٤٠% از کل جمعیت پنجاه هزار نفری توات را تشکیل می دادند.
صفّ به عنوان ساختاری اجتماعی ـ سیاسی . صَفّ * (در تلفظ محلی : صُفّ) مانند لَفّ * ، نوعی اتحادیة پایدار و منحصر به فرد میان طوایف ، خاندانها و قبایلِ با خاستگاههای متفاوت است که همیشه مستلزم مواجهة جمعیِ گروهها با یکدیگر است . در گذشته دو صفّ قدرت را در توات بین خود تقسیم می کردند، هرچند که امروزه در صلح به سر می برند: یَحْمَد که تقریباً تمام اعراب این ناحیه به آن تعلق دارند و سُفیان که بربرهای زناته در رأس آن قرار دارند. در تمنطیط نیز دسته های رقیب مرابطون و دارِبْها حضور داشتند.
اخوتهای صوفیانه و زوایا. طریقتهای صوفیه از قرن نهم / پانزدهم در سراسر توات گسترش یافتند. گسترده ترین این طرق ، طیّبیة اوئزان (وَزّان ) است ، اما قادریه و یکی از
شاخه هایش به نام بَکّائیه که شیخ احمد بکّائیِ کُنتی بنیان گذاشت ، نیز پیروانی دارد. اخوتهای محلی دیگری نیز گسترش یافته اند: در شمال ، کَرْزازیه ، شاخه ای از شاذِلیه که احمدبن موسی کرزازی (متوفی ١٠٦٢) آن را تأسیس کرد؛
در بخشهای جنوبی ، توات ؛
رَجّانیه که مولای عبداللّه رجّانی آن را بنیان نهاد و هم اکنون نیز وجود دارد. زاویة کنتا/کنته ، که احمدبن محمدرجاد بنیانگذار آن بود، همراه با زاویة بَکْریه که شیخ بکری بن عبدالکریم (متوفی ٥٢٨) آن را تأسیس کرد، از معروفترین زاویه های توات اند.
تقریباً همة قصور دارای یک زاویه اند و برخی قصور هنوز به نام اولیایی که آنها را بنیان نهاده اند، خوانده می شوند (اولادالحاجّ، سی عبدالقادر، سیّدی یوسف ، بوعلی و غیره ). این امر به پاس آن است که این زوایا بعضی از آثار فرهنگی و تاریخی محلی ( نظیر ) تعدادی از نسخ خطی شبیه آنچه در کنته هست را در خود حفظ کرده اند. امروزه زاویة شیخ سیدحاج محمد کبیر بیش از ١٥٠٠ طلبه از سراسر توات را در خود جای داده است .
عرفا و علما. علمایی که در زاویه ها تحصیل کرده اند غالباً زوایای جدیدی تأسیس کرده اند. بعضی از آنها از خارج به توات آمده ، اما بیشتر بومی توات یا گورره بوده اند. اگر چه عمدتاً در کتابهای طبقات و تراجم به این افراد بی اعتنایی شده ، برخی از آنها به شهرت رسیده اند. حفناوی نام بیش از بیست تن از آنان را ذکر کرده است ( تعریف الخلف برجال السلف ، الجزیره ١٩٠٧ـ ١٩٠٩). ابن مریم ( البستان فی ذکر الاولیاء و العلماء بتلمسان ، الجزیره ١٩٠٨) از بعضی از آنهایی که در فاس به خوبی شناخته شده بودند، نام برده و احمدبابا از کسانی که در تَکْرور مشهور شدند یاد کرده است . در نسخة خطی نویافته اثر البَحّاوی با عنوان نسیم النفحات فی ذکر جوانب من اخبار توات (مجموعة شخصی )، حدود پنجاه تن از علمای توات یاد شده اند، از جمله عبدالکریم بن محمد تواتی (متوفی ١٠٤٢) معروف به عالم توات ، محمدالطیب معروف به باباهیدا مؤلف کتاب القول البسیط فی اخبار تمنطیط (نسخة خطی کتابخانة ملی فرانسه ، ش ٦٣٩٩ arabe ) و عبدالحقّ البکری قاضی توات (متوفی ١٢١٠) و سیدی محمدالبکری (متوفی ١١٣٣). دو فرد اخیر نمایندگانی از خاندانی قدیمی اند که زاویة آنها هنوز نزدیک تمنطیط دایر است .
در قرن حاضر، باید از سیدالحاجّ محمد بَدَوی عثمانی معروف به بلکبیر نام برد که شهرتش به سبب امامت مسجدجامع ادرار از ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠ به بعد و تأسیس یک مدرسة بزرگ و یک زاویه ، از منطقة خود فراتر رفته است .
وضع زبان شناختی . در حال حاضر اهالی توات تقریباً به طور کامل عرب زبان اند و زبان بربری زناته ، بر خلاف ناحیه گورره که این زبان همچنان در آنجا رایج و شکوفاست ، عملاً در توات از میان رفته است . با این حال ، زبان بربری توات ، آنقدر دوام آورد که زبان شناسان فرانسوی و الجزایری آن را ثبت و ضبط نمایند. همچنین تعداد زیادی از کتیبه های تفنغ در این ناحیه یافته شده است .
منابع :
(١) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطه ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢) ابن خلدون ؛
(٣) ابن مریم تلمسانی ، البستان فی ذکرالاولیاء و العلماء بتلمسان ، چاپ محمد ابن ابی شنب ، الجزایر ١٣٢٦/١٩٠٨؛
(٤) محمد حفناوی ، تعریف الخلف برجال السلف ، الجزیره ١٩٠٧ـ١٩٠٩؛
(٥) محمد عفیف ، «توات فی القرن التاسع عشر»، برای اخذ دیپلم تحصیلات عالیه ، دانشگاه رباط ١٩٨٢؛
(٦) محمود فرج ، اقلیم توات خلال القرنین الثامن عشر و التاسع عشر المیلادیین ، الجزیره ١٩٧٧؛
(٧) R. Basset, "Les ksours berbإrophones du Gourara", R. Afr., LXXXI /٣-٤ (١٩٣٧);
(٨) R. Capot-Rey, Probiةme des oasis algإriennes , Algiers ١٩٤٤;
(٩) idem, Le Sahara fran µais , Paris ١٩٥٣;
(١٠) Cdt. Colomieu, "Voyage au Gourara et ب l'Aougrout" Bull. Soc. Gإogr ., XIII (١٨٩٢), ٤١-٩٧, XIV (١٨٩٣), ٥٠-٩٧, XV (١٨٩٤), ٤٣٠-٤٦٦;
(١١) A. Cornet, "Essai sur l'hydrologie du Grand Erg...", Bull. Inst. de Recherches Sahariennes , VIII (١٩٥٢);
(١٢) P. Devors, "Le Touat, إtude gإographique et mإdicale", Archives de l'Inst. Pasteur d'Algإrie , XXV /٣-٤ (١٩٤٧), ٢٢٥-٢٥٨;
(١٣) J.-C. Echallier, Essai sur l'habitat sإdentaire traditionnel au Sahara algإrien , Paris ١٩٦٨;
(١٤) E.F. Gauthier, La conque ªte du Sahara , Paris ١٩١٠;
(١٥) idem, Le Sahara , Paris ١٩٢٨;
(١٦) N. Marouf, Lecture de l'espace oasien , Paris ١٩٨٠;
(١٧) A. G. P. Martin, Quatre siةcles d'histoire marocaine , Paris ١٩٢٣;
(١٨) C. Nesson. "Evolution des ressources hydrautiques", in Recherches sur l'Algإrie. Mإmoires et documents , Paris: CNRS, n.s. XVII (١٩٧٥);
(١٩) J. Oliel, Les Juifs du Touat au moyen a ªge , Paris ١٩٩٤;
(٢٠) C. Sabatier, Touat, Sahara et Soudan. Etude gإographique, politique, إconomique et militaire , Paris ١٨٩١;
(٢١) K. Suter, "Etude sur le Touat", Rev. Gإogr. Alpine (١٩٥٢), no. ٧;
(٢٢) United Kingdom. Naval Intelligence Division, Admiralty Handbooks, Algeria , London ١٩٤٣;
(٢٣) i, ٦٦-٦٨ and index;
(٢٤) نیز رجوع کنید به EI ٢ , s.vv. "Adrar " (by R. Capot-Rey), "Al-Magh ¦âl ¦â" (by J.
(٢٥) O. Hunwick), "K ¤anat. II ";
(٢٦) suppl. fascs. ٥-٦, Leiden, ١٩٨٢. s.v. "Gourara" (by Xavier De Planhol);
برای اطلاع بیشتر در بارة وضع زبان شناختی ناحیه رجوع کنید به R. Basset, "Notes de lexicographie berbةre. Vocabulaire du Touat et du Gourara, argot du Mzab, dialecte
des Touaregs Aouelimmiden", JA , ser. ٨, vol. X
(٢٧) (١٨٨٧), ٣٦٥-٤٦٤;
idem, Loqman berbةre , Paris ١٨٩٠
(٢٨) داستانهایی به زبان بربری توات ) (شامل ;
(٢٩) M. Mammeri and C. Brahimi, "Les activitإs du CRAPE durant l'annإe ١٩٧٠", Lybica , XVIII (١٩٧٠), ٢٨٩-٢٩٥;
(٣٠) J.-C. Echallier, Villages dإsertإs et structures agraires anciennes du Touat Gourara (Sahara algإrien) , Paris ١٩٧٢ (کتیبه های تفنغ ) ;
(٣١) M. Rouvillois-Brigol, C. Messon and J. Vallet, Oasis du Sahara algإrien , Paris ١٩٧٣ (شامل اصطلاحات زبان بربری ) ;
(٣٢) Mammeri, "Le dernier document en berbةre de Tamentit", in Awal , i, ١٧٦-١٧٧.
/ عبدالرحمان موسائویی ( د. اسلام ) /